Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

ما هنوز با ملت سر وبلاگ‌ها درگیریم. طرف اول تماس گرفته که اطلاعات خصوصی زن منو منتشر کردید. وبلاگ را دیدم نوشته بود من به حساب این خانم که در کانال تلگرامشون ذکر شده برای خرید محصولات فلان پول واریز کردم و جنس رو تحویل نداده.. حالا هم صاحب...

80,257 görüntüleme • 1 yıl önce •via X (Twitter)

9 Yorum

Alireza Shirazi | علیرضا شیرازی profil fotoğrafı
Alireza Shirazi | علیرضا شیرازی1 yıl önce

نکته اینکه طرف میدونه دقیقا چه کسی وبلاگ را ساخته.. اول هم بهش گفتم شما اگر طرف رو‌ میشناسی و مدعی هستی دروغ میگه خب برو ازش شکایت کن.. اما طرف فکر میکنه به من فشار بیاره که من وبلاگ رو مسدود کنم! از من شکایت کرده!

Ramini profil fotoğrafı
Ramini1 yıl önce

من از یه سایتی شکایت کردم چون کالا رو نمیفرستاد و گفت هر کاری میخوای بکن. اندازه قیمت کالا هزینه ثبت شکایت و پرونده شد.اخرم مامور پلیس فتا گفت این کلاه برداری نبوده و پرونده رو بست فقط طرف بعد سه ماه مجبور شد کالا رو بفرسته

Amirhessam.y profil fotoğrafı
Amirhessam.y1 yıl önce

ادای خوبی در میاره 😁

Daughters of Persia profil fotoğrafı
Daughters of Persia1 yıl önce

22 women in Iran’s Evin Prison are being subjected to sexual abuse during brutal body searches. Their open letter exposes the horrors: humiliation, assault, and dehumanization. They risk torture for speaking out. How much longer will the world ignore their screams? @IranIntl_En

محسن profil fotoğrafı
محسن1 yıl önce

عه آقای شیرازی...یادمه بار اول روز تولدتون سر کامنتای یه وبلاگی بازداشتتون کرده بودن یادش بخیر بلاگفا دات کام. وبلاگم هنوز هستش

Hesam Pourghazian profil fotoğrafı
Hesam Pourghazian1 yıl önce

خیلی برام جالبه که بدونم اخرش چی میشه احتمالا پرونده اولی نبوده که این مدلی شما داشتید

Alireza Shirazi | علیرضا شیرازی profil fotoğrafı
Alireza Shirazi | علیرضا شیرازی1 yıl önce

به بازپرس و ئیس شعبه و مسئول پلیس فتا وابسته است. مثلا اگر تهران بود با احتمال بسیار بالایی پرونده حتی به من هم نمیرسید. چون رئیس شعبه‌ ها می دونند رسانه کاربر محور چیه و پلیس فتا هم در جریان است. شهرستان‌ها داستان کمی فرق میکنه

Arman profil fotoğrafı
Arman1 yıl önce

نمی دونم واقع بلاگفا درآمدی هم دارد یا برای نوستالژی اونو سرپا نگه داشتید،‌ اصلا کسی هنوز بلاگ می نویسید اونجا؟ من بودم یا دیگه به کارش پایان می دادم یا تبدیلش می کردم به چیزی شبیه همین توئیتر یا یک ایده ای مدرن.

NoName profil fotoğrafı
NoName1 yıl önce

حالا یارو چرا اومده بلاگفا تجربه ناموفق گذاشته؟ اینستاگرام، توییتر، تلگرام، این همه جا که کم و بیش روی گوگل هم محتواشون میاد(:

Benzer Videolar

در مورد #کنگره_آزادی_ایران روزهای آینده مفصل‌تر می‌نویسم، هم نقاط قوت و هم ضعف، ولی فعلا در مورد این ماجرای مزاحمت «گروه فشار همایونی» در جریان خروج ما چند نکته‌ای می‌نویسم چون خودم نیم‌ساعتی درگیر این حضرات بودم. ۱) همان‌طور که احتمالا شنیده‌اید، در زمان پایان کنگره، به ما گفته شد که به‌دلیل تهدید «گروه فشار»، برای خروج نگرانی امنیتی وجود دارد و بعد از مدتی، راهی از پارکینگ پشت ساختمان به ما توصیه شد و قرار شد همه با هم خارج شویم. ۲) من کمی عقب‌تر بودم و در زمان خروج دیدم که ۲-۳ نفر از جماعت «انصار الشاه» ظاهرا خودشان را به در پشت رسانده‌اند و مشغول مزاحمت برای خانم فریبا بلوچ و تعدادی از همراهان ایشان بودند (با همین روش رفتن توی صورت طرف با پرخاش و سوال‌ها و اتهام‌های بی‌ربط که بخشی در فیلم زیر هم قابل مشاهده است). تعداد این جماعت کم‌کم داشت زیاد می‌شد و خانم بلوچ هم اصرار داشت با ایشان وارد گفتگو شود. من هم احساس کردم ماندنم در آن دور و بر بهتر است. ۳) همان‌طور که دیگران هم گفته‌اند، برخلاف ادعای توییت زیر، شخصی که پالتوی سبز دارد خانم بلوچ نیست (ایشان چند قدمی جلوتر است) ولی به‌نظرم می‌رسد که هدف این اوباش، این خانم و همراهان ایشان از اقلیت بلوچ بودند. رفتاری به‌غایت شرم‌آور و پرخاشگرانه که تقریبا روشن بود هدفش گرفتن عکس‌العمل (آتو) و ضبط آن بود. تلاش من هم جلوگیری از نزدیک شدن زیاد این جماعت به شرکت‌کنندگان در کنگره بود که گوشه‌ای از آن در انتهای این قطعه فیلم هم قابل مشاهده است. ۴) نمونه این رفتار پرخاشگرانه که در فیلم مشخص است، دنبال کردن افراد، رفتن با دوربین توی صورت آن‌ها، و انواع توهین و «شعار مرگ» بود. یک تجربه شخصی از به‌اصطلاح «گفتگو» با این حضرات که سعی کردم برای آرام کردنشان انجام دهم (نقل به مضمون): س: تو آیا میخوای ایران تجزیه بشه؟ ج: من به ایرانی بودن و یکپارچه موندنش افتخار می‌کنم. س: شماها دارید به خون انقلابیون دی‌ماه خیانت می‌کنید. ج: من و دوستانم برای آسیب‌دیده‌های دی‌ماه [و موارد قبلی] پول جمع می‌کنیم و می‌فرستیم برای کمک پزشکی، چطوری داریم خیانت می‌کنیم؟ س: «مرگ بر سه فاسد، ملا، چپی، مجاهد» [با همراهی گروه]! 🙂 ۵) اگر کنجکاوید بدانید این ماجرا به کجا ختم شد، دوستان بلوچ ما با پلیس تماس گرفتند و تعدادی از این اوباش «شجاع» که این‌طور مشغول تعقیب و مرعوب کردن دوستان بودند، با نزدیک شدن پلیس چنان دمشان را روی کولشان گذاشتند و فرار کردند که دیدنی بود (حاشیه: یکی از این اوباش معروف که قبلا فیلم دستگیریش توسط پلیس لندن پخش شده بود هم در این قسمت مشاهده شد که به سرعت فرار کرد). چند نفری هم البته ماندند و مشغول گفت‌وگو با پلیس شدند. من شخصا به‌دلیل تجربیات در این بیش از دو دهه‌ای که خارج از ایران زندگی کرده‌ام، نگرانی از مقابله با این اوباش نداشتم چون می‌دانم در یک دموکراسی که قانون حاکم است، می‌توان با کمک پلیس و قانون از خجالت اوباش در آمد. ولی قطعا در حکومتی که اهداف غیررسمیش را با «شعبان جعفری» و «حسین الله کرم» به‌پیش ببرد، چنین آرامشی نخواهم داشت. حضراتی که راه افتاده‌اید دنبال این جریان به عنوان «تنها آلترناتیو»، خوب است یک زمانی بالاخره سرتان را از زیر برف دربیاورید! فیلم از اینستاگرام خانم سروستانی است: پ.ن. بعد از متفرق شدن این اوباش، کمی جلوتر باز دو نفر سراغ ما آمدند که رفتار یکی از آن‌ها معقول‌تر بود و یک مصاحبه مفصل از من گرفت، در مورد تجزیه‌طلبی و غیره؛ اگر یک موقع فیلمش درآمد لطفا به من هم اطلاع دهید 🙂

Bashir Sadjad بشیر سجاد

23,895 görüntüleme • 6 ay önce

این ویدیو از ضرب و شتم یک زن مسافر توسط راننده اسنپ به خاطر «رعایت نکردن حجاب» به دست بی‌بی‌سی رسیده است. گفته می‌شود که این رویداد شب گذشته ۵ شهریور حوالی ساعت ۹ در محله نارمک تهران رخ داده است. در ویدیو دیده می‌شود که راننده اسنپ تلاش دارد زن مسافر را که روسری بر سر ندارد، از ماشینش پیاده کند، ابتدا با قفل فرمان به سراغ زن می‌رود و بعدتر او را زیر مشت و لگد می‌گیرد. راننده پس از این که مسافرش را با خشونت از ماشین پیاده می‌کند، محل را ترک می‌کند. زن مسافر در حالی که نشسته می‌گوید که «به خاطر حجاب من را با قفل فرمان از ماشین انداخته بیرون.» در بخشی از تصاویر هم دیده می‌شود که پیش از درگیری، راننده بیرون از ماشین در حال تماس تلفنی است. فرستنده ویدیو می‌گوید که راننده برای برخورد با مسافرش که «حجاب را رعایت نکرده بود» به پلیس زنگ زده است. به دنبال سخت‌گیری‌های اخیر و تازه حکومت برای رعایت شدن حجاب اجباری، در جریان هفته‌های اخیر درگیری‌های مردم بر سرحجاب بارها خبرساز شده است.

BBC NEWS فارسی

76,361 görüntüleme • 3 yıl önce

در روزهای اخیر، ویدیویی از یک زن ترکیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌های ترکیه منتشر شده است که می‌گوید از سوی همسر افغانش در کابل مورد خشونت قرار گرفته و برای نجات کمک می‌خواهد. این زن خود را جانسو بادور معرفی می‌کند و در تصویر، کبودی‌هایی که نشان‌دهنده آثار خشونت است، در زیر چشمانش دیده می‌شود. او می‌گوید که با یک مرد افغان ازدواج کرده و همواره مورد خشونت قرار گرفته و در حبس خانگی به سر می‌برد. خانم بادور افزود که همسرش پاسپورت و مدارک هویتی‌اش را پاره کرده تا او نتواند از افغانستان خارج شود. خانم بادور در ادامه افزود که به سفارت ترکیه در کابل نیز شکایت کرده است، اما این سفارت به‌رغم تلاش‌هایش نتوانسته برای خروج او از افغانستان کمک کند. او همچنین افزود که همسرش از هیچ کاری برای جلوگیری از خروج او از افغانستان دریغ نمی‌کند و تهدید کرده است که اگر از این کشور خارج شود، «کشته خواهد شد.» خانم بادور در این ویدیو از دولت ترکیه و خانواده‌اش می‌خواهد که برای خروج فوری او از افغانستان اقدام کنند. براساس یک یادداشت منتشرشده در اکس، محمود تانال، نماینده حزب جمهوری‌خواه خلق ترکیه، با وزارت خارجه و سفارت این کشور در کابل درباره این موضوع تماس گرفته است. این یادداشت که توسط یک خبرنگار منتشر شده و آقای تانال نیز آن را بازنشر کرده، می‌افزاید: خانواده در انتظار یک بیانیه رسمی و اقدام عملی از سوی وزارت هستند. هم‌زمان، شبکه تلویزیونی نو خبر در ترکیه ویدیویی گزارشی در این باره منتشر کرد که در آن علی‌جان بادور، برادر این زن، می‌گوید که از وزارت داخله طالبان و سفارت ترکیه در کابل با این خانواده تماس گرفته شده است. آقای بادور افزود که با این حال، پیشرفتی در این زمینه حاصل نشده و خواهرش همچنان در کابل نگه داشته می‌شود و جانش در خطر است. او خواستار رسیدگی هرچه فوری به این موضوع شد. افغانستان اینترنشنال با سفارت ترکیه در کابل نیز درباره وضعیت جانسو بادور تماس گرفته است، اما تاکنون پاسخی دریافت نکرده است.

افغانستان اینترنشنال

53,510 görüntüleme • 5 ay önce

تصاویری از لحظه تحویل گرفتن پیکر جاویدنام نوشین برادران کرمانی توسط خانواده‌اش در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که آخرین درددل‌های مادرش با او را نشان می‌دهد؛ جایی که او از دختر ۳۶ ساله‌اش قول می‌گیرد که به خواب اقوامی که دلشان برای او تنگ شده برود و به آن‌ها سر بزند. نوشین برادران کرمانی، اهل تربت حیدریه و ساکن تهران بود. او در ۱۸ دی‌ماه در حوالی تقاطع خیابان خوش و خیابان بوستان سعدی، به ضرب گلوله نیروهای سرکوب به قتل رسید. پیش از این، تصویر دردناک صورت خونین پیکر او، که از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود. نیروهای حکومتی، برای تحویل پیکر این جاویدنام، شرط«خاکسپاری خصوصی» تعیین کردند و صداوسیما نیز در برنامه بیست و سی با همسر او، مصاحبه کرد و او را مجبور به تکرار دروغ‌های حکومتی کردند. مادر جاویدنام نوشین برادران، در تربت حیدریه قصد داشت مراسم چهلم را در مسجد برگزار کند اما نیروهای حکومتی در مسجد را بسته و اجازه برگزاری مراسم را ندادند. او مراسم چهلم را بر مزار دخترش برگزار کرد.

independentpersian

30,701 görüntüleme • 7 ay önce

این چه سمی بود که الان دیدم :))) آخه بچه مزلف Q تو دقیقا باد کدام روده‌ای هستی که بخواهی برای کسی هزینه درست کنی؟ تو اختیار بالا کشیدن تنبان خودت را هم نداری! تو همانی هستی که به گفته خودت برای گرفتن یک جاکلیدی، وسط پاساژ عرعر کرده‌ای:)) طرف با ثبت شرکت‌های صوری در ساختار ج.ا رانت‌خواری و لاشخوری می‌کرد الان هم صادر شده تا سه‌گانه سوز شود، هم ملت را به اسم کمک به آسیب‌دیدگان و خانواده‌های دادخواه تیغ می‌زند و هم جایگاه سگ و کفتار پاچه گیر را با دیگر اوباش برای آن زنک روانپریش بازی می‌کند، هنوز یادمان نرفته وقتی آن زنک بی‌مایه تا خرخره خورده و سگ مست شده بود، به روشنی جلوی دوربین گفت که افسار این سگان را در دست دارد و برای پاچه‌گیری و لات بازی و عربده‌کشی‌های مجازی از آنها استفاده می‌کند. بزرگواران، سر سوزنی نباید این Q و اوباشی بمانند این را جدی گرفت، فقط باید زد توی سرشان و تحقیرشان کرد، همین و بس😂

Vahid Bahman وحید بهمن

118,353 görüntüleme • 2 yıl önce

🎥 پرستو احمدی، خواننده و موزیسین که پیشتر بازخوانی قطعه «از خون جوانان وطن» او مورد توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته بود. در پخش زنده کانال یوتیوب خود یک کنسرت مجازی ترتیب داده است. او این برنامه لایو‌ را که با همراهی گروه کوچکی از نوازندگان برگزار شده«کنسرت فرضی» نامیده است. روی کاور این اجرای زنده در کانال یوتیوب نوشته: «من «پرستو» دختری که می‌خواهم برای مردمی که دوستشان دارم بخوانم. این حقی است که نمی‌توانستم از آن چشم بپوشم؛ خواندن برای خاکی که عاشقانه دوستش دارم. اینجا در این نقطه از ایران عزیزمان، در این تکه‌ای که تاریخ و اسطوره‌های ما به هم پیوند می‌خورند، صدای من را در این کنسرت فرضی بشنوید و خیال کنید این وطن زیبا را …» نام این اجرای زنده کنسرت کاروانسرا است و در حال پخش از کانال یوتیوب پرستو احمدی است. او در ابتدای اجرا اعلام کرد که در این برنامه زنده، چند آهنگ را بازخوانی و چند آهنگ جدید با تنظیم گروه خودشان را اجرا می‌کند. #پرستو_احمدی #کنسرت_مجازی

ایران وایر

21,091 görüntüleme • 1 yıl önce

هشدار یک دختر رپر ایرانی پس از تماس نهادهای امنیتی: «صفحه‌ام را پاک نمی‌کنم؛ اگر اتفاقی افتاد، مراقبم باشید» پست‌های صفحه این دختر رپر ایرانی که با نام EVI آثارش را در اینستاگرام منتشر می‌کند، دقایقی پیش پاک و صفحه‌اش از دسترس خارج شده است. این دختر رپر ایرانی با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود از تماس نهادهای امنیتی با او خبر داد و گفته بود که به وی ۲۴ ساعت فرصت داده شده تا صفحه‌اش را حذف کرده و تمام فعالیت‌هایش را متوقف کند. او در این ویدیو اعلام کرد: «امروز صبح با من از امنیت تماس گرفتند و ۲۴ ساعت وقت دادند که پیجم را پاک کنم و هر فعالیتی که داشتم کنسل کنم تا مشکلی برام پیش نیاد. اما شما من رو می‌شناسید، من هرگز این کار را انجام نمی‌دم.» این هنرمند با تأکید بر پایبندی‌اش به آزادی بیان افزود: «تا آخر عمرم پشت مردمم هستم و هر چیزی که متضاد با آزاد زیستن من باشد، حتی اگر به نام شرع مطرح شود، قبول نمی‌کنم.» او در پایان این پیام، خطاب به مخاطبانش هشدار داد: «این ویدیو رو منتشر می‌کنم که اگر بعد از این ۲۴ ساعت هر اتفاقی برای من افتاد یا صفحه‌ام از دسترس خارج شد، بدانید چه بر سرم آمده و مراقبم باشید.» #صدای_زن #دختر_رپر TavaanaTech تواناتک

توانا Tavaana

24,947 görüntüleme • 9 ay önce

یکی از عجیب‌ترین «دستاوردهای» خانم دکتر قلابی شیرین سعیدی این بود که با فحاشی‌ها، تهدیدهای مستقیم علیه من و AAIRIA ، و حتی حرف زدن از «رقصیدن بر سر مزار برادر اعدام‌شده‌ام»، کاری را کرد که تا همین چند روز پیش غیرممکن به نظر می‌رسید: بخش‌های مختلف اپوزیسیون را علیه خودش متحد کرد. امروز از راست تا چپ اپوزیسیون، از جمهوری‌خواه تا سلطنت‌طلب، علیه رفتار و تهدیدهای او موضع گرفته‌اند. حتی افرادی که سال‌هاست با من اختلاف سیاسی دارند، بعضی از آنها من را بلاک کرده‌اند یا من آنها را، حالا کمپین‌هایی علیه سعیدی راه انداخته‌اند، درباره تهدیدهایش اطلاع‌رسانی می‌کنند و حتی تلاش می‌کنند راه‌های جمع‌آوری پول و حمایت مالی از او را مورد بررسی و اعتراض قرار دهند. این شاید تنها «معجزه» این خانم باشد: یادآوری این نکته که با همه اختلاف‌های عمیق سیاسی‌مان، وقتی جان و امنیت یکی از فعالان مورد تهدید قرار می‌گیرد، هنوز می‌توانیم کنار هم بایستیم. اختلاف سیاسی سر جای خودش؛ اما تهدید، ارعاب و خشونت خط قرمز ما است. و شاید همین هم مهم‌ترین پیام برای لابی‌ها و مدافعان جمهوری اسلامی باشد: ما می‌توانیم با هم اختلاف داشته باشیم، اما وقتی یکی از ما تهدید شود، بقیه ساکت نمی‌مانند. از همه دوستان و عزیزانی که در این چند روز، چه با پیام‌های خصوصی و چه با حمایت‌های عمومی و محبت‌آمیزشان، در کنار من بودند و با من ابراز همدردی کردند، از صمیم قلب سپاسگزارم. محبت، همراهی و حمایت شما برای من بسیار ارزشمند است و بار دیگر نشان داد که با وجود همه اختلاف‌نظرها، هنوز می‌توانیم در برابر تهدید و ارعاب کنار یکدیگر بایستیم. از همگی شما ممنونم. به امید آزادی ایران و پیروزی مردم ایران. #FireSaeidi #StopIRILobby

Lawdan Bazargan

40,754 görüntüleme • 1 ay önce

متن زیر نویس کلیپ : «شما فقط دو ماه قبل از زنی که همسر شما نبود صاحب فرزند شده بودید. برای من تکان‌دهنده است که اینجا بایستید و بگویید کاملاً تبرئه شده‌اید. چطور می‌توانید به این راحتی به همسر دومتان خیانت کنید، به مادر کودکی خیانت کنید که فقط دو ماه قبل به دنیا آمده بود، و بعد به ما بگویید کاملاً تبرئه شده‌اید؟ این چه جور تبرئه کاملی است؟» «سناتور، نام آن کودک گوِندولین هوپ هجست است. او هدیه‌ای از جانب خداست و الان هفت‌ساله است.» «و کمتر از دو ماه بعد از تولد آن دختر، به مادرش خیانت کردید، درست است؟» «آن‌ها اتهام‌های دروغینی بودند. این موضوع به‌طور کامل بررسی شد و من کاملاً تبرئه شدم. و بابت ازدواجی که اکنون با این زن فوق‌العاده دارم، بسیار سپاسگزارم.» «شما اعتراف کرده‌اید که در اکتبر ۲۰۱۷ در آن هتل رابطه جنسی داشته‌اید. شما گفتید این رابطه با رضایت دوطرفه بوده، درست است؟» «بله.» «شما پذیرفته‌اید که آن رابطه با رضایت دو طرف بوده، در حالی که هنوز متأهل بودید و تازه از زن دیگری صاحب فرزند شده بودید. باز هم می‌پرسم: چه توجیهی برای این قضاوت و رفتارتان دارید؟» «اتهام‌های کاملاً نادرستی علیه من مطرح شد. این موضوع به‌طور کامل بررسی شد و من کاملاً بی‌گناه شناخته شدم.» «شما اعتراف کرده‌اید که در حالی رابطه جنسی داشتید که هنوز متأهل بودید، آن هم بعد از اینکه تازه از همسر دوم خود صاحب فرزند شده بودید. شما همچنین پذیرفته‌اید که حادثه مونتری منجر به یک شکایت کیفری، یک تحقیق کیفری، یک توافق خصوصی و پرداخت نقدی به زنی شد که شکایت را مطرح کرده بود. و یک توافق‌نامه عدم افشا هم وجود داشت، درست است؟» «این یک توافق محرمانه برای حل‌وفصل یک دعوای آزاردهنده بود.» «در یک مصاحبه گفتید که این موضوع را حل‌وفصل کردید چون نگران بودید اگر علنی شود، به حرفه‌تان آسیب بزند. آیا هنوز هم معتقدید از شما اخاذی شده بود؟» «سناتور، من معتقدم این ادعاها نادرست بودند و علیه من مطرح شدند. وکیلم هم همین عبارت را به کار برد: من این فرصت را داشتم که بی‌گناهی‌ام را در برابر این ادعاهای نادرست ثابت کنم.» «اما هیچ‌یک از این مسائل را به رئیس‌جمهور ترامپ یا تیم انتقالی او، زمانی که شما را برای وزارت دفاع در نظر داشتند، نگفتید. شما آن اقدام را فاش نکردید. شکایت کیفری را فاش نکردید. تحقیقات کیفری را فاش نکردید. توافق‌نامه را فاش نکردید. پرداخت نقدی را فاش نکردید. سناتور، چرا این رویداد بسیار مهم را به فرمانده کل آینده و تیم انتقالی او اطلاع ندادید؟» «سناتور، من از همه بخش‌های این فرایند با تیم انتقالی قدردانی کرده‌ام. آن‌ها با من صادق و شفاف بوده‌اند. ما گفت‌وگوهای بسیار خوبی با هم داشته‌ایم و من از فرصتی که رئیس‌جمهور منتخب ترامپ به من داده سپاسگزارم.» «اما شما تصمیم گرفتید این موضوع را فاش نکنید، درست است؟ چون می‌دانستید به شانس‌تان لطمه می‌زند. پس تصمیم گرفتید این موضوع واقعاً مهم را به رئیس تیم انتقال نگویید، چون بیشتر نگران موقعیت خودتان بودید تا اینکه با رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده صادق باشید. آیا چیز مهم دیگری هم هست که تصمیم گرفتید به رئیس‌جمهور منتخب و تیمش، وقتی داشتند درباره وزیر دفاع شدن شما تصمیم می‌گرفتند، نگویید؟» «سناتور، من اینجا کاملاً شفاف در برابر شما ایستاده‌ام، همان‌طور که هر کسی که این روند را دنبال کرده می‌داند.» «با وجود چندین توافق‌نامه محرمانگی و عدم افشا، دست بسیاری از افرادی که مایل‌اند با ما صحبت کنند بسته شده است. یکی از همکاران شما گفته که در یک مراسم در یک بار مست کردید و فریاد زدید: “همه مسلمان‌ها را بکشید.” یکی دیگر از همکارانتان ــ و او ناشناس هم نبود ــ گفته که شما همکارانتان را به یک کلوب استریپ بردید. شما مست بودید. تلاش کردید با رقاصه‌های برهنه برقصید. مجبور شدند شما را از صحنه دور کنند. و یکی از کارمندان شما در نتیجه همان رویداد شکایت آزار جنسی ثبت کرد. حالا می‌دانم که شما این موارد را انکار کرده‌اید، اما اگر درست باشند، آیا این دقیقاً همان نوع رفتاری نیست که فرد را برای وزیر دفاع شدن فاقد صلاحیت می‌کند؟» «سناتور، این‌ها اتهام‌های دروغین و ناشناس‌اند.» «آن‌ها ناشناس نیستند. و فقط در پایان این را به رئیس کمیته می‌گویم: شما ادعا کردید همه این‌ها ناشناس‌اند. ما اسنادی دیده‌ایم که نام‌ها به همه این موارد پیوست شده‌اند، از جمله نام مادر خود شما. پس لطفاً این را به یک ماجرای رسانه‌ایِ ناشناس تقلیل ندهید. ما نام‌های متعدد همکارانتان را دیده‌ایم که در سراسر دوران حرفه‌ای شما به‌طور مداوم درباره رفتارهای سوءاستفاده‌گرانه شما صحبت کرده‌اند.» «فکر می‌کنم وقت ایشان تمام شده است.» «خیلی بیشتر از وقتش گذشته.» «من کنار می‌روم.»

خبرگزاری شیر و خورشید

28,906 görüntüleme • 6 ay önce

مجری: شعام اینجا هم میاد، بله، تأیید می‌کنه. کی بخره؟ یاشار سلطانی: شعام قبلاً بودها. چند ماهه اینجا هم اصلاً نیست؟ یعنی الان شماها در یک دوره‌ای که میلیاردها دلار نفت فروختید و رفت، بخشی از پولش برنگشت. اصلاً تراستی‌ها… تراستی کسیه که پول جابه‌جا می‌کنه. کی پای تراستی‌ها رو برای فروش نفت باز کرد؟ تراستی چه ربطی به فروش نفت داره؟ خالی‌فروشی از کجا اومد؟ مجری: ببین یاشار، خالی‌فروشی میگه… اصلاً خالی‌فروشی یعنی چی؟ اصلاً تراستی، تریدر، این‌ها رو میشه بیشتر توضیح بدی؟ یاشار سلطانی: ببین، کسی که نفت می‌فروشه اسمش تریدره. کسی که نقل‌وانتقال مالی این‌ها رو انجام میده اسمش تراستیه. شرکت نیکو که مسئول فروش نفت در وزارت نفته و باید اون نفت رو بفروشه، نفت رو میده به تریدر. تریدر هم در این زنجیره میده به پالایشگاه یا به مخازنی که در چین یا جاهای مختلف داره. این پول‌ها هم باید جابه‌جا بشه دیگه. این پول رو تراستی جابه‌جا می‌کنه. چند دست می‌چرخه و سودهای وحشتناکی هم می‌برن، به خاطر همون بحث تحریم. ببین، یه جایی ما اومدیم مجوز دادیم که تراستی هم نفت بفروشه.‼️ وقتی نفت به مقصد می‌رسه، مثلاً میره به مخازن چین، اونجا تراستی میگه: «من پول رو دریافت کردم.» بین ۴۵ تا ۹۰ روز طول می‌کشه. این هم یکی از باگ‌هایی‌ه که ما تو بحث فروش نفت داریم. ۴۵ تا گاهاً ۹۰ روز طول می‌کشه تا پول نفتی که رفته، به کشور برگرده، اگر برگرده و اگر به‌صورت کامل برگرده. وسط کار، تراستی به دروغ اعلام می‌کنه: «من پول رو دریافت کردم.» این دونه‌دونه اعلام میشه و نهایتاً به بانک مرکزی می‌رسه که مثلاً من ۱۰۰ میلیون دلار یا یک میلیارد دلار دریافت کردم. ولی پول تحویل بانک داده نمی‌شه. به این میگن خالی‌فروشی. اون پول رو دوباره باهاش کار می‌کنن. مجری: ببین، یعنی چی؟ این یعنی خالی‌فروشی؟ پول رو نگرفته، ولی بر اساس حرفی که یه تراستی زده…‼️ یاشار سلطانی: کی گفته که گرفته؟ خیلی اتفاقات داره می‌افته این وسط. بذار من یه مثال مشخص بزنم که برای مردم هم ملموس باشه. یک کشتی از این شبکه چقدر نفت می‌بره؟ هر کشتی حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت حمل می‌کنه. اگر قیمت هر بشکه نفت رو ۹۰ دلار در نظر بگیریم، میشه ۹۰ میلیون دلار. حالا کارمزدها رو در نظر بگیریم و ببینیم این شبکه چقدر کارمزد می‌گیره.‼️ تراستی در نقل‌وانتقالاتش بین ۲ تا ۳ در هزار پول می‌گیره. بانک بین ۵ تا ۷ در هزار می‌گیره. یک‌سری هزینه‌های دیگه هم داریم، مثل هزینه تبدیل نرخ ارز. مثلاً درهم به یوان، یوان به دلار یا چیزهایی به این شکل. یه هزینه هم داریم در قالب هزینه‌های رسوب پول، چون تمام افرادی که نفت می‌فروشن، چند صد میلیون دلار همیشه رسوب دارن و پول تو حسابشون هست. از طرف دیگه، جابه‌جایی‌های مکرر و بی‌دلیل تو شبکه بانکی داریم که این خودش یه فساده. مثلاً پول یک تراستی تو یه بانکه، بانک مرکزی میگه این پول رو منتقل کن به یک حساب دیگه تا این حساب‌ها کار کنن. برای اون نقل‌وانتقال‌ها هم یه پولی گرفته میشه. ما چیزی حدود ۳ درصد هزینه برای هر کشتی داریم که داریم پرداخت می‌کنیم. مسئولان هم درباره این قضیه مصاحبه کردن، یعنی چیز عجیب‌وغریب و پنهانی‌ای هم نیست.‼️ ما حدود ۴ میلیون دلار فقط توی این کارمزدها و این هزینه‌ها داریم از دست میدیم، برای هر یک کشتی.‼️‼️ و می‌دونی اگر ما به سوئیفت وصل بودیم و ارتباط مالی‌مون با دنیا برقرار بود، این هزینه چقدر بود؟ حدود ۵۰۰ دلار. ۵۰۰ دلار، به‌جای ۴ میلیون دلار. و شما محاسبه کن که ما در روز چند کشتی نفت می‌فروشیم؟

آرش یوسفی -ARASH

50,060 görüntüleme • 15 gün önce

هم‌میهنان عزیزم، ملت بزرگ ایران، به همه شما که در این ۱۰۰ روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید؛ با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم. می‌دانم خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بسیاری از شما را دلسرد کرده است. اما امروز، نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است. آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جان‌فشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) نیز فریاد زد. ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده، و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به‌تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه، به جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب، فلج شده و فرو پاشیده است. زیرساخت‌های نظامی‌، که نه برای دفاع از ایران، بلکه برای صدور تروریسم و بی‌ثباتی ساخته شده بودند، نابود شده‌اند. منابع مالی رژیم برای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، به‌شدت کاهش یافته است. جمهوری اسلامی امروز در منطقه و جهان از همیشه منزوی‌تر و منفورتر است. آنچه برای این رژیم باقی مانده، تکیه بر مزدوران بیگانه و اقلیتی خون‌ریز و خون‌شوی است که منافع‌شان در بقای این رژیم است؛ رژیمی که در میدان واقعیت شکستی سخت خورده، اما با قطع اینترنت به ۹۰ میلیون ایرانی، و از طریق ماشین دروغ‌پردازی‌اش، هنوز ژست پیروزی می‌گیرد و رجز می‌خواند. آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند، و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند. ما اما از آغاز می‌دانستیم که جمهوری اسلامی تنها با حذف فرماندهی و تضعیف دستگاه سرکوب از طریق حملات هوایی، سقوط نمی‌کند. از همین رو بود که در تمام پیام‌هایم به شما تاکید کردم که این ما ملت ایران هستیم که باید ضربه نهایی را به رژیم ضعیف‌شده وارد و آن را سرنگون کنیم. می‌خواهم بدانید که من وضعیت شما در ایران را بسیار دقیق زیر نظر دارم. می‌دانم که جمهوری اسلامی بسیار تضعیف شده اما هنوز توانایی سرکوب آن به طور کامل از بین نرفته است. همه هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینه جانی باشد. جان تک‌تک شما برای من ارزشمند است. پس، از شما می‌خواهم که شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید، و با باور به پیروزی و آمادگی کامل، در انتظار لحظه تعیین‌کننده بمانید. در این فاصله، من و همه هم‌میهنان‌مان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد. ایمان داشته باشید که هیچ نیرویی در جهان توان ایستادن در برابر قدرت یک ملت متحد را ندارد. جمهوری اسلامی این بار، راه گریز، و بختی برای بقا ندارد؛ و به دستان پرقدرت شما ملت بزرگ ایران سرنگون خواهد شد. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

2,018,571 görüntüleme • 5 ay önce

بنیاد ریچارد نیکسون، رئیس جمهوری فقید ایالات متحده ویدیویی از او منتشر کرد که در آن نیکسون به شرح دلایل حضورش در مراسم خاکسپاری محمدرضا شاه پهلوی می‌پردازد. رئیس جمهوری فقید آمریکا در این‌باره گفت: «نخست این که من او را از هر رهبر دیگری که طی ۳۷ سال گذشته زندگی سیاسیم دیده بودم بهتر می‌شناختم. اولین بار او را در ۱۹۵۳ ملاقات کردم. من در آن زمان معاون رئیس جمهوری جوانی بودم و او نیز شاه جوانی در عنفوان ۳۰ سالگی بود. من او را بیش از ۱۰ – ۱۲ بار بعد از آن ملاقات کردم و به نظر من او مرد بسیار حساس و بسیار باهوش بود. او جهان را به خوبی هر رهبر دیگری که دیده بودم درک می‌کرد. او می‌توانست درباره هند، پاکستان یا چین و یا آمریکای لاتین صحبت کند. صادقانه بگویم، او می‌توانست با همان ادراک و پیچیدگی یک رهبر آمریکایی، درباره آن‌ها حرف بزند. و من برای او احترام زیادی قائل بودم.» نیکسون افزود: «فکر می‌کنم دلیل اصلی که به آن‌جا رفتم، این بود که نگران بودم دولتمان، به دلیل گروگان‌گیری [در سفارت آمریکا در تهران] قرار نباشد که نماینده عالی‌رتبه‌ای به این مراسم بفرستد.» ریچارد نیکسون در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر این که «آیا نگران نبودید که رفتن شما باعث شرمساری جیمی کارتر، رئیس جمهوری آمریکا شود؟» گفت: «نه به هیچ‌وجه، درواقع به ذهنم رسید که شاید جیمی کارتر در درون دوست داشت که می‌توانست در این مراسم حضور داشته باشد، اما نمی‌توانست. او به دلیل مسئله گروگان‌گیری فکر می‌کرد که نباید برود.» او با اشاره به سابقه دوستیش با شاه گفت: «من رفتم، چون شاه دوست من بود. او دوست آمریکا بود و من فکر کردم که شخصی عالی‌رتبه از سوی ایالات متحده باید در آنجا حضور یابد.» نیکسون افزود: «به نظر من مهم‌ترین پیامی که ما باید به مردم کشورهایی که بین با ما بودن و با دیگران بودن در تردید‌ند برسانیم این است که ما فقط رفیق روزهای خوشیشان نیستیم. ما همان‌‌‌طور که در زمان قدرت همراه دوستان و متحدانمان‌ایم، در زمان ضعف هم همراهشانیم. شاید در کوتاه مدت دیپلماسی خوبی به نظر نیاید، اما به نظر من در طولانی مدت اگر می‌خواهیم حمایت، احترام و اعتماد به نفس لازم برای آمریکا را به وجود بیاوریم، برای ما امری کاملا ضروری است.»

independentpersian

39,823 görüntüleme • 2 yıl önce