正在加载视频...

视频加载失败

و مادر او زنی سخت جگرآور بود ... تاریخ بهقی- ذکر حسنک وزیر #به_یاد_آر #IranMassacre #IranRevolution2026

12,951 次观看 • 2 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

مادر جاویدنام محراب گلستانی پس از درآوردن لباس عزا نوشت: «ما پیمان بستیم؛ ادامه داریم» سوره دهقانی، مادر جاویدنام #محراب_گلستانی، در ویدئویی که از خود منتشر کرده، اعلام کرد پس از گذشت چهل روز لباس عزا را از تن درآورده است. او در متن همراه این ویدئو، در پایان خطاب به خاله‌ها، عمه‌ها و دایی‌ها نوشت: «چهل روز گذشت .... وقتی عمه ی عزیزم این لباس را بمن هدیه داد تا به رسم سنت مرا از عزا در بیاورد ، گفتم نه از من نخواهید ... من تا همیشه عزادارم . اما یادم رفته بود که من پیمان بستم ، پیمان بسته بودم که بجای پاره ی تنم محرابم عشق بورزم ، مهر بورزم ، زندگی کنم ..... زندگی کنم... پس خواسته ی ذهن و جسمم را پس زدم ، سخت بود ..... اما دنیای من ، الان به فرکانس پرانرژی من نیاز دارد به نور نیاز دارد .... پس برخاستم نه خاله ها عمه ها ، دایی ... یادتون نره ما پیمان بستیم ، ما..... ادامه داریم نه برای فرزندم ، فرزند وطن محراب گلستانی» جاویدنام محراب گلستانی، دانش‌آموز ۱۷ساله بود که در ۱۹ دی به دلیل اصابت گلوله جنگی در اصفهان جان باخت. محراب گلستانی متولد شهریور ۱۳۸۷ و دانش‌آموز سال آخر دبیرستان تیزهوشان اصفهان بود. او به‌گفتۀ بستگانش داشت خود را برای کنکور آماده می‌کرد و دوست داشت دندانپزشکی بخواند. محراب گلستانی روز ۱۹ دی با شلیک گلوله جنگی از ناحیه پا هدف قرار گرفت. در حالی که تمام خیابان‌ها بسته بود، مردم او را به یک درمانگاه رساندند، اما به‌دلیل نبود خون برای تزریق، جان خود را از دست داد. #محراب_گلستانی

TavaanaTech تواناتک

74,802 次观看 • 7 个月前

روایت مرگ یک رؤیا، جنایتی علیه شورِ زندگی: جاوید نام زهرا (رها) بهلولی‌پور، جوانی بود در آستانه شکفتن، دختری ۲۲ ساله با چشم‌هایی پر از آینده و ذهنی پر از رؤیا. دانشجوی زبان ایتالیایی دانشگاه تهران بود، ورودی مهر ۱۴۰۲، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، اهل فیروزآباد فارس؛ دختری که می‌خواست زبان بیاموزد تا دنیا را بفهمد، سفر کند، زندگی کند، و در وطنی آزاد نفس بکشد. او نه دنبال قدرت بود و نه وابسته به هیچ جناح و گروهی؛ فقط به زندگی ایمان داشت و به شعاری ساده و انسانی: زن، زندگی، آزادی. جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۱۰، میدان فاطمی تهران. گلوله‌ای مستقیم از پشت سر، بی‌هشدار و بی‌دفاع. نه درگیری بود، نه خشونت، نه تهدید؛ فقط راه رفتن یک دختر جوان با تمام آرزوهای ناتمامش. رها روی زمین افتاد، همراه با آینده‌ای که هنوز فرصت زیستن نیافته بود. رهگذری با موتور او را به بیمارستان مهر رساند، اما ساعت ۲۰:۴۰، جوانی‌اش تمام شد؛ نه با بیماری، نه با حادثه،با ترس حکومتی که از شور زندگی نسلش وحشت دارد. چهار روز، خانواده‌اش میان امید و کابوس معلق ماندند؛ چهار روز پیکر دختری که قرار بود فرداهایش را زندگی کند، در اختیار نهادهای امنیتی بود. و سرانجام سه‌شنبه ۲۳ دی ۱۴۰۴، در سکوتی تحمیلی و زیر سایه تهدید، رها را به خاک سپردند؛ بی‌آن‌که اجازه دهند مادرش با صدای بلند گریه کند یا پدرش نام دخترش را فریاد بزند. پدر و مادرش زنده‌اند، اما شکسته؛ زیر فشار امنیتی و در سوگی که کلمات تاب گفتنش را ندارند، فعلاً توان سخن گفتن ندارند. رها عدد نیست، خبر نیست، ابزار تبلیغ نیست. او روایت مرگ یک رؤیاست؛ جنایتی علیه شور زندگی. او یکی از نام‌های #انقلاب_ملی_ایران است، نماد نسلی که می‌خواست زندگی کند و با گلوله پاسخ گرفت؛ نسلی که رؤیاهایش از هر سلاحی برای استبداد خطرناک‌تر بود. فیلم و عکس از طرف خانواده رهای عزیز برایم ارسال شده. #IranMassacre #IranRevolution

Golshan

12,386 次观看 • 8 个月前