Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

محسن نامجو، ۲۱ آذر ۱۴۰۱: خامنه‌ای از استالین بدتر است. این‌ها از مغول‌ها بدترند اگر اسلحه نمی‌تونیم دستمون بگیریم، یک انفجار باید. یک جا را باید بزنیم و بترکونیم. هیچ‌کار دیگه‌ای نمیشه کرد جلوی این‌ها مقتدای این‌ها علی هست که ۳۰۰ یهودی رو توی یک ساعت کشت. شاهکار استاد...

238,342 просмотров • 10 дней назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

⚡🇺🇸🦀مارک لوین مجری و تحلیلگر محافظه‌کار آمریکایی در پیامی هشدار داد: «قرار است تا کی صبر کنم؟ چند نفر دیگر باید کشته شوند؟ چند حمله تروریستی دیگر باید رخ بدهد؟ چقدر مدرک دیگر لازم دارم تا این تهدید رو همان‌طور که هست ببینم؟»/او با اشاره به برنامه هسته‌ای و اقدامات منطقه‌ای رژیم تروریستی جمهوری اسلامی گفت: «اگر یک رژیم آشکارا دنبال سلاح هسته‌ای باشد، موشک‌های دوربرد توسعه دهد، از تروریسم حمایت کند و مدام آمریکا و متحدانش را تهدید کند، از چه زمانی باید دست بردارم از اینکه وانمود کنم این خطر واقعی نیست؟»/لوین همچنین تاکید کرد: «مدام می‌شنوم که باید بیشتر صبر کنیم، بیشتر مذاکره کنیم و امیدوار باشیم همه‌چیز درست می‌شود. اما اگر اشتباه کنیم چه؟ اگر یک روز این‌ها توانایی تهدید مستقیم آمریکا را پیدا کنند چه؟»/او در پایان هشدار داد نادیده گرفتن تهدید رژیم تروریستی جمهوری اسلامی می‌تواند برای آمریکا و جهان آزاد پیامدهای سنگینی داشته باشد.

✡︎𝐋𝐢𝐯𝐞𝐈𝐫𝐚𝐧𝐍𝐞𝐰𝐬🇮🇷🇮🇱

14,950 просмотров • 3 месяцев назад

⚽️ جناب آقای علی کریمی: Ali Karimi🇮🇷 در تاریخ ۲۸ تیر ۱۴۰۳ در مصاحبه با مجتبی پوربخش فرمودین: «کسی که میاد از خاندان پهلوی و دیگه الان از شاهزاده رضا پهلوی انتقاد میکنه به هر نوعی، از نظر من دو تا مورد بیشتر نداره: یا اینکه ذی‌نفع ج.ا هست، یا باعث به وجود اومدن ج.ا بوده. یعنی گزینه سومی واسه من نداره اینا. حالا اگه کسی فکر میکنه گزینه‌ی دیگه‌ای هم هست بگه که مام در جریان قرار بگیریم.» یک یا دو‌ روز قبل استوری کردین: «اولین راه برای فهمیدن میزان هوش یک حاکم، نگاه کردن به آدم‌هایی‌ست که اطراف او هستند» منظورتون از این استوری چی بوده؟ ما چطور باید این استوری رو به چیزی غیر از آنچه از اون بر میاد تعبیر کنیم؟ با این اوصاف باید شما رو جزو کدوم یک از دو دسته‌ای که دو سال قبل اشاره کردین قرار بدیم؟ اگر فکر میکنید گزینه سومی هست بیاین به ما هم بگین لطفا، که ما هم در جریان قرار بگیریم! جواب ما هیچ، جواب علی کریمی دو سال قبل رو بدین حداقل. سپاس.

صبح آزادی

29,034 просмотров • 3 месяцев назад

️ روبیو مکرون را نابود می‌کند! 👇👇👇👇👇👇👇 مکرون به چین می‌رود و حدود شش ساعت با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، دیدار می‌کند. بعد از آن، در مسیر بازگشت، با تعدادی از خبرنگاران صحبت می‌کند. و این‌ها چیزهایی است که به آن‌ها گفته است. او به خبرنگاران گفت، اول اینکه زمان آن رسیده که اروپا از ایالات متحده فاصله بگیرد، به دلار وابسته نباشد و این‌قدر به آمریکا تکیه نکند، بلکه خودش به یک ابرقدرت سوم تبدیل شود. نکته دوم که به نظر من جالب بود این است که اروپا باید مطمئن شود در درگیری‌هایی که مربوط به خودش نیست، وارد نشود. به‌طور مشخص، اروپا نباید در موضوع تایوان بین آمریکا و چین طرف یکی را بگیرد. بنابراین، فکر می‌کنم الان زمان خوبی است که از اروپا بپرسیم: آیا مکرون نماینده کل اروپا است؟ آیا او حالا رهبر اروپا محسوب می‌شود؟ آیا قدرتمندترین رهبر اروپا شده است؟ چون اگر این‌طور باشد، باید برخی چیزها را تغییر دهیم. اول اینکه، اروپا، به‌ویژه فرانسه، طی ۷۰ سال گذشته برای دفاع خود به‌شدت به ایالات متحده وابسته بوده است. حتی زمانی که مکرون سعی کرد نقش یک ابرقدرت جهانی را بازی کند و نیروهایی به شمال آفریقا برای مقابله با تروریست‌ها اعزام کند، حتی نتوانست نیروهای خودش را جابه‌جا کند. ما بودیم که آن‌ها را منتقل کردیم و بازگرداندیم. بنابراین اگر آن‌ها بخواهند مستقل شوند و از مکرون پیروی کنند، شاید این برای ما صرفه‌جویی مالی داشته باشد، چون دیگر در درگیری‌هایی که مربوط به ما نیست دخالت نخواهیم کرد. باید از اروپا بپرسیم: آیا او واقعاً نماینده آن‌هاست؟ ما در حال حاضر به‌شدت درگیر اوکراین هستیم و مقدار زیادی از پول مالیات‌دهندگان آمریکایی را صرف یک جنگ اروپایی می‌کنیم. من از این موضوع حمایت کرده‌ام، چون فکر می‌کنم به نفع منافع ملی ایالات متحده است که در کنار متحدانمان باشیم. اما اگر موضع متحدان ما این باشد—و اگر مکرون واقعاً نماینده کل اروپا باشد—که آن‌ها قصد ندارند بین آمریکا و چین بر سر تایوان طرفی را انتخاب کنند، شاید ما هم نباید طرفی را انتخاب کنیم. شاید باید تمرکزمان را روی تایوان و تهدیدات چین بگذاریم و بگوییم شما خودتان اوکراین و اروپا را مدیریت کنید. پس باید خیلی سریع مشخص شود که مکرون فقط از طرف خودش صحبت می‌کند یا از طرف کل اروپا. چون چین از اظهارات او بسیار خوشحال شده و از آن حمایت کرده است. حتی گفته می‌شود که او حرف‌های تندتری هم زده، اما ریاست‌جمهوری فرانسه از خبرنگاران خواسته متن مصاحبه را بازبینی کند و ظاهراً بخش‌هایی که تندتر بوده حذف شده است. در نهایت، باید بدانیم موضع اروپا دقیقاً چیست. «ان گرفته شود.»*

👑Fereshteh Gilaki

98,819 просмотров • 4 месяцев назад

چرا مسئول سیاسی ما، دقیقا وسط جنگ اقتصادی با دشمن پالس ضعف می‌فرستد؟ اگر فرض بگیریم یک فرمانده نظامی در میانه میدان نبرد برگردد و بگوید: «من نمی‌توانم این موضع دشمن را بزنم، در تیررس من نیست، سلاحش را ندارم و نمی‌توانم از پدافندش عبور کنم»، این اظهار عجز یک خطای فاحش و غیرقابل‌قبول است. در حوزه اقتصاد نیز دقیقاً با همین شرایط روبه‌رو هستیم، اما ظاهراً ما هنوز عرصه اقتصاد را به عنوان یک «جنگ» نپذیرفته‌ایم. وقتی یک مقام مسئول به راحتی در تریبون‌ها می‌گوید «این کار را نمی‌شود کرد و نمی‌توان جلوی این فشار ایستاد»، در حال تکرار همان خطای فاحش نظامی است. جای تعجب است که چرا یک مسئول بزرگوار، مخلص و پرکار باید در میانه «جنگ تحمیلی سوم» و یک نبرد تمام‌عیار اقتصادی، چنین موضعی بگیرد و پالس ناتوانی صادر کند. این انتقاد اصلاً به این معنا نیست که ما چشم بر روی مشکلات ببندیم و یک نگاه «تخیلی» داشته باشیم. اتفاقاً در شرایط جنگی باید واقعیت‌ها را به دقت دید، برای آن‌ها تمهید اندیشید و از تمام ابزارها و توانمندی‌ها استفاده کرد. اما موضع‌گیری رسمی یک مسئول جمهوری اسلامی مبنی بر ناتوانی، به هیچ‌وجه قابل توجیه نیست و تبعات سنگینی دارد. نتیجه‌ی مخابره‌ی این پالس ضعف این است که حرف‌های مسئول ما مستقیماً در رسانه‌هایی مانند «فاکس‌نیوز» کار می‌شود و از آن برداشت ضعف ایران را می‌کنند. در واقع ما با این اظهارات، بهانه‌ای به دست دشمن می‌دهیم تا آن را روی هوا بگیرد، تیتر بزند، به اندیشکده‌هایش ببرد تا تحلیل کنند، روی آن مانور رسانه‌ای بدهد و در نهایت، همان ضعف را تبدیل به یک «سیاست» جدید کرده و دوباره به عنوان یک سلاح علیه خود ما شلیک کند.

به وقت ایران

12,222 просмотров • 19 дней назад

رضا پهلوی این روزها وارد مرحله عجیبی شده است؛ مرحله‌ای که دیگر فقط حرف نمی‌زند، بلکه برای زندگی روزمره مردم «دستور» صادر می‌کند. هم‌میهنان، نوروز را گرامی بدارید! هم‌میهنان، چهارشنبه‌سوری را برگزار کنید! هم‌میهنان، به طبیعت بروید! هم‌میهنان، شب پنج‌شنبه سر مزار بروید! یک لحظه صبر کن. مردم ایران هزار سال است این کارها را می‌کنند؛ بدون تو، بدون پدرت، بدون حکومت فعلی و بدون هیچ «فراخوانی». این‌ها سنت هستند، نه پروژه سیاسی. این‌ها ریشه در زندگی مردم دارند، نه در پیام‌های ویدئویی چند دقیقه‌ای. اما این‌جا مسئله فقط خنده‌دار نیست؛ مسئله خطرناک است. وقتی کسی برای نوروز و چهارشنبه‌سوری «فراخوان» می‌دهد، در واقع دارد یک چیز ساده را تمرین می‌کند: عادت دادن خودش به اینکه برای مردم تصمیم بگیرد. امروز می‌گوید جشن بگیرید، فردا می‌گوید چگونه جشن بگیرید و پس‌فردا می‌گوید چه کسی حق دارد جشن بگیرد. این همان ذهنیتی است که همیشه فاجعه ساخته است: از بالا دیدن مردم و تصور اینکه زندگی آن‌ها باید با «دستور» هدایت شود. طنز تلخ ماجرا این‌جاست: کسی که هنوز حتی یک بار از سوی مردم انتخاب نشده، نه ساختار دارد و نه پاسخگوست، اما با اعتماد به نفس کامل برای کهن‌ترین سنت‌های یک ملت «فراخوان» صادر می‌کند. این دیگر حمایت نیست، این تمرین قدرت است؛ تمرین اینکه چگونه روی چیزی که مال تو نیست بنشینی و وانمود کنی که از آنِ توست. نوروز از آنِ تو نیست. چهارشنبه‌سوری از آنِ تو نیست. این مردم قرن‌هاست بدون تو زندگی کرده‌اند و بعد از تو هم زندگی خواهند کرد. و اگر کسی فکر می‌کند با چند پیام «هم‌میهنان» می‌تواند خودش را صاحب این فرهنگ جا بزند، مشکل دیگر طنز نیست.

𝓢𝓐𝓓𝓐𝓕🐚

73,733 просмотров • 5 месяцев назад

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ مجری: مثلاً ۴۰۱ و ۴۰۴ رو نگاه می‌کنید، ۴۰۱ حتماً مدنی‌تر و انجمنی‌تره به نسبت ۴۰۴. نیست این‌طوری؟ سعید مدنی: نه. نه، به نظر من، اولاً که این پیوند و مسیر تحولات اجتماعی، درسته که افت‌وخیز داره، درسته که سینوسیه، اما یک سوگیری عمده‌ای هم داره. چرا باید ۴۰۴ رو، یعنی اعتراضات دی‌ماه رو می‌گی؟ اعتراضات دی‌ماه رو مثلاً در مقایسه با اعتراضات مهسا، چرا باید تفکیکش کرد؟ در وهله اول، وقتی از اعتراضات دی‌ماه صحبت می‌کنیم، باید ششم تا ۱۷ دی‌ماه رو از ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه متمایز کنیم. اگه اعتراضاتِ به‌اصطلاح ۴۰۱، یعنی «زن، زندگی، آزادی» و جنبش «زن، زندگی، آزادی» رو به جان‌باختن مهسا تقلیل بدیم، همون‌قدر هم می‌تونیم اعتراضات دی‌ماه رو به فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی تقلیل بدیم. در حالی که اعتراضات مهسا، جنبش مهسا، حاصل یک منازعه و یک ناجنبش زنان در ایران بود که اونجا خودش رو به نحو احسن نشون داد. تونست ۱۰۰ روز توی خیابون مقاومت کنه. تاکتیک‌هاش تا حد زیادی از تاکتیک جنبش‌های قبلی، اعم از جنبش ۹۶ و جنبش سبز تبعیت می‌کرد. شعارهاش بر مبنای نوعی خردگرایی و تجربه تاریخی سوار شده بود و بنابراین تونست این مسیر رو ۱۰۰ روز هم ادامه بده. توی دی‌ماه هم، از ۶ تا ۱۷ دی، شما همون خصلت‌ها و همون تاکتیک‌ها رو می‌بینید. جمعیت میاد توی خیابون. حالا این دفعه مثلاً از جمهوری شروع میشه، پاساژ علاءالدین و اون منطقه، که ترکیبی از طبقه متوسط و دست‌فروش‌هاست، و بعد آرام‌آرام گسترش پیدا می‌کنه. خود اینکه چجوری این‌ها توی اون فضای جنگی و امنیتی یک‌دفعه جمع میشن و بعد بلافاصله به‌صورت وسیع در سطح ملی گسترش پیدا می‌کنه، قابل توجهه. حتی خیلی بیشتر از مهسا، تقریباً دو برابر مهسا. این اتفاق تا ۱۷ دی چجوری میفته؟ این رو باید مرتبط بدونیم با پتانسیل‌هایی که جنبش‌های قبلی ایجاد کردن، شبکه‌های اجتماعی‌ای که از اون موقع شکل گرفته، نقش نیروها و گروه‌های غیررسمی‌ای که از اون زمان وجود داشتن و حتی ذهنیتی که از اون تجربه باقی مونده بود؛ اینکه میشه آمد، اعتراض کرد و توی خیابون حضور پیدا کرد. همه این‌ها ظرفیتی ایجاد کرده بود که توی ۶ تا ۱۷ دی تقریباً همون مسیر طی بشه. اما توی ۱۸ و ۱۹ دی یه اتفاقی میفته؛ یه فراخوان داده میشه. این فراخوان مبتنی بر فهم واقعی از وضعیت ایران نیست، فهم واقعی از جنبش‌های اجتماعی ایران نیست، فهم واقعی از ساختار حاکمیتی ایران نیست و مبتنی بر خرد جمعی داخل هم نیست. بر اساس یک تحلیل غلط و به‌صورت غیرمسئولانه فراخوان داده میشه. اون فراخوان همراه خودش فرهنگ خودش رو هم میاره. یعنی تاکتیک‌هایی رو ترویج می‌کنه که در امتداد تاکتیک‌های قبلی نیست؛ مثل اینکه حمله کنید به مراکز نظامی، مساجد رو آتش بزنید یا چیزهایی از این قبیل. حتی من نمی‌خوام بگم سطحی که این تاکتیک‌ها تونستن عملی بشن خیلی گسترده بود. اتفاقاً خیلی محدود بود و اصلاً قابل توجه نیست. اما چیزی که تونست ایجاد کنه، یک گسست در ۱۸ و ۱۹ دی با قبل از اون بود. چون به نظر من، اگر با همون منطق ۶ تا ۱۷ دی اون اعتراضات ادامه پیدا می‌کرد، حتی می‌تونست روی جنگ تأثیر بذاره، روی تحولات آینده ایران تأثیر بذاره و حتی روی تصمیمات موجود اثرگذار باشه. ولی انگار از طریق اون فراخوان، یک پاس گل به اقتدارگرایی ایران داده شد و این گسست در نهایت مشکلاتی ایجاد کرد.

آرش یوسفی -ARASH

69,686 просмотров • 24 дней назад

عمو بیژن Bijan Djir-Sarai ،چه پخت و پزی کردی! با بولدوزر از رو «زهرا گاری‌چی» رد شدی.بنااازم! متن کامل فارسی 😏 «ما همیشه به ایرانی‌ها این تهمت را می‌زنیم که آن‌ها دموکراسی بلد نیستند. بله ، چرا این‌طور است؟ من فکر می‌کنم آن‌ها دموکراسی بلد هستند. و من قبلاً هم اشاره کردم که مردم ایران دهه‌هاست، در واقع از سال ۱۹۷۹، تجربه‌هایی با یک دیکتاتوری وحشتناک داشته‌اند. > و این تفاوت بزرگ با جهان عرب است: در ایران همه می‌دانند که اسلام‌گرایی چه عواقبی دارد، و وقتی کشوری یک دیکتاتوری اسلامی را تجربه می‌کند چه بر سرش می‌آید. به همین دلیل است که مردم معتقدند نه دیکتاتوری اسلامی می‌خواهند، نه کمونیسم و نه سوسیالیسم؛ بلکه آن‌ها خواهان دموکراسی از نوع غربی هستند. > و این‌ها ارزش‌های ما هم هستند؛ ارزش‌های ما در آلمان. و در نهایت: ما باید بسیار خوشحال باشیم که این ارزش‌ها هنوز در این بخش از جهان پاس داشته می‌شوند. به همین دلیل فکر می‌کنم ما باید به وضوح با مردم و با جنبش آزادی‌خواه در ایران اعلام همبستگی کنیم.»

BEHDAD

44,478 просмотров • 6 месяцев назад

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

63,889 просмотров • 28 дней назад

آگاهی، سد غارت ثروت ملی آگاهی، آگاهی، آگاهی مردم حداقل دو کلمه را بدانند که ثروت ملی دارند و این ثروت ملی‌شان را باید حفظ کنند، در آن سهیم هستند، اگر حفظ نکنند دیگران می‌آیند و غارتش می‌کنند و می‌برند. بعد هم به خودشان ظلم شده و هم ناآگاهی آن‌ها یا بی‌تفاوتی آن‌ها باعث شده دیگران هم ثروتشان را از دست بدهند. این نیست که یکی بیاید و بگوید که من نمی‌خواهم، بگوید من به اندازه کافی دارم و من نمی‌خواهم. این نخواستن او، راه را باز می‌کند برای بقیه که در واقع ثروتشان را از دست بدهند و امکان تحصیل، امکان بهداشت، امکان تامین اجتماعی، کار و... این‌ها را همه از دست بدهند. بعد از رفتن کار، تامین اجتماعی، بهداشت و...، میزان جرائم می‌رود بالا. قاچاق، مواد مخدر و تمام این‌ها میزانش می‌رود بالا. بنابراین شما وقتی که بخواهید دورادور ببینید که یک مملکتی اوضاعش چیست، لازم نیست به آن مملکت سفر کنید فقط کافی است آمار جرائمش را ببینید. حتی این روی میزان طلاق، میزان خیلی چیزهای دیگر تاثیر می‌گذارد، کودکان کار، همه این‌ها بستگی به این موضوع دارد. اگر مملکتی به قول قدیمی‌ها صاحب داشته باشد، شما کودک کار نمی‌توانید داشته باشید. محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری / وبینار با انجمن‌های عرفان کیهانی حلقه اروپای غربی، اسکاتلند و انگلیس Mohammad Ali Taheri #محمدعلی_طاهری #سازمان_صلح_طاهری #مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد #حفظ_ثروت_ملی #Taheri_Movement

Mohammad Ali Taheri Movement

18,389 просмотров • 1 год назад

اخطار جدی و ویژه اطلاعاتی و عملیاتی به نیروهای رژیمی اعم از سپاه و ارتش. این احتمال خیلی زیاد است که نیروهای آمریکایی از راه دریا در یک استان بخصوص ایران پیاده شوند، یا ناگهان با هواپیماهای ترابری نظامی فرود بیایند و قصد استقرار در برخی از نواحی این استان را داشته باشند. از آنجایی که شماها مزدور احمق یک ارتش اشغالگر عربی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستید و اسم ایران در آرم خدمتی شما نیست، شما هم یک نیروی اشغالگر و پست‌فطرت هستید. جنایات شما بر علیه مردم ایران در دی‌ماه خونین در نام کثیف فاحشه زهرا و قتل‌عام کردن بیش از ۱۰۰ هزار نفر فرشته ایرانی، شما را تبدیل به مرکز تعفن کرده است. از آنجایی که این احتمال وجود دارد که در زمان مرگ، احتمالاً قصد پوزش و ندامت به خاطر جنایاتتان در ساحت مقدس مردم ایران دارید، و از آنجایی که ما نظامیان سابق ایرانی در جبهه جنگ با عراق با این که از شما به شدت متنفریم، اما قصد کمک به شما داریم که جان بی‌ارزش خود را در یک جنگ نابرابر از دست ندهید و این شانس را داشته باشید که پس از آزادی، در مقابل یک دادگاه ایرانی که توسط بانو قاضی شیرین عبادی برگزار می‌شود از خود دفاع کنید. لذا اخطار! نیروهای آمریکایی بسیار برق‌آسا ظاهر می‌شوند و شما حتی این فرصت را نخواهید داشت که درست و حسابی آماده‌باش بخورید و حتی بتوانید جلیقه مهمات به خود ببندید. تنها شانس شما این است که بلافاصله از اسلحه و مهمات خود فاصله بگیرید و در دسته‌های بیست نفری و چسبیده به هم روی زمین بنشینید و دست‌هایتان تمام مدت قابل دید باشد! دست‌هایتان را تحت هیچ عنوان بلند نکنید یا روی سر نگذارید، بلکه روی زمین نشسته دور پای خود روی زانو جمع کنید. زمانی که پهپاد آمریکایی بالاسرتان و در ارتفاع کوتاه در پرواز است، او را با نگاهتان تعقیب کنید و صورتتان تحت هیچ عنوان پوشیده نباشد. اسلحه و مهمات شما باید با فاصله کامل از خودتان باشد و روی یکدیگر تلنبار شده قابل دید باشد. هیچ تفنگی اعم از ژ۳ یا کلاشینکف نباید خشاب، حتی خالی داشته باشند، خشاب باید از اسلحه جدا باشد و این موضوع خیلی مهم است! تیربارها باید فاقد نوار مهمات باشند، اصولاً هیچ نوار مهماتی نباید در نزدیکی تیربار شما باشد. محل تسلیم شما حتی‌المقدور نباید در داخل پادگان یا محل تجمع شما باشد، بهترین محل برای تسلیم در مقابل درب دژبانی است. همانگونه که قبلاً اشاره شد، پهپادهای کوچک آمریکایی بالای سر شما در حال پرواز خواهند بود و ابتدا به ساکن شما نیروی آمریکایی نخواهید دید. اگر عده‌ای کره‌خر ولایتی در میان شما هستند و در داخل پادگان یا محل استقرار مانده‌اند، با دستانتان به محلی که آنان قرار دارند به پهپاد نشان دهید. تعدادشان را به پهپاد نشان دهید و بدین‌وسیله یک ارتباط مسالمت‌آمیز بین خودتان و نیروهای آمریکایی به وجود بیاورید. وقتی که نیروهای آمریکایی به شما نزدیک می‌شوند، یک نفر فارسی‌زبان همراه خود دارند که با بلندگو با شما ارتباط برقرار می‌کند، تحت هیچ عنوان گروهی حرف نزنید، فقط یک نفر از شما به نمایندگی از دیگران حرف می‌زند: شمرده، قابل فهم، با آرامش. دستورات فارسی‌زبان ارتش آمریکا را مو به مو، و در نهایت آرامش اجرا کنید. برای آن دسته از تشنگان شهادت (که البته ما می‌دانیم خالی‌بندی است و فقط یک میمون‌بازی احمقانه است، چرا که ما در جبهه جنگ با عراق، صدها بسیجی ترسو و بزدل را از دست دشمن عراقی بیرون کشیدیم و می‌دانیم که در این لحظات فقط مامان جون‌شان را می‌خواهند و مثل کرم خاکی سعی دارند زیر تخته سنگ قایم شوند!) به هر روی برای تشنگان شهادت بگوییم که این نیروهای آمریکایی عادی نیستند! این‌ها اکثراً نیروی ویژه هوابرد هستند و متخصص آدم‌کشی در هر عرصه‌ای، و توی کرم خاکی بی‌ارزش ولایت در مقابل آنان فقط یک کاغذ توالت بی‌ارزش هستی که در ثانیه پاره خواهی شد! تو احمق نه آموزش درست حسابی دیدی، نه فرمانده درست حسابی داری، نه اسلحه درست حسابی داری! تو در اصل فقط یک تکه گوشت بی‌ارزش و بی‌مصرفی، و در صورت درگیری با این نیروهای آمریکایی حتی ۲۰ ثانیه دیگر را هم زنده نخواهی دید! فراموش نکن، این نیروهای آمریکایی، زن و بچه مظلوم مردم نیستند که تو آشغال آنان را در دی‌ماه خونین قصابی کردی و خون‌شان را بی‌گناه ریختی، این نیروها تو را زنده زنده پاره خواهند کرد! به تصویری که پست کردم توجه کن ابله! این یک اسلحه جدید است که حتی ما هم به عنوان متخصص نمی‌شناسیمش: همانند گوسفند تو را به یک محل بسته مثل طویله، حیاط ساختمان یا محوطه پادگان هول می‌دهند، و تو را با این اسلحه می‌زنند... محصول این عمل فقط ذغال است، نه بیشتر و نه کمتر! آندسته از نیروهای اجنبی و پست‌فطرت رژیم مثل اسهالیون، کثافتیون زهرا، و حشد وحشی شامل این اخطار نیستند و اجازه دارند هر طور که مایل هستند با آمریکایی‌ها روبرو شوند، چون ما آنان را اصلاً داخل آدم حساب نمی‌کنیم! یادتان نرود اشغال‌ها! تصویر ذهنی که ما در مقابلمان داریم، جنایت وصف‌ناپذیری است که شما اشغال‌های شیعه در حق ما ایرانیان در دی‌ماه خونین کردید! حال خود دانید، ساعت صفر نزدیک است.

Reza

32,435 просмотров • 1 месяц назад

داکتر ضیاء آریانژاد، نماینده مردم سمنگان در واپسین پارلمان افغانستان، روزی چنین قصه کرد: قرار بود از روز ارتش تجلیل شود و ما نمایندگان فارسی‌زبان مجلس با اتحاد و همدلی، ناصری را به‌عنوان سخنران این مراسم انتخاب کردیم. آقای ناصری در پایان صحبت‌هایش صدا زد: «یک سرباز پشتون ارتش را بیاورید که دستش را ببوسم» اسدالله خالد، وزیر دفاع وقت، نمی‌خواست آقای ناصری در این مجلس صحبت کند. وزیر دفاع پیشنهاد کرد که در اینجا باید یک تاجیک به نمایندگی از پارلمان افغانستان صحبت کند. اما ما گفتیم: بگذار همین ناصری به نمایندگی از همه‌ی ما صحبت کند. او از قومی محروم است و سزاوار حمایت. آقای ناصری در پایان صحبت‌ها، بعد از اینکه صدا زد: «یک سرباز پشتون را بیاورید که دستش را ببوسم» اسدالله خالد با نیشخندی زهرآگین و خنده‌ای تمسخرآمیز رو به من کرد و گفت: این مردم را ناق بالا بالا می‌کنید! ما این‌ها را چنان زدن کردیم که شاید چند قرن دیگر هم از ما بترسند و دست‌مان را ببوسند. پ- مواردی که در پست اول و دوم درباره آقای ناصری نوشته‌ام‌ مسئولیت پاسخ‌گویی‌اش را نیز می‌پذیرم. اسدالله خالد (وزیر دفاع وقت) انورخان اوراخیل نماینده پشتون‌تبار مجلس و داکتر ضیاء آریانژاد‌ نماینده مجلس همه زنده و در قید حیات‌اند… نوت: این گفته‌ها بی‌احترامی به قوم محترم هزاره تلقی نشود. پس از سخنان بی‌ربط و تهمت‌های آقای ناصری به آدرس شهید احمدشاه مسعود، موارد یادشده برای نمایان ساختن چهره‌ی واقعی ناصری بیان شده‌اند تا نشان داده شود که این فرد تا چه اندازه ترسو و ناسپاس است.

Wahdat Shamal🕊️

27,363 просмотров • 1 год назад

🔴#فوری: مسعود رجوی: گنده‌گویی و بذله‌های زنجیره‌یی بچه شاه/سپاه پاسداران خامنه‌ای باید در هم کوبیده و منحل شود #مسعود_رجوی- ۱۷مهر۱۴۰۳: گنده‌گویی و بذله‌های زنجیره‌یی بچه شاه ۱-مبادا بترسید! بچه شاه «اجازه» نخواهد داد پس از سقوط رژیم «خلاء قدرت» به‌وجود آید! ۲-می‌گوید «ائتلافی گسترده از ایرانیان میهن‌پرست در داخل و خارج آماده‌اند تا برای خدمت به کشور ما و برقراری صلح با کشورهای منطقه وارد عمل شوند»! ۳-می‌گوید من هم «برای نظارت بر این گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی و بازگشت ایران به جامعه ملل قدم به پیش» خواهم گذاشت! در کتاب کلاس دوم ابتدایی زیر عنوان «برای خنده» نوشته بود که روزی مادر حسن او را فرستاد تا یک کیلو شیر گاو بخرد. کاسه‌ای که حسن برده بود کوچک بود. لبنیاتی به او گفت بچه جان این ظرف که آورده‌ای کوچک است و یک کیلو شیر گاو در آن جا نمی‌شود. حسن گفت پس یک کیلو شیر گوسفند بدهید! حال اگر پر کردن خلأ قدرت و نظارت بر گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی با آن ائتلاف گسترده در تغار گاو ولایت نگنجید باید با رویای احمد چلبی به یک کیلو شیر گوسفند سلطنتی قناعت کرد! جای شکرش باقیست که می‌گوید «این جنگ مردم #ایران نیست. این جنگ علی #خامنه‌ای و رژیم اوست. مستبد ظالم در #تهران، تلاش می‌کند به جنگ‌افروزی‌هایش، رنگ و آب ملی‌گرایی ایرانی بدهد». راستی جنگ ۸ساله با شعار «فتح قدس از طریق کربلا» که بچه #شاه از خمینی اجازه می‌خواست در آن خلبانی و بمباران کند، به‌ویژه پس از عقب‌نشینی طرف عراقی از خاک ایران و قبول طرح صلح شورای ملی مقاومت به‌عنوان مبنای مذاکرات صلح در پایان سال ۱۳۶۱، جنگ مردم ایران و یک #جنگ ملی بود؟! همان جنگ ضدمیهنی که #خمینی آن را برای بقای رژیمش نعمت الهی می‌خواند و یک میلیون اتباع ایران را به تنورش ریخت. سخن از مسالمت با رژیم اعدام و قتل‌عام «برای خنده‌» است. پاسخ در قیام و آتش است. سالیان گفته‌ایم: #سپاه پاسداران خامنه‌ای باید در هم کوبیده و منحل شود

سازمان مجاهدین خلق ایران

62,005 просмотров • 1 год назад

در روز ۷ اکتبر سال ۲۰۲۳ یک اتفاق بسیار عجیب نظامی باعث شد که بحث‌های باز در مورد زنان و قدرت عملیاتی آنان در نبرد با دشمن برای همیشه از بین برود. این سوال همیشه وجود داشت که آیا زنان قادر هستند که زیر آتش و تهدید شدید و چندبرابر، یک دیوار کاملاً مستحکم پدافندی را به وجود آورده و موفقیت‌آمیز آن را نگهداری کنند؟ در ۷ اکتبر این سوال به خوبی پاسخ داده شد. البته ما علاقه‌مندان به گستره‌های تاریخی نظامی از زنی اوکراینی به نام ماریا اوکتیابرسکایا شنیده بودیم که در جنگ جهانی دوم و به خاطر کشته شدن شوهرش تمام دارایی‌های خودش را فروخته بود، یک تانک خریده بود و اصرار داشت که خودش آن را در جبهه رانندگی کند، اما این داستان کمی اغراق‌آمیز بود و او بعدها خودش فقط راننده تانک بود، در حالی که فرمانده و تیرانداز تانک مرد بودند. اما در ۷ اکتبر، موضوع کاملاً تفاوت کرد: در آن روز که تروریست‌های مسلمان حماس به اسرائیل حمله کردند و زن و بچه و مرد اسرائیلی را با نفرت می‌کشتند، شوکی که به اسرائیل وارد شد کاملاً غیرقابل‌تصور بود، بخصوص این که ۴۸ ساعت تمام، سیستم‌های دفاعی اصلاً هماهنگ نبودند و غافلگیری صددرصد بود. در این بین، دو یا سه تانک و زره‌پوش اسرائیلی که در مرز مصر مشغول گشت‌زنی بودند دریافتند که در فاصله‌های زیاد در شمال محل استقرارشان یک اتفاق بسیار مهم رخ داده است و این که از سوی غزه تعداد زیادی تروریست مسلح به همه‌چیز با وانت و موتورسیکلت در حال ریختن به داخل شهرک‌های اسرائیلی در نزدیک غزه هستند. پرسنل این دو تانک، یعنی راننده، تیرانداز و فرمانده همگی دختران جوان هستند که بلافاصله با خلاقیت نظامی خودشان وارد عمل می‌شوند و به سرعت به طرف غزه پیشروی می‌کنند، عملی که خودش بسیار عجیب است، چون تانک معمولاً خودش مسافت زیادی نباید طی کند و معمولاً یک کشنده سنگین او را به محل نبرد می‌برد. به هر روی کاری که این دختران کردند، وارد رکوردهای نظامی جهان شد : آنان ۱۷ ساعت تمام جنگیدند، بیش از ۵۰ تروریست را خنثی کردند، یک ورودی تهاجمی تروریست‌ها از غزه به اسرائیل را نه تنها بستند، بلکه بارها از حالت دفاعی به حالت تهاجمی عوض کردند در حالی که دشمن مسلح به موشک‌های ضدتانک وحشتناک بود و هر لحظه احتمال نابودی همه آنان می‌رفت. از این‌ها گذشته، این دختران، دو شهرک اسرائیلی را از مرگ و نابودی حتمی نجات دادند، به نیروهای از راه‌رسیده پشتیبانی زرهی دادند، از زخمیان دفاع کردند، پشتیبانی رزمی و لجستیکی امداد و تهاجم را پوشش دادند. ۱۷ ساعت، بدون وقفه، بدون حتی پنج دقیقه وقفه! هیچ کشوری در تاریخ مدرن بشری چنین واقعیتی را تاکنون به خود ندیده، و تا آن زمان، هیچ ارتشی در دنیا ترکیب این‌چنین نیرو نداشته است. این دختران در اصل یک باب جدید در معادلات نبرد زمینی و زرهی در تاریخ بشریت باز کردند. نویسنده این مطلب را امروز نوشت تا بدون تعارف به یک موضوع مهم اشاره کند: شکی نیست، نبرد نهائی ایران برای آزادی در راه است، و ما باید به این موضوع فکر کنیم که استفاده از زن در میدان نبرد از دید تاکتیکی یک نکته بسیار مهم است. نه تنها به عنوان رزمنده، بلکه به عنوان نیروی فرماندهی میدانی، نه تنها از دید لجستیکی و پشتیبانی، بلکه خیلی فراتر از آن فرماندهی ستادی و هماهنگی شبکه نبرد. چرا که عمل کاملاً خودمختار و اتوماتیک این دختران اسرائیلی به ما نشان داد که زنان در میدان نبرد، دارای ویژگی‌هایی هستند منحصر به فرد و کاملاً درخور توجه. هدف باید این باشد که از زن در میدان نبرد نه تنها به عنوان اسلحه مخرب و به شدت خطرناک استفاده کرد، بلکه باید به او این امکان و فضا را داد که این اسلحه را سر خود و بر اساس تشخیص شخصی مورد استفاده قرار دهد. با سپاس رضا.

Reza

30,470 просмотров • 1 месяц назад