正在加载视频...

视频加载失败

قرارگاه آزادی فرمانده شهید حسیب‌الله پنجشیری، قرارگاهی برای آزادی برپا کرد؛ قرارگاهی از ایمان، شجاعت و عشق به وطن. او می‌خواست روزی فرا برسد که مردم افغانستان آزادانه، با عزت و سربلندی، در سرزمین خویش زندگی کنند؛ روزی که عدالت بر ستم پیروز شود و آرامش به خانه‌های مردم...

10,183 次观看 • 1 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

امروز پس از چند روز پیکر بی جان حسیب پنجشیری را به خانواده اش سپردند. پدری پیر و خسته از رنج فرزند و مادری که پس از روزها چشم به راهی سرانجام به جای در آغوش گرفتن پسرش چشم های بسته و پیکر خونین او را دید. همسر جوانی که هزاران گفته ناگفته در دل داشت و دیگر فرصتی برای گفتن آنها به همسرش ندارد. گاهی فکر می کنم شاید رفتن پایان رنج باشد. پایان دوری و ترس و نگرانی و شکنجه های پیوسته ذهن و روان. اما برای کسانی که می مانند رفتن آغاز رنجی دیگر است. پشت هر جوان کشته شده در این جنگ خانواده ای داغدار است. مادری که بخشی از جانش را از دست داده و پدری که سال ها چشم به راه مانده و همسری جوان و کودکانی که از این پس با جای خالی پدر زندگی خواهند کرد. افغانستان سال هاست در آتش جنگ می سوزد. جوانان بسیاری از مردم تاجیک افغانستان در برابر ستم ایستاده اند. در روزگار جمهوری نیز بسیاری از آنان در خط نخست نبرد برای نگهداشتن کشور بودند از جمله اکمل امیر و ده ها جوان دیگر. امروز نیز حسیب و بسیاری از جوانان دیگر برای آزادی و در برابر ستمگران و تروریست ها جان خود را فدا کردند. آنان می توانستند کنار بکشند و تنها تماشاگر ستم باشند اما ماندند و ایستادند. پشت نام هر جوانی که در راه آزادی جان می بازد خانواده ای ایستاده است که بهای سنگینی می پردازد. یاد حسیب پنجشیری و همه جوانانی که برای آزادی و رهایی مردم افغانستان جان باختند گرامی باد. برای خانواده هایشان شکیبایی و توان ماندن آرزو دارم. Tamana Zaryab Paryani

Zarmina Paryani

11,305 次观看 • 1 个月前

در کارناوال کلن، زنی با برقع اجباری و در زنجیر، زیر سلطه طالبان، با نام نمادین «Miss Afghanistan» به نمایش گذاشته شد تصویری تکان‌دهنده از واقعیتی که امروز میلیون‌ها زن افغان با آن زندگی می‌کنند. این تنها یک نمایش نبود، فریاد خاموش زنانی بود که از حق آموزش، کار، آزادی حرکت و حتی انتخاب ساده‌ترین حقوق انسانی محروم شده‌اند. برقع و زنجیر در آن صحنه، سمبول سال‌ها سرکوب، تبعیض و خاموش‌سازی صدای زن افغان بود. جهان باید بداند آنچه بر زنان افغانستان می‌گذرد، یک موضوع داخلی یا فرهنگی نیست،بلکه نقض آشکار حقوق بشر است. زن افغانستان جرم نکرده است که زندانی شود، تحقیر شود و از جامعه حذف گردد. اما پرسش اینجاست چگونه برخی زنان که خود در آزادی کامل زندگی می‌کنند، چشم بر این واقعیت می‌بندند و به جای ایستادن در کنار زنان مظلوم افغانستان، به نوعی توجیه‌گر وضعیت موجود می‌شوند؟ امروز سکوت، بی‌طرفی نیست،سکوت یعنی پذیرفتن ظلم. زنان افغانستان تنها نیستند. صدای ما خاموش نخواهد شد. حتی اگر ما را در زنجیر بکشند، حقیقت را نمی‌توان زندانی کرد. #WomenRights #AfghanWomen #StandWithAfghanWomen

‌ًSanam kabiri

73,782 次观看 • 7 个月前

شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر #شاه ، بعد از انقلاب و در یک سخنرانی‌ توضیح داد که دلیل اصلی این‌که دستور ساقط کردن‌ هواپیمای #روح‌الله_خمینی یا حذف او را صادر نکرده، اعتقادش به خشونت‌پرهیزی و جلوگیری از تبدیل شدن او به یک «شهید» و اسطوره بود. بختیار در این باره به چند دلیل اصلی اشاره می‌کند: ۱- باور به آزادی و قانون: بختیار اعلام کرده بود که یک ایرانی حق دارد به کشور خود بازگردد و ترور یک فرد با اصول سیاسی و اخلاقی او همخوانی ندارد. ۲- جلوگیری از اسطوره‌سازی (شهادت): او معتقد بود کشتن یا از بین بردن خمینی در آن مقطع حساس، از او یک چهره اسطوره‌ای و شهید می‌ساخت که می‌توانست فتنه‌های بیشتر، آشوب‌های خونین‌تر و پیامدهای غیرقابل کنترل‌تری به همراه داشته باشد.( هرچند در نهایت همه این‌ها اتفاق افتاد.) ۳- حضور خبرنگاران و برخی افراد بی‌گناه در پرواز بازگشت روح‌الله خمینی به ایران در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷. با این حال، اسناد و روایت‌های تاریخی بعدی (مانند گفته‌های مقامات وقت موساد) نشان داد که دکتر بختیار در مقطعی و در میانه‌های دوره کوتاه نخست‌وزیری خود با واسطه از اسرائیل خواسته بود تا برای حذف فیزیکی خمینی در فرانسه اقدام کند، اما در نهایت در روز ورود او به ایران، تن به ورودش داد و هرگونه راه حل نظامی را رد کرد. امروز که اتفاقی این تصویر‌سازی با هوش مصنوعی را دیدم یاد این سخنرانی #شاپور_بختیار، آخرین نخست‌وزیر شاه افتادم!

بنیامین صدر

28,189 次观看 • 2 天前

متاسفم‌ که مجبور می شوم این ویدیوها را منتشر کنم ؛ اما متاسفانه برخی علاقه دارند خود را به نفهمیدن بزنند ، عصر اینترنت است و هیچ چیز تحریف شدنی نیست . کسانی که امروز تلاش می‌کنند حرف مرا تحریف کنند، خوب می‌دانند که هیچ‌کس منکر حمایت مردم خارج از کشور نیست. منظور من هم‌ مردم ‌نیستند . مردم در سرما و گرما، در برف و باران، کار و زندگی‌شان را رها کردند و برای حمایت از مردم داخل ایران به خیابان آمدند. این فداکاری‌ها قابل انکار نیست. اما بحث مردم نیستند؛ مورد بحث کسانی هستند که هدایت و مدیریت این تجمع‌ها و فراخوان‌ها را در دست گرفتند و این حمایت عظیم را، به‌جای رساندن صدای بی‌صدای مردم ایران، به بیراهه کشاندند. لطفاً سفسطه نکنید. همه دیدند که چگونه به‌جای تمرکز بر صدای زندانیان سیاسی، خانواده‌های دادخواه، اعدام‌ها و جان‌باختگان، پای بلاگرها، چهره‌های بدنام و افراد بی‌سابقه یا بدسابقه را به مرکز این حرکت‌ها باز کردند . هیچ‌کس نمی‌تواند حضور پرچم‌های آمریکا و اسرائیل و رقص و پایکوبی را انکار کند؛ حتی پس از این که مشخص انها فقط بدنبال منافع خودشان هستند و جان مردم ما هیچ ارزشی برایشان ندارد .کشورهایی که رهبرشان تمدن هزاران ساله ایران را تهدید به نابودی کرد ، مردم را تهدید به بازگشتن به عصر حجر کرد و آب و برق و معیشت مردم را تهدید نمود و همزمان هر روز برای مذاکره با قاتلان مردم پیغتم‌و‌پسغام فرستاد و هنوز هم پرچم و تشکرها و رقص و پایکوبی ها ادامه داشت . مردم تصمیم گیرنده تجمع ها نبودند ، می شد بجای پرچم امریکا و اسراییل پلاکارد #نه_به_اعدام یا پلاکارد جاویدنام ها را به دست مردم بدهند که ندادند . فاجعه اینجا بود که ، به‌جای اینکه از این تجمع‌ها و شکوه و همکاری و حمایت مردم خارج برای رساندن صدای مردم در بند ایران استفاده کنند، مسیر را به سمت نمایش‌های سیاسی، رقص و پایکوبی با پرچم کشورهایی بردند که امروز مشخص شده منافع خودشان را دنبال می‌کردند و امروز مشغول مذاکره و توافق با قاتلین فرزندان ایران هستند . مردم اما همیشه هزینه می‌دهند. مردمی که صادقانه آمدند، امید داشتند و از خود گذشتند، بازیچه قدرت‌طلبی و خودخواهی شدند. و نتیجه چه شد؟ تقریباً هیچ. آنطور که دنیا آبان را دید . آنطور که جنبش زن، زندگی، آزادی را دید . صدای #دی‌ماه_خونین که وسعت جنایت ‌کشتار غیرقابل توصیف است را نه دید و نه شنید . و این یعنی یک جای کار می لنگد . حال از من طلبکار نباشید من مسئولیت تجمع ها ، رسانه ها و این حرکت ها را نداشتم که اگر داشتم و اینچنین پیش می رفت خود را نه لایق سرزنش بلکه مجازات می دیدم .

Saba.Bakhtyari

48,415 次观看 • 4 个月前

این مرد بنام جنرال مبین که یک شخصیت رسانه یی طالبان است، برای بار سوم ازدواج کرده و این به اصطلاح مراسم عروسی این فاسق است. در سایه این عادی سازی روند ازدواج های مکرر طالبان و لابیگران طالب، به زور یا رضا با زنان متعدد، نظری می افگنیم بر دستاورد طالبان در افغانستان در طول پنج سال گذشته: -زنان و دختران بیسواد و در اسارت خانه، ممنوع از تردد و رفتن به اماکن عامه -جامعه غرق در بیسوادی، تحجر، پسران معطوف به مدرسه ها و مکاتب با نصاب تعلیمی "جهادی" ترورستان طالب -سقوط کامل و محض نظام اقتصاد و مالیه، وابستگی محض به امداد و خیرات بین المللی -بیکاری مفرط، مزمن مردم و افزایش سرقت ها و دیگر جرایم برای کسب درامد -فقر نهادینه شده در حدی که مردم توانایی خوردن فقط یک وعده نان را هم ندارند و کودکان خود را برای خرید نان میفروشند -آزادی لگام گسیخته مردان، در حدی که هر مرد حق کشتن همسرش را عاری از پیگرد قانونی دارد، هر مرد حق تعدد زوجات را به هر تعداد دارد. -گسترش بی سابقه بچه بازی یا پدوفیلیا، آزادی کامل برای مردان برای بچه بازی و سو استفاده جنسی از کودکان پسر -استفاده از تهدید، ارعاب و خشونت توسط سلاح و گلوله برای خفه کردن صدای عدالت خواهی مردم و کشتار مخالفین رژیم توسط طالبان -سوتغذیه حاد کودکان بخصوص در جنوب افغانستان -ضعف مفرط وزارت ها و اداره های حکومت طالبان و ادامه حکومتداری این گروه با رهبری نامریی و مجهول بنام هبت الله

Lina Rozbih

33,243 次观看 • 3 个月前

🔴🔴 به ابتکار سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت، بیش از صد هزار ایرانی در برلین در حمایت و همبستگی با مردم ایران تظاهرات کردند. این تجمع با عنوان "آزادی برای ایران" برگزار شد. حدود ۳۴۰ سازمان بین‌المللی و شخصیت‌های سیاسی از این تظاهرات حمایت کردند؛ تظاهراتی که فراخوان آن از طریق شبکه‌های اجتماعی و روزنامه‌ها منتشر شده بود. به گفته برگزارکنندگان، شمار زیادی از شرکت‌کنندگان از بستگان افرادی بودند که در جریان اعتراضات اخیر در ایران کشته یا بازداشت شده‌اند. بنا بر اعلام پلیس برلین در آغاز این مراسم حدود هشت هزار نفر گرد هم آمده بودند اما اعلام شد که تظاهرکنندگان بیشتری نیز به جمعیت پیوسته‌اند. پلیس همچنین روند این تظاهرات را مسالمت‌آمیز توصیف و اعلام کرد که این گردهمایی را با حدود ۳۸۰ نیرو همراهی کرده است. مریم رجوی، رهبر شورای ملی مقاومت نیز در این تظاهرات حضور داشت و سخنرانی کرد. از دیگر سخنرانان اعلام‌شده می‌توان به رئیس پیشین دفتر صدراعظم از حزب دموکرات مسیحی و وزیر دادگستری پیشین آلمان از حزب دموکرات آزاد اشاره کرد. کلیه احزاب قومی هم حضور داشتند و سخنرانی کردند . انعکاس این گزارش یک وظیفه ملی میهنی است. لااقل صدهزار نفر از هموطنان ما در برلین یک همبستگی با شکوه را برای جهانیان به نمایش گذاشتند. #همبستگی_ملی با سپاس ویکتوریا آزاد @VOAfarsri USAbehFarsi اسرائیل به فارسی سازمان مجاهدین خلق ایران کمیسیون مطالعات سیاسی شورای ملی مقاومت ایران

Victoria Azad

69,840 次观看 • 8 个月前

🟥ما همه اشتباه کردیم، جمهوری اسلامی با این جنگ ساقط نخواهد شد، فقط ایران نابود می شود. دوستان عزیز، مخالفان محترم و حتی دشمنان گرام، زمان آن رسیده که همه ما با حقیقتی تلخ و گزنده روبرو شویم. هیجانات ناشی از کینه و خشم دی ماه و حذف سریع خامنه‌ای و سران نظامی و امنیتی و سیاسی و تیترهای داغ خبری، چشمان بسیاری از ما را بر واقعیت‌های روی زمین بسته بود. بیایید تعارف را کنار بگذاریم، محاسبات ما غلط بود. خیلی هم غلط بود و دود آن به چشم همه رفت و بیشتر هم خواهد رفت، از مردم مظلوم ایران و مردم سایر کشورهای منطقه تا دیاسپورای با شرف و از مردم بقیه نقاط جهان که درگیر کمبود و گرانی و سختی خواهند شد تا احزاب سیاسی و سیاستمداران که مسبب این وضع شناخته خواهند شد. 1⃣ توهم فروپاشی با حذف سران از دونالد #ترامپ و استراتژیست‌های کاخ سفید گرفته تا سران اروپایی، تحلیلگران پرطمطراق ماهواره‌ای و حتی بسیاری از مردم عادی من جمله خود من، همگی در یک تله محاسباتی مشترک افتادیم. تصور این بود که با حذف فیزیکی مهره‌های کلیدی، زدن فرماندهان ارشد سپاه و یا حتی خروج #خامنه‌ای از صحنه، ساختار قدرت در ایران مثل یک خانه پوشالی فرو می‌ریزد. اما واقعیت سخت نشان داد که ساختار امنیتی نظامی جمهوری اسلامی، پیچیده‌تر و مستحکم تر از آن است که با حذف رهبران اصلی و فرماندهان نظامی و امنیتی و حتی ضربات نظامی تمام عیار از هم بپاشد. فکر همه چیز از سالها قبل شده بود. جنگ نه تنها باعث فروپاشی آنها نشد، بلکه معادلات را به سمت انسداد عمیق تر، تصاعد تنش و البته قدرت گرفتن بیشتر نظام جمهوری اسلامی پیش برد. 2⃣ چه کسانی هنوز به معجزه جنگ دل بسته‌اند؟ علیرغم تمام شواهد، هنوز سه گروه بر طبل توخالی توهم سقوط با جنگ می‌کوبند. 🔸اول، مسخ‌شدگان و کم هوشان رسانه‌ای، کسانی که شبانه‌روز تحت بمباران خبری دو شبه رسانه و تلویزیون‌ فارسی‌زبان خاص هستند، رسانه‌هایی که برای جلب کلیک و بیننده، از جنگ یک انیمیشن ساده برای مخاطب ساده لوح و کم هوش خودساخته‌اند و طوطی وار به رویا فروشی برای رعیت رسانه ای ادامه می دهند. 🔸دوم، طرفداران یک فرقه سیاسی خاص، عقب ماندگان سیاسی و زامبی های اخلاق ستیزی که حیاتشان در گروی هرج‌ومرج و ویرانی است و تصور می‌کنند بر روی ویرانه‌های ناشی از بمب، برای آن‌ها و رهبرشان در ایران فرش قرمز پهن خواهد شد. 🔸سوم، رویافروشان حرفه‌ای، تحلیلگرانی که نان شب خود را از راه تحمیق مخاطب درمی‌آورند. کسانی که با شعارهای توخالی مثل کار تمام است و فلانی در راه است، سال‌هاست برای خود دکان ساخته‌اند و به جای تحلیل، امید کاذب می‌فروشند و برای لقمه ای نان حتی از اینکه هر روز بیشتر از قبل شبیه یک دلقک ارزان قیمت شوند هم ابای ندارند. 3⃣ واقع‌بینی، تنها راه نجات باقی‌مانده. چه باید کرد،‌چه می توان کرد؟ اگر واقعاً دل‌سوز ایران هستیم، باید از فضای فانتزی خارج شویم و بر روی سه محور حیاتی تمرکز کنیم. 🔹اول، توقف فوری جنگ، پیش از آنکه زیرساخت‌های ملی، نیروگاه‌ها و سرمایه‌های تمدنی ایران به کلی نابود شود، باید برای صلح و پایان درگیری فشار آورد. ویرانی ایران، هیچ برنده‌ای در میان ملت نخواهد داشت. 🔹دوم، جلوگیری از انتقام‌گیری داخلی، در فضای جنگی، اولین قربانی مردم داخل هستند. باید به هر طریق ممکن مانع از آن شد که جمهوری اسلامی نارضایتی‌های انباشته را به بهانه شرایط جنگی، با سرکوب خشن و انتقام‌گیری از مردم عادی پاسخ دهد. 🔹سوم، صیانت از زیست انسانی، تلاش برای تضمین رسیدن دارو، غذا و اقلام اساسی به دست مردم و پافشاری بر تداوم فعالیت زیرساخت‌های حیاتی مانند آب، برق و بهداشت به هر طریق ممکن از جمله بسیج جهان برای جلوگیری از فاجعه انسانی. 4⃣ تنها برنده این جنگ نتانیاهو بود، نه حتی اسراییل یا مردمش نتانیاهو از اول می دانست این جنگ باعث سقوط جمهوری اسلامی نخواهد شد ولی این توهم را به ترامپ فروخت( یا با اسناد اپستین معامله کرد؟) و رهبر خودخوانده دوران مثلا گذار را هم با رویافروشی رام و دست آموز کرد و در آخر هم به هدفش که نابودی زیرساختها و توان جمعی ایران و سد کردن راه توسعه کشور تا ده ها سال آینده بود رسید. 🟧و در نهایت، خلاصه کلام من این است. ما همه اشتباه کردیم از ترامپ تا تحلیلگران حرفه ای و من و شمای مردم عادی! سقوط یک سیستم سیاسی با بمب و موشک خارجی، اگر هم ممکن باشد که درباره جمهوری اسلامی نیست به معنای دموکراسی،‌رفاه و آزادی نیست، به معنای سوریه‌ای شدن است. زمان آن است که از رویاپردازی دست بکشیم و برای بقا و نجات ایران در دنیای واقعی تلاش کنیم.

Ali Bornaei

498,889 次观看 • 6 个月前

در پی هر تاریکی روشنایی است: جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را مبنی بر خروج مهاجران افغانستان یا به قول خودشان اتباع گرفته است. نوشتن نامه سرگشاده، گلایه، دعوت به بردباری و حوصله، توسل به سعدی و حافظ و برجسته‌سازی مشترکات ره به جایی نمی‌برد و بهتر است به ظرفیت‌های خودی فکر کنیم. در عین حال باعث ضیاع وقت خود و تهران نشویم. این اخراج هر دلیلی که دارد به منافع امنیتی و ملی ایران مربوط است و در آن جایی برای گنجاندن چند میلیون آواره از کشور همسایه تعریف نشده و اگر هم شده بود وقتش گذشته است. عوامل و دلایلی که ممکن است دولت ایران را واداشته این تصمیم را بگیرد عبارت‌اند از: نخست، یادآوری به دنیا که فاجعه انسانی در افغانستان منشأ در قرارداد بدنام دوحه دارد و جمهوری ایران مجبور نیست آوارگان دسیسه آمریکا را پناه دهد. دوم، ممکن است تعدادی از شهروندان کشور ما در کارهای خلاف دست زده باشند و این حتمی نیست که جاسوسی برای اسرائیل بوده باشد. نباید فراموش کنیم که طالبان بیش از پانزده هزار مجرم را از زندان‌های افغانستان رها کرد و اکثراً راهی ایران شدند. سوم، این تصمیم احتمالاً برای اعمال فشار بر طالبان و در کل بر افغانستان است. اما هدف سیاسی و راهبردی این فشار را نمی‌توان به سادگی وضاحت داد. فرض اینکه اخراج مهاجران به هدف فشار بر طالبان و افغانستان اعمال می‌گردد، اما در نهایت چه دستاوردی را از آن توقع دارند و چگونه آن دستاورد را اندازه‌گیری می‌کنند هنوز معلوم و هویدا نیست. چهارم، جمهوری اسلامی ایران به آغاز مجدد جنگ می‌اندیشد. احتمال آن نیز بعید نیست. تهران به جنگی آمادگی می‌گیرد که احتمالاً قوی‌تر از آنچه اتفاق افتاد خواهد بود. در آن سناریو ایران نمی‌خواهد دغدغه‌ای از حضور بیگانه، ولو آن بیگانه هم‌زبان و همسایه باشد، در خاک خود داشته باشد. این بار معلوم است که تهران حاضر است تبعات تصمیم خود را مدیریت کند. پنجم، در طول تاریخ، در هر کشوری که بحران ایجاد شده، دولت‌ها کوشیده‌اند عنصر بیگانه را مقصر اصلی و دلیل گسست‌ها قلمداد کنند. نفوذ و رخنه اطلاعاتی اسرائیل در جنگ علیه ایران هیچ ربط تعیین‌کننده‌ای به مهاجران افغانستان ندارد. فرض کنیم هسته‌های مخرب اسرائیل سه لایه داشتند: طراح، عملی‌کننده، لایه مصرفی. طراح که مسلماً یا در اسرائیل قرارگاه دارد یا تحت پوشش بیزنس‌های عادی و مشروع در یکی از شهرهای کشورهای همسایه مستقر شده است. عامل وسطی که باید موضوع را در داخل خاک ایران مدیریت کند نیاز به اسناد قوی برای تردد دارد و ممکن است نیاز به اسناد قوی و مشروع برای داشتن بیزنس و کاروبار قابل‌باور داشته باشد. این امکانات در اختیار شهروندان افغانستان قرار ندارد. افغان در ایران نیروی کار است. لایه زیرین است، پس سؤال اینجاست که آیا کارگر سر فلکه طراح خرابکاری در جامعه‌ای مغلق و پیچیده مانند ایران شده می‌تواند؟ پاسخ ساده این است که نه. نمی‌تواند یا بعید به نظر می‌رسد. در ادبیات غربی نیروی بشری را به دو دسته تقسیم می‌کنند: پیراهن‌سفیدها، یعنی کسانی که کار پشت میز می‌کنند، و لباس‌آبی‌ها، کسانی که آستین برمی‌زنند و با خاک و فلز سروکار دارند. افغان در ایران از نوع دوم است. خرابکاری‌هایی که در جنگ دوازده‌روزه در داخل ایران از طرف عوامل نفوذی صورت گرفت کار لباس‌سفیدها است، نه لباس‌آبی‌ها. اما گفتن این حرف‌ها نیز فایده‌ای ندارد. حالا بر ماست که باید در موضوع دخالت مثبت کنیم و هدف دخالت خویش را نیز با وضاحت بدانیم. بازگشت نیروی جوان و ضد طالبان از ایران نویدی خوش است. این نقطه مثبت است. این موج برای پرسازی خیابان‌ها و کوه‌ها و دره‌ها کافی است. کسانی که برمی‌گردند واقعیت جدیدی در افغانستان ایجاد می‌کنند. این‌ها به سایه مبدل نخواهند شد. این‌ها ریشه دارند. لهذا باید در پس این سیاهی روشنایی دید و ایجاد کرد. این بازگشت برای بسیج نیروی آزادی‌بخش مهم است. بر ماست که باید عواطف و احساسات بازگشتی‌ها را مسیر دهیم و برایشان برسانیم که منشأ آوارگی و تیره‌بختی‌شان در چیست و در کجاست؟ یقیناً منشأ همه بدبختی‌ها گروه نامشروع، ضد ملی، متعصب و جهل‌پرور طالبان است که همه فرصت‌های واقعی را بر باد داده است. پس بهتر است به جای عریضه برای تمدید برگه، استراتژی برای نیروی بازگشتی ترتیب داد. هیچ راه‌حلی برای مهار بحران عظیم انسانی در کشور در موجودیت ساختار طالبان امکان‌پذیر نیست. این تشکیلات ضد ملی و قهقرایی باید سرنگون شود. ان‌شاءالله.

Afg Green Trend

180,523 次观看 • 1 年前

قصه هفت اکتبر تا هفت اکتبر! بالاخره بعد از دو سال مقاومت؛ مردم غزه رنگ شادی رو دیدن. این شاید پیروزی مردم غزه نباشه اما قطعاً شکست اسرائیله دو سال پیش، هم وزیرخارجه و هم وزیر جنگ و بقیه مسئولین اسرائیل صراحتاً گفتن حتی آتش‌بسی هم در کار نخواهد بود! و سه هدف مهم پیش رو دارن: ۱- نابودی کامل حماس ۲- کوچ اجباری مردم غزه ۳- و آزادی بی‌قید و شرط همه اسرای اسرائیل اما قصه اینطور رقم نخورد؛ مقاومت جواب داد و اهداف اسرائیل یکی یکی با شکست مواجه شدن و نه تنها حماس نابود نشد بلکه عضوگیری کرد و مردم غزه تو سرزمین‌شون موندن و اسرای اسرائیل هم طی چندین مرحله در ازای آزادی هزاران زندانی فلسطینی و امتیازهای دیگه، آزاد شدن. و اسرائیل طی چندین مرحله مجبور به مذاکره و توافق با حماس شدن؛ در مقابل، اسرائیل چی بدست آورد؟ ۱- قتل‌عام ۶۰ هزار زن و بچه؛ ۲- تخریب مناطق مسکونی؛ ۳- کمبود بودجه چند ده میلیارد دلاری؛ ۴- تنفر؛ ۵- انزوا؛ ۶- و انزجار جهانی! البته وحوش نادانی هم وجود دارن که قتل‌عام زن و بچه رو پیروزی توصیف کنن که اخیرا فاش شد یا لشکر رباتیک هستن و یا مزدورهای ۷ هزار دلاری! * حالا چه اتفاقی افتاد؟ و چه اتفاقاتی پیش‌رو دارن؟ طبق توافق جدید: +یک: فعلاً یک تضمین توقف جنگ از طرف همه کشورهای میانجی داده شده +دو: ۲۰ اسیر زنده اسرائیلی در مقابل ۲۰۰۰ اسیر فلسطینی، از جمله ۲۵۰ حبس ابد؛ آزاد میشن +سه: روزانه حدود ۴۰۰ کامیون از ۵ گذرگاه کالا وارد غزه می‌کنن؛ البته با این تفاوت مهم که مدیریتش با سازمان ملل و حماس بصورت مشترکه و دیگه خبری از شرکت‌های پلید آمریکایی که عامل قحطی بودن، نیست! +چهار: و مهم‌ترینش تخلیه ارتش از اکثریت مناطق غزه‌ست نکته اول: به مورد اول توافق که قطعاً اعتمادی نخواهد بود و اصرار ترامپ بر این ماجرا ، نه از روی دلسوزی برای غزه یا اسرای اسرائیل ؛ بلکه صرفاً برای رسیدن به جایزه صلح نوبل هست! نکته دوم: سلاح حماس چی میشه؟ عملاً خلع سلاح حماس بی‌معنی خواهد شد چون هر شخص و هر خانواده در غزه تبدیل به عضوی از حماس شدن و تفکر و سلاح حماس ریشه در مردم غزه پیدا کرده. و این یک شعار نیست ، حقیقته! نکته سوم: طبق تجربه؛ این آتش‌بس و توافق قطعا نقض خواهد شد و حماس و مردم غزه هم اینو می‌دونن؛ اما... اما اولاً ما در شرایط سخت اونها نیستیم که قضاوتشون کنیم! حتی همین چند امتیاز نیم‌بند هم می‌تونه تنفسی تازه و مهم برای غزه باشه. ثانیاً مگر بالاتر از سیاهی هم رنگی هست؟ اسرائیل توی این ۲ سال چه جنایتی مونده که انجام نداده باشه؟ بمباران؟ ترور؟ قحطی؟ آتش‌سوزی؟ قتل‌عام؟ حمله به مدرسه و بیمارستان و چادر آواره‌ها؟.... عملاً چیزی جز حمله اتمی نمونده که برای منطقه‌ای مثل غزه ممکن نیست! حرف آخر: مقاومت برای فلسطین هزینه بسیار سنگینی داشت، اما امثال شهید سنوار جلوی یک اتفاق به مراتب بدتر رو گرفتن و اون هم تبدیل شدن به کرانه باختری و قتل‌عام تدریجی و ذره ذره حذف شدن بود نقشه کرانه باختری طی ۲۰ سال اخیر رو ببینید! کاملا بی‌سر و صدا و بدون اینکه جهان حساس بشه اول زندانی و بعد به مرور حذف شدن! اما غزه ایستاد و فلسطین رو به مسئله اول مردم و دولت‌های جهان تبدیل کرد و چهره واقعی اسرائیل رو به دنیا نشون داد.. بله! مقاومت هزینه داشت؛ اما نه به اندازه هزینه وحشتناک تسلیم شدن!

آدم

19,080 次观看 • 1 年前

روایت مرگ یک رؤیا، جنایتی علیه شورِ زندگی: جاوید نام زهرا (رها) بهلولی‌پور، جوانی بود در آستانه شکفتن، دختری ۲۲ ساله با چشم‌هایی پر از آینده و ذهنی پر از رؤیا. دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران بود، ورودی مهر ۱۴۰۲، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، اهل فیروزآباد فارس؛ دختری که می‌خواست زبان بیاموزد تا دنیا را بفهمد، سفر کند، زندگی کند، و در وطنی آزاد نفس بکشد. او نه دنبال قدرت بود و نه وابسته به هیچ جناح و گروهی؛ فقط به زندگی ایمان داشت و به شعاری ساده و انسانی: زن، زندگی، آزادی. جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۰، میدان فاطمی تهران. گلوله‌ای مستقیم از پشت سر، بی‌هشدار و بی‌دفاع. نه درگیری بود، نه خشونت، نه تهدید؛ فقط راه رفتن یک دختر جوان با تمام آرزوهای ناتمامش. رها روی زمین افتاد، همراه با آینده‌ای که هنوز فرصت زیستن نیافته بود. رهگذری با موتور او را به بیمارستان مهر رساند، اما ساعت ۲۰:۴۰، جوانی‌اش تمام شد؛ نه با بیماری، نه با حادثه،با ترس حکومتی که از شور زندگی نسلش وحشت دارد. چهار روز، خانواده‌اش میان امید و کابوس معلق ماندند؛ چهار روز پیکر دختری که قرار بود فرداهایش را زندگی کند، در اختیار نهادهای امنیتی بود. و سرانجام سه‌شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴، در سکوتی تحمیلی و زیر سایه تهدید، رها را به خاک سپردند؛ بی‌آن‌که اجازه دهند مادرش با صدای بلند گریه کند یا پدرش نام دخترش را فریاد بزند. پدر و مادرش زنده‌اند، اما شکسته؛ زیر فشار امنیتی و در سوگی که کلمات تاب گفتنش را ندارند، فعلاً توان سخن گفتن ندارند. رها عدد نیست، خبر نیست، ابزار تبلیغ نیست. او روایت مرگ یک رؤیاست؛ جنایتی علیه شور زندگی. او یکی از نام‌های #انقلاب_ملی_ایران است، نماد نسلی که می‌خواست زندگی کند و با گلوله پاسخ گرفت؛ نسلی که رؤیاهایش از هر سلاحی برای استبداد خطرناک‌تر بود. فیلم و عکس از طرف خانواده رهای عزیز برایم ارسال شده. #IranMassacre #IranRevolution

Golshan

12,386 次观看 • 8 个月前

کارچاق کن های فرقه پهلوی در دادگاه را بشناسیم: دروغگو، فریب کار و جنایت‌پوش به همراه مستند ویدیویی از وحشی گری اوباش پهلوی در ساختمان دادگاه 1- پیشتر نوشته بودم که تیم حقوقی و وکیل #رضا_پهلوی، به طور اتفاقی همان تیم و وکیلی است که از طرف نادر گنجی (دست راست جواد لاریجانی برای فریب جامعه جهانی در نشست های حقوق بشری، و مهره رسمی وزارت اطلاعات، شاغل در انجمن نجات) نامه تهدیدآمیز خطاب به من می نوشت و با تهدید، عذرخواهی من از این مزدور را طلب می کرد. 2- همچنین نوشته بودم که مهدی احمدزاده رضوی با همکاری و همراهی دیگر مهره رژیم، آرزو سلطانی، بارها از یک پزشک و افراد دیگر درخواست ماده کشنده کرده است تا بلکه با قتل نگارنده، پهلوی شیاد را از مسوولیت حقوقی برهاند. گفته های افرادی که مستقیما طرف درخواست این دو جنایتکار بوده اند، در دادگاه ثبت و ضبط شده است و یک پرونده جنایی هم نزد پلیس ونکوور علیهشان گشوده شده است. 3- اما در پس تمام این ماجراها، دست یک گروه از وکلای کارچاق کن دیده می شود. خوانندگان این برگه به یاد دارند که چگونه آرزو سلطانی بر این صحه گذاشت که دفاعیه او را را رامین ژوبین نوشته بود (هم در آن پرونده و هم در یک پرونده دیگر، آرزو سلطانی با محکومیت قطعی و چندین حکم پرداخت هزینه و ، از همه مهمتر، قرار مجرمیت به علت سرپیچی از احکام دادگاه رو به رو شده است) جالب است بدانید که با معرفی رامین ژوبین، از سال 2023 (ماه ها پیش از آغاز حمله فرقه پهلوی به نگارنده اما ظااهرا در تدارک حقوقی برای پیامدهای آن حملات ارتش سایبری پهلوی شیاد)، گروه حقوقی آلن-مک‌میلان و وکیلی به نام نوژان کاموسی به عنوان وکیل آرزو سلطانی و گروه "بیدادگران" منصوب شد، بی آنکه هنوز شکایتی و موضوع شکایتی وجود داشته باشد! 4- اسناد به دست آمده نشان می دهند که تنها در یک قلم، آرزو سلطانی، که در دادگاه دم از نداری و درماندگی می زند، 11000 دلار به وکلایش پرداخت کرد، بی آنکه حتی حضوری در دادگاه ها داشته باشد. 5- تیم حقوقی آلن اما در پرونده شکایت از پهلوی، از آغاز وکالت دیگر مهره جنایتکار #سطلی_سپاهی سید مهدی احمدزاده رضوی قمی را برعهده گرفتند و در دادگاه حاضر بوده اند 6- همین تیم، تاکنون دست‌کم چهار شهادت‌نامه دروغ برای احمدزاده نوشته اند و در دادگاه هم به ثبت رسانده اند. 7- احمدزاده در این شهادت نامه های دروغ، اول به دروغ مدعی شد که تا 9 ماه پس از شکایت من از پهلوی، اصلا خبری از این شکایت نداشته است و بنابراین، اتهام انتقام گیری بابت آن شکاست به او نمی چسبد! تا چندین ماه هم بر این ادعای دروغ پای فشرد. اما آنگاه که با اسناد غیرقابل انکار نشان دادم که احمدزاده دروغ می گوید، یکباره مدعی شد که اشتباه شده است و معنی کلمات مندرج در شهادت نامه خود را نمی دانسته است! 8- در یک شهادت دروغ دیگر، احمدزاده اخیرا، هر گونه همکاری خود در هدایت گروه بیدادگران (که در کنار آرزو سلطانی، رهبری اش را به دست دارد) را نفی کرد. اما این دروغ گویی او مصادف شد با درز کردن اسناد گروه بیدادگران که به وضوع نقش احمدزاده در جعل، دزدی، تهدید به قتل، افترا، . … آن هم با استفاده از ریاست خود و سلطانی بر گروه بیدادگران را به اثبات می رساند. 9-اضافه بر آن، این تبهکاران، نام و نشانی و ایمیل خود را رسما در اسناد دولتی کانادا به ثبت رسانده اند و این اسناد در اختیار من قرار دارند. احمدزاده به رغم شهادت دروغش، شخصا نام و مشخصات خود را به عنوان عضو هیات مدیره بیدادگران در اسناد اداره ثبت بریتیش کلمبیا آورده است! 10- اخیرا احمدزاده در یک شهادت نامه دروغ دیگر، که آن هم در همان بنگاه حقوقی بدسابقه تنظیم شده است، مدعی شده است که دیگران، بدون اطلاع او نامش را در اسناد گروه بیدادگران وارد کرده اند! اما این موجود به غایت دروغگو و احمق، یادش رفته است که خودش درخواست داده بود که برایش ایمیلش را در فرم های دولتی این گروه به روز کنند و متن و سکرین شات پیام او هم موجود است که از تغییر آن ایمیل تشکر هم کرده است (سند مربوز هم نزد نگارنده موجود است) 11- برای اینکه درجه حماقت و رذالت توامان فرقه تروریستی پهلوی را بشناسید، توجهتان می دهم که اکنون به سرنخ هایی دست پیدا کرده ایم که احمدزاده و سلطانی، درسال 2023 در یک شعبه مشخص بانک TD حاضر شده اند و با هم، حساب مشترک بانکی برای گروه بیدادگران باز کرده اند. با پیگیری نگارنده، قرار شده است که اطلاعات این حساب به زودی از سوی TD در اختیار نگارنده و دادگاه قرار بگیرد. 12- نکته اصلی این یادداشت اما اینست که بنا بر محتوای درزکرده از گروه واتس‌اپی بیدادگران، سلطانی و احمدزاده تصمیم می گیرند که برای پیشیرد شیادی خود، اتهام "ضد زن بودن" را متوجه نگارنده کنند. همزمان، تصمیم می گیرند که یک وکیل زن، اما بسیار وحشی و بدرفتار، از طرف احمدزاده در دادگاه ظاهر شود و به هر ترتیب سعی کند در ساختمان دادگاه درگیری فیزیکی با من ایجاد کند. چنین شد که تا مدتی، نوژان کاموسی عقب ایستاد و آزارگری تیم جنایتکار رضا پهلوی در ونکوور، از دریچه وکیلی به نام Mia Stewart در خود دادگاه ادامه یافت. در یک مورد، ستوارت که متوجه بود- در واقع در جریان دادگاه به قاضی اعلام کرده بودم- که باید برای جلسه دیگری دادگاه را زود ترک کنم، پس از پایان جلسه با موبایلی که در وضعیت ضبط تصویر قرار داده بود، به من حمله ور شد. ستوارت با خیال اینکه او تنها کسی ست که دارد فیلم می گیرد، به وضوح مترصد این بود که با خشمگین کردن من، درگیری فیزیکی ایجاد کند و آن بخش را از فیلم جدا و برجسته کند. ستورات با چند بار بردن نام من، سعی در توقف من داشت و نهایتا زمانی که داشتم به آسانسوری وارد می شدم، بدن عظیم خود را در برابر ورودی آسانشور قرار داد تا شاید مشتی یا سیلی ای به صورتش روانه کنم. اما من رویم را به سمت آسانسوری دیگر برگرداندم و این بار ستورات مانند یک گوریل پرنده خودش را جلوی ورودی آن یکی آسانسور هم پرت کرد و یک ریز با کلمات بی ربط قصد تحریک مرا داشت، … القصه، بی درنگ رفتار این وکیل وحشی را به کانون وکلای استان بریتیش کلمیبا گزارش کردم و هم زمان رسما پیگیری کردم که پلیس دادگاه تصاویر دوربین های مداربسته از زمان واقعه را حفظ کند تا دست کانون برای لاپوشانی بسته شود. هر چند کانون برخورد 100% شایسته ای از خود نشان نداد، اما به دنبال ارایه فیلم حادثه، ناچار شد که رفتار ستوارت را محکوم کند، به او هشدار غیر رسمی دهد و اعلام کند که در صورت تکرار، برخورد جدی تری با او خواهد شد. اکنون، احمدزاده به دروغ در دادگاه مدعی شده است که شکایت از این وکیل وحشی بی‌مبنا بوده است و کانون هم نهایتا هیچ برخوردی با او نکرده است! (با این خیال خام که من در برابر این دروغ گویی سکوت می کنم یا سندی از وحشی گری ستوارت ندارم!) از این رو برای مقابله با این فرقه تبهکار و کارچاق کن هایی که به نام وکیل و بنگاه حقوقی، پروار از پول های آلوده #سطلی_سپاهی ها قصد فریب دادن دادگاه را کرده اند، فیلمی که مستقلا از منابع مطلع به دست آورده ام را با شما به اشتراک می گذارم و بخش های مربوط از نامه های کانون وکلا را هم مستندا در اختیارتان خواهم گذاشت #پهلوی_شیاد #IRGCterrorists #جاوید_ایران

Masood Masjoody | مسعود مسجودی

34,618 次观看 • 10 个月前

به شدت معتقدم که محمدرضا عالی‌پیام (هالو) یا هر شهروند دیگری نباید بابت اعتقاد و یا بیان مواضع مورد تعرض قرار گرفته و یا حق آزادی بیانش سلب شود. سرکوب حقوق شهروندی و خفه کردن صدای مخالفان، اثرات بسیار منفی و زیان‌باری را بر جامعه و فردای ایران تحمیل می‌کند. ازجمله: از بین رفتن آزادی بیان: سرکوب حقوق شهروندی و خفه کردن صدای مخالفان، باعث می‌شود که افراد نتوانند آزادانه نظرات، اندیشه‌ها و نگرش‌های خود را بیان کنند. این امر باعث محدود شدن فضای عمومی، تنوع افکار و نقد سازنده می‌شود. ضعف دموکراسی: یکی از اصول اساسی دموکراسی، احترام به حقوق شهروندی و آزادی بیان است. وقتی که صدای مخالفان سرکوب می‌شود، فضای دموکراتیک تضعیف می‌شود و انتخابات، تعادل قوا و حکومت قانون در معرض تهدید قرار می‌گیرند. فروکش کردن ابتکار و نوآوری: زمانی که افراد نتوانند صدای خود را برای بیان ایده‌ها و نوآوری‌های خود بلند کنند، خلاقیت و ابتکار در جامعه ضعیف می‌شود. این امر باعث می‌شود که مشکلات روزمره بدون راه‌حلی نوین باقی بمانند و جامعه به تحول و پیشرفت محروم شود. افزایش ناامنی و تنش‌های اجتماعی: سرکوب حقوق شهروندی و خفه کردن صدای مخالفان، باعث ایجاد ناامنی و تنش در جامعه می‌شود. زیرا وجود افرادی که نارضایتی‌ها و اعتراضات خود را نمی‌تانند بیان کنند، می‌تواند به تجمعات ناامن و انفجارهای اجتماعی منجر شود. ناتوانی در حل مسائل: وقتی که صدای مخالفان خفه می‌شود، امکان بحث و تبادل نظر درباره مسائل جامعه کاهش می‌یابد. این امر باعث می‌شود که مشکلات روزمره به طور موثر حل نشوند و به تدریج بزرگ‌تر و پیچیده‌تر شوند. به طور کلی، سرکوب حقوق شهروندی و خفه کردن صدای مخالفان باعث می‌شود که جامعه در برابر تحولات و تغییرات ناتوان شود، آزادی بیان تضعیف شود و تعاملات اجتماعی نامتعادل شوند. از این رو، لازم است تا در همه جوانب زندگی، از جمله سیاست، رسانه‌ها و جوامع ما، از سرکوب حقوق شهروندی و خفه کردن صدای مخالفان خودداری کنیم و ارزش‌های آزادی و تمامیت را تقویت کنیم من به شخصه مخالف مواضع، گرایش‌ و عملکرد محمدرضا عالی‌پیام (هالو) هستم و معتقدم که ایشان شیوه‌ای منفی و رندانه را برای ابراز عقاید و عمل سیاسی انتخاب کرده که به جنبش ضربه می‌زند. اما خفه کردن ایشان با ابزار و شیوه های غیر اخلاقی و مخصوصا تعرض جنسی (درصورت صحت) هم صد در صد محکوم است، هم چهره‌ای تباه از هواداران شاهزاده رضا پهلوی به عموم نشان می‌دهد، وهم اقدامی صد در صد مغایر با منش و اعتقادات دمکراتیک ایشان است. امیدوارم چنین شیوه ای را در هیچ کجا، از سوی هیچ شخص و جریان سیاسی شاهد نباشیم.

Ahmad Batebi 🛡️ 🇮🇷 🇺🇸

34,958 次观看 • 3 年前

در کثافت این روزها بیشتر محمود درویش می‌خوانم. مخدر من است این مرد. نعشه می‌کند. کلمه‌های او که اگرچه برای سرزمین خودش می‌نوشت، خنجری بود که به استخوان ما هم می‌رسید، حالا که به زور، جرعه‌ای از شوکرانِ دردِ مردم او به حلقمان ریخته‌اند، بیشتر معنا می‌دهد: «بر این سرزمین چیزی هست، شایستۀ زیستن بر این سرزمین، بانوی سرزمین‌ها، آغاز آغازها پایان پایان‌ها» یزد باران می‌بارد. ملس و سکرآور. و من در این هوا نمی‌توانم به درویش و شعرش فکر نکنم. به اینکه نکند عاقبت نتوانم مثل او بر این سرزمین زندگی کنم آنقدر که دوست دارم. که «بی‌جا» شوم. بی‌خانه. بی‌ریشه. این روزها، راه رفتن هم حتی برایم سخت شده. پاهایم انگار به زمین می‌چسبد. کش می‌آید هر قدمم. مسأله فقط باران نیست. چیزی خیلی سفت‌تر از هر چسبی من را به این خاک دوخته و نمی‌گذارد با این کابوس کنار بیایم که فردا روزی، ایرانی نمانده باشد که بشود درباره آینده آن تخیل کرد. والا که ما خیلی گرفتار این زمین‌ایم آقا، خانم. برای همین هم دو دستی چسبیدیم‌اش، این زمین را که بر آن چیزیست شایسته زیستن. چه کاری میتوانم بکنم؟ روزمره‌نویسی. چون برایم مهم است که چهره انسانی ما حفظ شود. ما که قربانی جنگی ناموجه و بی‌ثمر و غیرلازم هستیم. برای «آنها» راحت است که درباره مشتی قربانی بی‌صورت حرف بزنند. مشتی جنازه. که ما را عددی بدانند در خیل هزاران قربانی‌ دیگرشان. ما اما نباید بگذاریم. نباید عدد شویم. نباید یکی باشیم برای سرشماری «موفقیت» عملیات نظامی و سنجه‌ای برای اندازه‌گیری دقت اسلحه‌های آنها. مهم‌ست که از شهر هم بنویسیم. اینکه پاکت‌های کوچکی از زندگی در گوشه‌های این شهرهای ما هنوز هم جاری است. اینکه هنوز هزاران نقطه‌ی نابِ کشف‌نشده در تهران و اصفهان و یزد و تبریز مانده که باید آنها را تجربه کرد. چشید. مزه‌مزه کرد. که احمقانه بودن «تخریب» و «دوباره می‌سازیم» را عریان نمایش دهیم. که بگویم اینها جایگزین‌ناپذیرند. بگوییم اشغال‌ها! ما هنوز نفس می‌کشیم در این شهر. خانه ما اینجاست. شهر ماست که موشک می‌اندازید بر سرش. زنده‌ست و باید از جان‌شان محافظت کرد. که نمیرند. زخم برندارند. در بازار کسی زد زیر آواز. و غمِ سنگین ِ صدای او تمام حرفهای من را در خود داشت. خیلی بهتر و قشنگ‌تر. ویدیوی چهارم.

Hossein Hamdieh | حسین حمدیه

21,027 次观看 • 6 个月前

گفتید چرا کار نمی‌کنی؟ یا زورت میاد بری سرکار؟ و کار کردن که عار نیست و خلاصه چیزهایی از این دست که بعضی از آنها حقیقتا دل‌نشین نبود. نه. اصلا. کار کردن عار نیست. کار می‌کنم. در کارواش کار کرده‌ام. با دوچرخه غذا تحویل داده‌ام. الان گاهی تراکت پخش می‌کنم و قرار است برای تمیزکاری خانه و شرکت هم بروم. اما خسته‌ام. از خودم. از این وضعیت. از هرچه که هست و نیست. خیلی ساده و شفاف بخواهم برایتان بگویم، به این شکل است که هر روز صبح قبل از اینکه از جایم بلند شوم، به خودم می‌گویم خوب باش. پرانرژی باشد. گاهی می‌توانم و تا ساعاتی خوب هستم. اما بعد رفته رفته فرو می‌روم. اکثر اوقات هم نمی‌توانم. از همان شروع روز، در سیاهی و زشتی غوطه‌ور هستم تا شب شود. ساده‌تر برایتان بگویم انسانی را تصور کنید که در یک جنگل راه می‌رود. سعی می‌کند به جایی که در آنجا راه می‌رود توجهی نداشته باشد. به زیبایی درخت‌ها، شاخ و برگ‌ها و یا به شکل ابرها و آسمان و طلوع و غروب خورشید توجه کند و خودش را با زیبایی آنها سرگرم کند. دلش بخواهد زیبایی‌های دنیا را ببیند. روی پوست درخت‌ها دست بکشد. آنها را در آغوش بکشد. صدای پرنده‌ها را گوش کند و ساعت‌ها محو تماشای آنها باشد. تمام این کارها و خیلی کارهای دیگر را انجام دهد برای اینکه نفهمد کجا دارد راه می‌رود. چون می‌داند، جایی که راه می‌رود، زمینی سبز یا خاکی نیست، باتلاق است. رفته رفته کشیده می‌شود به پایین. حالا من گاهی صبح‌ها سعی می‌کنم به روی خودم نیاورم که زیر پایم باتلاق است و گاهی از همان اول روز، قبول می‌کنم که در باتلاق هستم و زودتر از آن روزهایی که خودم را با چیزهای دیگر سرگرم کرده‌ام، فرو می‌روم. برایتان از فودبانک نوشتم که نمایی از وضعیت داشته باشید. از این آش شلم شوربایی که به اسم زندگی، هرکدام از ما، آن را به زور پایین می‌دهیم. سیستم این موضوع هم اصلا به این شکل نیست که غذاهای مانده را به مردم بدهند بلکه همه محصولات سالم و باز نشده هستند و در هر فروشگاهی، جعبه‌ای وجود دارد که آدم‌ها اگر دوست داشته باشند می‌توانند محصول یا محصولاتی را خریداری کنند و آنجا قرار بدهند تا سازمانی که با آن فروشگاه کار می‌کند، بیاید و آنها را جمع‌آوری کند و بین فودبانک‌های مختلف توزیع کند تا به دست مردمی که درآمد کمی دارند، برسد. نوشته بودم «بین نیجریه‌ای‌ها. سودانی‌ها. هندی‌ها. تو تنها ایرانی اینجایی. بهتر. کسی تو را نمی‌شناسد.» اما به نژادپرستی تعبیر شد که باید برایتان بگویم هدف این بود که تنهایی را نشانتان بدهم. تنهایی یک ایرانی را. وگرنه که من در طی سه سال گذشته، دوستانی از نقاط مختلف دنیا داشته‌ام و با آنها همخانه بوده‌ام و بهترینشان محند بود که سوریه‌ای بود و دختری که اهل سودان بود یا ذاکر که اهل افغانستان بود. و هر روز و هر لحظه، لعنت و نفرین برای جمهوری اسلامی و طرفدارانش

Amir Kalhor

60,796 次观看 • 1 年前

این‌که بفهمم اسمش رها (زهرا) بهلولی‌پور بود، درد را شخصی‌تر کرد. دیگر فقط یک تصویر نبود؛ یک زندگی بود که اسم داشت، تاریخ داشت، صدا داشت. دختری متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱. دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران. ساکن خوابگاه. فرزند دوم یک خانواده‌ی چهارنفره از ایل قشقایی. این‌ها آمار نیستند؛ این‌ها مختصاتِ یک انسان‌اند. قلبم می‌لرزد وقتی فکر می‌کنم رها زبانی را می‌خواند که من هر روز با آن زندگی می‌کنم. ایتالیایی. زبانی که قرار بود پل باشد، نه سنگ قبر. قرار بود یاد بدهد، ترجمه کند، شاید روزی در همین کشوری که من زندگی می‌کنم، آینده‌اش را بسازد. نه به‌عنوان رؤیای دور، بلکه مثل یک مسیر طبیعی زندگی. ۱۹ دی ۱۴۰۴ گلوله‌ای به ریه‌اش خورد. و ناگهان، همه‌چیز متوقف شد. نه فقط نفسش؛ بلکه تمام «ممکن‌بودن‌ها». او را در فیروزآباد به خاک سپردند. اما چیزی که دفن شد، فقط یک پیکر نبود. تمام جمله‌هایی بود که می‌توانست به ایتالیایی بگوید. تمام کلاس‌هایی که می‌توانست برگزار کند. تمام زندگی‌هایی که می‌توانست لمس کند. و بعد، آن جمله. آن خط آخر. ساعتی پیش از شلیک: «یک لحظه وصل شده‌م و فقط می‌خوام بنویسم زن، زندگی، آزادی برای همیشه.» این، بیانیه نبود. وصیت‌نامه‌ی یک نسل بود. رها کشته شد، اما آن‌چه جمهوری اسلامی از ما می‌گیرد، فقط جان‌ها نیست. آینده‌هاست. زبان‌هاست. پل‌هایی‌ست که هرگز ساخته نشدند. یادت می‌ماند، رها. نه فقط به‌عنوان یک جاویدنام، بلکه به‌عنوان دختری که می‌توانست جهان را حتی اگر اندک، ترجمه کند. 🇮🇹 Che la terra sia lieve #زهرا_بهلولی‌پور #DigitalBlackoutIran #IranianRevolution2026

Shahin Modarres

387,996 次观看 • 8 个月前