Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

جریان زندگی بعد از آتش بس اینجا در زمان #جنگ خالی از شور زندگی بود. کلاغ‌ها برگشته‌اند. نه هیاهو دارنذ و نه با اطمینان پرواز میکنند آرامند و محتاط، انگار که هنوز به آسمان شک دارند. پرنده‌ها دوباره روی سیم‌ها نشسته‌اند و شهر، با همه زخم‌هایش، دارد وانمود می‌کند...

16,081 views • 5 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

ایران فقط تهران نیست… و تهران هم فقط چند خیابان شیک و چند کافه خوش‌رنگ در شمال شهر نیست. تهران، تمامِ آن نفس‌هایی‌ست که در جنوبش با زحمت بالا می‌آید، تمامِ آن نگاه‌هایی‌ست که هنوز با وجود خستگی، مهربانی را فراموش نکرده‌اند. جنوب تهران را اگر ببینی، می‌فهمی زیبایی فقط در ویترین‌های براق نیست. زیبایی گاهی در دیوارهای کهنه‌ای‌ست که قصه دارند… در دست‌های پینه‌بسته‌ای‌ست که هنوز امید را زمین نگذاشته‌اند… در چهره‌هایی‌ست که با همه فشارها، هنوز لبخند را بلدند. شمال شهر شاید چشم را بگیرد، اما جنوب شهر دل را بیرحمانه می‌رباید شمال، تصویر است… جنوب، حقیقت. و حقیقت همیشه عمیق‌تر، سنگین‌تر و زیباتر از هر نمای لوکسی‌ست. این‌که فقط بنشینی در کافه‌ای گران، قهوه‌ای بنوشی و از قاب‌های مرتب و نورهای نرم عکس بگیری، هنر نیست. هنر آن‌جاست که جرأت داشته باشی رنج را ببینی، فاصله را لمس کنی، و زیبایی را در جایی کشف کنی که کمتر کسی حاضر است حتی نگاهش کند. جنوب تهران، زیباییِ خام و بی‌ادعاست. زیبایی‌ای که خودش را فریاد نمی‌زند، اما اگر ببینیش، دیگر نمی‌توانی انکارش کنی. کوچه‌هایش شاید تنگ باشد، اما دل‌هایش وسیع‌تر از هر برج و خیابان عریضی‌ست. آسمانش شاید خاکستری‌تر به نظر برسد، اما نگاه آدم‌هایش روشن‌تر است. اگر قرار است از تهران بگویی، باید همه‌اش را بگویی. نه فقط جایی که راحت است، نه فقط جایی که زیبا به نظر می‌رسد. تهران را باید زندگی کرد… از شمال تا جنوب، از نور تا سایه. وگرنه آن‌چه می‌سازی، تصویر تهران نیست… یک رؤیای دست‌چین‌شده است برای فراموش کردن واقعیت تحریم و #جنگ شکاف شمال و جنوب #تهران را آنقدر عمیق کرده‌ که انگار دو کشور متفاوت‌اند… اما هویت این شهر مرکز و جنوب است… بی انصافی و شاید فراتر از آن عقده گشایی‌ست که از تهران، تنها کافه‌های لوکس و خیابان های لاکچری شمال شهر را نمایش بدهی و بخش بزرگی از این کلانشهر را نادیده بگیری. امروز در قلب بزرگ هموطنان جوادیه و راه آهن و خیابان قزوین و ابوذر و شوش تپیدم… این شهر در ذره ذره وجودش با همه رنج‌ها و دردها عشق را نفس می‌کشد

Golshan

29,032 views • 5 months ago

عمو بیژن Bijan Djir-Sarai ،چه پخت و پزی کردی! با بولدوزر از رو «زهرا گاری‌چی» رد شدی.بنااازم! متن کامل فارسی 😏 «ما همیشه به ایرانی‌ها این تهمت را می‌زنیم که آن‌ها دموکراسی بلد نیستند. بله ، چرا این‌طور است؟ من فکر می‌کنم آن‌ها دموکراسی بلد هستند. و من قبلاً هم اشاره کردم که مردم ایران دهه‌هاست، در واقع از سال ۱۹۷۹، تجربه‌هایی با یک دیکتاتوری وحشتناک داشته‌اند. > و این تفاوت بزرگ با جهان عرب است: در ایران همه می‌دانند که اسلام‌گرایی چه عواقبی دارد، و وقتی کشوری یک دیکتاتوری اسلامی را تجربه می‌کند چه بر سرش می‌آید. به همین دلیل است که مردم معتقدند نه دیکتاتوری اسلامی می‌خواهند، نه کمونیسم و نه سوسیالیسم؛ بلکه آن‌ها خواهان دموکراسی از نوع غربی هستند. > و این‌ها ارزش‌های ما هم هستند؛ ارزش‌های ما در آلمان. و در نهایت: ما باید بسیار خوشحال باشیم که این ارزش‌ها هنوز در این بخش از جهان پاس داشته می‌شوند. به همین دلیل فکر می‌کنم ما باید به وضوح با مردم و با جنبش آزادی‌خواه در ایران اعلام همبستگی کنیم.»

BEHDAD

44,490 views • 7 months ago

ترجمه‌ به فارسی: شما دو بار فرصت ندارید. آن‌ها به زمین افتاده‌اند. مردم قیام کرده‌اند. این رژیمی است که مردمش از آن متنفرند؛ رژیمی که مردم خودش را قتل‌عام می‌کند. این رژیم عملاً در میدان نبرد شکست خورده است. این به آن معنا نیست که کار آسانی در پیش داریم. آن‌ها هنوز این موشک‌های لعنتی را دارند، اما ما خیلی بیشتر از آن‌ها داریم، و نباید دوباره به این حکومت جان تازه بدهیم. دونالد ترامپ اسرائیل را دوست دارد و مردم اسرائیل را دوست دارد، و برخلاف تمام تبلیغات رسانه‌ها، رابطه‌ی بسیار نزدیکی با نتانیاهو دارد و آن‌ها بسیار نزدیک با هم کار می‌کنند. به همین دلیل است که سلاح در اختیارشان گذاشته، به همین دلیل است که همکاری اطلاعاتی و نظامی ما امروز بیش از هر زمان دیگری نزدیک‌تر شده، حتی در زمینه نوآوری‌های نظامی. می‌خواهم از شما بپرسم: چه پیامی دوست دارید به خامنه‌ای بفرستید؟ ما داریم می‌آییم سراغت. روزهایت شماره شده. بهتر است یک سوراخ خیلی، خیلی عمیق پیدا کنی و مثل سوسکی که هستی همان‌جا پنهان بمانی، چون ما داریم می‌آییم سراغت. من واقعاً به این باور دارم. خیلی ممنونم. همیشه صحبت با شما لذت‌بخش است. این فرصت ماست. #KingRezaPahlavi

👑Fereshteh Gilaki

15,924 views • 7 months ago

به مردان عزیز خطاب می‌کنم: این صحنه‌ای که داریم می‌بینیم، تصویری از واقعیت‌های تلخ زندگی روزمره است؛ بانویی که به‌تنهایی در برابر مردی متجاوز ایستادگی می‌کند و تلاش می‌کند از خودش دفاع کند. اما آن‌طرف‌تر، گروهی از مردان فقط ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند، بدون اینکه حتی کوچک‌ترین تلاشی برای کمک به او بکنند. انگار نه انگار که در برابرشان انسانی تحت ظلم و خشونت است، انگار نه انگار که می‌توانند سهم کوچکی در مهار این ظلم داشته باشند. بله، همه مردان این‌گونه نیستند و قطعاً انسان‌های شریف و شجاعی میان آن‌ها هستند که در چنین موقعیت‌هایی کمک می‌کنند. اما دیدن چنین صحنه‌هایی دردناک است. دردناک است که انسانیت و شرافت در لحظاتی که به آن نیاز داریم نادیده گرفته می‌شود و بسیاری از افراد به جای اقدامی شجاعانه و انسانی، سکوت و تماشاگر بودن را انتخاب می‌کنند. به عنوان یک جامعه، به عنوان افرادی که در کنار هم زندگی می‌کنیم، باید یاد بگیریم که در برابر ظلم و خشونت، حتی اگر مستقیماً متوجه ما نباشد، بی‌تفاوت نایستیم. شرافت انسانی ما در این لحظات به چالش کشیده می‌شود و باید به خودمان بگوییم که هیچ‌کس در برابر خشونت تنها نیست؛ و وظیفه‌ی اخلاقی ماست که وقتی می‌توانیم، قدمی برای کمک برداریم. مردان عزیز، بیایید بی‌تفاوت نباشیم. بیایید در برابر خشونت و ظلم، حتی اگر در نگاه اول به ما ارتباطی ندارد، ایستادگی کنیم و دست یاری بدهیم. جامعه‌ای که در آن همه احساس امنیت و احترام کنند، به شجاعت و همدلی ما نیاز دارد #مهسا_امينی‌ #خبر_مرگش
1:54

Sensitive content

به مردان عزیز خطاب می‌کنم: این صحنه‌ای که داریم می‌بینیم، تصویری از واقعیت‌های تلخ زندگی روزمره است؛ بانویی که به‌تنهایی در برابر مردی متجاوز ایستادگی می‌کند و تلاش می‌کند از خودش دفاع کند. اما آن‌طرف‌تر، گروهی از مردان فقط ایستاده‌اند و نگاه می‌کنند، بدون اینکه حتی کوچک‌ترین تلاشی برای کمک به او بکنند. انگار نه انگار که در برابرشان انسانی تحت ظلم و خشونت است، انگار نه انگار که می‌توانند سهم کوچکی در مهار این ظلم داشته باشند. بله، همه مردان این‌گونه نیستند و قطعاً انسان‌های شریف و شجاعی میان آن‌ها هستند که در چنین موقعیت‌هایی کمک می‌کنند. اما دیدن چنین صحنه‌هایی دردناک است. دردناک است که انسانیت و شرافت در لحظاتی که به آن نیاز داریم نادیده گرفته می‌شود و بسیاری از افراد به جای اقدامی شجاعانه و انسانی، سکوت و تماشاگر بودن را انتخاب می‌کنند. به عنوان یک جامعه، به عنوان افرادی که در کنار هم زندگی می‌کنیم، باید یاد بگیریم که در برابر ظلم و خشونت، حتی اگر مستقیماً متوجه ما نباشد، بی‌تفاوت نایستیم. شرافت انسانی ما در این لحظات به چالش کشیده می‌شود و باید به خودمان بگوییم که هیچ‌کس در برابر خشونت تنها نیست؛ و وظیفه‌ی اخلاقی ماست که وقتی می‌توانیم، قدمی برای کمک برداریم. مردان عزیز، بیایید بی‌تفاوت نباشیم. بیایید در برابر خشونت و ظلم، حتی اگر در نگاه اول به ما ارتباطی ندارد، ایستادگی کنیم و دست یاری بدهیم. جامعه‌ای که در آن همه احساس امنیت و احترام کنند، به شجاعت و همدلی ما نیاز دارد #مهسا_امينی‌ #خبر_مرگش

Shahinlooo

135,164 views • 1 year ago

رضا پهلوی این روزها وارد مرحله عجیبی شده است؛ مرحله‌ای که دیگر فقط حرف نمی‌زند، بلکه برای زندگی روزمره مردم «دستور» صادر می‌کند. هم‌میهنان، نوروز را گرامی بدارید! هم‌میهنان، چهارشنبه‌سوری را برگزار کنید! هم‌میهنان، به طبیعت بروید! هم‌میهنان، شب پنج‌شنبه سر مزار بروید! یک لحظه صبر کن. مردم ایران هزار سال است این کارها را می‌کنند؛ بدون تو، بدون پدرت، بدون حکومت فعلی و بدون هیچ «فراخوانی». این‌ها سنت هستند، نه پروژه سیاسی. این‌ها ریشه در زندگی مردم دارند، نه در پیام‌های ویدئویی چند دقیقه‌ای. اما این‌جا مسئله فقط خنده‌دار نیست؛ مسئله خطرناک است. وقتی کسی برای نوروز و چهارشنبه‌سوری «فراخوان» می‌دهد، در واقع دارد یک چیز ساده را تمرین می‌کند: عادت دادن خودش به اینکه برای مردم تصمیم بگیرد. امروز می‌گوید جشن بگیرید، فردا می‌گوید چگونه جشن بگیرید و پس‌فردا می‌گوید چه کسی حق دارد جشن بگیرد. این همان ذهنیتی است که همیشه فاجعه ساخته است: از بالا دیدن مردم و تصور اینکه زندگی آن‌ها باید با «دستور» هدایت شود. طنز تلخ ماجرا این‌جاست: کسی که هنوز حتی یک بار از سوی مردم انتخاب نشده، نه ساختار دارد و نه پاسخگوست، اما با اعتماد به نفس کامل برای کهن‌ترین سنت‌های یک ملت «فراخوان» صادر می‌کند. این دیگر حمایت نیست، این تمرین قدرت است؛ تمرین اینکه چگونه روی چیزی که مال تو نیست بنشینی و وانمود کنی که از آنِ توست. نوروز از آنِ تو نیست. چهارشنبه‌سوری از آنِ تو نیست. این مردم قرن‌هاست بدون تو زندگی کرده‌اند و بعد از تو هم زندگی خواهند کرد. و اگر کسی فکر می‌کند با چند پیام «هم‌میهنان» می‌تواند خودش را صاحب این فرهنگ جا بزند، مشکل دیگر طنز نیست.

𝓢𝓐𝓓𝓐𝓕🐚

73,781 views • 6 months ago

‍ ✔️در سوگ بهرام ✍🏻سهند ایرانمهر درگذشت #بهرام_بیضایی ، آن‌هم در روز تولدش، فقط پایان زندگی یک فرد نیست؛ اتفاقی معنادار است که گویی پایان یک دوره فکری در فرهنگ ما را یادآوری می‌کند.گویی حلقه‌ای از یک سنت فکری در فرهنگ ایران، بسته شد. سنتی که در آن هنر شیوه‌ای برای اندیشیدن بود؛ و سینما و تئاتر فقط صحنه نمایش نبود که میدان داوری تاریخ بود. بیضایی را غالباً «کارگردان» می‌نامند، اما این نام‌گذاری، اگرچه درست، به‌شدت نارساست. از نظر من، او پیش و بیش از آنکه کارگردان باشد، ادیب بود؛ و پیش از آن، جامعه‌شناسی تاریخ‌خوان که به سازوکار قدرت، خشونت، حذف و روایت حساس بود. سینما و تئاتر برای او رسانه بودند، نه هویت. هویت او اما در نسبتش با زبان و تاریخ شکل می‌گرفت. شاخصه اصلی آثار بیضایی نه تکنیک سینمایی است و نه صرف رجوع به اسطوره؛ بلکه نحوه صورت‌بندی معنا از طریق زبان است. دیالوگ‌های او بیش از آنکه حامل اطلاعات باشند، حامل تاریخ‌اند. واژه‌های گزیده او تصادفی نبودند و جایی از ادبیات که نقطه کانونی توجه او‌ بود، پیش از او چنین رصد نشده بود، این همان‌جاست که تفاوت «دانستن ادبیات» با «ادیب بودن» آشکار می‌شود. بیضایی ادبیات را نمی‌شناخت؛ در آن سکونت داشت. نثر او نثری سخت‌جان است. نه لغزنده است، نه رها، نه سهل‌الوصول و نه متظاهرانه. جمله‌ها وزن دارند، مکث دارند، ایستادگی دارند. این استحکام زبانی، نتیجه ذوق شاعرانه صرف نیست؛ محصول انضباط فکری است. بیضایی به کلمه اعتماد نمی‌کرد مگر آنکه آزموده شده باشد. به همین دلیل زبان در آثارش نه ابزار تزئین، که میدان کشمکش معناست. از این منظر، او بیش از آنکه فیلم بسازد، متن تولید می‌کرد؛ متنی که مستقل از تصویر، قابلیت خوانده‌شدن دارد. ذهن را تکان می‌دهد و خودش تصویر است. این خصیصه در تاریخ سینمای ایران نادر است. بسیاری تصویر می‌سازند و بعد به‌دنبال معنا می‌گردند؛ بیضایی معنا را می‌ساخت و تصویر را در خدمت آن می‌گرفت. به همین دلیل است که آثارش کهنه نمی‌شوند؛ زیرا به زمانه‌ای خاص پاسخ نمی‌دهند، بلکه به مسئله‌ای تکرارشونده در تاریخ ایران نظیر مسئله روایت، قدرت و حقیقت می‌پردازند. نگاه او به تاریخ، نگاه ستایش‌گرانه یا نوستالژیک نبود. تاریخ در جهان بیضایی میدان افتخار نیست میدان اتهام است. او تاریخ را می‌کاود تا نشان دهد چگونه قربانیان خاموش می‌شوند و چگونه روایت رسمی جای حقیقت را می‌گیرد. در «مرگ یزدگرد»، در «چریکه تارا»، و حتی سایه‌بازی «جانا و بلادور»، تاریخ نه پشت سر ما، که در کنج فراموش شده درون ما به عنوان یک ایرانی است. همین نگاه است که او را به جامعه‌شناسی تاریخ نزدیک می‌کند، بی‌آنکه به زبان آکادمیک پناه ببرد. بیضایی نظریه نمی‌نوشت، ام با صحنه و دیالوگ نظریه می‌ساخت. بیضایی متواضعانه می‌گذاشت تا مدعیان خوانش غلط خود را از تاریخ و ادبیات بخوانند آنگاه در زمانش به دقت نشان می‌داد که از فردوسی تا زن و از قدرت تا ادبیات چگونه به نام نظریه به مسلخ ایدئولوژی و خوانشی وارونه رفتند. اندوهِ فقدان بیضایی، از دست‌دادن یک فیلمساز نیست؛ از دست‌دادن الگویی از اندیشیدن سخت‌گیرانه در فرهنگ ایرانی است. الگویی که زبان را جدی می‌گرفت، تاریخ را ساده نمی‌کرد و مخاطب را تحقیر نمی‌نمود و از همه مهم‌تر در این راه نه وقعی به قدرت می‌گذاشت و نه مجیز مردم را می‌گفت او‌ به جوهره هرچیز کار داشت نه مزاج و مذاق زمانه و خلق آن. او از ما تماشاگر نمی‌خواست؛ شریک فکری می‌خواست و شاید به همین دلیل است که با رفتن او، حس می‌کنیم چیزی بیش از یک فرد از دست رفته است. آنچه رفت بیضایی نبود، امکان پیوند میان ادبیات، تاریخ و هنر با سلیقه و آرایه بی‌نظیر بیضایی بود، پیوندی که او یکی از آخرین حاملان جدی آن بود.

سهند ایرانمهر

28,129 views • 9 months ago

01) مصاحبه شاهنشاه رضا پهلوی با با فاکس بیزینس 👇 برای سرنگونی رژیم، حدس می‌زنم هدف این باشد. و از خودم می‌پرسم که این موضوع تا چه اندازه عمق دارد. ما از طرف اسرائیلی‌ها شنیده‌ایم که آن‌ها کمک داشتند — تعداد زیادی از ایرانیان همکاری کردند زمانی که اسرائیل اولین حمله را بیش از یک هفته پیش انجام داد. به نظر شما این نفوذ تا چه حد عمیق است؟ با این حال، این حملات ضربه‌ی شدیدی به رژیم وارد کرده‌اند. اما وقتی از ایران و اسرائیل صحبت می‌کنیم، احساس عمومی در هر دو طرف این است که در آینده‌ای قابل تصور که بتوان روابط خوبی با همسایگان داشت، مردم ایران از برقراری دوستی با اسرائیل و همسایگان عرب استقبال می‌کنند. برخلاف این رژیم که کاملاً در دنیایی متفاوت زندگی می‌کند. به همین دلیل است که مردم ایران می‌دانند این جنگ علیه آن‌ها نیست. این جنگ در درجه اول برای درهم شکستن رژیمی است که بسیار ظالم و بیرحم بوده است. در واقع، این جنگ در مسیری پیش می‌رود که مردم ایران همیشه آرزو داشته‌اند: اینکه شاید این اتفاق بتواند در نهایت به آن‌ها کمک کند تا به میدان بازی برابر‌تری برسند. و من معتقدم نشان دادن این نکته اهمیت دارد. اما، لری، این نکته‌ی اصلی است که می‌خواهم بیان کنم: اکنون زمان آن نیست که دوباره به رژیمی که در آستانه فروپاشی است، طناب نجاتی بیندازیم. مهم‌ترین موضوع برای ایرانیانی که بهای این مبارزه را می‌پردازند و می‌دانند چقدر می‌تواند برایشان پرهزینه باشد، این است که مطمئن باشند این رژیم دیگر فرصتی برای بقا پیدا نخواهد کرد. چون این رژیم هرگز از پیگیری برنامه‌ی تسلیحات هسته‌ای خود دست نخواهد کشید — حتی اگر مجبور باشد آن را از جای دیگری تهیه کند. چون این ماهیت این رژیم است: قابل اعتماد نیست. در نهایت، تنها راه‌حل پایدار برای صلح و ثبات، از بین بردن این تهدید، یک بار برای همیشه است. و این مهم‌ترین عنصر در دیپلماسی جهانی است: اینکه به‌جای راه‌حل‌های موقت، به سراغ راه‌حلی برویم که برای همیشه تهدید هسته‌ای و تمام پیامدهایش را پایان دهد

👑Fereshteh Gilaki

27,928 views • 1 year ago

خشم «حجت‌الاسلام دکتر حسام‌الدین آشنا»، معاون ویژه وزارت اطلاعات در دولت خاتمی از وحید آنلاین و دروغگویی کثیفش در مورد او دلیلی واضح دارد: ترساندن مردم از انگ جاسوسی برای اسرائیل در صوت ارسال ویدیو و خبر به وحید آنلاین. وقتی آشنا با این سابقه امنیتی سطح بالا در گفت‌و‌گو با شبکه یک می‌گوید «ویدیوهای وحید آنلاین {برای مردم} سند است چون او در کانالش گذاشته»، یعنی این عنصر اطلاعاتی می‌داند آدمی تنها که تمام تجهیزاتش یک لپ‌تاپ و یک گوشی موبایل است و یک ریال از هیچ نهاد و سازمان دولتی و غیردولتی در دنیا بودجه نمی‌گیرد، نزد مردم از صداوسیمای آن‌ها با بودجه ۳۵ هزار میلیارد تومانی و ۴۰ هزار کارمند موثرتر و معتبرتر است. آشنا در ادامه می‌گوید کانال وحید آنلاین، کانال عملیات روانی دشمن است و پشتش نه یک نفر که یک ساختمان ۴ طبقه در تل‌آویو است. آشنا یک بسیجی احمق نیست که از سر خشم و بی‌اطلاعی مهمل ببافد، او آگاهانه و با بی‌شرمی و وقاحتی خاص کارگزاران جمهوری‌اسلامی، دروغ می‌گوید. آشنا با دسترسی اطلاعاتی که دارد خوب می‌داند وحید آنلاین که یک چهره رسانه‌ای مستقل و شریف است، چگونه و کجا زندگی می‌کند و این‌که به جایی وابسته نیست و به خاطر همین اصرار بر مستقل بودن، زندگی بر او در غربت کم هم سخت نگرفته است. آشنا خوب می‌داند وحید آنلاین به خاطر همین جدیت و پرهیز از حاشیه‌ و جنجال و ساعت‌های متمادی با وسواس و دقت کار کردن، پیش شمار زیادی از مردم اعتبار یافته و خبر و ویدیوی اتفاقاتی که در ایران می‌افتد پیش و بیش از همه به او می‌رسد. آشنا این‌ها را خوب می‌داند و همین آگاهی و علی‌رغم آن دروغ‌گفتن و تهمت‌زدن، این مردک را در چشم مخاطب کثیف‌تر می‌کند. این موجود بی‌وجود در زمان مشاورت روحانی، موقعی که کانال وحید آنلاین ویدیوهای ارسالی شماری از مردم از خوشحالی رای‌آوردن روحانی را بازتاب می‌داد و احمق‌های طرف مقابلش یاوه می‌بافتند که وحید آنلاین همکار رسانه‌ای همین یارو است، نمی‌گفت این کانال را یک ساختمان ۴ طبقه در تل‌آویو پشتیبانی می‌کند. اصولا برای جماعت طفیلی که نان جز به حقارت نخورده‌اند و معتقدند برای حفظ نظام هر دروغی می‌‌‌توان گفت و هر تهمتی می‌‌‌توان زد، مستقل بودن نه ممکن است و نه معنایی دارد. حالا هم که از ترس دشمن خارجی دو جناح حاکمیت به هم نزدیک شده‌اند و تکه استخوانی هم مقابل آشنا انداخته‌اند، او باید دم تکان دهد و چه کسی برای تخریب مهمتر از وحید آنلاین و کانالش که خواب از چشمان آن‌ها گرفته است.

Shahed Alavi

45,339 views • 1 year ago

دوشنبه از صبح تا شب من در تهران زخمی جنگ زده: ناهار رفتم به دنیای فراموش‌شدگان زندگان عاشقی که نمی‌دانم چه بنویسم تا حسم را بیان کند پسرهایی آن‌جا بودند که جهان را بدون تحلیل و واژه و تنها با حس بی‌واسطه لمس می‌کنند در روزهایی که صدای جنگ از دیوارها عبور می‌کند و به استخوان می‌رسد آن‌ها بیشتر از ما می‌ترسند چون سپر ندارند ما پشت منطق و خبر و تفسیر و انکار پنهان می‌شویماما آن‌ها بی‌هیچ حفاظی ترس را همان‌طور که هست می‌بلعند و در دل همین ترس با مهربانی خالص زندگی می‌کنند مهربانی را یادنگرفته اند بلدنیستند چه کنند که بکار بیاید یا منفعت‌طلبانه دیده شود مهربانی‌ای که در ذاتشان هست کنارشان که می‌نشینی می‌فهمی چقدر از انسان بودن را با پیچیده شدن از دست داده‌ایم ما به خودمان می‌گوییم شهروند با تمام تعاریف قانونی و حقوقی اما حقیقت این است که شهروند بودن فقط داشتن حق نیست پذیرفته شدن است آن‌ها به اندازه ما حق دارند نفس بکشند حق دارند شاد باشند حق دارند در امنیت زندگی کنند آن‌ها شهروند ایران‌اند شهروند تهران‌اند،جگرگوشه کسانی هستند.. شهروند همین شب‌هایی که ما از آن می‌ترسیم فرقشان با ما فقط این است که زندگی بی‌هیچ توضیحی چند تکه از مسیر را از آن‌ها گرفته است نه ارزششان را نه حق و سهمشان را از زندگی اما ما کمتر دیده‌ایمشان کمتر جدی گرفته‌ایمشان و گاهی اصلاً ندیده‌ایم امروز میان خنده‌های ساده‌شان میان نگاه‌هایی که هنوز آلوده نشده یک بغض سنگین در گلویم نشسته بود که نفسم را بند آورده بود. همه را بغل کردم.. کلویی و تدی امده بوندند تا عشق بدهند.. چطور ممکن است کسانی که این‌قدر پاک مانده‌اند این‌قدر کم سهم داشته باشند در هر بحران آسیب‌پذیرترین‌ها بیشتر نیاز به دیده شدن دارند اما اولین کسانی که فراموش می‌شوند همین‌ها هستند و این‌جاست که نبرد واقعی در درون ما شروع می‌شود نبرد میان ندیدن و دیدن میان عبور کردن و ایستادن و راحتی و وجدان. اینجا خبری از ژست کمک‌های شیک نیست… اگر در این نبرد وجدان شکست بخورد هیچ پیروزی‌ای هیچ معنایی ندارد آن‌ها را نباید دوست داشت چون متفاوت‌اند باید کنارشان ایستاد چون همان‌اند همان‌قدر انسان همان‌قدر صاحب حق همان‌قدر شایسته شادی در این روزهای تاریک بزرگ‌ترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که فراموششان نکنیم نه با ترحم… با نگاه برابر و عدالت من هم میترسم، امروز مسیرم بمباران شده بود… اما عزیزِ من آنها بیشتر میترسند. روزی از ما خواهند پرسید وقتی جهان می‌لرزید با بی‌دفاع‌ترین‌ها چه کردید #جنگ #تهران #ایران

Golshan

23,166 views • 6 months ago

برای درک زندگی در زمان پادشاهی پهلوی پس از براندازی، نگاهی به زندگی یک شاعر که ۴۸ سال از ۵۰ سال زندگیش را در زمان خاندان پهلوی کنید! او در ۱۳۵۹ در سن ۵۰ سالگی یعنی پس از رفتن شاه و اشغال ایران در گذشت؛ چه خوشبخت او که توانست ۵۰ سال بگونه ای زندگی کند که چنین خلاقیتی در او تبلور کند و چنین بنویسد ...چون اکثر عمرش را در آرامش و امنیت زیست.. اگر درک این شعرش را ۵۷تی ها داشتند، در این ۴۶ سال همه ما هم زندگی شیرینی داشتیم.‌ "زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره‌ها می‌ماند شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی، و نه در فردایی ظرف امروز، پر از بودن توست شاید این خنده که امروز، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با، امید است زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک به جا می‌ماند" فقط به سفرهای خارج از کشورش در ۵۰ سال زندگی بنگرید! نامش را میدانید؟ #جاويدشاه_تنهارمزپیروزی

Dr Roya Dehghani

28,354 views • 9 months ago

چرا تقریبا بسیاری متحد شده‌اند تا جمهوری۵۷ سقوط نکند؟! یه چیز بسیار مهم بگم که شاید ندانید! لطفاً با دقت زیاد بخوانید چی می‌نویسم: رضاشاه دوم در جایگاهی قرار دارد که هیچ و مطلقا هیچ پادشاهی درین ۱۵۰۰ ساله نبوده! نه رضاشاه بزرگ! نه آریامهر! نه نادرشاه! نه شاه عباس! چه جایگاهی؟! همه پادشاهان بزرگ که نام بردم، بر مسلمانان حکومت کرده‌اند! یعنی بر مردم ایران که به اجبار شمشیر، مسلمانان شده و مانده بودند! و حتی در مواردی پادشاهی ایرانی به مسلمانی و اسلام دامن زده مثل صفویه یا حتی میزان کمی نادرشاه! تنها پادشاهی که پس از ۱۵۰۰ سال نه بر مسلمانان که بر ایرانیان پادشاهی می‌کند، رضاشاه دوم است! پس از ۱۵۰۰ سال، ایرانیان به اصل خود پی برده و بازگشته‌اند! لحظه‌ای تاریخی که گیتی سراغ ندارد! در اصل ما حالا نه میراث‌دار جبر تاریخ که خود تاریخیم! ما در حال خلق بزرگترین افسانه‌ایم که فقط یک نمونه تقریبا مشابه دارد! که البته آن نمونه هم ایرانی‌ست! صدالبته که ما کاری بزرگتر می‌کنیم! کاوه و فریدون پس از ۱۰۰۰ سال حکومت ریشه دوانده‌ی ضحاکِ تازی، ایران را پس گرفتند! اما حالا ما پس از ۱۵۰۰ سال ریشه دواندن ضحاکیانِ تازی بر ایران، ایران را پی می‌گیریم! قطعا کار ما بسیار سخت‌تر و بزرگتر است! بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسیار بزرگ‌تر! ما در حال خلق بزرگ‌ترین افسانه تاریخ بشریم! مشخص است که ۳+۱ فاسد به شدت ترسیده‌اند! مشخص است که دشمنان ایران با تمام توان از سعید حجاریان تا مشروطه قجری‌ها به رضاشاه دوم فشار می‌آورند که مشروطه‌ی قاجاری شیعه بازگردد و شاه شیعه باشد و بماند و ایران را مسلمان/شیعه نگه دارد! مشخص است که جهان از یک ایران ساسانی می‌ترسد! ما تنها و تنها و تنها و تنها تمدن و مردمانی هستیم که نه فقط ۱۲ هزار سال کنونی، زیست فرهنگی پیوسته داشته‌ایم، که پیش از سیل . یخبندان هم به یاد داریم و پیوسته فرهنگی مانده‌ایم! ما هنوز اسم فرزندانمان را اهورا و مهرداد و مهرزاد و آناهیتا و آناهید و ناهید و کوروش و داریوش و خشایار و کیومرث و کیان و رستم و سیاوش و جمشید و فریدون و کاوه می‌گذاریم! ما نه فقط پساسیل ۱۲ هزاره پیش که حتی پیشدادیان که پیش از سیل و یخبندان بوده‌اند را زنده نگاه داشته‌ایم! مشخص است که جهان می‌ترسد! قدرتمند ادامه دهید! ما در حال خلق افسانه‌ایم! اهورامزدا پشت ماست! ما کیانیان، بازگشته‌ایم🔥 سپاسگزارم ❤️🫂

JamesDean

28,449 views • 4 months ago