Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

«ویدئو را حذف کردم؛ اما واقعیت هنوز سر جایش است.» این را لیئور شلاین، طنزپرداز و مجری اسرائیلیِ منتقد نتانیاهو، پس از حذف گفت‌وگویش با یک دانش‌آموز نوشت. ویدیو را با عنوان «گفت‌وگویی نگران‌کننده که باید ببینید» منتشر کرده بود؛ بعد، به‌درخواست والدین، معلمان و رئیس شورای محلی، "خودش...

27,262 views • 10 days ago •via X (Twitter)

21 Comments

David's profile picture
David9 days ago

پرسشی میپرسم چه کسی از اندیشمندان بزرگ ایران و معماران نظام این چنین انسانیت زدایی و خشونت وحشیانه رو گفته که شما نتیجه گرفتید که نظام ایران و صهیونیسم دو روی یک سکه ان؟ این در تجاوز همین ها علیه ایران ثابت شد افراطی واقعی چه کسیه جنایت در حق ایران شد، جز مراکز نظامی زده نشد

میشل's profile picture
میشل9 days ago

مقایسه ج.ا با اسرائیل درست نیست، چه برسه به این‌که دو روی یک سکه باشن. این معادل‌سازیها نه تنها به رفع مظالم جامعه کمک نمی‌کنن که برعکس یک بنیاد نظری اشتباه رو معرفی می‌کنن که به احتمال زیاد ما رو از هدف دور می‌کنه.

🇮🇷AZAD🇮🇷's profile picture
🇮🇷AZAD🇮🇷9 days ago

فقط میتونم بگم دست و پای اونی که گفت چپ هرگز نفهمید رو باید بوسید، چطور از داده مشترک چرت و پرت میفهمی، جوابهای شلاین رو نمی‌شنوی؟! جامعه اسراییل اینه نه خشمی که خشونتی که امثال تو تایید کردید(هفتم اکتبر) باعثش شده.

🎒دینگو مارو's profile picture
🎒دینگو مارو9 days ago

پناه جان یک مثال میزنی که ج‌ا کجا و به چه شکل همچین تفکری رو پرورش داده یا داشته؟

🌲 jahan 🌲's profile picture
🌲 jahan 🌲9 days ago

این چیزها را که می بینم یاد عبدالرحمن خان شاه مزدور و دست نشانده بریتانیا در افغانستان و نسل کشی میلیونی انسان هزاره می افتم که در دهه آخر قرن 19م بیش از 60 درصد این مردم نسل کشی شدند و بیش از نیمی از سرزمینشان غصب شد و نسل کشی آنها در افغانستان بدل به یک رویه سیستماتیک شد!

Modaragar's profile picture
Modaragar10 days ago

افراطگرایی را جمهوری اسلامی در منطقه ایجاد کرد و پرورش داد ! جمهوری اسلامی هر دو روی سکه افراطگرایی است ! چه کسی گروه های شبه نظامی مذهبی را تغذیه می‌کند ؟ چه کسی آرمان حذف یک کشور را در منطقه انتشار می‌دهد ؟ چه کسی با طرح دو کشور اسرائیل و فلسطین مخالف است ؟ بله ، جمهوری اسلامی!

Daniel A's profile picture
Daniel A10 days ago

این ماجرا نفرت نهادینه شده در اسراییل خیلی جدی و زیاده. یک تیک تاکر امریکایی فلسطینی فکر کنم به اسم حمزه می ره با تین اجرها و جوونا صحبت می کنه و می گه فلسطینیه. اصلا از جواب ها بعضی هاشون شوکه می شه که آخه چقدر نفرت/

Amir's profile picture
Amir9 days ago

جدی می‌فرماید جناب پروفسور!!!؟؟ در کدام کشور مسلمان از جمله جمهوری اسهالی مورد علاقه تو ، یک نفر مسلمان میتواند در کلاس درس با دانش آموزان یا دانشجویان چنین بحث ازاد و راحتی داشته باشد و از عواقبش نترسد ؟ اگر صهیونیسم تا این حد آزادی به جامعه از می‌دهد، انتخاب من صهیونیسم است.

علی گدا's profile picture
علی گدا9 days ago

الان پهلوی بیاد بگه طرف فلسطینم شما حرومزاده های صادراتی روزی دوبار میرید تلاویو برا نتانیاهو ساک میزنید #ننگ_بر_جمهوری_اسلامی_و_مزدورانش

Mike👑🇮🇷's profile picture
Mike👑🇮🇷9 days ago

یابو‌پدر تو‌ ایران آدم اینشکلی نداریم !؟

V-Vergil's profile picture
V-Vergil9 days ago

اون جوان یهودی حرف بی حسابی هم نزده چون در قرآن مسلمانان در سوره اسرا ،مائده و یونس آمده که این سرزمین مقدس مال یهودی هاست اونم تا قیامت هرگز هم گفته نشده مسلمانان برن تو سرزمین مقدس یهودی ها زندگی کنن یا مطالبه گری و دشمنی کنن ضایع کردن حقوق یهودیان در اسراییل خلاف قرآن بوده

IRANIAN PERSPECTIVE's profile picture
IRANIAN PERSPECTIVE9 days ago

تنها دموکراسی خاورمیانه! زارت

ashk🇮🇷🇮🇷🇮🇷's profile picture
ashk🇮🇷🇮🇷🇮🇷9 days ago

میگم پناه اسراییل و ول کن پا نمی شی بری ایران پیش استاد؟

Hossien Sabeq's profile picture
Hossien Sabeq9 days ago

این یک واقعیت غیر قابل انکار است که عربها با یهودها نمی سازن

ali ahmadi's profile picture
ali ahmadi9 days ago

انگار اسرائیل و نتانیاهو مادر شما چپول‌ها را گاییدند، دست بردارید بیشرفا از این اسرائیل‌ستیزی خانه‌خراب‌کن، این دشمنی جز نابودی منافع ملی ایران چیز دیگری نداشت

Ashkan's profile picture
Ashkan9 days ago

معادل فلسطینیش را ببینید جالبه:

Tom Morley's profile picture
Tom Morley10 days ago

“جمهوری اسلامی‌ و صهیونیسم‌ دو روی یک سکه هستند” 🤦‍♂️🤦‍♂️🤦‍♂️

Nasser's profile picture
Nasser9 days ago

چه زامبی‌هایی تولید کردن!

Amir🇩🇪's profile picture
Amir🇩🇪9 days ago

بخدا این ها فقط با عرب ها مشکل نداره دسشت به اروپایی هم برسه میکشند

Merely Gossip🎗️'s profile picture
Merely Gossip🎗️9 days ago

این جوان یک ابله گمراه هست که سیاستمداران اسراییل نظراتشو محکوم میکنند ، در ایران سیاست رسمی کشور تشویق به کشتار اسراییلی ها/ یهود هست. البته شما برای متمرکز شدن به دومی معذوریت داری که به درک

Sorat's profile picture
Sorat9 days ago

تازه بیشترین نفرتی که دارن از عربها نیست و از اروپا هست ( بخاطر انواع یهودی کشی در اروپا) وقتی کارشون با عربها تموم شد میرن سراغ غربی ها

Related Videos

انتشار یک ویدئو در شبکه‌های اجتماعی که در آن کودکان افغان با تقلید از حملات طالبان به نیروهای امنیتی پیشین و نیروهای بین‌المللی، بازی می‌کنند توجه کاربران را جلب کرده است. در این ویدئو، کودکان در حال بازسازی صحنه‌ای از جاسازی ماین کنار جاده بر سر راه یک موتر هستند، که مشابه ویدیوهای منتشر شده توسط طالبان از حملات علیه نیروهای امنیتی افغانستان و بین‌المللی است. در پس‌زمینه این ویدئو، صدای یک ترانه طالبانی که در آن به «موتر بمب» اشاره شده، شنیده می‌شود. اگرچه زمان و مکان دقیق این ویدئو مشخص نیست، اما واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که این اقدام تاثیر عمیق طالبان بر ذهن کودکان افغان را نشان می‌دهد. بسیاری از کاربران با انتقاد از این موضوع می‌گویند که طالبان «تنها خشونت و ترس را به کودکان آموخته‌اند و این نشان‌دهنده پیامدهای منفی جنگ و ایدئولوژی طالبان بر نسل‌های آینده است».

افغانستان اینترنشنال

26,431 views • 1 year ago

در روزهای گذشته، ویدیویی به گستردگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که صحنه‌ای نگران‌کننده از تعقیب و تهدید جانی یک نوجوان دوچرخه‌سوار «افغان» در ایران را نشان می‌دهد. در این ویدیو، یک نوجوان دوچرخه‌سوار در خیابانی در بندرعباس از سوی دو جوان با خودرو تعقیب می‌شود. یکی از سرنشینان خودرو، در حالی که فیلم‌برداری می‌کند، با الفاظ نژادپرستانه به راننده می‌گوید: «برو بزن زیرش، افغانی دیه ندارد!» و سپس راننده را تحریک می‌کند که او را «له کند». با نزدیک شدن خودرو، نوجوان که متوجه تهدید شده، دوچرخه‌اش را در وسط خیابان رها می‌کند و به سمت پیاده‌رو فرار می‌کند تا از خطر نجات یابد. زمان دقیق ضبط این ویدیو مشخص نیست، اما بررسی‌های افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که این صحنه در بلوار سید جمال‌الدین اسدآبادی در شهر بندرعباس، ایران فیلم‌برداری شده است. این ویدیو با واکنش‌های گسترده‌ای از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شده و بسیاری آن را مصداق خشونت نژادپرستانه و تهدید جانی مهاجران افغان در ایران دانسته‌اند. تاکنون هیچ واکنش رسمی از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران یا سفارت طالبان در تهران نسبت به این رویداد منتشر نشده است.

افغانستان اینترنشنال

46,749 views • 1 year ago

خاری به نام کُرد در چشم ایران اینترنشنال دیروز در مجمع عمومی سازمان ملل، بنیامین نتانیاهو از اردوغان گفت و از هزاران غیرنظامی کُرد که کشته شده‌اند. جمله روشن بود، به انگلیسی، بی‌هیچ ابهامی: Kurdish civilians. در همان لحظه، روی آنتن زندهٔ ایران اینترنشنال، این جمله شد «غیرنظامیان ترکیه». هر دو را در این ویدیو کنار هم گذاشته‌ام. ببینید، و خودتان قضاوت کنید. من سال‌هاست جلوی دوربین رسانه‌های بین‌المللی می‌نشینم و ترجمهٔ همزمان را از نزدیک می‌شناسم. مترجم همزمان ممکن است کلمه‌ای را جا بیندازد، عددی را اشتباه بشنود، جمله‌ای را نیمه‌کاره رها کند. اما اینجا یک کلمه جابه‌جا نشده، کل معنا وارونه شده است. سخنران دارد اردوغان را به کشتن کُردها متهم می‌کند؛ در ترجمهٔ شما، قربانی از صحنه حذف می‌شود و نامش به طرفی داده می‌شود که به گفتهٔ همان سخنران او را کشته است. هیچ مترجم حرفه‌ای‌ای که رشتهٔ سخن را دنبال می‌کند، چنین جمله‌ای را بی‌اختیار نمی‌سازد. این لغزش زبان نیست، این یک تصمیم است. و تصمیم در یک رسانه از کجا می‌آید؟ یا مترجم خودش به این نتیجه رسیده که نام کُرد نباید در قاب شما شنیده شود، که یعنی در آن تحریریه فضایی ساخته شده که چنین کاری را عادی می‌داند؛ یا این خواست از بالا آمده. هیچ‌کدام از این دو، شما را تبرئه نمی‌کند. پس از مدیران، سردبیران و تک‌تک کسانی که مسئولیت آنچه روی آنتن ایران اینترنشنال می‌رود بر عهده‌شان است، می‌پرسم: شما را چه می‌شود؟ چرا مسئله کُرد باید خاری در چشم ایران اینترنشنال باشد؟ چرا وقتی رئیس دولت دیگری، از بلندترین تریبون جهان، نام کُرد را بر زبان می‌آورد، شما تاب شنیدنش را ندارید؟ چرا حتی کشته را هم از نامش محروم می‌کنید؟ رسانه‌ای که حقیقت را روی آنتن زنده دستکاری می‌کند، دیگر رسانه نیست. دستگاه ساختن روایت است، ابزار نفوذ است. اما یک چیز را بدانید: هویت جمعی کُرد را نمی‌شود با عوض کردن یک کلمه در ترجمهٔ همزمان پاک کرد. کُردها بیش از یک قرن است که نامشان را از نقشه‌ها، کتاب‌ها و زیرنویس‌ها پاک کرده‌اند، و هنوز اینجا هستند، با همان نام. شرم بر شما، از صدر تا ذیل، که در چشم حقیقت خاک می‌پاشید. حالا سؤال من از شماست: اگر شما مسئول این رسانه بودید، فردا صبح به مخاطب کُردتان چه جوابی می‌دادید؟ برای راستی‌آزمایی، لینک سخنرانی اصلی را در کامنت اول و لینک نسخهٔ تحریف‌شدهٔ ایران اینترنشنال را در کامنت دوم گذاشته‌ام.

Shahin Modarres

69,973 views • 2 days ago

داستان مریم طهماسبی جنبه‌ های دیگری هم دارد که *نشریه نیشن* به خوانندگانش نگفته است. طهماسبی در مقاله‌اش، خود و خانواده‌اش را دو فرد دانشگاهی و معمولی معرفی می‌کند که امروز باید تاوان کاری را بدهند که مادر همسرش، حتی پیش از تولد او، انجام داده است. او از آمریکایی می‌نویسد که «دوستش داشته» و خانواده‌اش را قربانی مجازات به‌دلیل نسبت خانوادگی جلوه می‌دهد. اما آمریکایی‌ها سزاوار شنیدن همه داستان هستند. طهماسبی از مادرشوهرش، معصومه ابتکار، صرفاً به‌عنوان «مترجم گروگان‌گیران ایرانی» یاد می‌کند. این توصیف، نقش تاریخی ابتکار را به شکلی جدی تحریف و کوچک می‌کند. ابتکار صرفاً یک مترجم نبود. او سخنگوی انگلیسی‌زبان دانشجویان اسلام‌گرایی بود که سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند و ۵۲ آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند. او در برابر رسانه‌های بین‌المللی چهره و صدای گروگان‌گیران بود و از اقدام آنان دفاع می‌کرد. ابتکار بعدها نیز به یکی از چهره‌های بلندپایه جمهوری اسلامی تبدیل شد و چندین دوره در مقام معاون رئیس‌جمهور فعالیت کرد. بخش مهم دیگری از این داستان که از روایت طهماسبی حذف می‌شود «آقازاده» بودن است. معصومه ابتکار به بالاترین سطوح ساختار سیاسی جمهوری اسلامی راه یافت و خانواده‌اش نیز در زمره خانواده‌های متصل به قدرت قرار گرفتند؛ خانواده‌هایی برخوردار از جایگاه، ارتباطات، امکانات تحصیلی و حرفه‌ای و امکان رفت‌وآمد و زندگی در خارج از کشور؛ فرصت‌هایی که برای میلیون‌ها ایرانی عادی، به‌ویژه کسانی که همین نظام سرکوب یا از حقوق اولیه‌شان محروم کرده، دست‌نیافتنی بوده است. صرف‌نظر از اینکه درباره برخورد کنونی با طهماسبی در آمریکا چه نظری داشته باشیم، نمی‌توان این پیشینه و امتیازات را از روایت حذف کرد و خانواده‌ای با چنین ارتباطاتی را صرفاً خانواده‌ای عادی و بی‌بهره از قدرت و نفوذ معرفی کرد. و بعد می‌رسیم به رفتار خود طهماسبی در آمریکا. در ویدیویی که به‌صورت عمومی منتشر شده، طهماسبی ابتدا خانه همسایه‌اش را که پرچم آمریکا بر آن نصب شده نشان می‌دهد. سپس دوربین را به سمت خانه‌ی خود و پرچم امام حسین بر سر در ان می‌چرخاند و با لحنی تمسخرآمیز می‌گوید: «اونا پرچم آمریکا رو زدن به خونه‌شون، منم پرچم امام حسین زدم.» چرا این جمله اهمیت دارد؟ چون امام حسین در فرهنگ شیعه صرفاً یک شخصیت مذهبی نیست. واقعه کربلا، حسین را به یکی از قدرتمندترین نمادهای مبارزه با ظلم، ایستادگی در برابر حاکم نامشروع، سر فرود نیاوردن، مقاومت، فداکاری و شهادت تبدیل کرده است. طبیعتاً احترام به امام حسین یا نصب پرچم او هیچ معنای ضدآمریکایی ندارد. مسئله اینجا انتخاب خود طهماسبی برای قرار دادن این دو نماد در برابر یکدیگر است. هیچ‌کس این مقایسه را به او تحمیل نکرد. این خود اوست که ابتدا پرچم آمریکا را نشان می‌دهد و سپس در مقابل آن، پرچمی را قرار می‌دهد که در فرهنگ سیاسی و مذهبی او نماد مقاومت و ایستادگی است. در چنین فضایی، دشوار است این رفتار را صرفاً ابراز یک باور مذهبی دانست. پیامی که خود او می‌سازد روشن است: یک طرف پرچم آمریکا؛ طرف دیگر، نماد مقاومت و ایستادگی او. این تصویر، روایت امروز او از کسی که صرفاً «عاشق آمریکا» بوده را دست‌کم بسیار پیچیده‌تر می‌کند. هیچ‌یک از این موارد به این معنا نیست که فرزندان باید به‌خاطر اعمال والدینشان مجازات شوند. نباید چنین باشد. همان‌طور که وابستگی خانوادگی نیز حق برخورداری هر فرد از دادرسی عادلانه و روند قانونی در آمریکا را از بین نمی‌برد. اما دقیقاً به همین دلیل است که تمام داستان باید گفته شود. وقتی از مردم آمریکا انتظار همدردی دارید، یکی از شناخته‌شده‌ترین سخنگویان گروگان‌گیران سفارت آمریکا را صرفاً به یک «مترجم» تقلیل ندهید.امتیازات، موقعیت و ارتباطات سیاسی خانواده‌ای را که سال‌ها به بالاترین سطوح قدرت در جمهوری اسلامی متصل بوده، از روایت حذف نکنید. و وقتی به آمریکایی‌ها می‌گویید چقدر کشورشان را دوست دارید، آن بخش از گذشته خودتان را هم حذف نکنید که در آن، پرچم همسایه آمریکایی‌تان را به تمسخر می‌گیرید و آگاهانه آن را در برابر نمادی قدرتمند از مقاومت و ایستادگی قرار می‌دهید. آمریکایی‌ها خودشان می‌توانند درباره معنای همه اینها قضاوت کنند؛ اما پیش از قضاوت، حق دارند تمام داستان را بدانند. #StopIRILobby

Lawdan Bazargan

40,520 views • 1 month ago

هشدار یک دختر رپر ایرانی پس از تماس نهادهای امنیتی: «صفحه‌ام را پاک نمی‌کنم؛ اگر اتفاقی افتاد، مراقبم باشید» پست‌های صفحه این دختر رپر ایرانی که با نام EVI آثارش را در اینستاگرام منتشر می‌کند، دقایقی پیش پاک و صفحه‌اش از دسترس خارج شده است. این دختر رپر ایرانی با انتشار ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود از تماس نهادهای امنیتی با او خبر داد و گفته بود که به وی ۲۴ ساعت فرصت داده شده تا صفحه‌اش را حذف کرده و تمام فعالیت‌هایش را متوقف کند. او در این ویدیو اعلام کرد: «امروز صبح با من از امنیت تماس گرفتند و ۲۴ ساعت وقت دادند که پیجم را پاک کنم و هر فعالیتی که داشتم کنسل کنم تا مشکلی برام پیش نیاد. اما شما من رو می‌شناسید، من هرگز این کار را انجام نمی‌دم.» این هنرمند با تأکید بر پایبندی‌اش به آزادی بیان افزود: «تا آخر عمرم پشت مردمم هستم و هر چیزی که متضاد با آزاد زیستن من باشد، حتی اگر به نام شرع مطرح شود، قبول نمی‌کنم.» او در پایان این پیام، خطاب به مخاطبانش هشدار داد: «این ویدیو رو منتشر می‌کنم که اگر بعد از این ۲۴ ساعت هر اتفاقی برای من افتاد یا صفحه‌ام از دسترس خارج شد، بدانید چه بر سرم آمده و مراقبم باشید.» #صدای_زن #دختر_رپر TavaanaTech تواناتک

توانا Tavaana

24,947 views • 9 months ago

این دیگر نه «اظهارنظر سیاسی» است، نه «هیجان انقلابی»، نه حتی حماقت فردی. این تهدید علنی به حذف فیزیکی منتقدان است؛ با نام، با ویدیو، با هشتگ. این‌که یک آدم ابله با بیش از ۲۰۰ هزار دنبال‌کننده در اینستاگرام، رسماً وعده‌ی «پاک‌سازی منتقدان در یک هفته پس از براندازی» می‌دهد، فقط شرم‌آور نیست؛ خطرناک است. و نه، مسئله فقط یک فرد نیست. مسئله این است که این زبان از کجا مشروعیت گرفته و در کدام فضا رشد کرده است. این گفتمان، مستقیم یا غیرمستقیم، از دل پروژه‌ای بیرون آمده که نامش رضا پهلوی است؛ از حلقه‌ی اطراف او، از چهره‌های حقیقی و حقوقی‌ای که سال‌هاست حذف، تهدید، تخریب و برچسب‌زنی را عادی کرده‌اند، از کسانی که سکوت می‌کنند، توجیه می‌کنند، یا بدتر از آن، تشویق می‌کنند، از جمله نزدیک‌ترین افراد به او، حتی همسرش، که این فضا و این رفتار را بازتولید می‌کنند. بعضی می‌گویند: «شاید این فرد عامل جمهوری اسلامی باشد.» فرض کنیم باشد. سؤال ساده است: چرا چنین ادبیاتی در دل جریان پهلوی رشد می‌کند؟ چرا بازنشر می‌شود؟ چرا حمایت می‌شود؟ چرا هیچ خط قرمزی وجود ندارد؟ تهدید به قتل، وعده‌ی حذف فیزیکی، دعوت به بستن کشور و کشتار منتقدان نه «نظر» است، نه «سلیقه». این جرم است. جرمی که می‌تواند و باید به‌طور قانونی با آن برخورد شود نه برای انتقام، بلکه برای جلوگیری از تکرار این منطق مرگبار. جمهوری اسلامی چگونه ماند؟ با همین منطق: «ما حق داریم حذف کنیم، چون حق با ماست.» امروز همان منطق دارد بازتولید می‌شود؛ این بار نه با عمامه، بلکه با نوستالژی، با تاجی خیالی، و با فاشیسمی که اسم خودش را «نجات ایران» گذاشته است. اگر آینده‌ای که شما وعده می‌دهید با تهدید، حذف و کشتار منتقدان شروع می‌شود، آن آینده ویران‌تر از امروز است. خطاب به شما و امثال شما: شما هنوز نفهمیده‌اید با چه نسلی طرفید. نسلی که با جمهوری اسلامی جنگیده، زندان رفته، تبعید شده، هزینه داده، از تهدید شما نمی‌ترسد. و خطاب به جامعه: اگر امروز در برابر این زبان سکوت کنیم، فردا دیگر دیر است. و در پایان، فراتر از هر اختلاف سیاسی، فراتر از هر مرزبندی فکری، من بی‌قید و شرط کنار آن شش نفر می‌ایستم. نه چون با آن‌ها هم‌نظر هستم، بلکه چون در برابر فاشیسم، بی‌طرفی وجود ندارد. دفاع از حق آن‌ها برای سخن گفتن، دفاع از جان آن‌ها، دفاع از کرامت انسانی آن‌ها برای من خط قرمز مطلق است. اگر قرار باشد آینده‌ای ساخته شود که در آن منتقد را تهدید می‌کنند، آن آینده را همین‌جا، همین امروز، باید متوقف کرد. من کنار شما هستم، در برابر تهدید، در برابر حذف، در برابر فاشیسم. #زن_زندگی_آزادی Nik Kowsar Kambiz Ghafouri Ali Javanmardi

Shahin Modarres

53,710 views • 8 months ago

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

63,889 views • 1 month ago

این ویدیو را محمدجواد اکبرین، چند روز پیش در کانال تلگرام خود منتشر کرده بود با این شرح: «سخنی با هواداران جمهوری اسلامی؛ به ویژه با بی‌وطن‌هایی که از لحظه شروع جنگ، ناگهان یاد وطن افتادند! حکومتی را که با سیاست‌های احمقانه، ظالمانه و استبدادی‌اش پای جنگ و تجاوز خارجی را به کشور باز کرد باید برانداخت…» ـ یکی از روش‌های جمهوری اسلامی در مواقع بحرانی، توسل به احساسات وطن دوستانه مردم ایران است. کسانی که همواره علیه ملی‌گرایی و میهن دوستی سخن می‌گفتند به ناگاه وطن‌دوست شده و از ایران حرف می‌زنند. کمپین‌هایی در شبکه‌های اجتماعی با همین عناوین اما به قصد حمایت از بقای جمهوری اسلامی راه‌اندازی کرده‌اند. لازم به ذکر است علی خامنه‌ای در پیام اخیر خود، کلمات «اسلام» و «قرآن» را مطلقا به کار نبرد و از «خدا» هم تنها ۳ بار یاد کرد. در مقابل، ۲۵ بار کلمه «ملت» و ۲۶ بار کلمه «ایران» را به کار برد. این سیستم فریبکار، تا آخرین لحظات به دروغگویی ادامه می‌دهد و برای بقا به هر چیزی متوسل می‌شود. #پروپاگاندا #ایران #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

76,261 views • 1 year ago

چرا مسئول سیاسی ما، دقیقا وسط جنگ اقتصادی با دشمن پالس ضعف می‌فرستد؟ اگر فرض بگیریم یک فرمانده نظامی در میانه میدان نبرد برگردد و بگوید: «من نمی‌توانم این موضع دشمن را بزنم، در تیررس من نیست، سلاحش را ندارم و نمی‌توانم از پدافندش عبور کنم»، این اظهار عجز یک خطای فاحش و غیرقابل‌قبول است. در حوزه اقتصاد نیز دقیقاً با همین شرایط روبه‌رو هستیم، اما ظاهراً ما هنوز عرصه اقتصاد را به عنوان یک «جنگ» نپذیرفته‌ایم. وقتی یک مقام مسئول به راحتی در تریبون‌ها می‌گوید «این کار را نمی‌شود کرد و نمی‌توان جلوی این فشار ایستاد»، در حال تکرار همان خطای فاحش نظامی است. جای تعجب است که چرا یک مسئول بزرگوار، مخلص و پرکار باید در میانه «جنگ تحمیلی سوم» و یک نبرد تمام‌عیار اقتصادی، چنین موضعی بگیرد و پالس ناتوانی صادر کند. این انتقاد اصلاً به این معنا نیست که ما چشم بر روی مشکلات ببندیم و یک نگاه «تخیلی» داشته باشیم. اتفاقاً در شرایط جنگی باید واقعیت‌ها را به دقت دید، برای آن‌ها تمهید اندیشید و از تمام ابزارها و توانمندی‌ها استفاده کرد. اما موضع‌گیری رسمی یک مسئول جمهوری اسلامی مبنی بر ناتوانی، به هیچ‌وجه قابل توجیه نیست و تبعات سنگینی دارد. نتیجه‌ی مخابره‌ی این پالس ضعف این است که حرف‌های مسئول ما مستقیماً در رسانه‌هایی مانند «فاکس‌نیوز» کار می‌شود و از آن برداشت ضعف ایران را می‌کنند. در واقع ما با این اظهارات، بهانه‌ای به دست دشمن می‌دهیم تا آن را روی هوا بگیرد، تیتر بزند، به اندیشکده‌هایش ببرد تا تحلیل کنند، روی آن مانور رسانه‌ای بدهد و در نهایت، همان ضعف را تبدیل به یک «سیاست» جدید کرده و دوباره به عنوان یک سلاح علیه خود ما شلیک کند.

به وقت ایران

12,862 views • 1 month ago