正在加载视频...
视频加载失败
پشتونها را باید از نو و با نگاهی دقیقتر مطالعه کرد. این پرسش اساسی مطرح است که چگونه توانستند در طول حدود ۲۵۰ سال، قدرت و سلطهٔ سیاسی خود را حفظ کنند؟👇
23,997 次观看 • 15 天前 •via X (Twitter)
30 条评论

رهبران تاجک در طول تاریخ به مردم هیچ ارمغانی نداشتند، همیشه دزدی و غارت کرده اند، و مردم را صرف بنام قوم و زبان میخواهند بالای خود جمع کنند، که در قرن 21 نا ممکن است. اگر سوال شود ربانی و مسعود کدام آبادی را در افغانستان انجام داده، جوابش روشن است، هیچ آبادی، صرف غارت کرده اند.

اسان است بفهمی، پشتون وفادار به این خاک است و شماها هیچوقت این خاک را از خود ندانستید. ګاهی ریشه خود را در فارس و ګاهی هم در تاجکستان میبینید نګفتید افغان استید، و این خاک خاکِ افغانهاست که خود را صاحبش میشمرند و شما نه.

بجای مطالعه کردن پشتون ها و تفرقه انداختن کاش غم مردم بدخشان را میخوردید امروز کمی عزت وشرافت میداشتید.

جمعیتی های خبیث واقعا که خاین و مریض استند و حقیقت را نمی بینند .

By making an indictment out of the fact that Pashtuns have held dominant political power since the foundation of Afghanistan, you are asking the wrong question. Afghanistan’s modern state dates to 1747—279 years ago, not 250—but the more important issue is the premise itself. That is not a serious explanation of Afghanistan’s failures. It turns a complicated political and institutional history into an ethnic grievance. There are legitimate questions about excessive centralization, unequal access to power, exclusion, and the enormous authority historically concentrated in Kabul. But those are institutional questions. They should not become an indictment of an entire ethnicity. The Islamic Republic was not simply a Pashtun monopoly. Its presidents were Pashtun. The state was not. Tajiks, Hazaras, Uzbeks and others held vice presidencies, cabinet ministries, seats in parliament, senior security positions, provincial offices, and other centers of political power. They participated in the system and helped shape it. And ultimately, those political elites—Pashtun and non-Pashtun alike—failed to build a state capable of standing on its own. Neither Karzai nor Ghani succeeded. Neither did the factions and political networks surrounding them. What Afghanistan has under the Taliban today is something different. We should not project the Taliban’s present order backward onto the entire post-2001 period and then attribute that history collectively to Pashtuns. Federalism is also not a magic key. Federalism answers where power is exercised. Constitutional rights answer what power is allowed to do. If the underlying political order remains governed by political Islam, decentralizing authority does not automatically produce liberty or equality. You can simply end up with smaller cages with local flags. A provincial government can violate freedom of conscience. A regional majority can discriminate against LGBT+ citizens, persecute apostates or religious minorities, subordinate women, or marginalize smaller ethnic communities just as a central government can. So perhaps the diagnosis itself needs reconsideration. Afghanistan’s fundamental problem is not the existence of Pashtuns, Tajiks, Hazaras, Uzbeks, or any other ethnicity. The problem is unaccountable power, weak institutions, factionalism, ideological gatekeeping, corruption, and a political order in which political Islam has repeatedly taken precedence over equal citizenship. The answer should be a secular democratic Afghanistan in which Pashtuns have a voice, Tajiks have a voice, Hazaras have a voice, Uzbeks have a voice, and every smaller community has a voice—but no ethnicity owns the state. Every community can construct a historical narrative in which it saved Afghanistan while someone else destroyed it. Pashtun nationalists can point to resistance against foreign powers. Tajiks, Hazaras, Uzbeks and others can point to their own sacrifices, resistance and contributions. We can spend another century litigating those competing histories and blaming one another. Or we can finally ask the questions that actually matter: Which institutions failed? Which political ideas failed? What rights must never again depend on ethnicity, religion or geography? And what constitutional order can give every Afghan an equal stake in the country? Stop turning one ethnicity into Afghanistan’s national disease. Diagnose the system—and build something better. I also recently created a visual on nine living Afghan ideologues and their competing visions for Afghanistan’s future. I included you among them as an important secular federalist/republican voice. I’ve attached it here because I think these ideological differences deserve to be debated openly and seriously.

آقای پدرام شما قبل ازینکه پشتون ها را مطالعه کنید دری زبان های افغانستان را مطالعه کنید،ضعف های آنها را انگشت شمار کنید،شما این را مطالعه کنید که چرا پشتون ها به آسانی درشمال افغانستان حاکمیت میکند و درآنجا نفوذ دارد امابرعکس رهبران تاجک ها درشرق،غرب و جنوب کشور حتی یک حامی ندارد

چطور می خواهی حاکم سرزمینی شوی که با جغرافیا و نامش مشکل داری ؟ پشتون خودرا از این کشور می داند و آن را از خود ، من یکی چپلق یک پشتون وطنپرست را بر توی بی موطن که در صدد تجزیه وطنم هستی ترجیح می دهم .

به اساس تحلیل باید گفت که همکاری کشور های ابرقدرت به شمول شوروی سابق،انگلس،امریکا و پاکستان درپهلوی نوکری اینهاانسجام قبیلهای وپشتونوالی بیرون مرزی، برتری سیاستهای استعماری داخلی(مانندناقلین وزیرستانی وپشاوری)وحمایتهای گزینشی قدرتهای فوق خارجی که این سلطه را تقویت کردند.

درقرن حاضر حتی یادکردن از قوم و تبار شرم آور است ، جهان صدسال است ازین مرزها عبور کرده و به منافع ملی خویش فکر می کنند و این مائیم که هنوز درین منجلاب بدبختی گیر کرده ایم

صالح اوغان توپ دو دامادش اوغان قانونی لنگ خبیث خانم اش عروس و داماد هایش اوغان است این دو رگ ها باز هم ده جان ملت ما چسپیدن ،او دوماد هزاره دیگ قانونی لنگ ،خینجانی شده ریس سیاسی جبهه مقاومت ملی ولاگه این ها از اوغانیت دل کنده بتانن

#بیماری پانتاجکیزم رحمانوفی #توهم ستمی های کولابیون

#بیماری #پانتاجکیزم #تجزیه طلبان طی ۲۰ سال، کشور عملاً فدرالی بود و جمهوریت فقط روی کاغذ. یک نمونهٔ کوچک از فدرالیزم، لندغران نظار در این ۲۰ سال در شمال تجربه شد و این یک دورهٔ آزمایشی بود. اینست تصویر خوردی از فدرالیزم جمعیت و پانتاجیکیزم در شمال:👇 در سالهای اول ۲۰۰۰، آمریکا خواست رهبران هر سه قوم (ازبک، هزاره و تاجیک) را که خود را متحد ناتو و مدعی برنده های گویا جنگ جهانی میدانستند٬ در شمال افغانستان امتحان کند. در سالهای اول ۲۰۰۰، جمعیت به سرکردگی عطا نور با جنبش و وحدت هردو بر سر چوکی درگیر شد. چندین تن از این دو گروه قدرتطلب و نورسیده به قدرت، در این کشمکش کشته شدند و بهتعقیب آن، شخصی سومی و یک پشتون میان اینها مصالحه کردند. تاجیکها برای مدتی در بلخ یکهتاز شدند، چون در عقب خود فهیم را داشتند و فهیم مزار را مرکز تاجکستان جنوبی میخواند، یعنی مرکز جمعیت. فدالیزیم بلخی یا افغانستان کوچک به دست عطا نور و تاجک افتید و او برای ۲۰ سال به دسیسهسازی ادامه داد. انسانهای سایر اقوام را به قتل میرساند و زمینهای مردم را غصب مینمودند و برای خود و به نام دختر و بچههای خود شهرک و قصر میساخت. (در اینمورد گزارشهای متعددی وجود دارد) در سالهای اول، یک شخصیت مطرح هزارهها بنام اشرف رمضان سرکشید که فدرالیزم تاجیکی او را در میان شهر گلولهباران کرد و بعد به نام محقق و سایر تمام کرد. پشتونها که فیصدی قابل ملاحظه ای نفوس این ولایت را تشکیل میدهند، کاملاً از صحنه حذف شده بودند و به نامهای مختلف زندانی و کشته میشدند. حتی دهقان پشتون حق نداشت آرام زندگی کند. همین رقابت سر چوکی به سایر ولایات شمال نیز سرایت یافت و خونینتر شده بود. در فاریاب و سایر بین جمیعت درگیریهای خونین بین تاجیک و ازبک ادامه داشت. همینگونه ٬دزدانی دیگری مانند اسماعیل خمچشم در هرات و دزدانی در قندهار و جلالآباد نیز خواستند که سیستم فدرالیزم بلخ را کاپی کنند، ولی چون ناتو برایشان اجازه نمیداد، در آنجا موفق نشدند. اما به شکلی، دزدیهای فدرالیزم تاجکی ای بلخی نیز ادامه داشت. تنها چیزیکه رهبران آنوقت این سه قوم را با هم متحد میساخت، ترس و هراسشان از طالب بود. اما در عمل، یک فدرالیزم یا توهم پانتاجیکیزم بود که موازی با جنگ اعلامنشده علیه پشتونها در حرکت بود، چون همهٔ جناحها فقط جوان پشتون را به قتل میرساندند. از زندان گوانتانامو گرفته تا بگرام و زندانهای شخصی عطا محمد نور و دوستم – در همه نقاط کشور جوان پشتون زندانی میشد و یا به قتل میرسید. و در اینمورد، سازمان دیدهبان حقوق بشر گزارشهای زیادی نوشته است و کاپی اش رااینجا میگذارم. همین فدرالیزم پانتاجکیستی بود که تو برایش امروز با کلمات رنگارنگ بازی میکنی. حالی خودت در همو توهم ات گیر افتادی و بسر میبری و اکنون طوری وانمود میکنی که گویا مشکل در سیستم حکومتی و فلان است، نه در طرز دید و تفکر پانتاجیکیستی خودت. کاملاً همه چیز را فراموش میکنی و فکر میکنی دیگران هم در عین توهم بهسر میبرند. و در هر جمله ای تو پانتاجکیزیم رحمانوفی بیداد میزند. برای اینکه عین تفکر تو در تاجیکستان نیز حاکم است و در آنجا ازبکها و ترکمنها از ۳۰ درصد با زور و فشار به ۱۰ درصد کاهش یافتهاند و در تذکرههایشان تاجیک نوشته شده است. آنها حتی از گفتن به زبان خود هراس دارند و در شهر و کوچه نمیتوانند راحت به زبان خود صحبت کنند. پامیریها و سایر اقلیتها نیز همینگونه تحت فشار پانتاجکیزیم رحمانوف هستند. ازین توهم بیرون شو و پانتاجکیزیم ریسستی خود را با شعر و کلمات تزیین نکو. و اینرا نیز فراموش نکو که صدها هزار کولابی ٬خجندی و تاجکهای بخارا در کشوری بنام افغانستان از ۱۹۲۰ مهاجر هستند. باید سپاسگزار باشی نه نمکدانشکن.

امارت تا قيامت✊❤️🇦🇫

ههههههه مهمان به خانه والا میګوید که تو حق داری در ای خانه بماني

بخدا قسم یک تاجک متقی خوش دارم از صدها لندغر پشتون در امارت هیچ نوع تفرقه وسمت نیست ما یک ادنا فرد پشتون امارت هستم این فکر ما است. ویک پشتون متقی خوش دارم از صدها تاجک لاندغر اینجا فقط تقوا دیانت معتبر است، قاری فصیح الدین ازهمه جمهوریت خواهان پشتون خوش دارم

ایله به ایله مجبور شدی حقائق را بیان کنی . حقیقت 70 الی 75 فیصدی قوم پشتون و استعداد شان در سیاست و دولت داری. اگر از من میشنوید بیایید از این لجبازی بگذرید این وطن را بیشتر از این خوار و ذلیل نکنید و از این مزخرفات قومی و لسانی پرهیز کنید چون فایده در قبال ندارد.

افت اخلاقی کمتری نسبت به شما دارند.

زمانیکه به گور رفتی، این راز را خواهی فهمید که چرا پشتونهاییکه شما آنها را بیسواد خطاب می کنید، سیاست مداران و کار گذارانی بودند که حدود ۳۰۰ سال بالایتان حکومت کرده و می کنند.

داکتر جان پشت این گپک های فدرال و مدرال نه گرد، این مسائل از سویه شما بلند است. اگر واقعا فدرال را خوش دارین در مملکت خود تان تاجکستان پیاده اش کنید، همرای امام علی رحمانوف گپ بزنید که دیگر بس است چوکی را رها کن و به دیگر تاجکان هم فرصت بدهید تا به تاجک ها خدمت کند.

گروههای سیاسی فارسی زبانان سیاست مذهبی دارند. بجای اندیشیدند به ثبات افغانستان، بسوي اهداف برون مرزی ای گرایش میدارند که: رقابت قدرتهای منطقه ای در ان است. و انها در عمل منافع افغانستان را در عمل مد نظر نمیدارند. فارسی زبانان اول باید خود را بشناسند و بعد پشتونها را.

گربه ای مسکین اگر پر داشتی، تخم گنجشک از جهاد بردادشتی اینست 👇👇 سرنوشت اقلیتهای ازبیک و ترکمن، پامیری و سایرین زیر چتر پانتاجیکیزم رحمانوفی در تاجکستان و خاک آبایی ات. رحمانوف در ۲۰ سال قدرت خود، اقلیتها را با همهٔ ارزشهایشان از بین میبرد، در حالی که خودش یک دستنشاندهٔ ضعیف و رقاصهٔ پوتین است. حال فکر کن، اگر حاکمان پشتون در این چند قرن تصمیمی برای محو تو میداشتند، امروز نه بالی داشتی، نه پری و نه زبانی.

چرا فدرالی کنیم توبره فداری بکن جرعت داری خودد برو یک کار بکن چرا اینجه بق میزنی

باز نوشیدی، سرچپه صحبت می کنید

سعدی صاحب درین رابطه چنین می فرمایند؛ آن خداوندی که اقلیم را نهاد هر کسی را آنچه لایق بود و داد گربه مسکین اگر پر داشتی تخم گنجشک را ز جهان بر داشتی این دو شاخ گاو اگر خر داشتی آدمی را گرد خود نگذاشتی

به اساس اکثریت رای استعداد اعتبار جهانی و در اخیر به زور کیر قدرت در دست شان است

Pashtuns own Afghanistan you farsizabn are just immigrants with passport your not native Afghanistan Pashto Pashtuns are the natives from Afghanistan if I ever get the chance I will kick out every single Tajikis from Afghanistan and send to their native country of tajkistan

به امو پدر تان لعنت من هم تاجیک هستم چار تا مثل شما واری تاجک های دوزد یک جا شده از همه ما تاجک ها نمایندگی کرده نه میتوانید قوم باشرف تاجک شما دوزد ها را نماینده خود قبول نه کرده وا نه قبول خواهم کرد افغانستان خانی همه اقوام است وا ما همه اقوام میخواهیم که افغانستان کلان شود

اگر واقعآ يک تاجيک اصيل و باغيرت استى برو تاجيکستان را از قيد روس آزاد کن. پشتونها شمارا سابق هم کمک کردند و در آينده نيز خواهند کرد. يادت است که مسعود حرامزاده و ربانى منقه مبارزين آزاديخواه تاجيک را دست بسته به روسها تحويل دادند؟ اين جنايت تاريخى را پشتونها نکردند چون نامرد

حفظ این قدرت به چی ارزد؟ برای سیاست مداران خوب تنها حفظ قدرت هدف نیست در پهلوی آن دست آورد آن هم مهم است. قدرت ۲۵۰ ساله پشتونی هیچ دست آورد تمدنی ندارد، فقط ۲۵۰ سال کشتن، فرار، جنگ، عقب مانده گی و…. بلاخره در ۲۰۲۶ حکومت عصر سنگ حاکم است. این ۲۵۰ سال به پشیزی نمی ارزد.

اوپدرام صاحب چرا هیچگاه با مردم رک و راست نیستی؟ من خودت را شاید بیشتر و بهتر از همه بشناسم، وقتیکه منافع ات درمیان بیایید تمام همین حرفها را فراموش میکنید. از لوی درستیزی فصیح الدین چقدرخرسندبودی به یاد داری قبل از فرارغنی از طریق سفیرپاکستان پیام دریافت کرده بودی خرسند بودی.
