Sensitive content

This media may contain sensitive content.

Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

وقتی زنت میگه صرفا میریم بیرون با دخترا یه دوری بزنیم ولی جلوی اون همه آدم جندگی میکنه فقط اون لحظه ای که انگشتر ازدواجتونو نشون میده تا به همه بگه شوهر دارم #کاکولد #کاکولدی #هاتوایف #نفرسوم #hotwife #cuckold #swinger

0 Kommentare

Keine Kommentare verfügbar

Kommentare vom Original-Post werden hier angezeigt

Ähnliche Videos

پنج دقیقه جفنگ و مهمل، همراه با عشوه‌های شتری و ننر بازی. اوج تهی بودن یک بشر به اسم #مهدیه_گلرو ولی کاری به ایناش ندارم. میخوام این مهملی که “جمهوری‌خواهی رئیس نمیخواد” و این که زیاد بهمون میگن “خجالت بکشید، شما خودتون میخواید یکی شاهتون بشه و شما رعیتش بشید. چرا خودتون نه؟” را یه توضیح بدم، بیشتر برای امثال این عمله که هنوز نمیفهمن. جامعهٔ انسانی در هر حد و اندازه‌اش نیاز به ساختار و تشکّل داره. این که شما در کجای این ساختار قرار میگیری هم فقط بر این اساسه که چطور میتونی به انسجام و حرکت اون ساختار کمک کنی. شما اگه توی یه شرکت هم کار میکنی، یه رئیس داری و یه مدیرعامل و یه تعداد کارمند زیردستت. این که یکی تو این ساختار، مدیرعامل شده، معنیش این نیست که حق شما را خورده. مهم، همکاری جمعی در قالب اون ساختاره. درسته که توی یه شرکت مثل تسلا، ایلان‌ماسک ملیونی حقوق میگیره و معروفه، احتمالاً طراح‌هایی هم داره که بدنه ماشین را طراحی میکنند و در کار خودشون چه بسا بهترین در دنیا باشند. اما نمیان بر علیه ایلان‌ماسک قیام کنن که تو چرا مدیرعامل و معروفی ولی ما نیستیم. بلکه با رضایت کامل در اون مجموعه کار میکنن چون اون ساختار بهشون امکان میده که کاری که دوست دارن را انجام بدن. این که #مهدیه_گوزو هنوز با این سن و هیکل فکر میکنه جمهوری‌خواهی یعنی این که رئیس نداشته باشی، نشون میده که این آدم نه تنها جامعه‌شناسی و سیاست را در حد سرگین هم نمیفهمه، که حتی خاله‌بازی هم بلد نیست. بعد همین اراذل به ما اعتراض میکنن که چرا نمیخواین تو یه فرآیند انتخاباتی با ما تو یه کاسه باشین!!! آخه چرا منِ نوعی، باید با این گوزو هر چهار سال اعصاب و روانم گهی بشه؟

جوالدوز

94,547 Aufrufe • vor 1 Jahr

۱- میگه دخترا توی دنیایی زندگی می کنند که باید بیشتر بجنگند تا به اندازه یک پسر دیده بشند ۲- میگه دخترا باید خیلی زحمت بکشند تا دستاوردهاشون به دختر بودن و قیافه شون، دلبری و لوندی شون نسبت داده نشه. بعد همون موقع که این حرف رو میزنه تصویر بک گراند تصویر خودش با سوتین اش هستش 😐 اول اینکه وقتی کارت بلاگری هست و داری محصولات دخترانه توی آمازون و پلتفرم های دیگه به دخترا می فروشی خوب قطعا هر چی داری از قیافه ات و دختر بودنت هست. دوم اینکه وقتی یک دختر نازپرورده که به لطف خانواده توی آمریکا داره زندگی میکنه و همه جای دنیا رو گشته و هر کاری‌ میخواسته کرده از محدودیت صحبت میکنه آدم از این همه دورویی حالش بد میشه. سوم اینکه واقعا فقط یک دختر میتونه یک مشت خزعبلات و سالاد کلمات رو ضمیمه چند تا فیلم و عکس از خودش بکنه و درباره دردهای دختر بودن حرف بزنه و در نهایت وایرال بشه. بعد هم زمانی که با دلارهای تبلیغات اشک هاش رو پاک میکنه از ظلمی که امثال دکتر هانتر بهش می کنند غر بزنه و همون غر زدن ها رو هم استوری بکنه 🤦🏻‍♂️ بعد تصور کنید که همین خانم از اون بالای منبر به دخترهای دیگه توصیه می کنه که بزرگ نشید. بهشون میگه لازم نیست بزرگتر از سن تون بفهمید و همون جوری جوون بمونید و حالش رو ببرید 🤯 اتفاقا یکی باید به همین خانم بگه که لطفا بزرگ شو، بالغ شو، مسئولیت اجتماعی بپذیر، به یک نفر جز خودت هم فکر کن. نه بچه داری. نه شوهر داری. تمام عکس ها و ویدئوهات از خودت هستش. تو اصلا در جایگاه توصیه کردن به بقیه نیستی. تو خودت ماکزیمم یک بچه کوچولوی بزرگ سال هستی. آخر ویدئو هم به خواهرخواندگی جهانی زنان اعلام وفاداری میکنه و به دخترها میگه که ما زنها در کنار هم قوی تریم. این خواهرخواندگی دخترهای جهان که به لطف سوشال مدیا تبدیل به یک مذهب آنلاین شده داره کمر جوامع مختلف جهان رو خرد می کنه. ازدواج های تو خالی، نارضایتی همگانی و بحران جمعیتی فراگیر از نتایج بزرگ نشدن دخترهاست 🤨

دکتر هانتر 🦅

105,403 Aufrufe • vor 1 Jahr

از اینستای خانم رها طلاییان: "سعید جانم اون روز تو سرد خونه تا درو باز کردن تو جلوی در بودی رو زمین، تا دیدمت گفتم این سعید منه، آخ قلبم‌ آتیش گرفت همش میگفتم کی دلش اومد با سعید مهربون و مظلوم من این کارو کنه آخ..اون که آزارش به هیچکس نمی‌رسید، اونروز هرکی که میومد ببینتت منم دنبالش میومدم دوباره ببینمت، به بابام التماس میکردم بابا تورو خدا بریم یه بار دیگه سعید ببینیم...سعی میکردم بقیه جوونایی که کنارت بودنو نبینم همشون مثل تو زیبا بودن پاک بودن مهربون بودن...مسئول سرد خونه دلش برام میسوخت میگفت تو تا شبم بیای من این درو برات باز میکنم اما اینا همش تو ذهنت می‌مونه...وقتی آوردنت جلوی غسالخونه همه آدمایی که اونجا بودن واسه تو زار میزدن سعید...نمیدونم چجوری باید اینو بگم این حسمو وقتی داشتن اون بدن پاکت میشستن همون مسئول سردخانه اومد انگشتراتو گذاشت تو دستم، قلبم اون لحظه مچاله شد سعید جانم، انگار خودت دوست داشتی اونا پیش من باشه...از نبودنت قلبم هزار تیکه شده سعید جانم، تو تا همیشه تو قلب من ماندگاری عزیزم💔🕊🥺 #جاوید_نام_سعید_میرزایی_شیرکوهی #سعید_میرزایی_شیرکوهی #جاوید_نامان_راه_آزادی #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم"

Nahid Ghani

21,087 Aufrufe • vor 6 Monaten

روز زن بهانه‌اس که داستان خودمو که یک سال پیش نوشتم دوباره بازگو کنم: سالها پیش که ایران بودم, برای جدا شدن از همسر اولم به دادگاه رفتم و در برابر قاضی سیستم قضایی زن ستیز جمهوری اسلامی قرار گرفتم. کل پروسه قضاوت ۵ دقیقه بیشتر طول نکشید. به قاضی گفتم که من فقط حضانت فرزندمو میخوام. قاضی در حالی که یه چیزی گوشه لپش انداخته بود با یه لبخند کثیف و کج گفت که برای حضانت باید تمام مهرم رو ببخشم یا اینکه او وکالت تام الاختیاری که همسر سابقم از آمریکا برای طلاق برام فرستاده قبول نمیکنه! با دست جلوی دهان دوستم که وکیلم هم بود گرفتم و بلافاصله گفتم: من فقط بچه امو میخوام! وقتی از دادگاه بیرون آمدیم, وکیلم گفت که این فقط یک خدعه از طرف قاضی بوده، چون قاضیهای دادگاه خانواده همه طرفدار مردها هستن و در قانون همچین چیزی نداریم و من نباید می پذیرفتم! دو سال بعد خروجم از کشور، برای دیدار با خانواده برای آخرین بار به ایران برگشتم. همون دم گیت ورودی، پاسپورت پسرم رو ضبط کردند و گفتند که پدرش به عنوان ولی اون، ممنوع الخروجش کرده! به دادسرا که مراجعه کردم متوجه شدم حق ولایت پدر با دادن حضانت سلب نمیشه! حضانت فقط به معنی نگهداری هست و تو به عنوان مادر هیچکاره ای!! حتی پدربزرگ پدری هم بر تو در همه امور ارجحه! باورتون میشه؟ حضانت در قانون به معنی سرپرستی و ولایت نیست! تمام تصمیمات همچنان با پدرست. این مسئله طول میکشید و من باید به سر کار برمیگشتم، پسرم را پیش پدر و مادرم گذاشتم و به کانادا آمدم. تمام چند ماهی که من اینجا بودم و پسرم ایران، کارم فقط گریه بود! هیچ راه قانونی برای حل مشکلم وجود نداشت حتی وقتی که پدر بچه خودش در آمریکا زندگی میکرد و هیچ دلیل منطقی برای ممنوع الخروجی بچه وجود نداشت!! در نهایت هم دل همسر سابق به رحم آمد و اجازه خروج پسرم رو از دفتر ایران در واشنگتن صادر کرد! اما من هرگز رنج اون روزها و حیرانی ام رو فراموش نمیکنم. اون احساس نا‌امنی و بی پناهی که اون زمان تجربه کردم حتی الان که یک همسر مهربان و پسری هفت ساله دارم گاهی به سراغم میاد، اما یهو یادم میفته که اینجا کاناداست! تا گرفتار دادگاههای خانواده جمهوری اسلامی نشده باشی، با گوشت و پوستت زن ستیزی این حکومت رو درک نمیکنی! #نه_به_جمهوري_اسلامي #هشت_مارس

Ellie Omidvari

58,830 Aufrufe • vor 1 Jahr

توضیحات خود نیما تکیدو یوتیوبر با ۱ میلیون فالور درباره ایونتش ۲۸ تیر : بیش از ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر بدون بلیت و بدون هماهنگی تشریف آورده بودن. ما ۵ هزار تا بلیت تهیه کرده بودیم که توی ۳ دقیقه سولداوت شد. این خودش یه رکورده! تا ۱۵ هزار نفر ما تدارکات دیده بودیم... از شدت درد یه چند ثانیه از حال رفتم. حراست تونست منو بکشه بیرون. به دلیل درد زیادی که تو پام داشتم توی جمعیت که پام آسیب دید، نتونستم رو پام بایستم و منو انتقال دادن به بیمارستان و پامو آتل بستن. 🔸گوشی منو ندزدیدن، کیف پول منو ندزدیدن... همه چی سر جاشه. کادوهاتون بچه‌ها، کادوهایی که لطف کردین برای من آوردین، قربونتون برم! با عشق تک‌تکشون جمع شده. این‌قدر زیاده من باید برم بگیرم، وقت نکردم به‌خاطر پام... همه چی تا دو سه ساعت اول عالی پیش می‌رفت. از ساعت دو و نیم - سه ظهر ما متوجه یه جمعیت خیلی زیادی شدیم. همه چی تا دو سه ساعت اول عالی پیش می‌رفت از ساعت دو و نیم - سه ظهر ما متوجه یه جمعیت خیلی زیادی شدیم... طبق آماری که اون لحظه به ما دادن، بیش از ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر بدون بلیت و بدون هماهنگی تشریف آورده بودن. 🚨ای کسانی که کامنت‌های منو سوراخ کردید ۷۰ هزار تا نمی‌دونی چه عددیه، یکی نوشت ۵۰۰ نفر، یکی ۱۰ هزار نفر، تعدادی به عدد ۷۰ هزار خُرده گرفتید بفرمایید خود صاحب مجلس میگه بیش از ۴۰،۵۰ هزار نفر

Elham

54,037 Aufrufe • vor 1 Monat

یکی به این …. بگه به تو چه کی چی میپوشه و من ترجیح میدم آدم باشم آدم فروش نباشم مثل تو. این‌همه ژل لب با آرایش... اصلاً این چهره، با حجاب، مقبولِ جمهوری اسلامی هست؟! 🔹اصلاً در هیچ‌جای دنیا کسی به این فکر نمی‌کنه که «اندامم رو نشون بدم تا نشان‌دهنده آزادی، پیشرفت و باکلاسی باشه»؛ چون نوع پوشش مثل نفس کشیدن یک امر کاملاً طبیعی و حق فردیه و کسی اصلاً به این مفاهیمی که تو می‌گی فکر نمی‌کنه. 🔹اینکه یه نفر کجا چی می‌پوشه یا نمی‌پوشه، یا چقدر و کجاش ژل می‌زنه به کسی ربطی نداره؛ دقیقاً همون‌طور که قیافه کریه‌تو به بقیه ربطی نداره! اگه من از قیافه‌ت خوشم نمی‌اد، دلیل نمی‌شه هیچ‌کس دیگه‌ای هم نپسنده. 🔹خیلی هم طبیعیه که یه مرد دوست داشته باشه زنش به‌روز بگرده و براش خرج کنه (خرج بکنن یا نکنن هم باز به خودشون ربط داره). اصلاً مانتو چیه؟! زن می‌تونه تاپ و دامن کوتاه بپوشه؛ پوششی مثل مانتو تو تمام دنیا عجیبه! این فقط جمهوری اسلامیه که مردم رو مجبور می‌کنه. (مسلمون‌های کشورهای دیگه با انتخاب خودشون حجاب می‌ذارن، اما جمهوری اسلامی همه‌ی عقاید رو مجبور می‌کنه). 😵‍💫بخشی از افاضات این خانم با این ظاهر و حجاب: «نمایش اندام‌های خصوصی یک خانم به هیچ عنوان تو هیچ کجای جهان نشان‌دهنده آزادی، پیشرفت و باکلاسی نیست.»🤜 «یک سری چیزارو کف خیابون پوشیدید، طرف رو تخت‌خواب واسه شوهر خودش با خجالت تن می‌کنه!»🤜 «اونی که میاد به تو میگه بروز باش، پول بهت میدم برو موهاتو بلوند کن، اون مانتو کوتاه‌تو بپوش، ساپورت بپوش، دستتو می‌گیره، تو شهر نشون همه دوستاش میده... اون می‌خواد به واسطه تو خودشو بکشه بالا... بگه ببین، کیو مخ کردم!»🤜 با همین قیافه اومدی داری افکار جمهوری اسلامی رو پروموت می‌کنی؟!😵‍💫 همون‌طور که تو عکس‌های پیجش می‌بینید، کل پیجش موهاش بیرونه؛ حالا به دستور ارباباش اومده از حجاب می‌گه! 😆

Elham

22,440 Aufrufe • vor 25 Tagen

پیام: «یه مزدور قاتل رو میخوام معرفی کنم ولی تریبونی ندارم و کسی هم نمیشناسم که تو این راه کمکم کنه: دکتر ایوب توکلیان متخصص طب اورژانس بیمارستان سوانح طالقانی مشهد. یه کثافت عرزشی تمام عیار. ۱۸ام روز اول فراخوان شاهزاده، ساعت ۱۰ونیم شب بود که سیل بچه‌های مجروح و تیر خورده سمت بیمارستان ما اومد، اورژانس بیمارستان دریای خون بود و جای سوزن انداختن نبود. این عوضی اون شب کشیک بود. به چشم میدیدم و میشنیدم که CPR بچه‌هامون که هنوز علائم حیاتی ضعیفی داشتن رو زودتر از موعد ختم اعلام میکرد و میگفت بذارین این کثافتا بمیرن تا دیگه آشوب درست نکنن و آمبولانسامون رو آتیش نزنن (البته که بچه‌های پرستار به حرفش گوش نمیکردن). موردی که خودم با چشمای خودم شاهدش بودم یه پسر ۱۵ یا ۱۶ ساله بود که گلوله جنگی به ران پا خورده بود و شریان فمورال رو پاره کرده بود. از پاش مثل آبشار خون میریخت. پدرش جلوی این آشغال التماس میکرد که به داد بچم برس ولی این میگفت اول برین تشکیل پرونده بدین بعد من میام ویزیت میکنم!!!! تو روزهای عادی و روتین مریض اورژانس که میاد اول به سرعت اقدامات درمانی شروع میشه و وقتی اوضاع استیبل شد از همراهی میخوان کارای تشکیل پرونده و بستری رو انجام بده. اون طفلک بخاطر خونریزی زیاد و شوک هموراژیک جاویدنام شد. وسط اون جهنم با همراهای بچه‌هامون بخاطر حجاب درگیر میشد. با دستای خودش با تصمیمای خودش اون شب دست کم ۲۰ تا ۳۰ نفر از بچه‌هامون رو کشت. این کثافت از اون حرومیایی که کف خیابون به سمت بچه‌هامون تیراندازی کردن هیچی کم نداره. این هم بگم که این آشغال به کلّاش و شیاد بودن هم معروفه. روی پیشونی جای مهر داره ولی بخاطر پول و کارانه‌ای که به پزشکا تعلق میگیره هر کار کثافتی که فکرش رو بکنین انجام میده. نمونه بارزش اینه که واسه مریضی که به اصطلاح اکسپایر شده و فوت شده و عملیات احیا و CPR تموم شده میاد چست تیوب میذاره، یا میاد cvلاین میگیره یا میاد خون تزریق میکنه. باور کنین که میاد به جسد خون تزریق میکنه فقط بخاطر اینکه توی پرونده بیمار کد ثبت بشه و بتونه پول بیشتری بگیره حتی از کسی که فوت شده. اسمش رو سرچ کنین تو آپارات هم یه ویدئو ۵۰ دقیقه‌ای هست که رفته صداوسیما نمیدونم چه برنامه‌ای هست که مصاحبه میکنه و هممون رو تروریست و فریب خورده خطاب میکنه. دقیقا خزعبلاتی که ج‌ا داره جار میزنه. توی بخش هم همیشه با همکارا یا بیمارا و همراهاشون درگیره بحاطر حجاب و مسائل اعتقادی. این کثافت امروز هم شیفت بود. حق این عوضی نیس که راست راست راه بره درحالیکه دستش به خون بچه‌هامون آغشته‌اس.»

ـــه

140,667 Aufrufe • vor 6 Monaten

ببینین ترید کردن چه سوسول بازی شده! نه TP نه SL نه اصلا عدد وارد کردن لازمه! دیگه تعارف رو کنار گذاشتن و عملا شده: ولکام تو آنچین کازینو 😁 هر کدوم از باکس هایی که کلیک میکنه در لحظه یه long یا short باز میشه اگه قیمت رسید بهش میشه TP نرسید SL میخوره یعنی دیگه فقط قیمت مهم نیست؛ مسیری که چارت میره تا به اون قیمت برسه هم قابل ترید شده حالا چرا گفتم On Chain ؟ چون همه ی این دیتاها در لحظه روی Solana پیاده میشه ؛ اساسا اولین رکن یک کازینو خوب ؛ شفافیت اون هست😉 حالا شاید بگین Solana که real time نیست! درسته ولی MagicBlock ✨ با اجرای Ephemeral Rollup روی سولانا به 1ms block time رسیده😐 برای اینکه اختلاف دست تون بیاد مثلا آربیتروم که L2 سریع محسوب میشه 250ms block time داره ! برای همین MagicBlock خودش رو یه real-time engine میدونه و این زیرساخت رو به developer ها میده که همچین کازینویی بسازن! من این ویدئو رو از Rush Trade گرفتم ولی نمونه های جذاب دیگه کم ندارن ؛ ذهن من برای تصور Real Time On Chain App داشتن زیادی فقیره😂 داریم از فاکینگ 1ms صحبت میکنیم و کلی ایده که میشه باهاش پیاده سازی کرد!

NabiYok🍌

35,620 Aufrufe • vor 8 Monaten

ماه اوت سال ۲۰۱۹ با یه پاسپورت جعلی قاچاقی از جزیره میکونوس یونان به پاریس پرواز کردم و یه دوستی با ماشین من رو رسوند به شهر کلن آلمان. دو ماه و نیم تو یه کمپ موقت تو شهر اِسن بودم که یه ماه اولش با یه پسر ایرانی به اسم دانیل تو یه اتاق بودیم. خیلی پسر مشتی و باحالی بود و اصلا مشکلی نداشتیم. آرایشگر بود و موهای بچه ها رو کوتاه میکرد. تنها مشکل من این بود که دانیل شب‌ها خیلی خر و پف میکرد و من نمی‌توانستم بخوابم. بعضی شبها از صدای بلندش عصبی می‌شدم و می‌رفتم تو راهرو می‌شستم. بالاخره نگهبان‌های کمپ دلشون برام سوخت و مدیریت بهم یه اتاق جدا داد. بعد از مصاحبه‌م از اونجا به یه کمپ دیگه تو شهر راینه منتقل شدم. شاید بگم یکی از سخت ترین دوران زندگیم رو تو اون کمپ گذروندم. با سه تا پسر ایرانی هم اتاق بودم. دو تا آرش و اسماعیل. واقعا بچه های خوبی بودن ولی سبک زندگی من به اونها نمی‌خورد. اونها تقریبا هر شب تا دیر وقت عیش و نوش داشتن و من زود می‌خوابیدم و صبح‌ها ساعت ۶ بیدار میشدم و تو‌ کمپ می‌دویدم و ورزش میکردم. از طرفی هم شرایط زندگی تو کمپ خیلی مشابه زندگی تو کمپ اشرف بود. منظورم بخش زندگی جمعیش بود. اتاق خواب جمعی، سالن غذاخوری جمعی، حموم و توالت جمعی. این خیلی من رو آزار می‌داد. طوری که تو دسامبر ۲۰۱۹ دوچار افسردگی شدید شدم. تو عمرم، حتی با گذشت از اون همه بلا تو مجاهدین هیچ وقت افسرده نشده بودم. اما توی اون کمپ از درون احساس خفگی شدید می‌کردم. به خودم می‌گفتم من که از چنگ اون فرقه آزاد شدم و چی شد دوباره افتادم توی این وضعیت. هفته‌ای سه شب کابوس می‌دیدم که دوباره برگشتم تو مجاهدین و از شدت ترس بیدار میشدم. بعضی وقتها قلبم اینقدر تند می‌تپید احساس می‌کردم ممکنه الان سکته کنم. توی کمپ خیلی ساکت بودم و تلاش می‌کردم فقط با افراد سلام و علیک داشته باشم. هر روز کامپیوترم‌ رو بر‌ می‌داشتم و می‌شستم تو اتاق اینترنت و یا زبون آلمانی می‌خوندم و یا خرد خرد کتاب سرگذشت زندگیم رو می‌نوشتم. در ظاهر تلاش می‌کردم خودم رو محکم و سرحال نشون بدم ولی در درون داشتم خفه میشدم. انگار یکی گلوم رو از تو‌ گرفته بود و فشار می‌داد. چند شب زیر پتو از حال خودم گریه‌م گرفت و فقط تلاش می‌کردم گریه‌م رو غورت بدم تا هم اتاقی‌هام متوجه نشن. یه روز دیگه تاب نیاوردم و رفتم پیش یکی از کارکنان کمپ. یه مرد افغانی بود که سال‌های سال توی آلمان زندگی می‌کرد و با همسرش توی کمپ کار می‌کردن. بچه‌های ایرانی کمپ باهاش خیلی خوب بودن و برای احترام زیادی قائل بودن. من باهاش هیچ وقت صحبت نداشتم ولی از انرژیش احساس میکردم می‌تونم بهش اعتماد کنم. رفتم پیشش و درخواست صحبت کردم. من رو برد تو یه اتاق و نشستیم سر میز. گفت بگو پسرم چی شده؟ هر بار که دهنم رو باز میکردم صحبت کنم بغضم می‌گرفت و نمی‌تونستم. گفت کار من اینجا اینه که به تو کمک کنم و راحت حرف بزن. تو اون لحظه یه دفع بغضم ترکید و شروع به گریه کردم. دیگه نمی‌تونستم خودم رو نگه دارم و تو اون لحظه احساس کردم دیگه نیازی نیست خودم رو قوی نشون بدم. بعد از یه دقیقه گریه به خودم مسلط شدم و شروع کردم به تعریف زندگیم و شرایط توی فرقه مجاهدین و سختی‌هایی که کشیده بودم. تو کل ۲۰ دقیقه‌ای که من صحبت میکردم اون هیچ چی نگفت. وقتی تموم‌ شدم گفت یه دقیقه واستا. گوشیش رو در آورد و زنگ زد به مدیر کمپ. گفت پیش یکی از پناهنده‌ها هستم که داستانش فرق می‌کنه و اتاق تکی نیاز داره. بعد در جا من رو برد پیش دکتر کمپ. داستان من رو خلاصه به دکتر گفت و دکتره درجا برگشت بهم گفت که من مجاهدین رو میشناسم و می‌دونم چی کشیدی. گفت میتونم برات دارو تجویز کنم ولی فکر میکنم همین که اتاق تکی داشته باشی بهت کمک میشه که کمی آرامش‌ پیدا کنی. از اون به بعد و تا زمان شروع کرونا، من یه اتاق تکی داشتم. آرامش توی اتاق کمی بهم احساس راحتی دست داد. دیگه احساس خفگی نمی‌کردم. دقیقا همون دوران بود که با همسر فعلیم آشنا شده بودم و اون بهم یوگا و مدیتیشن یاد داد. روزی دو بار توی اتاقم می‌شستم و ۲۰ دقیقه مدیتیشن میکردم. رفتم توی باشگاه شهر ثبت نام کردم و کلا روحیه‌م عوض شد. یه طوری از درون انگار خودم یا همون اصالتم رو پیدا کردم. روزها تو‌ اتاقم می‌شستم و به گذشته‌م فکر میکردم و اینکه از چه سختی‌هایی عبور کردم. یه روز توی همین فکرها بودم‌ که یهو به ذهنم زد منی که از این همه سختی و بلا عبور کردم پس از هر چی هم بعدش بیاد می‌تونم عبور کنم. تصمیم گرفتم دیگه غصه آینده رو نخورم. و تا به امروز هم همینطور بوده. یک لحظه هم غصه اینکه قراره چی بشه و من چی میشم و آیا از پسش بر میام رو نخوردم. اطمینان دارم که بر میام. یه جوری شکست ناپذیر شدم تو زندگی. دیگه از چیزی نمی‌ترسم. زندگی زیباست✨🌷

Ray Torabi

26,451 Aufrufe • vor 1 Jahr

بخش‌هایی از صحبت‌های امین بزرگیان در گفت‌وگو با میلاد پورعیسی: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ نسخه کامل این مصاحبه را می‌توانید در کانال یوتیوب هامون تماشا کنید: ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ امین بزرگیان: برخلاف تصوری که وجود داشت نسبت به مداخله خارجی در ایران، خب روند جوری شد که این مداخله خارجی مورد استقبال عمومی قرار نگرفت. حالا اینکه مورد استقبال عمومی قرار نگرفت ؛ اصلاً فراموش نکنیم که یکی از زنجیره‌های این پروژه این بود که ما وقتی آسمان رو اشغال کردیم، روی زمین یه اتفاقاتی خواهد افتاد.‼️‼️ این مشاوران و اینا رفتن، مشاوران راستگرا و اپوزیسیون رفتن به این آمریکا و اسرائیل گفتن آقا شما اگر چنانچه فلان جا رو بزنید و آسمون رو بگیرید و اینا، مردم اینقدر عاصی‌ان که میان تو خیابون.‼️‼️ نمونش، نمونه کار شما جنبش‌های مردمی رو ببینید، مردم اومدن تو خیابون. ‼️اون جنبش‌ها به خاطر این به سرانجام نرسید که سرکوب شد ‼️و اگر چنانچه شما این نظم سرکوب‌کننده رو، چه می‌دونم، تضعیف کنید یا از بین ببرید، این به سرانجام می‌رسه، تبدیل میشه به انقلاب. بعد خود شما هم، مخالف پروژه شما هم نیست که نمی‌خواید دیگه در کشورهای خاورمیانه مثل عراق و افغانستان بیاید ‼️و مداخله کنید، خود همین میشه انقلاب. خب این روشن بود، یعنی مشخص بود کسانی که این مشورت رو دادن به آقای آمریکا و آقای اسرائیل، سرسوزنی شناخت از جامعه ایران نداشتن. نمی‌شناختن جامعه ایران. یعنی نرفته بودن حتی این تحقیقات اجتماعی رو ببینن، خصلت‌های جامعه رو ادراک بکنن. یه سری آدم سیاسی بودن که مواجهه‌شون با جامعه ایران این بود که یه سری آدم هر از چند وقت یه بار اومدن تو خیابون و اعتراض کردن و کلاً این چیز رو، این خبر هم بهشون رسیده بود که مردم به اینجاشون رسیده. خب این دو تا رو کنار همدیگه گذاشتن به صورت مکانیکی و گفتن این جامعه، جامعه انقلابی‌ه، جامعه‌ای که درمیاد توی خیابون. در حالی که این ناشی از عدم شناخت جامعه ایران بود.‼️ به چند دلیل. حالا دلایل مختلف و متعددی رو میشه مطرح کرد که اساساً حتی اون وقتی که جامعه می‌اومده بیرون اعتراض می‌کرده، این جنبش، جنبش اعتراضی بوده یا جنبش انقلابی بوده؟ این رو باید اساساً ما سوژه انقلابی در ایران داریم یا سوژه معترض داریم در ایران؟ ‼️پیوندهای جامعه با دولت چه نوع پیوندیه؟ آیا اون پیوندی هست که بشه از توش چیزی تحت عنوان انقلاب رو درآورد؟ انقلاب یعنی تغییر حکومت و فلان این حرفا. بعدشم چیزی که مفروض چیزشون بود این بود که آقاجان، ما در فقدان تمام عناصر انقلاب ‼️‼️مثل رهبری، مثل سازماندهی، مثل چه می‌دونم همه این چیزا، اعتصابات و این حرفا، ‼️‼️اینا رو نداریم و نمی‌تونیم درستش بکنیم و اینا. اینا رو همه رو حواله می‌دادن به اینکه این به خاطر چی سازماندهی نداریم، به خاطر چی اینا رو نداریم؟ که سرکوبه. خب که اینم گفتن به جای همه اینا که نداریم، آمریکا رو داریم، این بیاد. ‼️‼️ فکر می‌کردن که یک راه میانبری وجود داره برای انقلاب. برای همین هم از ‼️‼️کلمه براندازی ‼️‼️استفاده می‌کردن، از کلمه انقلاب استفاده نمی‌کردن، به خاطر اینکه می‌دونستن که این نمی‌تونه انقلاب باشه. انقلاب یه پدیداری از پایینه، احتیاج به سازماندهی داره، احتیاج به پیوند نیروها داره، اتحادهای درون بین طبقات داره، هزار تا چیز دیگه داره، نمیشه اینجوری. برای همین گفتن براندازی. براندازی یعنی که حکومت بره، فقط همین. ‼️‼️ یعنی اون هدف نهایی انقلاب رو فقط منظورشون بود. اون فرایندی که ما به اینجا برسیم، گفتن امکاناتش وجود نداره، اینو آمریکا برامون انجام میده.‼️‼️‼️ همه این عوامل رو وقتی کنار هم می‌ذارید، پس اصلاً چیز عجیبی نبود که جامعه در معرض جنگ وقتی قرار می‌گیره، تن نمیده به اون، به این پروژه.‼️ یعنی با وجود تمام مشکلاتی که داره، با تمام اینکه اصلاً نمی‌خواد سر به تن دولت باشه، ‼️اینی که بخواد وارد چنین پروژه‌ای بشه، این براش غیرممکنه. چرا؟ خیلی ساده‌ست آقای پورعیسی، به خاطر اینکه جامعه، جامعه مدرنیه. جامعه‌ایه که تا حد زیادی دموکراتیکه. تو این جامعه سال‌ها کار شده. حالا ما نتایج ملموس مادیشو نداریم، ندیدیم هنوز، اما ببین، ۲۰۰ سال پیش حدوداً انقلابی شده تو این مملکت، همزمان با اروپا. بعد خود این سازوکار از درون یک انقلابی بیرون اومده به نام ۵۷. و از نیمه دهه ۷۰ تو مملکت آدما کتاب چاپ شده، روزنامه چاپ شده، ارزش‌های دموکراتیک مهم شده، فلان. همه اینا غیب نمیشه توی جامعه‌ای، هرچقدر هم مسئله داشته باشه. حالا یه موقع است ما فقط به صداهای بلند توجه می‌کنیم، لحظات بیان خستگی‌ها، لحظات بیان خشم‌ها. با اینا نمیشه معیار فهم گذاشت. لینک کانال یوتیوب هامون:

آرش یوسفی -ARASH

12,538 Aufrufe • vor 1 Monat

#MIGA منتشر شد. «به تویی که هنوز سمت مردم نایستادی» می‌دونم شاید هنوز فکر می‌کنی وفاداری یعنی ایستادن کنار این نظام، حتی وقتی قلبت داره داد می‌زنه که چیزی درست نیست. ولی تا کی می‌خوای خودتو گول بزنی؟ تو همه چی رو با چشم خودت دیدی. اون بچه‌هایی که با تیر افتادن. اون مادری که جنازه‌ی دخترشو بغل گرفته بود. چطور می‌شه بچه داشته باشی و پدر باشی و طرف حکومت بچه‌کشی رو بگیری که کیان پیرفلک رو کشت؟ و حالا نگاه کن… وقتی جنگ شد، خامنه‌ای کجا بود؟ وقتی جنگنده‌ها از پی هم می‌اومدن، وقتی پادگان‌هاتون آتیش گرفتن، اون پیرمرد ترسو حتی یه پیام زنده نداد. غیبش زد. پنهان شد. و تقریباً یک ماه بعد از پایان جنگ هنوز تو سوراخ موشه. حالا از خودت بپرس: می‌خوای گوشت قربانی توهمات پیرمردی باشی که در روز جنگ ناپدید می‌شه؟ می‌خوای برای اون کشته بشی که حتی حاضر نیست روز خطر، از مخفیگاهش بیرون بیاد؟ این رژیم نفس‌های آخرشه. تو بهتر از هر کسی می‌دونی. تو داخل سیستمی. تو دیدی که از درون پوسیده شده. اگه خواهان زندگی هستی، اگه می‌خوای بعد از جمهوری اسلامی، با شرافت زندگی کنی، الان وقتشه. الان زمان انتخابه. نه فردا. فردا دیره. و ما فراموش نمی‌کنیم کی کنار مردم ایستاد و کی مقابل مردم وایساد. پاسدار خامنه‌ای نباش، پاسدار ایران باش. نذار تو رو به‌جای خودشون بسوزونن. زندگی خودت و خانواده‌تو قبل از اینکه دیر بشه نجات بده. این آخرین فرصته. پایان نزدیکه، و آینده به یاد خواهد آورد: چه کسی مردمش رو انتخاب کرد، و چه کسی با دستان خودش خودشو به تاریکی سپرد. بیایید عظمت رو به ایران برگردونیم...

Hamed Fard 🇮🇷

99,480 Aufrufe • vor 1 Jahr

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,548 Aufrufe • vor 10 Monaten

سال ۹۸ این گزارش رو در مورد هزینه‌های زندگی در ترکیه نوشتم (لینک در ادامه) که البته یک قسمت از یک گزارش چند قسمتی بود درباره زندگی در ترکیه. امروز این گزارش یکی از تلویزیونهای ترکیه رو دیدم که عملا اسکناس ۲۰۰ لیری که درشت ترین اسکناس ترکیه است دیگه ارزشی نداره. برام سواله آیا اون زمان که پایه حقوق ۲۰۰۰ لیر و هر یک دلار ۲۱۰۰ لیر بوده ایا قدرت خرید مردم نسبت به الان تفاوت کرده؟ یعنی اگر اون زمان با پایه حقوق یک ماه مثلا میشد ۱۷ کیلو گوشت گوسفند خرید الان هم با پایه حقوق میشه همینقدر خرید کرد؟ کسی که ترکیه‌ست اگر مقایسه کنه قیمتهای فعلی رو با این گزارش که نرخ خیلی از مایحتاج روزانه درش هست خیلی چیزها روشن میشه که زندگی سخت‌تر شده در ترکیه یا نه. این لینک اون گزارش هست و ویدیو رو هم همینجا گذاشتم. پ.ن: دنبال زیر بغل مار نگردین. صرفا کنجکاوی شخصیه و این سوال اساسا هیچ ربطی به شرایط ایران نداره. الان باز یه عده حمله میکنن منظورت چیه و میخوای بگی گرونی اگه هست همه جا هست و آره آخوند خوبه و...و.... به خدا از وقتی اینترنت ایران قطع شده اکانتهای ناشناس طلبکار زیادتر شدن! فکر کن بیرون ایران نشسته یک ابسیلون حتی از اسم و هویت خودش نمیخواد هزینه بده بعد ادعاش ماتحت خر رو پاره میکنه و شده پیشوای مبارزه و پریدن به همه! والا از نظر من اکثرا تخم و ترکه همون آخوندها و سپاهی‌ها هستند که به روش گرده‌افشانی در تمام دنیا پخش شدند!

شراگیم زند

13,472 Aufrufe • vor 4 Monaten

یه برنامه تلویزیونی تو کره پخش میشه به اسم «ملاقات با شما». این برنامه تو یه حرکت جنجال آفرین مادری به اسم «جانگ جی سونگ» رو که دخترش «نایون» رو تو سال 2016 بعلت یه بیماری ناشناخته از دست داده بود، بوسیله‌ی واقعیت مجازی رو در رو کرده! خانم نایون یه هد ست واقعیت مجازی VR رو روی چشمانش گذاشت و به باغی رفت که دخترش اونجا منتظرش بود. خانم جانگ در حالی که دخترش رو تو بغلش گرفته بود بهش گفت: اوه قشنگ من... دلم برات تنگ شده بود. نایون هم با چشمای درخشان و موهای مشکی از مادرش می‌پرسه کجا بود تاحالا و آیا بهش فکر میکنه؟ مادرش جواب داد: همیشه این کارو میکنم. نایون گفت: دلم خیلی برات تنگ شده بود مامان. جانگ هم گفت: منم همینطور عزیزم. جانگ از اول برای گرفتن دست نایون مردد بود. چون اون هرچی باشه مجازیه و واقعیت نداره! ولی نایون اصرار کرد دستشو بگیره. جانگ در حالی که به پهنای صورت اشک می‌ریزه دست نایون رو میگیره. شوهر، پسرش و بقیه‌ی افراد توی استودیو هم که شاهد این اتفاقات بودن اشک میریختن. بعدش نایون میره و از باغ یه گل میچینه و به مادرش میده و میگه: مامان میبینی... دیگه درد نمی‌کشم و باعث لبخند ذوق مادر میشه. در پایان این سفر جادویی، به مادرش میگه مامان من خسته ام، میرم بخوابم و با مادرش خداحافظی کرد. با این برنامه استقبال زیادی روبرو شده و همه دوست دارن عزیزانشون رو برای یکبار هم شده، بصورت مجازی ببینن... منتقدان جدی هم داره. نادیده گرفتن حقوق متوفی، اینکه چه کسی آواتار رو کنترل میکنه، اینکه چی میگه، دستکاری عاطفی شخصیت مجازی و فریب طرف حقیقی اتهاماتی هست که به این طرح وارده.

⚔️🏴𝐇𝐢𝐫𝐤𝐚𝐧 (𐂂)

186,143 Aufrufe • vor 1 Jahr