Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

ظریف: با توییتر و ضرب‌المثل‌های نصفه‌نیمه، جلوی بازی کری را گرفتیم! معاون راهبردی رئیس جمهور در جلسه رونمایی از کتاب «توئیتری شدن سیاست»: در مذاکرات هسته‌ای، وقتی دیدیم همکاران آقای کری در حال آماده‌سازی کنفرانس مطبوعاتی هستند، حدس زدیم که می‌خواهد موضوع اختلافی را گردن ما بیندازد. تصمیم گرفتیم...

79,149 views • 1 year ago •via X (Twitter)

10 Comments

Reza Kashef's profile picture
Reza Kashef1 year ago

به همین دلیل فیلتر می‌کنند که در داخل کشور، قدرت بی قدرتان را خنثی کنند.

Hassan goudarzi's profile picture
Hassan goudarzi1 year ago

طرف قمبل کرده و کری تا دسته فرو کرده! پولش را هم نداده. داره از اینکه نگذاشته کری بریزه توش حماسه سرایی میکند. کسی به این ک.ص شعرها نگاه نمیکند. نتیجه برجام شد نابودی هزاران سانتریفیوژ و اکسید کردن بیش از ۱۰ تن اورانیوم و تخریب رآکتور اراک و ... و بجای رفع تحریم بیلاخ گرفتیم.

گلستانی's profile picture
گلستانی1 year ago

خارکسده متوهم مگه ایلان ماسکی؟

Ario's profile picture
Ario1 year ago

یاد عباس جفرسون افتادم. چه شباهتی!

Mohammad's profile picture
Mohammad1 year ago

ای درد وبلات بخوره تو سر جلیلی و هرچی دنباله رو این جماعت کصمغز

Dr.ramezani's profile picture
Dr.ramezani1 year ago

زنده باد دكتر ظريف قهرمان فرهيخته و سرافراز ملى… امير كبير دوران❣️

Isar Pishan's profile picture
Isar Pishan1 year ago

چی دادین این کشیده؟!

Saeed Sodagar's profile picture
Saeed Sodagar1 year ago

بدون شرح.

خاموشفکر(کیرتوجمهوری)'s profile picture
خاموشفکر(کیرتوجمهوری)1 year ago

ولد الزنهار تو که خیلی تیز و بزی جلوی گاییده شدن قاسم کتلت رو چرا نگرفتی🤣

Amirghadami's profile picture
Amirghadami1 year ago

درود بر جواد ظریف دانا

Related Videos

خاطره سفیر اسرائیل در آمریکا با حضور جی دی ونس: "مفتخریم که این گردهمایی با حضور معاون رئیس جمهور ایالات متحده، جی دی ونس برگزار شده است. و می‌خواهم یک خاطره شخصی را با شما در میان بگذارم که هرگز فراموش نخواهم کرد. درست پس از جنگ ۱۲ روزه، من به همراه همکارم، ران درمر، به کاخ سفید رفتیم. جلسه برای بررسی وضعیت پس از جنگ بود. و قبل از ورود به دفتر رئیس جمهور ترامپ، ما را به دفتر معاون رئیس جمهور راهنمایی کردند. وقتی دستم را به سمت جی دی دراز کردم، او آن را کنار زد و در عوض دستانش را دور من حلقه کرد و مرا در آغوش گرفت، آغوشی که از اعماق قلب بود. سپس عقب رفت و گفت، شما فوق‌العاده هستید. شما فوق‌العاده هستید." ونس دیروز گفته بود: آمریکا به‌عنوان بخشی از کارزار فشار بر تهران، احتمالا عملیات‌های خرابکاری مخفیانه در ایران انجام خواهد داد. امروز هم با رهبران صهیونیست جلسه بوده. و عده‌ای در توهم تفاهم با او بودند و هنوز هم هستند.

فواد ایزدی Foad Izadi

20,314 views • 24 days ago

بعیدی‌نژاد با خونسردی از فاجعه برجام رونمایی کرد: «خیلی توجه نکردیم... به ظریف هم اطلاع ندادیم»! حمید بعیدی‌نژاد، عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای دولت روحانی، در گفت‌وگو با مشاور عزل شده وزیر خارجه، با خونسردی حیرت‌انگیزی اعتراف می‌کند که چگونه با یک «بی‌توجهی ساده»، سرنوشت یک ملت را به بازی گرفته‌اند. او بی‌پرده توضیح می‌دهد که در میانه مذاکرات برجام، «فرانچسکو»، نماینده اروپا، کلمه «تعلیق» (suspension) را به جای «لغو» تحریم‌ها پیشنهاد داده و تیم ایرانی با ساده‌لوحی آن را پذیرفته است. اوج فاجعه آنجاست که بعیدی‌نژاد با لحنی که انگار از یک اشتباه محاسباتی ساده در خرید روزمره حرف می‌زند، می‌گوید: «خیلی به کلمه استفاده شده توجه نکردیم و به ظریف هم اطلاع ندادیم که از چنین کلمه‌ای استفاده می‌کنیم؛ اشتباه از طرف ما بود.» این جمله کوتاه، کیفرخواست یک جریان فکری است. جریانی که با ادعای «بلد بودن زبان دنیا » و «تخصص»، فرق بین «تعلیق» و «لغو» را نفهمید و با همین «بی‌توجهی»، زیرساخت ماشه را در قلب برجام کار گذاشت تا طرف مقابل هر زمان که خواست، با یک امضا، تمام کاسه کوزه‌ها را بر سر ملت ایران بشکند. آیا اعتراف صریح به این «ترک فعل» تاریخی که معیشت و زندگی ۸۵ میلیون ایرانی را به گروگان گرفت، برای ورود مدعی‌العموم کافی نیست؟ ملت ایران منتظر است ببیند آیا قوه قضائیه، با مسببان این خسارت محض که امروز با خونسردی از «اشتباه» خود حرف می‌زنند، برخورد خواهد کرد یا این پرونده نیز در بایگانی مماشات دفن خواهد شد؟

رجانیوز

53,924 views • 1 year ago

دیروز برنامهٔ ایرج مصداقی با مرتضی اسماعیل‌پور را دیدم؛ برنامه‌ای که در آن مصداقی به علی کریمی توهین کرد و گفت «تو عددی نیستی». این صحنه مرا به یاد خاطره‌ای انداخت. ششم ژانویهٔ ۲۰۲۵، رضا حاجی‌حسینی، همسر نعیمه دوستدار، در توییتر نوشته بود: «از جذابیت‌های این روزگار یکی هم این است که آدم‌هایی با گذشته‌های طلایی مشغول پرداختن به گذشته و حال دیگران‌اند. راستی آقای فلانی، پسر شما هنوز با لباس تیم ملی فوتبال ایران با آرم حکومت نکبت اسلامی در استکهلم فوتبال بازی می‌کند؟ از شما بعید نیست. این ماجرا ریشه ندارد؟» منظور حاجی‌حسینی از «آقای فلانی» ایرج مصداقی بود. مصداقی در واکنش به او، در برنامه‌ای که با سعید بهبهانی داشت، عکس‌هایی از پیراهن‌های تیم ملی را نشان داد که به امضای بازیکنان رسیده بود؛ از جمله پیراهن اورجینال علی کریمی. با افتخار گفت که هجده سال پیش توانسته از طریق واسطه‌هایی این پیراهن‌ها را برای پسرش تهیه کند و با ذوق اضافه کرد که تصور کنید پسرش در یک بازی تیم ملی با پیراهن اورجینال علی کریمی شرکت کند. برای من عجیب بود که مصداقی در کمتر از دو سال، از کسی که با آن همه ذوق از داشتن پیراهن علی کریمی برای پسرش حرف می‌زد، به جایی رسیده که می‌گوید «تو عددی نیستی». در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب // یا رب مباد آن که گدا معتبر شود. پ.ن.: می‌دانم که این ویدیو توسط اکانت پارسین تهیه شده، اما من مصاحبه کامل را دیدم و این ویدیو حقیقت را منعکس می‌کند.

Asghar Sepehri

25,150 views • 1 month ago

علی دایی، اسطوره فوتبال ایران در یک اقدام جنجالی، در حاشیه بازی خیریه در مشهد، حاضر نشد با استاندار خراسان روبرو شود. او که برای بازی خیریه تیم جام جهانی ۹۸ و کمک به خانواده‌های جانباختگان معدن طبس به مشهد رفته بود، پس از پایان بازی و حضور استاندار خراسان در رختکن، خودش را به خواب زد تا با او روبرو نشود. دایی پیش از بازی گفته بود «دولت که در این‌زمینه‌ها کاری نمی‌کند، ما مردم باید هوای همدیگر را داشته باشیم.» او درباره حضور در انتخابات فدراسیون فوتبال هم خیلی شفاف و صریح گفته بود: «من از جاهایی که موقعیت اجتماعی‌ام را به‌خطر بیندازد، همیشه فراری‌ام. این (فدراسیون فوتبال) هم جز مکان‌هایی است که باید در بروی و از جلوی آن هم رد نشوی. من دنبال پست و مقام نیستم، دوست دارم مثل مردمم زندگی کنم. امیدوارم شرایط اقتصادی مردم بهتر شود و مردم را شاد و خوشحال ببینم. این بزرگ‌ترین آرزوی من است.» نظر شما درباره رفتار #علی_دایی و حضور همیشگی و ادامه‌دار او در سمت مردم، چیست؟‌

ایران اینترنشنال ورزشی

92,360 views • 1 year ago

میکروفن باز در جریان نشست مطبوعاتی علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت خبرساز شد. آقای رئیسی که به‌نظر می‌رسید از خبرنگاری که او را سوال‌پیچ کرده بود عصبانی شده است، به فرد کنار دستی‌اش که تلاش می‌کرد او را آرام کند، گفت: «یک الف بچه اینجا نشسته داره حرف مفت می‌زنه.» او سپس زیرلب این خبرنگار را «عوضی» خطاب کرد. علیرضا رئیسی، معاونت بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در نشست خبری با موضوع هفته سلامت روان و پویش سلامت دهان و دندان با خبرنگاران سخن می‌گفت در پی پرسش‌های زهرا علی‌هاشمی، خبرنگار وبسایت رکنا که از پاسخ‌های او قانع نشده بود، خشمگین شد و بارها با لحنی تحکم‌آمیز جلوی طرح پرسش او را گرفت. خانم علی‌هاشمی می‌پرسید: «وزارت بهداشت برای کاهش افکار خودکشی در جامعه چه کرده است؟» آقای رئیسی در حالی که متوجه میکروفن باز رسانه‌ها نبود، او را «الف بچه» و «عوضی» خطاب کرد که با اشاره یکی از مسئولان جلسه متوجه باز بودن میکروفن مقابلش شد. اما در ادامه جلسه باز با حالتی طعنه‌وار موضوع «خبرنگارنما» را مطرح کرد و در پاسخ به واکنش خبرنگار رکنا که پاسخ داد از مثال «مدیرنما» استفاده کند، گفت: «آخه تو کی هستی که من بخوام جواب تو را بدم؟» علیرضا رئیسی پس از خبرساز شدن این جلسه که به صورت زنده از خبرگزاری دانشجو پخش می‌شد، بیانیه‌‌ای ویدیویی منتشر کرد و با اشاره به «رابطه خوب با خبرنگاران» به تشریح «سوءتفاهم» میان خبرنگار و خودش پرداخت و گفت امیدوار است که «آن خبرنگار» از او «چیزی به دل نگرفته باشد.» زهرا علی هاشمی، خبرنگار اجتماعی وبسایت رکنا با بازنشر ویدیوهای این نشست خبری در شبکه ایکس با اشاره به رئیس‌جمهور و وزیر بهداشت ایران، نسبت به سخنان آقای رئیسی ابراز تاسف کرده است. 📷خبرگزاری دانشجو

BBC NEWS فارسی

49,604 views • 11 months ago

دل‌بستگی آدمیزاد به تیر و تخته چیز عجیبی است. این خانه قدیمیِ پهلوی دوم را بعد از سازنده‌اش یک بار دیگر ما آباد کردیم و حالا شده پناهگاه‌مان در روزهای جنگ. یک جوری امیدواریم که در و دیوارِ پنجاه ساله‌اش در مقابل موشک و موج انفجار تاب بیاورد، اینجا که ما پاگیرش هستیم و دلمان نمی‌آید در این شرایط هم رهایش کنیم. صدای موسیقی معمولا بلند است که صداهای مهیب بیرون را کمی خاموش کند. هنر زندگی است. اینجا هر شب گروهی از دوستانمان جمع می‌شوند تا با معاشرت ترس‌ها را کم کنیم و با هم‌نشینی، به همدیگر امید بدهیم. می‌خندیم. بازی می‌کنم، گپ می‌زنیم تا به مرگِ جاری در هوای تهران بلکه کمتر فکر کنیم. اولین سلول مقاومت اجتماعی خانه است. از همین جمع‌های کوچک است که ایده‌های بزرگ زاییده می‌شود. که هم‌بستگی پا می‌گیرید. که سدهای بزرگ را می‌شود سوراخ کرد. در این زمانه شکاف‌های اجتماعی عمیق و گسل‌های فعال، خانه‌ها را باید قبله کرد. چراغ این جمع‌ها را روشن باید نگاه داشت و اجاق این واحد‌های ساختمانی را گرم باید کرد تا می‌شود. روز نمیدانم چندم جنگ است. حساب کار از دستم در رفته. اما این را میدانم که این خانه معنای دیگری برای ما پیدا کرد امسال. «پناهگاه» واقعی. جایی که شبیه هیچ جای دیگری نیست. سلول کوچک مقاومتِ ما در برابر سیاهی و تباهی جنگ.

Hossein Hamdieh | حسین حمدیه

26,989 views • 6 months ago

چرا مسئول سیاسی ما، دقیقا وسط جنگ اقتصادی با دشمن پالس ضعف می‌فرستد؟ اگر فرض بگیریم یک فرمانده نظامی در میانه میدان نبرد برگردد و بگوید: «من نمی‌توانم این موضع دشمن را بزنم، در تیررس من نیست، سلاحش را ندارم و نمی‌توانم از پدافندش عبور کنم»، این اظهار عجز یک خطای فاحش و غیرقابل‌قبول است. در حوزه اقتصاد نیز دقیقاً با همین شرایط روبه‌رو هستیم، اما ظاهراً ما هنوز عرصه اقتصاد را به عنوان یک «جنگ» نپذیرفته‌ایم. وقتی یک مقام مسئول به راحتی در تریبون‌ها می‌گوید «این کار را نمی‌شود کرد و نمی‌توان جلوی این فشار ایستاد»، در حال تکرار همان خطای فاحش نظامی است. جای تعجب است که چرا یک مسئول بزرگوار، مخلص و پرکار باید در میانه «جنگ تحمیلی سوم» و یک نبرد تمام‌عیار اقتصادی، چنین موضعی بگیرد و پالس ناتوانی صادر کند. این انتقاد اصلاً به این معنا نیست که ما چشم بر روی مشکلات ببندیم و یک نگاه «تخیلی» داشته باشیم. اتفاقاً در شرایط جنگی باید واقعیت‌ها را به دقت دید، برای آن‌ها تمهید اندیشید و از تمام ابزارها و توانمندی‌ها استفاده کرد. اما موضع‌گیری رسمی یک مسئول جمهوری اسلامی مبنی بر ناتوانی، به هیچ‌وجه قابل توجیه نیست و تبعات سنگینی دارد. نتیجه‌ی مخابره‌ی این پالس ضعف این است که حرف‌های مسئول ما مستقیماً در رسانه‌هایی مانند «فاکس‌نیوز» کار می‌شود و از آن برداشت ضعف ایران را می‌کنند. در واقع ما با این اظهارات، بهانه‌ای به دست دشمن می‌دهیم تا آن را روی هوا بگیرد، تیتر بزند، به اندیشکده‌هایش ببرد تا تحلیل کنند، روی آن مانور رسانه‌ای بدهد و در نهایت، همان ضعف را تبدیل به یک «سیاست» جدید کرده و دوباره به عنوان یک سلاح علیه خود ما شلیک کند.

به وقت ایران

12,862 views • 1 month ago

«نظر دیگری داشتم» نگاهی به چند مثال تاریخی از فشار مسئولان برای تغییر نظر ولایت اکبر هاشمی رفسنجانی - نظر آقای روحانی هم مثل من است که ما باید مسئله‌مان را با آمریکا حل کنیم. رفتم و با آقا صحبت کردم. یکی دو ساعت بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. من گفتم نمی‌توانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مساله ما و خداست. بالاخره در روز قیامت از من و شما می‌پرسند چرا این‌ همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد. اگر این‌ها را بر عهده می‌گیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من باشد. - در جلسه مشورتی، رهبری ... با تعطيلی غنی‌سازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند. - ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آن‌ها ... معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماه‌های اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرف‌های خود برگشته‌اند. گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار می‌آيد. - رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت. - رهبری از تصميم جلسه مشورتی، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعه‌سازی هسته‌ای ناراضی‌اند. ولی من گفتم: تصميم خوب و به‌جايی است. - رهبری فقط با تأخير تزريق گازاورانيوم موافقت کرده‌ و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی بیش از این می‌خواهد. رهبری گفتند: «برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمی‌آیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف می‌کنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد. - عصر در دفتر رهبری جلسه مشورت درباره مسائل هسته‌ای بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيت‌الله خامنه‌ای مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذیرفتند. علی‌اکبر صالحی، وزیر امور خارجه دولت دهم - در اواسط سال ۹۰ وقت ملاقات خصوصی از حضرت آقا گرفتم. ایشان در این دیدار به بدعهدی‌ها و عداوت‌های آمریکا با ایران اشاره کردند. خدمت مقام معظم رهبری گفتم از باب اتمام حجت اجازه مذاکره با آمریکا را صادر بفرمایید؛ مقام معظم رهبری هم بزرگواری کردند و فرمودند با مذاکرات مخالفتی ندارم. - دور دوم مذاکرات محرمانه با آمریکا را به زور رفتیم. دور دوم مذاکرات را فقط با آقای احمدی‌نژاد هماهنگ کردیم و بعدبه مسقط رفتیم. این مذاکرات اوایل اسفند ۹۱ انجام شد و بیشتر از دو روز طول کشید. مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم - آقا در جنگ دوازده روزه گفته بودند که ما دیگر اصلا مذاکره نمی‌کنیم. من خدمت ایشان رفتم و گفتم خود شما گفته‌اید که «نه جنگ نه صلح» بد است، جنگ هم که بد است، صلح هم که باید عزتمندانه باشد، بگویید چگونه؟ می‌گویید مذاکره نکنیم، من چگونه این کار را انجام دهم؟ آقا بالاخره قبول کردند که ما باید پای میز مذاکره برویم. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس یازدهم و دوازدهم - (درباره وقوع مذاکره هسته‌ای در اسلام‌آباد با وجود منع رهبر انقلاب) من نمی‌توانستم به طرف مقابل بگویم درباره هسته‌ای حرف نزن. - در صورتی که من رئیس اجرایی کشور شدم اگر چنین مسائلی (اختلاف نظر با رهبری) به وجود بيايد ... من روی نظر خودم اصرار می‌کنم. در این صورت‌ یا رهبری دلیل می آورند و من توجیه می‌شوم و یا نمی‌شوم و اگر نشدم در بازخورد این حکم در جامعه‌ ايشان می‌تواند صحت و عدم صحت حکم را مورد بررسی قرار دهد. امام سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب - (در ماجرای پذیرش محدودیت‌های درون برجام) آن وقت وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است،‌ چرا «ده سال» را شما قبول می‌کنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، اما به هر حال قبول کردند! - در همین توافق اخیر هسته‌ای ... وزیر خارجه‌ی محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] اینجا را یا این خط قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم. - در قضیّه‌ی برجام، بنده اشتباه کردم اجازه دادم که وزیر خارجه‌‌ی ما با آنها صحبت کند؛ ضرر کردیم. - قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمی‌کِشد و نمی‌تواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت. امام سیدمجتبی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب - بنده علی‌الاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیس‌جمهور محترم به‌عنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه‌ی آن را صادر نمودم‌.

رجانیوز

11,597 views • 3 months ago

در روز ۷ اکتبر سال ۲۰۲۳ یک اتفاق بسیار عجیب نظامی باعث شد که بحث‌های باز در مورد زنان و قدرت عملیاتی آنان در نبرد با دشمن برای همیشه از بین برود. این سوال همیشه وجود داشت که آیا زنان قادر هستند که زیر آتش و تهدید شدید و چندبرابر، یک دیوار کاملاً مستحکم پدافندی را به وجود آورده و موفقیت‌آمیز آن را نگهداری کنند؟ در ۷ اکتبر این سوال به خوبی پاسخ داده شد. البته ما علاقه‌مندان به گستره‌های تاریخی نظامی از زنی اوکراینی به نام ماریا اوکتیابرسکایا شنیده بودیم که در جنگ جهانی دوم و به خاطر کشته شدن شوهرش تمام دارایی‌های خودش را فروخته بود، یک تانک خریده بود و اصرار داشت که خودش آن را در جبهه رانندگی کند، اما این داستان کمی اغراق‌آمیز بود و او بعدها خودش فقط راننده تانک بود، در حالی که فرمانده و تیرانداز تانک مرد بودند. اما در ۷ اکتبر، موضوع کاملاً تفاوت کرد: در آن روز که تروریست‌های مسلمان حماس به اسرائیل حمله کردند و زن و بچه و مرد اسرائیلی را با نفرت می‌کشتند، شوکی که به اسرائیل وارد شد کاملاً غیرقابل‌تصور بود، بخصوص این که ۴۸ ساعت تمام، سیستم‌های دفاعی اصلاً هماهنگ نبودند و غافلگیری صددرصد بود. در این بین، دو یا سه تانک و زره‌پوش اسرائیلی که در مرز مصر مشغول گشت‌زنی بودند دریافتند که در فاصله‌های زیاد در شمال محل استقرارشان یک اتفاق بسیار مهم رخ داده است و این که از سوی غزه تعداد زیادی تروریست مسلح به همه‌چیز با وانت و موتورسیکلت در حال ریختن به داخل شهرک‌های اسرائیلی در نزدیک غزه هستند. پرسنل این دو تانک، یعنی راننده، تیرانداز و فرمانده همگی دختران جوان هستند که بلافاصله با خلاقیت نظامی خودشان وارد عمل می‌شوند و به سرعت به طرف غزه پیشروی می‌کنند، عملی که خودش بسیار عجیب است، چون تانک معمولاً خودش مسافت زیادی نباید طی کند و معمولاً یک کشنده سنگین او را به محل نبرد می‌برد. به هر روی کاری که این دختران کردند، وارد رکوردهای نظامی جهان شد : آنان ۱۷ ساعت تمام جنگیدند، بیش از ۵۰ تروریست را خنثی کردند، یک ورودی تهاجمی تروریست‌ها از غزه به اسرائیل را نه تنها بستند، بلکه بارها از حالت دفاعی به حالت تهاجمی عوض کردند در حالی که دشمن مسلح به موشک‌های ضدتانک وحشتناک بود و هر لحظه احتمال نابودی همه آنان می‌رفت. از این‌ها گذشته، این دختران، دو شهرک اسرائیلی را از مرگ و نابودی حتمی نجات دادند، به نیروهای از راه‌رسیده پشتیبانی زرهی دادند، از زخمیان دفاع کردند، پشتیبانی رزمی و لجستیکی امداد و تهاجم را پوشش دادند. ۱۷ ساعت، بدون وقفه، بدون حتی پنج دقیقه وقفه! هیچ کشوری در تاریخ مدرن بشری چنین واقعیتی را تاکنون به خود ندیده، و تا آن زمان، هیچ ارتشی در دنیا ترکیب این‌چنین نیرو نداشته است. این دختران در اصل یک باب جدید در معادلات نبرد زمینی و زرهی در تاریخ بشریت باز کردند. نویسنده این مطلب را امروز نوشت تا بدون تعارف به یک موضوع مهم اشاره کند: شکی نیست، نبرد نهائی ایران برای آزادی در راه است، و ما باید به این موضوع فکر کنیم که استفاده از زن در میدان نبرد از دید تاکتیکی یک نکته بسیار مهم است. نه تنها به عنوان رزمنده، بلکه به عنوان نیروی فرماندهی میدانی، نه تنها از دید لجستیکی و پشتیبانی، بلکه خیلی فراتر از آن فرماندهی ستادی و هماهنگی شبکه نبرد. چرا که عمل کاملاً خودمختار و اتوماتیک این دختران اسرائیلی به ما نشان داد که زنان در میدان نبرد، دارای ویژگی‌هایی هستند منحصر به فرد و کاملاً درخور توجه. هدف باید این باشد که از زن در میدان نبرد نه تنها به عنوان اسلحه مخرب و به شدت خطرناک استفاده کرد، بلکه باید به او این امکان و فضا را داد که این اسلحه را سر خود و بر اساس تشخیص شخصی مورد استفاده قرار دهد. با سپاس رضا.

Reza

30,591 views • 1 month ago