Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

زن، ۱۸ ساله: «حاضرم اعدام شوم، اما با او زندگی نکنم.» قاضی: «پس باید خُلع بدهی.» زن: «خُلع نمی‌دهم. او کرامت و عزّتم را گرفته. چرا من باید خُلع بدهم؟» قاضی: «زن ناقص‌العقل است.»

48,452 görüntüleme • 6 gün önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

دوست قدیمی من نوید نجاران چهار سال پیش در اعتراضات زن زندگی به اتهام قتل یک بسیجی به اسم علی‌وردی به اعدام محکوم شد. چهار سال شب و روز از ترس مرگ خوابید و دیوان عالی گفت فیلم شب اعتراضات نشون میده اصلأ نوید نجاران نزدیک اون بسیجی نشده! و پرونده را به دادگاه انقلاب برگردوند. هفته پیش دادگاه انقلاب تأیید کرد نوید بی‌گناه هست. 🔸حالا این هفته قاضی صلواتی حکم داده: هرچند بخاطر «قتل» بی‌گناه هست ولی باید بخاطر «افساد فی‌اَلأرض» نوید نجاران را اعدام کرد!! چرا نگفته «محاربه»؟ چون نوید حتی چاقو هم دستش نبوده پس نمی‌شده بخاطر «محاربه» اعدامش کنند برای همین «افساد فی‌اَلأرض» را بهانه کردند. 🔺این پسر را ۲۹ سالگی بازداشت کردید. الان ۳۳ ساله‌اش هست! چهار سال، شب و روز با ترسِ آویزون شدن، زندگی کرد. چهار سال یعنی هزار و چهارصد روز ترس از اعدام شدن… جدی شما دیگه کی هستید؟ تاریخ مگه میشه شما را فراموش کنه؟ مگه‌ میشه فرزندان ما در آینده تاریخ را بخونند و نگن ای بدبخت پدران ما؟

حقوق خصوصی

99,587 görüntüleme • 3 ay önce

در کارناوال کلن، زنی با برقع اجباری و در زنجیر، زیر سلطه طالبان، با نام نمادین «Miss Afghanistan» به نمایش گذاشته شد تصویری تکان‌دهنده از واقعیتی که امروز میلیون‌ها زن افغان با آن زندگی می‌کنند. این تنها یک نمایش نبود، فریاد خاموش زنانی بود که از حق آموزش، کار، آزادی حرکت و حتی انتخاب ساده‌ترین حقوق انسانی محروم شده‌اند. برقع و زنجیر در آن صحنه، سمبول سال‌ها سرکوب، تبعیض و خاموش‌سازی صدای زن افغان بود. جهان باید بداند آنچه بر زنان افغانستان می‌گذرد، یک موضوع داخلی یا فرهنگی نیست،بلکه نقض آشکار حقوق بشر است. زن افغانستان جرم نکرده است که زندانی شود، تحقیر شود و از جامعه حذف گردد. اما پرسش اینجاست چگونه برخی زنان که خود در آزادی کامل زندگی می‌کنند، چشم بر این واقعیت می‌بندند و به جای ایستادن در کنار زنان مظلوم افغانستان، به نوعی توجیه‌گر وضعیت موجود می‌شوند؟ امروز سکوت، بی‌طرفی نیست،سکوت یعنی پذیرفتن ظلم. زنان افغانستان تنها نیستند. صدای ما خاموش نخواهد شد. حتی اگر ما را در زنجیر بکشند، حقیقت را نمی‌توان زندانی کرد. #WomenRights #AfghanWomen #StandWithAfghanWomen

‌ًSanam kabiri

73,782 görüntüleme • 6 ay önce

عرفان عزیزم، برادرم، نازنینم، چرا هر بار با خودم فکر می‌کنم دیگر از آنچه دیده‌ام تلخ‌تر وجود ندارد، اما باز هم دنیا چیزی دردناک‌تر نشانم می‌دهد؟ عرفان جانم، وقتی تصویرت را دیدم، با دستانی بسته، روبه‌روی دیوار، با چشمانی پر از اشک که با زحمت پاکشان می‌کردی، قلبم شکست. انگار تمام آن اشک‌ها از چشم‌های من می‌ریخت. من هم با تو گریه کردم، نه فقط برای رنجت، برای تنهایی‌ات، برای بی‌پناهی‌ات. عرفان جانم، تو چرا باید این‌گونه مظلوم بروی؟ چرا باید ج‌ا-ایی وجود داشته باشد تا صدایت را در گلوی ترس و اجبار خفه کند و بعد نامش را «اعتراف» بگذارند؟ چرا باید اشک‌هایت را کسی نبیند، یا بدتر، ببیند و باز هم نادیده بگیرد؟ عرفان عزیز، تو بی‌نام و نشان نبودی، تو برادر من بودی، با رویاها، با زندگی. درد ما، دیدن حقیقتی که تحریف می‌شود است، درد شنیدن صدایی که از سر اجبار بیرون آمده است، درد از دست دادن انسانی که حتی فرصت دفاع از خودش را نداشت. عرفان جان، روحت آرام. این بغض، این سؤال، و این زخم در دل ما زنده خواهد ماند تا انتقام تورا از ج‌ا بگیریم. #عرفان_کیانی

شرودینگر

92,333 görüntüleme • 4 ay önce

از وقتی خودم را به عنوان انسان شناختم «بی دین شدم» رژیم های اسلامی و زنان سال قبل این ملا از منبر مسجد خیلی تند و وحشیانه خطابش به من این بود : باید در خیابان و چوک کابل لخت میشدم نه در سلول زندان، و در پشت موتر بسته میشدم تا پوستم به زمین میریخت… و تا پند میشد به زنانی که آزادی میخواهند. وحشت ایجاد میشد به زنی که میخواهد انسان بماند نه برده جنسی. بعد اکثرا نر های نکتایی دار و دانشگاهی افغانستان به من واژه «تفریط را استفاده کردند» چون من حق و حقوق انسانی خود را بیشتر از حرف این ملا و پیروانش در جامعه اسلامی، مردسالار و زن ستیز میخواهم. چون من در برابر این عقاید غیر انسانی، سرکوبگر صدای بلندتری داشتم. مطمین هستم اگر روزی در کوچه و پس کوچه توسط گلوله، چاقو مومن تروریست دیندار به قتل برسم، واکنش تان همین است که حق تفریط بودنم بود. مردان در ظاهر دانشگاه رفته نکتایی دار، اما بیچاره تر و ترسو تر ،عقده ی تر ازین ملا در برابر زنانی هستید که در برابر تبعیض جنسیتی، نژادی ، باور و عقاید ، دین،سیاست و جنگ تان اعتراض،مقاومت و ایستادگی بلدند. تعداد دیگر : ترا چه به سیاست،به جنگ؟ در حد فمینیست بودن و فعال حقوق زن باش😏 این جنگ و سیاست،دین ها ابتدا زندگی ما مردم عادی و زن غریب را تباه کرده و میکند. پس شرم میدانم تماشاگر،با عفت برای مردان و صلوات فرستنده باشم. خودم را خارج از قواعد دینی و مردسالاری به عنوان انسان با شرف به رسمیت میشناسم.

Zarmina Paryani

34,382 görüntüleme • 1 yıl önce

در بورلی‌هیلز، زنی که خودش را «پرشین (ایرانی)» معرفی می‌کرد، به چند نفر حمله لفظی کرد؛ آن‌ها را دنبال کرد و فریاد زد «برگردید به کشورتان» همراه با توهین‌های نژادپرستانه. نمونه‌ای روشن از این‌که چطور کسی که خودش مهاجر است، روی همان سرزمینی که در آن زندگی می‌کند، نفرت‌پراکنی می‌کند. 📝 این اتفاق بعد از خروج چند نفر از رستوران Fogo de Chão در Beverly Hills رخ داد. زن مهاجم با الفاظ نژادپرستانه («n**ers» و «spcks») آن‌ها را خطاب قرار داد و گفت به کشور خودشان برگردند. او در صحبت‌هایش تأکید داشت که پرشین (ایرانی) است. ‼️ «پرشین کارن» یعنی چه؟ «کارن» در فرهنگ اینترنتی به زن سفیدپوستِ طلبکار و برتری‌جو گفته می‌شود که معمولاً رفتاری نژادپرستانه یا پرخاشگرانه دارد. وقتی می‌گویند «پرشین (ایرانی) کارن»، منظور زنی از جامعه‌ی ایرانی/پرشین است که همان الگوی رفتاری را بازتولید می‌کند: نژادپرستی، طلبکاری، و پرخاش در فضای عمومی. 📅 این ویدیو مربوط به پنج هفته پیش است. #نژاد_پرستی

آرش یوسفی -ARASH

88,088 görüntüleme • 11 ay önce

بر اساس روایت منابع مطلع، ماموران به‌دلیل خالکوبی تصویر رضاشاه و نماد تاج بر بازوی امیرحسین، پوست و گوشت این بخش از دست او را با تیغ و کاتر بریدند و در نهایت با شلیک تیر خلاص او را کشتند. امیرحسین پیش‌تر در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ زمانی که تنها ۱۶ سال داشت، بازداشت شده بود. به گفته منابع نزدیک به خانواده، امیرحسین حدود ساعت ۱۰ شب ۱۸ دی‌ در حوالی خیابان ۳۰ متری باقرشهر هدف گلوله‌های ساچمه‌ای قرار گرفت و مجروح شد. او سپس بازداشت و به بیمارستان منتقل شد، اما خانواده‌اش برای مدتی از محل نگهداری و سرنوشت او اطلاعی نداشتند. زمانی که خانواده سرانجام پیکر امیرحسین را در کهریزک پیدا کردند و تحویل گرفتند، آثار گسترده ضرب‌وجرح و شکنجه روی بدن او دیده می‌شد. صورت و بخش‌های مختلف بدنش به‌شدت کبود بود و آثار شکستگی در فک، بینی و شانه‌هایش مشاهده می‌شد. بر پایه اطلاعات رسیده، روی بازوی امیرحسین تصویر رضاشاه و نماد تاجگذاری خالکوبی شده بود. ماموران این قسمت از بازوی او را بریده و بخشی از پوست و گوشت دستش را از بین برده بودند. منابع آگاه همچنین از وجود خالکوبی نام ایران روی گلوی امیرحسین خبر دادند و گفتند آثار فشار بند کفش بر گردن او مشاهده شد. #امیرحسین_نوبخت

Immortal 🇮🇷

38,599 görüntüleme • 1 ay önce

هشدار محتوای آزاردهنده: این تصاویر ویدئویی تکان دهنده تصاویر ویدئویی از بدن زنی است که چند روز پیش عکسی از خود را بعد از شلاق خوردن در تهران برایم فرستاده بود. او نوشته بود «این تصویر واقعی زندگی زن در جمهوری اسلامی است. پیکری زخمی از شلاق ستم اما استوار.» فکر می‌کنید چقدر قدرت می‌خواهد ایستادن بر چنین تن رنجوری از شلاق چنین استوار. چقدر باور به عدالت و حقیقت. در آستانه ابلاغ شدن لایحه ننگین «حجاب و عفاف» می‌خواهم با انتشار این ویدئو یادآوری کنم، که این تازه پیش از اجرایی شدن این قانون جدید است. سطح فاجعه ستم جنسیتی عظیم تر از این حرف‌هاست و البته مقاومت زنان سر بلند ایران نیز. همه فعالانی که دسترسی به جامعه جهانی دارند باید اکنون صدای این زنان باشند و بحث آپارتاید جنسیتی را بیش از پیش در نظم بین المللی جدی بگیرند. کسانی که هم نوشتند که با این قانون جدید، آپارتاید جنسیتی در ایران قانونی شد. اتفاقا باید گفت قبلا هم آپارتاید علیه زنان ایران قانونی و شرعی بود و دقیقا به همین دلیل است که ما سالهاست ‌ فریاد می‌زنیم نظم جهانی باید مفهوم آپارتاید جنسیتی را در خود بگنجاند و جمهوری اسلامی و طالبان را ذیل آن قرار دهد. جمهوری اسلامی پیش از این هم نظام آپارتاید جنسیتی را قانونی و ساختارمند کرده بود فقط شبکه‌های اجتماعی و دوربین‌هایی که شده است اسلحه‌ی زنان، حالا این خشونت‌های سیستماتیک را علنی‌تر و زنان را متحدتر کرده است. این دیگر فقط آپارتاید جنسیتی نیست، ابن برده‌داری اسلامی و بسیج گسترده مردسالاری اجتماعی به سوی زنان است که می‌تواند در صورت دست کم گرفته شدن این طرح، خطرات وحشتناکی بیافریند. این قانون جدید حجاب فقط توهین به زنان ایرانی نیست بلکه توهین به زنان و مردان آزادی‌خواهی است که نمی‌خواهند برده و مطیع چنین حکومت واپسگرایی باشند. با اتحاد و‌ همبستگی در برابر این جنگ تمام‌عیار علیه زنان می‌ایستیم. #زن_زندگى_آزادى‌

Masih Alinejad

53,051 görüntüleme • 1 yıl önce

روایت مرگ یک رؤیا، جنایتی علیه شورِ زندگی: جاوید نام زهرا (رها) بهلولی‌پور، جوانی بود در آستانه شکفتن، دختری ۲۲ ساله با چشم‌هایی پر از آینده و ذهنی پر از رؤیا. دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران بود، ورودی مهر ۱۴۰۲، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، اهل فیروزآباد فارس؛ دختری که می‌خواست زبان بیاموزد تا دنیا را بفهمد، سفر کند، زندگی کند، و در وطنی آزاد نفس بکشد. او نه دنبال قدرت بود و نه وابسته به هیچ جناح و گروهی؛ فقط به زندگی ایمان داشت و به شعاری ساده و انسانی: زن، زندگی، آزادی. جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۰، میدان فاطمی تهران. گلوله‌ای مستقیم از پشت سر، بی‌هشدار و بی‌دفاع. نه درگیری بود، نه خشونت، نه تهدید؛ فقط راه رفتن یک دختر جوان با تمام آرزوهای ناتمامش. رها روی زمین افتاد، همراه با آینده‌ای که هنوز فرصت زیستن نیافته بود. رهگذری با موتور او را به بیمارستان مهر رساند، اما ساعت ۲۰:۴۰، جوانی‌اش تمام شد؛ نه با بیماری، نه با حادثه،با ترس حکومتی که از شور زندگی نسلش وحشت دارد. چهار روز، خانواده‌اش میان امید و کابوس معلق ماندند؛ چهار روز پیکر دختری که قرار بود فرداهایش را زندگی کند، در اختیار نهادهای امنیتی بود. و سرانجام سه‌شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴، در سکوتی تحمیلی و زیر سایه تهدید، رها را به خاک سپردند؛ بی‌آن‌که اجازه دهند مادرش با صدای بلند گریه کند یا پدرش نام دخترش را فریاد بزند. پدر و مادرش زنده‌اند، اما شکسته؛ زیر فشار امنیتی و در سوگی که کلمات تاب گفتنش را ندارند، فعلاً توان سخن گفتن ندارند. رها عدد نیست، خبر نیست، ابزار تبلیغ نیست. او روایت مرگ یک رؤیاست؛ جنایتی علیه شور زندگی. او یکی از نام‌های #انقلاب_ملی_ایران است، نماد نسلی که می‌خواست زندگی کند و با گلوله پاسخ گرفت؛ نسلی که رؤیاهایش از هر سلاحی برای استبداد خطرناک‌تر بود. فیلم و عکس از طرف خانواده رهای عزیز برایم ارسال شده. #IranMassacre #IranRevolution

Golshan

12,386 görüntüleme • 7 ay önce

٢٧ سال پیش، روز ۲۵ تیر ۱۳۷۸، پنج روز پس از حوادث خونین کوی دانشگاه، سه مأمور مسلح با لباس شخصی و‌ خودروی بدون پلاک زنگ خانه پدر و مادر سعید زینالی، دانشجوی معترض رشته کامپیوتر را زدند و از سعید خواستند برای چند دقیقه پایین بیاید، سعید که به مقابل در خانه می‌رود او را سوار ماشین می‌کنند و به مادربزرگ او می‌گویند: «ده دقیقه دیگر می‌آید.» اما سعید هرگز به خانه برنگشت… ٢٧ سال است که خانواده سعید دادخواه او هستند، اکرم نقابی، مادر سعید و خواهرش را در سال ۱۳۸۸ بازداشت کردند و تحت بدترین شکنجه‌های روحی و روانی در سلول‌های انفرادی قرار دادند تا علیه هم اعتراف کنند. برای رنج‌دادن خواهر سعید و شکنجه دادن او که در آن زمان تنها ۲۲ سال داشت؛ می‌گویند: «مادرت دنبال دو تیکه استخوان است.» به مادرش گفتند که حتی برای دیدن جنازه سعید هم باید با ما همکاری کنید و هر آن چه که ما می‌خواهیم را بگویید. مادر سعید را با شکنجه دخترش رنج دادند تا مهر سکوت بر لبانش بزند و دست از دادخواهی بردارد. مسعود زینالی، برادر سعید در گفتگویی اظهار کرده: «مادرم هر روز امید دارد که سعید زنگ در خانه را بزند، یا حداقل تماسی بگیرد.» مادر #سعید_زینالی هنوز امیدوار و چشم به راه است.

Amir Farshad EBRAHIMI

33,981 görüntüleme • 1 ay önce

دم تبریز گرم انتشار صدها پوستر و شبنامه در تبریز: رویا ذاکری کجاست؟ فعالین سیاسی و‌ مدنی در تبریز با انتشار گسترده‌ی تصاویر رویا ذاکری در مناطق مختلف این شهر، خواستار روشن شدن وضعیت این شهروند ترک گردیدند. #رویا_ذاکری که اکنون به عنوان #دختر_تبریز مشهور است، زن جوان معترضی است که در ۲۳ مهر در تبریز بازداشت شد، پس از دستگیری در اقدامی مشکوک به بیمارستان «اعصاب و روان رازی» منتقل شده و «ممنوع‌الملاقات» گردید. رژیم ایران پیش از این نیز سابقه داشته که فعالان بازداشت شده را با ادعای داشتن اختلالات روانی به بیمارستان برده و با تزریق داروهایی آنها را دچار مشکلات شدید جسمانی و بعضا مرگ نماید. رویا ذاکری ٣١ ساله، اهل مرند و فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته کامپیوتر است. ‌ در ۲۳ مهر ویدیویی از رویا ذاکری در تبریز منتشر شد که او را در حالی که شالش روی شانه‌اش بود،‌ نشسته روی زمین نشان می‌داد. او به زبان ترکی فریاد می‌زد: «من امنیت ندارم» و «مرگ بر خامنه‌ای، مرگ بر دیکتاتور». گفته شد که این رویداد در پی «تذکر و درگیری ماموران بر سر حجاب» رخ داده است. گفتنی است عصر روز شنبه ۲۹ مهرماه ۱۴۰۲ رویا ذاکری از بیمارستان رازی تبریز به اداره اطلاعات تبریز منتقل شده است. در پوسترهای انتشار یافته در تبریز که شعارهایی به زبانهای ترکی، عربی، بلوچی و انگلیسی نوشته شده است #دختر_تبریز_کجاست ؟

Amir Farshad EBRAHIMI

26,351 görüntüleme • 2 yıl önce

قطعه‌ی «کفن» از خود ملت است. موسیقی الکترونیک آن توسط بابک رضوانی، با همکاری میلاد عطایی در ساخت تصاویر و با صدای شاهین نجفی ساخته شده است. این اثر به صورت رایگان منتشر می‌شود. در آستانه‌ی فرارسیدن شهریور خونین تمامی نیروی خود را در جهت روشن نگاه داشتن آتش انقلاب ملی ایران به کار می‌گیریم. با شعار «زن زندگی آزادی» و «مرد میهن آبادی» در راه رهایی ایران عزیز از استبداد دینی با اراده و عزمی دوباره می‌جنگیم. ما یقین داریم رهایی ایران و ایرانیان جز به واسطه‌ی یک جنبش بزرگ روشنگرانه‌ی خرافی‌ستیز ممکن نیست. این اراده در عرصه‌ی سیاسی متکی به خواست‌های تاریخی ما از عصر مشروطه تا به امروز است. آزادی، امنیت، رفاه و سلامتی باید در فضایی دموکراتیک فراهم شود. ما خواستار بازگشت عزت و احترام به ملت بزرگ ایرانیم. برای ایرانی آزاد، شاد، رنگارنگ، متکثر برای تمام آنانکه خون‌شان درخت بزرگ آزادی را آبیاری کرد #سرنگونی #انقلاب_ملی_ایران #مهسا_امینی #۲۵_شهریور

Shahin Najafi 𓃬☼

76,727 görüntüleme • 3 yıl önce