Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

طبق شروط رهبری که اصلاً قرار نبود مذاکره‌ای درباره هسته‌ای داشته باشیم. طبق ادعای تیم مذاکراتیِ قالیباف قرار بود در مراحلِ بعدی تفاهم/توافق به هسته‌ای بپردازیم. حالا هنوز قبل از توافق، عراقچی پیشاپیش وعده‌ی رقیق‌سازیِ اورانیوم‌ها رو داده. این حجم از خفّت رو چطور مقاله می‌کشید؟

31,792 views • 3 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

مجید شاکری(عضو تیم مذاکره‌کننده اسلام‌آباد): بعد این رو بگم که اون شب چه‌جوری شد. ببینید، یه تحلیلی دارم من که این تحلیل به دلایلی بعدها درستیش برای خودم ثابت شده. طرف آمریکایی، منحصراً به این دلیل که ذخایرش از وضعیت تحت فشار خارج بشه، به‌خصوص ذخایر نفتیش، حمله می‌کرد. علت اینکه هم سی روز صبر نکرد این بود که می‌خواست ذخایر زودتر پر بشه. پس اصلاً این گزینه که «اگر من با اون کاری نداشتم، می‌ذاشتم مسیر جنوبی باز بشه، اون دیگه با من کاری نداشت، جنگ ادامه پیدا نمی‌کرد، اسکورت نفت ادامه پیدا می‌کرد و غیره و غیره» درست نیست.‼️‼️ یه نمونه‌اش در داخل همین ماجراست. حتی به اندازه یک دور فروش نفت هم نیست. همین الان هم می‌تونم توضیح بدم. دوم، در اون شب طرف ایرانی با کشتی‌هایی مواجه شد که آمریکایی‌ها می‌خواستن به اجبار از کریدور جنوبی رد کنن، حتی نه با خواست دولت میزبان. طرف ایرانی اومد جلوی کشتی‌ها تیر اخطار زد، به خود کشتی‌ها هم شلیک نکرد.‼️‼️‼️ طرف آمریکایی بعد بخشی از اعضای نیروی دریایی سپاه پاسداران رو هدف قرار می‌ده و همه رو شهید می‌کنه و بعد طرف ایرانی پاسخ می‌ده. چرا؟ چون طرف آمریکایی فکر می‌کرد ایران اون‌قدر درگیر تشییع و مسائل داخلیه که واکنش جدی نشون نمی‌ده. در حالی که از نگاه طرف ایرانی، آمریکا توافق رو نقض کرده بود. حالا آدم‌ها طرفدار توافق اسلام‌آباد هستن یا نیستن؟ اگر طرفدار توافق اسلام‌آباد هستن، باید طرفدار صریح‌ترین بند اون هم باشن که بند پنجه. در بند پنج، ترتیبات ایرانی صراحتاً درباره سی روز و شصت روز صحبت می‌کنه. بنابراین کاری که آمریکایی‌ها برای ایجاد کریدور جنوبی انجام دادن، اولاً عجولانه بود و دوم، خلاف توافق بود. آمریکایی‌ها اشتباهات متعددی در این جنگ کردن. یکی از مهم‌ترین‌هاش هم این بود که این سی روز رو صبر نکردن.

آرش یوسفی -ARASH

39,666 views • 19 days ago

نظریه/ تحلیل نامحبوب این سخنرانی متعلق به بعد از اعلام خبر رسمی کشته شدن خامنه‌ای است. قالیباف میگه: « الان ساختار مدیریتی کشور از فرد محوری خارج شده و خیلی بهتر و سریعتر از قبل عمل کردیم» طبق اطلاعاتی که اخیرا از طرف برخی رسانه‌های مخالف قالیباف منتشر شده سازمانهای امنیتی ج.ا کفتن امار جلسه خامنه‌ای را پسر قالیباف داده بوده که اگر این صحت داشته باشه میشه گفت قالیباف اینجا داره در اصل خبر موفقیت فاز یک کودتا/ پوست اندازی را اعلام میکنه. ۲۸-۳۰ روز بعد از این سخنرانی ترامپ گفت: ما در ایران رژیم چنج انجام دادیم و افراد متعادلتری بر سر کار اومدند. که میشه این رو تایید موفقیت کودتا/ استحاله دقت کنید تا امروز امار زنده بودن مجتبی را فقط از ترامپ و باند قالیباف شنیدیم ( این باند برای پیشبرد استحاله و توافق نیاز دارن که مجتبی را زنده نشون بدن) و هیچکس حتی پایداریچی‌هایی که بازوهای اجرایی مجتبی بودند موفق به دیدن او یا تایید زنده بودنش نشدند و حتی اخیرا خبرگان نسبت به ساختگی بودن جلسه تعیین رهبر اعتراض کرده . حدس شخصی من اینه ( صرفا گمانه زنی است) در این مدت پوست‌اندازی/ استحاله/ کودتا / …. انجام شده و ما الان با جمهوری سوم مستقر شده طرفیم و دقیقا در میانه دوران گذار قرار داریم. دقت کنید شاهزاده هم از “ رهبر گذار و خیزش و انقلاب”. به “ رهبر اپوزوسیون دموکراتیک”. تغییر سمت داد.

Mehdi Sadri

141,351 views • 3 months ago

پزشکیان حرفهای بسیار مهم میزنه و میگه: «اگر مذاکره نکنیم چکار کنیم؟ حتی هسته‌ای رو دوباره بسازیم دوباره میزنه! مگه دفعه قبل زد کاری تونستیم بکنیم؟» و خصوصا که تاکید میکنه «بدون اجازه رهبری هیچ کاری نخواهیم کرد» حرفهای مهم و منطقی پزشکیان نشون میده احتمالا لاریجانی اختیار تام گرفته برای مذاکرات با امریکا و پزشکیان داره با این حرفها راه رو باز میکنه برای کم هزینه شدن مذاکرات در داخل. من تا پیش از انتصاب لاریجانی میگفتم حداقل یک دور دیگه حمله اسرائیل رو خواهیم داشت. معتقد بودم یک دور حمله دوباره میشود و بعد با امریکا توافق خواهیم کرد ولی بعد از اومدن لاریجانی تصور میکنم احتمال توافق قبل از حمله و جلوگیری از حمله به ایران شانس بالایی (حدود ۵۰٪) پیدا کرده. همانطور که قبلا گفتم نباید بگذاریم هیچ حمله‌ای دیگر به ایران بشود باز میگم نباید بگذاریم تحت هیچ شرایطی هیچ حمله دیگری به ایران بشود حالا یا به نام یا به ننگ.

Sadegh Alhosseini صادق الحسینی

125,262 views • 1 year ago

بخش‌هایی از صحبت‌های امین بزرگیان در گفت‌وگو با میلاد پورعیسی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ نسخه کامل این مصاحبه را می‌توانید در کانال یوتیوب هامون تماشا کنید: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ امین بزرگیان: برخلاف تصوری که وجود داشت نسبت به مداخله خارجی در ایران، خب روند جوری شد که این مداخله خارجی مورد استقبال عمومی قرار نگرفت. حالا اینکه مورد استقبال عمومی قرار نگرفت ؛ اصلاً فراموش نکنیم که یکی از زنجیره‌های این پروژه این بود که ما وقتی آسمان رو اشغال کردیم، روی زمین یه اتفاقاتی خواهد افتاد.‼️‼️ این مشاوران و اینا رفتن، مشاوران راستگرا و اپوزیسیون رفتن به این آمریکا و اسرائیل گفتن آقا شما اگر چنانچه فلان جا رو بزنید و آسمون رو بگیرید و اینا، مردم اینقدر عاصی‌ان که میان تو خیابون.‼️‼️ نمونش، نمونه کار شما جنبش‌های مردمی رو ببینید، مردم اومدن تو خیابون. ‼️اون جنبش‌ها به خاطر این به سرانجام نرسید که سرکوب شد ‼️و اگر چنانچه شما این نظم سرکوب‌کننده رو، چه می‌دونم، تضعیف کنید یا از بین ببرید، این به سرانجام می‌رسه، تبدیل میشه به انقلاب. بعد خود شما هم، مخالف پروژه شما هم نیست که نمی‌خواید دیگه در کشورهای خاورمیانه مثل عراق و افغانستان بیاید ‼️و مداخله کنید، خود همین میشه انقلاب. خب این روشن بود، یعنی مشخص بود کسانی که این مشورت رو دادن به آقای آمریکا و آقای اسرائیل، سرسوزنی شناخت از جامعه ایران نداشتن. نمی‌شناختن جامعه ایران. یعنی نرفته بودن حتی این تحقیقات اجتماعی رو ببینن، خصلت‌های جامعه رو ادراک بکنن. یه سری آدم سیاسی بودن که مواجهه‌شون با جامعه ایران این بود که یه سری آدم هر از چند وقت یه بار اومدن تو خیابون و اعتراض کردن و کلاً این چیز رو، این خبر هم بهشون رسیده بود که مردم به اینجاشون رسیده. خب این دو تا رو کنار همدیگه گذاشتن به صورت مکانیکی و گفتن این جامعه، جامعه انقلابی‌ه، جامعه‌ای که درمیاد توی خیابون. در حالی که این ناشی از عدم شناخت جامعه ایران بود.‼️ به چند دلیل. حالا دلایل مختلف و متعددی رو میشه مطرح کرد که اساساً حتی اون وقتی که جامعه می‌اومده بیرون اعتراض می‌کرده، این جنبش، جنبش اعتراضی بوده یا جنبش انقلابی بوده؟ این رو باید اساساً ما سوژه انقلابی در ایران داریم یا سوژه معترض داریم در ایران؟ ‼️پیوندهای جامعه با دولت چه نوع پیوندیه؟ آیا اون پیوندی هست که بشه از توش چیزی تحت عنوان انقلاب رو درآورد؟ انقلاب یعنی تغییر حکومت و فلان این حرفا. بعدشم چیزی که مفروض چیزشون بود این بود که آقاجان، ما در فقدان تمام عناصر انقلاب ‼️‼️مثل رهبری، مثل سازماندهی، مثل چه می‌دونم همه این چیزا، اعتصابات و این حرفا، ‼️‼️اینا رو نداریم و نمی‌تونیم درستش بکنیم و اینا. اینا رو همه رو حواله می‌دادن به اینکه این به خاطر چی سازماندهی نداریم، به خاطر چی اینا رو نداریم؟ که سرکوبه. خب که اینم گفتن به جای همه اینا که نداریم، آمریکا رو داریم، این بیاد. ‼️‼️ فکر می‌کردن که یک راه میانبری وجود داره برای انقلاب. برای همین هم از ‼️‼️کلمه براندازی ‼️‼️استفاده می‌کردن، از کلمه انقلاب استفاده نمی‌کردن، به خاطر اینکه می‌دونستن که این نمی‌تونه انقلاب باشه. انقلاب یه پدیداری از پایینه، احتیاج به سازماندهی داره، احتیاج به پیوند نیروها داره، اتحادهای درون بین طبقات داره، هزار تا چیز دیگه داره، نمیشه اینجوری. برای همین گفتن براندازی. براندازی یعنی که حکومت بره، فقط همین. ‼️‼️ یعنی اون هدف نهایی انقلاب رو فقط منظورشون بود. اون فرایندی که ما به اینجا برسیم، گفتن امکاناتش وجود نداره، اینو آمریکا برامون انجام میده.‼️‼️‼️ همه این عوامل رو وقتی کنار هم می‌ذارید، پس اصلاً چیز عجیبی نبود که جامعه در معرض جنگ وقتی قرار می‌گیره، تن نمیده به اون، به این پروژه.‼️ یعنی با وجود تمام مشکلاتی که داره، با تمام اینکه اصلاً نمی‌خواد سر به تن دولت باشه، ‼️اینی که بخواد وارد چنین پروژه‌ای بشه، این براش غیرممکنه. چرا؟ خیلی ساده‌ست آقای پورعیسی، به خاطر اینکه جامعه، جامعه مدرنیه. جامعه‌ایه که تا حد زیادی دموکراتیکه. تو این جامعه سال‌ها کار شده. حالا ما نتایج ملموس مادیشو نداریم، ندیدیم هنوز، اما ببین، ۲۰۰ سال پیش حدوداً انقلابی شده تو این مملکت، همزمان با اروپا. بعد خود این سازوکار از درون یک انقلابی بیرون اومده به نام ۵۷. و از نیمه دهه ۷۰ تو مملکت آدما کتاب چاپ شده، روزنامه چاپ شده، ارزش‌های دموکراتیک مهم شده، فلان. همه اینا غیب نمیشه توی جامعه‌ای، هرچقدر هم مسئله داشته باشه. حالا یه موقع است ما فقط به صداهای بلند توجه می‌کنیم، لحظات بیان خستگی‌ها، لحظات بیان خشم‌ها. با اینا نمیشه معیار فهم گذاشت. لینک کانال یوتیوب هامون:

آرش یوسفی -ARASH

12,708 views • 2 months ago

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در تازه‌ترین واکنش به مذاکرات ایران و آمریکا در عمان گفت:‌ «گفت‌وگوهای بسیار خوبی داشتیم و به نظر می‌رسد که ایران می‌خواهد به توافق برسد.» آقای ترامپ،‌ هنگام سفر به اقامتگاه مارالاگو در پالم بیچ ایالت فلوریدا در هواپیمای مخصوص رئیس جمهور آمریکا و در پاسخ به خبرنگاران این اظهارات را مطرح کرد. او ادامه داد که «باید ببینیم این توافق چه خواهد بود. اما فکر می‌کنم ایران به‌شدت به دنبال توافق است، همان‌طور که باید هم باشد. دفعه قبل شاید تصمیم داشتند که این کار را نکنند، اما فکر می‌کنم حالا نظرشان تغییر کرده است. باید ببینیم توافق چه خواهد بود و به طور قطع با دفعه قبل متفاوت خواهد بود.» آقای ترامپ بار دیگر تاکید کرد: «ما یک ناوگان بزرگ داریم؛ یک نیروی دریایی بسیار بزرگ که به آن سمت در حال حرکت است و به‌زودی به آنجا خواهد رسید. بنابراین خواهیم دید اوضاع چگونه پیش می‌رود.» او در پاسخ به خبرنگاری در مورد این که تا کی آقای ترامپ صبر خواهد کرد گفت: «ما زمان زیادی در اختیار داریم. اگر ونزوئلا را به خاطر داشته باشید، مدتی صبر کردیم و عجله‌ای نداشتیم.» آقای ترامپ همچنین گفت: «اوایل هفته آینده دوباره دیدار خواهیم داشت و آن‌ها می‌خواهند به توافق برسند؛ همان‌طور که باید هم خواهان توافق باشند. شما پیامدهای عدم توافق را می‌دانید؛ پیامدها روشن است. بنابراین باید دید چه اتفاقی می‌افتد. این دیدار با یکی از مقام‌های بسیار عالی‌رتبه ایران انجام شد و خواهیم دید نتیجه آن چه خواهد بود. در ضمن، اگر امکان‌پذیر باشد، بسیار مایل هستم که این اتفاق بیفتد.» رئیس جمهور آمریکا همچنین در مورد شرایط توافق می‌گوید: «در وهله نخست، هیچ سلاح هسته‌ای نباید وجود داشته باشد. اگر می‌توانستیم دو سال پیش به چنین توافقی برسیم، احتمالا آن توافق انجام می‌شد، اما آن‌ها حاضر به پذیرش آن نبودند. اکنون حاضر هستند و حتی آمادگی دارند بیش از یک سال یا یک سال و نیم پیش، امتیاز بدهند.» او افزود: «با این حال، باید توجه داشت که ما دقیقا تنها یک سال است که این روند را دنبال می‌کنیم و چند ماه پس از آغاز این دوره ریاست‌جمهوری وارد این مسیر شدیم.»

BBC NEWS فارسی

22,642 views • 7 months ago

در ادامه گزارش‌ها درباره معطلی طولانی‌مدت رانندگان کامیون در مرز ایران و پاکستان، ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن شماری از رانندگان نسبت به شرایط نامناسب و بلاتکلیفی خود اعتراض می‌کنند. یک راننده زن که ویدیو را گرفته می‌گوید «به کامیون‌های حامل گاز اجازه عبور داده می‌شود، اما کامیون‌های یخچالی و چادری اجازه عبور داده نمی‌شود» . رانندگان همچنین از نبود سهمیه سوخت گلایه دارند و می‌گویند در شرایطی قرار گرفته‌اند که «نه ایران آنها را می‌پذیرد و نه پاکستان اجازه تخلیه بار را می‌دهد.» به گفته یکی‌ از رانندگان، ادامه این وضعیت و تمام شدن سوخت باعث خاموش شدن سیستم‌های سرمایشی کامیون‌ها شده و در نتیجه، بخشی از محموله‌های غذایی در معرض فساد و خرابی قرار گرفته‌اند. پیمان سنندجی، رئیس کمیسیون حمل‌ونقل اتاق تهران درباره چالش‌های توقف طولانی کامیون‌های تجاری در مرزها، به خبرگزاری مهر گفته: «با توجه به اینکه تجارت دریایی کشور هنوز به روال عادی بازنگشته است... در مرزهای شرقی کشور، بخشی از جابه‌جایی کالا از مسیرهای شرقی انجام می‌شود و در حال حاضر در برخی مرزها شاهد تجمع ورودی‌ها هستیم. به عنوان نمونه، در مرز ریمدان به دلیل اینکه تاکنون این تعداد خودرو وارد این مرز نشده بود، زیرساخت و آمادگی لازم برای پذیرش این حجم از کامیون‌های تجاری وجود ندارد.»

BBC NEWS فارسی

19,186 views • 29 days ago

علی‌اکبر صالحی، وزیر خارجه اسبق و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی که در زمان شاه برای تحصیل به آمریکا رفت و چهار سال قبل از انقلاب ۵۷ از دانشگاه کالیفرنیا دکترای فیزیک هسته‌ای گرفت، در اظهاراتی که تاریخ آن به هفتم شهریورماه امسال باز می‌گردد درباره نحوه فریب آمریکایی‌ها در مذاکرات برجام گفت: «در جریان مذاکرات، طرف مقابل اصرار داشت که کالندریا یا همان قلب رآکتور اراک باید به‌طور کامل تخریب و خرد شود، اما ما با این امر مخالفت کرده و بر حفظ آن تأکید داشتیم. در نهایت توافق شد که برای غیرقابل استفاده شدن، درون لوله‌های آن بتن ریخته شود. با این حال، ما پیش‌بینی‌های لازم را انجام داده و لوله‌های مشابه و جایگزین را از قبل تهیه کرده بودیم؛ به طوری که اگرچه در ظاهر طبق توافق عمل شد، اما زیرساخت‌های اصلی حفظ گردید. آمریکایی‌ها در گزارش‌های خود اعلام کردند که با ریختن بتن، ایران ناچار به طراحی مجدد است، اما ما بدون آنکه خلاف واقع گفته باشیم، توانمندی خود را حفظ کردیم». صالحی در ادامه گفت: «همچنین در مورد تولید فلز اورانیوم، متعهد شده بودیم که تا ۱۵ سال فعالیت تحقیق و توسعه‌ای نداشته باشیم و به این تعهد پایبند بودیم، اما من به همکارانم دستور دادم که فرآیند تبدیل پودر به فلز را بر روی فلزات مشابهی نظیر زیرکونیوم و تنگستن آزمایش کنند. پس از مصوبه مجلس مبنی بر از سرگیری تولید فلز اورانیوم، ما همان تجهیزاتی را که برای فلزات مشابه ساخته بودیم در اصفهان نصب کردیم. بازرسان آژانس از مشاهده این توانمندی متعجب شدند، اما از آنجا که هیچ ردی از اورانیوم در آن تجهیزات وجود نداشت، نتوانستند ایراد قانونی به کار ما بگیرند، چرا که ما تنها متعهد به عدم کار بر روی اورانیوم بودیم، نه سایر فلزات».

independentpersian

14,535 views • 7 months ago

یه چیزی می‌خوام بگم. احتمالاً روشنفکرها می‌خندند و بقیه فحش می‌دن؛ ولی می‌گم. من فکر می‌کنم ما اگر یه روزی قراره هرگونه «گذار» به دموکراسی داشته باشیم، اگه یه روزی قراره به آشتی ملی فکر کنیم، اگر یه روز قراره یک ائتلاف، هم‌گرایی‌، هم‌افزایی، شکل بگیره، به کسی مثل داریوش اقبالی نیاز داریم. نه لزوماً به‌عنوان یک چهره سیاسی. اتفاقاً شاید مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که هیچ‌وقت یک چهره سیاسی به معنای متعارفش نبوده و در عین حالز هیچ‌وقت فقط خواننده هم نبوده؛ و احساس تعهد اجتماعی خودش به مردم ایران رو ثابت کرده. کسی که در هر دو حکومت، صدای مستقل خودش رو داشته و بابتش در هر دو حکومت هزینه داده. در عین این‌که موضع سیاسی خودش رو داشته و داره، تا جایی که من دیده‌ام، کمتر وارد بازی نفی دیگران شده. با اندکی ضریب خطا، زیر پرچم هیچ دسته و گروهی نرفته. در ترانه‌هاش ظلم، تمامیت‌خواهی و تحجر رو هدف قرار داده، از هر جنس و لباس. و به نظرم این دقیقاً همون چیزی‌یه که برای آشتی ملی بهش نیاز داریم. آشتی ملی فقط کنار هم نشستن چند گروه و چهره سیاسی نیست. به آدم‌هایی نیاز داره که اعتبارشون رو بیرون از قبیله‌های سیاسی ساخته‌اند؛ آدم‌هایی که هنوز می‌تونن با چند ایرانِ متفاوت حرف بزنن، بدون این‌که برای شنیده شدن، اول از مخاطب بخوان هویت و گذشته خودش رو انکار کنه. بدون طلبِ اعلامِ وفاداری. داریوش، غایبِ همیشه‌حاضرِ فضای سیاسی و اجتماعی ایرانه. کمتر کسی رو سراغ دارم که به اندازه داریوش تلنگر زده باشه که ما اگر به دنبال تغییریم، باید از خودمون شروع کنیم. در کارهاش، دیکتاتور درونمون رو هنرمندانه و صریح به رومون آورده. نقدش ارزشمنده؛ چون خودش، نقد رو از نقد خودش شروع کرده. در مورد گذشته‌اش شفاف، و شاید سخت‌گیرترین منتقدِ خودش بوده. دیگران رو نقد کرده، اما شهامت پذیرش اشتباهات خودش رو هم داشته. و مهم‌تر از همه، رنج شخصی خودش رو فقط روایت نکرده؛ سعی کرده اون رنج رو با محبوبیت عمومی‌ش پیوند بده و از توش به دنبال کاهش درد بقیه باشه. . اینجاست که ماجرای اعتیادش برای من فقط یک داستان شخصی یا قصه «سقوط و بازگشت» نیست. سال‌ها پیش، معاون وزیر بهداشت می‌گفت ابعاد و عمق کمکی که داریوش به ترک و مبارزه با اعتیاد کرده، خیلی از نهادهای مسئول جمهوری اسلامی نکرده‌اند. محبوبیت داریوش، البته، محصول چیزی که خودش بهش «تولد دوباره» می‌گه، نیست. در روزهای اوج اعتیادش هم، در طبقات مختلف اجتماعی، نه فقط محبوب که برای خیلی‌ها اسطوره بود. مبارزه‌اش با اعتیاد احترامش رو بیشتر کرد و بهش کاریزمای تازه‌ای داد، اما مهم‌تر از اون، چیزی رو که سال‌ها در ترانه‌هاش گفته بود، در زندگی خودش به محک گذاشت: این‌که تغییر، قبل از هر جا، باید از خود آدم شروع بشه. داریوش در این سال‌ها، بی‌ادعا و در حد بضاعت خودش، نهادسازی کرد. شبکه‌سازی کرد. باورش به کار جمعی رو در عمل ثابت کرد. اشتباهاتش رو به رسمیت شناخت، روی باورهاش ایستاد و در همه سال‌هایی که در اوج بوده، کماکان رشد کرده. این ترانه جدید هم برای من مثال و نشونه روشنی از جایگاه داریوشه و پنجره‌ای که از اون، به ایران نگاه می‌کنه. و شاید یکی از رازهای موندن، و اسطوره شدن، همین باشه: قدرت انتخاب همراهان درست در هر پیچ مسیر. همراه داریوش در این ترانه، فرزاد فتاحی عزیزه. ولی ورای این ترانه، چیزی که برای من مهم‌تره همون حرف اوله. اگر یه روز واقعاً قرار باشه از حذف همدیگه عبور کنیم، اگر قرار باشه آدم‌هایی با گذشته‌ها، باورها و روایت‌های متفاوت دوباره بتونن کنار هم بایستن، فقط به سیاستمدار احتیاج نداریم. به سرمایه اجتماعی آدم‌هایی هم احتیاج داریم که سال‌هاست، بی‌اون‌که از ما بخوان شبیه‌شون فکر کنیم، دارن یادمون می‌ندازن که تغییر از خودمون شروع می‌شه. برای من، داریوش یکی از اون آدم‌هاست.

Panah Farhadbahman 🎒

23,505 views • 1 month ago

خلبانی که قرار بود هاشمی رفسنجانی رو به صدام تحویل بده. ۲۱ مرداد ۱۳۶۵، یه اتفاق عجیب توی اوج ج.نگ ایران و عراق افتاد. علی‌اکبر محمدی، خلبان شرکت آسمان، یه فروند فالکن ۲۰ رو برداشت و مستقیم از ایران پرید رفت بغداد. عکس‌هایی هم که ازش تو عراق مونده، مربوط به همون روزهاست؛ سال‌ها بعد گفته شد که ماجرا فقط یه فرار ساده نبوده. طبق بعضی روایت‌ها، محمدی قرار بوده اکبر هاشمی رفسنجانی رو هم با خودش ببره عراق و تحویل صدام بده. البته درباره صحت این داستان هنوز اختلاف نظر زیاده و همه جزئیاتش روشن نیست. محمدی خلبان پروازهای هاشمی بود و ظاهراً عراقی‌ها حساب ویژه‌ای روی اون باز کرده بودند. اما شانس با هاشمی یار بود؛ اون روز اصلاً سوار اون هواپیما نشد. محمدی هم که انگار حس کرده بود نقشه‌اش لو رفته، بدون معطلی خودش تنها فرار کرد و راهی بغداد شد. جالب‌تر اینکه چند ماه بعد، محمدی در آلمان به قتل رسید. هنوز هم دقیق معلوم نیست چه کسانی پشت این ت.رور بودند؛ عوامل جمهوری اسلامی یا بعثی‌ها. می‌گن صدام برای این ماجرا حدود دو میلیارد تومان به محمدی پول داده بود. برای اینکه بزرگی این رقم دستت بیاد، بد نیست بدونی اون موقع قیمت متوسط هر متر خونه توی تهران حدود ۵۰ هزار تومان بود!

راوی

50,935 views • 1 month ago

هشدار: بخش‌هایی از این گزارش به‌دلیل بازگوییِ صحنه‌های فاجعه برای شنیدن بسیار آزاردهنده است. این گزارش کامل دومینیک واگورن، سردبیر بین‌الملل اسکای‌نیوز از مینابه. اولین گزارشگر خارجی که به اون‌جا رفته. دومینیک، از لشکرکشی آمریکا به عراق تا بهار عربی رو گزارش کرده، اما خودش می‌گه فشار عاطفی اون‌چه در میناب تجربه کرده، از همه بیشتر بوده و اشکش رو جاری کرده. رسیدن به میناب آسون نبوده. تیم اسکای‌نیوز چهار روز در راه بوده و یک هفته در شهر فیلم‌برداری کرده تا روایتی رو ثبت کنه که تا حالا از این شهر بیرون نرفته بود. ماجرا از روز اول جنگ آمریکا و ایران شروع می‌شه؛ صبح همون روز، یک مدرسه ابتدایی در میناب با موشک‌های دقیق‌هدایت‌شونده‌ی آمریکایی هدف قرار می‌گیره، درست وقتی مدرسه پر از بچه بوده. کارکنان مدرسه فهمیده بودن که کشور زیر حمله‌ست و به والدین زنگ زدن که بچه‌ها رو ببرن، اما بیشترشون به‌موقع نرسیدن. دخترها رو برای امنیت به طبقه‌ی بالا و اتاق نماز برده بودن؛ همون‌جا که موشک‌ها فرود اومد. کسایی که برای کمک رسیدن، با صحنه‌ای روبه‌رو شدن که حتی توصیفش سخته. دومینیک سراغ خانواده‌ها می‌ره. پرستشِ یازده‌ساله از زیر آوار زنده بیرون اومده، اما به‌شدت سوخته و هفته‌ها در بیمارستان بستری بوده؛ برادر نه‌ساله‌اش، علی‌اصغر، کشته شده. شهر مجبور شده گورستان رو گسترش بده تا همه‌ی کشته‌ها رو دفن کنه. خانواده‌ها هر شب کنار قبر بچه‌هاشون شمع روشن می‌کنن و ساعت‌ها می‌مونن. محمدطاها باید همون شب جشن ده‌سالگی‌اش رو می‌گرفت؛ مادرش خدیجه و خانواده‌اش به‌جاش سر قبرش براش کیک گذاشتن و تولدت مبارک خوندن. خدیجه در یک گفت‌وگوی بیش از دوساعته، در حالی که اشک می‌ریخت، تعریف می‌کنه که چطور از سردخانه‌ای به سردخانه‌ی دیگه رفته تا تکه‌های پیکر بچه‌ها رو ببینه. آخرش آزمایش دی‌ان‌ای فقط تکه‌ای از تنه و بازوی پسر نه‌ساله‌اش رو شناسایی کرده. اون رو در کفنی به خانواده تحویل دادن و خدیجه می‌گه پیش از خاک‌سپاری، آخرین چیزی که از پسرش مونده بود رو در آغوش گرفته و براش لالایی خونده. شواهد به سمت آمریکا اشاره داره. ایرانی‌ها می‌گن قطعاتی که در محل جمع شده، از موشک‌های کروز تاماهاوک آمریکاییه و آمریکا همون روز چند نقطه‌ی دیگه‌ی همون منطقه رو هم زده. این یک مدرسه ابتدایی بوده که بیش از یک دهه روی نقشه‌ها مشخص بوده، اما درست وسط ساختمونش هدف خورده. یا عمدی بوده، که اون‌وقت جنایت جنگیه، یا اشتباه شناسایی شده، که اون هم نقض قواعد جنگه. آمریکا در حادثه‌های مشابه در عراق و افغانستان ظرف چند روز تا چند هفته مسئولیت رو پذیرفته بود، اما اینجا نزدیک سه ماه گذشته و فقط می‌گن موضوع در حال بررسیه. در آغاز جنگ، دونالد ترامپ گفته بود ایران پشت این ماجراست؛ ادعایی که هیچ مدرکی براش ارائه نشد. خدیجه می‌گه ترامپ وعده داده بود به مردم ستمدیده‌ی ایران کمک کنه، اما در عمل دانش‌آموزها کشته شدن. حالا با آتش‌بسی شکننده و نزدیکی میناب به تنگه‌ی هرمز، ترس مردم اینه که اگر جنگ از سر گرفته بشه، چنین فاجعه‌ای دوباره تکرار بشه. چیزی که مردم میناب می‌خوان روشنه: پاسخ و عدالت.

Panah Farhadbahman 🎒

47,806 views • 4 months ago