Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

چهار شخصیت اخلاق مدار و مردمدار دعوت حق را لبیک گفتند. برجستگی بی‌بدیل #ابراهیم_رئیسی نباید موجب غفلت از ویژگی‌های ممتاز و نوعاً کم‌نظیر #امیرعبداللهیان، #آل‌هاشم و #رحمتی شود. در برهوت اخلاق در سیاست هنوز ستارگانی هستند که نمی‌گذارند آسمان سیاست از دیانت خالی شود.

15,295 görüntüleme • 2 yıl önce •via X (Twitter)

0 Yorum

Yorum bulunmuyor

Orijinal gönderinin yorumları burada görünecek

Benzer Videolar

این سخنان آیت‌الله جوادی آملی، اگر از منظر جامعه‌شناسی سیاسی خوانده شوند، ما را مستقیم به یکی از بنیادی‌ترین تمایزهای ماکس وبر می‌رسانند: تفاوت میان اخلاق خوب‌بودن و اخلاق حکومت‌کردن. وبر این شکاف را با دو مفهوم روشن می‌کند: «اخلاق اعتقاد» و «اخلاق مسئولیت». اخلاق اعتقاد ریشه در دین و عرفان دارد. منطقش این است: عمل کن چون حق است و نیتت پاک است؛ پیامد هرچه شد، شد. در این چارچوب، فرد در برابر خدا یا وجدان خود پاسخ‌گوست، نه در برابر نتایج اجتماعی عملش. این اخلاق برای سلوک فردی، ایمان، زهد و حتی فداکاری معنا دارد، اما وبر صریح می‌گوید که برای سیاست کافی نیست. سیاست و مدیریت بر اخلاق مسئولیت استوارند. اینجا کنشگر فقط به نیت خود ارجاع نمی‌دهد، بلکه باید پاسخ‌گوی پیامدهای تصمیم‌هایش باشد. سیاستمدار نمی‌تواند بگوید «نیت من خیر بود» اگر نتیجه تصمیمش فقر، خشونت یا بی‌ثباتی بوده است. از نگاه وبر، سیاست یعنی پذیرفتن این واقعیت تلخ که هر تصمیمی هزینه دارد و کسی که قدرت را می‌پذیرد، مسئول این هزینه‌هاست. مشکل از جایی آغاز می‌شود که این دو اخلاق با هم خلط می‌شوند. تحصیلات دینی و عرفانی انسان را در افق اخلاق اعتقاد پرورش می‌دهند؛ اما سیاست، انسان را وارد میدان محاسبه پیامدها، انتخاب میان بد و بدتر و پذیرش خطای ناگزیر قدرت می‌کند. وبر هشدار می‌دهد که سیاستمداری با یقین قدسی، خطای خود را فضیلت می‌پندارد: شکست می‌شود «امتحان الهی» و نقد، «گناه». در بحث اقتدار کاریزماتیک نیز همین خطر تکرار می‌شود. کاریزما، هرچند بسیج‌کننده است، اما برای اداره پایدار جامعه خطرناک است. مدیریت مدرن بر عقلانیت، قانون، تخصص و پاسخ‌گویی بنا شده، نه بر قداست. جمع‌بندی اینکه دین می‌پرسد «حق چیست؟» سیاست می‌پرسد «اگر این کار را بکنم، چه می‌شود؟» یکی گرفتن این دو پرسش، هم دین را فرسوده می‌کند و هم سیاست را از درون می‌پاشد.

سهند ایرانمهر

16,373 görüntüleme • 9 ay önce

بعد جمهوری اسلامی اعدام به رهبری ضحاک علی خامنه‌ای، سازمان مسلح کومله؛ به رهبری عبدالله مهتدی، مسئول اعدام این چهار هموطن کرد است. در وهله‌ی نخست در مذاکرات پیدا و پنهان‌شان با سپاه، مشخصات این چهار جوان، بریده از ایدئولوژی‌شان را در ارومیه و سنندج را معامله کردند، بعد در تریبون بی‌بی‌سی با وقاحت و پرونده‌سازی علنی ادعا کردند این‌ها اعضا رسمی و خوب! کومله هستند. در مرحله‌ی آخر هم با پرچم اقلیم عراق و تطمیع و وعده و وعید به خانواده‌های قربانیان نزدیک شدند و عکس انداختند که فقط ما می‌توانیم این‌ها را نجات دهیم... از امروز هم خون این جوانان را می‌ریزند در شیشه تقدیم عبدالله می‌کنند تا حضرت آقا بنوشد برای خود مشروعیت بخرد، دوباره با گردن کج در تلویزیون‌ها ظاهر شود، جشن نوبل صلح دعوت شود یا از مجاهدین خلق و رفقای سازمانی‌اش در اینترنشنال تعریف و تمجید بشنود... آقای مهتدی و دارودسته، اگر خیال کرده‌اید از جرم همدستان و همجنسان جمهوری اسلامی می‌گذریم، سخت اشتباه کرده‌اید...‌

خشایار مصطفوی

23,783 görüntüleme • 2 yıl önce

درس اخلاق، صداقت و راستگویی را باید از جنرال حامد سیفی آموخت. او در طول حیاتش در دشوارترین جبهات علیه طالبان، چه در دوران جمهوریت و چه در مقاومت دوم، شجاعانه رزمید؛ اما یکبار هم عوام‌ فریبی نکرد، مانند برخی رهبران دروغ نگفت و با مردم سیاست دوگانه در پیش نگرفت. او آرام و بی ‌سر‌وصدا مبارزه‌ اش را، که آن را یک مسؤولیت میدانست، انجام داد. در مقابل، برخی میراث‌ خواران و رهبرنماهایی هستند که دو روز هم در میدان جنگ نبوده‌ اند، از واقعیت افغانستان آگاهی ندارند و تنها منتظرند سالروز شهدا فرا برسد تا یک اعلامیه صادر کنند و ۱۵ آگست را «تحویل‌دهی» بنامند؛ گویی دیگر هیچ مسؤولیتی ندارند. نه در ۲۰ سال گذشته کاری برای این سرزمین کردند و نه در پنج سال اخیر از شکست‌ها درس گرفته‌اند. هنوز هم چنان می‌پندارند که چوکی و رهبری میراث پدری‌ شان است و باید تا آخر در غصب آنان باقی بماند. خوش باشید یا خفه باشید؛ آینده از آنِ کسانی است که امروز دشمن را درست می‌شناسند، از شکست‌ های گذشته درس گرفته‌اند و با درک واقعیت ‌ها برای آزادی و آینده افغانستان مبارزه میکنند.

Hamid

10,324 görüntüleme • 1 ay önce

درس سوریه برای ایران‌ گفتگوی قیس قریشی و محمد خواجویی‌ قیس قریشی:‌ تهدید به ترور رهبری ترس از اقدامی مشابه توسط اسراییل را در کشورهای منطقه به‌همراه داشت. آنچه اسرائیل در سوریه و در جنگ‌ اخیر علیه ایران انجام داد خوش‌بین‌ترین افراد منطقه را از خواب خرگوشی بیدار کرد. در بخشی از راهبردمان در خصوص سوریه دچار شکست شدیم و باید بازنگری‌ای در این خصوص انجام دهیم؛ نگرانی ایران از انعکاس و نزدیکی این هرج و مرج به مرز عراق را باید به‌رسمیت بشناسیم. ارتباط با متحدینمان نباید صرفا در حوزه امنیتی و نظامی باشد و باید به‌سمت پیوست‌های اقتصادی و اجتماعی هم برویم و نباید بگذاریم اتفاقی که در سوریه افتاد در دیگر کشورهای متحدمان تکرار شود. امروز هم که دولت اسد روی کار نیست، همچنان می‌توانیم با نیروهای نظامی‌-دولتی‌ای که پیش از این در مسندهای سوریه بودند ارتباط خود را حفظ کنیم، زیرا همین می‌تواند فرصتی را برای ایران خلق کند. محمد خواجویی:‌ در شرایطی که اسرائیل تهدیدی بزرگ برای امنیت و ثبات و حاکمیت کل کشورهای منطقه است، نباید مجددا اقداماتی انجام دهیم که نگرانی‌شان از اسرائیل به‌سمت ایران بیاید. بعد از سقوط اسد، بهترین سیاستی که ایران می‌تواند در پیش بگیرد سیاست «صبر و انتظار» است؛ دیگر امکان فعالیتی برای ما در سوریه وجود ندارد، زیرا نفوذی را که به‌صورت اجتماعی تاریخی در لبنان و عراق داریم در سوریه نداریم. در عرصه منطقه‌ای دچار ناترازی قدرت بودیم، یعنی نقش‌آفرینی ایران در منطقه مبتنی بر نقش‌آفرینی امنیتی نظامی بوده و سویه‌های دیگر قدرت در آن دیده نشده است، در نتیجه پایدار ماندن این شرایط برای ایران ناممکن شد. امنیت و توسعه دو بال لازم هستند؛ وقتی نگاه توسعه‌ای در کنار نگاه امنیتی نداشته باشیم، به این سرنوشت دچار می‌شویم که دیدیم در جنگ اخیر متحدین ما حتی یک گلوله هم شلیک نکردند. Gheis Ghoreishi Mohammad Khajouei/محمد خواجوئي لینک مشاهده ویدیوی کامل گفتگو در کامنت

Azad | آزاد

46,834 görüntüleme • 1 yıl önce