Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

پرسنل عسلویه اینطوری کار می‌کنن؛ تا زندگی ما از جریان نیفته! وسط گرمای ۶۰ درجه، تنها امیدشون همین شیلنگ آبه... دمتون گرم، باغیرت‌ها! 👏

25,256 görüntüleme • 1 ay önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

جریان زندگی بعد از آتش بس اینجا در زمان #جنگ خالی از شور زندگی بود. کلاغ‌ها برگشته‌اند. نه هیاهو دارنذ و نه با اطمینان پرواز میکنند آرامند و محتاط، انگار که هنوز به آسمان شک دارند. پرنده‌ها دوباره روی سیم‌ها نشسته‌اند و شهر، با همه زخم‌هایش، دارد وانمود می‌کند که هنوز بلد است نفس بکشد. مردم به هم لبخند می‌زنند…لبخندهایی که بیشتر از جنسِ زنده ماندن‌اند تا خوشحالی لبخندهایی که پشت‌شان شب‌های بی‌خوابی است، صداهایی که هنوز از ذهن پاک نشده، و ترسی که فقط کمی عقب رفته، نه اینکه تمام شده باشد. زندگی دارد برمی‌گردد،اما نه مثل قبل. مثل کسی که از یک حادثه جان سالم به در برده و حالا هر حرکت ساده‌اش کمی احتیاط، کمی تردید، و کمی درد در خودش دارد. چای‌ها دوباره دم می‌شوند،مغازه‌ها نیمه‌جان باز می‌شوند، پیاده‌روها کم‌کم یادشان می‌آید که باید شلوغ باشند… اما در همه این‌ها، یک اما ی بزرگ نفس می‌کشد. ما برگشته‌ایم به روتین‌ها، چون چاره‌ای نداریم. چون زندگی، حتی وقتی زخمی است، اصرار عجیبی به ادامه دادن دارد. و شاید… شاید همین ادامه دادن،همین لبخندهای نصفه،همین پرنده‌هایی که با تردید برگشته‌اند،تنها شکلِ ممکنِ امید در این روزهاست. هرچند پررنگ و مطمئن نیست امیدی کم‌جان و لرزان است که فقط می‌گوید هنوز تمام نشده‌ایم.

Golshan

16,081 görüntüleme • 5 ay önce

کانال تلگرامی: #روایت_روانبُد نمی‌دونی نمی‌دونی، آخ، نمی‌دونی که گاهی زندگی ننگه ویدیوی بالا پاره‌ی ۲۲دقیقه‌ای از اجرای یکساعته‌ی فریدون فروغی‌ست، پاییز ۱۳۷۹، در هتل آنای کیش، هم آخرین اجرای عمر او که پس از بهمن ۵۷ تنها سه بار توانست روی صحنه بخواند و عاقبت دوسالی بعدِ این اجرا دق کرد در پنجاه‌سالگی ـــ‌یا همان «سکته‌ی قلبی». این پاره از آخر آهنگ «مشتی‌ماشالله‌»ست تا اجرای متفاوتی از «دو تا چشم سیاه داری»، و رفتار نامعمولی از فروغی که وسط کار آبی می‌نوشد، به میان تماشاییان می‌رود که صدای کاردوچنگالشان تا ابد روی اعصاب است؛ و مناسب‌خوانیِ فرد اعلایی می‌کند: «نگاه کن با همه رندی، رفاقت با کی‌ها داری». بله! دارد بهشان فحش موزونِ مقفّا می‌دهد، رو به میزها و آدم‌های چنگال به‌دست نشسته در سالن هتل آنای کیش می‌خواند «خبر داری؟ خبر داری؟ که این دنیا همش رنگه؟» و بعد که می‌بیند انگار کسی حالیش نمی‌شود صریح‌تر می‌زند زیر آواز: «میخانه اگر ساقیِ صاحب‌نظری داشت، می‌خواری و مستی ره و رسم دگری داشت.» خاک بر او خوش که غریب زیست و جفادیده رفت، و دم رفیقی گرم که باعث شد بعد عمری این اجرا را شبی در تنهایی ببینم و یاد روزهای دور کنم. روایتِ روانبُد: مانا روانبُد

🏴شیرین رستگارپور

20,543 görüntüleme • 2 yıl önce

دل‌بستگی آدمیزاد به تیر و تخته چیز عجیبی است. این خانه قدیمیِ پهلوی دوم را بعد از سازنده‌اش یک بار دیگر ما آباد کردیم و حالا شده پناهگاه‌مان در روزهای جنگ. یک جوری امیدواریم که در و دیوارِ پنجاه ساله‌اش در مقابل موشک و موج انفجار تاب بیاورد، اینجا که ما پاگیرش هستیم و دلمان نمی‌آید در این شرایط هم رهایش کنیم. صدای موسیقی معمولا بلند است که صداهای مهیب بیرون را کمی خاموش کند. هنر زندگی است. اینجا هر شب گروهی از دوستانمان جمع می‌شوند تا با معاشرت ترس‌ها را کم کنیم و با هم‌نشینی، به همدیگر امید بدهیم. می‌خندیم. بازی می‌کنم، گپ می‌زنیم تا به مرگِ جاری در هوای تهران بلکه کمتر فکر کنیم. اولین سلول مقاومت اجتماعی خانه است. از همین جمع‌های کوچک است که ایده‌های بزرگ زاییده می‌شود. که هم‌بستگی پا می‌گیرید. که سدهای بزرگ را می‌شود سوراخ کرد. در این زمانه شکاف‌های اجتماعی عمیق و گسل‌های فعال، خانه‌ها را باید قبله کرد. چراغ این جمع‌ها را روشن باید نگاه داشت و اجاق این واحد‌های ساختمانی را گرم باید کرد تا می‌شود. روز نمیدانم چندم جنگ است. حساب کار از دستم در رفته. اما این را میدانم که این خانه معنای دیگری برای ما پیدا کرد امسال. «پناهگاه» واقعی. جایی که شبیه هیچ جای دیگری نیست. سلول کوچک مقاومتِ ما در برابر سیاهی و تباهی جنگ.

Hossein Hamdieh | حسین حمدیه

26,989 görüntüleme • 6 ay önce

با گذشت ۴۵ سال، مردم ایران مقایسه می‌کنند که کشورشان پیش از فاجعه۵۷ به کدام سمت می‌رفت و اکنون کجا قرار داریم. ایران باید تا الان ژاپن خاورمیانه می‌بود ولی در عوض به کره شمالی خاورمیانه تبدیل شده است. این به دلیل ماهیت رژیمی است که از همان ابتدا در رویای صدور یک ایدئولوژی به هزینه ملت ایران بوده و به جای اینکه به دنبال رفاه و خوشبختی مردم باشد به فکر توسعه‌طلبی است. در نتیجه، ایرانیان امروز با فقر دست به گریبانند و آمارها نشان می‌دهد که حدود ۶۰ درصدشان زیر خط فقر زندگی می‌کنند. ارزش پول ما در این ۴۵ سال حدودا ده‌هزار برابر کاهش پیدا کرده و مردم ایران در حالی که در صف سوخت و غذا هستند، می‌بینند که میلیاردها دلارشان خرج موشک‌ها و پهپادها علیه کشورهای دیگر می‌شود و یا به کارزار جنگ روسیه علیه اوکراین کمک می‌کند؛ در حالی که یک سنت آن خرج خود مردم نمی‌شود. به همین دلیل، مردم ایران به این نتیجه رسیده‌اند تا وقتی این رژیم سر کار است، نه تنها بخت آزادی نداریم، بلکه هیچ فرصتی برای رشد و شکوفایی هم وجود نخواهد داشت. نسخه کامل گفتگو با Morning Joe در شبکه MSNBC با زیرنویس فارسی

Reza Pahlavi

214,766 görüntüleme • 2 yıl önce

علت نفرت من از چپِ محورمقاومتی رو در این ویدیو می‌تونید به‌وضوح مشاهده کنید! علی علیزاده، به‌عنوان صداوسیمای بدون فیلتر جبهه پایداری، تا همین دیروز با ژست عدالت‌خواهی از صبح تا شب به خواهر و مادر تراستی‌ها ناسزا می‌گفت که اصلاً چرا داریم تلاش می‌کنیم با تراستی‌ها کار کنیم که دلار بشوریم... نه برای اینکه باید سیاست خارجی رو تغییر بدیم تراستی‌ها رو جمع کنیم مثل آدم با سوییفت نفت به دنیا بفروشیم و مثل یک کشور نرمال رفتار کنیما... نه خیر آقا... از نظرش ما باید مستقیم برده‌ی چین باشیم تا این دوستان کم‌کم کمونیسم رو هم در ایران راه بندازن که بی‌تعارف‌تر هم از توبره بخورن هم از آخور! حالا دیروز که یاشار سلطانی شروع به افشاگری درباره‌ی فرایند حیف‌ومیل نفت ایران در قالب فروش غیرقانونی توسط تراستی‌ها و رابطه منافع جبهه پایداری با ادامه جنگ کرد، صدای این عدالت‌طلبانِ فسادستیز این‌جوری دراومده و مشکلشون اینه که چرا اسم دامادِ سخنگوی پایداری رو آوردی‌؟! الان از نظرشون ۲ میلیارد دلار بدهی اصلا مسئله‌ای نیست! الان نباید از فساد حرف بزنید چون به نفع دشمنه! حقیقتاً رجاله‌اید... حقیقتاً رذلید‌‌‌... من کاری به نزاع بر سر قدرتی که شکل گرفته ندارم... مسئله‌ی اصلی من این شوی عدالت‌طلبیِ لجن‌آلودیه که یک مشت تندروی بی‌شرفِ پوپولیست تبدیلش کردن به ابزار آمریکاستیزی نه برای اینکه واقعاً بهش باور دارن، بلکه چون تو این وضعیت می‌تونن بیشتر خون مملکت رو مثل زالو بمکن. کاش به همین‌جا ختم می‌شد. همین فاحشه‌ی رسانه‌ای حالا مشغول عادی‌سازیِ خوردن بمب اتم تاکتیکال به ایرانه و معتقده رسانه‌ها دارن مردم رو از این مسئله می‌ترسونن تا ما از مقاومت دست برداریم... در حالی که اگر تاکتیکال هم بخوریم، اتفاق خاصی نمی‌افته و باز باید ادامه بدیم... مرده‌شور ریخت خودتون و عدالتتون و مقاومتتون رو ببره که‌ مردم رو بدبخت کردید رها هم‌ نمی‌کنید. اینا به این حرفا باور ندارن... بیان می‌کنن چون منافع این کرکس‌ها در غیرعادی موندن ایرانه. ایدئولوژیِ عدالت‌طلبیِ ضدامپریالیستی‌شون یه نمایش برای یک اقلیت بی‌سوادِ متوهمه... یه پوششه برای اینکه همین وضعیت ادامه پیدا کنه و بتونن بیشتر از این مملکت بخورن... کی وسط توافقنامه به کشتی ها شلیک کرد؟

Arash Nalchegar

28,111 görüntüleme • 9 gün önce

تور اد شیرن بهم ریخت؛ همه چی از یه «Free Palestine» شروع شد… 🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸🇵🇸 ماجرا اینه مکلمور، رپر معروف که قرار بود قبل اد شیرن تو استادیوم‌ها اجرا کنه، ۴ سپتامبر تو نیوجرسی وسط کنسرتش برگشته گفته: «می‌خواستم بیام رو استیج‌های آمریکا و دو کلمه‌ای که برام عزیزه رو بگم: Free Palestine». همین دو کلمه کار دستش داد. رابرت کرافت، صاحب استادیوم Gillette (جایی که اد شیرن قراره ۲۵ و ۲۶ سپتامبر اجرا داشته باشه) گفته حضور مکلمور بعد این حرف، از خط قرمز رد میشه و برای جامعه یهودی آزاردهنده‌ست. خلاصه راهش ندادن و از لیست اوپنرهای تور حذف شد. اد شیرن هم بعدش اومده تو پیج دومش teddysphotos نوشته: «تصمیم پروموتر بوده نه من، من هیچ وقت گروه و فن‌هام رو تنها نمیذارم، من شریک این داستان نیستم». ولی ماجرا همینجا تموم نشده. همین که مکلمور حذف شد، بقیه اوپنرها هم گفتن ما نیستیم: فینیس اوکانل، آرون رو خواننده ایرلندی، و گروه Bóga همشون انصراف دادن و گفتن در همبستگی با مکلمور نمی‌ریم. خود مکلمور هم نوشته بود: «من ۱۰ تا شو نمی‌خواستم، فقط دو تا فرصت می‌خواستم جلو ۹۰ هزار نفر بگم Free Palestine، همین دو کلمه باعث شد اون دو شب رو از دست بدم.» میس ریچل، همون مجری معروف برنامه بچه‌ها هم به اد شیرن گفته: «وقتی برای اوکراین کنسرت حمایتی میذاری، داری موضع سیاسی می‌گیری، پس چرا فلسطین یهو میشه زیادی سیاسی و خطرناک؟» 🤷🏼‍♂️ الان تور اد شیرن عملاً بدون هیچ اوپنری مونده…

آرش یوسفی -ARASH

35,150 görüntüleme • 13 gün önce

افتضاح پشت افتضاح ادعای رهبری یک کشور رو دارن، ولی همه جا تقلب می‌کنن. یه عده گفتن من دروغ می‌گم و امکان نداره بشه دو بار رای داد. این ویدئو رو ببینین که گرفتم. 4 تا پنجره گوگل کروم همزمان باز کردم (هر پنجره یه پروفایل جدید هست برای همین رنگ پنجره‌ها فرق داره - اینکه پروفایل مختلف باشن مهمه). در کمتر از 2 دقیقه 4 بار رای دادم. نیازی به دو دقیقه نبود البته و تو 10 ثانیه هم می‌شد 4 بار رای داد. فقط چون روند رو نشون می‌دادم و نتیجه رفرش رو هم می‌خواستم بهتون نشون بدم کمی طولانی‌تر شد. تو پنجره دوم و چهارم چند بار رفرش هم کردم که تو پنجره چهارم آپدیت شدن اعداد رو هم ببینین و بعدش امضا هم زدم. دلیل این کار ضعف فنی نیست. فردی که کوچک‌ترین آشنایی با سیستم‌های کامپیوتری و وبسایت و اینترت داشته باشه می‌تونه جلوی این قضیه رو بگیره ولی نگرفتن. چون می‌خوان از هر سیستم ده‌ها و صدها بار رای رو ثبت کنن که نتیجه عدد بزرگ‌تری باشه. ما یه مدت امضا کنندگان کارزار رفتن به غزه رو مسخره می‌کردیم نگو اینا از اونا شارلاتان‌ترن! این کاری که امیر اعتمادی و قاسمی‌نژاد دارن می‌کنن چوب حراج زدن به همون نیمچه آبروی باقیمانده رضا پهلویه. تهش می‌خوان یه گزارش بدن بگن 20 میلیون امضا کردن و پول خوبی به جیب بزنن. سال‌هاست دارن یه سری از مردم رو با این بازی‌ها سرگرم می‌کنن. بدون هیچ خروجی مشخصی. از این پروژه به اون پروژه. از این کارزار به اون کارزار. اما نتیجه صفر. این وسط فقط پول‌های میلیون دلاری جمع شده و هیچوقت حتی یک گزارش یک خطی از نحوه خرج کردن پول‌های جمع شده داده نشده. خوش به حال جمهوری اسلامی که این اپوزسیون رو داره به عنوان اپوزسیون خودش می‌فروشه.

نفوذی‌ها

285,725 görüntüleme • 1 yıl önce

شیوا عاملی‌راد، نماینده بین‌المللی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، در نشست گروه اتحادیه‌های کارگری ۱۱۴ همین کنفرانس بین‌المللی سازمان جهانی کار، ضمن محکوم کردن جنگ، بر ضرورت دفاع از حقوق معلمان، کارگران، فعالان صنفی و حقوق بنیادین مردم ایران تأکید کرد من به نمایندگی از شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران سخن می‌گویم. مایلم سخنانم را با این تأکید آغاز کنم که ما جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران را به‌شدت محکوم می‌کنیم. این جنگ باید به‌طور دائمی پایان یابد. همچنین لازم می‌دانم به نمایندگان حاضر در سازمان بین‌المللی کار یادآوری کنم که بسیاری از فعالان صنفی و کارگری که باید امروز در این کنفرانس حضور می‌داشتند، صرفاً به دلیل دفاع از حقوق بنیادین کارگران، در زندان به سر می‌برند یا تحت پیگرد و فشار قرار دارند. نمی‌توان سرکوب فعالان صنفی و کنشگران جامعه مدنی در ایران را نادیده گرفت؛ مردم عادی، به‌ویژه کودکان و دانش‌آموزان، چه در جریان جنگ و چه در طول سال‌ها سرکوب در ایران، سنگین‌ترین هزینه‌ها را پرداخته‌اند. در نخستین روز جنگ، بمباران آمریکا یک مدرسه ابتدایی در میناب را هدف قرار داد که دست‌کم ۱۲۰ کودک در آن جان باختند. تا امروز هیچ‌گونه پاسخگویی و مسئولیتی در قبال این فاجعه صورت نگرفته است. این جنگ در حالی آغاز شد که جامعه هنوز از پیامدهای سرکوب خشونت‌بار اعتراضات در اوایل سال جاری رهایی نیافته بود؛ سرکوبی که به کشته شدن ۲۵۰ کودک انجامید. جنگ، فقر، ناامنی و دشواری‌های اقتصادی موجود را تشدید کرده است. حدود دو میلیون کارگر شغل خود را از دست داده‌اند؛ وضعیتی که به گسترش کار کودکان، افزایش ترک تحصیل و محرومیت شمار بیشتری از کودکان از حق آموزش منجر شده است. این شورا با جنگ، مداخلهٔ نظامی، دیکتاتوری و سرکوب، در هر شکل و از سوی هر طرف، مخالف است. تغییر دموکراتیک واقعی تنها از طریق سازمان‌یابی مستقل و کنش جمعیِ مردم، از دل جامعه و از پایین به بالا، امکان‌پذیر است این شورا از نمایندگان حاضر در کنفرانس بین‌المللی کار می‌خواهیم موضعی روشن علیه جنگ و علیه همه اشکال سرکوب داخلی اتخاذ کنند و از صلح، عدالت، آزادی، برابری، کرامت انسانی و حقوق معلمان و کارگران دفاع نمایند. صلح و عدالت از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند. بدون آن‌ها، هیچ حمایت معناداری از کارگران، کودکان و حقوق بنیادین بشر امکان‌پذیر نخواهد بود. 🔹🔹🔹 اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزه‌ی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آی‌دی زیر برای ما ارسال کنید: 🆔 @kashowranews ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید و با تازه‌ترین اخبار و فعالیت‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان همراه باشید: 📡 تلگرام؛ 🌐 سایت 📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X 📲 واتس‌اپ؛ 🎥 یوتیوب

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان (CCITTA)

19,793 görüntüleme • 3 ay önce

01) مصاحبه شاهنشاه رضا پهلوی با با فاکس بیزینس 👇 برای سرنگونی رژیم، حدس می‌زنم هدف این باشد. و از خودم می‌پرسم که این موضوع تا چه اندازه عمق دارد. ما از طرف اسرائیلی‌ها شنیده‌ایم که آن‌ها کمک داشتند — تعداد زیادی از ایرانیان همکاری کردند زمانی که اسرائیل اولین حمله را بیش از یک هفته پیش انجام داد. به نظر شما این نفوذ تا چه حد عمیق است؟ با این حال، این حملات ضربه‌ی شدیدی به رژیم وارد کرده‌اند. اما وقتی از ایران و اسرائیل صحبت می‌کنیم، احساس عمومی در هر دو طرف این است که در آینده‌ای قابل تصور که بتوان روابط خوبی با همسایگان داشت، مردم ایران از برقراری دوستی با اسرائیل و همسایگان عرب استقبال می‌کنند. برخلاف این رژیم که کاملاً در دنیایی متفاوت زندگی می‌کند. به همین دلیل است که مردم ایران می‌دانند این جنگ علیه آن‌ها نیست. این جنگ در درجه اول برای درهم شکستن رژیمی است که بسیار ظالم و بیرحم بوده است. در واقع، این جنگ در مسیری پیش می‌رود که مردم ایران همیشه آرزو داشته‌اند: اینکه شاید این اتفاق بتواند در نهایت به آن‌ها کمک کند تا به میدان بازی برابر‌تری برسند. و من معتقدم نشان دادن این نکته اهمیت دارد. اما، لری، این نکته‌ی اصلی است که می‌خواهم بیان کنم: اکنون زمان آن نیست که دوباره به رژیمی که در آستانه فروپاشی است، طناب نجاتی بیندازیم. مهم‌ترین موضوع برای ایرانیانی که بهای این مبارزه را می‌پردازند و می‌دانند چقدر می‌تواند برایشان پرهزینه باشد، این است که مطمئن باشند این رژیم دیگر فرصتی برای بقا پیدا نخواهد کرد. چون این رژیم هرگز از پیگیری برنامه‌ی تسلیحات هسته‌ای خود دست نخواهد کشید — حتی اگر مجبور باشد آن را از جای دیگری تهیه کند. چون این ماهیت این رژیم است: قابل اعتماد نیست. در نهایت، تنها راه‌حل پایدار برای صلح و ثبات، از بین بردن این تهدید، یک بار برای همیشه است. و این مهم‌ترین عنصر در دیپلماسی جهانی است: اینکه به‌جای راه‌حل‌های موقت، به سراغ راه‌حلی برویم که برای همیشه تهدید هسته‌ای و تمام پیامدهایش را پایان دهد

👑Fereshteh Gilaki

27,928 görüntüleme • 1 yıl önce

این پاسخ درخشان ترامپ، آیینه تمام‌نمای رنج و خواست مردم ایران و بی‌اثر بودن تمام تلاش جمهوری اسلامی در راستای پروپاگاندای داخلی و خارجی "ضد جنگ" این چند وقت اخیر بود. سیم‌کارت سفید، اصلاح‌طلب و چپی/مقاومتی رو با‌هم شست برد. خبرنگار از ترامپ پرسید: چرا مردم ایران باید زیرساخت‌های کشورشون بمباران بشه و برقشون قطع بشه؟ آیا این کار، مردم رو قربانی کارهای حکومت نمی‌کنه؟ ترامپ جواب داد: اون‌ها حاضرن… بله، واقعاً حاضرن. این رنجه، اما حاضرن تحملش کنن تا آزادی داشته باشن. ایرانی‌ها… می‌دونید، ما بارها پیام‌های دریافت شده (به مضمون) داشتیم که می‌گفتن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید.» حتی وقتی بمب‌ها نزدیک خونه‌شون می‌افتد، می‌گن: «لطفاً بمباران رو ادامه بدید. انجامش بدید.» و این‌ها مردم همون جاهایی هستن که بمب‌ها منفجر می‌شن. وقتی ما می‌ریم و اون مناطق رو نمی‌زنیم، می‌گن: «لطفاً برگردید، برگردید.» این‌ها همون مردمن. من دقیقاً نمی‌دونم چه کار می‌کنن، اما تنها چیزی که می‌تونم بگم اینه که اون‌ها آزادی می‌خوان. ایرانی‌ها تو دنیایی زندگی کردن که شما هیچ چیزی درباره‌ش نمی‌دونید. یه دنیای خشونت‌آمیز و وحشتناک. اگه اعتراض کنید، شلیک می‌کنن. یادتونه اون اعتراض بزرگ زنان؟ جایی که ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار زن جمع شدن تا اعتراض کنن؟ و ناگهان: بوم، بوم… تو پنج یا شش نقطه، یک زن درست بین دو چشم هدف قرار می‌گرفت. تک‌تیراندازها. فقط پنج یا شش تک‌تیرانداز کافی بود. و اون ۴۰۰–۵۰۰ هزار زن گفتن: «خدای من، این چیه؟» بعد چند نفر کشته شدن، مردم شروع کردن به دعا خوندن: «خدای من، چه کسی چنین کاری می‌کنه؟» این‌ها مردم فوق‌العاده‌ای هستن، اما زندگی‌شون وحشتناک بوده. می‌دونید، ایران کشور بزرگی بوده. اگر ۲۵ سال پیش برگردیم… مردم ایران، فوق‌العاده باهوش و درخشان هستن. من خیلی از اون‌ها رو می‌شناسم. از وقتی نیویورک بودم، افراد زیادی از ایران رو می‌شناختم. اون‌ها مردم فوق‌العاده، پرانرژی و باهوش هستن. اما وقتی تو یه جمعیت ایستادید و اعتراض می‌کنید… و زنی، درباره همون راهپیمایی زنان… همه می‌گفتن: «این پایان حکومته.» اما بعد تک‌تیراندازها شروع کردن به انتخاب افراد. هر کدوم رو از فاصله دور، درست بین دو چشم می‌زدن. روی پشت‌بام‌ها بودن. هیچ‌کس حتی نمی‌دونست از کجا شلیک می‌کنن. این مثل مسلسل نبود (که اون هم خیلی بده و حتی اخیراً انجام شده). این تک‌تیراندازها روی پشت‌بام بودن و زنان رو هدف می‌گرفتن. وقتی مردم می‌دیدن افراد یکی‌یکی زمین می‌افتن، جمعیت ناگهان شروع می‌کرد به فرار… و دیگه هیچ‌وقت بیرون نیومدن. خیلی از رسانه‌ها درباره این موضوع حرف نمی‌زنن. اون‌ها فقط درباره «حقوق زنان» حرف می‌زنن. می‌خواین حقوق زنان رو ببینید؟ اونجا نمی‌بینید. برای من عجیبِ وقتی بعضی افراد احمق مثل AOC و اون گروه درباره «آزادی برای ایران» حرف می‌زنن، اما واقعیت‌ها رو نمی‌گن. زنان، مردان، همجنس‌گرایان… اصلاً «همجنس‌گرایان طرفدار ایران»؟ اون‌ها همجنس‌گرایان رو می‌کشن. از بالای ساختمان پرت می‌کنن. پس واقعاً تعجب می‌کنم چه خبره. تنها چیزی که می‌تونم بگم: اون‌ها می‌خوان بمباران ادامه پیدا کنه، حتی اگه خطر داشته باشه. چون زندگی‌شون همین حالا هم در خطره. اون‌ها آزادی برای ایران می‌خوان. اما اعتراض کردن براشون خیلی سخته. حتی خودم بهشون می‌گم: «بیرون نرید.» کاملاً می‌فهمم. هیچ‌کس در این شرایط بیرون نمی‌رفت. فکر نمی‌کنم کسی این کارو بکنه. چون مسئله شجاعته؟ نه. همه شجاع هستیم. شما شجاعید، من شجاعم. اما باهوش هم هستیم. اگر کسی با بهترین تفنگ‌ها به سمت شما شلیک کنه و هر بار دقیقاً بین دو چشمتون بزنه… و ببینید یکی اینجا، یکی اونجا می‌افته… شما فوراً می‌رید. مهم نیست کی هستید.

Immortal 🇮🇷

54,703 görüntüleme • 5 ay önce

بعیدی‌نژاد با خونسردی از فاجعه برجام رونمایی کرد: «خیلی توجه نکردیم... به ظریف هم اطلاع ندادیم»! حمید بعیدی‌نژاد، عضو تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای دولت روحانی، در گفت‌وگو با مشاور عزل شده وزیر خارجه، با خونسردی حیرت‌انگیزی اعتراف می‌کند که چگونه با یک «بی‌توجهی ساده»، سرنوشت یک ملت را به بازی گرفته‌اند. او بی‌پرده توضیح می‌دهد که در میانه مذاکرات برجام، «فرانچسکو»، نماینده اروپا، کلمه «تعلیق» (suspension) را به جای «لغو» تحریم‌ها پیشنهاد داده و تیم ایرانی با ساده‌لوحی آن را پذیرفته است. اوج فاجعه آنجاست که بعیدی‌نژاد با لحنی که انگار از یک اشتباه محاسباتی ساده در خرید روزمره حرف می‌زند، می‌گوید: «خیلی به کلمه استفاده شده توجه نکردیم و به ظریف هم اطلاع ندادیم که از چنین کلمه‌ای استفاده می‌کنیم؛ اشتباه از طرف ما بود.» این جمله کوتاه، کیفرخواست یک جریان فکری است. جریانی که با ادعای «بلد بودن زبان دنیا » و «تخصص»، فرق بین «تعلیق» و «لغو» را نفهمید و با همین «بی‌توجهی»، زیرساخت ماشه را در قلب برجام کار گذاشت تا طرف مقابل هر زمان که خواست، با یک امضا، تمام کاسه کوزه‌ها را بر سر ملت ایران بشکند. آیا اعتراف صریح به این «ترک فعل» تاریخی که معیشت و زندگی ۸۵ میلیون ایرانی را به گروگان گرفت، برای ورود مدعی‌العموم کافی نیست؟ ملت ایران منتظر است ببیند آیا قوه قضائیه، با مسببان این خسارت محض که امروز با خونسردی از «اشتباه» خود حرف می‌زنند، برخورد خواهد کرد یا این پرونده نیز در بایگانی مماشات دفن خواهد شد؟

رجانیوز

53,924 görüntüleme • 1 yıl önce

این فرد ناآگاه به روباهی در طبیعت، غذای خشک حیوانات خانگی می‌دهد و لحظه‌ای «صمیمی» ثبت می‌کند؛ اما پس از این صحنه‌ی دل‌نشین، داستان دیگری رقم می‌خورد. «روباهِ غذاداده‌شده، اغلب روباهِ مرده است.» روباه سالمی که به انسان عادت نکرده، به‌طور غریزی از ما فاصله می‌گیرد. غذا دادن، این غریزه را از بین می‌برد. پژوهشگران این پدیده را «عادی‌سازی» (Habituation) می‌نامند؛ حیوان بر اثر مواجهه‌ی مکرر با یک محرک، حساسیتش را از دست می‌دهد و دیگر آن را تهدید نمی‌بیند. نتیجه؟ روباه‌های عادت‌کرده، در کنار جاده‌ها زندگی می‌کنند و حتی به سمت خودروها می‌روند؛ به همین دلیل، روباه‌های جوان قربانیانِ رایجِ تصادفاتِ جاده‌ای هستند. پیامدها فقط به جاده ختم نمی‌شود؛ غذاهای فرآوری‌شده، استخوانِ پخته، لبنیات و خوراکی‌های شور و شیرین، برای روباه مشکلات سلامتیِ جدی ایجاد می‌کنند. نقاطِ غذادهی با جمع کردنِ چند روباه در یک محل، خطر انتقال بیماری را بالا می‌برند و غذادهیِ مداوم به وابستگی می‌انجامد و غریزه‌ی شکار و جست‌وجوی غذا را تضعیف می‌کند. روباهی که از انسان نمی‌ترسد، به مردم نزدیک می‌شود و همین موضوع، خطر درگیری، آسیب و حتی حذف فیزیکیِ او را افزایش می‌دهد. اما چرا این کار ادامه دارد؟ چون این محتوا «می‌فروشد». «سازمان جهانی حمایت از حیوانات» (World Animal Protection) با تحلیل صدها هزار تصویر در شبکه‌های اجتماعی نشان داد که سلفی‌گرفتن با حیات وحش، به بهره‌کشی از حیوانات دامن می‌زند. بر اساس همین گزارش، تعداد سلفی‌های حیات وحش در اینستاگرام از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷، رشدی ۲۹۲ درصدی داشت. مسئله عمیق‌تر از یک ویدیو است؛ پژوهش‌ها نشان می‌دهد هرچه انسان در تصویر به حیوان نزدیک‌تر باشد، بینندگان بیشتر تصور می‌کنند آن حیوان «حیوان خانگیِ خوبی» می‌شود. تصوری که تقاضا برای قاچاق حیات وحش و تجربه‌های آسیب‌زای تعامل با حیوانات را افزایش می‌دهد. هر ویدیوی «بامزه»، الگویی برای هزاران تقلیدِ بعدی است. «اقتصادِ توجه»، ما را شرطی کرده است. در لحظه‌ی مواجهه با حیات وحش، به‌جای «مشاهده‌گرِ مسئول»، به «تولیدکننده‌ی محتوا» تبدیل می‌شویم و طبیعت را به «لوکیشن» تقلیل می‌دهیم؛ جایی که ارزش یک حیوان، در توانِ واکنش‌دادنش به دوربین خلاصه می‌شود. راهِ درست اما ساده است: تماشا از دور، بدون مداخله. حتی پلتفرم‌ها هم به این نتیجه رسیده‌اند؛ اینستاگرام از سال ۲۰۱۷ برای جست‌وجوی هشتگ‌های سلفی با حیات وحش، پیام هشدار نمایش می‌دهد؛ هرچند پژوهش‌ها نشان داده این هشدار تنها برای ۲ درصد هشتگ‌های مرتبط فعال می‌شود و اثر چندانی نداشته است. یعنی بارِ اصلی، همچنان بر دوشِ آگاهیِ ماست. حفاظت از حیات وحش در احترام به حریمِ آن معنا پیدا می‌کند، نه در تبدیل حیوانات به عروسک‌های نمایشی برای لایک. تماشای روباهی در طبیعت، بسیار باارزش‌تر از تماشای روباهی است که برای تکه‌ای غذای نامناسب، به دستِ انسان تکیه کرده است.

فلات ایران

70,494 görüntüleme • 3 ay önce

✔️جنگ طبقه‌ها یا غیاب نهادها؟ ✍🏻سهند ایرانمهر سخنان تازه‌ی محمود سریع‌القلم، مثل سنگی که وسط برکه بیفتد، موج پشت موج راه انداخته. از یک‌سو جماعتی می‌گویند حرف حساب زده و حرفش بوی واقعیت می‌دهد؛ از آن‌سو عده‌ای بلند شده‌اند که این چه سخن است، تبعیض طبقاتی است، نادیده‌گرفتن مردمی که بار زمین روی دوش‌شان بوده. دو جبهه، دو صدا، و همان حکایت همیشگی ما: دعوا سر طبقه. سریع‌القلم اما حرفش را بی‌پرده زده: می‌گوید کار حکومت‌داری شوخی‌بردار نیست. باید چشم آینده داشت، مغز تحلیلگر، دستِ آموزش‌دیده، دلِ آرام، و سری که با هر موجی نجنبد. و اینها، به‌زعم او، بیشتر در طبقه متوسط پرورش پیدا می‌کند؛ همان طبقه‌ای که نه محرومِ محروم است و نه غرقِ زر و زور و رانت. حرفش این است که اگر آن بی‌تجربه‌های له‌شده زیر بار محرومیت را یک‌باره بیاورید پشت فرمان کشور، طبیعی است که اول به فکر چاله‌های زندگی خودشان بیفتند؛ دردِ خود را دوا کنند، نه درد آینده. این حرف، ریشه دارد در همان قصه پوپولیسم که سال‌هاست در آمریکای لاتین و اروپای شرقی به چشم دنیا زده: سیلِ بسیج فرودستان، که آخرش می‌رسد به سیاست‌های کوتاه‌نظر و گول‌زنک. تا این‌جای کار، حرفش نه از سر توهین است و نه انگِ ناتوانی؛ می‌گوید فقر، آدم را به‌نوعی طلبکار می‌کند که با پیچ‌وخم اداره مملکت جور درنمی‌آید. فقر، منطق دیگری دارد. مخالفان اما بی‌کار ننشسته‌اند. می‌گویند این حرف‌ها همان بازتولید طبقه‌بالایی‌هاست؛ همان نگاه از بالا به پایین. یادآوری می‌کنند که مگر همین بالانشین‌ها نبودند که در کشورها یکی پس از دیگری بساط رانت و فساد را پهن کردند؟ مگر همین‌ها نبودند که شبکه‌های ثروت و قدرت را مثل تار عنکبوت، سرتاسر نظام سیاسی تنیدند؟ پس چطور است که حالا فرودست‌ها شده‌اند خطر، و بالادست‌ها شده‌اند اهل تدبیر؟ تا اینجایش که می‌گویند: محدود کردن سیاست به طبقه متوسط یا بالا، آخرش به همان الیگارشی می‌رسد که صدای مردم را خفه می‌کند، پر بیراه نیست اما حقیقت، نه در این افراط است و نه در آن تفریط. پژوهش‌های توسعه سال‌هاست فریاد می‌زنند که هیچ طبقه‌ای، ذاتاً نه منجی است و نه ویرانگر. آدم‌ها، بسته به نهادهایی که دورشان کشیده شده، همان می‌شوند که شرایط‌شان ایجاب می‌کند. نهاد اگر محکم و روشن باشد، فقیر و غنی فرقی ندارد؛ کار بلد می‌شوند. نهاد اگر ول و بی‌صاحب باشد، هم از بالا گرفته تا پایین، می‌افتند در دام رانت و فساد. با این همه، یک واقعیت را نمی‌شود پنهان کرد و آن اینکه طبقه متوسط باثبات، اغلب موتور دموکراسی و توسعه بوده؛ نه از سر شرافتِ ذاتی یا خون رسول و امامی که به قول اخوان در رگ‌هایشان دارند، بلکه چون جای پایش محکم‌تر است و هوای فردا را بیشتر دارد. پس ماجرا این نیست که «چه کسی» حکومت کند؛ ماجرا این است که «چه نهاد»ی افسار قدرت را نگه دارد.نه باید فرودست را از سیاست زدود، نه باید از او قهرمان ساخت. راهِ درست آن است که بساط نهادهایی را پهن کنیم که نگذارند هیچ قشر و طبقه‌ای، چه بالا، چه متوسط، چه پایین، سیاست را گروگان بگیرد. همین. این وسط، هرکه توانایی دارد سربرمی‌آورد؛ اما ستون فقرات کار، همچنان همان طبقه متوسط است که اگر بلرزد، سقف هم روی سر همه خراب می‌شود.

سهند ایرانمهر

13,930 görüntüleme • 10 ay önce

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»
4:25

Sensitive content

عزیزان، وقتی ماه‌هاست از عمو مارک‌لوین حرف می‌زنیم از چی حرف می‌زنیم دقیقاً اینجاست، دیشب ترامپ شیر خدا پستی رو در تروث‌سوشال منتشر کرد و تأکید کرد امشب حتماً برنامه‌ی عمو مارک‌لوین رو در فاکس‌نیوز ببینید، پس قبل از هر چیز اول توییت زیر عمو رو فیو و ریتوییت کنید، و بعد بخشی از سخنرانی بسیار بسیار درخشان عمو مارک‌لوین، این منصور حلاج‌زمانه در برنامه‌ی دیشب رو که ترجمه کردم بخونید/ببینید: «عزیزان، در برخورد با رژیم شیعه‌سانان رافضی، کل قضیه تهش میرسه به سه تا راهکار اصلی: عقب انداختن، مهار کردن، یا شکست دادن. حالا می‌خوام براتون توضیح بدم که چرا عقب انداختن و مهار کردن در نهایت جواب نمیده. اصلاً هدف ما چیه؟ اینکه برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی روافض قحبه رو عقب بندازیم؟ مهارش کنیم؟ برای یه مدت کوتاه مهارش کنیم؟ برای ۲۰ سال؟ یا واسه همیشه؟ یا اینکه بیایم کلاً کار رو یک‌سره کنیم و با شکست دادن این رژیم پدرخراب، یعنی نابود کردن و کاییدنش به همه‌ تهدیدهایی که از دلش بیرون میاد پایان بدیم؟ قضیه وقتی جدی‌تر می‌شه که رژیمی مثل روافض هزارپدر، بنیادگرایی مذهبی رو با یه ایدئولوژی سیاسی رادیکال ترکیب می‌کنه. یعنی یه بنیادگرایی مذهبی بین‌المللی و انقلابی که معتقدن از طرف الله بهشون دستور داده شده و حکم می‌کنه که باید هر مانعی رو سر راهشون هست، با هر وسیله‌ی ممکن یا لازم از بین ببرن. این کسمغزای متوهم باور دارن تنها راهی که باعث ظهور امام دوازدهم می‌شه و تضمین می‌کنه که صلح، رفاه و احکام و اصول قرآن به درستی تو کل دنیا اجرا بشه، اینه که برن بقیه‌ی جاها رو فتح کنن و کافرها رو از بین ببرن. چند نفر از شما که الان دارید من رو نگاه می‌کنید، واقعاً باورتون می‌شه که یه تیکه کاغذ توافق با شیطان بزرگ یعنی آمریکا، می‌تونه جلوی این تفکر رو بگیره؟ واقعاً چند نفرتون این رو باور دارید؟ مشکل اصلی دقیقاً همین‌جاست. علمای پدرقحبه‌ی اسلامی که درباره‌ی این چیزها نوشتن و مینویسن، امام‌جمعه‌هایی که هر روز تو مساجدشون این کسشرا رو می‌گن، و رژیم پدرخراب شیعه‌سانان‌رافضی که تمام منابعش رو جمع کرده تا این تفکر رو ترویج بده، قبلاً به ما گفتن و همین الان هم دارن میگن که غرب باید فتح و نابود بشه. کشور ما بزرگترین مانع سر راهشونه و باید از بین بره. اونا اسرائیل رو بزرگترین تهدید فوری خودشون می‌دونن، چون تو منطقه خاورمیانه‌ست. از همه به قلب انقلاب کیری روافض نزدیک‌تره و جلوی متحد شدن نیروهای کسکش‌پدر مسلمان برای اون جهاد انقلابی که فکر می‌کنن حکم خداست رو گرفته. این رژیم اصلاً داره زندگی می‌کنه که فتح کنه، نابود کنه و بکشه تا به همون هدفی که بخاطرش به وجود اومده برسه، یعنی تنها دلیل بودنش. اونا هیچ‌وقت به هیچ توافقی که بخواد این انقلابِ به اصطلاح کیری خدایی‌شون رو محدود، مهار یا مدیریت کنه نمی‌تونن پایبند ‌بمونن. چون از نظر قحبه‌های رافضی، تن دادن به این کار یعنی نافرمانی از خدا و نابود کردن خودشون. واسه همین شریعت یه راهی رو برای توافق‌های فریب‌کارانه باز کرده تا بتونن ایمان و ایدئولوژی‌شون رو پیش ببرن و گسترش بدن. اسمش «تقیه» است. قبلاً هم درباره‌ش صحبت کردیم. تقیه. ای کاش همه تو وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، شورای امنیت ملی، همه‌ی سفرا، فرستاده‌های ویژه و حتی همه‌ی اعضای کنگره از هر دو حزب، مجبور بودن حداقل یه دوره‌ی آموزشی درباره این موضوع بگذرونن. حداقل یه دوره. تقیه این اجازه رو میده که برای کارهایی مثل حفظ امت، دست به فریب‌کاری، پنهان‌کاری و این‌جور چیزها بزنن. تو قضیه‌ی رژیم شیعه‌سانان هزارپدر، یعنی حفظ خود انقلاب. هر کاری که لازمه بکن فقط انقلاب باید زنده بمونه و رشد کنه. ختم کلام. خب، حالا همه اینا یعنی چی؟ یعنی اینکه هدف اصلی رژیم شیعه‌سانان خدعه‌زاده‌ی رافضی، فقط و فقط بقا و زنده موندنه. ممکنه تو جنگ‌های نظامی رو ببازه، ممکنه زیرساخت‌های نظامی و صنعتی‌ش رو از دست بده، حتی ممکنه رهبران رده اول و رده دومش حذف بشن، اما ساختار این رژیم مادرخراب همون ایدئولوژی‌شه. همون انقلابه. این یعنی اون ساختار بنیادین سیاسی، مذهبی و حاکمیتی انقلاب کیری اسلامی زنده می‌مونه. درست مثل کمونیست‌های چین…»

Siavash

74,102 görüntüleme • 4 ay önce

01) ترجمه سخنان نتانیاهو: فکر نمی‌کنم کسی به اندازه‌ی من وقت و انرژی صرف کند تا ایرانیان عزیز از واقعیت اتفاقات جاری آگاه شوند. با این حال، متأسفانه نه دیده می‌شوم و نه دوستان مطالب را بازنشر می‌کنند. دلیلش را نمی‌دانم، اما اگر به جای ترجمه کامل سخنان مانند فالگیرها بنویسم، احتمالاً بیشتر دیده خواهد شد! 😔 در مورد تسلیحات، اکنون موضوع این است که بدون حمایت از غرب یا شرق چه باید کرد. رژیم اسد فروپاشید و برای اطمینان خاطر، ما ۹۰ درصد از تسلیحات ارتش آن‌ها را نابود کردیم و سپس موقعیت‌های خود را تقویت کردیم، مانند تصرف قله‌های مناطق زیبا — این کاری بود که انجام دادیم. پس اگر بخواهید خلاصه کنید، آنچه که تا حالا گفتم این است: ما روند صلح با جهان عرب را داشتیم، ایران در حال اوج گرفتن بود، ایران طناب داری به دور گردن ما انداخته بود، و اسرائیل اوضاع را به نفع خود تغییر داد. از شرایطی که در ۷ اکتبر همه فکر می‌کردند اسرائیل محکوم به نابودی است، تبدیل شدیم به قوی‌ترین کشور منطقه — آن هم در مدت بسیار کوتاه، و این به لطف شجاعت باورنکردنی سربازان و فرماندهان ما بود. این فوق‌العاده است. واقعاً فوق‌العاده. آنها واقعاً شیرهای یهودا هستند. آنها واقعاً می‌جنگند. قهرمان هستند. و آن‌هایی که جان خود را از دست می‌دهند، قهرمان‌اند. و آن‌هایی که زخمی می‌شوند، شما باید زخمی‌ها را ببینید. مردی را دیدم که هر دو پای خود را از دست داده بود و با پاهای مصنوعی و دست مصنوعی ایستاده بود و دست دیگرش را بالا می‌برد و می‌گفت: “می‌خواهم برگردم و دوباره بجنگم.” و او تنها نیست. این‌ها قهرمانان شگفت‌انگیزی هستند. با انجام این کارها، ما محور ایران را شکستیم — اما کار تمام نشده است. به یاد داشته باشید، هنوز کارهای بیشتری باید انجام شود. ما باید جنگ در غزه را به پایان برسانیم، گروگان‌های خود را بازگردانیم و حماس را نابود کنیم. حماس دیگر وجود نخواهد داشت و ما قصد نداریم تشکیلات خودگردان فلسطین را جایگزین کنیم. چرا باید یک رژیمی را که خواستار نابودی ماست، با رژیم دیگری که همان هدف را دارد، جایگزین کنیم؟ این کار را نخواهیم کرد. می‌توانم بگویم که اسرائیل در هر حال کنترل نظامی منطقه را حفظ خواهد کرد. ما در برابر هیچ فشاری برای واگذاری کنترل تسلیم نخواهیم شد. و من به شدت از طرح رئیس‌جمهور ترامپ برای جابه‌جایی داوطلبانه فلسطینی‌هایی که می‌خواهند غزه را ترک کنند استقبال می‌کنم — باور کنید، بسیاری از آن‌ها می‌خواهند بروند. پس چه چیزهایی باقی می‌ماند؟ فرصت‌های زیادی، اما واضح است که همه‌ی این فرصت‌ها نابود خواهند شد اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. دلیل اینکه ایران تاکنون به سلاح هسته‌ای دست نیافته این است که دولت‌های متوالی اسرائیل تحت نخست‌وزیری من، اقدامات متوالی انجام داده‌اند — که در اینجا جزئیاتش را شرح نمی‌دهم — و این باعث شد که ایران حدود ۱۰ سال از برنامه‌ی خود عقب بیفتد. آن‌ها ۱۰ سال پیش فکر می‌کردند حالا باید زرادخانه‌ی هسته‌ای داشته باشند، اما ندارند. ما آن‌ها را به تأخیر انداختیم ولی متوقفشان نکردیم. آن‌ها در زمینه‌ی غنی‌سازی بسیار پیشرفت کرده‌اند و حالا در تلاش برای ساخت سلاح هستند. سؤال این است که اکنون چه باید کرد؟ خوشبختانه، رئیس‌جمهوری در واشنگتن داریم که متعهد است — همان‌طور که بارها به من گفته — که «نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد.» من هم گفتم که کاملاً با این دیدگاه موافقم و بخش عمده‌ای از زندگی خود را وقف جلوگیری از این موضوع کرده‌ام. اما دو راه وجود دارد: یکی این است که توافقی حاصل شود که مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود — با برچیدن کامل زیرساخت هسته‌ای ایران. این یعنی نه تنها جلوگیری از غنی‌سازی اورانیوم، بلکه حذف توانایی غنی‌سازی. یعنی باید سانتریفیوژها را نابود کرد، مواد هسته‌ای غنی‌شده را خارج کرد و کارهای دیگری نیز انجام داد، اما اصل آن همین است. توافق واقعی توافقی است که توانایی ایران برای غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح هسته‌ای را از بین ببرد. به هر حال، تنها دلیل غنی‌سازی اورانیوم، ساخت سلاح هسته‌ای است. ده‌ها کشور وجود دارند که برنامه‌های هسته‌ای غیرنظامی دارند اما اورانیوم غنی نمی‌کنند. ایران همیشه سعی می‌کند بهانه بیاورد — مثلاً بگوید برای ایزوتوپ‌های رادیویی پزشکی یا زیردریایی‌های هسته‌ای است. ولی واضح است: ایران اورانیوم را تنها به یک دلیل غنی می‌کند — برای ساخت سلاح هسته‌ای. و آن‌ها قصد دارند این سلاح‌ها را علیه کشور من و سپس علیه آمریکا، پس از دستیابی به موشک‌های بالستیک قاره‌پیما، به کار ببرند. این تهدیدی واقعی علیه اسرائیل و دنیای آزاد است و باید متوقف شود. #KingRezaPahlavi‌ ‌

👑Fereshteh Gilaki

35,282 görüntüleme • 1 yıl önce