Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

طرف تو یه گُله جا پیتزا فروشی زده؛ حسابی هم براش گرفته! حالا تو بشین تا موقعیتش جور بشه مغازه ۵۰۰ متری گیرت بیاد...

52,543 просмотров • 2 месяцев назад •via X (Twitter)

Комментарии: 29

Фото профиля کوه
کوه2 месяцев назад

طرف تو ارمنستان همچین حرکتی زده تو ایران همین اندازه مغازه رو تو بازار با پول دیه مرگت هم نمیتونی بخری

Фото профиля محمد کشاورز
محمد کشاورز2 месяцев назад

گفتم برو بخر؟

Фото профиля کوه
کوه2 месяцев назад

کصشر گفتی گل پسر، کصشر

Фото профиля sdmjrfp
sdmjrfp2 месяцев назад

البته اونی که اون مکبوک رو گذاشته توی پیتزا فروشی اگر ده بار هم شکست بخوره براش مهم نیست. بقول خودش بازی بازی

Фото профиля آریا
آریا2 месяцев назад

داداشمون (انگار/ احتمالا / شاید)!!! قشنگ چت‌بازی کرده و ماه‌عسلش بوده؛ خوشگل پول و پشت دور و برش بوده و تاتی تاتی خودش‌رو سرگرم کرده جالب برای نوجوانان خام و به آلتم حرف می‌زنه. یک ماه پیتزا زدن و تست کردن حداقل 200 میلیون هزینه داره! می‌شه اما ماجرا این شکلی و بازی نیست.

Фото профиля مُصی
مُصی2 месяцев назад

تو ایران بازی بازی میدن دستت

Фото профиля احمدرضا گودرزی
احمدرضا گودرزی2 месяцев назад

۸۶ سانت دو طبقه :))))

Фото профиля محمد کشاورز
محمد کشاورز2 месяцев назад

خب که چی؟

Фото профиля ساندویجی
ساندویجی2 месяцев назад

این مدل حرف زدن یعنی کسشعر

Фото профиля ☫🇮🇷☫ رضا فتاح ☫🇮🇷☫
☫🇮🇷☫ رضا فتاح ☫🇮🇷☫2 месяцев назад

جالبه مثل ویترین عمل می کنه. نمونه این کار را سبزه میدان اصفهان دیدم، یه مغازه کوچک که ساعت دیواری می فروخت، تعداد محدودی ساعت گذاشته بود، بعد که مراجعه کردیم گفت نمونه کارهای بیشتر تو مغازه زیرزمین هست.

Фото профиля MisBakherdePiaz
MisBakherdePiaz2 месяцев назад

با احترام به شما که میخوای ویو بگیری : "عمق" غلطه باید میگفت "عرض" ، کسی که با پول باباش داره این حرکتها رو میزنه بایدم بگه 21 سالمه و 6-7 ساله دارم کار میکنم (از 14 سالگی مشغول کار بوده ؟ :))))

Фото профиля گربه سانِ متوسط
گربه سانِ متوسط2 месяцев назад

خیلی خوبید خدا وکیلی نصحیتا در حد پول نداری؟ خب برو از بانک بگیر😂😂

Фото профиля mahdi
mahdi2 месяцев назад

تو ایران دوروز حال کنی بازی کنی سه تا قسط عقب میوفتی

Фото профиля صبا هستم
صبا هستم2 месяцев назад

عجب همتی

Фото профиля محمد کشاورز
محمد کشاورز2 месяцев назад

تلاش خوبی داره

Фото профиля مستم ولی هستم
مستم ولی هستم2 месяцев назад

۲ ماهه باز کرده الانم داره واگذار می‌کنه 😂😂😂👋

Фото профиля 🇦🇷کهنه سرباز 🫡
🇦🇷کهنه سرباز 🫡2 месяцев назад

بازی بازی باید سر ماه برا رییس بانک بخوری

Фото профиля Ardeshir Hosein Jahani
Ardeshir Hosein Jahani2 месяцев назад

خارکسه رافضی با سیمکارت سفید واسه مردم نسخه نپیچ.

Фото профиля nader
nader2 месяцев назад

شما اگه کوچکترین تجربه از بازار داشتی میدونستی مغازه ۸۶ سانتی به اصطلاح “کلیتیه”🔐،پس الکی با چرت و پرتای انگیزشی مردمو دچار خطا نکن

Фото профиля RЄΞ∀ΞЭЯ 𐰺𐰃𐰔𐰀 🇮🇷 🇦🇿🇸🇾🇺🇿
RЄΞ∀ΞЭЯ 𐰺𐰃𐰔𐰀 🇮🇷 🇦🇿🇸🇾🇺🇿2 месяцев назад

از کناره بیشتر رفته تو پیاده رو دزدی از مردم شده خلاقیت

Фото профиля مجوود
مجوود2 месяцев назад

اره بازیه بخودت میای میبینی دادن دستت میگن بازی کن

Фото профиля پراگما
پراگما2 месяцев назад

به عنوان کسی که تجربه اش رو داشتم میگم کسشعر میگه بدجور هم کسشعر میگه

Фото профиля کِ
کِ2 месяцев назад

تو همین یه گله جا مادرتو بصورت ایستاده میگام

Фото профиля 𝗥𝗮𝗺𝘀𝗶𝗻
𝗥𝗮𝗺𝘀𝗶𝗻2 месяцев назад

ارمنی ها عشق کافه داری رستوران داری این چیزان کلا

Фото профиля sina sepehri
sina sepehri2 месяцев назад

این بنده خدا با سرمایه کس دیگه مشغوله. جوان هست و جویای نام. خیلی خامه

Фото профиля ارسلان_Al_BaL○SHi
ارسلان_Al_BaL○SHi2 месяцев назад

شماهاواقعن کسکشید یا خودتون زدید ب کسکشی این نسخه ها واسه ماجواب نمیده اونجا کیرپلاستیکی هم بفروشی روزی کاربارت میگیره بلاخره ب درامدخوب میرسی ولی اینجاطلابفروشی اخرش بدهکاری زندانی ورشکستی

Фото профиля پشمم باران
پشمم باران2 месяцев назад

اینجوری که این میگه بازیه خب مشخصه اینقدی پول داره که فردا روز بگا هم بره تخمش نیست البته که اینقد تامین میشه که بگا نره

Фото профиля Yashar Qurbani
Yashar Qurbani2 месяцев назад

اریک توی البرز همکلاسی من بود

Фото профиля Captain_Nemo23
Captain_Nemo232 месяцев назад

یه زمانی چنین مغازه پیتزافروشی تو تهران دیده بودم طرف جا نبود بشینه از بس عرضش کم بود اما فروشش وحشتناک بود

Похожие видео

مرد حسابی تو یه خونه از دست دادی به نصف دنیا گفتی "کس ننتون" بعد توقع داری اونی که فرزندش با گلوله این حکومت جنایتکار کشته شده اونی که خواهر و برادر یا فامیل یا حتی رفیق نزدیکش با گلوله این حکومت کشته شده به تویی که داری تو این سیستم کار می‌کنی ( و منی که خودم به عنوان کوچک‌ترین عضو خانواده سینما و تئاتر تو این فضا کار کردم می‌دونم که اگر بخواهی علیه رژیم موضع جدی بگیری نمی‌تونی حتی به عنوان یه عامل کوچک پشت صحنه هم کار بکنی تو هیچ پروژه‌ای اگر سابقه داشته باشی اصلاً دفاتر فیلمسازی با تو قرارداد نمی‌بندند به عنوان مدیر صحنه مدیر تولید دستیار کارگردان حتی به عنوان دستیار مدیر تولید ،حتی دستیار ۲ کارگردان، به عنوان هر چیزی، یعنی حتی برای این کارها هم با تو قرارداد نمی‌بندند جلوی دوربین که اصلاً فراموش کن ) و در همین شرایط هم جلوی دوربین رفتی تو همین حکومت هم الان اینترنت داری که مردم اینترنت ندارند و اینترنت خیلی مسئله بزرگیه یعنی فشار روانی که به آدم‌ها میاد کم نیست بعد به واسطه اینکه حالا خونت یه جایی بوده لابد که کنارت یه هدف حکومتی بوده به خودت اجازه میدی بیای اینجوری فحاشی کنی حالا اون وسط دو تا فحش هم به اون مامور و همونی که بهت همین سیم کارت رو داده هم میدی اما یادت نمیره به آمریکا و اسرائیل هم فحاشی کنی و ۱۰ هزار بارم به مردمی که بهت میگن حکومتی فحاشی کنی بعد توقع داری همین ملت فردا آدم حسابت کنه؟؟؟؟ پ.ن.: ظاهرا استند اپ کمدینه و‌اسمش علی صبوری

AliVafaei(علی وفایی)🦁☀️🇩🇪🇮🇱🇺🇲🇮🇱🇺🇦

143,083 просмотров • 5 месяцев назад

مجری: شعام اینجا هم میاد، بله، تأیید می‌کنه. کی بخره؟ یاشار سلطانی: شعام قبلاً بودها. چند ماهه اینجا هم اصلاً نیست؟ یعنی الان شماها در یک دوره‌ای که میلیاردها دلار نفت فروختید و رفت، بخشی از پولش برنگشت. اصلاً تراستی‌ها… تراستی کسیه که پول جابه‌جا می‌کنه. کی پای تراستی‌ها رو برای فروش نفت باز کرد؟ تراستی چه ربطی به فروش نفت داره؟ خالی‌فروشی از کجا اومد؟ مجری: ببین یاشار، خالی‌فروشی میگه… اصلاً خالی‌فروشی یعنی چی؟ اصلاً تراستی، تریدر، این‌ها رو میشه بیشتر توضیح بدی؟ یاشار سلطانی: ببین، کسی که نفت می‌فروشه اسمش تریدره. کسی که نقل‌وانتقال مالی این‌ها رو انجام میده اسمش تراستیه. شرکت نیکو که مسئول فروش نفت در وزارت نفته و باید اون نفت رو بفروشه، نفت رو میده به تریدر. تریدر هم در این زنجیره میده به پالایشگاه یا به مخازنی که در چین یا جاهای مختلف داره. این پول‌ها هم باید جابه‌جا بشه دیگه. این پول رو تراستی جابه‌جا می‌کنه. چند دست می‌چرخه و سودهای وحشتناکی هم می‌برن، به خاطر همون بحث تحریم. ببین، یه جایی ما اومدیم مجوز دادیم که تراستی هم نفت بفروشه.‼️ وقتی نفت به مقصد می‌رسه، مثلاً میره به مخازن چین، اونجا تراستی میگه: «من پول رو دریافت کردم.» بین ۴۵ تا ۹۰ روز طول می‌کشه. این هم یکی از باگ‌هایی‌ه که ما تو بحث فروش نفت داریم. ۴۵ تا گاهاً ۹۰ روز طول می‌کشه تا پول نفتی که رفته، به کشور برگرده، اگر برگرده و اگر به‌صورت کامل برگرده. وسط کار، تراستی به دروغ اعلام می‌کنه: «من پول رو دریافت کردم.» این دونه‌دونه اعلام میشه و نهایتاً به بانک مرکزی می‌رسه که مثلاً من ۱۰۰ میلیون دلار یا یک میلیارد دلار دریافت کردم. ولی پول تحویل بانک داده نمی‌شه. به این میگن خالی‌فروشی. اون پول رو دوباره باهاش کار می‌کنن. مجری: ببین، یعنی چی؟ این یعنی خالی‌فروشی؟ پول رو نگرفته، ولی بر اساس حرفی که یه تراستی زده…‼️ یاشار سلطانی: کی گفته که گرفته؟ خیلی اتفاقات داره می‌افته این وسط. بذار من یه مثال مشخص بزنم که برای مردم هم ملموس باشه. یک کشتی از این شبکه چقدر نفت می‌بره؟ هر کشتی حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت حمل می‌کنه. اگر قیمت هر بشکه نفت رو ۹۰ دلار در نظر بگیریم، میشه ۹۰ میلیون دلار. حالا کارمزدها رو در نظر بگیریم و ببینیم این شبکه چقدر کارمزد می‌گیره.‼️ تراستی در نقل‌وانتقالاتش بین ۲ تا ۳ در هزار پول می‌گیره. بانک بین ۵ تا ۷ در هزار می‌گیره. یک‌سری هزینه‌های دیگه هم داریم، مثل هزینه تبدیل نرخ ارز. مثلاً درهم به یوان، یوان به دلار یا چیزهایی به این شکل. یه هزینه هم داریم در قالب هزینه‌های رسوب پول، چون تمام افرادی که نفت می‌فروشن، چند صد میلیون دلار همیشه رسوب دارن و پول تو حسابشون هست. از طرف دیگه، جابه‌جایی‌های مکرر و بی‌دلیل تو شبکه بانکی داریم که این خودش یه فساده. مثلاً پول یک تراستی تو یه بانکه، بانک مرکزی میگه این پول رو منتقل کن به یک حساب دیگه تا این حساب‌ها کار کنن. برای اون نقل‌وانتقال‌ها هم یه پولی گرفته میشه. ما چیزی حدود ۳ درصد هزینه برای هر کشتی داریم که داریم پرداخت می‌کنیم. مسئولان هم درباره این قضیه مصاحبه کردن، یعنی چیز عجیب‌وغریب و پنهانی‌ای هم نیست.‼️ ما حدود ۴ میلیون دلار فقط توی این کارمزدها و این هزینه‌ها داریم از دست میدیم، برای هر یک کشتی.‼️‼️ و می‌دونی اگر ما به سوئیفت وصل بودیم و ارتباط مالی‌مون با دنیا برقرار بود، این هزینه چقدر بود؟ حدود ۵۰۰ دلار. ۵۰۰ دلار، به‌جای ۴ میلیون دلار. و شما محاسبه کن که ما در روز چند کشتی نفت می‌فروشیم؟

آرش یوسفی -ARASH

50,060 просмотров • 16 дней назад

🎥 شوهرم می‌گه عزیزم تو فیلم‌ها با هنرپیشه‌های مرد کاملاً عریان می‌خوابی و سکس می‌کنی، من ناراحت نمی‌شم... ولی من وقتی می‌بینم شوهرم تو فیلم‌ها با زن‌ها لخت می‌خوابه و سکس می‌کنه، «شکنجه‌ی بی‌رحمانه و غیرمعمول» می‌شم! 😏🔥👇👇 👈 بلیک لایولی (Blake Lively)، بازیگر معروف سریال Gossip Girl و فیلم‌هایی مثل The Age of Adaline و A Simple Favor. شوهرش: رایان رینولدز (Ryan Reynolds)، سوپراستار هالیوود و بازیگر Deadpool. 🔹 خود بلیک لایولی هم تو فیلم‌هاش صحنه‌های عریان و خوابیدن با بازیگرهای مرد داشته: - تو فیلم Savages (۲۰۱۲) با آرون تیلور-جانسون صحنه‌های سکس و برهنه (از جمله سینه‌ها) داشته. - تو فیلم All I See Is You (۲۰۱۶) برای اولین بار کاملاً برهنه ظاهر شده و صحنه‌های سکس و دوش عریان داشته. 🔹 رایان رینولدز (شوهرش) درباره‌ی بوسه‌ها و صحنه‌های سکسی همسرش با بازیگرهای مرد دیگه گفته: «من زیاد اذیت نمی‌شم. نمی‌خوام حس خزنده بده، ولی واقعیت اینه که ۵۰-۶۰ نفر خسته و گرسنه‌ی تیم فیلمبرداری دقیقاً پشت سرشون ایستادن.» 🎬 درباره‌ی فیلم Deadpool (۲۰۱۶): تو این فیلم رایان رینولدز نقش وید ویلسون (ددپول) رو بازی می‌کنه و با مورنا باکارین یه مونتاژ سکس طولانی، خیلی صریح و کمدی دارن که رابطه‌شون رو در طول یک سال کامل نشون می‌ده. صحنه‌ها شامل عریانی کامل، پوزیشن‌های مختلف و شوخی‌های خیلی رکیکه (از جمله قضیه‌ی سیب‌زمینی پوره از سوراخ باسن). ✅ بلیک لایولی تو برنامه‌ی جیمی فالن تعریف می‌کنه: 🔺 «تو هواپیما با دخترم جیمز بودم. این روزها یه جور شکنجه‌ست، چون هر طرف که نگاه می‌کنم، تو هر صفحه شوهرم داره تو یه مونتاژ سکس طولانی با یه زن دیگه حال می‌کنه... چون همه تو هواپیما می‌خوان Deadpool ببینن. همه‌شون! 🔺 برای چهارده ساعت تمام، شوهرم داره سیب‌زمینی پوره از سوراخ باسنش می‌خورن... چون این سکانس تو فیلمله. خیلی قشنگه ها! 🔺 واقعاً یه شکنجه‌ی بی‌رحمانه و غیرمعموله. 🔺 بعد دخترم داد می‌زنه «بابا... باباا!» و شروع می‌کنه صفحه رو بغل کردن و بوسیدن و براش دست تکون دادن... در حالی که باباش داره تو همون صفحه با یه زن دیگه سکس می‌کنه و اصلاً جوابش رو نمی‌ده!» 🔥

Akbar Ganji

67,263 просмотров • 2 месяцев назад

مجید شاکری: من یه چیزی فقط بگم خیلی مهمه آدما بشنون از من. ممکنه بعضیا فکر کنن که یه سری تو تهران نشسته بودن گفتن آقا ما این MOU رو به هم بزنیم، شلیک بکنیم به کشتی‌ها که MOU به هم بخوره. اینجور نیستا. با وجود اینکه کریدور جنوبی کاملاً نقض همه این‌ها بود، ایران تا جای ممکن کوشید با ابزارهای هشدار مانع ایجاد کریدور جنوبی بشه تا حد خوبی هم موفق بود. ما یه گفتگویی اخیراً با خط انرژی داریم روز به روز میزان خروجی نفت از تنگه رو بررسی کردیم با همدیگه. در شب تشییع، طرف آمریکایی یک جنگ تمام عیار در جنوب به راه میندازه. شب تشییع آقا در تهران. یک جنگ تمام عیار به راه میندازه، یک کاروان بزرگ کشتی آماده می‌کنه از امارات، از پایگاه‌های خودش در امارات حملات نظامی گسترده‌ای رو آغاز می‌کنه به ترتیبات ایرانی. یعنی ایرانی‌ها با همون روش قبلی وقتی کشتی نزدیک شده اومده تیر اخطار زده، نزده، سعی نکرده تنش رو ببره بالا. طرف آمریکایی تنش رو برده بالا. قایق‌های سپاه رو زده، تاسیسات ایران رو زده. تازه اون لحظه ایران شروع کرده واکنش نشون دادن. یعنی طرف آمریکایی جنگ راه انداخته. خب؟ اصلاً این نبوده که ایران مثلاً چون می‌خواسته کریدور جنوبی رو کنترل بکنن... همین الان که با هم داریم صحبت می‌کنیم، به صراحت در بالاترین سطح آمریکایی‌ها از MOU خارج شدن. مگه غیر از اینه؟ آیا ایرانی‌ها همچین چیزی گفتن؟ گفتن ما تعهداتمون در MOU رو تا زمانی که طرف مقابل تعهداتشو اجرا نمی‌کنه نمی‌کنیم. پس این نیستش که بگیم ایران چون می‌خواسته کنترل بکنه پس وارد جنگ شدیم. نه، بدیهیه... ببینید طرف معافیت‌های نفتی رو که باطل کرده. برخلاف بند ۹ نیرو آورده... برای ایجاد این کریدور نیرو آورده دیگه درست شد؟ بند ۵ رو کامل زیر پا گذاشته. بند ۱ موضوع لبنان رو انجام نداده. بعد حالا آخرش بگیم به اینکه چون در داخل ایران می‌خواستن کریدور جنوبی رو کنترل بکنن... به هر ترتیبی که می‌رسیم...

آرش یوسفی -ARASH

29,218 просмотров • 2 месяцев назад

#MIGA منتشر شد. «به تویی که هنوز سمت مردم نایستادی» می‌دونم شاید هنوز فکر می‌کنی وفاداری یعنی ایستادن کنار این نظام، حتی وقتی قلبت داره داد می‌زنه که چیزی درست نیست. ولی تا کی می‌خوای خودتو گول بزنی؟ تو همه چی رو با چشم خودت دیدی. اون بچه‌هایی که با تیر افتادن. اون مادری که جنازه‌ی دخترشو بغل گرفته بود. چطور می‌شه بچه داشته باشی و پدر باشی و طرف حکومت بچه‌کشی رو بگیری که کیان پیرفلک رو کشت؟ و حالا نگاه کن… وقتی جنگ شد، خامنه‌ای کجا بود؟ وقتی جنگنده‌ها از پی هم می‌اومدن، وقتی پادگان‌هاتون آتیش گرفتن، اون پیرمرد ترسو حتی یه پیام زنده نداد. غیبش زد. پنهان شد. و تقریباً یک ماه بعد از پایان جنگ هنوز تو سوراخ موشه. حالا از خودت بپرس: می‌خوای گوشت قربانی توهمات پیرمردی باشی که در روز جنگ ناپدید می‌شه؟ می‌خوای برای اون کشته بشی که حتی حاضر نیست روز خطر، از مخفیگاهش بیرون بیاد؟ این رژیم نفس‌های آخرشه. تو بهتر از هر کسی می‌دونی. تو داخل سیستمی. تو دیدی که از درون پوسیده شده. اگه خواهان زندگی هستی، اگه می‌خوای بعد از جمهوری اسلامی، با شرافت زندگی کنی، الان وقتشه. الان زمان انتخابه. نه فردا. فردا دیره. و ما فراموش نمی‌کنیم کی کنار مردم ایستاد و کی مقابل مردم وایساد. پاسدار خامنه‌ای نباش، پاسدار ایران باش. نذار تو رو به‌جای خودشون بسوزونن. زندگی خودت و خانواده‌تو قبل از اینکه دیر بشه نجات بده. این آخرین فرصته. پایان نزدیکه، و آینده به یاد خواهد آورد: چه کسی مردمش رو انتخاب کرد، و چه کسی با دستان خودش خودشو به تاریکی سپرد. بیایید عظمت رو به ایران برگردونیم...

Hamed Fard 🇮🇷

99,480 просмотров • 1 год назад

ظاهرا خیلی زیر فشاره از طرف مردم تو کوچه و خیابون ، اومده طلبکاری از اینترنشنال :)) جالب ماجرا اینه که در مورد مصداقی به درستی به عقلش می‌رسه که بگه "تو چه جوری تو از اون همه اعدام و کشتار سلامت اومدی بیرون" اما به خودش که می‌رسه نمیگه که چه جوری در برابر رژیم آدم خواری که به #علی_زارعی صرفاً به خاطر حمایتش از انقلاب ملی ایران و پهلوی حکم اعدام داده رژیم جنایتکاری که ‌آدمها رو می‌گیره به خاطر دو تا پست اینستاگرامی و دوتا پیام تو واتساپ و تلگرام بهشون اعدام میده یا زیر شکنجه می‌کشه این آقا که بالا و پایین رژیم رو گفته به مقدسات این رژیم بارها به تندترین شکل گند زده سال ۱۴۰۱ برای خامنه‌ای آرزوی مرگ کرده و حتی آرزو کرده که ای کاش خودش می‌تونست با دستان خودش خامنه‌ای رو بکشه و گفته کشتن خامنه‌ای ارجح بر موسیقی است در این لحظه از همه این حرف‌ها و کارهای او گذشته! بینای مصداقیه اما کور خودشه که راه افتاده رفته ایران و اون جماعتی که آدم‌ها رو به خاطر یه اظهار نظر ساده اونجوری از هستی ساقط می‌کنند براش آغوش گرم فرستادند به پیشوازش و حالا هم داره مثل کبک خرامان تو مملکت اینور و اونور میره ! در این فقره لال شده و توضیحی هم نداره بده دیگران هم نباید زش بپرسند چه جوری تو رفتی به پابوس دست‌های پر از خونی که تا مرفق در خون چند ده هزار جوون اون مملکت رفتند همین چند ماه قبل کسی نباید از این بابا بپرسه که تو به چی خودت رو فروختی و چند فروختی که رژیم چشمش رو روی همه اون حرف‌هایی که زدی و همه اون جنگولک بازی‌هایی که درآوردی با آیات قرآنشون بست! مردک گند گاو چاله دهان مذبذب !

AliVafaei(علی وفایی)🦁☀️🇩🇪🇮🇱🇺🇲🇮🇱🇺🇦

155,098 просмотров • 12 дней назад

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 просмотров • 1 год назад