Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

شادباد پرونده «قلعه #الموت و استحکامات وابسته» به عنوان سی‌امین اثر میراث‌فرهنگی ملموس ایران در فهرست میراث‌جهانی یونسکو جای گرفت. پرونده ثبت‌شده شامل مجموعه‌ای زنجیره‌ای از هفت قلعه و استحکام تاریخی اسماعیلیان شامل الموت، لمبسر، نویذرشاه، شمس‌کلایه، قسطین‌لار، شیرکوه و ایلان است

15,183 Aufrufe • vor 19 Tagen •via X (Twitter)

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

«قلعه الموت را مثل یک بچه از دل خاک بیرون آوردم، بزرگش کردم و حالا در فهرست میراث جهانی بشر ثبت شده است.» این‌ها بخشی از سخنان حمیده چوبک، باستان‌شناس و مدیر پیشین پایگاه میراث فرهنگی الموت، ساعاتی پس از ثبت جهانی پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در چهل‌وهشتمین نشست کمیته میراث جهانی یونسکو در شهر بوسان کره جنوبی است. چوبک که بیش از ۲۵ سال از زندگی حرفه‌ای خود را صرف کاوش‌های باستان‌شناسی، مرمت، حفاظت و تهیه پرونده ثبت جهانی الموت کرده، در گفتگویی اختصاصی با «صدای میراث» گفت: «آن‌قدر خوشحالم که واقعا نمی‌دانم چه بگویم. خوشحالم که پیش از مرگم توانستم چکش یونسکو را بر ثبت جهانی قلعه الموت ببینم.» پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته» بدون هیچ‌گونه ایراد یا درخواست اصلاح، در همان مرحله نخست به تصویب کمیته میراث جهانی یونسکو رسید، اتفاقی که به گفته کارشناسان، در میان پرونده‌های ایران کم‌سابقه است. حمیده چوبک دلیل این موفقیت را جایگاه تاریخی و شهرت جهانی الموت دانست و گفت این مجموعه، برخلاف بسیاری از آثار تاریخی، از گذشته در سطح جهان شناخته شده بود و ارزش جهانی آن نیازی به روایت‌سازی نداشت. به گفته او، الموت مرکز حکومتی بود که نفوذ آن فراتر از مرزهای ایران گسترش یافته بود و همین ویژگی، جایگاه جهانی آن را تقویت می‌کند. او همچنین به تعهدات ایران پس از ثبت جهانی این اثر اشاره کرد و گفت ایمن‌سازی قلعه‌ها، حفاظت اصولی از بناها، مدیریت گردشگری، کنترل تعداد بازدیدکنندگان و فراهم کردن دسترسی مناسب به مجموعه، از مهم‌ترین الزاماتی است که یونسکو بر اجرای آن تاکید کرده است. چوبک در بخش دیگری از این گفتگو به یکی از مهم‌ترین فرضیه‌های باستان‌شناسی درباره الموت اشاره کرد و گفت: «احتمال می‌دهیم آرامگاه حسن صباح و ۱۸ تن از یارانش در محدوده مسجد روستای گازرخان قرار داشته باشد.» فرضیه‌ای که در صورت اثبات، می‌تواند یکی از مهم‌ترین کشفیات باستان‌شناسی سال‌های اخیر ایران باشد. با ثبت این پرونده، قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن به عنوان سی‌امین اثر فرهنگی ملموس ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت.

independentpersian

107,418 Aufrufe • vor 19 Tagen

در یک اجرای اعتراضی در لندن یک زن با لباس زیری مشابه «دختر علوم تحقیقات» و یک گروه از زنان با لباس‌هایی مشابه شخصیت‌های زن سریال «سرگذشت ندیمه» حاضر شدند.‌‌ آنها با داشتن پلاکاردهایی با شعار «زن، زندگی، آزادی» از این جنبش اعتراضی در ایران حمایت کردند. ‌‌ در این اعتراض همچنین از بازداشت‌شدگان پرونده اکباتان حمایت شد. ‌ در پرونده اکباتان گروهی از معترضان به اتهام قتل یک بسیجی از سال ۱۴۰۱ در بازداشت به سر می‌برند. بسیاری از فعالان حقوق بشر نگران سرنوشت بازداشت‌شدگان پرونده اکباتان هستند و خواهان آگاه‌سازی درباره وضعیت آنان هستند. ‌ حکومت ایران تا کنون چندین معترض را به اعدام محکوم کرده است، و احکام شماری از آنها را به اجرا درآورده است. ‌ ‌ هفت روز پیش دانشجوی زنی در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد در شمال غربی تهران لباس‌هایش را درآورد و با خشونت بازداشت شد. ‌ با اینکه هنوز دلیل این کار او مشخص نیست اما این حرکت او برای بسیاری به عنوان یک حرکت اعتراضی مطرح شد. بازداشت او موجی از حمایت‌ها از حق انتخاب پوشش برای زنان ایرانی به راه انداخت. فعالان و نهادهای رسمی حقوق بشر خواهان آزادی این دختر شدند. اما حکومت ایران می‌گوید او به دلیل اختلالات روانی در بیمارستان بستری است. ادعایی که فعالان حقوق بشر رد می‌کنند. ‌ ‌ سریال «سرگذشت ندیمه» بر اساس رمانی به همین اسم نوشته مارگارت آتوود، نویسنده کانادایی» ساخته شده است که یک داستان تخیلی است درباره تندروی و دیکتاتوری مذهبی که زنان را به موجوداتی فرمانبر که وظیفه شان تنها تولید مثل است، تبدیل کرده است. ‌ مخالفان حکومت ایران در خارج از این کشور از زمان شروع اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بارها با پوشیدن لباسهایی شبیه این ندیمه‌ها، وضعیت زنان ایران را به وضعیت زنان این سریال تشبیه کردند.

BBC NEWS فارسی

38,923 Aufrufe • vor 1 Jahr

جواد کریمی قدوسی، در جایگاه نماینده چهار دوره اخیر مجلس از مشهد، سعی کرد از خود چهره‌ای «ضد دوتابعیتی و ضدفساد» بسازد و بارها خواستار برخورد با مفاسد اقتصادی مسئولین دولتی و حکومتی شد و تاکنون درباره اتهامات فساد اقتصادی برادران و بستگان بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی سخن گفته و اعلام کرده که آنان تنها نبوده‌اند و با حمایت سیاسیِ متنفذین نزدیک خود این اقدامات را انجام داده‌اند. قدوسی که علاقمند بود ضد دوتابعیتی ها و چهره ضد فساد بدل شود هرگز درباره برادرش سخن نگفته است. برادری که ۱۷ سال در زمان عباس واعظ طبسی، قائم مقام تولیت آستان قدس رضوی بوده و در فعالیت‌های اقتصادی زیادی نیز نقش دارد. فعالیت‌های علی کریمی قدوسی به همین جا ختم نمی‌شود. او به عنوان قائم مقام تولیت آستان قدس در زمان واعظ طبسی با پسر وی ناصر نیز ارتباطات ویژه‌ای داشته است. علی کریمی قدوسی علاوه بر اینکه در ۱۵ شرکت مهم تجاری متعلق به بانک‌ها و هلدینگ‌های بزرگ اقتصادی حضور دارد، در این اواخر بعد از پرونده معروف پدیده شاندیز نیز به عضویت هیئت مدیره این شرکت درآمده است. علی کریمی قدوسی در ظاهر با توجه به حضور در مجموعه‌ای از شرکت‌های بزرگ اقتصادی مانند سازمان اقتصادی رضوی و همکاری با فرزندان واعظ طبسی و شرکت‌هایی وابسته به نیروی مسلح با علی جنتی نیز در سرمایه گذاری «خدمات نوین گردشگری سپهر جم» و «خیریه عصر نور» حضور فعالی دارد که در ظاهر در طیف سیاسی مقابل برادر خود قرار دارد. در سال‌های گذشته، یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های فساد اقتصادی در ایران پرونده پدیده شاندیز بود، محسن پهلوان بنیان‌گذار این پروژه، در حالی که همه اتهامات خود را رد می‌کرد، در مرداد ماه سال ۹۸ بر سر این پرونده به حبس ابد محکوم شد. پهلوان یکی از افراد ناشناخته‌ای است که با حمایت برخی مسئولان ارشد دولت احمدی نژاد رشد کرد. در همان زمان در محافل رسانه‌ای از ارتباط جواد کریمی قدوسی با محسن پهلوان مواردی مطرح شد. جواد کریمی قدوسی، در جریان این محاکمه و حواشی آن حضور فعال داشته و در جلسه‌ای که دادستان مشهد و مقام‌های اطلاعاتی این شهر در آن حضور داشتند اعلام کرد که این حکم قطعی شده اما پرونده دیگر متهمان پدیده شاندیز مفتوح است. کمی بعد از برخورد قضایی با محسن پهلوان، سکان مدیر عاملی مجموعه پدیده شاندیز، به علی کریمی قدوسی برادر وی رسیده است. الهام کریمی قدوسی فرزند علی کریمی قدوسی اکنون سالها ست تابعیت آلمان را اخذ کرده

Amir Farshad EBRAHIMI

42,357 Aufrufe • vor 6 Monaten

اعلام تشکیل «جبهه مبارزین مردمی»( jmm )با ادغام چند گروه و جریان سیاسی در سیستان و بلوچستان به‌ گزارش حال‌ وش/ امروز چهارشنبه ۱۹ آذرماه ۱۴۰۴، مجموعه‌ای از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی و مبارزاتی در سیستان‌ و بلوچستان با صدور بیانیه‌ای اعلام کردند که با ادغام تشکل‌های خود، جبهه‌ای مشترک با عنوان «جبهه مبارزین مردمی»( jmm )تشکیل داده‌اند. به‌ گفته منتشرکنندگان این بیانیه، هدف از ایجاد این جبهه افزایش هماهنگی، انسجام و بهره‌وری در فعالیت‌های سیاسی، رسانه‌ای و مبارزاتی در برابر ساختار جمهوری اسلامی عنوان شده است. در بیانیه اعلام موجودیت این تشکل آمده که شرایط موجود کشور و «گروگان‌گیری ظرفیت‌های انسانی و مادی ایران» توسط حکومت، ضرورت شکل‌دهی به چنین ائتلافی را ایجاد کرده است. این جبهه در متن خود تبعیض‌های قومی، مذهبی و جنسیتی را از محورهای اصلی اعتراض به وضع موجود دانسته و تأکید کرده که رهایی از ساختار انحصاری قدرت تنها از مسیر اتحاد و همکاری میان طیف‌های مختلف ممکن است. این تشکل تازه‌ تأسیس که خود را متشکل از فعالان و گروه‌های سیاسی و مبارزاتی مخالف حاکمیت معرفی می‌کند، در بیانیه اعلام موجودیت از طیف‌های مختلف اجتماعی و سیاسی برای همکاری و پیوستن به این جبهه دعوت کرده است. این جبهه مأموریت خود را «پاسداشت کرامت انسانی» و توجه به مطالبات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و مذهبی مردم سیستان و بلوچستان و همچنین حمایت از دیگر گروه‌های محروم در سراسر ایران اعلام کرده است. در ادامه تأکید شده که مسیر فعالیت این مجموعه از طریق سازمان‌دهی سیاسی، فعالیت مبارزاتی، گفتگو با جریان‌های مختلف و حضور رسانه‌ای دنبال خواهد شد. براساس اسامی منتشرشده، از جمله گروه‌های مشارکت‌کننده در این ادغام می‌توان به جنبش پادا بلوچ، حرکت نصر بلوچستان، سازمان جیش‌العدل، گروه محمد رسول‌الله به رهبری حاجی واحدبخش و شماری از گروه‌های موسوم به «پیکارجویان خودجوش بلوچ» اشاره کرد. همچنین در ویدئویی منتشرشده از سخنگوی این جبهه، محمود بلوچ، پرچم رسمی این مجموعه رونمایی شده است؛ پرچمی شامل رنگ‌های سبز، سفید، قرمز و نماد هلال آبی. اعلام شده که اساسنامه این جبهه از طریق کانال رسمی آن در دسترس قرار دارد.

حال وش

18,477 Aufrufe • vor 8 Monaten

وزارت دفاع ایالات متحده روز جمعه، اول خرداد دومین بخش از پرونده‌های پیشتر طبقه‌بندی‌شده درباره رویت احتمالی اشیای ناشناس پرنده (UFO) را منتشر کرد. این اسناد شامل گزارش‌هایی از مشاهدات گوی‌های سبز رنگ، دیسک‌ها و گلوله‌های آتشین ناشناخته است. این اقدام به دستور دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، صورت گرفت که پیش از این نیز نخستین بخش از این اسناد را در ۱۸ اردیبهشت منتشر کرده بود. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در بیانیه‌ای اعلام کرد که این اسناد، تصاویر و ویدیوها که رسما با عنوان «پدیده‌های ناشناخته ناهنجار» شناخته می‌شوند، برای مدتی طولانی به شایعات دامن زده بودند و اکنون وقت آن است که مردم آمریکا خودشان آن‌ها را ببینند. در میان ۲۲۲ پرونده منتشرشده، گزارشی ۱۱۶ صفحه‌ای مربوط به یک مرکز فوق‌سری در نیومکزیکو بین سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۰ دیده می‌شود که شامل ۲۰۹ مورد گزارش رویت گوی‌های سبز، دیسک‌ها و گلوله‌های آتشین در نزدیکی یک پایگاه نظامی است. به گفته کارشناسان، اگرچه بخش اول این اسناد حاوی ویدیوهای جدیدی از مشاهدات پیشین بود، اما هیچ مدرک قطعی دال بر وجود فناوری‌های بیگانه یا حیات فرازمینی ارائه نمی‌دهد.

independentpersian

37,117 Aufrufe • vor 2 Monaten

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

862,648 Aufrufe • vor 1 Jahr

یک اصطلاحی داریم به اسم: *چاه استراتژیک* زمانی که شما در چاه بیفتی و منفعت استراتژیک و بلندمدت اکثریت در این باشه که شما در چاه باقی بمونی، دیگه در اومدن شما از اون چاه، تقریبا محال هست. عمیق ترین چاه استراتژیک متعلق به کره شمالی است. چاهی که کره شمالی در اون قرارداره، دربلندمدت به نفع اکثر کشورها (به جز مردم اون کشور) است. اون چند تا بمب اتم و موشک کره شمالی ، باعث میشه تمام همسایه ها برای امنیتشون به آمریکا وابسته باشند و آمریکا جای پای محکمی در اون منطقه اقتصادی دنیا داشته باشه. و تحریمهای فلج کننده آمریکا باعث میشه ، کره شمالی برای نون و آب خودش به روسیه و چین وابسته باشه؛ و روسیه و چین از کره شمالی در هر مذاکره ای، به عنوان یه تهدید علیه همه منطقه جنوب شرق آسیا استفاده بکنند. دولت های ژاپن و کره جنوبی و ....در افکار عمومی کشور خودشون، از کره شمالی به عنوان یه دشمن ترسناک، نهایت استفاده رو برای ایجاد حمایت و حس اتحاد در کشور خودشون میکنند. حاکمان کره شمالی هم در رفاه کامل زندگی میکنند و به سرکوب ایدئولوژیک علیه مردمشون ادامه میدن و از وضعیت فعلی خیلی راضی هستند. و نیم قرن هست که مردم بدبخت کره شمالی در "چاه" سوتغذیه و عدم رفاه و عدم آزادی "دست و پا میزنند". متاسفانه مردم ایران هم در چاه مشابهی گرفتار شده اند. پرونده هسته ای ایران، شبیه جام جهانی فوتبال،تا حالا یه دور در کل دنیا روی آن مذاکره شده: تهران، بروکسل، پاریس، ژنو، بن، لندن، مادرید، لیسبون، استانبول، بغداد، مسکو، آلماتی قزاقستان!، مسقط، نیویورک، لوزان، وین و دوحه. هیچ وقت هم حل نشده. چون هیچ کس، نیاز خاصی برای حل مساله نداره. آمریکا و اسراییل ، با استفاده از این ببر کاغذی، همه کشورهای ریز و درشت منطقه رو زیر بلیط خودشون آوردند و متحد کردند. دولتهای همسایه برای بسیج افکار عمومی خودشون؛ از نعمت وجود این ببر کاغذی نهایت استفاده رو میکنند. ضمنا از منابع مشترک نفتی و گازی، و از دور زدن تحریم ها و ... جیبهاشون رو پر پول میکنند. روسیه و چین هم از اینکه یک کشور در قلب خاورمیانه را مفت به دست آورده و تحت حضانت گرفته اند، خوشحالند. حاکمان ایران هم وضعیت خوبی دارند: تحریم و تورم ... کوچکترین اثری در لایف استایل اشرافی اکثر مسئولان نداشته و همچنان آقازاده ها در اروپا و آمریکا مشغول تحصیل و عشق و حال هستند. خودشان هم گاهی برای چکاپ و سیسمونی به لندن و ... سفر میکنند و به ریش مردم می خندند. وآنها را درموکب ها وهیئتها ، برای چند لقمه نان به حقارت می کشانند ، قدرتهای بزرگ ، حاکمان را تحقیر میکنند ؛ حاکمان ، ملت خودرا…. #نبردباتاریکی #همکاری_ملی #پیمان_کوروش

Shawna (شانا) Azad

15,150 Aufrufe • vor 10 Monaten

دانيلا سپهری، فعال شناخته‌شده در برلین (مرتبط با ابتکاراتی مانند «برلین بابل» و هاوار.هلپ)، پس از مرگ مهسا امینی در آلمان به شهرت رسید. او از ابتدای جنبش خود را به عنوان فعال حقوق بشر معرفی کرد و با سازمان حقوق بشری یزیدی مرتبط با دوزن تکال همکاری نزدیک دارد. هر دو فرد و سازمان مربوطه گرایش‌های چپ‌گرایانه دارند و سپهری عضو گروه‌های آنتیفا است. از ابتدای خیزش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» تاکنون، فعالیت اصلی او و این حلقه شامل موارد زیر بوده است: افترا و سانسور شدید علیه رضا پهلوی و تلاش برای حذف او از صحنه اپوزیسیون؛ تلاش مستمر برای نمایش انقلاب ایران به عنوان یک جنبش صرفاً کردی؛ ایجاد شکاف و جدایی میان ایرانیان (به‌ویژه میان کردهای ایران و دیگر گروه‌های قومی/سیاسی)؛ حمایت ترجیحی از چهره‌هایی مانند نرگس محمدی، مسیح علی‌نژاد و دیگر فعالان با گرایش چپ‌گرایانه. این گروه کوچک (حدود شش تا هفت زن فعال در برلین) به لطف ارتباطات قوی با رسانه‌ها (دعوت‌های مکرر تلویزیونی) و دیدارهای متعدد با سیاستمداران آلمانی به عنوان «کارشناسان ایران» معرفی می‌شوند و دسترسی گسترده‌ای به محافل عمومی و سیاسی دارند. این دسترسی باعث شده صدای بخش‌های دیگر اپوزیسیون – به‌ویژه حامیان دموکراسی سکولار و یکپارچه ایران – در سال‌های اخیر کمتر شنیده شود. حالا این افراد دوباره agenda جداسازی را پیش می‌برند، مستقیماً علیه رضا پهلوی و انقلاب ما شلیک می‌کنند و صدای ما و حامیانمان را سانسور می‌کنند. خطر اصلی این رویکرد: تضعیف اپوزیسیون متحد، ترویج جدایی‌طلبی قومی و جلوگیری از شکل‌گیری یک جبهه قوی علیه جمهوری اسلامی است. این آخرین فراخوان ماست: دیگر تحمل نداریم. لطفاً این پیام را بخوانید، بررسی کنید و پخش کنید تا این افراد متوقف شوند و صدای ایران آزاد، دموکراتیک و یکپارچه بیشتر شنیده شود. جاوید شاه! از حمایت شما سپاسگزاریم. Daniela Sepehri

Zoe Kyoto🎗️🇮🇷 🇯🇵🇺🇸🇩🇪

49,273 Aufrufe • vor 5 Monaten

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جناب آقای #قالیباف با توجه به جایگاه خطیر شما به عنوان رئیس قوه مقننه کشور از یک سو همچنین دشمنی های همه جانبه دولت کانادا علیه ایران از سوی دیگر؛لطفا هرچه سریعتر درباره صحت و ‌سقم مسائل مطرح شده پیرامون درخواست اقامت دائم فرزندتان آقای #اسحاق_قالیباف از دولت متخاصم کانادا شفاف سازی فرمایید. همچنین از آنجا که شما در اعلامیه شفافیت اموال و دارایی های خود و خانوادتان که با مطالبه بنده در سال ۱۳۹۶ از کاندیدهای ریاست جمهوری صورت گرفت ؛ اعلام فرموده اید که پسرتان یک خودرو پاترول مدل ۷۱ ، یک دستگاه موتور سیکلت و در مجموع یک میلیون تومان در حساب های بانکی خود داشته اند! بفرمایید در صورت صحت ؛ اولا چرا باید فرزند یکی از مهمترین مسئولین نظام بدنبال دریافت اقامت دائم از یک کشور معاند و متخاصم باشد ثانیا میزان سرمایه گذاری فرزندتان در کانادا هزینه های مربوط به دریافت اقامت دائم در آن کشور ، همچنین هزینه های حقوقی شکایت مذکور در همان سالها از چه منبعی تامین و چگونه پرداخت شده است؟ پینوشت: به فرض صحت ، همین که ما توانسته ایم از این مسئله آگاه شویم مدیون شفافیت پرونده های قضایی در کانادا هستیم و الا از طریق جناب قالیباف و خانواده شان چیزی درز نکرده است. به امید روزی که بنا بر سفارش امام علی (ع) و رهبر انقلاب ، روح شفافیت در جای جای حکمرانی کشور و عملکرد مسئولین ما ساری و جاری باشد. که صد البته با یاری مردم چنین روزی نزدیک است ان شاءالله #اینبار_فرق_میکند !

علی اکبر رائفی پور 🟥 ☫ 🟩

281,498 Aufrufe • vor 2 Jahren

تاریخ را نباید تحریف کرد؛ به‌ویژه وقتی قرار است بر ویرانه‌های یک نظام استبدادی، آینده‌ای متفاوت بسازیم. در تازه‌ترین مصاحبه‌اش با بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD)، شاهزاده رضا پهلوی از ترورهای برون‌مرزی جمهوری اسلامی سخن می‌گوید و در خلال اظهاراتش چنین می‌گوید: «قاسملو را داشتیم که رهبر حزب کردی بود و در میکونوس ترور شد که یک کلاب شبانه در برلین است». اما این روایت نه‌تنها نادرست، بلکه توهین‌آمیز است؛ هم به حقیقت تاریخی، هم به حافظه‌ی جمعی ملت ایران، و به‌ویژه به جامعه‌ی کرد ایرانی که دهه‌ها برای دیده‌شدن، شنیده‌شدن، و پذیرفته‌شدن در ساختار سیاسی ایران مبارزه کرده است. دکتر عبدالرحمن قاسملو، دبیرکل وقت حزب دموکرات کردستان ایران، نه در برلین و نه در کلاب شبانه‌ای به‌نام «میکونوس»، بلکه در وین، پایتخت اتریش، در سال ۱۹۸۹ توسط جمهوری اسلامی ترور شد. در پی آن جنایت، جمهوری اسلامی توانست محمدجعفر صحرارودی، متهم اصلی پرونده را به ایران بازگرداند و دولت اتریش نیز این جنایت را بی‌هیچ پیگیری جدی حقوقی رها کرد. چهار سال بعد، در ۱۹۹۲، دکتر صادق شرفکندی، جانشین قاسملو، به همراه همایون اردلان، فتاح عبدلی و نوری دهکردی، در رستورانی به‌نام «میکونوس» در برلین ترور شدند. اما این بار، مسیر متفاوتی رقم خورد: دادگاه تاریخی میکونوس برگزار شد و برای نخستین‌بار در یک دادگاه اروپایی، مقامات ارشد جمهوری اسلامی به‌عنوان آمران یک عملیات تروریستی معرفی شدند. آلمان به‌جای مماشات، راه مسئولیت‌پذیری و مقاومت حقوقی در برابر تروریسم دولتی را در پیش گرفت. یکی در سایه‌ی سکوت و سازش گم شد؛ دیگری در پرتو عدالت، تاریخ‌ساز گشت. یکی در وین به فراموشی سپرده شد، دیگری در برلین به حافظه‌ی سیاسی ملت پیوست. بنابراین، بله، «جای ترور» مهم است. چون نوع مواجهه با آن، نشانه‌ی رویکرد کشورها در برابر تروریسم، عدالت، و حق حیات مخالفان سیاسی است. اما مسئله فقط یک اشتباه جغرافیایی یا لفظی نیست. این سخن از زبان کسی آمده که مدعی‌ست نماینده‌ی وحدت ملی، نماد آشتی ملی، و گزینه‌ی گذار به آینده‌ای بهتر برای ایران است. حال تصور کنید یک شهروند کرد ایرانی، که نسل‌ها با سرکوب، تبعیض و حذف مواجه بوده، چنین سخنی را می‌شنود. این اشتباه کوچک نیست؛ نشانه‌ی ناآگاهی‌ای‌ست که عمقش از ندانستن تاریخ فراتر می‌رود. من بارها گفته‌ام: اگر قرار است اپوزیسیون بتواند رهبری سیاسی کشور را به‌دست بگیرد، باید سه ویژگی بنیادی داشته باشد: ۱. علاقه‌مندی و شناخت دقیق و جزئی از تاریخ ایران و اقوام آن، ۲. توانایی سیاسی و سازمانی، ۳. و شبکه‌سازی مؤثر در سطح ملی و بین‌المللی. آیا چنین اظهاراتی نشانه‌ای از این صلاحیت‌هاست؟ آیا کسی که هنوز نمی‌داند قاسملو کجا و چگونه کشته شد، می‌تواند نماد وحدت ایران آینده باشد؟ بیایید صادق باشیم. ایران یک ملت متکثر است. سرزمینی‌ست با زبان‌ها، فرهنگ‌ها و هویت‌های گوناگون که قرن‌ها در کنار هم زیسته‌اند. کردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها، ترک‌ها، ترکمن‌ها، لرها، گیلک‌ها و دیگر اقوام، نه فقط در جمهوری اسلامی، بلکه در تاریخ معاصر ایران، بارها به حاشیه رانده شده‌اند. اگر واقعاً به «تمامیت ارضی» ایران باور داریم ـ که من شخصاً آن را یک اصل بنیادین می‌دانم ـ باید نخست به دلایل میل به جدایی گوش بسپاریم. جدایی‌طلبی، بی‌دلیل پدید نمی‌آید. نتیجه‌ی طولانی‌مدت طرد، تحقیر و نادیده‌گرفتن است. تکرار روایت‌هایی نظیر اینکه «رهبران کرد در کلاب شبانه ترور شدند»، نه‌تنها خلاف واقع است، بلکه حامل همان نگاه تحقیرآمیزی‌ست که این اقوام را از ایران رسمی رانده است. ما نیازمند صداقت، شجاعت، و مسئولیت‌پذیری در برابر گذشته هستیم. آشتی ملی، پروژه‌ای تزئینی نیست. مفهومی‌ست عمیق، اخلاقی، و نیازمند شجاعت تاریخی. اگر قرار است روزی در این سرزمین از آشتی سخن بگوییم، باید پیش از آن به رسمیت بشناسیم که چه کسانی خاموش شدند، چه صداهایی به حاشیه رانده شد، و چه مردمانی هنوز احساس «شهروند درجه دو» بودن دارند. آشتی ملی با فراموشی ممکن نیست؛ با یادآوری، با شنیدن، و با جبران ممکن است. و تنها در این صورت است که می‌توان دوباره از ایران برای همه‌ی ایرانیان سخن گفت.

Shahin Modarres

32,358 Aufrufe • vor 1 Jahr

جناب آقای دکتر پزشکیان رئیس‌جمهور محترم اطلاعات رسمی منتشرشده از تهران، ریاض و واشنگتن نشان می‌دهد که ایران در آستانهٔ یکی از مهم‌ترین مقاطع مذاکراتی با ایالات متحده قرار گرفته است؛ مقطعی که در صورت مدیریت صحیح، می‌تواند مسیر امنیت ملی، ثبات منطقه‌ای و آیندهٔ اقتصادی کشور را دگرگون کند. در نخستین گام، دولت ایران پیام رسمی شما را به پادشاهی عربستان ارسال کرده است؛ پیامی که مطابق اعلام سخنگوی دولت، با لحنی دوستانه و حاکی از قدردانی دولت ایران نسبت به همکاری‌های عربستان نوشته شده است. در گام مکمل، عربستان به‌طور رسمی دریافت این پیام را تأیید کرد. این تبادل پیام، نشانهٔ روشن ایجاد یک «کانال اعتمادساز» میان تهران و ریاض است؛ کانالی که در شرایط کنونی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در آیندهٔ روابط ایران و آمریکا ایفا کند. در ادامهٔ این روند، ولیعهد عربستان سعودی، در سفر خود به آمریکا طی موضع‌گیری کم‌سابقه‌ای آشکارا اعلام کرد: ✨«تمام تلاش خود را برای رسیدن به توافق بین ایالات متحده و ایران به کار خواهیم گرفت، و تهران خواهان دستیابی به یک توافق است… برای ایران مفید است که با ایالات متحده به توافق برسد.» این سطح از صراحت، به‌ویژه در شرایطی که عربستان در سال‌های اخیر نقشی فعال در شکل دادن به نظم امنیتی خاورمیانه داشته است، نشان می‌دهد که عربستان نه‌تنها در جریان تحرکات جدید قرار دارد، بلکه آن را فرصتی راهبردی برای ثبات منطقه می‌داند و حاضر است نقش میانجی‌گر فعال را بر عهده گیرد. اهمیت این روند زمانی دوچندان می‌شود که در ملاقات رسمی امروز در نیویورک، رئیس‌جمهور آمریکا در حضور بن سلمان تصریح کرد: ✨«آن‌ها واقعاً به‌شدت می‌خواهند یک توافق انجام دهند. من کاملاً برای این موضوع آماده هستم؛ با آن‌ها در حال مذاکره هستیم و روندی را آغاز کرده‌ایم. و خوب خواهد بود که با ایران به یک توافق برسیم.» این مهمترین ‌بار در دولت جدید در آمریکا است که رئیس‌جمهور این کشور رسماً اعلام می‌کند که: ✨ «مذاکره آغاز شده است»، «روندی جریان دارد»، و او «آمادگی کامل برای توافق» را دارا می‌باشد. اهمیت این جملات، نه در محتوای کلی آن، بلکه در اعلام علنی آن، در کنار ولیعهد عربستان، و به‌عنوان بخشی از یک «چارچوب سه‌جانبهٔ در حال ظهورِ امنیت‌آفرین» است. جناب پزشکیان هم‌زمانی این سه تحول - پیام رسمی ایران، اعلام میانجی‌گری عربستان، و اعلام آغاز روند مذاکرات از سوی آمریکا - رخدادی کم‌نظیر است. در طی سال‌های گذشته، چنین هماهنگی سیاسی و دیپلماتیک میان سه پایتخت به‌صورت هم‌زمان شکل نگرفته بود. این هم‌زمانی نشان می‌دهد که «پنجره‌ای راهبردی» گشوده شده است؛ پنجره‌ای که از بین بردن آن، نه‌تنها فقدان یک فرصت، بلکه خطایی راهبردی خواهد بود. تجربه نیز نشان می‌دهد انتقال کانال‌های میانجی‌گری از کشورهایی مانند عمان و قطر به عربستان، کشوری با قدرت ساختاری، نفوذ مستقیم در آمریکا و اراده عملی برای کاهش تنش، بهترین تصمیم راهبردی در شرایط کنونی است. این ویژگی‌ها، عربستان را به «میانجی کارآمد» و «کانال واقعی انتقال پیام» تبدیل می‌کند، جایگاهی که نه عمان، نه قطر و نه اروپایی‌ها از آن برخوردارند. با این حال، تجربه‌ی دو دههٔ گذشته به ما آموخته است که هر زمان کشور در آستانه‌ی یک گشایش راهبردی قرار گرفته، فشارهای داخلی - از جنس مقاومت سیاسی، روایت‌سازی رسانه‌ای، نگرانی‌های ویژه یا محاسبات جناحی - تلاش کرده‌اند مسیر دیپلماسی را کند یا متوقف کنند. امروز نیز همان نشانه‌ها قابل مشاهده است. اما: ✨باید با صراحت ایستاد، و نشان داد که امنیت ملی ایران، وابسته به تصمیم‌های شجاعانه است، نه ملاحظات جناحی؛ و این مسیر نباید از سوی هیچ جریان داخلی مختل شود. جناب رئیس‌جمهور دولت شما امروز در برابر مسئولیتی تاریخی قرار دارد. این یک فرصت استراتژیک است که می‌تواند سایهٔ امنیتی‌سازی دوبارهٔ پرونده ایران در شورای امنیت را دور کند، فشارهای اقتصادی را کاهش دهد، روابط منطقه‌ای را تثبیت کند و مسیر بازگشت به یک توازن پایدار با آمریکا و عربستان را هموار سازد. چنین لحظاتی در تاریخ سیاست خارجی کشور، شاید تنها یک بار در یک دهه رخ دهد. لذا این روند باید با قدرت ادامه یابد، و نباید اجازه داد فشارهای داخلی یا برداشت‌های نادرست، مسیر گشایش دیپلماتیک را از کشور دریغ کند. روندی که تمام دلسوزان ایران باید با قاطعیت از آن حمایت کنند؛ و جنابعالی نیز نباید اجازه دهید جریان‌های داخلی مسیر این گشایش تاریخی را سد نمایند. آیندهٔ امنیت ملی ایران و ثبات منطقه‌ای، امروز بیش از هر زمان دیگری به کیفیت تصمیم‌گیری در این لحظه وابسته است.

Hamid Aboutalebi

661,816 Aufrufe • vor 8 Monaten