Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

سلام کردن امام جماعت به کودک وسط نماز چه قشنگ جواب سلامشو داد🫠😍

59,513 görüntüleme • 9 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

«به علت ریپورت شدید،دوباره بارگذای کردیم!» از نون شب واجبتر،شناختن این جماعت است، بخوانید: این #چپ هرزه! 🔴در همیشه تاریخ معاصر،این چپ ها در کنار ملی مذهبی ها و اسلامیست ها در اوج دغلبازی،دروغ و فریب،وام گیر چکش و داس کمونیست بودند تا بر پیکره ی ایران هجوم آورند و تنش را تکه تکه کنند. ۱-ایران رو به نابودیست،بی آبی و از دست دادن سد ها،یک فاجعه ی وسیه زیست محیطی و انسانی است و تابستانی که بی شک آبستن فلاکت خواهد بود. ۲-ترکیب افغانی مزدور با کارنامه ی فساد و اسلامیسم سادیسمی در همراهی این خشکسالی چه در تبلیغ و چه مدیریت و چه دیگر مصیبت ها. ۳-غزه وود و زنی که مدعی میشوند ۵ روز است غذا نخورده،اما مثل بلبل صحبت میکند،میخندد و علم لازم نیست که به شما بگوید در پنج روز غذا نخوردن،صورت اینچنین تکیده نمیشود،اینان استاد فریبند و امروزه هر چه کچل و کور و مریض را جمع کرده و مقابل دوربین آورده اند! 🟢هم میهنانم،از واژه ها نترسید،نگذارید با فاشیست گفتن شما را به عقب برانند،نگذارید با راسیست گفتن شما را بترسانند، #ملی_گرایی را نگذارید سرکوب کنند که ایران امروز را فقط ملی گرایان ناجی هستند. تسلیم و مقهور این شارلاتان بازی هایشان نشوید،غزه و افغان و عرب به ما چه ،این تروریست ها به وقت شیرینی پخش کردن و شادمان از ترور بودند، اینان را به ما چه وقتی ایران رو به نابودیست؟ 🟢نگذارید مشتی تروریست سیانور در دهان به شما بگویند فحاش که کلاشنیکف زیر لباس هایشان مسلح است،شجاع باشیم و فریب این غربتی ها را نخورید که اینان مسبب فاجعه ی امروزند،اینان قوم کثیف ۵۷ هستند. دیروز کیان پیر فلک و امروز رها شیخی را کشتند همین مبلغان کودکان غزه و سکوتشان که بوی مرگ میدهد. تفو بر تمام اعتقاداتتان،شرم بر این دلسوزی و همراهی غزه و لبنان و یمن وقتی فرزند ایرانی در خون میغلطد که ایران در اشغال مشتی شارلاتان غربتی است و این چپ هرزه! #پسرعاقل_نوح

پسر عاقل نوح

19,236 görüntüleme • 1 yıl önce

💣بدنه اجتماعی هسته سخت جمهوری اسلامی، بزرگترین خطر دوران پساخامنه‌ای برای ایران این آدمهایی که برای مرگ #خامنه‌ای تو این شرایط دارن عزاداری می کنن رو کسی به زور نیاورده بیرون. با ساندیس و اتوبوس مجانی هم اینجا نیستن. اینها همون پایگاه اجتماعی و فرهنگی و پیاده نظام #هسته_سخت قدرت جمهوری اسلامی هستن. کم و بیش ۱۵ تا ۲۰ درصد مردم. چیزی بین ۱۲ تا ۱۸ میلیون نفر. اینها حاضرن برای عقیدشون بکشن و کشته بشن. کاملا هم آخرالزمانی فکر می کنن! رهبران جمهوری اسلامی رو میشه با بمب و موشک حذف کرد ولی این جماعت رو نمی تونی با بمب و موشک حذف کنی. هر چه بیشتر حذف کنی ازشون مثل یه خرس زخمی خطرناک تر می شن. باید فکری اساسی به حال این مسئله کرد. جوگیری، ذوق زدگی از کشته شدن خامنه‌ای و چند تا سپاهی و نگاه فانتزی به رژیم چینج رو باید گذاشت کنار. سرنگون کردن جمهوری اسلامی پلی استیشن و کال آف دیوتی بازی کردن نیست. اینها رو نتونیم اقناع کنیم جنگ داخلی راه می افته! با فحش دادن تو توییتر و هشتگ #جاويدشاه‌ و #از_دموکراسی_بگو و #زن_زندگی_آزادی نمی تونی اینا رو سر عقل بیاری. با بمباران خارجی هم اینا متحد تر می شن. باید هر چه سریعتر برای این وضعیت خطیر چاره ای اندیشید...

Ali Bornaei

150,313 görüntüleme • 5 ay önce

🔴 #ویژه - همچنان ادامه غیبت صغرا یا کبرای #رهبر_سوم رسانه رهبر انقلاب اسلامی 🔻همانطور که پیش بینی میشد بمباران‌ها و تهدیدهای اخیر آمریکا و رییس جمهور آن، که ممکن است در اشکال گوناگون ادامه یابد یا بصورت معنی دار متوقف شود به استمرار غیبت سید مجتبی خامنه‌ای که از زمانی که به عنوان رهبر معرفی شد هیچ نشانه و حتی صوت و تصویر یا یک کاغذ با امضا و دستخط او منتشر نشده و احکام و حتی پیام‌های تشکر او بوسیله تایپ و امضای غیر زنده است؛ دامن زد و توجیه پذیر 🔸 بنحوی که سید مجتبی خامنه‌ای در هیچ یک از مراسمات تشییع و تدفین رهبر سلف و پدر و به نام گذاری وی، قائد خود، حتی امروز در آستان قدس رضوی شرکت نکرد و نماز را خود اقامه نکرد و به هیچ یک از مراجع تقلید نیز برای اقامه این نماز اقتدا نکرد. 🔸 گرچه ممکن است بعدها فیلم و عکس‌هایی هم منتشر شود که مثلاَ او با چهره مبدل در این مراسمات شرکت داشته است. البته در حرکتی بسیار قابل تامل بر خلاف اعلام قبلی که آیت الله حسین نوری همدانی اقامه نماز خواهد کرد؛ وصی آیت الله؛ سید مصطفی خامنه ای با تحصیلات عمیق و تدریس حوزوی ودوری از مسئولیت های سیاسی و عدم دخالت موثر در امور دفتر رهبر دوم اقامه نماز را عهده دار شد. 🔸 بهرحال امت #مبعوث_شده به تعبیر رهبر دوم، تاکنون #تعبدا و با اعتماد به مسئولان حکومتی و بویژه شهادت #دکتر_مسعود که از دیدار یک ساعت و نیم خود با وی گفت، «امام و ولی مطلقه فقیه و فرمانده کل قوای خود» را پذیرفته است. 🔸 در حالیکه حتی سردار وحید شاهچراغی (احمد وحیدی) هم ضرورت دل گرمی و اقناع سلسله مراتب فرماندهی را درک و خود را برای پایان دادن به شایعات با همه خطرات در معرض عام قرار داد و دیگر فرزندان آیت‌الله و داماد وی و مسئولان دفتر او مانند #سید_علی_مقدم (باستثناء #سید_علی_اصغر_حجازی) در مراسمات شرکت کردند. 🔸 باید حکومت پاسخ مقنع به «امت مبعوث شده» و دنیای بین الملل بدهد 🔻و پیش از این نیز در یادداشت جداگانه نوشتم: 🔸اداره کشور پهناور و حساسی مانند ایران نیاز به #زعیم بصورت واقعی و مقتدر با اعمال نظارت و امر و نهی مرتبط با آن دارد و اداره کشور با پیغام و پسغام و کاغذ نوشتن، آن هم بصورت غیر زنده قاعدتاً ممکن نیست. 🔸 البته #صلاح_مملکت_خویش_خسروان_دانند

AbdiMedia | عبدی مدیا

22,884 görüntüleme • 1 ay önce

سومین روز اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار، در اعتراض به موج قتل عام‌های قرون وسطایی با چوبه دار در سراسر کشور با سلام و درود به شما هموطنان قهرمان و مبارزم در ایران و سراسر جهان، امروز در یکی از بدنام‌ترین و مخوف‌ترین زندان‌های رژیم شیطانی مُلاها در ایران، جایی‌که هزار دلیل برای اعتراض فردی وجود دارد، زندانیان، برای نجات جان دیگران، نه خود، دست به اعتصاب غذا زده‌اند. این اوج تعالی فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی ایرانی ست، فرهنگی که ریشه در وجدان ملی ما دارد، در «آیین جوانفردی» و در «جان فدای ایران» گفتن‌های نسل به نسل. این اقدام، نه فقط یک اعتراض، بلکه فریادی‌ست از عمق انسانیت. الگویی‌ست برای ما که آزادیم، که در بیرون از زندان نفس می‌کشیم: اگر آنان در تاریکی قزلحصار برای دیگران از جان می‌گذرند، ما در روشنای روز برای ایران چه می‌کنیم؟ این سوالی است که هر کدام از ما باید مدام از خود بپرسیم. آزادی، عدالت و کرامت انسانی رایگان به‌دست نمی‌آید. باید هزینه داد تا حقوق حقه‌ی خود را پس گرفت و اینک، وقت ایستادن در کنار یکدیگر است. نه از سر ترحم، بلکه از سر تعهد، آنان که در زندانند، معلمان امروز ما هستند. #نه_به_اعدام #IRGCterrorists #قزلحصار #جبهه_احیای_قانون_و_حاکمیت_ملی_ایران

Vahid Beheshti وحید بهشتی

100,046 görüntüleme • 10 ay önce

خودشیفته، نارسیسیت، نابالغ، اینسکیور، دغل‌باز، لاشی... فرقی نمی‌کنه که اسمش رو چی بذارید. اما اگه اندازه ۵ دقیقه حوصله کنید می‌خوام برای شما از یک لحظه بگم. لحظه‌ای که اولین جرقه‌ی همه دردسرهای بعدی رو می‌زنه. لحظه‌ای که مثل تیغی در گلو هم دردآوره و هم اجازه نمی‌ده غذا بخوری. که اگه فکری به حالش نکنی، باعث می‌شه سوتغذیه نحیفت کنه یا حتی بکشتت. (قبلش ویدیوی این پست رو ببینید) 🔖 پرده اول: کودکی گریه می‌کنه. شاید از گشنگی کلافه شده، شاید از تنهایی ترسیده. شاید پوشکش اذیتش می‌کنه. شاید پرخاش مراقبینش به همدیگه رو دیده. دستانش رو در هوا تکون می‌ده و رد چشمانش به دنبال چهره گرم مامان یا دست حمایتگر بابا می‌گرده. مامان درد مزمنی پیدا کرده. شاید کمرش درد می‌کنه. شاید چند وقتیه درگیر ترفیع شغلی باباست چون بابا پروژه جدیدی گرفته و چند وقتیه دیر وقت به خونه میاد و در دسترس نیست. مامان شاید بعد از زایمان، افسردگی گرفته. شاید مشکل مالی‌ای پیش اومده و بابای تحت فشار، مامان رو هم مضطرب و نگران کرده. شاید مامان و بابا به این‌جای زندگی فکر نکرده بودن و حالا چکه‌های گاه و بی‌گاه سقف رابطه‌شون تبدیل به نم‌گرفتگی همیشگی و پوسیدگی رنگ و گچ شده. هر چه که هست چشم‌های کودک می‌گرده و خط نگاهش به چهره در هم کشیده‌ای می‌خوره. به چشمانی کم‌فروغ. به صورتی عصبانی. به لب‌هایی که گوشه‌هاش پایین افتاده. به ابروهای درهم‌کشیده‌ای که نشانی از محبت در اون‌ها نیست. شاید چشم‌‌های کودک می‌گرده و می‌گرده اما نگاهی پیدا نمی‌کنه. و این نه ماجرای امشب و هفته پیش و ماه گذشته، بلکه پاسخیه که - شاید همیشه، شاید گاه‌به‌گاه - اما مستمر و پیوسته دریافت می‌کنه: ⚡️لحظه‌ای که چشم‌ها به جست‌وجوی چشمه خنک و زلال توجه و محبت رفتن اما تشنه، با مشک خالی و با مُشتی خاک در کام برگشتن. 🔖 پرده دوم: کودک بزرگ‌تر می‌شه. به هر حال شیرین و بامزه‌اس (مگر این که خیلی بدشانس باشه که حتی بامزه و لپ‌دار هم نباشه). اون‌طور که هر کودک ۳-۴ ساله‌ای به توجه و دیده شدن نیاز داره، او هم به دنبال نیازش می‌گرده. مثل ریشه‌ای در خاک به دنبال آب، مثل گرسنه‌ای به دنبال غذا. شاید اگه بچه گربه وحشی رو در جنگل یا صحرا پیدا کنید و نون خشکی جلوش بندازید، حتی بوش هم نکنه. اما گربه‌ی توی کوچه - البته نه کوچه‌های حالا که پر از غذای خشک خارجیه - با دنده‌هایی که از زیر پوستش کمی معلومه و تن نحیفش، همون نون خشک رو هم به دندون می‌کشه و با میو کردن ضعیفی سعی می‌کنه شما رو راضی کنه تا سوسیس وسط نون که بوش بهش خورده رو هم بهش بدید. هر چه که هست، کودک به روشی که نمی‌دونه از کجا میاد ولی براش کار می‌کنه، توجه رو می‌گیره و سیراب می‌شه. شاید چون مودبه، شاید چون همیشه موهاش آب و شونه شده‌اس، شاید چون بلده دست به کنترل تلویزیون نزنه. شاید چون وقتی عصبانیه می‌گه چشم و گریه نمی‌کنه، شاید چون بلده شعری که بچه‌های ۷-۸ ساله با مشکل می‌خونن رو از حفظ بخونه. شاید چون بلده باز هم به چشمان بی‌فروغ و صورت در هم‌کشیده یا لب‌هایی که نمی‌جنبه و شاید حتی چشمی که نیست، نگاه کنه بی آن که خم به ابرو بیاره. در عوض کاری کنه که اون چشم‌ها اندکی برق بزنن و لب‌ها کمی بخندن. ⚡️بالاخره راه‌حل کنار اومدن با اون لحظه پیدا می‌شه. 🔖 پرده سوم: نوجوون ۱۳ ساله در اتاقش نشسته و با خودش فکر می‌کنه - یا شاید حتی فکر نمی‌کنه و بعداً متوجه جریان ناخودآگاه فکرش می‌شه - و می‌گه: «دیدی چه بیابان وحشتی بود؟ دیدی که چه گرسنه و تشنه بودیم؟ اما ما موفق شدیم. نه! یه ذره دیگه تا موفقیت مونده... ولی دیدی چیزی رو ساختیم که دیگه همه چشم‌ها با ذوق و همه لب‌ها با خنده باهاش روبرو می‌شن؟ می‌دونم... همه‌ی همه که نیست. کلی چهره هست که تا حالا ندیدیم. این صورتایی که هر روز می‌بینیم هم به نظر می‌رسه هنوز هم بعضی وقت‌‌ها در‌هم‌کشیده و کم‌فروغه. آخ! دیدی پریروز دو تاشون بهمون لبخند نزدن؟ خیلی تلخ بود. ولی جای نگرانی نیست. چون این چیزی که داریم می‌سازیم یکم دیگه، اگه فقط یکم دیگه روش کار کنیم دیگه به همه چشم‌ها و لب‌ها ذوق و خنده میاره» 🔖 از پرده سوم به بعد، برنامه‌ریزی پیش‌فرض مشخصه: یکم دیگه روی اون چیزی که داریم می‌سازیم کار کنیم تا دیگه همه بپسندنش. تا دیگه از اون جست‌وجو با کام تشنه و پرخاک و مشک خالی برنگردیم. تا دیگه اون لحظه ⚡️ تکرار نشه. اما کیه که ندونه دنیا کارش ناکام کردنه؟ کیه که ندونه آدم‌ها اصلاً به مشک ما نگاه نمی‌کنن که بخوان پرش کنن؟ این رو من و شما می‌دونیم، اما گربه‌ای که با نون خشک سیر شده نمی‌دونه. ریشه‌ای که جون کنده تا خودش رو به آب برسونه نمی‌دونه. و این همون تیغ در گلوست. هر ارتباط جدید با برنامه‌ریزی پیش‌فرض تکرار نشدن اون لحظه آغاز می‌شه و بعد از اندکی - اگه ادامه‌دار بشه - به گروگان گرفته می‌شه تا هیچ وقت باعث رخ دادن دوباره اون لحظه ⚡️ نشه. به هر حال اون لحظه خیلی خیلی دردناکه و ما هم این همه سال زحمت کشیدیم تا این محصول همه‌پسند رو بسازیم. حالا درسته کماکان یکی دو تا جاش گیر و گور داره. اما تیم توسعه قول داده با فیدبک‌های جدید حتماً محصول نهایی رو تا چند ماه دیگه آماده کنه. چیزی که مهمه اینه که تیغ رو دست نزنیم. چون دست زدن بهش درد داره. اما خب این شکم گرسنه نیاز به غذا داره. با هر لقمه هم تیغْ گلو رو خراش می‌ده و درد داره و غذا بهش می‌چسبه. درسته که یکمی درد داره. اما محصول ما قراره درد تیغ رو در نسخه نهایی کاملاً رفع کنه. از طرفی اگه تیغ رو دربیاریم ممکنه گلومون بچسبه بهم و دیگه نتونیم غذا بخوریم. حتی تیم توسعه گفته شاید کل دستگاه گوارش رو از کار بندازه. ما که نمی‌دونیم چی می‌شه. بعد خب معده و روده رو هم نمی‌شناسیم که بخوایم بهشون رسیدگی کنیم. فقط تیغ و گلو رو می‌شناسیم و غذا. ولی این درد گلو باعث می‌شه نه درست طعم غذا رو بفهمیم، نه درست بجویم و قورتش بدیم. بقیه هم تا کی تحمل آخ و اوخ و غذا خوردن خاص ما رو بکنن؟ خسته می‌شن دیگه... البته ما هم می‌تونیم سریع‌تر از سر سفره پاشیم تا کسی متوجه تیغ در گلو و رژیم خاصمون نشه. رژیم غذاییمون هم به خاطر عفونت و زخم‌های مکرر محدود و محدودتر می‌شه. ♻️ و زندگی همین‌طور پیش می‌ره... اگه خوش‌شانس باشیم، با یکی هم‌سفره می‌شیم که بالاخره یه فیدبکی به این محصول و این حقیقت که هنوز بعد از این همه سال تحقیق و توسعه نتونسته مشکل تیغ در گلو رو حل کنه، بده. و سوالی که بعد از اون هر بار تکرار می‌شه و باید بهش جواب بدیم، اینه: آیا جرئت مواجه شدن با اون لحظه⚡️ و در آوردن تیغ و درد و مراقبت‌های بعدش رو داریم... یا به کار روی محصول ادامه می‌دیم؟

Mehdi Jahani

17,740 görüntüleme • 7 ay önce

من در «مسقط» جایی در جنوب لبنان من که از همه چیز به خاطر بودن در «جنوب» گذشته بودم ، آمدم با همان نیت و تربیتی که از خاک جنوب آموخته‌ام: این‌که حضور در هر عرصه‌ای، اگر برای خدا و جبهه حق باشد، تفاوتی ندارد میدانش سنگر جهاد باشد یا میز مذاکره. آموخته‌ام که اگر میدان دیپلماسی دست اهلش باشد، ارزشش کمتر از میدان نبرد نیست؛ چرا که هر دو برای تأمین منافع حق و حمایت از مظلوم تلاش می‌کنند. با همین نگاه، قدم در این سفر گذاشتم. آمدم تا ما، بچه‌های مقاومت، در مواجهه با پدیده مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، به یک فهم مشترک و منطقی برسیم؛ مبادا که خدای‌نکرده به نام غیرت، بی‌منطقی کنیم و به‌جای یاری انقلابمان، باری بر دوش آن شویم. از سید شهیدمان آموخته‌ام که سرباز بودن، نه سربار بودن، شرط خدمت به جبهه حق است. و این اصل، چه در جنوب و چه در مسقط، فرقی ندارد. در پایان روز اول، به این باور رسیدم که باید «یک‌دست» باشیم. اگر بناست از محور حق دفاع کنیم و برای تأمین منافع آن بکوشیم، نباید اسیر ادبیات تخوین و حمله به اصل مذاکره شویم؛ مادامی که این مسیر از دایره تبیین و رهنمودهای امام امت خارج نشده باشد. امروز، یکی از مهم‌ترین رویدادهای روز نخست، حضور دکتر عباس عراقچی، عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده ایران، در نمایشگاه بین‌المللی کتاب مسقط و شرکت در مراسم جشن امضای کتاب «قدرت مذاکره» بود. فرصت مغتنمی دست داد با آن هایی که در این رویداد حاضر بودند صحبت کنم ؛ مردمان ساکن در منطقه غرب آسیا ما را از قبل بیشتر دوست دارند ، شاید این روز ها به این نتیجه رسیده اند که ما در سختی و شادی «مظلوم » را رها نمی‌کنیم پایان گزارش روز اول مسقط – عمان

Hossein Pak

26,195 görüntüleme • 1 yıl önce

ممانعت از ورود یک خانواده بلوچ به مجموعه گردشگری شاهین‌شهر به‌دلیل قومیت / “می‌گن بلوچ نمی‌ذاریم داخل” به‌ گزارش حال‌ وش/ شامگاه روز سه‌شنبه ۷ مردادماه ۱۴۰۴، یک شهروند بلوچ با ارسال ویدئویی از مقابل مجموعه گردشگری شاهین‌شهر در نزدیکی #اصفهان ، از برخورد تبعیض‌آمیز مسئولان این مکان با خانواده‌اش خبر داد. این شهروند در این ویدیو ارسالی با تأکید بر اینکه همراه خانواده و فرزندانش از مسیر تهران به قصد استراحت در این محل وارد شاهین‌شهر شده‌اند، می‌گوید: «به ما گفتن چون بلوچ هستید اجازه ورود ندارید. هرچی گفتیم، گفتن بلوچ نمی‌ذاریم بیاد داخل. نمی‌دونم مشکلشون با بلوچ‌ها چیه.» گفتنی است این خانواده قصد استفاده از امکانات عمومی و استراحتگاه گردشگری را داشته‌اند، اما مسئولان محل بدون هیچ توضیحی، صرفاً به‌دلیل قومیت، از ورود آنان جلوگیری کرده‌اند. این برخورد در حالی صورت گرفته که خانواده مورد نظر دارای زن و کودک همراه بوده و هیچ‌گونه تنشی در محل ایجاد نکرده بودند. صرف نام و چهره‌ی قومیتی آنان دلیل محرومیتشان از حق استفاده از خدمات عمومی شده است. ممانعت از ورود شهروندان صرفاً به دلیل قومیت یا زبان، مصداق روشن تبعیض سیستماتیک و نقض حقوق انسانی و شهروندی است. در سال‌های گذشته موارد متعددی از محروم‌سازی شهروندان بلوچ از خدمات عمومی، چه در حوزه سفر، آموزش، سلامت یا گردشگری، از نقاط مختلف کشور گزارش شده که همگی بر نگرانی از تعمیق سیاست‌های تبعیض قومی در ایران دامن زده‌اند.

حال وش

14,943 görüntüleme • 1 yıl önce