Загрузка видео...

Не удалось загрузить видео

На главную

نی‌نوا با تنظیم برای تریوی سنتور ‌ اجرای #گروه_تای آهنگساز : #حسین_علیزاده ‌ این ‌اثر به گونه‌ای تنظیم شده است که سنتور باس (سل کوک)؛ اجرای خطوط مرتبط با سازهای: کنترباس، ویلنسل و آلتو؛ سنتور دوازده خرک (می کوک)؛ ویلنسل، آلتو و خط دوم نی و سنتور نُه خرک...

14,038 просмотров • 3 лет назад •via X (Twitter)

Комментарии: 0

Нет доступных комментариев

Здесь появятся комментарии из оригинального поста

Похожие видео

🎥 پرستو احمدی، خواننده و موزیسین که پیشتر بازخوانی قطعه «از خون جوانان وطن» او مورد توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار گرفته بود. در پخش زنده کانال یوتیوب خود یک کنسرت مجازی ترتیب داده است. او این برنامه لایو‌ را که با همراهی گروه کوچکی از نوازندگان برگزار شده«کنسرت فرضی» نامیده است. روی کاور این اجرای زنده در کانال یوتیوب نوشته: «من «پرستو» دختری که می‌خواهم برای مردمی که دوستشان دارم بخوانم. این حقی است که نمی‌توانستم از آن چشم بپوشم؛ خواندن برای خاکی که عاشقانه دوستش دارم. اینجا در این نقطه از ایران عزیزمان، در این تکه‌ای که تاریخ و اسطوره‌های ما به هم پیوند می‌خورند، صدای من را در این کنسرت فرضی بشنوید و خیال کنید این وطن زیبا را …» نام این اجرای زنده کنسرت کاروانسرا است و در حال پخش از کانال یوتیوب پرستو احمدی است. او در ابتدای اجرا اعلام کرد که در این برنامه زنده، چند آهنگ را بازخوانی و چند آهنگ جدید با تنظیم گروه خودشان را اجرا می‌کند. #پرستو_احمدی #کنسرت_مجازی

ایران وایر

21,091 просмотров • 1 год назад

یک مربی ژیمناستیک اهل بوسنی و هرزگوین پس از اجرای رقص میله با میله پرچم ترکیه در قلعه‌ای تاریخی در منطقه کاپادوکیه با اتهام «بی‌احترامی به پرچم و ملت ترکیه» مواجه شده است. اتهامی که می‌تواند چندین سال زندان در پی داشته باشد. مقامات محلی استان نوشهیر ترکیه در بیانیه‌ای اعلام کردند که شکایت کیفری تنظیم شده و تحقیقات قضایی از سوی دادستانی کل استان نوشهیر بر اساس مواد ۳۰۰ و ۳۰۱ قانون جزایی ترکیه آغاز شده است. یکی از نمایندگان استان نوشهیر، «این اقدام را بی‌احترامی به ارزش‌های ملی و معنوی» دانسته و گفته است: «ما روند رسیدگی را از نزدیک دنبال خواهیم کرد تا اطمینان حاصل شود اقدامات قانونی لازم علیه این فرد انجام می‌شود.» یک خبرگزاری ترکی در آلمان اعلام کرده است بر اساس ماده ۳۰۰ قانون جزایی، توهین به پرچم ترکیه مجازات یک تا سه سال حبس دارد و بر اساس ماده ۳۰۱ مجازات شش ماه تا دو سال برای توهین به ملت ترکیه تعیین شده است.

ايران اينترنشنال

78,423 просмотров • 11 месяцев назад

📌چرا جنگ گریزناپذیر به نظر می‌رسد!؟ 🎥در گفتگو با انصاف نیوز انصاف نیوز 🔻عامل نخست به نتایج جنگ ۱۲ روزه برمی گردد. جنگ اول نتایج و پیامدهای زیر را داشت که احتمال وقوع جنگ دوم را افزایش داده است: ۱. دلیل اول این است که جنگ ۱۲ روزه بدون هیچ بنیان حقوقی یا سیاسی خاتمه یافت. ۲. جنگ ۱۲ روزه برنده و بازنده را مشخص نکرد و معادله جدیدی را میان ایران و محور اسرائیل و امریکا ایجاد نکرد. ۳. جنگ ۱۲ روزه قفل دیپلماسی را باز نکرد و بن بست بیشتری ایجاد کرد. ۴. جنگ ۱۲ روزه تصویر ایران ضعیف شده را تثبیت کرد. ۵. پس از جنگ ۱۲ روزه، امریکا و اسرائیل پروژه تغییر رژیم را در ایران آغاز کردند و بر این باورند که می توانند تحولات و معادلات داخلی ایران را در راستای منافع خود تغییر دهند. 🔻عامل دوم نیز ناآرامی های دی ماه بوده است که وقوع جنگ را تسریع کرده است و تحولات داخلی را به تهدیدات خارجی به صورت بی سابقه ای پیوند زده است. 🔻فضای تحولات دی‌ماه ۱۴۰۴ تفاوت زیادی با فضای تحولات دی‌ماه ۱۳۹۶ دارد و به همین جهت امریکا و غرب تمایل بیشتری برای مداخله دارند. 🔗لینک عضویت در افق ایران

Mostafa Najafi

17,662 просмотров • 6 месяцев назад

… و اما توضیحی در مورد عذرخواهی و شکایتِ یک #دائم‌الشاکی به نام «علی‌اکبر رائفی‌پور» اول. علت تأخیر در توضیح؛ تکمیل و بسته شدن پرونده‌ی قضایی بود که برخلاف انتظار‌ و پس از اجرای حکم و انتشار «عذرخواهیِ بنا به دستور قضایی»، ساعاتی پیش محقق شد. دوم: توییت کوت‌شده، نوشته‌ی نگارنده نیست و صرفاً بنا به دستور قضایی و توسط پلیس فتا نوشته شده است. سوم: قریب به ۴ ماه است که حساب‌های بانکی‌ام، به طور ناگهانی و بی‌هیچ ابلاغ قضایی، از سوی «دادسرای رایانه‌ای» و بابت شکایت آن فردِ معلوم‌الحال مسدود شده و تا ساعتی پیش -با وجود اجرای حکم- و برخلاف قانون، «رفع مسدودیت» صورت نگرفته بود. چهارم. در مرحله‌ی نخست پس از این اتفاقِ نادر، درخواست واخواهی قضایی‌ام (به دلیل عدم حضور در دادگاه و عدم فرصت دفاع) را تقدیم دادگاه کردم که برخلافِ متداول، این درخواست رد شد. پنجم. در مرحله‌ی بعدی و باز هم بی‌هیچ ابلاغی، حساب‌های بانکی‌ام را مسدود کردند تا راهی نباشد جز آن‌که به اجرای احکام مراجعه کنم و ۱۰ میلیون جزای نقدی را واریز کنم (با وجودی که کمی بیش از مبلغ جریمه در حسابِ توقیف‌شده، موجود بود و طبعاً، با برداشت مبلغ، نیازی به مسدودیت نبود!) اما پس از مراجعه و واریز مبلغ، باز هم-برخلاف قواعد قضایی- حساب‌های‌م «رفع‌مسدودی» نشد و برخلاف قوانین، «رفع مسدودی» مشروط به «عذرخواهی‌ام از شاکی در توییتر» (طبق حکم قضایی) و تاییدیه‌ی پلیس فتا شد! ششم. نکته‌ی عجیب‌تر آن‌که «اجرای احکام دادسرای رایانه‌ای» دستور به «عذرخواهی» در پلتفرمی را داده که اساساً استفاده از آن، خلاف قوانین در جمهوری اسلامی‌ست. نسبت به این مسئله نیز، طی لایحه‌ای اعتراض کردم، اما باز هم، مورد پذیرش قرار نگرفت. نمی‌دانم این شعبه، چه استدلالی در رد اظهارات‌م و تاکید بر «عذرخواهی» در یک «پلتفرم غیرقانونی شده» داشته. و اگر مثلاً «فیلترشکن» نداشتم، اجرای احکام چه می‌کرد؟ و آیا «فتا» -به عنوان ضابط- «فیلترشکن» تهیه کرده و برای انجام دستور قضایی در اختیارم می‌گذاشت؟ هفتم. یکی از عناوین اتهامی، «توهین» به این فرد است: #بتمرگ! شگفتا از سطح بی‌بدیل تحمل استادِ خودخوانده! که نمی‌بیند فحش‌های خود و ناسزاهای ناموسی لشکر فیک و نیابتی را! و اصلاً بعید می‌دانم این واژه برای آن #دائم‌الشاکی - که یک‌باره از قعرِ گعده‌های قرارگاهی و کودکستانِ سیاست به درجه‌ی ساختگیِ لیست‌بندی انتخاباتی رسید- و لشکر سایبری فیک و فحاش‌ و کم‌هوش و ذوق‌زده‌، «اهانت» تلقی شود؛ چندان که در توییت عذرخواهی قضایی، هم سطح ادب آن‌ها را دیدیم و هم، میزانِ هوش و فهم‌شان را! از طرف دیگر، عنوان دوم اتهامی نیز، «نشر اکاذیب» بود؛ آنهم به دلیل انتشار خبر «شکایت وزارت ارتباطات» از همین فرد به دلیل «پاداسکای» که طبق اظهارنظر رسمی آن وزارت‌خانه، «ممکن بود باعث سقوط هواپیما شود» هشتم. شاید یکی از شاخصه‌های اخلاقی «کودکستانی‌های سیاست» همین‌هایی باشند که مثل بچه‌های لوس و نُنُر، مدام وسط دعوا سراغ مراجع بالاتر می‌روند. کودکانِ خُردی که لباس نزارِ بزرگی به تن‌شان زار می‌زند و وسط میدان سیاست، قد و قواره‌شان لو می‌رود. کافی‌ست ویدیوی زیر را ببینید که تنها از دو سه سخنرانی این فرد استفاده شده. یا انواع فحش‌ها را در اکانت او و فیک‌های سایبری سرچ کنید؛ نتایج شگفت‌انگیز است! و آیا اصلاً کسی بابت این همه توهین از او‌ و شبه‌موسسه‌اش شکایت کرد؟ نه! اما او مجبور است لشکر فیکِ جمع‌آوری‌شده را به گونه‌ای-ولو چنین رسوا- آرام کند. نهم و آخر: پرسش از دستگاه قضا و دادستان به جز روند دادگاه، چگونگیِ محکومیت، جریمه‌ی نقدی و دستور عذرخواهی؛ حالا اما سوالم از دستگاه قضایی این است: آیا این اقدام اجرای احکام دادسرای رایانه‌ای در مسدوسازی حساب بانکی خلاف قانون نیست؟ دستور به عذرخواهی در یک پلتفرم فیلترشده چه؟ آیا فردی که در توییت‌های‌ش، مرتب فحاشی می‌کند و لشکر سایبری در حمایت از او، خبیثانه‌ترین ناسزاها را نثار منتقدان می‌کند، می‌تواند «شاکیِ توهین» باشد؟ وقتی کسی با سابقه‌ی این همه توهین و اکاذیب و‌ … راست‌راست می‌چرخد و تندتر از پیش به مسیرش ادامه می‌دهد، با چنین اقدامات خلافی، جری‌تر نمی‌شود؟ و این قبیل حوادث، اعتماد به نفس تئوریسین‌های خودخوانده و «هسته‌ی‌سخت‌نما» را به عرش نمی‌برد و عارضه را دوچندان نمی‌کند؟ غلامحسین محسنی اژه‌ای مهدی کشت دار

مُصطفی فقیهی Mostafa Faghihi

35,152 просмотров • 1 год назад

در انتقاد ایرج مصداقی از امیر طاهری (لینک مصاحبه در پایان این نوشته) دو مغلطه وجود دارد: اول، اینکه می‌گوید «کمال همنشین در تو اثر کرد» و به افرادی که در تلویزیون شهرام همایون مصاحبه می‌کنند، مانند محمد منظرپور و قاسم شعله‌سعدی، اشاره می‌کند. اولین بار در سال ۲۰۱۹ ایده بازگشت به مشروطه را از امیر طاهری شنیدم و از آن زمان، او این ایده را پرورش داد و در هر رسانه‌ای، سخنش تغییر نکرد. دوم، ایرج مصداقی می‌گوید «آیا امیر طاهری که می‌گوید بازگشت به مشروطه، می‌خواهد ایرج مصداقی را شاه کند؟» که به مخاطب چنین القا می‌کند که امیر طاهری علیه رضاشاه دوم سخن گفته است. اتفاقا امیر طاهری از رضاشاه دوم بسیار تمجید کرد (کامنت اول) و فقط گفت که نویسندگان دفترچه دوران اضطرار پشت سر رضاشاه دوم مخفی می‌شوند. اما من فکر می‌کنم که مهمترین بخش سخنان مصداقی در این فیلم است که من می‌گذارم. از روز جمعه برای من این سوال مطرح بود که در بین نویسندگان این دفترچه چه کسی حقوقدان است زیرا قسمت حقوق دفترچه، که خواهان کنار گذاشتن قانون اساسی مشروطه و اجرای قوانین جمهوری اسلامی با تغییراتی شده بود، بیشترین واکنش را برانگیخته بود. من برخی از نویسندگان را از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌شناسم مانند سعید قاسمی‌نژاد، نجات بهرامی، محمد جهان‌پرور، مهدی کتابچی، نوید محبی، بورگان نظامی و علیرضا کیانی، که هیچکدام از آنها حقوقدان نیستند. اینجا ایرج مصداقی می‌گوید که هیچکدام از آنها که در دفترچه به عنوان نویسندگان معرفی شدند، متن را ننوشتند! نویسنده یک «حقوقدان خوب و سلیم‌النفس» است که ایرج مصداقی مخاطبان را دعوت می‌کند تا به او اعتماد کنند. چرا نباید این حقوقدان به مردم معرفی شود؟ آیا بهتر نیست تا به جای مثلا مصاحبه امیر اعتمادی با وحید بهمن و گفتن اینکه «این متن مورد تایید شاهزاده است» همان حقوقدان به صحنه بیاید و با مخالفان مناظره حقوقی کند؟ چرا سرنوشت مردم ایران باید به دست یک حقوقدان ناشناس نوشته شود؟ آیا این حقوقدان همان د.ل.ب است؟ لینک مصاحبه کامل

Asghar Sepehri

25,612 просмотров • 1 год назад

محسن معزی‌فر، دبیر فدراسیون بسکتبال ایران تایید کرده است که ویدیوی رقص و شادی بازیکنان تیم ملی بسکتبال زنان ایران از صفحه اینستاگرام آسیاکاپ با فشار جمهوری اسلامی بوده است. او دراین‌باره به روزنامه هفت صبح گفت: «این کار، غیرحرفه‌ای از سوی فیبا بود که باید عرف فدراسیون بسکتبال ایران را رعایت می‌کرد. فدراسیون ایران از ساخت چنین ویدیویی بی‌اطلاع بوده و فیبا بدون هماهنگی اقدام به انتشار آن کرده است. ما از موضوع ساخت چنین ویدیویی خبر نداشتیم.» دبیر فدراسیون بسکتبال ایران گفت: «آنها طبق پروتکل فدراسیون‌ها که برخی مسلمان هستند، برخی مسیحی هستند و... عمل می‌کنند. ما هم مشکلی نداشتیم. با پخش این کلیپ مشکلی نداریم‌ اما باید ادیت بهتر و رعایت پروتکل‌ها انجام می‌شد.» معزی‌فر گفت: «این مسائل در رختکن خانم‌هاست و برای ساخت چنین ویدیویی باید حساسیت بیشتری نشان می‌دادند. ما موافق این بودیم که ادیت مجددی شود. در آن زمان اگر هماهنگ می‌کردند، پروتکل خودمان را می‌گفتیم و مشکلی هم نبود.» او مدعی شده که هیچ برخورد تنبیهی با بازیکنان انجام نمی‌شود: «هیچ محرومیتی برای بسکتبالیست‌ها در کار نیست. ما، هم به خاطر محرم و هم فضای جنگ تحمیلی، سعی کردیم تمرکز بچه‌ها را روی مسابقات حفظ کنیم. با توجه به شرایط، ۱۰ روز زودتر آنها را فرستادیم تا همه چیز برایشان فراهم باشد.» معزی‌فر همچنین فشار از سوی نهاد خاصی را رد کرد: «هیچ فشاری از سوی جای خاصی در کار نیست و مشکلی هم نبوده است. ما باید پروتکل‌های خودمان را حفظ کنیم. بخش رسانه‌ای ورزش، بخشی از حکمرانی وزارت و مملکت است و نمی‌توانیم هر چیزی را پخش کنیم.» تیم ملی بسکتبال زنان ایران برای شرکت در رقابت‌های کاپ آسیا دیویژنB در کشور چین حضور دارد. ایران در گروه دوم این مسابقات با جزایر کوک، مغولستان و تایلند هم‌گروه است.

ایران اینترنشنال ورزشی

57,296 просмотров • 1 год назад

امروز توفیق شد تا از منطقه چهارم نیروی دریایی سپاه در استان بوشهر بازدید کنم. چند نکته: ۱.قدرت پدافندی سپاه در ماه‌های اخیر جهش چشمگیری داشته بطوری که هم‌اکنون قادر به مقابله با انواع جنگنده‌های دشمن است. ۲.نیروهای مسلح ایران قدرت اول خلیج فارس هستند، تنگه هرمز طی یک برنامه حساب‌شده مدیریت می شود و هیچ ارتشی قادر به شکست ایران در تنگه نیست. ۳.روحیه پاسداران دلاور انقلاب در سپاه عالی است و همچون فرماندهان شهیدشان با اخلاص و شجاعت در میدان هستند و موفق به اجرای عملیات های موفق از جمله انهدام تجهیزات و امکانات دشمن و برخورد با کشتی‌های متخلف در دریا شده‌اند، آنها شیوه شکست دشمن را به‌خوبی یاد گرفته اند. رزمندگان تاکید داشتند که هیچ امتیازی به دشمن داده نشود. ۴.پاسداران ایرانی شبانه‌روز و ۲۴ ساعته پای کار دفاع از وطن هستند و خود را برای شکست نهایی شیطان آماده می‌کنند. پس از این بازدید روحیه‌بخش اطمینان یافتم که دشمن آمریکایی در خلیج فارس و تنگه هرمز بیچاره خواهد شد، به اذن الله. ۵.خدا قوت جانانه به فرماندهان و پاسداران سپاه در بخش‌های مختلف بویژه در منطقه چهارم دریایی.

ابراهیم رضایی

26,439 просмотров • 19 дней назад

امیر المومنین شیخ الشریف مولانا شریف وطندوست! طالبان برای دومین بار امارت ظالمانه خود را با حیله و توطئه و وطنفروشی و معامله گری به وسیله آمریکا، برخی از کشورهای اروپایی و عربی و منطقه در افغانستان ایجاد کردند. این گروه یک شخص مجهول الهویه به نام شیخ العنیف ملاهیبت الله را به عنوان امیر المومین امارت خود اعلام کردند. امیری که تمام هنرش صادر کردن احکام ضد انسانی علیه زنان و مردان افغانستان است. تمام هنرش سرکوب و کشتار و اجرای قتل‌های هدف مند است تمام هنرش ساختن مدارس جهادی به منظور پرورش انتحاری و تعمیق افراطیت قومی و مذهبی و نفرت نژادی است تمام هنرش تعطیل فرهنگ و اندیشه و هنر و زیبایی و سازندگی است و صد البته تمام هنرش زمینه سازی برای گسترش فرهنگ قرون وسطایی بچه بازی و همجنسگرایی و زندگی در خلوت و خفا و جفا بر مردم افغانستان! حال آن امیر مجهول و نام نهاد طالبان یک حریف و رقیب جدی و بسیار قوی به نام مولانا شیخ الشریف وطندوست یافته است. این امیر جدید امارت دوستان تفاوت های اساسی با امیر مجهول طالبان دارد: ۱- حی و حاضر و با هویت و شناسنامه و تصویر است. ۲- تعصب قومی و مذهبی و لسانی و منطقه ای و لسانی ندارد. ۳- به حرمت انسان و آزادی بیان و حقوق زن و تعلیم و تکریم فرزندان کشور و کار و اشتغال و تامین آزادی انسانی و اسلامی امارت دوستان شدیدا باور دارد. ۴- با دنیای جدید و تحولات آن از جمله شبکه های اجتماعی جدا آشنایی دارد. ۵- سابقه کشتار و قتل و جنایت و وطنفروشی و مزدوری و پرورش انتحاری و ضدیت با زنان و مردان افغانستان ندارد. ۷- سالها در وطن خود بوده و در خدمت مردم و خانواده و بستگان خود و ضررش به هیچ فردی نرسیده است! ۸- هیچ کشور خارجی از جمله پاکستان و ایران و روسیه و چین و آمریکا به عنوان صاحب و مالک و ارباب او نبوده و نیست! ۹- به هیچ وجه اهل ضرب و زور و فحش و دشنام و بدخلقی و کمپل بازی و زن آزاری و ارادت به زنان و مردان چینائی نیست! ۱۰- می خواهد برای همه اقوام افغانستان یک امیر عادل و عاقل و متمدن و میانه رو و خیرخواه باشد! این جانب از همه امارت دوستان افغانستان می خواهم که اگر واقعا یک امارت درست و انسانی می‌خواهید با جناب شیخ الشریف وطندوست بیعت کنید و از ایشان اطاعت نمایید تا به خیر دنیا و آخرت برسید!

Arif Rahmani

33,022 просмотров • 1 год назад

#فوری_فوری_خیلی_مهم 🎥 داعشی های وطنیِ مواجب بگیر از بیگانه؛ متجاوز «حقوقی-سیاسی» بودن اسرائیلِ تجزیه کننده ی ایران و «ملی-میهنی» بودن جنگ دفع تجاوز را انکار کردند: برخی داعشی ها هم اسرائیل بزن راه انداختند👇👇 👈دکتر حسین رفیعی استاد بازنشسته دانشگاه و از «ملی- مذهبی ها» #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۲۴) ✅ اسرائیل با کمک ناتو به ایران تجاوز کرد و خسارت های بسیاری وارد کرد. این تجاوز به خاک و تمدن و فرهنگ و موقعیت جفرافیایی ایران بود. ریشه این تجاوز به جمهوری اسلامی ربطی نداشت، از قبل از انقلاب متخصصان اسرائیلی گفته بودند که کشورهای بزرگی مثل ایران و ترکیه و مصر برای اسرائیل تهدید به شمار می روند. پس باید به کشورهای کوچکتر تجزیه شوند. 🔺 در سال ۱۹۹۶ طرح مشترک نتانیاهو و نئوکان های آمریکا تصویب شد که براساس آن قرار شد هفت کشور را فرو بپاشانند که ایران هفتمین آنها بود. حساب باقی را قبلا رسیده اند. حمله به ایران آغاز اجرای پروژه فروپاشی ایران بود. 🔹طرح و هدف اسرائیل تجزیه و تکه پاره کردن ایران بود و هست. در طول تجاوز ۱۲ روزه «جروزالم پست» اسرائیل در سرمقاله اش خطاب به ترامپ نوشت که تجزیه ایران را به سیاست رسمی آمریکا تبدیل کنید. در نقشه های محرمانه شان هم که به بیرون درز کرده گفته اند که قصد داریم کردستان و آذربایجان و بلوچستان و ترکمن صحرا و بخشی از خوزستان را از ایران جدا کنیم تا ایران به کشوری بسیار کوچک تبدیل شود و آن بخش کوچک را هم به خاندان پهلوی واگذار کنیم. 🔺جنگ اسرائیل علیه ایران یک جنگ ملی-میهنی بود. آنان جمهوری اسلامی را بهانه کردند که این کار همیشگی جنگ طلبان است. صرفنظر از جنبه حقوقی که براساس آن آغاز کننده متجاوز و متخاصم است و باید تنبیه شود، إسرائيل از هر جهت دیگری هم محکوم است، چون در حال اجرای طرح بلندت مدت فروپاشی ایران بود. 🔹آیا نمی دانید که ناتو به أفغانستان و عراق و لیبی و سوریه و یمن و لبنان حمله کرد؟ آیا برای این کشورها دموکراسی و امنیت و توسعه آوردند؟ 🔺بسیار شگفت انگیز و مایه تأسف است که افرادی با وجود آشکار بودن هدف اسرائیل برای تجزیه ایران، از متجاوز دفاع کردند و می کنند. فاجعه این است که ادعا می کنند استاد دانشگاه، محقق و فعال سیاسی هستند و تجاوز اسرائیل به ایران را آزادیخش قلمداد می کنند. 🔹مشکل اینها این است که ایران و تاریخ ایران را نمی شناسند. اینها به خلبانهای اسرائیلی متکی هستند تا آنها را به ایران برای حکمرانی پادشاهی یا جمهوری دموکراتیک بیاورند. 🔺بدون تردید جمهوری اسلامی بد عمل کرده و بدون تردید خیلی ها از جمهوری اسلامی آسیب دیده اند. اما چرا مدعیان «تحلیل مشخص از شرایط مشخص»‌[یا منطق موقیعیت] نداشتند و چرا برخلاف منافع ملی در تجاوز اسرائیل و ناتو نور رستگاری دیدند. چرا با ادعاهای مضحک از اسرائیل دعوت به تجاوز کردید؟ چرا خودتان را «فعال سیاسی» می نامید و این گونه کژاندیش هستید؟ چرا تاریخ را وارونه می کنید؟ 🔹بوی خون می آید، نه بوی رهبری برای شما. أفغانستان را دیدید که به همان طالبان واگذارش کردند که با آنها جنگید؟ لیبی و عراق را هم ببینید. 🔺چرا مدعیان دانشگاهی و برخی فعالان سیاسی مقیم خارج که جنگ طلب هستند به داعش تبدیل شده اند؟‌خشونت کنونی آنها در مرحله کنونی فقط زبانی و تحلیلی و تحریف گرانه تاریخ و دروغگویانه است. 🔹خدا نیاورد آن روزی را که این داعشی ها در ایران به قدرت برسند و نمی آورد. 🔺سال ها در جوامع اروپایی و آمریکایی زندگی کرده اند و در تجاوز ۱۲ روزه تحلیلگر شده و هوس حکمرانی دارند. داعشی های ایرانی در حال آماده سازی اذهان از طریق رسانه ها هستند. 🔹اگر مأمور و حقوق بگیر آمریکایی ها و اروپایی و اسرائیلی ها هستید و برای دریافت حقوق سخن می گوئید، مرا کاری با شما نیست. اما اگر حقوق بگیر نیستید به طرح تجزیه نئوکان ها و صهیونیستهای اسرائیلی و تجربه تجاوز ناتو به کشورهای أفغانستان و عراق و لیبی و سوریه و یمن و لبنان بنگرید. اینها را ببیند تا مردم ایران آگاه شوند که شما در عین آگاهی و علم به ایران خیانت کردید. 🔹 🔺غرب به رهبری آمریکا مخالف دموکرتیک شدن ایران است. آیا ندید در مشروطه با ایران چه کردند و انگلیس از دورن مشروطه چگونه رضا خان دشمن دموکراسی و آزادی را بیرون کشید؟ آیا کودتای ۱۳۳۲ آمریکا و انگلیس علیه دولت ملی و دموکراتیک دکتر محمد مصدق را ندیده اید؟ دولتهای غربی اجازه ندادند که در ۱۲۰ سال گذشته یک دولت و جامعه دموکراتیک در ایران شکل بگیرد. 🔹جامعه دموکراتیک ایران از درون جامعه ایران خواهد روئید و اتفاقا در حال جوشیدن است. با همه خفقان و فشارهای حکومت بر مردم، جامعه مدنی ایران در حال روئیدن و به ثمر رسیدن است، به شرطی که بومی بماند و دوباره رضا خان ها را بر صدر ننشانند. انقلاب ۱۳۵۷ را هم با دخالت های داخلی و خارجی مانع دموکراتیک شدنش شدند. ایران کاملاً مستعد گذار به دموکراسی است و داعشی های خارج نشینِ فعال سیاسی و مدعی استاد دانشگاه نباید سد راه آن شوند. ✍سخنی با حکومت: نقطه قوت حکومت ۹۰ میلیون ایرانی است. چرا با خودی و غیر خودی سازی، مردم را دو شقه کرده اید؟ مردم در تجاوز ۱۲ روزه نشان دادند که موجودیت ایران برایشان اصل محوری و بنیادین است. برخی از حاکمان گفتند «هسته سخت نظام ۹۰ میلیون ایرانی است»، آری به شرط آنکه حکومت این هسته سخت را تقویت کند، نه مقابله با آن. حاکمان باید به این هسته ی سخت پیوند بخورند. دو پیشنهاد برای تقویت هسته سخت: ✍اول- توسعه سیاسی و آزادی های گسترده سیاسی : آزادی همه زندانیان سیاسی و تبدیل صدا و سیما به رسانه ملی که ظرفیت های ۹۰ میلیون در آن ظاهر شود، باید محقق شود. صدا و سیما همان کاری را می کند که اسرائیل و خارج کشوری های داعشی می خواهند. با گسترش توسعه سیاسی که همه را در بر بگیرد، می توانید مانع هر تجاوزی به وطن شوید. ✍دوم- توسعه اقتصادی:‌ امنیت «شرط لازم» توسعه سیاسی و اقتصادی است، اما شما امنیت را با تفسیر خودتان به «شرط کافی» تبدیل کرده اید. امنیت ایران از طریق منطقه تأمین نمی شود، از طریق خود ایران تأمین می شود. فقر و بیکاری و تورم در حالی که منابع موجود است، بیداد می کند. منابع عظیمی که تحت عناوین خصولتی سازی، دور زدن تحریم ها، و...به دیگران دادید، باید همه را به خزانه عمومی بازگردانید تا مسعود پزشکیان هر روز با خجالت نگوید پول نداریم به کشاورزان و کارگران و معلمان بدهیم. آن أموال عظیم را برگردانید و هزینه مردم کنید تا همه إحساس کنند از مام وطن بهره می برند. ✍اگر این دو پشنهاد عملی شود، آمریکا و اسرائیل نمی توانند به ایران تجاوز کنند. میلیون ها ایرانی مقیم خارج هم به وطن شان باز میگردند تا در آباد وطن مشارکت کنند. ✍داعشی های ایرانی به اندازه امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه هم عقل و شعور ندارند که گفت: سرنگونی جمهوری اسلامی یعنی تشنج، درگیری، کُشت و کُشتار، مهاجرت ۱۰ میلیون نفر آواره ایرانی به اروپا، تبدیل ایران به أفغانستان و...

Akbar Ganji

37,005 просмотров • 1 год назад

آینده جنگ؟ 🧵۱/۲ #توهم_کنترل در مورد استراتژی آمریکا در مورد تنش‌ در تنگه هرمز بارها نوشته‌ام. در روزهای اخیر این سناریو به بلوغ رسید. سناریویی پیچیده‌ای که نام دیگش میشه: «معاوضه بازدارندگی واقعی با توهم» اجازه بدید دو نمونه‌ی تاریخی بیارم: مونتگومری پیش از نبرد العلمین در مقابل نیروهای رومل تاکتیکی شبیه کار امروز ایالات متحده انجام داد. با عقب‌نشینی‌های حساب‌شده به ارتش آلمان توهم کنترل کامل منطقه را القا کرد و در زمان مناسب ضربه اصلی ر زد. مثال‌های تاریخی القای توهم کنترل بسیار زیاده. از نبرد کراسوس و پارتیان ایرانی تا نبرد سالامیس بین خشایارشا و تمیستوکل، تا جنگ‌های معاصر مثل جنگ آمریکا با کره شمالی و نبرد استالینگراد یا حتی پیشروی‌های ناپلئون در قلب روسیه. درسته هرکدام از موارد بالا کانتکس خودش ر داره، ولی در اصل بنیادین اثربخشی این تاکتیک، تفاوتی ایجاد نمی‌کنه. 🛑 حالا یک جمع‌بندی کنیم که آمریکا هدف کلیش چه بوده؟ جمهوری اسلامی به صورت تاریخی چند اهرم بازدارندگی داشته که کار هم می‌کرده: ۱. اورانیوم غنی‌شده و برنامه اتمی ۲. گروه‌های نیابتی و تروریزم در منطقه ۳. برنامه موشکی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل برای مقابله با گروه‌های نیابتی و برنامه موشکی رژیم سال‌ها برنامه‌ریزی کرده بودند و راهکارهای مشخصی هم روی میز تعریف شده بود. اجرای این راهکارها هم در عمل نشان داد که تا حد مورد قبولی کارساز واقع شده و نتیجه‌ی آن تضعیف شدید گروه‌های نیابتی (نه نابودی کامل) و تخریب زیرساخت‌های موثر در برنامه موشکی بوده. اما همچنان تا اینجا یک معما بی‌پاسخ باقی مانده: با برنامه اتمی و اورانیوم‌های غنی‌شده رژیم چه کنیم؟ از سیاست اشتباه امتیازدهی در برجام برای توقف غنی‌سازی داوطلبانه تا بمباران فوردو و نطنز در عملیات چکش نیمه‌شب (ژوئن ۲۰۲۵) هیچ‌کدام نتوانست یک راه‌حل نهایی برای این پروژه روی میز بگذارد! پس چاره کار چه بود؟ تغییر رژیم؟ بله تغییر رژیم همیشه یک چاره‌ی عالی برای این معادله کثیف بوده، ولی اگر محقق نشود چه؟ یا اگر پیش از تغییر رژیم ج‌اسلامی به نحوی با این اورانیوم‌های غنی‌شده ضربه روز قیامت خود را بزند؟ (آلودگی هسته‌ای گسترده یا حتی ساخت بمب اتم) بدیهی بود که تعویق مصادره‌ی ذخیره‌ی اورانیوم غنی‌شده به پس از سرنگونی حکومت یک تصمیم اشتباه است. حالا چه میشد اگه به ج‌اسلامی چنین القا میشد که اهرم بازدارندگی موثرتری از بمب اتم و اورانیوم و گروه‌های نیابتی در دست دارد؟ اهرمی که نه فقط چند کشور هدف، بلکه تمام دنیا ر به آشوب می‌کشونه؟ اینجا مساله تنگه هرمز مطرح میشد. از شروع این جنگ بارها با سند و مدرک نوشته‌ام که ایالات متحده علی‌رغم مواضع سیاسی و ادعا در مورد اهمیت برقراری امنیت دوباره تنگه هرمز، نه تنها عجله‌ای برای برقرای امنیت تنگه ندارد، بلکه بیش‌تر از همه کشورهای جهان از اوضاع، نفع هم برده است. (آمار و ارقام افزایش صدور نفت و میعانات گازی و قرادادهای فروش اسلحه یک ماه اخیر شرکت‌های آمریکایی کاملا گویاست) ۲. ایالات متحده آمریکا علی‌رغم رتوریک‌های تهدیدآمیز؛ کوچک‌ترین اقدام موثری برای تسهیل بیمه بین‌المللی دریایی انجام نداده. ۳. سومین برهان این ادعا، بی‌عملی عجیب آمریکا در مقابله با تهدیدات ج‌اسلامی در هرمز بوده. از ابتدای گسترش شایعه مین‌گذاری تنگه هرمز، ناوگان مین‌روبی سنتی آمریکا یعنی کشتی‌های کلاس Avenger مثل USS Chief و USS Pioneer که با بدنه‌های فایبرگلاسی و چوبی به صورت سنتی و تاریخی با سیستم سونار و سوییپر‌های مکانیکی عملیات خنثی‌سازی مین را انجام می‌دادند، تا همین ۲ روز پیش به بهانه‌ی خطرناک بودن تنگه در ژاپن پهلو گرفته بودند و تازه ۲ روزه که به منطقه اعزام شده‌اند! DDG های جدیدتر نیروی دریایی هم که از مسافت دورتری توان مین‌روبی داشنند؛ حتی یک روز هم در حالت عملیاتی قرار نگرفتن! ناوشکن‌های USS Santa Barbara و USS Tulsa و مجهز به هوش مصنوعی (USV) برای مین‌روبی؛ به طور کلی بیکار بوده‌اند. به این موارد اضافه کنید عدم اسکورت کشتی‌ها در تنگه، عدم بمباران موثر جزایر لارک و قشم و ابوموسی و کرانه شمالی خلیج‌فارس که بیشترین میزان شلیک پهپاد از این مناطق صورت گرفته است! 📍البته مضحک‌ترین نمونه این بی‌عملی حساب‌شده آمریکایی‌ها همین دیروز رقم خورد. وقتی فقط دو قایق تندروی سپاه به نفت‌کش هندی (سنمار هرالد) نزدیک شدند و با مسلسل و پرتابه اقدام به شلیک به نفت‌کش کردند ولی خبری از هواپیماهای A10 آمریکایی برای مقابله نشد! دقت کنید. در این مورد نه صحبت از مین بود، نه موشک و پهپاد، حتی با دو قایق پاپتی تندرو سپاه هم برخوردی نشد!… 🧵 ادامه در کامنت👇🏻👇🏻👇🏻

Nima. Monsefi. نیما منصفی

51,696 просмотров • 3 месяцев назад

🎥 چرا راه حل حداقلیِ «جبهه إصلاحات» به نتیجه منتهی نمی شود و چرا «خوانش حداکثری» از بیانیه جبهه إصلاحات از موضع «ملی گرایانه» ناپذیرفتنی است؟👇👇 👈 اکبر گنجی 🔴آقای اصغرزاده عزیز، پاسخ من به جنابعالی در دو بخش محوری و حاشیه ای ارائه می شود: ✅مسئله اصلی/محوری/مرکزی: 🔹توصیه ای-تجویزی-تکلیفی: باید با آمریکا برای برقراری روابط دوستانه وارد گفت و گوی مستقیم شد.(چونکه صد آید نود [رفع تحریم های اولیه و ثانویه] هم پیش ماست). حتی اگر از قبل روشن باشد که مذاکره به هیچ توافقی منتهی نخواهد شد، باز هم باید مذاکره کرد. چون اگر ایران مذاکره نکند، پیشاپیش در منظر جهانی محکوم خواهد بود و خواهد شد. اما اگر مانند عمان وارد مذاکره شرافتمدانه شود، در صورت تجاوز مجدد آمریکا و اسرائیل، همه جهان- حتی آمریکایی ها- خواهند گفت که آمریکا از مذاکرات برای فریب ایران استفاده کرد و هیچ صداقتی در مذاکره نداشت. یعنی همان کاری که با قطر هم انجام دادند. 🔹توصیفی-تبیینی: به مطلوب مشترک بالا دست نیافتیم، چون الف- آمریکا (اسرائیل هم که ولی فقیه آمریکاست)، ب- رهبری ایران (بخصوص آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای)، پ- رقبای داخلی مانع آن شدند و هر یک به میزانی در این امر مقصر هستند.(نقد قبلی مصروف توضیح این مدعای توصیفی- تبیینی شد). 🔹خوانش حداقلی و حداکثری بیانیه «جبهه إصلاحات»: به محض اینکه متنی منتشر شد، آن متن مستقل از گوینده و نویسنده خواهد شد(نظریه «مرگ مولف»). روایت نویسنده/نویسندگان از هر متنی، یک روایت در میان ده ها روایت است. باید دید کدام روایت، از نظر هرمنوتیکی معتبرترین روایت از متن است. چنانکه خوانش آقایان اصغرزاده، محسن آرمین و سعید شریعتی (در مصاحبه با ایمانی) از بیانیه «جبهه إصلاحات» یکسان نیست. روایت من- «خوانش حداقلی»- از بخش مذاکره با امریکا این بیانیه- چنانکه در ابتدای پاسخ قبلی آوردم- به شرح زیر است: پنج مطالبه آمریکا از ایران- یعنی جمع کردن کل صنعت هسته ای ایران، کوتاه کردن بُرد موشک های ایران تا به اسرائیل نرسند، نابودی حماس و جهاد اسلامی و حزب الله و حوثی ها و گروه های عراقی جبهه مقاومت توسط ایران، عضویت ایران در پیمان صلح ابراهیم، و برکشیدن حکومتی چون حکومت ژنرال سیسی در ایران- به کلی ناپذیرفتنی هستند. ایران فقط و فقط در برابر رفع تحریم ها برای مدت زمانی معین غنی سازی را به تعلیق در خواهد آورد. اگر این خوانش نادرست است، لطفا بفرمایید چرا و در کدام موارد؟ من «خوانش حداقلی» خود را معتبرتر از روایت آقایان اصغرزاده و سعید شریعتی- «خوانش حداکثری» که گویی مطالبات زیادی را می پذیرد واگذار کند- به شمار می آورم و «خوانش حداکثری» آقایان اصغرزاده و شریعتی را دورتر از «خوانش حداقلی» خود به خوانش دوستانی چون محسن آرمین به شمار می آورم. به گمان من به احتمال خیلی زیاد روایت سید محمد خاتمی از این بخش بیانیه «جبهه إصلاحات» با خوانش حداکثری آقایان اصغرزاده و شریعتی موافق نباشد. 🔹بن بست مذاکره با آمریکا بر مبنای بیانیه جبهه إصلاحات: اگر «خوانش حداقلی» من از بیانیه «جبهه إصلاحات» معتبر باشد، مذاکره از قبل شکست خورده است. چون آمریکا نمی پذیرد که در برابر تعطیلی موقت غنی سازی، «همه تحریم ها» را لغو کند. سعید شریعتی هم می گوید که موضوع غنی سازی از نظر آمریکا تقریبا حل شده است و الان باید به سراغ مطالبات موشکی به بعد برویم. شریعتی موشکی و منطقه ای و...را هم قابل مذاکره- و شاید کوتاه آمدن از آنها- به شمار می آورد. آقای اصغرزاده نظر شما در این موارد چیست؟ بیانیه جبهه إصلاحات- به خوانش شما- در این موارد چه می گوید؟ «خوانش حداقلی» معتبر است یا «خوانش حداکثری»؟ اگر «خوانش حداکثری» معتبر است، تا کجا باید پیش رفت و تا کجا باید امتیاز داد؟ 🔹ناواقع گرایی جبهه اصلاح طلبان: عنوان مقاله دو نوبتِ قبل من، «سیاستِ خارجی ناواقع گرایانه ی "جبهه إصلاحات" و اصغرزاده» بود. واقع گرایی و ناواقع گرایی در اینجا به چه معنایی به کار رفته است؟ ما همیشه با حجم زیادی اطلاعات و شواهد و قرائن مواجه هستیم. جهانِ واقع (شواهد و قرائن) روشن نیست و در ذهن ما منعکس نمی شود و به نظریه مبدل نمی گردد، ما با ذهن روشن خود جهانِ تاریک را روشن می سازیم و چیزهایی را می بینیم که ذهن مان روشن شان می کند(عالِم فعال به جای عالِم منفعل). حدس ها و پیش فرض های ما به ما می گویند چه چیزها را ببینیم و به مرکز بیاوریم و کدام چیزها را نبینیم و به حاشیه برانیم و یا اصلاً حذفشان کنیم. پس با چه معیاری و چگونه حدس ها و نظریه های ما عینی و واقع گرایانه (مطابق با واقع) می شوند؟ با محک تجربه (خوش بود گر محک تجربه آید به میان/تا سیه روی شود هر که در او غش باشد). توجه عالِم و تحلیلگر به جای گردآوریِ شواهد و قرائنِ موید مدعایش، باید مصروف شواهدِ ناقض مدعا یا حدس هایش شود. بدین ترتیب حدس ها و مدل ها نقدپذیر می شوند. باید حدس ها و مدعیات را در پرتو شواهد ناقض اصلاح کرد، و اگر شواهد ناقض آنچنان زیاد بود که راه را بر هرگونه اصلاحی می بست، حدس ها و ادعاها را باید کنار گذاشت و حدس ها و مدعیات دیگری اختیار کرد. مدعای من این بود که «جبهه إصلاحات» و آقای اصغرزاده شواهدِ ناقض مذاکره بُرد-بُرد با دولت ترامپ را نادیده گرفته و هیچ به شمار می آورند. و این همان چیزی است که مدعا و حدس آنان درباره سیاستِ خارجی- در اینجا مذاکره با آمریکا- را ناواقع گریانه می کند. بیانیه «جبهه إصلاحات» سلطه و سیطره اسرائیل بر دستکم سیاست خاورمیانه ای آمریکا را نادیده گرفته است. اما این «مدعای حداقلی» است. «مدعای حداکثریِ» محمد رضا شاه پهلوی که نیم قرن پیش مطرح کرد این بود که اسرائیل (او به جای «لابی اسرائیل» از «لابی یهودیان» سخن می گفت که طنین یهودی ستیزانه داشت) بر رئیس جمهور و قوه مجریه، کنگره آمریکا، بانک ها، رسانه ها، روزنامه ها (از نیویورک تایمز و واشنگتن پست به طور مشخص نام برد نام برد)، تجارت، بازارهای مالی، و...آمریکا سطله دارد و تدبیرشان با اسرائیل است. چه با «مدعای حداقلی» و چه با «مدعای حداکثری»، در واقع قرار است(من و شما و جبهه إصلاحات می خواهیم) ایران وارد مذاکره مستقیم بُرد- بُرد با اسرائیل شود. مطالبات اسرائیل از ایران چیست؟ آیا اسرائیل پیشنهاد جبهه إصلاحات- تعطیل کردن موقت غنی سازی در برابر لغو کلیه تحریم ها- را می پذیرد؟ اگر نپذیرفت پیشنهاد مشخص شما چیست؟ ایران تسلیم خواست های اسرائیل شود یا نشود؟ پس از آغاز و پایان مذاکرات، با توجه به مطالبات حداکثری و تسلیم طلبانه آنان، و شکست مذاکرات، همچنان خامنه ای و جمهوری اسلامی مقصر خواهند بود یا اسرائیل و آمریکا و اروپا؟ 🔹صورتبندی منطقی آزمون مطالبات ما: من و شما و «جبهه إصلاحات» خواهان مذاکره مستقیم با آمریکا و برقراری روابط دوستانه با آن کشور هستیم. اما من شواهد ناقض defeater را جدی می گیرم و شما نمی گیرید. گزاره اصلی: «۱- ایران و آمریکا در حال مذاکره هستند و ۲- به توافق می رسند». اما از نظر قائلان این گزاره اصلی این مذاکره و توافق باید به نتایج زیر برسد و لذا این گزاره اصلی متضمن گزاره های زیر هم هست: «ایران در برابر رفع تحریم ها موقتاً تعلیق غنی سازی می کند.» «امنیت ملی ایران (داخلی و در برابر تجاوز خارجی: آمریکا و اسرائیل) تأمین می شود.» «ایران به بازدارندگی دست می یابد.» «ایران به توسعه همه جانبه اقتصادی و سیاسی و نظامی و فرهنگی دست می یابد.» «ایران از انزوای سیاسی خارج می شود.» «ایران کشوری قدرتمند در خاورمیانه می شود.» بنابراین، مدعای اصلی ما را باید ترکیب عطفی گزاره اصلی و گزاره های فوق دانست: «ایران و آمریکا در حال مذاکره هستند و به توافق می رسند. ایران در برابر رفع تحریم ها موقتاً تعلیق غنی سازی می کند. امنیت ملی ایران (داخلی و در برابر تجاوز خارجی: آمریکا و اسرائیل) تأمین می شود. ایران به بازدارندگی دست می یابد. ایران به توسعه همه جانبه اقتصادی و سیاسی و نظامی و فرهنگی دست می یابد. ایران از انزوای سیاسی خارج می شود. ایران کشوری قدرتمند در خاورمیانه می شود. و...». آیا این گزاره اصلی بزرگ صادق است؟ زمانی درستی این گزاره را می‌پذیریم که تمامی گزاره های ساده تشکیل دهنده آن دارای ارزش درست باشند. اما شواهد ناقض کدامند؟ آمریکا، اروپا و اسرائیل خواهان تعطیل سازی کامل غنی سازی و جمع کردن بساط صنعت هسته ای هستند(ترامپ بارها گفته که ایران دارای دارای منابع عظیم نفت و گاز است و هیچ نیازی به انرژی هسته ای ندارد. ایران یا اجازه می دهد همه تأسیسات هسته ای اش- حتی پیچ و مهره هایش- را جمع کنیم و از ایران خارج کنیم و یا بمبارانش می کنیم). آمریکا، اروپا و اسرائیل خواهان کاهش بُرد موشکی های ایران به حدی هستند که به اسرائیل نرسند(ناقض امنیت ملی و بازدارندگی). آمریکا نمی پذیرد که کلیه تحریم های اولیه و ثانویه برای همیشه برداشته شود. آمریکا و اروپا و اسرائیل خواستار عدم نفوذ منطقه ای ایران هستند(در حالی که خودشان، کشورهای عرب، و ترکیه در کل خاورمیانه حضور مستقیم داشته و گروه های مسلح وابسته به خودشان را مسلح کرده و از آنها برای مقاصدشان استفاده کرده و می کنند. راه حل این معضل یک توافق عادلانه دست جمعی کشورهای منطقه است که همه را یکسان در بر بگیرد و امنیت همه را تضمین کند و کل منطقه را عاری از سلاح های کشتار جمعی سازد). آمریکا خواهان عضویت ایران در پیمان صلح ابراهیم و به رسمیت شناختن اسرائیل توسط ایران است(کنگره آمریکا بدون به رسمیت شناختن اسرائیل توسط ایران حاضر به لغو تحریم های ثانویه مصوب خود نیست). آمریکا خواهان حکومتِ ژنرال سیسی ایرانی است(فردی از درون نیروهای مسلح و مسلط بر آنها که رابطه ای شبیه رابطه مصر با آمریکا و اسرائیل را برقرار سازد). با توجه به اینکه اعضای جبهه إصلاحات شواهد ناقض فوق را مد نظر قرار نداده اند، ایشان را واقع به شمار نیاوردم. بنابراین اعضای جبهه إصلاحات برای حل این نقیصه دو راه بیشتر در پیش پا ندارند: 🔺راه اول: انکار اینکه آمریکا و اروپا و اسرائیل از ایران چنین مطالباتی دارند(آقای اصغرزاده با پیش کشیدن عناوینی چون تصورات دوران جنگ سرد، نظریه امپریالیسم، و دست نکشیدن از آمریکاستیزی، ظاهر-احتمالاً قصد دارند بگویند که این مطالبات ناشی از باقی ماندن ما- مثلاً «چپ هایِ ارتدکسِ ضد امپریالیستیِ مقاومتی» چون پرفسور حمید دباشی ها، دکتر رفیعی ها، دکتر حبیب الله پیمان ها، دکتر نسیم نوروزی ها، ملیحه محمدی ها و مصدقی هایی چون دکتر رامین کامران ها...- در دوران سپری شده است، نه اینکه آمریکا و اسرائیل واقعاً چنین مطالباتی داشته باشند). 🔺راه دوم: اذعان به اینکه آمریکا و اسرائیل چنان مطالباتی دارند. اما تأکید بر تن دادن به این مطالبات تا به چین، ژاپن، ویتنام و آلمان دیگری تبدیل شویم (پنج نمونه ای که اصغرزاده شاهد آورده است) یا دستکم مشابه کشورهای عرب خلیج فارس شویم (اسرائیلِ قطرِ متحد آمریکا را زد و تهدید می کند که ترکیه ی متحد آمریکا و عضو سازمان ناتو را هم خواهد زد). اگر تسلیم همه خواسته های آنها شویم، دیگر شواهد ناقضی باقی نخواهد ماند. ✍اما به گمان هیچ یک از این دو راه حل موفقیت آمیز نخواهد بود. زیرا همچنان که توضیح دادم آیت الله خامنه ای به اصلاح طلبان («جبهه إصلاحات» از یک سو و «سبزها به رهبری مهندس موسوی» که خواهان همه پرسی برای گذار از جمهوری اسلامی شده اند و گروهی از اصلاح طلبان [مصطفی تاجزاده، قدیانی، و....] و ملی-مذهبی ها و نهضت آزادی هم از آن رسماً حمایت کرده اند، از دیگر سو) به چشم براندازانی می نگرد که قصد دارند از راه مذاکره با آمریکا و عقب نشینی جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. 🔺اما حتی اگر اصلاح طلبان مشکل خود را با یکی از دو راه حل فوق حل کنند همچنان با مشکل رابطه شان با آیت الله خامنه ای دست به گریبان هستند. راه حل ایشان برای این مشکل اخیر چیست؟ به نظر می رسد که اصلاح طلبان مطلقاً به دنبال اعتمادسازی با آیت الله خامنه ای نبوده و نیستند. اصغرزاده به صراحت می نویسد که تلاش برای این گونه اعتمادسازی پرتاب به «دام روزنه گشایی» و «چاکرمنشی» و «گداصفتی» و تبعیت محض از رهبری برای قدرت طلبی است. در حالی که باید با رهبری مرزبندی داشت. نتیجه: چرا آیت الله خامنه ای باید دعوت اصلاح طلبان به مذاکره مستقیم و تعلیق غنی سازی را بپذیرد وقتی آنها به صراحت اصغرزاده می گویند که حتی حاضر نیستند به روزنه گشاهایی تبدیل شوند که سابقه زندان و محکومیت دارند و از سوی حکومت تحمل نمی شوند؟ چرا باید مطالبه آنها را بپذیرد وقتی پس از آتش بس جنگ ۱۲ روزه خواهان برگزاری همه پرسی برای نابودی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه از راه غیرخشونت‌آمیزِ همه پرسی شدند؟ 🔺در اینجا: اول- شخصیت اصلاح طلبان و شخصیت آیت الله خامنه ای دارای اهمیت است. دوم- رویکردها و راهبردهای اصلاح طلبان و آیت الله خامنه ای مهم است. سوم- ساختارها و بافتارهایی که در آن آنان در حال عاملیت و فاعلیت هستند هم مهم است. مدعا این نبود و نیست که اصلاح طلبان آیت الله خامنه ای را به لج انداخته اند، او دارای شخصیتِ خاصی است، سوء ظن های خاص خود را دارد، آرمان ها و ایده های خاصی را تعقیب می کند، و در یک ساختار غیر دموکراتیک تاریخی ولی فقیه با اختیارات مطلقه شده است. اصلاح طلبان هم یک طیف وسیع با اختلافات خاص خود و تعاریف خود از اصلاح طلبی هستند. برخی از چپِ چپ به راستِ راست گذر کرده اند. در اقتصاد هم از سوسیالیسم دولتی بلشویکی به نئولیبرالیسم عبور کرده اند(انتخاب عباس آخوندی به عنوان نامزد اول ریاست جمهوری «جبهه إصلاحات» موید همین معناست). اتفاقاً برخی از مهمترین روزنه گشاها هم افرادی چون موسی غنی نژاد- که مهمترین نماد مروجِ «بنیادگرایی بازارِ» میلتون فریدمن و فون هایک است- را به عنوان اقتصاددان خود معرفی کرده اند(جوزف استیگلیز نه تنها نئولیبرالیسم را «بنیادگرایی بازار» و شکست خورده به شمار می آورد، بلکه در آخرین کتاب اش توضیح می دهد که نئولیبرالیسم دارای همه اوصاف «یک مذهب بنیادگرا» است). ✅مسائل غیر اصلی/بیرونی/حاشیه ای: 🔹بی سوادی و بی اطلاعی: محل نزاع نه با سوادی و بی سوادی بود- که من شاگرد دوستان هستم- نه اطلاع و بی اطلاعی بود- که دوستان اصلاح طلب بسیار بیش از من از دنیا اطلاع دارند- بلکه محل نزاع تاکنون فقط و فقط مذاکره مستیقم با آمریکا بود. من مذاکره را ضروری به شمار می آورم، پس در این مورد وحدت نظر داریم. من هدف مذاکره را برقراری روابط دوستانه میان ایران و آمریکا به شمار می آورم، که بیانیه جبهه إصلاحات تا این حد پیش نرفته است. محل نزاع این بود که آمریکا چه مطالباتی از ایران دارد؟ آیا ما تن دادنِ به آن مطالبات را تجویز می کنیم یا می گوئیم نباید تن داد؟ اگر تن ندهیم چه خواهد شد و اگر تن دهیم چه خواهد شد؟ 🔹تاریخ و امپریالیسم: من به هیچ وجه وارد بحث های تاریخی، دوران جنگ سرد، ایده های آن دوران، و امپریالیسم نشدم. بحث های من، بحث های روز مربوط به دوران ترامپ بود که شما بهتر از من از آنها اطلاع دارید. ترامپ چگونه رهبری است؟ چه می خواهد؟ سر خواسته هایش برای زمان بسیار کوتاه می ایستد یا آنها را با خواسته های بیشتری در طول چند ساعت عوض می کند؟ تحقیر می کند یا نمی کند؟ خواستار تسلیم می شود یا نمی شود؟ دلقک بازی در می آورد یا نمی آورد؟ اگر توافق کرد و پای آن را امضا کرد ممکن است چند هفته بعد زیر آن بزند یا نمی زند؟ آیا ممکن است بگوید بخشی از کشور شما (مثلاً کل مناطق نفت خیز ایران) به من تعلق دارد یا ناممکن است؟ و.... آیا اینها به معنای اعتقاد به نظریه امپریالیسم (به معنای لنینی و پس از آن) است؟ خیر(حتی خود چپ ها هم اینک کمتر از اصطلاحاتی چون «امپریالیسم» استفاده می کنند. نظریه پردازانی چون «یانیس واروفاکیس» نظریه «سرمایه ابری» را به عنوان نظریه ای توصیفی-تبیینی برای عصر کنونی برساخته اند. (رجوع شود به کتاب: یانیس واروفاکیس، سرمایه داری مُرد، قاتل: فئودالیسم فناورانه، ترجمه زهرا عبدالمحمدی، انتشارات روزنه). آیا اینها به معنای توقف در دوران جنگ سرد و ایده های آن دوران است؟ خیر. آنچه گفتم بحثی انضمامی و عینی و ناظر به تعیین تکلیف برای آغاز مذاکره است. فرض کنیم آقایان اصغرزاده و محمد جواد ظریف قرار است نماینده ایران در مذاکرات باشند. آیا لازم نیست بدانند که استیو ویتکاف یک صهیونیستِ یهودی تمام عیار است و صهیونیست های یهودی و مسیحی بیش از هر چیز دلمشغول ایده های آخرالزمانی مربوط به آینده اسرائیل و تدارکِ مقدمات و زمینه های آن رخداد عظیمِ مسیحایی هستند؟ آقای اصغرزاده در گفت و گوی ما سه بار از اصطلاح «امپریالیسم» استفاده کرد و نشان داد که به نحو متعارض از این اصطلاح استفاده می کند، اما من از آن برای تبیین و تجویز استفاده نکرده و نمی کنم. اصغرزاده نوشت: «شما درست می‌گویید که آمریکا امپریالیسم است و بارها حتی با متحدان خود رفتاری سلطه‌جویانه داشته است.....روایت‌های جنگ سرد، ضدامپریالیسم بلوک شرق، و رؤیای استقلال اقتصادی همگی شکست خورده‌اند.» و «چین دهه‌ها زیر شعار "امپریالیسم آمریکا دشمن شماره یک بشریت" زندگی کرد. اما با ابتکار دنگ شیائوپینگ، مسیر "اصلاحات و درهای باز" را برگزید، و امروز بزرگترین رقیب اقتصادی همان آمریکاست؛ رقیبی که بدون بازار و سرمایه آمریکایی شکل نمی‌گرفت.» 🔹هویت سازی جبهه اصلاح طلبان: موضوع هویت سازی را هم من در رابطه با عدم توافق و عدم برقراری رابطه ایران و آمریکا طرح کردم. توضیح دادم که یکی از علل و دلایل عدم برقراری رابطه با آمریکا تصوری است که ولی فقیه از مواضع کل اصلاح طلبان (هر سه طیف اصلاح طلبان، به علاوه نهضت آزادی، و ملی- مذهبی ها) دارد. به باور او همه اینها از طریق رابطه با آمریکا و تعطیل سازی غنی سازی براندازی ولایت فقیه و جمهوری اسلامی و مصداق ولایت فقیه را دنبال می کنند. آیا از این مقدمه توصیفی-تبیینی می توان به این نتیجه توصیه ای-تجویزی پل زد که پس باید تابع رهبری شد و هیچ انتقادی از او نباید مطرح نکرد و حتی باید از او گدایی قدرت (پست و مقامات حکومتی) کرد؟ خیر. ادعای توصیفی-تبیینی می گوید که دونالد ترامپ بسیار کینه ای و انتقام جوست. اگر قدرت داشته باشد ترتیب یکی یکی منتقدان را خواهد داد. به همین دلیل جو بایدن در روزهای آخر ریاست جمهوری اش برای تعداد زیادی از مقامات- که هیچ پرونده ای نداشتند، چه رسد به محکومیت- عفو پیشگیرانه صادر کرد. ترامپ هم نه تنها به سراغ باقی افراد از جمله هیلاری کلینتون و باراک أوباما در پروند روسیه رفته، بلکه عفو بایدن را هم قبول ندارد و می گوید او عقل اش را از دست داده بود و امضای خودش هم نیست و ماشین به جای او امضا کرده است. از این مقدمه توصیفی و تبیینی نمی توان این نتیجه توصیه ای-تجویزی را گرفت که پس هیچ کس نباید از ترامپ انتقاد کند و همه باید تابع او شوند. زندان ۱۰ ساله مصطفی تاجزاده، حصر ۱۵ ساله مهندس موسوی و زهرا رهنورد و...برای چیست؟ آیا توضیح توصیفی-تبیینی علل زندانی بودن اینها به معنای استنتاج دعوت به تبعیت آنان از رهبری است؟ خیر. اما برای آنان که خواستار مذاکره مستقیم با ‌امریکا برای توافق بُرد-بُرد هستند، درس های آموزنده ای دارد. باید به نقش منفی خودشان در عدم مذاکره و توافق، از این منظر هم بنگریند. وجود رهبر با قدرت مطلقه و با خصوصیات انسانیِ خاص، یکی از مهمترین واقعیت هاست. یک حزب یا جبهه وسیع اصلاح طلب نمی تواند بگوید من در عملکرد خودم و در پیشنهادات خودم اصلاً این خصوصیات را در نظر نمی گیرم. یک گروه برانداز می تواند بگوید: «زلف آشفته او موجب جمعیت ماست- چون چنین است پس آشفته ترش باید کرد». اما یک حزب و جبهه اصلاح طلب هرگز نمی تواند این گونه رویکردی را اتخاذ کند. موقعیت من گنجی به عنوان یک فرد منتقدِ «جمهوری خواه سکولار ملتزم به عدالت و آزادی و حقوق بشر و رفع کلیه اشکال تبعیض های قومی و مذهبی و جنسیتی و طبقاتی» به کلی با موقعیت یک حزب اصلاح طلب تفاوت دارد. حزب تشکیل شده و می شود تا قدرت را از طریق کار حزبی و انتخاباتی به دست آورد. اخوانی های ترکیه از همین راه به یک اقلیت در پارلمان آن کشور رسیدند و رفته رفته به اکثریت دست یافتند و اکنون بیش از ۲۰ سال است که قدرت را در دست دارند. برخی مرزبندی ها به جدایی کامل منتهی شده و اصلاح طلبان را به نهضت آزادی دیگری تبدیل می سازد. آری نامی بسیار نیک در تاریخ از مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و مهندس سحابی باقی ماند و می ماند. آیت الله منتظری را بنگرید. او از اول هم فردی نبود که به درد ولی فقیه شدن بخورد. او شجاع ترین فردی بود که یک تنه در برابر آیت الله خمینی از موضع حقوق بشر و دفاع از مخالفان و ستمدیدگان ایستاد. او یک استثنا در میان فقیهان و مراجع تقلید بود. اما یک تداومی در کار این بزرگان دیده می شد که در دیگران دیده نمی شود. 🔹مرزبندی و هویت سازی: مرزبندی و هویت سازی کار هر گروه سیاسی و بخصوص احزاب و جبهه هاست. گروه های اصلاح طلب (یعنی گروه هایی که به روش های غیر خشونت آمیز رسیدن به اهداف را دنبال می کنند. اگر اصلاح طلبی به معنای فعالیت در چارچوب نظام به کار رود، مهندس موسوی و سبزها و مصطفی تاجزاده اصلاح طلب به شمار نمی روند) اینک به سه طیف روزنه گشاها، جبهه إصلاحات به رهبری محمد خاتمی، سبزها به رهبری مهندس موسوی، تقسیم می شوند. تمایز و تفکیک این دوستان از همدیگر، اینک بیشتر براساس منافع صورت می گیرد. هر کس رادیکالتر است، دیگران را متهم می سازد که به دنبال منافع سیاسی و اقتصادی- به عنوان امری کاملاً مذموم- هستند. در حالی که قلمرو سیاسی، قلمرو رقابت برای منابع کمیابِ قدرت، ثروت، اطلاعات و منزلت اجتماعی است. مگر دونالد ترامپ و جو بایدن و دیگران دنبال همین منابع برای خود و خانواده و دوستانشان نبوده اند؟ هر کدام که در انتخابات پیروز شده اند، همه خانواده و دوستان و نزدیکان و اعضای ستادهای انتخاباتی شان را به این منابع رسانده اند. ترامپ حتی دوست دخترهای سابق پسرانش را سفیرآمریکا کرده است. پدر زن دامادش را سفیر امریکا در فرانسه کرد. همه دنیا این چنین است. ترامپ در شش ماه گذشته میلیاردها دلار بر ثروت خود و فرزندانش افزوده است. پس- به عنوان مثال- اینکه گفته می شود «محمد رضا جلایی پور» به عنوان فردی روزنه گشا در پی زمینه سازی برای رئیس جمهور شدن است، و برای کسب این منفعت شخصی این نوع مواضع محافظه کارانه را می گیرد، اصلاً مهم نیست. همه سیاستمداران و گروه های سیاسی در پی کسب منافع هستند. به تعبیر ماکس وبر، هر کس خواهان این جهانِ سیاسیِ منفعت گرایِ اسطوره زدایی شده نیست، بهتر است مانند راهبه ها به دیرها بازگردد که در آنجا به خوبی از آنها استقبال خواهد شد. کارل مارکس هم به صراحت تمام در مانیفست کمونیسمنوشت: «بوروژوازی...همه چیز را به سود عریان و داد و ستد پولیِ خشک بیروح تبدیل کرده» و ملکوت آسمان و ارزش های اخلاقی را «در آبهای حسابگریهای خودپرستانه غرقه ساخت... بورژوازی هاله تقد تمامی مشغله هایی را که سابقاً محترم بودند و با خشیت نگریسته می شدند زدوده است. بورژوازی پزشکان، وکلا، کشیشها، شعرا و مردان علم را به کارگران مزدبگیر خویش تبدیل کرده است....بورژوازی پرده احساسات را از روی خانواده کنار زد و به رابطه پولیِ صرف بدل ساخت». «بورژوازی تمامی وقار و شرف شخصی را به ارزش مبادله مبدل ساخت و به جای تمامی آزادیهایی که آدمیان برایش جنگیده اند، یک آزادی فاقد اساس گذاشت- تجارت آزاد». ماکس وبر وقتی به نتیجه جهان مدرنیته می نگریست، آن را ناآمیدانه «قفس آهنین» به شمار آورد. به جای مرزبندی کردن برمبنای منافع (گدایی قدرت و چاکری رهبر)، مرزبندی باید بر مبنای أصول و تمایزهای سیاسی (داخلی و خارجی) ، اقتصادی، فرهنگی، و غیره صورت گیرد. آقای اصغرزاده در آخرین پاسخ کوشش زیادی برای مرزبندی با روزنه گشاها می کند. هویت های جداگرانه برای جبهه اصلاح طلبان و روزنه گشاها می سازد. اصل مرزبندی و هویت سازی با روزنه گشاها هیچ اشکالی ندرد. منتهی مرزبندی ها و هویت سازی ها باید نه تنها داخلی، بلکه منطقه ای و جهانی باشد. عدالت أساس و موضوع فلسفه سیاسی است. اگر اصلاح طلبان خود را عدالت خواه به شمار می آورند، این عدالت خواهی باید در تمایز با ظلم و ستمگری در داخل، منطقه و جهان صورت گیرد. عدالت های داخلی و منطقه ای و جهانی ربط وثیقی با یکدیگر دارند و دارای همبستگی هستند. چگونه می توان نسل کشی و هولوکاست سازی در غزه را نادیده گرفت و اهمیت در خوری به آن نداد؟ فقط برای اینکه با رهبری و جمهوری اسلامی هم هویت نشویم که نباید از عدالت خواهی دست شست؟ وطن جایی است که باید امنیت داشته باشد و از تعرض داخلی و خارجی مصون باشد. وطن نباید هرگز مورد خیانت قرار گیرد. خیانت به وطن (دعوت به حمله نظامی به کشور و همکاری عملی با دشمن متجاوز خارجی، و جاسوسی برای بیگانگان) بالاترین جرم هاست. آیا در همان حدی که با روزنه گشاها مرزبندی صورت گرفته و می گیرد، با افراد و گروه هایی که به طور علنی خواهان بمباران ایران شدند و با دشمن همکاری عملی کردند و برایشان جاسوسی هم کردند، مرزبندی صورت گرفته و می گیرد؟ اگر نه، چرا؟ به طور مشخص از رضا و یاسمین و نور پهلوی سخن می گویم که خودشان را شاه و شهبانو و ولیعهد قلمداد کرده و می کنند، و سلطنت طلبان و مهدی نصیری ها، در حال عادی سازی خیانت به کشورند. چرا با اینها به صراحت مرزبندی صورت نگرفته و نمی گیرد؟ آیا خطر روزنه گشاها بیش از خطر سلطنت طلبان است؟ آیا خطر اینها بیش از مهدی نصیری است که شعار «از تاجزاده تا شاهزاده» را مطرح کرد و پی گرفته است(خدا وکیلی محسن آرمین در یک جلسه که علوی تبار و چند تن دیگر از دوستان شاخص حضور داشتند، حسابی حال این «محروم از عقل» - ترجمه فارسی من از عنوانی که محسن آرمین برای او بکار برد- را گرفت. و به او گفت که حق ندارد دیگر «ازتاجزاده تا شاهزاده» بگوید. اما آن سخنان هیچ پژواکی در بیرون نداشت). مطالب مهدی نصیری حتی پس از دعوت اسرائیل به بمباران ایران نیز در کانال تلگرام آن دوست عزیز منتشر شد. هنوز هم دوستان حاضر نیستند با خیانت کنندگان به وطن (خاندان پهلوی و مهدی نصیری) مرزبندی کنند و هویت خودشان را به صراحت و شفافیت از آنان متمایز سازند و این خائن های به وطن را محکوم کنند. عجیب است که یک هنرمند غیر سیاسی (محسن نامجو) به شدت وارد قلب خیانت کنندگان به وطن و تلویزیون فارسی زبان موساد شد و وطن فروشی و مواجب بگیریشان از نتانیاهو را به تیغ نقد گرفت، اما دوستان ما هنوز حاضر به محکوم کردن خیانت پهلوی ها و مهدی نصیری نیستند. ✅سحن پایانی: گفت و گوی من با آقای اصغرزاده از توئیت ۱۲ شهریور او آغاز شد. اصغرزاده در ۱۹ شهریور در توئیت جدیدی نوشت: «اگر ثابت شد روسیه در تجاوز به لهستان از تسلیحات مشابه ساخت ایران استفاده کرده، آنهم در بزنگاه توافق حیاتی با آژانس، باید بی‌درنگ به مسکو اعتراض رسمی کرد. سکوت، یعنی شراکت در تجاوزی که امنیت اروپا را تهدید و ما را به تحریم جهانی و نافرجامی #برجام می‌کشاند.» #مکانیزم_ماشه #نه_به_جنگ». این فرسته به سرعت با واکنش عبدالله رمضان زاده- سخنگوی دولت سید محمد خاتمی- و دکتر محسن میلانی مواجه شد. رمضان زاده نوشت: «میزان‌الحراره ضد روسی برخی از دوستان خیلی بالا رفته. توجه به اصول ژئوپولتیک و واقعیت همسایگی با یک قدرت بزرگ جهانی هم لازمست . بخواهیم یا نخواهیم روسیه همسایه تاریخی تأثیرگذاری در سرنوشت کشور بوده است و خواهد بود.۰استفاده از تسلیحات مشابه تسلیحات ساخت ایران به ما چه ربطی دارد؟» واکنش عبدالله رمضان زاده نشان داد که او به «خوانش حداقلی» بیانیه جبهه إصلاحات پایبند است و «خوانش حداکثری» اصغرزاده را رد می کند. گفت و گو آیین درویشی نبود ور نه با تو ماجراها داشتیم شیوهٔ چشمت فریب جنگ داشت ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد جانب حرمت فرونگذاشتیم

Akbar Ganji

52,680 просмотров • 11 месяцев назад

▪️بمباران و ساده‌دلان (بخش چهارم) «کمپین» انسانیت‌زدایی، دیوسازی و زنده‌کردن مسعود مسجودی در ابتدا متذکر می‌شود این رشته‌توییت برای تایید افرادی مانند علی افشاری، زدن یک جریان فکری، کمک به حذف رقیب، تایید یا رد شکایت‌های مسجودی و ... نیست. فقط بررسی حقایق موجود بر اساس اسنادی است که به درستی دیده نشده‌اند در این رشته‌توییت خواهید دید چطور اعضای یک باند برای تخریب و نابودی هویت یک فرد با شایعه‌سازی، جعل‌خبر، مدرک‌سازی، قدرت بیگ‌اکانتها، بسیج‌کردن اکانت‌های اجاره‌ای و ... یک دروغ را به واقعیتی انکار ناشدنی تبدیل می‌کنند به گونه‌ای که حتی شما از باور نکردن دروغ آنها می‌ترسید و برای متهم نشدن به همکاری با جمهوری اسلامی یا از وحشت بیرون انداخته‌شدن از حلقه با آنها همراه می‌شوید (بهتر از من می‌دانید که بسیاری از شما هم توییتهای مشابهی دارید) این روش حذف افراد در پروژه‌ها مختلف تکرار شده است. ادامه مطالب را با این پیش‌زمینه بخوانید که با توجه به نوع قتل ظاهرا تا حدود زیادی اطمینان وجود داشت که جسد پیدا نمی‌شود! 1▪️ مفقود شدن مسجودی (Feb 2) مسجودی برای آخرین بار زنده دیده می‌شود. 2▪️ورود تیم ویژه قتل (Feb 4) به این معناست که در این تاریخ پلیس شواهد بسیاری به دست آورده بود که امکان وقوع قتل را جدی می‌دانست و موضوع مفقودی ساده منتفی شده بود. با قاطعیت دخالت باندهای تبهکار و موضوع اخاذی از سوی منابع رسمی رد شد. 3▪️اولین رشته‌توییت در زمان مفقودی مسجودی (Feb 6) فکت‌نامه FactNameh | فکت‌نامه که باید فکت‌ها را بی‌طرف بررسی کند وارد شد -گروهی که مفقودی مسجودی را مسخره می‌کردند را بررسی نکرد -مسئول بررسی قتل شد و با حرکتی عجیب در انتخاب کلمه (آنها بار کلمات را بهتر از هر کسی می‌دانند) وقتی می‌دانست که گروه ویژه قتل مربوط به مفقودی نیست و زمانی وارد می‌شود که احتمال قتل بالاست برای کم کردن اثر قتل نوشت موضوع قتل «منتفی» نیست! -سپس قاضی شد و برای تخریب شخصیت مسجودی گفت شکایتش شانسی برای برد ندارد! (در حالی که موضوع اصلی قتل بود) -در نهایت هم با ارائه جدولی از جمهوری اسلامی، سعی کرد به «شکل خیلی با کلاس» موضوع را به جمهوری اسلامی مرتبط کند که کسی جرات سوال نداشته باشد. -این جدول خیلی مهم است در تمام مراحل بررسی «کمپین» خواهید دید که اتفاقا اعضای باند معروف بودند که بندهای جدول را برای بدنام کردن مسجودی و ایجاد شایعه در مورد زنده بودن استفاده کردند. کلیپ را چند بار ببینید و با جدول مقایسه کنید. -فکت‌نامه بعدها احساس مسئولیت نکرد که این فکت را بررسی کند که چرا در زمان قتل مجسودی، باند معروف در مورد زنده پیدا شدن او «کمپین» جعلی راه انداختند! 4▪️مصاحبه سخنگوی تیم تحقیقات قتل با اینترنشنال (Feb 7) گفتگو به زبان فارسی ترجمه شده بود، پس افرادی که در مورد خلافکار بودن و زنده بودن مسجودی توییت کردند از جعل واقعیت آگاه بودند. فونگ به فارسی و بر اساس شواهد متعدد از وقوع جنایت هدفمند گفت و تاکید کرد تیم قتل برای بررسی موارد مفقودی نیست! 5▪️دومین رشته‌توییت در زمان مفقودی مسجودی (Feb 7) فاز اول شروع دیوسازی و تخریب‌شخصیت این رشته‌توییت نقطه اصلی شروع پروژه و آغاز حملات هماهنگ به موضوع مفقود شدن مسجودی است اکانت Persian Liver در اولین توییت برای دیوسازی و دیوانه نشان‌دادن -مسجودی را آزارگر جنسی معرفی کرد خودش هم می‌داند که این موضوع در دادگاه اثبات نشده است! -به دروغ ادعا کرد که از ایلان ماسک شکایت کرده بود(شکایت از X بود) که مسجودی را مجنون نشان دهد -به دروغ گفت در همه پرونده‌ها شکست خورده است (پرونده باز داشت) -به عمد به اسم جمهوری اسلامی در شکایت‌ها اشاره نکرد! -برای تخریب مسجودی حتی از اکبر گنجی استفاده کرد! 6▪️ورود بیگ‌اکانت‌ها در این نوع پروژه‌ها، نیاز نیست بیگ‌اکانت خودش مطلب اول را تولید کند اکانتی ناشناس با فالوور پایین مطلبی می‌نویسد بیگ‌اکانت‌ها وارد می‌شوند کامنت می‌گذارند، یا جمله‌ای کوتاه می‌نویسند و دیگران را به سمت هدف هدایت می‌کنند کامنتهای «...ننت» و «پول ننت» و ... که از بیگ‌اکانتها زیاد دیده‌اید و اتفاقا لایک و بازدید چند کایی می‌گیرد از این نوع است 7▪️ورود اکانت‌های اجاره‌ای زمان حمله اکانت‌های کوچکتر فرا رسیده است با کامنت‌گذاری در حجم زیاد، باعث دیده شدن مطلب می‌شوند و دیگران را ترغیب می‌کنند به این «کمپین» بپیوندند. 8▪️ایجاد شک در قتل مسجودی با وجود اعلام رسمی تیم قتل، گروهی وارد شدند و ادعا کردند هیچ نشانه‌ای از قتل وجود ندارد 9▪️ساختن شایعه (جدول معروف)، مدرک‌سازی، جعل خبر مسجودی زنده است! (Feb 10) در حرکتی هماهنگ خبری در مورد یک گروگانگیری پخش شد که گروه‌های خلافکار یک مرد را گروگان گرفته‌اند در این خبر هیچ اشاره‌ای به اسم مسجودی نشده بود! یکی از عوامل پخش آن مریم مقدم، عضو سازمان ایران نوین در تماس زوم معروف است 10▪️«کمپین» تبدیل شایعه به واقعیت دوباره بیگ اکانت‌ها وارد شدند و موضوع قتل را رد کردند با توییت‌های که بازدیدهای چندده کایی داشتند کمتر کسی از دنبال کننده‌ها شک می‌کرد که مسجودی به قتل رسیده است حتی جرات نمی‌کردند در این مورد شک کنند 11▪️فاز دوم تخریب شخصیت. خلافکار.معتاد.آزارگر علت غیبت مسجودی را به گروه‌های خلافکار، مواد مخدر و آزار جنسی مرتبط می‌کردند علت انتخاب خبر مربوط به گروگان‌گیری توسط گروه‌های خلافکار همین بود که از او انسانیت زدایی شود و کسی همدردی نکند 12▪️به ابتذال کشاندن و به مسخره گرفتن موضوع قتل(جدول) در این مرحله از «کمپین» حساسیت موضوع قتل را از بین بردند و در فضای مجازی مردم به این باور رساندند که موضوع قتل از ابتدا دروغ بوده است 13▪️موفقیت «کمپین» از این جا به بعد نیاز نبود اعضای باند کاری انجام دهند، موتور«کمپین» روشن شده بود و خودش کار را انجام می‌داد بدنه فضای مجازی را جذب کرده بود هر کسی برای جا نماندن از پروژه بدون اینکه بداند اصل ماجرا چیست با آن همراه می‌شد و مطلبی در مورد زنده بودن می‌نوشت جوکی می‌ساخت فحشی می‌داد... با این امید که برای مبارزه کاری کرده باشد یا لایکی بگیرد ریتوییتی شود و بعد توسط اعضای بلندمرتبه جذب شود در پایان از تلاش اکانت چپ‌کش چپ کُش تشکر می‌کنیم که به نوشتن این رشته‌توییت کمک کرد

شارح

16,017 просмотров • 4 дней назад