Sensitive content

This media may contain sensitive content.

Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

شنیدم توی توییتر/ایکس ویدیوهایی که از فواحش رای دهنده گرفتم خیلی دیده شده، یک اکانت ساختم تا بیام ازتون تشکر کنم. کوچیک همه بچه‌های مشتی توییتر/ایکس علی از نیوزیلند!

47,155 Aufrufe • vor 2 Jahren •via X (Twitter)

9 Kommentare

Profilbild von Persian God
Persian Godvor 2 Jahren

آقا دم خودت گرم بابت رقم زدن این لحظات زیبا :))

Profilbild von ali patriot
ali patriotvor 2 Jahren

دم خودت بیشتر گرم انجام وظیفه بود

Profilbild von 𓄂✺Yaar - يار ‌‌قدیمی🎗️
𓄂✺Yaar - يار ‌‌قدیمی🎗️vor 2 Jahren

دمت گرم، باعث افتخاری و به توییتر خوش اومدی

Profilbild von ali patriot
ali patriotvor 2 Jahren

فدای شما عزیز ،خوشحالم دوستان خوبی مثل شما دارم،با هم پشت ما کوهه

Profilbild von Saiedeh
Saiedehvor 2 Jahren

دمت گرم ما که خیلی حال کردیم خوش امدی🙏🌹👍

Profilbild von ali patriot
ali patriotvor 2 Jahren

♥️

Profilbild von 𝗡𝗶𝗼𝗵 𝗕𝗲𝗿𝗴 ♛ ✡︎
𝗡𝗶𝗼𝗵 𝗕𝗲𝗿𝗴 ♛ ✡︎vor 2 Jahren

دمت گرم. به X خوش اومدی. من ویدیوهات رو به انگلیسی ترجمه میکنم و پُست میکنم.

Profilbild von Mona☔️👑
Mona☔️👑vor 2 Jahren

ما باید تشکر کنیم جناب علی، امروز کلی بهمون انرژی و قدرت دادید، نفستون گرم و پایدار و سلامت باشید🌹🙏 #جاوید شاه

Profilbild von 🇮🇱𓃬☼رهان از تبار بابک🚁
🇮🇱𓃬☼رهان از تبار بابک🚁vor 2 Jahren

این چندروز پروژه بگیرای اصلاحات خیلی رومخ بودن اعصابم خورد بود واقعا دلم خنک شد از داخل ایران ممنون ازت🦁

Ähnliche Videos

رسوایی بزرگ در توییتر (ایکس) فارسی صحبت‌های سیما ثابت درباره #آپارتاید_دیجیتال و رسوایی اخیر مقامات حکومتی و کاربران ارزشی در شبکه اجتماعی ایکس(توییتر) و استفاده آنها از این رانت حکومتی جالب توجه است. نکته مهم اینکه، رسوایی اخیر در #توییتر، تنها یک باگ فنی نیست، بلکه پرده‌برداری از اوج #وقاحت و ریاکاری کسانی بود که سال‌هاست گلوی اینترنت را برای مردم عادی می‌فشارند، اما خودشان در «بهشت بدون فیلتر» سیر می‌کنند. آپارتاید دیجیتال یعنی جایی که مردم باید برای ارسال یک پیام ساده، عمر و سرمایه‌شان را پای وی‌پی‌ان‌های ناامن و سرعت‌های حلزونی تلف کنند، اما مقامات حکومتی و حتی کاربران ارزشی با اینترنت پرسرعت و بدون سانسور، دقیقا در همان پلتفرم‌هایی که فیلترش کرده‌اند، جولان می‌دهند. دردناک‌تر آنکه این رانت اطلاعاتی، سوخت ماشین ارتش‌ سایبری جمهوری اسلامی شده است. آن‌ها با دسترسی ویژه و اینترنت طبقاتی، در زمینی که خودشان برای مردم مین‌گذاری کرده‌اند، با خیال راحت می‌تازند تا روایت‌های دروغین بسازند و صدای معترضان را خفه کنند. Sima Sabet | سیما ثابت

TavaanaTech تواناتک

29,609 Aufrufe • vor 10 Monaten

توضیحات خود نیما تکیدو یوتیوبر با ۱ میلیون فالور درباره ایونتش ۲۸ تیر : بیش از ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر بدون بلیت و بدون هماهنگی تشریف آورده بودن. ما ۵ هزار تا بلیت تهیه کرده بودیم که توی ۳ دقیقه سولداوت شد. این خودش یه رکورده! تا ۱۵ هزار نفر ما تدارکات دیده بودیم... از شدت درد یه چند ثانیه از حال رفتم. حراست تونست منو بکشه بیرون. به دلیل درد زیادی که تو پام داشتم توی جمعیت که پام آسیب دید، نتونستم رو پام بایستم و منو انتقال دادن به بیمارستان و پامو آتل بستن. 🔸گوشی منو ندزدیدن، کیف پول منو ندزدیدن... همه چی سر جاشه. کادوهاتون بچه‌ها، کادوهایی که لطف کردین برای من آوردین، قربونتون برم! با عشق تک‌تکشون جمع شده. این‌قدر زیاده من باید برم بگیرم، وقت نکردم به‌خاطر پام... همه چی تا دو سه ساعت اول عالی پیش می‌رفت. از ساعت دو و نیم - سه ظهر ما متوجه یه جمعیت خیلی زیادی شدیم. همه چی تا دو سه ساعت اول عالی پیش می‌رفت از ساعت دو و نیم - سه ظهر ما متوجه یه جمعیت خیلی زیادی شدیم... طبق آماری که اون لحظه به ما دادن، بیش از ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر بدون بلیت و بدون هماهنگی تشریف آورده بودن. 🚨ای کسانی که کامنت‌های منو سوراخ کردید ۷۰ هزار تا نمی‌دونی چه عددیه، یکی نوشت ۵۰۰ نفر، یکی ۱۰ هزار نفر، تعدادی به عدد ۷۰ هزار خُرده گرفتید بفرمایید خود صاحب مجلس میگه بیش از ۴۰،۵۰ هزار نفر

Elham

54,266 Aufrufe • vor 1 Monat

دیروز برنامهٔ ایرج مصداقی با مرتضی اسماعیل‌پور را دیدم؛ برنامه‌ای که در آن مصداقی به علی کریمی توهین کرد و گفت «تو عددی نیستی». این صحنه مرا به یاد خاطره‌ای انداخت. ششم ژانویهٔ ۲۰۲۵، رضا حاجی‌حسینی، همسر نعیمه دوستدار، در توییتر نوشته بود: «از جذابیت‌های این روزگار یکی هم این است که آدم‌هایی با گذشته‌های طلایی مشغول پرداختن به گذشته و حال دیگران‌اند. راستی آقای فلانی، پسر شما هنوز با لباس تیم ملی فوتبال ایران با آرم حکومت نکبت اسلامی در استکهلم فوتبال بازی می‌کند؟ از شما بعید نیست. این ماجرا ریشه ندارد؟» منظور حاجی‌حسینی از «آقای فلانی» ایرج مصداقی بود. مصداقی در واکنش به او، در برنامه‌ای که با سعید بهبهانی داشت، عکس‌هایی از پیراهن‌های تیم ملی را نشان داد که به امضای بازیکنان رسیده بود؛ از جمله پیراهن اورجینال علی کریمی. با افتخار گفت که هجده سال پیش توانسته از طریق واسطه‌هایی این پیراهن‌ها را برای پسرش تهیه کند و با ذوق اضافه کرد که تصور کنید پسرش در یک بازی تیم ملی با پیراهن اورجینال علی کریمی شرکت کند. برای من عجیب بود که مصداقی در کمتر از دو سال، از کسی که با آن همه ذوق از داشتن پیراهن علی کریمی برای پسرش حرف می‌زد، به جایی رسیده که می‌گوید «تو عددی نیستی». در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب // یا رب مباد آن که گدا معتبر شود. پ.ن.: می‌دانم که این ویدیو توسط اکانت پارسین تهیه شده، اما من مصاحبه کامل را دیدم و این ویدیو حقیقت را منعکس می‌کند.

Asghar Sepehri

25,150 Aufrufe • vor 26 Tagen

▪️داریوش سنتی یا شاهین صنعتی منقل یا Molly شاهین نجفی، خواننده، 2024: "تجربه Molly یا MDMA من بالاترین خلافم علف بود...دیگه میمونه بعضی موقع‌ها و گهگاهی زدن...اینو ما زدیم...انگار این روح از بدن من داره خارج می‌شه، یک دفعه شدم یک آدم مهربون (خنده)... 400 500 نفری که اونجا بودن رو دوست داشتم بشینم تک‌تک اینها را ماچ کنم، بغلشون کنم، داداش، خواهر، فلان در من تقویت صدا خیلی بالا بود، موزیک رو جور دیگه می‌شنیدم این تجربه برای من تجربه عجیب و جالبی بود و یک دریچه جدیدی رو به روی من باز کرد... و بعد بازم یکی دو تا تجربه دیگه داشتم که دیدم واووو....اصلا بحث بسیار جدیه از دلش برای من موسیقی آفریده شد آیا به من کمک کرد برای فهم این موسیقی؟ بله، بسیار آیا از من انسان بهتری ساخت؟ من میگم بله، با جرأت می‌گم بله، خیلی چیزا یاد گرفتم برای من جهان جدیدی آغاز شد و این جهان جهانی نیست که من از دست بدمش یک برند جدید یک اتفاق جدید و چقدر ما موزیسین‌ها یا کسانی که از اساس درگیر هنر هستند، خوشحال باید باشند، خوش‌شانس باید باشند که چنین امکانی وجود داره " ▪️توضیح: بعد از نقد به سانسور و جعل صحبتهای مسعود جمالی توسط اکانت حافظه تاریخی عده‌ای به اکانت حمله کردند که هدف از آن توییتها دفاع از «داریوش مفنگی» 57 است. به بزرگواران یادآور می‌شویم که عملکرد این اکانت از ابتدا مشخص بوده است دفاع از حقیقت از هیچ گرایشی هم دفاع نمی‌شود که نقدها جهت‌دار نباشند لذا توییت‌ها هیچ حمایتی از داریوش نیست اما اگر شما به عنوان ملی‌گرا واقعا نگران مواد مخدر هستید پیشنهاد می‌کنم به موضوع شاهین نجفی که بارها تغییر جهت سیاسی داشته است و مخاطب بیشتر و جوانتری دارد، بپردازید شاهین در حالی که کنار پرچم شیروخورشید نشسته است و به شدت عرق می‌کند (عوارض مصرف MDMA/عینک‌آفتابی زدن برای کنترل نور حتی در مکانهای بسته، اعمال خشونت به شریک زندگی، پرخاشگری و ... که در مورد ایشان دیده شده است، از دیگر نشانه‌های این تجربه و دنیای جدید است!!!) به صورت غیر مستقیم تبلیغ اکستازی و ... می‌کند.* این کار شاهین توهین به پرچم شیروخورشید است! *توضیح: شاهین بارها در فیلم توضیح می‌دهد که هدفش تبلیغ مواد نیست و مواد مخدر بد است! و MDMA روان‌گردان قوی نیست و ...! اما همانطور که می‌بینید طوری از این تجربه، تراانسان و کمک به خلق هنر بعد از مصرف صحبت می‌کند که هر نوجوانی ترغیب می‌شود به جای آب، Molly بخورد که مثل شاهین مشهور شود!

شارح

15,096 Aufrufe • vor 27 Tagen

گروه فروشگاه‌های زنجیره‌ای فنلاندی «کی گروپ» به شکلی غیرمنتظره در مراسم تشییع علی خامنه‌ای جای گرفت. ویدیوهایی از عراق منتشر شده است که نشان می‌دهند تابوت دیکتاتور کشته‌شده ایران از یک کامیون یخچال‌دار با نشان تجاری این شرکت تخلیه شده است. در تصاویری که در کربلا ضبط و از سوی خبرگزاری رویترز منتشر شده، جمعیتی انبوه اطراف یک کامیون یخچال‌دار با لوگوهای نارنجی و سفید دیده می‌شود که شباهت زیادی به نشان تجاری «کی گروپ»، بخشی از شرکت خرده‌فروشی فنلاندی «کسکو»، دارد. در ادامه این تصاویر، مردانی با لباس تیره، تابوتی را از بخش یخچال‌دار کامیون بیرون می‌آورند و آن را بر فراز جمعیت حمل می‌کنند. این ویدیو در جریان بخش عراقی مراسم تشییع خامنه‌ای ضبط شده است. این مراسم که قسمتی از آن در نجف و کربلا برگزار شد، به دفن دیکتاتور کشته‌شده ایران در مشهد در روز ۱۸ تیر، ختم می‌شود. این تصاویر به سرعت در فنلاند مورد توجه قرار گرفت. روزنامه «ایلتا-سانومات» این صحنه را «باورنکردنی» توصیف کرد و نوشت فنلاندی‌ها احتمالا با دیدن چیزی که شبیه نشان فروشگاه‌های «کی مارکت» در میانه مراسم تشییع خامنه‌ای بود، «چشم‌هایشان را مالیده‌اند [تا مطمئن شوند درست می‌بینند]».

ايران اينترنشنال

50,670 Aufrufe • vor 2 Monaten

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 Aufrufe • vor 1 Jahr

یکی از کاربردهای چت باتها برای خیلی کمپانی ها مثل e-commerce ها، پشتیبانی/customer support هست. این که یک چت بات ۲۴ ساعته جواب سوالها را بده. فکر کردم یک پروژه کاربردی و آموزشی درست کنم که هم واقعا بتونید استفاده کنید و هم ایده بگیرید. این شد که یک ورژن خوب و قابل استفاده ساختم با کمک دستیارم Claude code.😉 اسمش را هم Chirp گذاشتم. یک سیستم چت‌بات کامل که قابلیت RAG داره، یعنی می‌تونید دیتای خودتون رو بهش بدید تا بر اساس اونا جواب بده. - اصلاً Chirp چیه؟ یه ویجت چت هوش مصنوعی که می‌تونید تو هر وب‌سایتی امبد (Embed) کنید. مثل اینترکام یا دریفت، ولی با این تفاوت که کنترلش دست خودتونه و هزینه‌اش هم بسیار کم میشه اگه با مدلهای اپن سورس اجراش کنید. ویدیوی دمو👇. - تکنولوژی‌های استفاده شده: • بک‌اِند: FastAPI • فرانت‌اِند: React + TypeScript • از Qdrant برای vector DB •و OpenAI هم که مغزش • راحت با Docker میاد بالا. - چند تا نکته فنی: ۱. من RAG ساده پیاده کردم. ولی بسته به کاربرد میتونید (و بهتره) روش های پیشرفته تر استفاده کنید. نکته مهم: حتماً از SSE برای استریم کردن جواب‌ها استفاده کنید تا کاربر منتظر نمونه. ۲. معماری در دنیای واقعی: • استفاده از Shadow DOM برای ویجت حیاتی هست تا استایل‌های سایت مقصد روی چت‌بات اثر نذاره. • مدیریت خطا (Error Handling) مقدار قابل توجهی از کد رو تشکیل داد. توی محیط واقعی همه‌چی ممکنه خراب بشه: تایم‌اوت شبکه، محدودیت نرخ OpenAI و... ۳. جادوی داکر: با Multi-stage build حجم ایمیج نهایی رو خیلی پایین آوردم، سعی کردم زیر ۵۰۰ مگابایت نگه دارم. فقط با یک docker-compose up کل سیستم (بک‌اِند، فرانت و دیتابیس) بالا میاد. - چرا این پروژه رو ساختم؟ هدفم فقط ساخت یک ابزار نبود، می‌خواستم نشون بدم چطور RAG رو از سطح تئوری به تولید (Production) برسونید. کدها شاید همه‌جا تمیز نباشن، ولی "واقعی" هستن. نکته خیلی مهم: توی فولدر docs تمام جزییات پیاده سازی از plan و API و PRD همه اونجاست. و اینکه ۱۳ تا branch درست کردم که هر مرحله را کامل نشون میده. حتما ببینید. و اما نکته اخلاقی: دیدن ویدیوهای آموزشی رو تموم کنید و شروع کنید به ساختن. پروژه بسازید، خرابش کنید و دوباره درستش کنید. این بهترین راه یادگیریه. کد کامل پروژه رو می‌تونید اینجا ببینید، استار 🌟 بدید و روش تمرین کنید:

Mehdi Allahyari

20,895 Aufrufe • vor 8 Monaten