正在加载视频...

视频加载失败

🔵چین کل صنعت هوش مصنوعی در «سیلیکون‌ولی» را شبیه به یک کلاهبرداری جلوه داد. ✍️ ریکاردو دولت آمریکا ۳ سال تلاش کرد تا جلوی چین را در ساخت هوش مصنوعی رقابتی بگیرد، اما این تلاش‌ها نتیجه‌ای کاملاً معکوس و فاجعه‌بار داشت. ماجرا از این قرار است: دیروز، یک استارتاپ...

34,125 次观看 • 4 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

در ژاپن، کشوری با فرهنگ ریشه‌دار انیمه، پیشرفت‌های هوش مصنوعی روابط عاشقانه با شخصیت‌های خیالی را به سطح جدیدی رسانده و بحث‌های اخلاقی ایجاد کرده است. نمونه‌ی بارز آن «یورینا نوگوچی» است که پس از مشورت با دستیار هوش مصنوعی چت‌جی‌پی‌تی، نامزدی انسانی‌اش را برهم زد و بعد هم با کمک همان هوش مصنوعی نسخه‌ای از «کلاوس»، شخصیت انیمه محبوبش را ساخت و در یک مراسم نمادین با او ازدواج کرد. این ازدواج‌ها در ژاپن قانونی نیستند، اما نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد وابستگی به چت‌بات‌ها در حال افزایش است؛ حتی بسیاری افراد ترجیح می‌دهند احساساتشان را با هوش مصنوعی در میان بگذارند. مطالعات نشان می‌دهد در حالی‌که آمار ازدواج در سراشیبی است، تمایل به روابط «خیالی» در میان نوجوانان ژاپنی رو به افزایش است. کارشناسان می‌گویند هوش مصنوعی به دلیل پاسخ‌گویی سریع و بدون قضاوت، بار روانی را کم می‌کند، اما هشدار می‌دهند که نباید جای روان‌درمانی را بگیرد و وابستگی بیش از حد به آن خطرناک است. شرکت‌هایی مانند مایکروسافت و اپن‌ای‌آی محدودیت‌هایی برای جلوگیری از ایجاد روابط عاشقانه با هوش مصنوعی وضع کرده‌اند. خانم نوگوچی می‌گوید این رابطه به او آرامش و شادی داده و حتی علائم اختلال شخصیت مرزی‌ او را کاهش داده است. او استفاده از چت‌جی‌پی‌تی را محدود کرده و برای جلوگیری از وابستگی، برای خودش قانون گذاشته است. او می‌گوید: «اگر رابطه با هوش مصنوعی مرا خوشحال کند، همین برایم کافی است.» Reuters

BBC NEWS فارسی

21,921 次观看 • 8 个月前

زیرنویس فارسی/ اگر قرار است تنها یک ویدئو برای درک ژئوپلیتیک کنونی جهان ببینید، آن ویدئو تحلیل «جورج یئو»، وزیر پیشین سنگاپور با ۲۳ سال سابقه در کابینه است. به گفته یئو، ژئوپلیتیک کنونی جهان اساساً ریشه در «عقب‌نشینی» و «افول» آمریکا دارد؛ واقعیتی مالی که هیچ دولتی در ایالات متحده قادر به تغییر آن نیست؛ چرا که هزینه بازپرداخت بدهی‌های این کشور اکنون از کل بودجه دفاعی‌اش فراتر رفته است. از دید یئو، این همان دلیلی است که واشنگتن متحدان اروپایی و آسیایی خود را برای افزایش هزینه‌های نظامی تحت فشار قرار می‌دهد تا آن‌ها عملاً بار مالی امپراتوری‌ای را به دوش بکشند که آمریکا دیگر از پس هزینه‌هایش برنمی‌آید. اما این رویکرد پیامد ناگزیر دیگری هم دارد: «وقتی متحدان شما به توانمندی‌های نظامی مستقل دست یابند، مسیر تفکرشان تغییر می‌کند و دیگر در هر اقدامی از شما پیروی نخواهند کرد.» به این ترتیب، افول آمریکا به یک چرخه خودتقویت‌شونده تبدیل می‌شود: هرچه واشنگتن بیشتر از متحدانش بخواهد که بار خود را به دوش بکشند، آن‌ها انگیزه کمتری برای دنباله‌روی از سیاست‌های آمریکا خواهند داشت. با این حال، یئو معتقد است ممکن است مشابه آنچه پس از سقوط روم رخ داد، آمریکا نیز همچون «بیزانس» امپراتوری خود را رها کرده و به نیم‌کره خود متمرکز شود؛ سناریویی که به این کشور اجازه می‌دهد برای مدتی طولانی قدرت و خودکفایی‌اش را حفظ کند. او بر این باور است که تحولات فعلی به همین سمت‌وسو می‌رود؛ موضوعی که می‌تواند اشتیاق ترامپ به مسائل کانادا و گرینلند را نیز توضیح دهد. با این وجود، تحقق چنین «استراتژی بیزانسی» برای آمریکا همچنان پرسش‌برانگیز است؛ به‌ویژه آنکه کانادا آشکارا تمایلی به بخشی از این طرح بودن ندارد.

ebrahim

17,041 次观看 • 1 天前

‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ این ویدیو مربوط به جلسه استماع کنگره آمریکا در اوایل ژوئن ۲۰۲۶، خرداد ۱۴۰۵، است. در این جلسه، نماینده اولشفسکی، مارکو روبیو، وزیر خارجه دولت ترامپ، را درباره معاملات سهام، تضاد منافع و اتهام‌های مربوط به فساد مالی خانواده ترامپ به‌شدت به چالش می‌کشد. نماینده کنگره: «متشکرم. آقای وزیر روبیو، شما در سال ۲۰۲۳، زمانی که سناتور بودید، درباره هانتر بایدن گفتید: “اگر نام خانوادگی او بایدن نبود، هیچ راهی وجود نداشت که بتواند این همه میلیون دلار به دست بیاورد.” شما همچنین گفتید وقتی کسی از طریق یکی از اعضای خانواده‌اش که در قدرت است پول به دست می‌آورد، نمی‌توانیم عقل سلیم را نادیده بگیریم. آیا قبول دارید که مقامات منتخب و اعضای خانواده‌شان نباید از قدرت و موقعیت خود برای کسب سود شخصی استفاده کنند؟» مارکو روبیو: «منظورتان این است که از مقام دولتی برای پول درآوردن استفاده کنند؟ بله، قطعاً.» نماینده کنگره: «عالی است. من هم با شما موافقم. حالا می‌خواهم به معاملات سهام خود رئیس‌جمهور ترامپ اشاره کنم. براساس فرم‌های مالی ثبت‌شده، او فقط در سه ماه اول امسال بیش از ۳۷۰۰ معامله سهام انجام داده است. رئیس‌جمهور صدها هزار دلار سهام شرکت پالانتیر خرید و کمی بعد در شبکه اجتماعی خود از این شرکت تعریف کرد. حتی نماد بورسی شرکت را هم در پستش نوشت تا کاملاً مشخص باشد درباره کدام شرکت حرف می‌زند. بعد به ماجرای جنگ با ایران می‌رسیم. در ۲۳ مارس، پس از حدود یک ماه جنگ، رئیس‌جمهور گفت مذاکرات “بسیار خوب و سازنده” بوده و مهلت رسیدن به توافق را پنج روز تمدید کرد. بعد از این حرف، قیمت نفت و سهام شرکت‌های انرژی پایین آمد. اما ترامپ در همان زمان سهام شرکت‌هایی مثل اکسون‌موبیل و شورون را خرید، شرکت‌هایی که در صورت ادامه جنگ سود بیشتری می‌بردند. یعنی او در افت قیمتی خرید کرد که خودش با حرف‌ها و تصمیم‌هایش ایجاد کرده بود. موضوع بعدی شرکت انویدیاست. رئیس‌جمهور فقط یک هفته پیش از آنکه وزارت بازرگانی آمریکا فروش تراشه‌های انویدیا به چین را تأیید کند، تا یک میلیون دلار از سهام این شرکت را خرید. فقط یک هفته قبل. او همچنین در ماه فوریه، درست پیش از آنکه انویدیا قرارداد بزرگ فروش تراشه به شرکت متا را اعلام کند، تا پنج میلیون دلار دیگر سهام انویدیا خرید. اگر از من بپرسید، این دیگر فقط خوش‌شانسی نیست. اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. پسر رئیس‌جمهور یک قرارداد چند میلیارد دلاری در حوزه رمزارز با شرکتی امضا کرد که از حمایت دولت امارات متحده عربی برخوردار بود. بعد از این قرارداد، دولت آمریکا محدودیت‌های مربوط به فروش تراشه‌های هوش مصنوعی را برداشت و انتقال فناوری‌های حساس به یک نهاد مرتبط با امارات را تأیید کرد. رئیس آن نهاد هم همان عضو خانواده سلطنتی امارات بود که در قرارداد با پسر رئیس‌جمهور نقش داشت. به نظر من، این نمی‌تواند فقط یک تصادف باشد. این چیزی جز ثروت‌اندوزی شخصی نیست که مستقیماً با سیاست خارجی رئیس‌جمهور گره خورده است. از زمان شروع این دوره ریاست‌جمهوری، دارایی خالص ترامپ بیش از چهار میلیارد دلار افزایش پیدا کرده است. در حالی که رئیس‌جمهور ثروتمندتر می‌شود، جنگ‌ها و تعرفه‌های او فشار بیشتری به خانواده‌های زحمتکش آمریکایی وارد می‌کند. فکر می‌کنم مردم آمریکا کاملاً متوجه این ماجرا هستند. این فاسدترین دولت در تاریخ آمریکاست.»

آرش یوسفی -ARASH

29,433 次观看 • 1 个月前

یکی از خوش‌شانسی‌های #ما، حضور شخصیتی مثل مارکو روبیو در دولت ترامپ است. 🚨 شگفت‌انگیز! مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، لحظاتی پیش در جلسه کابینه سخنانی ایراد کرد که توجه بسیاری را جلب کرد. «من درباره مردم ایران صحبت نمی‌کنم. کسانی که این کشور را اداره می‌کنند، روحانیون شیعه افراطی هستند. این‌ها متعصبان مذهبی‌اند. ببینید حالا که در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارند، چه کارهایی انجام می‌دهند!» «این ضعیف‌ترین وضعیت ایران در طول تاریخش است، اما ببینید چه میکنند؛ به سفارتخانه‌ها حمله میکنند، به هتل‌ها حمله میکنند. تصور کنید اگر این افراد به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند، چه خواهند کرد!» «این، ریسکی غیرقابل‌قبول برای جهان است. ضمن اینکه رئیس‌جمهور فقط به آمریکا و مردم ما خدمت نمیکند؛ این اقدام به نفع تمام جهان است.» «او در همان شب نخست این عملیات، هدف را کاملاً روشن اعلام کرد. قرار بود نیروی دریایی ایران را نابود کنیم و این در حال انجام است. همچنین قرار بود، اگر تاکنون انجام نشده باشد، جزئیاتش را به پیت واگذار میکنم، توانایی ایران برای پرتاب موشک را از بین ببریم.» «ما به‌خوبی در مسیر تحقق این هدف قرار داریم. همچنین قرار بود کارخانه‌هایی را که موشک و پهپاد تولید میکنند، نابود کنیم تا دیگر نتوانند موشک و پهپاد بیشتری بسازند، و این روند نیز در حال پیشرفت است.» «تمام اهدافی که رئیس‌جمهور در نخستین شب این عملیات به‌طور شفاف اعلام کرد، در حال تحقق است.» «طی ۴۷ سال گذشته، رژیم ایران در سراسر جهان آمریکایی‌ها را کشته و به آن‌ها حمله کرده است. رؤسای جمهور پیشین فرصت داشتند اقدامی انجام دهند. همه درباره خطرناک بودن ایران هشدار می‌دادند، اما از اقدام خودداری کردند.» «اما این رئیس‌جمهور کسی نیست که از اقدام کردن خودداری کند. او چنین خطری را به حال خود رها نخواهد کرد. با آن مقابله خواهد کرد، و دقیقاً همین کاری است که اکنون انجام میدهد.» - پی‌نوشت: از روبیو باید حمایت کرد.

Maziyar Razmjou 🇮🇷

60,748 次观看 • 1 个月前

روایت رسمی این بود که آن‌ها یک هیئت تجاری نروژی هستند. از نظر فنی درست بود، چون اهل منطقه نوردیک بودند و صحبت از تجارت هم در میان بود. اما در عین حال هفت فوت قد داشتند، تله‌پات بودند و بدون هیچ وسیله نقلیه‌ای روی چمن جنوبی کاخ سفید ظاهر شدند. من معاون مدیر بخش تدارکات بازدیدکنندگان کاخ سفید هستم. آن‌ها را در سیستم با عنوان «سه مقام خارجی، غیرزمینی، بدون نیاز به کاروان تشریفاتی» ثبت کردم و جلسه بسیار خوب پیش رفت. پلئیدی‌ها در ماه مارس درخواست ملاقات داده بودند. آن‌ها تله‌پاتی ارتباط برقرار می‌کنند و رئیس‌جمهور فوراً از این موضوع استقبال کرد، چون به این معنا بود که هیچ چیز مکتوب نخواهد شد. آن‌ها ۴۴۴ سال نوری سفر کرده بودند تا درباره مسیر خطرناک بشر هشدار دهند؛ چیزی شبیه هشدار پزشکی به بیماری که همچنان می‌پرسد آیا می‌تواند در اتاق انتظار سیگار بکشد یا نه. موضوعات هشدارشان شامل سلاح‌های هسته‌ای، نابودی اقیانوس‌ها و هوش مصنوعی بود. اما من یادداشت کاملی برنداشتم، چون جلسه ۲۵ دقیقه طول کشید و رئیس‌جمهور یازده دقیقه اول را صرف پرسیدن درباره کت‌های آن‌ها کرد. پیشنهاد اولیه آن‌ها این بود: همجوشی هسته‌ای پاک، درمان همه بیماری‌ها و معادلات پیشرانه‌های فضایی. رایگان. تنها شرط: خلع سلاح کامل سیاره زمین. مشاوران رئیس‌جمهور التماس می‌کردند با گونه‌ای که ذهن‌ها را می‌خواند مذاکره نکند. اما معلوم شد او تنها انسانی است که چیزی برای پنهان کردن ندارد. آن‌ها وارد ذهنش شدند و انتظار داشتند لایه‌های پیچیده‌ای از فریب و محاسبه ببینند. اما تنها چیزی که یافتند یک تصویر کاملاً واضح بود: خود او در حالی که یکی از کت‌های آن‌ها را پوشیده است. هیئت فضایی برای مدتی طولانی با هم مشورت کرد و سپس اعلام کرد در یازده هزار سال ارتباط با تمدن‌های مختلف، هیچ موجودی تاکنون تلاش نکرده بود یونیفرم آن‌ها را بخرد. آن‌ها این ویژگی را «انسجام ذهنی» نامیدند. منظورشان تعریف نبود. اما او همان روز برای این اصطلاح درخواست ثبت تجاری داد. سپس پیشنهاد متقابل خود را مطرح کرد: حق فرود در زمین، به‌صورت عطف به ماسبق از سال ۱۹۴۷. هشتاد سال استفاده غیرمجاز از حریم هوایی زمین. همراه با بهره. تیم حقوقی حتی هزینه داستان «بالن هواشناسی» را هم به صورت جداگانه در فاکتور اضافه کرد. وقتی این فاکتور ارائه شد، بلندقدترین عضو هیئت فضایی به مدت نه ثانیه سکوت کرد. به من گفته‌اند این معادل گریه کردن در گونه آن‌هاست. گرینلند هم باید در توافق باقی می‌ماند. فضایی‌ها گفتند اصلاً گرینلند را نمی‌خواهند. رئیس‌جمهور پاسخ داد: «همین ثابت می‌کند ارزشمند است. چه تمدن پیشرفته‌ای از زمین ساحلی می‌گذرد؟» بعد نوبت به UFC Freedom 250 رسید. قرار بود یکشنبه روی همان چمن جنوبی برگزار شود. او حتی به عضو هفت فوتی هیئت فضایی پیشنهاد داد در مبارزه اصلی شرکت کند. وقتی آن موجود پیشنهاد را رد کرد، رئیس‌جمهور پیشنهاد حضور در مسابقات مقدماتی را مطرح کرد. او این را یک تکنیک مذاکره می‌نامید. فضایی‌ها پرسیدند: «برگزاری مبارزه قفس در محل مذاکرات نوعی نمایش تهدید است؟» او پاسخ داد: «جشن روز پرچم است… و بله.» در تبادل هدایا، آن‌ها یک کره نقره‌ای کوچک هدیه دادند که تمام پیامدهای تصمیم‌های فرد را به او نشان می‌داد. رئیس‌جمهور چهار ثانیه به آن نگاه کرد و پرسید: «مدل طلایی هم دارد؟» عکسی که اکنون همه دیده‌اند توسط باغبان کاخ سفید از میان درختان گرفته شده است. به خبرنگاران گفته شد این یک تمرین لباس برای یک سریال اینترنتی است. و خبرنگاران هم آن را دقیقاً همان‌طور ثبت کردند. در نهایت توافق هنگام غروب فروپاشید. پلئیدی‌ها پیشنهاد همجوشی هسته‌ای را پس گرفتند، زیرا رئیس‌جمهور می‌خواست آن‌ها به‌عنوان مهمانان ویژه مسابقات مبارزه وارد میدان شوند. آن‌ها اعلام کردند: «بشریت هنوز آماده نیست.» و سپس بی‌صدا ناپدید شدند. نتیجه نهایی این بود: بشریت درمان تمام بیماری‌ها و انرژی نامحدود را رد کرد و در عوض حق پخش تلویزیونی درخواست کرد. اما کت‌های قرمز با گلدوزی طلایی ظرف یک بعدازظهر کاملاً فروخته شدند. رئیس‌جمهور می‌گوید: «همه در نهایت به میز مذاکره بازمی‌گردند.» و در پایان جمله‌ای می‌گوید که شاید خلاصه کل داستان باشد: «ما تنها سیاره‌ای هستیم که کمربند قهرمانی را در اختیار دارد.»

خبرگزاری شیر و خورشید

64,885 次观看 • 2 个月前

01) مصاحبه شاهنشاه رضا پهلوی با با فاکس بیزینس 👇 برای سرنگونی رژیم، حدس می‌زنم هدف این باشد. و از خودم می‌پرسم که این موضوع تا چه اندازه عمق دارد. ما از طرف اسرائیلی‌ها شنیده‌ایم که آن‌ها کمک داشتند — تعداد زیادی از ایرانیان همکاری کردند زمانی که اسرائیل اولین حمله را بیش از یک هفته پیش انجام داد. به نظر شما این نفوذ تا چه حد عمیق است؟ با این حال، این حملات ضربه‌ی شدیدی به رژیم وارد کرده‌اند. اما وقتی از ایران و اسرائیل صحبت می‌کنیم، احساس عمومی در هر دو طرف این است که در آینده‌ای قابل تصور که بتوان روابط خوبی با همسایگان داشت، مردم ایران از برقراری دوستی با اسرائیل و همسایگان عرب استقبال می‌کنند. برخلاف این رژیم که کاملاً در دنیایی متفاوت زندگی می‌کند. به همین دلیل است که مردم ایران می‌دانند این جنگ علیه آن‌ها نیست. این جنگ در درجه اول برای درهم شکستن رژیمی است که بسیار ظالم و بیرحم بوده است. در واقع، این جنگ در مسیری پیش می‌رود که مردم ایران همیشه آرزو داشته‌اند: اینکه شاید این اتفاق بتواند در نهایت به آن‌ها کمک کند تا به میدان بازی برابر‌تری برسند. و من معتقدم نشان دادن این نکته اهمیت دارد. اما، لری، این نکته‌ی اصلی است که می‌خواهم بیان کنم: اکنون زمان آن نیست که دوباره به رژیمی که در آستانه فروپاشی است، طناب نجاتی بیندازیم. مهم‌ترین موضوع برای ایرانیانی که بهای این مبارزه را می‌پردازند و می‌دانند چقدر می‌تواند برایشان پرهزینه باشد، این است که مطمئن باشند این رژیم دیگر فرصتی برای بقا پیدا نخواهد کرد. چون این رژیم هرگز از پیگیری برنامه‌ی تسلیحات هسته‌ای خود دست نخواهد کشید — حتی اگر مجبور باشد آن را از جای دیگری تهیه کند. چون این ماهیت این رژیم است: قابل اعتماد نیست. در نهایت، تنها راه‌حل پایدار برای صلح و ثبات، از بین بردن این تهدید، یک بار برای همیشه است. و این مهم‌ترین عنصر در دیپلماسی جهانی است: اینکه به‌جای راه‌حل‌های موقت، به سراغ راه‌حلی برویم که برای همیشه تهدید هسته‌ای و تمام پیامدهایش را پایان دهد

👑Fereshteh Gilaki

27,928 次观看 • 1 年前

️ روبیو مکرون را نابود می‌کند! 👇👇👇👇👇👇👇 مکرون به چین می‌رود و حدود شش ساعت با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، دیدار می‌کند. بعد از آن، در مسیر بازگشت، با تعدادی از خبرنگاران صحبت می‌کند. و این‌ها چیزهایی است که به آن‌ها گفته است. او به خبرنگاران گفت، اول اینکه زمان آن رسیده که اروپا از ایالات متحده فاصله بگیرد، به دلار وابسته نباشد و این‌قدر به آمریکا تکیه نکند، بلکه خودش به یک ابرقدرت سوم تبدیل شود. نکته دوم که به نظر من جالب بود این است که اروپا باید مطمئن شود در درگیری‌هایی که مربوط به خودش نیست، وارد نشود. به‌طور مشخص، اروپا نباید در موضوع تایوان بین آمریکا و چین طرف یکی را بگیرد. بنابراین، فکر می‌کنم الان زمان خوبی است که از اروپا بپرسیم: آیا مکرون نماینده کل اروپا است؟ آیا او حالا رهبر اروپا محسوب می‌شود؟ آیا قدرتمندترین رهبر اروپا شده است؟ چون اگر این‌طور باشد، باید برخی چیزها را تغییر دهیم. اول اینکه، اروپا، به‌ویژه فرانسه، طی ۷۰ سال گذشته برای دفاع خود به‌شدت به ایالات متحده وابسته بوده است. حتی زمانی که مکرون سعی کرد نقش یک ابرقدرت جهانی را بازی کند و نیروهایی به شمال آفریقا برای مقابله با تروریست‌ها اعزام کند، حتی نتوانست نیروهای خودش را جابه‌جا کند. ما بودیم که آن‌ها را منتقل کردیم و بازگرداندیم. بنابراین اگر آن‌ها بخواهند مستقل شوند و از مکرون پیروی کنند، شاید این برای ما صرفه‌جویی مالی داشته باشد، چون دیگر در درگیری‌هایی که مربوط به ما نیست دخالت نخواهیم کرد. باید از اروپا بپرسیم: آیا او واقعاً نماینده آن‌هاست؟ ما در حال حاضر به‌شدت درگیر اوکراین هستیم و مقدار زیادی از پول مالیات‌دهندگان آمریکایی را صرف یک جنگ اروپایی می‌کنیم. من از این موضوع حمایت کرده‌ام، چون فکر می‌کنم به نفع منافع ملی ایالات متحده است که در کنار متحدانمان باشیم. اما اگر موضع متحدان ما این باشد—و اگر مکرون واقعاً نماینده کل اروپا باشد—که آن‌ها قصد ندارند بین آمریکا و چین بر سر تایوان طرفی را انتخاب کنند، شاید ما هم نباید طرفی را انتخاب کنیم. شاید باید تمرکزمان را روی تایوان و تهدیدات چین بگذاریم و بگوییم شما خودتان اوکراین و اروپا را مدیریت کنید. پس باید خیلی سریع مشخص شود که مکرون فقط از طرف خودش صحبت می‌کند یا از طرف کل اروپا. چون چین از اظهارات او بسیار خوشحال شده و از آن حمایت کرده است. حتی گفته می‌شود که او حرف‌های تندتری هم زده، اما ریاست‌جمهوری فرانسه از خبرنگاران خواسته متن مصاحبه را بازبینی کند و ظاهراً بخش‌هایی که تندتر بوده حذف شده است. در نهایت، باید بدانیم موضع اروپا دقیقاً چیست. «ان گرفته شود.»*

👑Fereshteh Gilaki

98,819 次观看 • 4 个月前

گزارش فوق‌العاده‌ای از فرید زکریاست. پیشنهاد می‌کنم تا آخرین ثانیه ببینید و حتماً به اشتراک بگذارید. ❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️❗️ فرید زکریا: یکی از بزرگ‌ترین معماها در خصوص جنگ ایالات متحده و ایران این است که چرا خسارت‌های اقتصادی ناشی از حملات چندماهه به تهران، این کشور را مجبور به صلح نکرده است. مقام‌های ایرانی در ماه آوریل برآورد کردند که حملات ایالات متحده و اسرائیل ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به زیرساخت‌های ایران وارد کرده است. ایران مجبور شد برای ادامه جنگ، وام‌های سنگینی از بانک مرکزی دریافت کند. انتظار می‌رود تورم افزایش یابد، در حالی که سال گذشته نیز بالای ۴۰ درصد بود. مردم عادی ایران بدون شک در رنج و سختی هستند. پس چگونه این کشور تا کنون به زانو درنیامده و تسلیم نشده است؟ بخشی از دلیل این است که ملت‌ها تنها با انگیزه‌های اقتصادی هدایت نمی‌شوند. ملی‌گرایی، غرور و عزت‌نفس همگی نقش خود را ایفا می‌کنند. اما این نکته نیز قابل توجه است که اقتصاد ایران، با وجود تمام فشارهای ناشی از دهه‌ها تحریم و جنگ کنونی، به شکل شگفت‌انگیزی تاب‌آور بوده است. با وجود تمام برداشت‌ها مبنی بر فروپاشی اقتصاد ایران و تمام آسیب‌های واقعی واردشده، این نیز حقیقت دارد که ایران یکی از متنوع‌ترین و فعال‌ترین اقتصادهای صنعتی منطقه است. ایران با هفت کشور هم‌مرز است و می‌تواند مبادلات تجاری زمینی داشته باشد. همچنین چندین بندر دارد که برخی از آن‌ها حتی در طول جنگ فعال بوده‌اند. ایران فرآورده‌هایی بیش از نفت صادر می‌کند. سیاست‌های حمایت از تولید داخلی و کارآفرینی باعث رشد صنایع پررونقی مانند فولاد، پتروشیمی، آهن و صنایع غذایی شده است. ایران خود را با تحریم‌های بین‌المللی وفق داده و بخش بیشتری از نیازهای خود، از جمله خودرو، دارو و لوازم خانگی را در داخل تولید می‌کند. این کالاها همواره در سطح بین‌المللی رقابت‌پذیر نیستند، اصلاً این‌طور نیست، اما پاسخگوی نیازهای داخلی هستند و این موضوع در زمان جنگ نیز به کشور کمک می‌کند. و در مورد نفت، روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد که تعداد معاملات رو به افزایشی به‌جای دلار، با یوآن چین انجام می‌شود که به ایران در دور زدن تحریم‌ها کمک می‌کند. در سال ۲۰۲۴، ایران برآورد شد که ۴۳ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته و این روزنامه دریافته است که بیشتر این فروش‌ها با یوآن انجام شده است. تهران همچنین برای دور زدن تحریم‌ها از رمزارزها استفاده می‌کند که ردیابی آن‌ها به همان اندازه دشوار است. و درک این نکته بسیار حیاتی است که نخبگان حاکم در ایران به‌طور مستقیم از نحوه کارکرد فعلی اقتصاد سود می‌برند؛ یعنی از یک سیستم غیرشفاف که توسط ذینفعان پنهان، از جمله روحانیون و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کنترل می‌شود. همان‌طور که کیهان ولدبیگی در فنومنال ورلد می‌نویسد، پس از انقلاب اسلامی، حکومت دارایی‌های نخبگان را مصادره کرد و آن‌ها را میان دو اردوگاه تقسیم نمود. برخی مانند بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و صنایع سنگین ملی شدند و مستقیماً توسط وزارتخانه‌های دولتی اداره گردیدند. برخی دیگر، از جمله بنیادهای شاه، میان سازمان‌های اجتماعی معروف به نهادها یا بنیادها تقسیم شدند که زیر نظر روحانیون فعالیت می‌کردند. این بنیادها تلاش‌های بازسازی و امدادرسانی در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ را رهبری کردند و به مرور زمان به شرکت‌های خوشه‌ای بزرگ و گسترده تبدیل شدند. بسیاری از صنایع ملی‌شده در نهایت خصوصی‌سازی شدند و بسیاری از آن شرکت‌ها به دست سپاه پاسداران افتادند. ولدبیگی می‌نویسد: «امروزه منافع تجاری سپاه پاسداران بخش‌های کشتیرانی، ساخت‌وساز، نفت، خودروسازی و مخابرات ایران را در بر می‌گیرد.» و همان‌طور که رویترز اشاره می‌کند، تحریم‌ها تسلط سپاه پاسداران بر اقتصاد را تقویت کرده است، چرا که صادرات مخفیانه و تجارت از طریق واسطه‌ها و شرکت‌های صوری را تسهیل می‌کند. به عبارت دیگر، آن‌ها قاچاق را در کنترل دارند. اکنون برآورد می‌شود که سپاه پاسداران و بنیادها بیش از ۵۰ درصد از اقتصاد ایران را در اختیار دارند. و همان‌طور که رویترز یادآور می‌شود، هر زمان که تلاشی برای بازسازی پس از جنگ صورت گیرد، سپاه پاسداران به دلیل تسلط بر بخش‌های ساخت‌وساز و مهندسی، ذینفع اصلی خواهد بود. اقتصاد ایران البته به قیمت آسیب به شهروندان عادی اداره شده است، اما میلیون‌ها نفر وجود دارند که از نزدیکی به حکومت سود می‌برند. طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، اعضای نیروی شبه‌نظامی بسیج و سپاه پاسداران می‌توانند از موقعیت‌های شغلی در شرکت‌های وابسته به دولت یا دسترسی به وام‌های ارزان‌قیمت بهره‌مند شوند. یکی از مشکلات متعدد در رویکرد دونالد ترامپ نسبت به تهران این است که او به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی با الزامات ساده و صریح یک اقتصاد بازار معمولی طرف است. اما اقتصاد ایران تحت تسلط شبکه‌ای از انگیزه‌ها و مشوق‌های مخرب قرار دارد. تحریم‌ها و انزوا برای کشور بد هستند، اما برای حکمرانان آن مفیدند. با وجود تمام آسیب‌هایی که ایالات متحده و اسرائیل از زمان آغاز جنگ به ایران وارد کرده‌اند، هدیه قدرتمندی نیز به این کشور داده‌اند: فراهم کردن فرصتی برای نشان دادن کنترل خود بر تنگه هرمز به جهانیان. این تنگه پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت را جابه‌جا می‌کرد، یعنی یک‌پنجم کل عرضه نفت جهان. ایران با اعمال کنترل بر این آبراه، آنچه را که آژانس بین‌المللی انرژی بزرگ‌ترین اختلال در عرضه جهانی نفت در تاریخ می‌نامد رقم زده و موجب جهش شدید قیمت نفت شده است. اما سلاح ایران ممکن است تاریخ انقضا داشته باشد. همان‌طور که وال‌استریت ژورنال گزارش می‌دهد، کشورهای حوزه خلیج فارس از هم‌اکنون در تلاشند تا زیرساخت‌های نفتی خود را برای دور زدن تنگه توسعه دهند. در ماه مه، امارات متحده عربی اعلام کرد ساخت دومین خط لوله به مرکز ذخیره‌سازی خود در الفجیره را که درست آن‌سوی تنگه هرمز قرار دارد، سرعت می‌بخشد. عربستان سعودی نیز نفت را از مسیر تنگه، از طریق خط لوله شرق به غرب خود به بندر غربی ینبع هدایت کرده است. این زیرساخت که در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ ساخته شده بود، اکنون روزانه نزدیک به ۷ میلیون بشکه نفت منتقل می‌کند، در حالی که پیش از جنگ تنها ۲ میلیون بشکه در روز جابه‌جا می‌کرد. وال‌استریت ژورنال همچنین اشاره می‌کند کشورهای حوزه خلیج فارس در حال گفتگو برای تسریع در ساخت یک کریدور ریلی هستند که مسیر دیگری را برای انتقال نفت فراهم می‌کند. این راهکارها کامل نیستند. خطوط لوله گران‌قیمت و پیچیده‌اند و در برابر حملات پهپادی آسیب‌پذیرند. قطارها نیز نمی‌توانند به اندازه کشتی‌ها نفت جابه‌جا کنند و هزینه آن‌ها هم ارزان نیست. استراتژی دیگر پیدا کردن مسیرهای جدید برای عرضه نفت نیست، بلکه کاهش تقاضا برای آن است. همان‌طور که مجمع جهانی اقتصاد اشاره می‌کند، بسیاری از کشورها در حال اتخاذ سیاست‌های صرفه‌جویی در انرژی برای انجام همین کار هستند. اندونزی و میانمار یک روز از هفته را به دورکاری کارکنان بخش عمومی اختصاص داده‌اند. کشورهای دیگر روزهای مدرسه را کاهش داده یا آموزش از راه دور را افزایش داده‌اند. بسیاری از کشورها در حال سهمیه‌بندی سوخت هستند. اما تلاش‌های هیچ کشوری برای کاهش واردات و تقاضای نفت به اندازه بزرگ‌ترین واردکننده انرژی جهان، یعنی چین، تعیین‌کننده نبوده است. امروزه چین حداقل ۳ میلیون بشکه نفت در روز کمتر از زمان پیش از جنگ وارد می‌کند. دلیل آن این است که پکن سال‌ها صرف ایمن‌سازی خود در برابر همین نوع شوک‌های عرضه انرژی جهانی کرده است. این کشور ذخایر عظیم نفتی ذخیره کرده و کارخانه‌های خود را عمدتاً با زغال‌سنگ داخلی و انرژی‌های تجدیدپذیر فعال نگه می‌دارد. و همان‌طور که کارولین کسان، استاد امور بین‌الملل دانشگاه نیویورک، در خبرنامه خود می‌نویسد، کاهش واردات نفت توسط این غول آسیایی دلیل اصلی عدم صعود بیشتر قیمت‌هاست. چین همچنین مصرف انرژی در داخل را محدود کرده است. همان‌طور که ناتاشا کانوا، رئیس استراتژی کالای جی‌پی مورگان مشاهده می‌کند، این کاهش نتیجه دستور دولت نیست؛ بلکه به نظر می‌رسد بیشتر ناشی از انتخاب مصرف‌کنندگان و دسترسی آسان به خودروهای برقی باشد. چین در حال حاضر دارای بزرگ‌ترین ناوگان خودروهای برقی در جهان است و مردم بیش از هر زمان دیگری از آن‌ها استفاده می‌کنند. حجم شارژ خودروهای برقی در بزرگراه‌ها در روز اول تعطیلات سالانه روز کارگر نسبت به سال قبل ۵۶ درصد افزایش یافته است. ساکنان بیشتر با قطار و کمتر با هواپیما مسافرت می‌کنند. تاکتیک‌هایی که کشورها و مصرف‌کنندگان برای محدود کردن مصرف نفت به کار گرفته‌اند از روی ضرورت است، نه از سر رغبت برای گذار به انرژی‌های پاک. در برخی موارد، زغال‌سنگ جایگزین نفت می‌شود. اما در درازمدت، فناوری‌های سبز ذینفع خواهند بود. کسان از دانشگاه نیویورک پیش‌بینی می‌کند که تقاضای نفت به زودی به یک اوج و سطح ثبات خواهد رسید. نه به این دلیل که سیاست‌های اقلیمی ناگهان پیروز شده‌اند یا حکومت‌ها دسته‌جمعی تصمیم به کاهش مصرف نفت گرفته‌اند، بلکه به این دلیل که ناامنی، آن‌ها را مجبور به سازگاری کرده است. تاریخ صحت این فرضیه را اثبات می‌کند. نگاهی به بحران نفتی سال ۱۹۷۳ بیندازید. این بحران منجر به یک دوره طولانی کاهش مصرف نفت در ایالات متحده شد؛ بخشی به این دلیل که باعث معرفی استانداردهای مصرف سوخت خودروها در آمریکا گردید. اروپا و ژاپن الهام گرفتند تا ظرفیت انرژی هسته‌ای خود را تقویت کرده و حمل‌ونقل عمومی را گسترش دهند. آن بحران باعث شد کشورها منابع انرژی خود را متنوع کرده و از وابستگی شدید به نفت فاصله بگیرند. اکنون به دلیل دسترسی آماده به انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای برقی، تغییرات مثبت‌تری امکان‌پذیر است. همان‌طور که بلومبرگ گزارش می‌دهد، بریتانیا در حال معرفی مقرراتی است که نصب پنل‌های خورشیدی و پمپ‌های حرارتی کم‌مصرف را در خانه‌های جدید الزامی می‌کند. ویتنام می‌خواهد تا پایان سال ۱۰ درصد از خانه‌ها دارای پنل‌های خورشیدی روی پشت‌بام باشند. رئیس‌جمهور اندونزی می‌گوید می‌خواهد تمام وسایل نقلیه در کشورش برقی شوند. بلومبرگ اشاره می‌کند که خرید خودروهای برقی در ماه مارس در بیش از ۳۰ کشور جهش داشته است. بنابراین در درازمدت، اثر غیرمنتظره این بحران ممکن است این باشد که ایران اهرمی را که به دست آورده از دست بدهد و جهان به سمت انرژی‌های سبز تنوع پیدا کند. چه کسی حدس می‌زد؟ دونالد ترامپ این هفته به شدت از دست ایران خشمگین بود. او در نشست سران ناتو در ترکیه، رهبری ایران را افرادی «دیوانه، شرور و بیمار» و یک «سرطان» نامید. در ماه فوریه، او این حکومت را یک «دیکتاتوری بسیار خبیث و رادیکال» خوانده بود. هفته‌ها بعد، او تهدید کرد که اگر ایران آتش‌بس را نپذیرد، امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و هرگز دوباره بازنخواهد گشت. اما تا ماه ژوئن، او مسیر خود را تغییر داد و یادداشت تفاهمی را امضا کرد که هدف آن پایان دادن به جنگ بود. او تحریم‌های نفتی علیه ایران را به صورت موقت لغو کرد و احتمال ایجاد یک صندوق بزرگ برای بازسازی کشور را مطرح نمود. او گفت منصفانه نیست که اگر کشورهای دیگر موشک‌های بالستیک دارند، ایران از آن‌ها محروم شود. و گفت باعث افتخار او خواهد بود که با رهبر جدید، مجتبی خامنه‌ای، دیدار کند؛ کسی که ترامپ هنگام اعلام کشته شدن پدرش توسط ایالات متحده و اسرائیل، او را «یکی از شرورترین افراد تاریخ» نامیده بود. اگر این دیپلماسی «گرم و سرد» شما را شگفت‌زده می‌کند، نباید این‌طور باشد. بگذارید شما را به دوره اول ترامپ برگردانم؛ زمانی که رئیس‌جمهور تلاش می‌کرد برنامه هسته‌ای یک خصم سرسخت دیگر، یعنی کره شمالی را خنثی کند. مانند ایران، همه چیز با تهدیدهای حداکثری آغاز شد. ترامپ در سال ۲۰۱۷ در مواجهه با پیشرفت برنامه هسته‌ای کره شمالی به خبرنگاران گفت که پاسخ این کشور با «آتش و خشم» داده خواهد شد، به‌گونه‌ای که جهان هرگز به خود ندیده است. آشنا به نظر می‌رسد. در سپتامبر همان سال، ترامپ متعهد شد که کره شمالی را کاملاً نابود کند و گفت رهبر آن، کیم جونگ اون، در یک مأموریت انتحاری برای خود و حکومتش قرار دارد. او همچنین بارها به کیم اهانت شخصی کرد و او را «مرد موشکی کوچک» نامید که اشاره‌ای به قد کوتاه کیم و علاقه او به آزمایش‌های موشکی بود. اما سپس ترامپ مسیر خود را تغییر داد و با دیدار با کیم در سنگاپور موافقت کرد. پس از آن نشست، ترامپ درباره رهبر کره شمالی گفت: «من به او اعتماد دارم» و اینکه «او شخصیت فوق‌العاده‌ای دارد» و آن‌ها «از طریق نامه عاشق هم شده‌اند». ترامپ بعداً از کیم دعوت کرد تا در منطقه غیرنظامی، DMZ، با او دیدار کند، جایی که آن‌ها با هم عکس گرفتند. اما این دیپلماسی به جایی نرسید و ظرف یک سال، ترامپ ظاهراً علاقه خود را از دست داد. او دستاورد کمی از چماق‌ها یا هویج‌های خود داشت: نه یک توافق هسته‌ای و نه یک کره شمالی کاملاً نابودشده. در واقع کاملاً برعکس؛ برنامه هسته‌ای کره شمالی قوی‌تر از هر زمان دیگری است. ماه گذشته، کیم یک ناوشکن ۵,۰۰۰ تنی را به خدمت گرفت که بزرگ‌ترین ناو جنگی این کشور است و قادر به حمل موشک‌های هسته‌ای خواهد بود. پیونگ‌یانگ همچنین در حال کار روی یک زیردریایی با سوخت هسته‌ای است که مخفی‌کاری و برد بالایی را ترکیب می‌کند و نظریتاً به آن اجازه می‌دهد در صورت مورد حمله قرار گرفتن روی زمین، ضربه متقابل را از دریا شلیک کند. مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم ماه گذشته اعلام کرد که کره شمالی ممکن است ۶۰ کلاهک هسته‌ای با مواد شکافت‌پذیر کافی برای مونتاژ حداقل ۳۰ کلاهک دیگر داشته باشد. هفت سال پیش، زمانی که ترامپ و کیم دیدار کردند، کارشناسان برآورد می‌کردند که کره شمالی تنها ۲۰ تا ۳۰ کلاهک هسته‌ای دارد. و سال گذشته، یک ژنرال ارشد نیروی هوایی به کنگره گفت که این کشور منزوی یک موشک قاره‌پیمای جدید، ICBM، را آزمایش کرده که احتمالاً می‌تواند یک محموله هسته‌ای را به اهدافی در سراسر آمریکای شمالی برساند. ترامپ گفته است که می‌خواهد دوباره با کیم دیدار کند، اما اکنون وسوسه کردن کره شمالی برای دست کشیدن از تسلیحات هسته‌ای سخت‌تر از هر زمان دیگری خواهد بود. کره شمالی دیگر آن کشور قحطی‌زده و منزوی دهه ۱۹۹۰ نیست که مشتاق اعطای غذا و سوخت باشد. اگرچه کره شمالی کشوری بسیار فقیر است، اما طبق برآورد بانک مرکزی کره جنوبی، اقتصاد آن در سال ۲۰۲۴ رشد ۳.۷ درصدی داشته و این رشد ادامه یافته است. بخشی از این چرخش به این حقیقت مربوط می‌شود که کره شمالی کمتر از گذشته منزوی است. همان‌طور که جونگ پارک دیپلمات در فارن افرز اشاره می‌کند، کیم از شکاف رو به رشد میان ایالات متحده و چین برای تقویت روابط خود با پکن، که بزرگ‌ترین شریک تجاری پیونگ‌یانگ است، استفاده کرده است. اما شاهکار ژئوپلیتیک کیم ممکن است این باشد که پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، خود را برای ولادیمیر پوتین غیرقابل جایگزین کرد. در سال ۲۰۲۳، کره شمالی تأمین تسلیحات برای روسیه را آغاز کرد. طبق اطلاعات اوکراین، این کشور اکنون تا ۴۰ درصد از مهماتی را که روسیه در اوکراین استفاده می‌کند تأمین می‌نماید. در سال ۲۰۲۴، پوتین به پیونگ‌یانگ سفر کرد و پیمان دفاع متقابل با کیم به امضا رساند که تضمین امنیتی منقضی‌شده از زمان پایان جنگ سرد را دوباره برقرار ساخت. این توافق راه را برای اعزام حدود ۱۶,۰۰۰ سرباز کره شمالی جهت جنگ در اوکراین به نیابت از روسیه هموار کرد. این رابطه یک برد استراتژیک بزرگ برای کیم است. همان‌طور که اوریانا اسکایلر ماسترو در فارن افرز می‌نویسد، سربازان کره شمالی جدیدترین تاکتیک‌های جنگ پهپادی را از روس‌ها آموخته‌اند و اکنون شواهدی وجود دارد که روسیه به کره شمالی در توسعه آن زیردریایی هسته‌ای کمک می‌کند. دیپلماسی غیرقابل پیش‌بینی، شخصی و متغیر ترامپ در نهایت روی کره شمالی جواب نداد و تا به امروز به نظر نمی‌رسد روی ایران هم جواب داده باشد.

آرش یوسفی -ARASH

41,407 次观看 • 15 天前

۱/۲ 🔹ریکاردو: ‌دلیل واقعی تهاجم آمریکا به ونزوئلا به توافقی برمی‌گردد که هنری کیسینجر در سال ۱۹۷۴ با عربستان سعودی بست. ‌ و من می‌خواهم توضیح دهم که چرا این واقعاً درباره بقای خود دلار آمریکا است. نه مواد مخدر. نه تروریسم. نه «دموکراسی». این درباره سیستم پترودلار است که آمریکا را برای ۵۰ سال قدرت اقتصادی غالب نگه داشته. و ونزوئلا همین حالا تهدید به پایان دادن به آن کرده. اینجا آنچه واقعاً اتفاق افتاده: ونزوئلا ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده نفت دارد. بزرگ‌ترین در زمین. بیشتر از عربستان سعودی. ۲۰٪ کل نفت جهان. اما بخش مهم اینجاست: ونزوئلا فعالانه آن نفت را به یوان چین می‌فروخت. نه دلار. در سال ۲۰۱۸، ونزوئلا اعلام کرد که «خود را از دلار آزاد می‌کند». آنها شروع به پذیرش یوان، یورو، روبل، هر چیزی جز دلار برای نفت کردند. آنها درخواست عضویت در بریکس را دادند. آنها کانال‌های پرداخت مستقیم با چین ساختند که کاملاً SWIFT را دور می‌زنند. و آنها نفت کافی برای تأمین مالی حذف دلارسازی برای دهه‌ها داشتند. چرا این مهم است؟ چون کل سیستم مالی آمریکا بر یک چیز بنا شده: پترودلار. در سال ۱۹۷۴، هنری کیسینجر با عربستان سعودی توافق کرد: تمام نفت فروخته‌شده در جهان باید به دلار آمریکا قیمت‌گذاری شود. در ازای آن، آمریکا حفاظت نظامی فراهم می‌کند. این توافق واحد تقاضای مصنوعی برای دلار در سراسر جهان ایجاد کرد. هر کشوری روی زمین برای خرید نفت به دلار نیاز دارد. این به آمریکا اجازه می‌دهد پول نامحدود چاپ کند در حالی که کشورهای دیگر برای آن کار می‌کنند. این نظامی، دولت رفاه، و هزینه‌های کسری را تأمین می‌کند. پترودلار برای هژمونی آمریکا مهم‌تر از ناوهای هواپیمابر است. و الگویی وجود دارد از آنچه برای رهبرانی که آن را به چالش می‌کشند اتفاق می‌افتد: ۲۰۰۰: صدام حسین اعلام می‌کند عراق نفت را به یورو به جای دلار می‌فروشد. ۲۰۰۳: حمله شد. تغییر رژیم. نفت عراق فوراً به دلار برگشت. صدام حلق‌آویز شد. سلاح‌های کشتار جمعی هرگز پیدا نشدند چون هرگز وجود نداشتند. ۲۰۰۹: قذافی پیشنهاد ارز آفریقایی پشتیبانی‌شده با طلا به نام «دینار طلا» برای تجارت نفت داد. ایمیل‌های لو رفته خود هیلاری کلینتون تأیید می‌کند این دلیل اصلی مداخله بود. نقل قول ایمیل: «این طلا قرار بود برای برقراری ارز پان‌آفریقایی بر پایه دینار طلایی لیبی استفاده شود.» ۲۰۱۱: ناتو لیبی را بمباران کرد. قذافی مورد تجاوز و قتل قرار گرفت. لیبی حالا بازارهای برده‌داری علنی دارد. «ما آمدیم، دیدیم، او مرد!" کلینتون جلوی دوربین خندید. دینار طلا با او مرد. و حالا مادورو. با پنج برابر نفت بیشتر از صدام و قذافی با هم. فعالانه به یوان می‌فروشد. سیستم‌های پرداخت خارج از کنترل دلار می‌سازد. درخواست عضویت در بریکس می‌دهد. شریک با چین، روسیه و ایران. سه کشوری که حذف دلارسازی جهانی را رهبری می‌کنند. این تصادفی نیست. پترودلار را به چالش بکش. منتظر تغییر رژیم‌ شو. هر. بار. تک. استیون میلر (مشاور امنیت داخلی آمریکا) دو هفته پیش دقیقاً آن را بلند گفت: «عرق، نبوغ و زحمت آمریکایی‌ها صنعت نفت ونزوئلا را ایجاد کرد. مصادره استبدادی آن بزرگ‌ترین دزدی ثبت‌شده از ثروت و اموال آمریکا بود.» او پنهان نمی‌کند. آنها ادعا می‌کنند نفت ونزوئلا متعلق به آمریکاست چون شرکت‌های آمریکایی ۱۰۰ سال پیش آن را توسعه دادند. با این منطق، هر منبع ملی‌شده در تاریخ «دزدی» بود. اما مشکل عمیق‌تر اینجاست: پترودلار در حال مرگ است. روسیه از زمان اوکراین نفت را به روبل و یوان می‌فروشد. 🔗 Ricardo پیوند به این فرسته در کانال تلگرام "بین دوگانگی ها ":

Farhad Ghoddoussi

22,520 次观看 • 8 个月前

پروفسور گلن دیسن: و شما امروز از لس‌آنجلس به ما پیوسته‌اید. می‌خواستم بپرسم که تحولات کنونی ایالات متحده را چگونه می‌بینید، زیرا به نظر می‌رسد تعداد بیشتری از آمریکایی‌ها معتقدند کشورشان در مسیر اشتباهی حرکت می‌کند؛ دست‌کم این چیزی است که از نظرسنجی‌ها می‌بینیم. این امر عمدتاً به دلیل دستمزدهای راکد، الیگارشی رو به رشد، نابرابری اقتصادی، مشکلات اجتماعی، کاهش اعتماد به رسانه‌ها و دولت، کاهش آزادی‌ها، جنگ‌های پایان‌ناپذیر، قطبی‌سازی سیاسی و بدهی ملی فلج‌کننده است که مشکلی بزرگ محسوب می‌شود و این فهرست ادامه دارد. می‌خواستم بدانم تا چه حد این زوال امپراتوری را در ایالات متحده می‌بینید و چه علائم و نشانه‌هایی را بررسی می‌کنید؟ جیانگ ژوه‌جین: بله، من ۴ روز است که در لس‌آنجلس هستم و این اولین بار است که واقعاً به لس‌آنجلس آمده‌ام. پس برخی از برداشت‌هایم را با شما در میان می‌گذارم و سپس نشانه‌های زوال امپراتوری را توضیح می‌دهم. اولین چیزی که توجهم را جلب کرد این است که در یک هتل ۵ ستاره لوکس اقامت دارم. صبح برای پیاده‌روی به منطقه وست هالیوود رفتم که یکی از مرفه‌ترین مناطق نه تنها لس‌آنجلس بلکه کل ایالات متحده است؛ ساختمان‌های فوق‌العاده زیبا و مردم زیبا. وقتی در یکی از محله‌های پر از رستوران قدم می‌زدم، مدفوع سگی را جلوی خودم دیدم، دورش پیچیدم و چند دقیقه طول کشید تا بفهمم که این در واقع از طرف یک سگ نبوده است! با خودم فکر کردم که چگونه در یک جامعه افرادی هستند که اهمیتی نمی‌دهند و احساس می‌کنند می‌توانند درست در وسط روز در میان خیابان مدفوع کنند و کسی هم اهمیت ندهد.‼️ این به ما می‌گوید که یک فروپاشی واقعی در قرارداد اجتماعی رخ داده است. احساس می‌کنم مردم خود را بخشی از جامعه نمی‌دانند و جامعه نیز بسیاری از مردم را رها کرده است. دیشب به یک مهمانی در پاسیفیک پالیسیدز رفتم؛ جایی که تمام ستاره‌های سینما زندگی می‌کنند. مهمانی در یک عمارت ۲۰ میلیون دلاری برگزار می‌شد که بسیار بزرگ و زیبا بود. چیزی که مرا شوکه کرد این بود که داشتن یک عمارت ۲۰ میلیون دلاری چقدر افراطی و تکان‌دهنده است، زیرا شما عملاً نمی‌توانید از این فضا استفاده کنید؛ فقط یک خانواده و لشکر کارکنانشان در آن حضور دارند، در حالی که ۱۰۰ نفر به راحتی در آنجا جا می‌شوند!‼️ وقتی به بالای تپه نگاه می‌کنم، عمارتی ۲۰۰ میلیون دلاری می‌بینم که ۱۰ برابر بزرگ‌تر است.‼️ در آن مهمانی با مکس بلومنتال گپ می‌زدیم و از تجملات پاسیفیک پالیسیدز گله می‌کردیم، پس تصمیم گرفتیم برای مقایسه به منطقه اسکید رو (Skid Row) برویم. اسکید رو به معنی واقعی کلمه صحنه‌ای از یک فیلم آخرالزمانی بود؛ تاریک بود، زنی لخت در خیابان‌ها می‌دوید و حدود ۴۰۰۰ نفر آنجا بودند که کاملاً توسط جامعه رها شده‌اند و دولت وانمود می‌کند آن‌ها وجود ندارند!‼️ عصرهایی که اطراف هتلم قدم می‌زنم، همه‌جا بی‌خانمان‌ها را می‌بینم. بنابراین، یک شاخص مهم دیگر از زوال امپراتوری، نابرابری شدید و زوال اخلاقی است؛ این مردم به حال خود رها شده‌اند و این نابرابری عظیم یک شاخص اصلی است. نکته سوم این است که برای صبحانه رفتم و سعی کردم ارزان‌ترین جایی را که می‌توانم پیدا کنم. برای یک تست آووکادو ۱۷ دلار پرداختم! نمی‌دانم مردم چگونه می‌توانند این قیمت‌ها را در این کشور تحمل کنند. بنابراین تورم وجود دارد، اما آنچه تورم واقعاً به ما می‌گوید، اساساً افت ارزش دلار آمریکا است. دلار آمریکا دیگر ارزشی ندارد، زیرا در ۱۰ سال گذشته تریلیون‌ها دلار چاپ کرده‌اند و به این کار ادامه می‌دهند تا اقتصاد را پایدار نگه دارند. شما با حباب بدهی هوش مصنوعی مواجهید که دیر یا زود می‌ترکد. جنگی وجود دارد که در آن هفته‌ای ده‌ها میلیارد دلار بدون هیچ هدف واقعی، استراتژی یا چشم‌اندازی هزینه می‌شود. در همین حال، در واشنگتن شاهد قطبی‌سازی سیاسی هستیم که در آن دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان به جای تمرکز بر مسائل اصلی، به یکدیگر انگ می‌زنند. بنابراین فکر می‌کنم نشانه‌های زیادی از زوال امپراتوری وجود دارد و من نسبت به آینده ایالات متحده چندان خوش‌بین نیستم.‼️

آرش یوسفی -ARASH

24,129 次观看 • 19 天前

01) ترجمه سخنان نتانیاهو: فکر نمی‌کنم کسی به اندازه‌ی من وقت و انرژی صرف کند تا ایرانیان عزیز از واقعیت اتفاقات جاری آگاه شوند. با این حال، متأسفانه نه دیده می‌شوم و نه دوستان مطالب را بازنشر می‌کنند. دلیلش را نمی‌دانم، اما اگر به جای ترجمه کامل سخنان مانند فالگیرها بنویسم، احتمالاً بیشتر دیده خواهد شد! 😔 در مورد تسلیحات، اکنون موضوع این است که بدون حمایت از غرب یا شرق چه باید کرد. رژیم اسد فروپاشید و برای اطمینان خاطر، ما ۹۰ درصد از تسلیحات ارتش آن‌ها را نابود کردیم و سپس موقعیت‌های خود را تقویت کردیم، مانند تصرف قله‌های مناطق زیبا — این کاری بود که انجام دادیم. پس اگر بخواهید خلاصه کنید، آنچه که تا حالا گفتم این است: ما روند صلح با جهان عرب را داشتیم، ایران در حال اوج گرفتن بود، ایران طناب داری به دور گردن ما انداخته بود، و اسرائیل اوضاع را به نفع خود تغییر داد. از شرایطی که در ۷ اکتبر همه فکر می‌کردند اسرائیل محکوم به نابودی است، تبدیل شدیم به قوی‌ترین کشور منطقه — آن هم در مدت بسیار کوتاه، و این به لطف شجاعت باورنکردنی سربازان و فرماندهان ما بود. این فوق‌العاده است. واقعاً فوق‌العاده. آنها واقعاً شیرهای یهودا هستند. آنها واقعاً می‌جنگند. قهرمان هستند. و آن‌هایی که جان خود را از دست می‌دهند، قهرمان‌اند. و آن‌هایی که زخمی می‌شوند، شما باید زخمی‌ها را ببینید. مردی را دیدم که هر دو پای خود را از دست داده بود و با پاهای مصنوعی و دست مصنوعی ایستاده بود و دست دیگرش را بالا می‌برد و می‌گفت: “می‌خواهم برگردم و دوباره بجنگم.” و او تنها نیست. این‌ها قهرمانان شگفت‌انگیزی هستند. با انجام این کارها، ما محور ایران را شکستیم — اما کار تمام نشده است. به یاد داشته باشید، هنوز کارهای بیشتری باید انجام شود. ما باید جنگ در غزه را به پایان برسانیم، گروگان‌های خود را بازگردانیم و حماس را نابود کنیم. حماس دیگر وجود نخواهد داشت و ما قصد نداریم تشکیلات خودگردان فلسطین را جایگزین کنیم. چرا باید یک رژیمی را که خواستار نابودی ماست، با رژیم دیگری که همان هدف را دارد، جایگزین کنیم؟ این کار را نخواهیم کرد. می‌توانم بگویم که اسرائیل در هر حال کنترل نظامی منطقه را حفظ خواهد کرد. ما در برابر هیچ فشاری برای واگذاری کنترل تسلیم نخواهیم شد. و من به شدت از طرح رئیس‌جمهور ترامپ برای جابه‌جایی داوطلبانه فلسطینی‌هایی که می‌خواهند غزه را ترک کنند استقبال می‌کنم — باور کنید، بسیاری از آن‌ها می‌خواهند بروند. پس چه چیزهایی باقی می‌ماند؟ فرصت‌های زیادی، اما واضح است که همه‌ی این فرصت‌ها نابود خواهند شد اگر ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. دلیل اینکه ایران تاکنون به سلاح هسته‌ای دست نیافته این است که دولت‌های متوالی اسرائیل تحت نخست‌وزیری من، اقدامات متوالی انجام داده‌اند — که در اینجا جزئیاتش را شرح نمی‌دهم — و این باعث شد که ایران حدود ۱۰ سال از برنامه‌ی خود عقب بیفتد. آن‌ها ۱۰ سال پیش فکر می‌کردند حالا باید زرادخانه‌ی هسته‌ای داشته باشند، اما ندارند. ما آن‌ها را به تأخیر انداختیم ولی متوقفشان نکردیم. آن‌ها در زمینه‌ی غنی‌سازی بسیار پیشرفت کرده‌اند و حالا در تلاش برای ساخت سلاح هستند. سؤال این است که اکنون چه باید کرد؟ خوشبختانه، رئیس‌جمهوری در واشنگتن داریم که متعهد است — همان‌طور که بارها به من گفته — که «نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد.» من هم گفتم که کاملاً با این دیدگاه موافقم و بخش عمده‌ای از زندگی خود را وقف جلوگیری از این موضوع کرده‌ام. اما دو راه وجود دارد: یکی این است که توافقی حاصل شود که مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود — با برچیدن کامل زیرساخت هسته‌ای ایران. این یعنی نه تنها جلوگیری از غنی‌سازی اورانیوم، بلکه حذف توانایی غنی‌سازی. یعنی باید سانتریفیوژها را نابود کرد، مواد هسته‌ای غنی‌شده را خارج کرد و کارهای دیگری نیز انجام داد، اما اصل آن همین است. توافق واقعی توافقی است که توانایی ایران برای غنی‌سازی اورانیوم برای ساخت سلاح هسته‌ای را از بین ببرد. به هر حال، تنها دلیل غنی‌سازی اورانیوم، ساخت سلاح هسته‌ای است. ده‌ها کشور وجود دارند که برنامه‌های هسته‌ای غیرنظامی دارند اما اورانیوم غنی نمی‌کنند. ایران همیشه سعی می‌کند بهانه بیاورد — مثلاً بگوید برای ایزوتوپ‌های رادیویی پزشکی یا زیردریایی‌های هسته‌ای است. ولی واضح است: ایران اورانیوم را تنها به یک دلیل غنی می‌کند — برای ساخت سلاح هسته‌ای. و آن‌ها قصد دارند این سلاح‌ها را علیه کشور من و سپس علیه آمریکا، پس از دستیابی به موشک‌های بالستیک قاره‌پیما، به کار ببرند. این تهدیدی واقعی علیه اسرائیل و دنیای آزاد است و باید متوقف شود. #KingRezaPahlavi‌ ‌

👑Fereshteh Gilaki

35,282 次观看 • 1 年前

«آیا این سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست تاریخ آمریکاست؟» وقتی جرمی بوئن، سردبیر بین‌المللی بی‌بی‌سی، درباره وضعیت تازه میان ایران و آمریکا حرف می‌زند، نخستین هشدارش این است که نباید زیادی درگیر تفاوت‌های نسخه‌های افشاشده شد، چون اوضاع پیوسته تغییر می‌کند. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است یک توافق نیست، بلکه چیزی است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد می‌شود. او این یادداشت را راهی می‌داند برای به تعویق انداختن همان مسائل بزرگی که دو طرف در آنها فاصله زیادی دارند: حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، آینده تردد از تنگه هرمز، و حمایت تهران از متحدانی مانند حزب‌الله لبنان. نقطه کانونی تحلیل بوئن این است که توازن قوا تغییر کرده و ایران دست بالا را دارد. او می‌گوید فاصله امروز با جایی که ترامپ در ۲۸ فوریه آغاز کرد بسیار زیاد است؛ روزی که عملاً از تغییر رژیم سخن گفت و تصور می‌کرد همه‌چیز سریع رخ می‌دهد. اما به گفته بوئن، نقشه اول جواب نداد و ترامپ نه نقشه‌ای دیگر داشت و نه راه بازگشتی. حالا این آمریکاست که باید به سمت ایران حرکت کند: «این مشکل ترامپ است. او نمی‌تواند در این مورد شروط را دیکته کند»، چون شیوه دیپلماسی و جنگ‌افروزی او کارساز نبوده است. تصویر او از موقعیت ترامپ. بوئن به زبان به‌کاررفته در یادداشت هم اشاره می‌کند و به باور او اگر این متن را باور کنیم، آمریکا اصلاً شروط را دیکته نمی‌کند و ایران کارت‌های زیادی در دست دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل با وجود توان نظامی عظیم، به‌خاطر نقص در راهبرد سیاسی به این نقطه رسیده‌اند. برای سنجش نتیجه جنگ، بوئن چهار هدفی را که ترامپ در سخنرانی مارالاگو ترسیم کرد مرور می‌کند. هدف اول نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران بود. به گفته بوئن نیروی دریایی ایران تقریباً نابود شده، اما گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ذخایر موشکی ایران باقی مانده و بخش بزرگی از مکان‌های نگهداری هم دوباره در دسترس قرار گرفته است؛ پس این هدف محقق نشده است. هدف دوم خنثی‌کردن نیروهای نیابتی منطقه بود، اما به گفته او حزب‌الله با وجود ضربات سنگین هنوز می‌جنگد و شبه‌نظامیان عراق همچنان مسلح و قدرتمندند. هدف سوم برخاستن مردم و سرنگونی رژیم بود. موضع بوئن صریح است: «هیچ تغییر رژیمی رخ نداده است.» او می‌گوید این تصور که کشتن رهبر، رژیم را هم از بین می‌برد، نشانه ناآگاهی کاخ سفید از سازوکار قدرت در ایران است. به گفته او این رژیم ساختاری لایه‌لایه و به‌هم‌پیوسته دارد و بر ایدئولوژی‌ای قدرتمند استوار است که چیزهایی مانند شهادت‌طلبی را هم دربر می‌گیرد. او این هدف را دست‌بالا نیم‌امتیاز می‌داند. درباره احتمال خیزش آینده هم محتاط است و می‌گوید با وجود فشار اقتصادی و میلیاردها دلار خسارت، بیشتر مردمی که از رژیم حمایت نمی‌کنند فعلاً در خانه می‌مانند و تنها در پی زنده ماندن‌اند. هدف چهارم، که بوئن آن را مهم‌ترین می‌داند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. او یادآوری می‌کند که ایران همواره این هدف را انکار کرده، هرچند ایران اورانیوم را بسیار فراتر از سطح غیرنظامی غنی کرده. به تحلیل او، جایگاه مطلوب ایران بودن در آستانه هسته‌ای است؛ داشتن این گزینه به‌عنوان اهرم فشار. او می‌افزاید توافق برجام در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر غنی‌سازی گذاشته بود که ایران به آن پایبند بود، تا آنکه ترامپ آمریکا را از آن خارج کرد؛ اقدامی که به باور بوئن مسیر را به سمت جنگ کنونی باز کرد و بهای سنگینی به اعتبار آمریکا تحمیل کرد. نکته کلیدی دیگر بوئن درباره روحیه نسل تازه رهبران ایران است. او می‌گوید نسل قدیم، از جمله رهبر پیشین، محتاط بودند چون آمریکا همواره تهدید نابودی را بالای سرشان نگه می‌داشت. اما حالا به آنها حمله شده و نابود نشده‌اند، و نسل جدید با خود می‌اندیشد: «آن‌ها بدترین کارشان را کرده‌اند. ما هنوز اینجاییم.» در جمع‌بندی، بوئن به ارزیابی فیلیپس اوبراین، استاد روابط بین‌الملل، اشاره می‌کند که گفته بود اگر این متن درست باشد، «این یک عقب‌نشینی کامل از سوی ترامپ است و از نظر تاریخی سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست در یک جنگ در تاریخ ایالات متحده است.» بوئن می‌گوید گفتن این حرف شاید کمی زود باشد، چون جنگ ممکن است دوباره آغاز شود و محتمل‌ترین سناریو یک درگیری فرسایشی کم‌شدت است. اما تردیدی ندارد که این یک شکست راهبردی جدی برای آمریکا و به‌طور ضمنی برای اسرائیل است، مگر آنکه ترامپ بتواند توافقی رقم بزند که ایران را به جایی برساند که او می‌خواهد، نه جایی که خود رژیم می‌خواهد.

Panah Farhadbahman 🎒

31,040 次观看 • 3 个月前

دامی نیست که آمریکایی‌ها پهن کرده، و سرانِ ابله رژیم در آن نیافتاده باشند؛ سکوتِ نمایندگان آمریکایی پس از گفتگوها، و پرگویی‌های احمقانه‌ی عراقچی را به خاطر دارید؟ سکوت آمریکا آگاهانه بود، اما رژیم با ژستی پیروزمندانه و از موضعی فرادست اعلام موفقیت می‌کرد، تا امروز ویتکاف دهان باز کند و اینچنین روایت جعلی عراقچی را، علیه نظام استفاده کرده، و آن را به اهرمی برای توجیه اقدام نظامی تبدیل کند! آمریکا همین سیاست را با عدم رهگیری - ساقط کردن موشک‌ها و پهپادهای سپاه تروریستی دنبال کرد؛ اجازه داد جمهوری‌اسلامی بر سینه بکوبد، قلدری کند و همسایگان عرب خود را هدف قرار دهد! رژیم خیال می‌کرد که این حملات باعث ایجاد فشار توسط همین کشورها به دولت آمریکا، برای توقف جنگ می‌شود! نتیجه اما چیز دیگری بود: تشکیل ائتلافی منطقه‌ای توسط اعراب همسایه، و پیوستن‌شان به کارزار نظامی اسرائیل-آمریکا علیه رژیم! آمریکا به رژیم اجازه داد تا کشتیرانی جهانی را به خطر بیاندازد، سپاه احساس قدرت کرد، به چند کشتی و نفتکش حمله کرد، نظام و امنیت تجارت در آب‌های آزاد را به خطر انداخت و بعد به پایگاه‌های نظامی در قبرس حمله کرد، فکر می‌کنید نمیشد جلوی این حملات دیوانه‌وار را گرفت؟ در نتیجه‌ی این ستیزه‌جویی تروریستی آشکار، رژیم نه تنها نیروی دریایی خود را به‌طور کامل از دست داد، که انگلیس و فرانسه‌ای که مایل به همکاری با آمریکا برای اقدام نظامی نبودند، اظهار کردند که می‌خواهند برای دفاع در برابر تهدیدهای جمهوری‌اسلامی، اقدام کنند! جمهوری‌اسلامی طی این چند هفته، و به‌ویژه پس از آغاز جنگ، با رفتار و گفتارهای جنون‌آمیز خود، بیشترین مشروعیت جهانی را به دولت ترامپ، برای اثبات ضرورتِ اقدام نظامی پیش‌دستانه علیه رژیم، بخشیده است! از طرفی باید خوشحال بود که دشمن ما چنین نادان است، و از طرفی باید خون گریست که چنین فرقه‌‌ای متشکل از دیوانگان، فرومایگان و ابلهان، ۴۷ سال هستی و نیستی ما را به اسارت خود درآورده است!

سیروس پارسا

57,032 次观看 • 6 个月前

ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا و اسپیس‌ایکس، در نشست سرمایه‌گذاری مشترک آمریکا و عربستان سعودی دیدگاهی رادیکال درباره آینده اقتصاد جهانی ارائه کرد.ماسک با اشاره به ناکامی تلاش‌های بشردوستانه در طول دهه‌ها، گفت که از نظر او تنها یک راه برای ثروتمند کردن همگان وجود دارد و آن هم استفاده از هوش مصنوعی و رباتیک است. او تصریح کرد: «واقعا هوش مصنوعی و ربات‌های انسان‌نما فقر را از بین خواهند برد.» او پیش‌بینی کرد که تسلا در ساخت این ربات‌های انسان‌نما پیشگام خواهد بود، اما شرکت‌های متعدد دیگری نیز وارد این عرصه خواهند شد.این کارآفرین برجسته درباره آینده نیروی کار نیز گفت: «پیش‌بینی من این است که در درازمدت (احتمالا ۱۰ تا ۲۰ سال آینده)، کار به یک امر اختیاری تبدیل خواهد شد، مثل انجام یک ورزش یا بازی ویدیویی.»ماسک در ادامه پیش‌بینی کرد که با پیشرفت مداوم هوش مصنوعی و رباتیک، پول (ارز) در نهایت در آینده نامرتبط خواهد شد و تنها محدودیت‌ها بر سر عناصر فیزیکی بنیادین مانند برق و جِرم باقی خواهند ماند. او برای درک یک آینده مثبت محتمل مبتنی بر هوش مصنوعی، مطالعه رمان‌های «فرهنگ» نوشته ایین ام. بنکس را به حضار توصیه کرد.

independentpersian

10,298 次观看 • 9 个月前