正在加载视频...

视频加载失败

یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌های این روزهای AI درباره Vibe Coding هست. خیلی‌ها فکر می‌کنند: «دیگه لازم نیست مهندسی نرم‌افزار بلد باشیم؛ فقط با AI حرف می‌زنیم و محصول ساخته میشه!» اما مشکل اینجا هست که AI ذاتاً پروژه رو نمی‌شناسه و فقط بر اساس context محدودی که همان لحظه...

12,363 次观看 • 2 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

🚀 دوره جامع شش ساعته Claude Code از سطح صفر تا ساخت محصول و ایجنت [با زیرنویس فارسی] این ویدیو یک دوره‌ جامع هست که بدون نیاز به دانش کدنویسی شما رو از اولین پرامپت تا ساخت ایجنت‌های مستقل، اسکیل ها و سیستم های اتوماسیون‌ با کلاد کد همراهی می‌کنه. شما یاد می‌گیرید چطور پروژه بسازد، ابزارها را متصل کنید، سیستم عامل هوش مصنوعی شخصی خودتون رو راه‌اندازی کنید و کارهاتون رو اتوماسیون کنید. 🔻 سرفصل‌های کلیدی ویدیو: 🔹 نصب کلاد کد و اولین پرامپت‌ها: راه‌اندازی محیط و کار با فایل‌های محلی مثل اکسل و HTML 🔹 ‌مهندسی کانتکست و پرامپت 🔹 بهینه سازی مصرف توکن 🔹 ساخت اسکیل و ساب‌ایجنت: ایجاد اسکیل‌های اختصاصی، ساب‌ایجنت‌ها و تیم‌های ایجنت 🔹 ساخت مغز دوم و اتوماسیون: حافظه، گراف دانش و زمان‌بندی کارهای ابری برای مشاهده و دانلود رایگان این ویدیو به کانال تلگرام Algotic Ai سر بزنید ⭐️این ویدیو توسط سایت Tuby زیرنویس شده. شما هم میتونید ویدیو‌های دلخواهتون رو در محیط یوتوب با زیرنویس روان و تخصصی فارسی مشاهده کنید. همین حالا ثبت نام کنید و کردیت رایگان بگیرید!

Shahriar

26,904 次观看 • 18 天前

یکی از کاربردهای چت باتها برای خیلی کمپانی ها مثل e-commerce ها، پشتیبانی/customer support هست. این که یک چت بات ۲۴ ساعته جواب سوالها را بده. فکر کردم یک پروژه کاربردی و آموزشی درست کنم که هم واقعا بتونید استفاده کنید و هم ایده بگیرید. این شد که یک ورژن خوب و قابل استفاده ساختم با کمک دستیارم Claude code.😉 اسمش را هم Chirp گذاشتم. یک سیستم چت‌بات کامل که قابلیت RAG داره، یعنی می‌تونید دیتای خودتون رو بهش بدید تا بر اساس اونا جواب بده. - اصلاً Chirp چیه؟ یه ویجت چت هوش مصنوعی که می‌تونید تو هر وب‌سایتی امبد (Embed) کنید. مثل اینترکام یا دریفت، ولی با این تفاوت که کنترلش دست خودتونه و هزینه‌اش هم بسیار کم میشه اگه با مدلهای اپن سورس اجراش کنید. ویدیوی دمو👇. - تکنولوژی‌های استفاده شده: • بک‌اِند: FastAPI • فرانت‌اِند: React + TypeScript • از Qdrant برای vector DB •و OpenAI هم که مغزش • راحت با Docker میاد بالا. - چند تا نکته فنی: ۱. من RAG ساده پیاده کردم. ولی بسته به کاربرد میتونید (و بهتره) روش های پیشرفته تر استفاده کنید. نکته مهم: حتماً از SSE برای استریم کردن جواب‌ها استفاده کنید تا کاربر منتظر نمونه. ۲. معماری در دنیای واقعی: • استفاده از Shadow DOM برای ویجت حیاتی هست تا استایل‌های سایت مقصد روی چت‌بات اثر نذاره. • مدیریت خطا (Error Handling) مقدار قابل توجهی از کد رو تشکیل داد. توی محیط واقعی همه‌چی ممکنه خراب بشه: تایم‌اوت شبکه، محدودیت نرخ OpenAI و... ۳. جادوی داکر: با Multi-stage build حجم ایمیج نهایی رو خیلی پایین آوردم، سعی کردم زیر ۵۰۰ مگابایت نگه دارم. فقط با یک docker-compose up کل سیستم (بک‌اِند، فرانت و دیتابیس) بالا میاد. - چرا این پروژه رو ساختم؟ هدفم فقط ساخت یک ابزار نبود، می‌خواستم نشون بدم چطور RAG رو از سطح تئوری به تولید (Production) برسونید. کدها شاید همه‌جا تمیز نباشن، ولی "واقعی" هستن. نکته خیلی مهم: توی فولدر docs تمام جزییات پیاده سازی از plan و API و PRD همه اونجاست. و اینکه ۱۳ تا branch درست کردم که هر مرحله را کامل نشون میده. حتما ببینید. و اما نکته اخلاقی: دیدن ویدیوهای آموزشی رو تموم کنید و شروع کنید به ساختن. پروژه بسازید، خرابش کنید و دوباره درستش کنید. این بهترین راه یادگیریه. کد کامل پروژه رو می‌تونید اینجا ببینید، استار 🌟 بدید و روش تمرین کنید:

Mehdi Allahyari

20,846 次观看 • 7 个月前

فسادی بنام #فاند_گیت که هرگز نمیگذاریم خاموش شود! پروژه ی مسیح علینژاد-مینا خانی-شاهد علوی-نازنین بنیادی با پروموت کردن شیرین عبادی و فیروز نادری! بخوانید: پروژه «ما شهروندان دیجیتال» یه کمپین بود که توسط مسیح تو سال ۲۰۱۸-۲۰۱۹ معرفی شد. این پروژه با حمایت سازمان آمریکایی «خانه آزادی» (Freedom House) راه‌اندازی شد و هدفش رو تو وب‌سایتشون اینگونه اعلام کردند: کمک به ایرانی‌ها برای شناخت و مقابله با اطلاعات گمراه‌کننده و جعلی تو حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، و جلوگیری از پخش شدن ناخواسته اخبار نادرست،دقیقا همچو فساد Disinfo مریم معمار صادقی که منجر به اخراج او شد! مسیح علینژاد و شاهد علوی و نازنین بنیادی و میناخانی که هیچکدام در این امر تخصصی نداشتند، تو ویدیویی که ۱۶ دسامبر ۲۰۱۸ منتشر کردن، گفتن که این کمپین می‌خواد تهدیدهای اینترنتی رو شناسایی و خنثی کنه و به مردم یاد بده چطور اخبار جعلی رو تشخیص بدن. شاهدعلوی اشاره کرد که یه گروه از «دوستان ایرانی خوش‌فکر و فنی» پشت این پروژه هستن، ولی هیچ‌وقت اسم این افراد یا مدیرای اصلی کمپین رو نگفتند و علینژاد هم تو جواب سوالای مردم درباره بودجه و جزئیات، گفت: که کنجکاوی درباره این چیزا کار «حکومت دیکتاتوری» برای خراب کردن بحثه و اطلاعات بیشتری نداد!!!! -شباهت به پروژه‌های دیگه: این پروژه را با «ایران دیس‌اینفو» (Iran Disinformation Project) که وزارت خارجه آمریکا حمایت مالی‌ش می‌کرد مقایسه کردیم ، چون هر دو قرار بود با پروپاگاندا و اخبار جعلی مقابله کنند اما ایران دیس‌اینفو به جنجال کشیده شد، چون به‌جای هدف اعلام‌شده‌ش، بیشتر به فعالای مخالف سیاست‌های آمریکا حمله می‌کرد و بجای تاسیس یک مجموعه ی هدفمند و مکانیزم مشخص در این راه،با ساخت چهار اکانت توییتری به مخالفان رژیم اخوندی و سیاست های امریکا حمله ور شد، این شباهت باعث شد سوالایی درباره نیت واقعی «ما شهروندان دیجیتال» پیش بیاد. -ابهامات و انتقادات یکی از بزرگ‌ترین انتقادها به این پروژه این بود که شفافیت نداشت. نه اسم گرداننده‌ها معلوم شد، نه مشخص شد بودجه‌ش دقیقاً از کجا میاد و چقدره و با عدم مشخصات واقعی پولها خرج چه اهدافی میشود، علینژاد و علوی فقط گفتن که «خانه آزادی» پشتشه، ولی جزئیات قرارداد یا افراد کلیدی رو فاش نکردن. این موضوع باعث شد بعضی‌ها فکر کنن پروژه بیشتر یه ابزار سیاسیه تا یه حرکت واقعی برای آموزش مردم. -سرنوشت پروژه: بعد از رونمایی اولیه و چند لایو اینستاگرامی (مثل یکی که قرار بود ۲۱ آذر ۹۸ برگزار بشه)، فعالیت چشمگیری از این کمپین دیده نشد و به نظر می‌رسه کم‌کم برچیده شده و هزینه ها علیرغم ریخت و پاش ها فقط به اسم مردم ایران نوشته شد اگه بخوام ساده بگم: این پروژه قرار بود به ایرانی‌ها کمک کنه تو دنیای دیجیتال گول اخبار جعلی رو نخورن، ولی به‌خاطر ابهام تو مدیریت و بودجه‌ش، بیشتر به‌عنوان یه حرکت جنجالی دیده شد تا پس از آن هیچ پروژه ای در این راستا تا مدتی بر قرار نگردد. علینژاد جدا از غرامت ۳/۳ میلیون دلاری چیزی حدود هشتصد هزار دلار نیز طبق اسناد تا این لحظه فاند گرفته و البته پروژه های اینچنین که ارقامشان مشخص نیست به اسامی و بهانه ای بنام #ایران و مردمانش! سوال:ایا اگر بخواهیم وس از هشت سال بدانیم نتیجه و البته جزییات را بگویند محکوم به دیکتاتور بودن میشویم؟ #پسرعاقل_نوح #غرامت_گیت Marco Rubio Department of Government Efficiency Elon Musk Saghivr HF

پسر عاقل نوح

60,628 次观看 • 1 年前

کالبدشکافی یک عملیات روانی - تله سلبریتی‌ها: اگر یادتان باشد اصلاح‌طلبان شعار «ایران برای همه ایرانیان» از رضا شاه پهلوی را در کمپین‌های تبلیغاتی‌شان مصادره و تکرار کردند. حال اتاق‌ فکر امنیتی جمهوری اسلامی، فاز اجرایی این مصادره را کلید زده‌است. هدف نهایی این پروژه تغییر زمین بازی از «مردم در برابر رژیم» به «مردم در برابر مردم» است. چطور؟! از دی‌ماه جمهوری اسلامی مطمئن‌ شده‌است که نمیتواند نام پهلوی و گستردگی پایگاه طرفداران او را به زمین بزند، اما سناریویی ۴ مرحله‌ای طراحی کرده تا حامیان پادشاهی‌خواه را افرادی تک‌صدا، خشن و حذف‌گر جلوه دهد و جامعه‌ی جهانی را از تنها آلترناتیو واقعی برای ایران آزاد بترساند. این سناریوی امنیتی دقیقاً چگونه کار میکند؟ با نگاه دقیق به تمامی حواشی زرد اخیر از سلبریتی‌ها میتوان به یک الگوی مشخص رسید. 1️⃣ مرحله اول: طعمه‌گذاری و ساخت نماینده فیک: سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور اعم از سالم و یا فاسد، مورد دار یا غیر مورد دار را با تهدید پرونده‌های باز یا وعده‌ی پول بیشتر به میدان میفرستند تا دقیقاً روبروی خواست عموم جامعه بایستند و مشخصاً نام «پهلوی» را هدف قرار دهند. نکته مهم اینجاست: آنها میخواهند افکار عمومی جامعه‌ را از «اپوزیسیون جمهوری‌اسلامی بودن» به «اپوزیسیون پهلوی شدن» تغییر دهند. 2️⃣ مرحله دوم: تحریک و مهندسی واکنش‌ها: افکار عمومی و مبارزان، به صورت طبیعی و از روی خشم، به این سلبریتی‌ها حمله کرده و آنها را طرد (کنسل کالچر) میکنند. اینجا اتفاق مهمی میفتد: سایبری‌های رژیم وارد میشوند و شدیدترین واکنش‌ها را در مجازی برجسته میکنند. یک «اختلاف سیاسی» به یک «دعوای اجتماعی» تبدیل می‌شود. 3️⃣ مرحله سوم: قاب‌بندی مجدد (برداشت محصول): حالا پروپاگاندای رژیم همان واکنش‌های انتخاب‌شده را جدا میکند و در سطح گسترده و هماهنگ برای مخاطب داخلی و خارجی پخش میکند که: «ببینید! این‌ها هنوز به قدرت نرسیده‌اند با مخالفان خود چه می‌کنند! این افراد بدتر از رژیم هستند و این است تصویری که از قدرت در ایران آینده میخواهند.» در این مرحله، رفتار واکنشیِ ارگانیک بخشی از پایگاه طرفداران و یا حتی سازماندهی شده از جانب خودشان را به کل یک پروژه سیاسی بزرگ نسبت میدهند تا تصویر آلترناتیو را تخریب کنند. 4️⃣ مرحله چهارم: ضربه اصلی (تله دوراهی): اینجاست که آن جمله کلیدی و عملیات روانی را بصورت کاملا مهندسی‌شده وارد میکنند: «اگر قرار است ایران را آزاد کنید، چرا از همین امروز مخالفان را تحمل نمیکنید؟ پس چه شد؟ آیا در ایرانِ پهلوی قرار نیست جا برای همه باشد؟» این جمله از نظر تبلیغات منفی ویرانگر است؛ چون مخاطب را مجبور میکند بین دو مفهوم دروغینِ ساخته‌ی رژیم گیر بیفتد و تلاش میکند مفهوم «پهلوی = آزادی برای همه» را با «طرفداران پهلوی = حذف مخالفان» جایگزین کند. ⚠️ خطر اصلی و راه بی‌اثر کردن‌ تله: مهم‌ترین نکته این است: سلبریتی‌ها در این بازی فقط یک «دستمال یکبار مصرف» برای عصبانی کردن ما هستند. این بازی از لحظه‌ی اول بصورت zero-sum طراحی شده‌است و اگر تمام انرژی جامعه صرف این شود که «فلان سلبریتی چرا این را گفت؟»، پروژه امنیتی اتاق فکر اصلاح‌طلبان موفق شده است. درگیر شدن در این بازی، بخشی از هدف مطلوب رژیم است. پاسخ ندادن به این موارد هم به‌نوعی راه را برای تخریب شاه باز میگذارد. تا به اینجا به‌نظرم کم‌هزینه‌ترین راه، پررنگ کردن خیانت و فساد این مهره‌های سوخته‌ی رژیم، خارج از زمین طراحی‌شده ‌در این بازی است نه صرفِ اینکه مقابل پهلوی جهت‌گیری داشته‌اند. چرا که این افراد اصلا عددی نیستند که سوگیری‌ عامدانه‌ی آنها با پهلوی اهمیت داشته باشد. ما باید از روی طعمه‌ها بپریم و روی هدف اصلی تمرکز کنیم. اگر آنها میخواهند این شک را در جامعه بیندازند که آیا یک فرد یا گروه حق دارد برای آینده ایران تصمیم بگیرد؟ پاسخ ما همان اصل بنیادینی است که رضا شاه پهلوی همواره بر آن تاکید کرده‌اند: ایران برای همه ایرانیان است؛ اما بدون هر ورژنی از جمهوری اسلامی. پی‌نوشت: ویدیو را از اکسپلور اینستاگرام گه‌خور‌های پادشاهی‌خواهان برداشته‌ام تا متوجه عمق سرمایه‌گذاری و هماهنگی رژیم برای تولید محتوا در این راستا باشیم. پاینده ایران، جاویدشاه 🇮🇷

Apranik 🇮🇷🇮🇱

22,209 次观看 • 3 天前

اگه با Claude Code کار می‌کنید، این ریپازیتوری wshobson/agents یه گنج واقعیه که نباید از دستش بدید. عملاً یه ارتش از ایجنت‌های هوشمند رو میاره تو ترمینالتون! قضیه چیه؟ این پروژه یه "مارکت‌پلیس" کامل برای Claude Code هست که شامل ۶۳ تا پلاگین و ۸۵ تا ایجنت تخصصی (Agents) میشه. هدفش چیه؟ اتوماسیون هوشمند. یعنی شما برای هر کاری، از معماری سیستم و کدنویسی گرفته تا تست، امنیت و حتی SEO، یه ایجنت متخصص دم دستت داری. چیزی که خیلی جذابش کرده، معماری بهینه‌شه. این سیستم از "Skills" (مهارت‌ها) استفاده می‌کنه که به صورت Progressive Disclosure کار می‌کنن. یعنی چی؟ یعنی دانش تخصصی فقط وقتی لود میشه که واقعاً بهش نیاز باشه. اینطوری الکی توکن مصرف نمیشه و کانتکست مدل پر نمیشه. یه حرکت هوشمندانه دیگه:Hybrid Orchestration. این ابزار به صورت خودکار برای کارهای سریع و خطی از مدل Haiku استفاده می‌کنه و برای کارهای پیچیده که نیاز به استدلال داره سوییچ می‌کنه روی Sonnet. نتیجه؟ هم سرعت بالاست، هم هزینه میاد پایین. چندتا مثال از کاراییش: - فول‌استک: با یه دستور، ۷ تا ایجنت (از دیتابیس تا فرانت‌اند) با هم هماهنگ میشن تا یه فیچر کامل بزنن. - امنیت: پلاگین Security Scanning کد رو شخم میزنه و باگ‌ها رو پیدا می‌کنه. - پلاگینDevOps: برای کوبرنتیز و کلاود هم ایجنت‌های آماده داره. نصبش هم توی Claude Code خیلی راحته. اول مارکت‌پلیس رو اضافه می‌کنید: /plugin marketplace add wshobson/agents بعد هر پلاگینی که لازم دارید رو جدا نصب می‌کنید. مثلاً برای پایتون: /plugin install python-development همین! الان ایجنت‌های پایتون آماده‌ن. خلاصه که اگه میخواید قدرت Claude Code رو چند برابر کنید و حس یه مدیر فنی رو داشته باشید که کلی برنامه‌نویس خفن زیر دستشه، حتماً تستش کنید. لینک ریپو:

Mehdi Allahyari

22,961 次观看 • 8 个月前

آن روزها که شهرام همایون برای بقای شبکه‌ی تلویزیونی‌اش گلریزان راه می‌انداخت و از مخاطبانش پول می‌خواست، برای خیلی از ما سوژه‌ی طنز بود. جمهوری اسلامی هم مسخره‌اش می‌کرد و برایش برنامه می‌ساخت. اما بعضی چیزها را گذر زمان بهتر نشان می‌دهد. امروز که بخش‌هایی از فضای رسانه‌ای و اپوزیسیون ایران با پول‌های غیرشفاف، وابستگی‌های سیاسی و مناسباتی آلوده شده‌اند که استقلال رسانه را به یک شوخی تلخ تبدیل کرده، آن گلریزان‌ها برای من معنای دیگری پیدا کرده‌اند. شهرام همایون دست‌کم جلوی دوربین از همفکران و مخاطبان خودش پول می‌خواست تا رسانه‌اش را سرپا نگه دارد. کسانی به او پول می‌دادند که می‌دانستند به چه کسی و برای چه چیزی پول می‌دهند. ممکن بود من با آن رسانه، عقایدش و سیاستش مخالف باشم، اما امروز ارزش استقلالی را که در آن رفتار بود بهتر می‌فهمم. این روزها وجه دیگری از شهرام همایون هم برای من قابل احترام شده است. در گفتگویی که این ویدیو بخشی از آن است، تماس‌گیرنده‌ای درباره‌ی پل‌ها، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌هایی حرف می‌زند که در جمهوری اسلامی ساخته شده‌اند و استدلال می‌کند که چون آخوندها و نهادهایی مثل قرارگاه خاتم‌الانبیا در ساخت آنها نقش داشته‌اند، این‌ها دیگر به مردم تعلق ندارند. شهرام همایون وسط حرفش می‌پرد و می‌گوید: «نه. اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» شاید تمام مسئله همین یک کلمه باشد: تعلق. پل مال آخوند نیست. نیروگاه مال سپاه نیست. پالایشگاه مال جمهوری اسلامی نیست. اگر قرارگاه خاتم مجری یک پروژه بوده، صاحب آن پروژه نشده است. این‌ها با پول مردم ساخته شده‌اند، به دست مردم ساخته شده‌اند و مردم از آنها استفاده می‌کنند. همان‌طور که خود همایون در گفتگو می‌گوید: «آخوند ارث پدری داشته مگه؟» نداشته. ایران هم ارث پدری جمهوری اسلامی نیست. یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی، به گمان من، دقیقاً همین بوده که برای دهه‌ها تلاش کرده خودش را با ایران یکی کند. مخالف نظام را مخالف ایران نامید. منتقد را جاسوس خواند. معترض را عامل بیگانه، وطن‌فروش و مزدور معرفی کرد. آن‌قدر این واژه‌ها را برای سرکوب شریف‌ترین مخالفان خودش مصرف کرد که معنای خیانت، جاسوسی و حتی وطن را فرسوده کرد. حالا بخش‌هایی از مخالفان جمهوری اسلامی هم همان دروغ را پذیرفته‌اند، فقط علامت معادله را عوض کرده‌اند. جمهوری اسلامی می‌گفت: «من ایرانم، پس مخالفت با من مخالفت با ایران است.» این‌ها می‌گویند: «جمهوری اسلامی ایران است، پس هرچه به ایران ضربه بزند به جمهوری اسلامی ضربه زده است.» دو دشمن، روی یک دروغ مشترک به توافق رسیده‌اند: اینکه ایران همان جمهوری اسلامی است. و اینجاست که ما به یکی از نتایج فاجعه‌بار این سال‌ها رسیده‌ایم. آدمی می‌تواند آن‌قدر از جمهوری اسلامی متنفر باشد که دیگر نتواند میان حکومت و کشور، میان سپاه و جامعه، میان یک نهاد سرکوبگر و زیرساختی که میلیون‌ها انسان از آن استفاده می‌کنند تمایز بگذارد. می‌تواند تخریب پل، نیروگاه یا تأسیسات کشور خودش را نه به‌عنوان آسیب به مردم، که به شکل ضربه‌ای به حکومت تصور کند. من قبلاً در توییتی نوشته بودم جنگ عراق «جنگ تحمیلی» بود و جنگی که امروز درگیرش هستیم «جنگ تحمیقی» است. شوخی با کلمات بود، اما منظورم جدی بود. در این جنگ، مردم فقط قربانی خشونت و حمله نیستند. آنها را احمق فرض می‌کنند و هم‌زمان ماشین‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای مختلف مدام در حال فرسایش قدرت تشخیص‌شان هستند. فاجعه فقط این نیست که کسی از حمله‌ی خارجی به کشور خودش استقبال کند. فاجعه جایی عمیق‌تر است: جایی که برای توضیح اینکه یک پل متعلق به مردم است، دیگر باید استدلال کرد. وقتی بدیهیات نیاز به اثبات پیدا می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً اختلاف سیاسی نیست. این همان چیزی است که در این ویدیو برای من دردناک است. شهرام همایون دارد تلاش می‌کند چیزی را دوباره بدیهی کند که اصلاً نباید از بدیهی بودن خارج می‌شد: این کشور مال مردم آن است. من خودم چنین اعصابی ندارم. واقعاً ندارم. نمی‌توانم هر مزخرفی را بشنوم و با همان آرامش بنشینم و از ابتدا توضیح بدهم چرا چنین استدلالی از اساس تباه است. شاید این ضعف من باشد. هر عقیده‌ای هم صرفاً به این دلیل که کسی به آن باور دارد، شایسته‌ی احترام نیست. آدم‌ها حرمت دارند، اما همه‌ی عقاید محترم نیستند. بعضی حرف‌ها واقعاً مزخرف‌اند. اما دقیقاً به همین دلیل است که کاری که شهرام همایون در این گفتگو می‌کند برای من ارزشمند است. چون او کاری را انجام می‌دهد که من توانش را ندارم. راه گفتگو را نمی‌بندد. می‌شنود. سؤال می‌کند. از طرف مقابل می‌خواهد تا انتهای استدلالش برود و بعد با همان بدیهیات فراموش‌شده روبه‌رویش می‌کند. این فقط خونسردی نیست. نوعی احساس مسئولیت است. اما اگر بخواهیم منصف باشیم، مسئول اصلی وضعیتی که ما را به این نقطه رسانده پیش از هر کس جمهوری اسلامی است. این حکومت تار و پود اعتماد عمومی را چنان از هم باز کرده که ترمیم آن، اگر ممکن باشد، سال‌ها طول خواهد کشید. وقتی حکومت برای دهه‌ها هر مخالفی را جاسوس می‌نامد، روزی می‌رسد که مردم دیگر حتی نمی‌دانند جاسوس واقعی کیست. وقتی همه‌چیز پروپاگانداست، حقیقت هم اعتبارش را از دست می‌دهد. وقتی دستگاه امنیتی بخش بزرگی از توانش را صرف تعقیب روزنامه‌نگار، فعال مدنی، زن معترض و مخالف سیاسی می‌کند، در همان حال راه برای نفوذ واقعی سرویس‌های خارجی باز می‌ماند. عمق نفوذ اسرائیل در ساختارهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیگر چیزی نیست که بتوان آن را به سادگی نادیده گرفت. اما برای من حتی دردناک‌تر از نفوذ در یک ساختار نظامی، نفوذ در ذهن جامعه است. ضعیف شدن جمهوری اسلامی برای من تراژدی نیست. فروپاشی قدرت تشخیص مردم، از بین رفتن حس تعلق به کشور و تبدیل شدن ایران به زمین بازی قدرت‌های خارجی تراژدی است. و این همان جایی است که صرف «سرنگونی جمهوری اسلامی» دیگر پاسخ کافی نیست. این حرف به معنای تسلیم شدن یا دست کشیدن از مبارزه نیست. درست برعکس. مبارزه با جمهوری اسلامی باید ادامه پیدا کند، اما اگر قرار باشد فقط رأس هرم عوض شود و همان فرهنگ حذف، همان قهرمان‌پرستی، همان دشمن‌سازی، همان بی‌اعتمادی و همان منطق «هر که با من نیست علیه من است» باقی بماند، چیز زیادی تغییر نکرده است. ما مستحق آزادی هستیم. آزادی حق ماست. اما برای حفظ آزادی باید ظرفیتش را هم بسازیم. باید نهاد بسازیم. شبکه بسازیم. گفتگو یاد بگیریم. شکست سیاسی را تحمل کنیم. مخالف را دشمن ندانیم. یاد بگیریم که اکثریت حق ندارد حقوق اقلیت را له کند و اقلیت هم نمی‌تواند چون رأی نیاورده میز بازی را به هم بزند. باید قواعد مشترکی بسازیم که از اشخاص مهم‌تر باشند. این‌ها کارهای بعد از جمهوری اسلامی نیستند. خود این‌ها بخشی از مبارزه با جمهوری اسلامی‌اند. و شاید نقطه‌ی شروع همان چیزی باشد که شهرام همایون در آن مکالمه گفت: «اول راجع به تعلقش صحبت کنیم.» قبل از اینکه درباره‌ی جمهوری یا پادشاهی دعوا کنیم، قبل از اینکه برای حکومت بعدی اسم انتخاب کنیم، باید دوباره بفهمیم چه چیزی به ما تعلق دارد. این شهرها. این جاده‌ها. این پل‌ها. این نیروگاه‌ها. این حافظه‌ی جمعی. این آینده. و ایران. ایران نه مال جمهوری اسلامی است، نه سپاه، نه آخوند، نه شاه، نه موساد و نه هیچ قدرت خارجی دیگری. اگر قرار است روزی آزاد باشیم، شاید یکی از اولین کارها این باشد که دوباره یادمان بیاید این کشور مال ماست.

Panah Farhadbahman 🎒

46,717 次观看 • 1 天前

در روزهای اخیر هدف یک حمله‌ی سایبریِ هدفمند و حساب‌شده قرار گرفتم؛ تلاشی برای ربودن حساب تلگرامم. این حمله دقیقاً در بحبوحه‌ی پوشش گسترده‌ی رویدادهای ایران، از جمله هشدار رسمی ایران اینترنشنال «درباره حملات سایبری و جعل هویت خبرنگاران» ( این رسانه طراحی شده بود. این تنها مورد نبود. در همین روزها چند پیام مشکوک دیگر هم گرفتم؛ از جمله فردی که خودش را از «فاکس نیوز» معرفی کرد و درخواست مصاحبه داشت. الگو روشن بود. استفاده از پوشش رسانه‌ای معتبر برای جلب اعتماد و کشاندن هدف به مسیری از پیش‌چیده‌شده. سناریوی اصلی این‌طور شروع شد. کسی با لحن محترمانه گفت می‌خواهد «خبری درباره‌ی کوی دانشگاه کار کند» و برای یک نشست خبری با «سردبیر، آقای رمضان‌پور» هماهنگ کند. یک معرّف که قرار بود مرا به «شخص اصلی» وصل کند. ساختار کلاسیک دو نفره برای کم‌کردن بدگمانی. برای واقعی جلوه‌دادن ماجرا حتی دو فایل صوتی فرستادند که با هوش مصنوعی و به تقلید صدای «رمضان‌پور» ساخته شده بود. بعد هم شماره‌ای دیگر با نام او وارد شد و با لحنی صمیمی، طوری که انگار از قبل آشنا بودیم، اعتمادسازی کرد. و تله، لینک یک «گروه خصوصی تلگرام». اما دامنه یک جعلِ بصری بود. حرف بزرک «i» بزرگ به‌جای کوچک «L» در telegram، به این شکل: (telIgram) و گفتند «جوین کن، کد ورود به نشست به تلگرامت می‌آید.» آن «کد ورود به نشست»، در واقع کد ورود واقعی تلگرام خودم بود. نکته‌ی فنی مهم این است که آن‌ها تلاش کرده بودند خود و سرور اصلی‌شان را پشت Cloudflare پنهان کنند تا ردیابی نشوند. همان شگردی که پیشتر APT33، APT34، APT35/42، APT39 و شاخه‌هایی مثل MuddyWater برای مخفی‌کردن نشانی واقعی سرور به‌کار می‌بردند. این نشانه‌ها برایم آشنا بود. از این رو آگاهانه همراهی‌شان کردم تا وادارشان کنم زیرساخت و لینک‌شان را رو کنند. و در همان حال شروع کردم به استخراج ردپای فنی‌شان. بخشی از آنچه به‌دست آوردم (عمداً فقط بخشی را منتشر می‌کنم): دامنه‌ی هوموگرافِ تازه‌ثبت‌شده که فقط برای همین حمله ساخته شده بود، پنهان پشت Cloudflare. و یک ابزار سرقت حساب تلگرام به‌صورت بلادرنگ که حتی رمز دومرحله‌ای (2FA) را هم هدف می‌گرفت. مابقی اطلاعات نزد من محفوظ است. از تمام این مراحل ویدیو و مستندات کامل تهیه کردم و یک پرونده‌ی فنی با شواهد کافی را در اختیار مراجع ذی‌صلاح قرار داده‌ام. هدف من از انتشار این رشته، نه شخص مهاجم، بلکه آگاه‌کردن دیگران از این الگوست. مراقب این نشانه‌ها باشید: ۱- دامنه‌های جعلیِ شبیه (مثل I بزرگ به‌جای l) ۲- هر «کد نشست/ورود» که در واقع کد لاگین تلگرام شماست ۳- پیام صوتیِ ساخته‌شده با هوش مصنوعی به تقلید صدای افراد ۴- سناریوی «معرّف + شخص اصلی» و ترکیب فوریت، تعریف و تمجید و ادعای آشناییِ قبلی و یک قاعده‌ی طلایی: کد ورود تلگرام هیچ‌وقت «کد ورود به جلسه» نیست. آن را در هیچ صفحه یا سایتی وارد نکنید، فقط در اپلیکیشن رسمی. تأیید دومرحله‌ای را فعال کنید و هویت افراد را از یک کانال مستقل راستی‌آزمایی کنید. این نوع عملیات، فعالان و روزنامه‌نگاران را هدف می‌گیرد. اگر پیام مشابهی گرفتید، کلیک نکنید، کدتان را ندهید، و موضوع را با دیگران در میان بگذارید. شناختنِ الگو، بهترین دفاع است. مراقب خودتان و حساب‌هایتان باشید. * شماره‌های واتساپی که در این عملیات استفاده شد +44 7868 168267 و +44 7576 076203 بودند #هک #حمله_سایبری

Ahmad Batebi 🛡️ 🇮🇷 🇺🇸

46,395 次观看 • 2 个月前

من معمولا اهل تحلیل نیستم، اما واقعا چرا کسی حرف‌های دیروز روبیو در کاخ سفید را جدی نگرفت؟! روبیو خیلی صریح حرف زد. گفت ترامپ در مرحله اول عملیات فقط روی نابودی توان موشکی، هوایی و دریایی جمهوری اسلامی تمرکز کرد؛ مرحله‌ای که به نظر ترامپ با پیروزی تمام شده. بعنی جمهوری اسلامی در حال حاضر عملا نیروی دریایی و هوایی مؤثری ندارد و توان موشکی‌اش هم به شدت تضعیف شده. بعد گفت مرحله بعدی، «Freedom» یا همان آزادی است. اما قبل از آغاز مرحله دوم، ترامپ یک فرصت به جمهوری اسلامی داده: تحویل کامل اورانیوم و تضمین قطعی برای نداشتن برنامه هسته‌ای در آینده. از نگاه ترامپ، جمهوری اسلامی سال‌ها با بستن و تهدید تنگه، دنیا را تحت فشار گذاشته؛ حالا تصور کنید اگر به بمب اتم هم می‌رسید، دیگر هیچ کشوری نمی‌توانست جلویش بایستد. اگر حکومت این شروط را نپذیرد، به گفته آنها مرحله دوم یعنی پروژه آزادسازی کلید می‌خورد. برداشت شخصی من این است که اسرائیل طی روزهای آینده چند چهره دیگر از سپاه و جریان پایداری، از جمله وحیدی و حتی مجتبی را هدف قرار می‌دهد تا مسیر برای باقر باز شود و او بتواند بدون مانع از سمت سپاه و پایداری‌ها، توافق تسلیم را امضا کند. باقر احتمالا تلاش می‌کند نقش «رهبر موقت» را بازی کند؛ اما صبر کنید... تنگه را باز می‌کند، اورانیوم را تحویل می‌دهد و آمریکا هم برای شروع جام جهانی برمی‌گردد خانه! بعدش می‌ماند باقر و یک کشور پر از بحران: اصلاح‌طلب‌های مدعی، ارزشی‌های خشمگین و باقی‌مانده سپاه مثل محسن رضایی! و تازه از همان‌جا درگیری‌های داخلی شروع می‌شود. در نهایت ممکن است گارد جاویدان مسلح وارد خیابان شود و اسرائیل هم باقی‌مانده نیروهای سرکوب را بزند تا کنترل کشور از دست باقر هم خارج شود؛ این بار اما بدون دخالت مستقیم آمریکا. بعد؟ بازگشت شاهزاده، فراخوان نهایی و پایان ماجرا. به نظرم کل این داستان تا اکتبر امسال جمع می‌شود. این فقط پیش بینی بود. 🍷 به سلامتی 🍷ویدئو خیلی طولانی بود و این یک بهش کوچیکشه. Marco Rubio thanks for supporting the Iranian people.

ElaaBita

41,594 次观看 • 3 个月前

🔹تریتا پارسی: وای! (عجب!) ​تیم هوش مصنوعی «ایران لگو» ویدیو جدیدی منتشر کرده است. آن‌ها بر تلاش خود برای پل‌سازی میان مردم آمریکا و ایران پافشاری می‌کنند، در حالی که دولت آمریکا و «سیستم» را به عنوان دشمن واقعی به تصویر می‌کشند. ​موسیقی، متن ترانه و تصاویر همگی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که برای آمریکایی‌های سرخورده و ناراضی جذاب باشند. 🔻ترجمه فارسی آهنگ همان خورشید طلوع می‌کند، اما ما داریم در جهنم زندگی می‌کنیم. در حالی که رهبران ناقوس مرگ را به صدا درمی‌آورند. عشق به مردم وجود دارد، اما این نظام باید از تهران تا دی‌سی، پایان یابد. ما برای صلح فریاد می‌زنیم. این را از تهران می‌نویسم، و به آسمان نگاه می‌کنم. بالا را نگاه می‌کنم. با خودم فکر می‌کنم چند پهپاد جنگی بی‌معنای دیگر، نمایش خون دیگری. در حالی که مادران ما گریه می‌کنند، و جوانان را در گل و خاک دفن می‌کنند. این فقط اینجا نیست، بلکه سربازانی که می‌فرستید هم هستند. فقط هجده سال دارد، از دست رفتنی ویرانگر دیگر. خانواده‌هایی که برای خطی که در شن کشیده شده، از هم پاشیده‌اند. اشک‌ها را در شهرم می‌بینم، اندوه را در سرزمین تو می‌بینم. هیچ‌کس برنده نمی‌شود وقتی جوانان در خیابان خونریزی می‌کنند. فقط پژواک پوتین‌ها و شکست تلخ باقی می‌ماند. هیچ احترامی برای کت و شلواری‌ها که اون بالا روی تپه نشسته‌اند ندارم. قانون‌گذاری می‌کنند که مجوز کشتار می‌شود. شما از آزادی و عدالت صحبت می‌کنید، نور را گسترش می‌دهید. اما تنها چیزی که گسترش می‌دهید وحشت در تاریکی شب است. سیاستمداران شما عروسک‌اند، نخ‌هایشان به دست طمع حرکت می‌کند. به هر کسی سلاح می‌فروشند، نیازها را نادیده می‌گیرند. در برج‌های عاج نشسته‌اند، کاملاً از واقعیت دورند. میلیاردها از راه بمب درمی‌آورند در حالی که جهان اینقدر رنج می‌برد. به ما انگ می‌زنند، ما را محور شرارت می‌نامند. در حالی که خشونت‌های هولناکی را تأمین مالی می‌کنند که جهان تاکنون تجربه کرده است. همان خورشید طلوع می‌کند، اما ما در جهنم زندگی می‌کنیم. وقتی رهبران دارند ناقوس عزا را به صدا درمی‌آورند. عشق به مردم داریم، اما این سیستم باید تمام شود. از تهران تا دی‌سی، ما فریاد صلح سر می‌دهیم. حالا بیایید درباره ترامپ حرف بزنیم، مردی که در زَر رنگ‌آمیزی شده. توافق‌ها را پاره می‌کند، تحریم‌ها مردمم را خفه می‌کنند، حتی دارو نمی‌توانستیم پیدا کنیم. ژنرال ما را ترور کردید، و شما برای پیروزی شادی می‌کنید؟ شما درباره اخلاق سخنرانی می‌کنید، ولی اسمش را پشت سرش گذاشتید. اما سوابق پروازی اپستین را بررسی کن، ردپاهای خودت را نگاه کن. با هیولاها می‌گردی، و چشمت را بر روی حقیقت می‌بندی. در حالی که از عمارتت توییت می‌زنی و می‌گذاری بی‌گناهان بمیرند. سیاست‌های تو ما را نابود کرد، خواستی ما را از گرسنگی بکشی. اما ایران هنوز نفس می‌کشد، ما هنوز نفس می‌کشیم. این تو نیستی, ای آمریکاست. این‌ها کسانی‌اند که تو را رهبری می‌کنند. به قلبم گوش کن. من از آمریکایی‌هایی که با ترس زندگی می‌کنند، بیزار نیستم. برای آدم‌های طبقه کارگر که سعی می‌کنند زندگی‌شان را بگذرانند. برای دانشجویانی که اعتراض می‌کنند، و در خیابان راهپیمایی می‌کنند. ما یکی هستیم و شبیه همیم، فقط داریم سعی می‌کنیم زنده بمانیم. فقط تلاش می‌کنیم فرهنگ و خانواده‌های‌مان را حفظ کنیم. می‌بینم برای عدالت ایستاده‌ای، و با سیستم نفرت می‌جنگی. این سیاستمداران فاسد شما هستند که دارند سرنوشت ما را رقم می‌زنند. از یک سوی کشور تا سوی دیگر، برای شهروندان عشق می‌فرستم. شما قربانی همان ماشینی هستید که بیش از همه به ما آسیب زده است. بنابراین این قطعه را نوشتم تا سعی کنم این شکاف را پر کنم. تا سلاح‌ها را زمین بگذاریم، تا غرور را فرو بدهیم. ما به موشک جدید یا حمله تاکتیکی دیگری نیاز نداریم. ما به گفت‌وگوهایی درباره اینکه آینده چگونه باید باشد نیاز داریم. هدف من صلح است، بگذارید دشمنی پایان یابد. بگذار عقاب‌ها و شیرها سرانجام کنار سفره صلح بنشینند. از خلیج فارس تا ساحل آمریکا. بگذار نسل ما نسلی باشد که کار جنگ را تمام می‌کند. اسلحه‌ها را در خاک بگذاریم، بگذار روند درمان آغاز شود. چون اگر به تیراندازی ادامه بدهیم، هیچکس برنده نخواهد شد. خورشید یکسان طلوع می‌کند اما ما در جهنم زندگی می‌کنیم. جهنم. در حالی که رهبران ناقوس عزاداری را به صدا درمی‌آورند. عشق برای مردم، اما این سیستم باید متوقف شود. از تهران تا واشنگتن دی‌سی، ما فریاد می‌زنیم برای صلح. صلح، نه برای رهبران، بلکه برای جان‌های بی‌گناه. برای نفر بعدی. برای ما. تهران. خداحافظ. 🔻زیرنویس فارسی ویدیو کلیپ از" بین دوگانگی ها". 🔻پیوند به این فرسته در کانال تلگرام "بین دوگانگی ها":

Farhad Ghoddoussi

20,853 次观看 • 3 个月前

🚨آرش عزیزی با بیش از یک میلیون دلار فاند دولتی آمریکا چه می‌کند؟ 🎥 گزارش پیوست را ببینید! در سال ۲۰۲۳، هم‌زمان با آن‌که بودجه مؤسسه «ابتکار خشونت‌پرهیز برای دموکراسی» (Nonviolent Initiative for Democracy Inc - NID) به حدود ۱ میلیون دلار رسید، آرش عزیزی Arash Azizi آرش عزیزی به عنوان عضو هیأت‌مدیره به این مؤسسه پیوست. در سال ۲۰۲۴، عزیزی به سمت خزانه‌دار مؤسسه NID منصوب شد. مؤسسه NID توسط فاطمه حقیقت‌جو، نماینده سابق مجلس ششم، بنیان‌گذاری شده و همچنان با عنوان مدیر اجرایی هدایت می‌شود. در سال ۲۰۲۳، این مؤسسه نزدیک به ۹۰۰ هزار دلار فاند دولتی آمریکا دریافت کرد. 📌 در همان سال: مؤسسه ۴ پروژه کدگذاری‌شده معرفی کرد: پروژه ۱۲۰، ۱۲۳، ۱۳۱ و «رهبری زنان» اما تمام اعضای هیأت‌مدیره، از جمله عزیزی، در فرم مالیاتی IRS «صفر ساعت کاری» ثبت کردند بیش از ۴۵۱ هزار دلار تحت عنوان «خدمات حرفه‌ای دیگر» خرج شد، بدون ذکر نام دریافت‌کنندگان 🔍 آیا عزیزی و سایر مدیران، دستمزد خود را در همین ردیف‌های مبهم پنهان کرده‌اند؟ --------------------------------------------------------- 🕰️ به عقب برگردیم و نگاهی به مسیر ۵ میلیون دلار فاند دریافتی حقیقت‌جو از ۲۰۱۲ بیندازیم: ۱-فاطمه حقیقت‌جو پس از خروج از ایران در سال ۱۳۸۴، در آمریکا مجموعه‌ای از شرکت‌ها و مؤسسات به ثبت رساند: 🔸 شرکت خصوصی Arteh LLC –سرمایه‌گذاری در املاک و مستغلات (۲۰۱۲) با مشارکت همسر سابقش، محمد تهوری 🔸 هم‌وطن – مؤسسه ثبت‌شده در ماساچوست (کمی بعد از تاسیس منحل شد-جزئیات شفاف نیست) 🔸 NID – مؤسسه اصلی دریافت فاند از ۲۰۱۲ تا امروز، با عنوان «ابتکار خشونت‌پرهیز برای دموکراسی» -------------------------------------------------------- ۲-مؤسسه NID از سال ۲۰۱۲ تا پایان ۲۰۲۳، حدود ۵ میلیون دلار فاند از منابع مختلف آمریکایی دریافت کرده است. 📊 تفکیک سالانه فاندها و پروژه‌ها: ✅ ۲۰۱۲–۲۰۱۴ پروژه «بالاویزیون» فاند دریافتی: ۱ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار ۹۵۶ هزار دلار پرداخت به شرکت بالاترین (مالک: مهدی یحیی‌نژاد) برای پروژه بالاویزیون 🔸 هدف ادعایی: تولید گفت‌وگوهای تعاملی آنلاین برای افزایش آگاهی سیاسی 🔸 ماهیت: استفاده اصلاح‌طلبان از فاند دولت آمریکا برای تولید یک پلتفرم تبلیغاتی انحصار ✅ ۲۰۱۵، ۲۰۱۶، ۲۰۱۷ پروژه یلدا (Yalda Project) فاند دریافتی: ۱ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار 🔸 هدف ادعایی: آموزش زنان برای ایفای نقش رهبری 🔸 ماهیت: تبلیغات برای کاندیداهای اصلاح‌طلب در انتخابات مجلس و شوراهای شهر، با پوشش فمینیستی 🔸 بدون گزارش مشخص از خروجی پروژه ✅ ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ پروژه‌های «شورا» و «همهٔ‌مون» فاند دریافتی: ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار دلار 🔸 هدف ادعایی: ادغام گروه‌های مختلف ایرانی در فرآیند مشاوره برای آینده ایران! 🔸 ماهیت: استفاده از طرح اصلاح طلبان برای بودجه ریزی در شوراهای شهر در قالب مشارکت مدنی 🔸 بدون گزارش مشخص از خروجی پروژه ✅ از ۲۰۲۲ به بعد فاند دریافتی تا آخرین گزارش مالی ثبت‌شده (۲۰۲۳): ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار در ۲۰۲۳ آرش عزیزی به هیأت‌مدیره پیوست و به عنوان مدیر اجرایی و خزانه‌دار منصوب شد. 🔻 نتیجه: شفافیت در گزارش‌های مالی به پایین‌ترین حد خود رسید. پروژه‌ها با کدگذاری‌های مبهم (۱۲۰، ۱۲۳، ۱۳۱) بدون توضیح محتوا و مستندات ثبت شده‌اند با وجود بیش از۱ میلیون دلار هزینه برای این پروژه‌ها، هیأت‌مدیره «صفر ساعت کاری در هفته» گزارش داده است. اگر هیأت‌مدیره در هفته صفر ساعت کار کرده، نظارت این حجم از فاند توسط چه کسانی انجام شده؟ برای هیأت‌مدیره هیچ درآمدی ثبت نشده، اما: سال ۲۰۲۲: ۱۳۷ هزار دلار سال ۲۰۲۳: ۴۵۱٬۱۶۲ دلار تحت عنوان «خدمات حرفه‌ای دیگر» ثبت شده‌اند. --------------------------------------------------------- ۳- 🔄 نمایش تحول گفتمانی بر اساس سیاست‌های آمریکا: 🧕🏼کشف حجاب دو ماه پس از شعار «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا»، حقیقت‌جو اعلام کرد که حجاب از سر برمی‌دارد. این اقدام در هماهنگی با سیاست‌های فانددهی دولت آمریکا و تمرکز آن‌ها بر چهره‌های فمینیستی سکولار و به‌ظاهر برانداز انجام شد. 💍 زندگی آزمایشی در گفت‌وگویی در سال ۱۳۹۶ اعلام کرد که پس از جدایی از محمد تهوری، با مردی در حال «زندگی آزمایشی» است و هنوز ازدواج رسمی نکرده. 🔸 این روایات، بخشی از ساخت برند جدید او با محوریت «زن جسور مستقل» بود. 🫱🏼‍🫲🏽همکاران و نزدیکان 🔹 ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۱: اعضای هیأت‌مدیره از اصلاح‌طلبان شناخته‌شده و حامیان مالی لابی رژیم بودند (مثل رامین جهانبگلو، نازی افتخاری) 🔸 تمرکز بر پروژه‌هایی برای انتقال بودجه عمومی از شوراهای شهری ایران به NGOهای وابسته، با پوشش «توانمندسازی زنان» 🔹 پس از ۲۰۲۲: تغییر شعار به «گذار از جمهوری اسلامی» اما همچنان تأکید بر دموکراسی خشونت‌ پرهیز — یعنی سرنگونی نه، تغییر بنیادین نه؛ بلکه تداوم با شعار گذار خشونت پرهیز (مدل تازه ای از سودای قدرت اصلاح‌طلب‌ها) ---------------------------------------------------------- ۴-💰 دارایی‌های فاطمه حقیقت‌جو در آمریکا: فاطمه حقیقت جو در حال حاضر املاک متعددی به نام خود در ماساچوست دارد. ارزش روز املاک ثبت‌شده به نام او بیش از ۳.۲ میلیون دلاراست. ---------------------------------------------------------- 📌 فاطمه حقیقت‌جو که زیر چادر نظام از انجمن‌های اسلامی به مدیر میلیون‌دلاری در آمریکا رسید، نه‌تنها هرگز از ساختار فکری جمهوری اسلامی فاصله نگرفت، بلکه همان گفتمان را با بسته‌بندی جدید برای مصرف فاندهای غربی بازتولید کرد. و برای کسانی چون آرش عزیزی، این بستر هم «امن» است و هم پُر سود. ---------------------------------------------------------- 🎥 برای جزئیات بیشتر و اسناد گزارش زیر را ببینید. با سپاس از Mehrdad که مرا از وجود موسسه NID آگاه کردند. #فاندی_باندی

غزال

61,654 次观看 • 1 年前

▪️بمباران و ساده‌دلان (بخش چهارم) «کمپین» انسانیت‌زدایی، دیوسازی و زنده‌کردن مسعود مسجودی در ابتدا متذکر می‌شود این رشته‌توییت برای تایید افرادی مانند علی افشاری، زدن یک جریان فکری، کمک به حذف رقیب، تایید یا رد شکایت‌های مسجودی و ... نیست. فقط بررسی حقایق موجود بر اساس اسنادی است که به درستی دیده نشده‌اند در این رشته‌توییت خواهید دید چطور اعضای یک باند برای تخریب و نابودی هویت یک فرد با شایعه‌سازی، جعل‌خبر، مدرک‌سازی، قدرت بیگ‌اکانتها، بسیج‌کردن اکانت‌های اجاره‌ای و ... یک دروغ را به واقعیتی انکار ناشدنی تبدیل می‌کنند به گونه‌ای که حتی شما از باور نکردن دروغ آنها می‌ترسید و برای متهم نشدن به همکاری با جمهوری اسلامی یا از وحشت بیرون انداخته‌شدن از حلقه با آنها همراه می‌شوید (بهتر از من می‌دانید که بسیاری از شما هم توییتهای مشابهی دارید) این روش حذف افراد در پروژه‌ها مختلف تکرار شده است. ادامه مطالب را با این پیش‌زمینه بخوانید که با توجه به نوع قتل ظاهرا تا حدود زیادی اطمینان وجود داشت که جسد پیدا نمی‌شود! 1▪️ مفقود شدن مسجودی (Feb 2) مسجودی برای آخرین بار زنده دیده می‌شود. 2▪️ورود تیم ویژه قتل (Feb 4) به این معناست که در این تاریخ پلیس شواهد بسیاری به دست آورده بود که امکان وقوع قتل را جدی می‌دانست و موضوع مفقودی ساده منتفی شده بود. با قاطعیت دخالت باندهای تبهکار و موضوع اخاذی از سوی منابع رسمی رد شد. 3▪️اولین رشته‌توییت در زمان مفقودی مسجودی (Feb 6) فکت‌نامه FactNameh | فکت‌نامه که باید فکت‌ها را بی‌طرف بررسی کند وارد شد -گروهی که مفقودی مسجودی را مسخره می‌کردند را بررسی نکرد -مسئول بررسی قتل شد و با حرکتی عجیب در انتخاب کلمه (آنها بار کلمات را بهتر از هر کسی می‌دانند) وقتی می‌دانست که گروه ویژه قتل مربوط به مفقودی نیست و زمانی وارد می‌شود که احتمال قتل بالاست برای کم کردن اثر قتل نوشت موضوع قتل «منتفی» نیست! -سپس قاضی شد و برای تخریب شخصیت مسجودی گفت شکایتش شانسی برای برد ندارد! (در حالی که موضوع اصلی قتل بود) -در نهایت هم با ارائه جدولی از جمهوری اسلامی، سعی کرد به «شکل خیلی با کلاس» موضوع را به جمهوری اسلامی مرتبط کند که کسی جرات سوال نداشته باشد. -این جدول خیلی مهم است در تمام مراحل بررسی «کمپین» خواهید دید که اتفاقا اعضای باند معروف بودند که بندهای جدول را برای بدنام کردن مسجودی و ایجاد شایعه در مورد زنده بودن استفاده کردند. کلیپ را چند بار ببینید و با جدول مقایسه کنید. -فکت‌نامه بعدها احساس مسئولیت نکرد که این فکت را بررسی کند که چرا در زمان قتل مجسودی، باند معروف در مورد زنده پیدا شدن او «کمپین» جعلی راه انداختند! 4▪️مصاحبه سخنگوی تیم تحقیقات قتل با اینترنشنال (Feb 7) گفتگو به زبان فارسی ترجمه شده بود، پس افرادی که در مورد خلافکار بودن و زنده بودن مسجودی توییت کردند از جعل واقعیت آگاه بودند. فونگ به فارسی و بر اساس شواهد متعدد از وقوع جنایت هدفمند گفت و تاکید کرد تیم قتل برای بررسی موارد مفقودی نیست! 5▪️دومین رشته‌توییت در زمان مفقودی مسجودی (Feb 7) فاز اول شروع دیوسازی و تخریب‌شخصیت این رشته‌توییت نقطه اصلی شروع پروژه و آغاز حملات هماهنگ به موضوع مفقود شدن مسجودی است اکانت Persian Liver در اولین توییت برای دیوسازی و دیوانه نشان‌دادن -مسجودی را آزارگر جنسی معرفی کرد خودش هم می‌داند که این موضوع در دادگاه اثبات نشده است! -به دروغ ادعا کرد که از ایلان ماسک شکایت کرده بود(شکایت از X بود) که مسجودی را مجنون نشان دهد -به دروغ گفت در همه پرونده‌ها شکست خورده است (پرونده باز داشت) -به عمد به اسم جمهوری اسلامی در شکایت‌ها اشاره نکرد! -برای تخریب مسجودی حتی از اکبر گنجی استفاده کرد! 6▪️ورود بیگ‌اکانت‌ها در این نوع پروژه‌ها، نیاز نیست بیگ‌اکانت خودش مطلب اول را تولید کند اکانتی ناشناس با فالوور پایین مطلبی می‌نویسد بیگ‌اکانت‌ها وارد می‌شوند کامنت می‌گذارند، یا جمله‌ای کوتاه می‌نویسند و دیگران را به سمت هدف هدایت می‌کنند کامنتهای «...ننت» و «پول ننت» و ... که از بیگ‌اکانتها زیاد دیده‌اید و اتفاقا لایک و بازدید چند کایی می‌گیرد از این نوع است 7▪️ورود اکانت‌های اجاره‌ای زمان حمله اکانت‌های کوچکتر فرا رسیده است با کامنت‌گذاری در حجم زیاد، باعث دیده شدن مطلب می‌شوند و دیگران را ترغیب می‌کنند به این «کمپین» بپیوندند. 8▪️ایجاد شک در قتل مسجودی با وجود اعلام رسمی تیم قتل، گروهی وارد شدند و ادعا کردند هیچ نشانه‌ای از قتل وجود ندارد 9▪️ساختن شایعه (جدول معروف)، مدرک‌سازی، جعل خبر مسجودی زنده است! (Feb 10) در حرکتی هماهنگ خبری در مورد یک گروگانگیری پخش شد که گروه‌های خلافکار یک مرد را گروگان گرفته‌اند در این خبر هیچ اشاره‌ای به اسم مسجودی نشده بود! یکی از عوامل پخش آن مریم مقدم، عضو سازمان ایران نوین در تماس زوم معروف است 10▪️«کمپین» تبدیل شایعه به واقعیت دوباره بیگ اکانت‌ها وارد شدند و موضوع قتل را رد کردند با توییت‌های که بازدیدهای چندده کایی داشتند کمتر کسی از دنبال کننده‌ها شک می‌کرد که مسجودی به قتل رسیده است حتی جرات نمی‌کردند در این مورد شک کنند 11▪️فاز دوم تخریب شخصیت. خلافکار.معتاد.آزارگر علت غیبت مسجودی را به گروه‌های خلافکار، مواد مخدر و آزار جنسی مرتبط می‌کردند علت انتخاب خبر مربوط به گروگان‌گیری توسط گروه‌های خلافکار همین بود که از او انسانیت زدایی شود و کسی همدردی نکند 12▪️به ابتذال کشاندن و به مسخره گرفتن موضوع قتل(جدول) در این مرحله از «کمپین» حساسیت موضوع قتل را از بین بردند و در فضای مجازی مردم به این باور رساندند که موضوع قتل از ابتدا دروغ بوده است 13▪️موفقیت «کمپین» از این جا به بعد نیاز نبود اعضای باند کاری انجام دهند، موتور«کمپین» روشن شده بود و خودش کار را انجام می‌داد بدنه فضای مجازی را جذب کرده بود هر کسی برای جا نماندن از پروژه بدون اینکه بداند اصل ماجرا چیست با آن همراه می‌شد و مطلبی در مورد زنده بودن می‌نوشت جوکی می‌ساخت فحشی می‌داد... با این امید که برای مبارزه کاری کرده باشد یا لایکی بگیرد ریتوییتی شود و بعد توسط اعضای بلندمرتبه جذب شود در پایان از تلاش اکانت چپ‌کش چپ کُش تشکر می‌کنیم که به نوشتن این رشته‌توییت کمک کرد

شارح

16,017 次观看 • 7 天前

متن کامل سخنان در همایش همکاری ملی برای نجات ایران مونیخ، ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵ (۴ مرداد ۱۴۰۴/۲۵۸۴) خانم‌ها، آقایان،‌ درود بر شما و‌ همه کسانی که در چهارگوشه جهان به‌ویژه در ایران این‌ همایش ملی را دنبال می‌کنید. از همه هم‌میهنانی که این آخر هفته از سراسر اروپا، و حتی از استرالیا تا آمریکای شمالی، به مونیخ آمدند و در خیابان‌های این شهر، عشق به ایران را فریاد زدند، سپاسگزارم. به بسیاری از شما که تازه به این کارزار همکاری ملی پیوسته‌اید، خوشامد می‌گویم. آنچه همه ما را اینجا گرد هم آورده، مهر به میهن، و اهمیتی‌ است که به سرنوشت ایران می‌دهیم. ما امروز اینجا هستیم، تا نشان دهیم ملت یگانه و در عین حال رنگارنگ‌مان، از ادیان و باورها، اقوام و طوایف، اقشار و گروه‌ها، و احزاب و گرایش‌های مختلف سیاسی، جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه، چپ و راست، در یک هدفِ مشترک، متحدیم: پایان دادن به جمهوری اسلامی و آغاز طلوعی نو از آزادی و دموکراسی و شکوفایی برای میهن‌مان ایران. حضور شما در این گردهمایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری گسترده‌ترین و متنوع‌ترین ائتلاف نیروهای اپوزیسیون ایران است. این گستردگی و تنوع در عین اتحاد، با تعهد و باورمندی به تمامیت ارضی ایران، حقوق فردی و‌ برابری شهروندان، جدایی دین از حکومت، و حق ملت بزرگ ایران ‌برای انتخاب شکل دموکراسی آینده، تصویری زیبا از ایران آزاد و آباد فردا است. اما شوربختانه تصویر ایران کنونی، بسیار متفاوت از آن فردای آزاد و آباد است. امروز، کیان ایران به واسطه تداوم جمهوری اسلامی، بیش از همیشه در خطر است. این رژیم، آب و خاک و هوا و آسمان و جان و مال ملت ایران را به پرتگاه نابودی کشانده است. رودهای ایران، خشک، خاک ایران در حال فرسایش، زمین ایران در حال فرونشست، هوای ایران آلوده،‌ آسمان ایران در اختیار نیروی خارجی،‌ اقتصاد ایران در حال سقوط آزاد،‌ خانه‌های ایرانیان بی‌ آب و برق، و جان‌شان بازیچه توهمات فرقه‌ای ضدایرانی و رهبر نابخردش است. جمهوری اسلامی پس از سالها به آشوب‌کشاندن منطقه با جنگ‌های نیابتی و سیاست شکست‌خورده‌ی «نه مذاکره، نه جنگ»، درنهایت، هم از موضع ضعف و تسلیم، وادار به مذاکره شد، و هم جنگ را به ایران تحمیل کرد. علی خامنه‌ای در حالی که زیر زمین پنهان شده بود، نه‌تنها کمترین تلاشی برای حفاظت از غیرنظامیان ایران نکرد، بلکه تمام دستگاه سرکوب و پروپاگاندای خود را نیز برای مرعوب کردن مردم به کار بست. او شکستی سخت و تحقیرآمیز را نیز بر نظامیان ایران تحمیل کرد؛ نظامیانی که اکثرشان بر خلاف میل و اراده، درگیر جنگی شدند که هرگز جنگ ایران و ملت ایران نبود؛ بلکه جنگ خامنه‌ای و سرکردگان سپاهِ سرکوبگر و تروریستیش بود؛ همان پاسدارانی که سالها رجز می‌خواندند اما آشکار شد که توان حفاظت از خود را نیز ندارند. آنها بعد از دهه‌ها دزدیدن از سفره مردم و گذاشتنِ آن در جیب‌های خود و تروریست‌های منطقه‌ای، آسمان کشور را کاملا در اختیار کشوری به مراتب کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر از ایران قرار دادند. جمهوری اسلامی اداره کشور را جز در حوزه‌ی سرکوب، کاملا رها کرده است و مردم ایران در تابستان داغ، با ساعتها قطعی آب و برق و گاز مواجهند. تورم بیداد می‌کند، و چرخه کسب و کار مختل است. مسئول و مقصر این وضعیت شخص علی خامنه‌ای است. اوست که وطن‌ ما را گام‌به‌گام به این نقطه کشاند، و امروز چون همیشه از زیر بار مسئولیت فرار کرده و تقصیر را به گردن زیردستانش انداخته است. اختلافات و دودستگی‌ها در ساختار قدرت جمهوری اسلامی به بالاترین حد خود رسیده است. مقامات ارشد این رژیم بدون کمترین حمایت مردمی، به توطئه علیه یکدیگر مشغولند و در ارائه خود به عنوان آلترناتیو خامنه‌ای از طریق واسطه‌ها به قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی از هم سبقت می‌گیرند. هم‌میهنانم، ما ملت ایران جنگ‌طلب نیستیم و هرگز برای ایران‌ و منطقه‌مان جنگ نخواستیم. جنگ‌طلب علی خامنه‌ای و رژیم تحت امرش است. من سالها هشدار داده بودم که اگر جمهوری اسلامی باقی بماند، اگر مماشات با آن تداوم پیدا کند، و اگر جهان به باج‌گیری‌های آن تن دهد، این رژیم سرانجام ایران و منطقه را به جنگ و درگیری نظامی می‌کشاند. نگرانی‌های من متاسفانه به واقعیت پیوست. اکنون اما لحظه‌ای تاریخی فرا رسیده است. جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری در این ۴۶ سال، ضعیف و متزلزل شده است؛ و فرصتی بی‌نظیر برای مردم ایران فراهم شده تا این رژیم ضدایرانی را سرنگون کنند. وظیفه هر ایرانی میهن‌پرستی، تلاش صدچندان برای نجات مام میهن است. وظیفه ما این است که متحدتر، مصمم‌تر و منظم‌تر از همیشه باشیم. امروز جای اما و اگر نیست: زمان کنار ایستادن و وسط‌بازی کردن، چنانکه نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. امروز صحنه روشن است: در یک سو جمهوری اسلامی و حامیان ریز و درشتش قرار دارند که چهارنعل ایران ما را به سوی وحشتناک‌ترین بخش‌های دوزخ می‌برند و در سوی دیگر دروازه‌ای‌ست به سوی نور، و آباد کردن دوباره پردیس ایران. ما،‌ یعنی اکثریت ملت بزرگ ایران، برای نجات مام میهن به میدان آمده‌ایم. سقوط این رژیم قطعی‌ست. ما آمده‌ایم که اجازه ندهیم این رژیم همراه خود، ایران و ملت بزرگ ما را نیز به ورطه نیستی بکشاند. رهایی ایران از جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی و دموکراتیک در ایران، صلح پایدار را نیز به منطقه ما می‌آورد. در این مرحله انقلاب ملی و در دوران گذار، هدف من این است که ایرانیان بتوانند در یک‌ بازه کوتاه‌مدت و از طریق انتخابات آزاد، زمام‌ امور را به دست دولت منتخب خود بسپارند. من چنانکه بارها گفته‌ام به دنبال پست و مقام سیاسی نیستم؛ بلکه می‌خواهم برای آنها که در پی خدمت به ملت و بازگرداندن شکوه از دست رفته ایران هستند، فضا و‌ ساختاری فراهم کنم تا بتوانند خود و‌ برنامه‌های‌شان را در یک فرایند دموکراتیک به رای ملت بگذارند. من ۴۵ سال است که نه برای منفعت شخصی و قدرت، که برای نجات ایران مبارزه کرده‌ام، و برای رسیدن به اهداف‌مان، برنامه دارم: هم برای باز پس گرفتن ایران از این رژیم ضحاکی، و هم برای دوباره ساختن آن سرزمینِ اهورایی. پنج ماه پیش در نشست نخست مونیخ، سازمان‌ها و احزاب ایرانگرا گرد هم آمدند و متعهد به همکاری در چارچوب اصولی دوازده‌گانه بر اساس یک برنامه پنج‌گانه شدند. من در پیام نوروزی خود نیز امسال را سال سازماندهی برای اقدام نهایی نامیدم. امروز در نشست دوم مونیخ که شرکت‌کنندگان نه فقط احزاب و گروه‌های سیاسی که ایرانیان از همه اقشار جامعه هستند، گزارشی از پیشرفت آن برنامه را به ملت ایران ارائه می‌دهم. پنج ستون استراتٰژی مورد توافق ما چنین بودند: - فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی - حمایت حداکثری از ملت ایران - ریزش حداکثری از رژیم - بسیج و سازماندهی حداکثری مبارزان در داخل و خارج - ارائه برنامه‌ای برای شکوفایی ایران در فردای سقوط جمهوری اسلامی در حوزه فشار حداکثری، جمهوری اسلامی امروز در دشوارترین و منزوی‌ترین وضع خود قرار دارد. از یک‌سو، فشار خارجی بی‌سابقه‌ای بر آن وارد شده است و از سوی دیگر، ناتوانی از تامین نیازهای ابتدایی مردم، این رژیم را با فشارهای همه‌جانبه داخلی به‌ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد روبرو کرده است. در حوزه حمایت حداکثری، امروز، آمادگی دولتها و احزاب و شخصیت‌ها برای حمایت از ملت ایران و مبارزه‌شان رو به افزایش است. در دیدارها و گفتگوهای عمومی و خصوصی با سیاستمداران، تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، کارآفرینان، و رسانه‌ها، نه تنها بر تداوم این فشارها بر رژیم و حمایت از ملت ایران تاکید کرده‌ام بلکه برای آن، راه‌حل‌های اجرایی را نیز پیشنهاد داده و عملی شدن آنها را پیگیری کرده‌ام و خواهم کرد. خوشحالم به شما بگویم که امروز گروه‌هایی که در چارچوب فراهم شده در نشست نخست مونیخ گرد هم آمدند، در دو حوزه اعمال فشار حداکثری بر رژیم و جلب حمایت حداکثری از مبارزه مردم ایران، در همراهی با یکدیگر بسیار بابرنامه‌تر، فعال‌تر و موثرتر از پیش عمل می‌کنند. در حوزه ریزش حداکثری پیشرفتهای بسیار خوبی انجام شده است و فعالیتها در دو حوزه ریزش عمومی که از طریق پلتفرم همکاری ملی انجام می‌پذیرد و ریزش مقامات عالیرتبه، با دقت، امنیت، و جدیت در حال انجام است. امروز به لطف این فعالیتهای هدفمند، ما به ساختار درونی حکومت اشراف بیشتری داریم. همچنین در درون این ساختار با نیروهایی در ارتباط هستیم که فرایند سقوط جمهوری اسلامی را تسریع می‌کنند. و البته هم‌زمان، پایگاه بزرگی از داده را در اختیار داریم که به صورت دائمی و با حفظ امنیت کامل، در حال پایش و پیرایش است. این پایگاه داده برای اداره فرایند گذار نقش مهمی بازی خواهد کرد. به دلیل موفق و موثر بودن کارزار همکاری ملی است، که رژیم به وحشت افتاده و در هراس از پیوستن روزافزون نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی به آن، به دروغ‌پراکنی و تخریب روی آورده است. در حوزه سازماندهی حداکثری مبارزان، این همایش و برنامه‌های دیگری که تنها در یک هفته گذشته در شهرهای مختلف کشور آلمان، به‌ویژه در هامبورگ و مونیخ برگزار شده، خود نمونه‌ای از تلاشهای من و تیم اجرایی همراهم برای بسیج ایرانیان خارج کشور است. خوشحالم به شما اطلاع بدهم که در همین پنج ماه گذشته شمار گروه‌هایی که در چارچوب همگرایی مونیخ با یکدیگر همکاری می‌کنند، حدودا سه‌برابر شده است. این گروه‌ها در ماه‌هایی که گذشت تلاش‌های جدی را برای بسیج و سازماندهی نیروها در خارج و داخل انجام داده‌اند که در همایش امروز، تنها گزیده‌هایی از آن به اطلاع شما رسید؛ که البته در خصوص آنچه داخل کشور انجام می‌گیرد، کمتر می‌توان وارد جزئیات شد. اما به طور کلی باید گفت که انتظار ملت بزرگ ایران، تداوم و افزایش شتاب این فعالیت‌ها است. در حوزه تدوین برنامه و ارائه چشم‌انداز دوباره ساختن کشور، پروژه شکوفایی ایران در ماه‌های اخیر گام‌های بسیار بلندی برداشته است که به سمع و نظر شما رسیده است. توصیه من این است که پیشنهادهای خود برای بهبود این برنامه‌ها را با دست‌اندرکاران آن در میان بگذارید، تخصص خود را در اختیار این پروژه قرار دهید، و درباره راه حل‌های ارائه‌ شده با حلقه اطرافیان و آشنایان خود گفتگو کنید. از گروهها و احزاب سیاسی می‌خواهم که حول کلیت برنامه‌های دوران گذار گرد هم بیایند تا بتوانیم به جامعه ایران و جامعه بین‌الملل این اطمینان را بدهیم که ایران پس از جمهوری اسلامی، ایرانی باثبات، آزاد،‌ امن، ‌و شکوفا خواهد بود. جمهوری اسلامی امروز در سراشیبی سقوط است اما ما ایرانیان خودمان باید سرنوشت ایران را تعیین کنیم. به هر میزان که ما در این زمینه کم‌کاری کنیم، دیگرانی که لزوما منافع‌شان با منافع ملت بزرگ ایران یکی نیست، فرصت نقش‌آفرینی بیشتر خواهند داشت. در همین راستا، در هفته‌های آینده از وبسایت کمپینی رونمایی خواهیم کرد که هم‌چون شاهراهی برای جذب نیروها، ثبت ایده‌ها، گزارش رویدادها، ارائه برنامه‌ها، سازماندهی مبارزان، و گردآوری کمکهای مالی خواهد بود. من از همه شما دعوت می‌کنم که آماده فعالیت در این کمپین سراسری باشید. من هم‌چنان نقش خود را ایفا می‌کنم. از شما نیز انتظار دارم که نقش خود را ایفا کنید: اختلافات جزئی را کنار بگذارید. از هرگونه درگیری با یکدیگر بپرهیزید و تنها با دشمن مشترک مبارزه کنید. هواداران خود را بسیج کنید و در کنار من و در کنار یکدیگر، برای آرمانی والا بایستید: نجات ایران. در برنامه دولت انتقالی برای دوران اضطرار، برنامه گذار سیاسی، از پیش از سقوط جمهوری اسلامی تا تحویل گرفتن امور به دست نخستین دولت منتخب را به منظور بررسی متخصصان، سازمان‌های سیاسی و نهادهای مدنی ارائه کرده‌ایم. در این برنامه، برای فاز کنونی، یعنی پیش از سقوط جمهوری اسلامی، دو نهاد کلیدی تشکیل می‌شود: تیم موقت اجرایی، و در کنار آن نهاد خیزش ملی که به عنوان یک نهاد مشورتی استراتژیک عمل خواهد کرد. چنانکه در طرح پیشنهادی ما آمده است، تیم موقت اجرایی پس از پیروزی انقلاب، و تشکیل دولت گذار، منحل خواهد شد؛ و نهاد خیزش ملی به عملکرد خود نه تنها به عنوان یک نهاد مشورتی بلکه به عنوان نهاد قانون‌گذاری موقت تا زمان تشکیل نخستین مجلس منتخب عمل خواهد کرد. من از همه کارشناسان و به‌ویژه حقوقدانان می‌خواهم که این برنامه پیشنهادی را بررسی کنند و نظرات کارشناسی خود را با ما در میان بگذارند. خامنه‌ای و رژیم شکست‌خورده‌اش، حالا که بیش از همیشه، سقوط را در مقابل چشمان خود می‌بینند، تهدیدهای خود را علیه من افزایش داده‌اند. من اما از همان روزی که این مبارزه را آغاز کردم، با این تهدیدها زندگی کرده‌ام و هرگز هراسی به دل راه نداده‌ام. شما زنان و مردان هم‌وطنم در شهرها و روستاهای سراسر ایران، کارگران، دانشجویان، بازاریان، جوانان و نوجوانان، بدانید که تهدیدها در عزم و اراده من برای به سرانجام رساندن ماموریت بزرگ زندگیم، خللی ایجاد نخواهد کرد. علی خامنه‌ای بداند که رژیمش متزلزل است، بیشتر اطرافیانش از او متنفرند، جمع زیادی از پاسدارانش منتظر فرصتند تا از کشتی در حال غرق شدن جمهوری اسلامی بگریزند،‌ و اکثریت قاطع ملت از او و رژیمش بیزارند. انتهای این مسیری که می‌رود مواجه شدن با انفجار خشم انباشته‌شده ملت است و عاقبت خوبی برایش نخواهد داشت. ما میهن‌دوستانِ آزادیخواه، از تبار و جنس این فرقه تبهکار نیستیم که در پشت‌بام‌ها اعدام‌های صحرایی به راه اندازیم. به او می‌گوییم که از این مسیرِ منتهی به خون و آتش باز گردد. بیش از این، مرگ و رنج را بر ملت بزرگ ایران و حتی حامیان خود تحمیل نکند. تعهد ما به برگزاری یک دادگاه منصفانه منطبق با استانداردهای بین‌المللی، شامل خامنه‌ای نیز می‌شود؛ آنچه خود او از ایرانیان دریغ کرده‌ است. ملت بزرگ ایران، پیروزی ما از هر زمان نزدیک‌تر است. به نیروی خود باور داشته باشیم. ما ملت متحد، آگاه و دلیری هستیم که این رژیم هرگز نتوانسته بر فرهنگ و تاریخ و تمدن ما پیروز شود. جمهوری اسلامی به زباله‌دان تاریخ می‌رود؛ و ایران و ملت ما، آزاد و سربلند، از این دوره سخت به سلامت عبور خواهد کرد. ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم! پاینده ایران،

Reza Pahlavi

862,648 次观看 • 1 年前

«پدر ایران» به «رهبر ایران» تبدیل شد با مطالعه هشت خط ابتدایی از بخش اول طرح ارائه‌ شده توسط رضا پهلوی (طرح موسوم به پروژه شکوفایی ایران) جهت مدیریتِ پیش و پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، به‌ روشنی میتوان دریافت که شهوت قدرت و عطش در اختیار گرفتن تاج و تخت پادشاهی چنان سراسر وجود ایشان را فرا گرفته که حد و حصری برای آن متصور نیست. در همان چند سطر ابتدایی این طرح، ایشان خود را «رهبر خیزش ملی» معرفی کرده و تعابیری چون «تصمیمات رهبر»، «به پیشنهاد اعضا و تأیید رهبر»، «وظیفه‌ی عملیاتی‌کردن تصمیمات رهبر»، «تحت رهبریِ رهبر خیزش...» و .. در بند بند این طرح موهومی موج می‌زند. تحکم مشهود در ادبیات این طرح چنان بوی دیکتاتوری می‌دهد که هر کسی به ‌سادگی در می‌یابد تشنگان سلطنت و عاشقان سیستم ارباب-رعیتی و مشتاقان تحمیل «حکومتی تک‌ حزبی و مادام‌العمر» به مردم، حتی در فریب ملت نیز ناشیانه رفتار کرده‌اند و نتوانسته‌اند در ابتدای کار، نیات واقعی خود را پنهان سازند. با این پرده‌دری، از همین حالا میتوان تصور کرد که رهبر خودخوانده‌ سلطنت، فعلاً شعارهای تکراری می‌دهد و در صورت یافتن مجالی، به دیکتاتور دیگری مبدل خواهد شد. نامگذاری مجلس شورا به «مهستان»، بدون مشورت با مردم و اشاره‌ی مستقیم به انتخاباتی که تنها دو گزینه‌ی «رئیس‌جمهور» یا «پادشاه» را به ملت ارائه خواهد کرد، یادآور مدل رفراندوم ۱۳۵۸ جمهوری اسلامی است که مردم صرفاً «آری یا نه» به یک نظام از پیش طراحی‌ شده داشتند، نه حق انتخاب واقعی. پهلوی که پیش‌تر خود را دلسوزی بی‌اعتنا به مقام و مسند معرفی می‌کرد، در ادامه‌ی مسیر، به سبک و سیاق استالین و موسولینی از علاقه‌اش به شنیدن لقب «پدر» سخن گفت و حالا، در جای‌ جای یک طرح توهم‌ آلود، خود را «رهبر فلان خیزش» می‌نامد و بدیهی است هر تحلیل‌گر منصفی در می‌یابد افق چنین رویکردی جز #تمرکز_قدرت و #حذف_ملت، چیزی نخواهد بود. در ساختارهایی که در سده‌ی اخیر جهان دیگر منسوخ شده‌اند، شاه و رهبر در رأس بوده‌اند، اما مردم ایران اکنون از هر دو الگو آسیب دیده‌اند، وای به شخص و اندیشه‌ای که خود را «هم رهبر» و «هم شاه» می‌داند و پیشاپیش از دستورات، تصمیمات و لزوم اطاعت زیردستان سخن رانده است. در مسیری که آینده سیاسی ایران باید طی کند، اصل بنیادین مردم‌ سالاری نباید قربانی قدرت‌ طلبی شود. هر طرح نجات‌بخش و واقعی، زمانی مشروعیت خواهد داشت که بر محور اراده‌ی مردم و نه افراد یا گروه‌ها، شکل گیرد. ساختار مطلوب آینده باید بر پایه‌ی شوراهای منتخب مردم، نظارت‌پذیری مستمر و نفی تمرکز قدرت بنا شود، به‌ گونه‌ای که هیچ فرد یا نهادی نتواند خود را بالاتر از ملت قرار دهد یا نقش رهبری دائمی برای خود قائل شود. اگر قرار است گذار از استبداد واقعی باشد، تنها با حذف کامل منطق سلطه‌گری و اولویت‌ دادن به خرد جمعی میسر خواهد بود. و اما یکی از مشکوک‌ ترین بخش‌های طرح پهلوی، اشاره به بازه‌ی زمانی «دو الی سه ساله» (با تأکید بر امکان تمدید!) برای #دوران_گذار است، تا جناب «رهبر خودخوانده» فرصت کافی برای رهبری، لابی‌گری، مهندسی انتخاب و... داشته باشد، غافل از آنکه دوران چنین فریبکاری‌هایی به سر آمده و مردم بسیار آگاه‌تر از گذشته، به ‌دنبال مطالبه‌ حقوق مسلم خود هستند. #محمدعلی_طاهری #رنسانس_ایران_آزاد #نه_به_حکومت_مادام‌العمری #Taheri_Movement

Mohammad Ali Taheri Movement

24,099 次观看 • 1 年前

انقلاب در تراشه‌ها: کامپیوتری که با نویز کار می‌کند، نه منطق! اکستروپیک - Extropic، استارتاپی از سان‌فرانسیسکو است که توسط «Guillaume Verdon» معروف به Beff Jezos، مهندس سابق Google X و Quantum AI، در سال ۲۰۲۲ تأسیس شد. هدف آن ساخت نوع جدیدی از رایانه و پردازشگر بوده است: کامپیوتر احتمالاتی ترمودینامیکی. این سیستم از نویز حرارتی (همان نوسانات طبیعی الکترون‌ها) نه به عنوان مزاحم (که معمولاً عامل ایجاد خطا است و کلی الگوریتم برای رفع آن وجود دارد)، بلکه به عنوان سوپرپاور محاسباتی استفاده می‌کند. هسته‌ی فناوری Extropic تراشه‌ای است به نام TSU (Thermodynamic Sampling Unit)، نخستین رایانه‌ی مقیاس‌پذیر مبتنی بر p-bit، یعنی بیت‌های احتمالی که به جای ۰ یا ۱ قطعی، مانند سکه‌ای با احتمال تنظیم‌پذیر (مثلاً ۶۰٪ شیر) عمل می‌کنند. شبکه‌ای از p-bitها از طریق فرآیند Gibbs Sampling محاسبات احتمالاتی را انجام می‌دهد، به بیان ساده، این سخت‌افزار به جای اینکه فقط جواب «درست یا غلط» بدهد، با نمونه‌گیری از توزیع‌های احتمالی تصمیم می‌گیرد، مشابه کاری که مغز انسان انجام می‌دهد. (خیلی دقت کنید که کلاً با پردازشگرهای کوانتومی متفاوت است و اشتباه نشود) نسل جدید مدل Extropic، یعنی DTM (Denoising Thermo Model)، نسخه‌ی فیزیکی مدل‌های diffusion است که داده‌هایی مانند تصاویر را با مصرف انرژی هزاران برابر کمتر از GPU تولید می‌کند (بدون نیاز به هزاران ضرب‌ماتریس سنگین مانند GPUها). نتیجه، مصرف انرژی بسیار کمتر و سرعت بالاتر در وظایف احتمالی است، از جمله در مدل‌های زایشی (Generative AI) که متن یا تصویر تولید می‌کنند، یا در شبیه‌سازی‌های علمی پیچیده مثل پیش‌بینی هوا و مدل‌های مالی. Extropic همچنین یک کتابخانه پایتون متن‌باز به نام THRML ارائه کرده که به پژوهشگران اجازه می‌دهد الگوریتم‌های ترمودینامیکی را شبیه‌سازی کرده و برای اجرای واقعی روی TSU آماده کنند. اهمیت این دستاورد در آن است که می‌تواند بحران انرژی در عصر هوش مصنوعی را حل کند: مدل‌هایی مانند GPT-5 به مقادیر عظیم برق نیاز دارند، اما تراشه‌های Extropic براساس ادعای ایشان تا ۱۰,۰۰۰ برابر کم‌انرژی‌تر کار می‌کنند، در دمای اتاق و بدون نیاز به خنک‌کننده کوانتومی. با این حال، فناوری هنوز در مراحل اولیه‌ی اثبات است. اگر ادعاهای آن در مقیاس بزرگ تأیید شوند، Extropic می‌تواند مسیر جدیدی در محاسبات باز کند، راهی بین هوش مصنوعی کلاسیک و کوانتومی، و شاید رقیبی جدی برای انویدیا در عصر بعدی پردازش. **** پینوشت 1 و ضروری: این آقای Verdon از خوبهای Post-Humanism است و بنیان‌گذار جنبش e/acc (Effective Accelerationism) است و بی‌وقفه این جنبش تکنو-اپتیمیسم رادیکال را ترویج می‌دهد (خداش خیر دهاد). این جنبش بر شتاب‌دهی حداکثری پیشرفت فناوری (به ویژه AI) بدون ترمزهای ایمنی بیش از حد تأکید دارد، این جنبش مخالف "decels" (کُندکننده‌ها) و doomers (بدبین‌های AI) است و e/acc باور دارد تسریع نوآوری، entropy جهان را افزایش می‌دهد، مقیاس کارداشف را بالا می‌برد و درنهایت مشکلات بشر (فقر، جنگ، اقلیم) را حل می‌کند. همچنین گول ظاهر این عزیز را نخورده و ایشان یکی از بسیار ترول‌کنندگان و میم‌بازهای قهار اینترنت است. پینوشت2: این ویدیو هم با کمک سرویس iSegar0 || سگارو ترجمه و زیرنویس‌دار شده است. وی نیز خداش خیر فراوان دهاد.

Masoud Zamani

18,407 次观看 • 9 个月前