Video wird geladen...

Video konnte nicht geladen werden

Zur Startseite

یکی از سنگین‌ترین(واقعا نمی‌دونم چه صفتی باید به‌کار ببرم) موقعیت‌ها پس از ۱۸ و ۱۹ دی، تدوین ویدیو مراسم خاکسپاری عارف بود. چندین و چند ویدیو به دستم رسیده بود که لحظه به لحظه‌ش کافی بود برای فروپاشی. بدون اغراق حدود یک ساعت زمانی که برای ادیت گذاشتم، اشک...

42,375 Aufrufe • vor 2 Monaten •via X (Twitter)

13 Kommentare

Profilbild von Damooon
Damooonvor 2 Monaten

وای خدایا چند بار دیدم و‌گریه کردم....خدایا کی تموم‌میشه😭😭

Profilbild von Catastrophic
Catastrophicvor 2 Monaten

@mojtaba45332206 هنوز می تونم هر بار با یه عکس، یه ویدیو به خاک سیاه بشینم! انتقامتون رو می گیریم 😭 #KingRezaPahlaviForIran #JavidShah

Profilbild von من غلام قمرم
من غلام قمرمvor 2 Monaten

آخ از این مصیبت

Profilbild von inaraS_nashE
inaraS_nashEvor 2 Monaten

آخه چه گناهی کردیم ما که باید اینجوری تاوان بدیم؟؟؟؟

Profilbild von maryam moghaddam👑 🇮🇷
maryam moghaddam👑 🇮🇷vor 2 Monaten

😭😭😭😭

Profilbild von Rom
Romvor 2 Monaten

اینارو ببینیم و حرف از نسل کشی غزه بزنیم!!!!!!!!!!؟ اونم بد اینم بدتر

Profilbild von Shah Rokh
Shah Rokhvor 1 Monat

در فراخوان بعدی اگر زنده بمانیم میزبان رضا شاه دوم هستیم اگر جاویدنام شویم میهمان محمدرضا شاه هستیم #جاویدشاه

Profilbild von V.R ¯⁠\⁠_⁠(⁠ツ⁠)⁠_⁠/⁠¯⁩🇮🇷
V.R ¯⁠\⁠_⁠(⁠ツ⁠)⁠_⁠/⁠¯⁩🇮🇷vor 2 Monaten

😥💔

Profilbild von Sarina
Sarinavor 2 Monaten

🖤😢🖤

Profilbild von ْ
ْvor 2 Monaten

آخ جوونیم…

Profilbild von Shirin
Shirinvor 2 Monaten

😭😭😭😭😭💚🤍💔💔💔💔💔💔💔💔کشته شدگان اين سال عاشق‌ترين ِ زنده‌گان بوده‌اند.

Profilbild von parizad
parizadvor 2 Monaten

وای

Profilbild von MehS
MehSvor 1 Monat

از او بگو به دنیا #عارف_میرموسوی

Ähnliche Videos

ویدیویی به دست ایران‌وایر رسیده، که لحظه تحویل پیکر فائزه مستعان به پدرش را در پارکینگ یک ساختمان مسکونی در فردیس کرج نشان می‌دهد. در این تصاویر، پدر با صدا زدن دخترش می‌گوید: «فائزه بابا، اشکت اومده.» این پدرش سوگوار به افرادی که کنار پیکر فائزه هستند می‌گوید: «این(فائزه) از هشتگرد اومده تا اینجا. ببرمش پهلوی خانواده.» در بخشی از این ویدیو، فردی در پاسخ به پرسش حاضران درباره نحوه پیدا شدن پدر فائزه می‌گوید تلفن همراه او(فائزه) زنگ خورده بود. ویدیو مربوط به شامگاه ۱۸ دی است. فائزه مستعان، متولد مهر ۱۳۸۴، در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله به سینه کشته شد. بنا بر روایت شاهدان، پس از قطع تماس با او، خانواده‌اش در همان منطقه به جست‌وجو پرداختند و در نهایت پیکرش توسط یکی از معترضان به خانواده تحویل داده شد. به گفته نزدیکان، پیکر فائزه تا حوالی ساعت ۶ صبح در آغوش مادرش بود و سپس برای کالبدشکافی منتقل شد. گزارش‌ها حاکی است که پیکر او حدود دو روز بعد به خانواده تحویل داده شد. مادر فائزه در جریان مراسم خاکسپاری دچار کما شد و مراسم بدون حضور او برگزار شد.

ایران وایر

20,391 Aufrufe • vor 8 Monaten

‌عبید زاکانی در حکایتی قریب به این ‌مضمون ‌می‌گوید: ‌ مردی که دل به خاتونی داده بود به او پیام داد که «آیا کنیزت نامه مرا به تو رساند؟». ‌خاتون گفت:«نه اما از او خواهم پرسید». ‌چون از کنیز پرسید، کنیز گفت: «آری نامه‌ای نوشته بود که ای خاتون بیا تا تو را بگ...م» ‌خاتون‌ با تعجب پرسید: «واقعا چنین نوشته بود؟».‌کنیز گفت:«نه خاتون، چندین رقعه(ورق) سخن زیبا نوشته بود اما غرض همان بود که با تو گفتم!». برخی هستند که از انبوهی تملق و تَبَیُّض (اشتقاق از بیضه) و مقدس‌سازی در این مملکت، خسته شده‌اند و به امید بهبود، چشم به آن سوی آبها دوخته‌اند ولی حالا بعد از این فیلم شاید فهمیده باشند که خلاصی از این طایفه چه در داخل یا خارج به این سهولت ممکن نیست و صاحبان صنعت و این ادوات مفرح برای اسافل همچنان مشتری دارند از آن مهم‌تر معلوم می‌شود که آن همه بیانیه و میتینگ و چندین و چند رقعه و و عده برای «آزادی» و «فردای آزادی» یک غرض، بیشتر نداشته و آن هم همان است که کنیزک به خاتون گفت!

سهند ایرانمهر

128,858 Aufrufe • vor 1 Jahr

تفاوت بین دولت و مردم ایران و دولت و مردم آمریکا در نگاه مجری مشهور تلوزیون هند: "داشتم این دو مورد را با هم مقایسه می‌کردم؛ قصد بی‌احترامی به دولت آمریکا را ندارم، اما دو صحنه وجود داشت که بسیار تأمل‌برانگیز و چشمگیر بود. یکی از آن صحنه‌ها مربوط به میزان مشارکت و حضور مردم ایران بود؛ میلیون‌ها نفر در مراسم تشییع جنازه آیت‌الله خامنه‌ای شرکت کردند. به اعتقاد من این رویداد صرفاً سوگواری برای آیت‌الله خامنه‌ای نبود، بلکه در عین حال، نوعی جشن پیروزی ایران بر کشوری به نظر می‌رسید که مدعی ابرقدرت بودن است. از سوی دیگر تصاویر بسیار تأسف‌باری از واشنگتن و نقاط مختلف آمریکا دیدم؛ زمانی که برای جشن دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس ایالات متحده آمریکا تقریباً هیچ‌کس حاضر نشد، چرا که این مراسم بیش از حد سیاسی شده بود و جامعه آمریکا دچار تفرقه شدیدی است. در حالی که تدارکاتی برای گردهمایی صدها هزار نفر در واشنگتن دیده شده بود، تنها حدود ۳۰۰ نفر حضور یافتند؛ صحنه‌ای که برای دونالد ترامپ مایه شرمساری کامل بود."

فواد ایزدی Foad Izadi

17,111 Aufrufe • vor 3 Monaten

روایتی از بازدید سعید جلیلی از نمایشگاه کتاب تهران دیروز با دکتر جلیلی راهی نمایشگاه کتاب تهران شدم. برای یک بازدید و نه یک حضور مانند حضور های سرزده و سرنزده، نه از آن حضور های پرطمطراق مسئول‌مآبانه و از سر سیری و نمایشی و دکوری. بلکه یک بازدید از جنس یک مرد کتابخوان، با همان حال و هوای کتاب‌بازها، رفته بود که کتاب ببیند و بخرد. اولش مهمان دو مراسم رونمایی کتاب بود. سالن پر شده بود، بیش از جا. اولی کتاب خاطرات شهید علی محمدی، دانشمند هسته‌ای، که همسرش بود و نویسنده و خود جلیلی. سالن انگار نفسش بند آمده بود از حضور آدم‌ها. کتاب بعدی هم «سلاح نامرئی» بود، نوشته‌ی مسعود براتی و سید حامد ترابی، که به ماجرای تحریم‌ها پرداخته بود. انتخاب این دو کتاب خودش حرف داشت. اولی پیامی بود به صورت آن‌هایی که ادعای علم بدون مرز دارند اما دانشمندان ما را ترور کردند، به قول جلیلی: «این شهدا، با همان دانش بومی، دشمن را چنان به هم ریختند که هنوز دست‌وپایشان را گم کرده‌اند.» کتاب دوم هم انگار یک ذره‌بین بود روی سلاح نامرئی دشمن، تحریم. جلیلی گفت: «ملتی که می‌خواهد به قله برسد، باید موانع را بشناسد و ازشان نترسد.» این دو کتاب‌ها از آن جهت انتخاب شده بودند که دو تیغ بودند، یکی برای نشان دادن راه، یکی برای زدن به ریشه‌ی مانع. از همان اول که پای مان را در نمایشگاه گذاشتیم جلیلی همانطور که پیشتر گفتم یک بازدید کننده و یک جفت چشم بود که انگار دنبال گنج می‌گشت در قفسه‌های کتاب. بعد از مراسم، جلیلی راه افتاد در غرفه‌ها. در میان این غرفه گردی ها چند نکته جالب به نظرم آمد: اول، دقتش عجیب بود. در هر غرفه که می‌رسید، نه از آن سوال‌های الکی که فقط برای پر کردن وقت باشد. کتاب‌ها را یکی‌یکی دست می‌گرفت، ورق می‌زد، چند خطی می‌خواند. حتی توی غرفه‌های گمنام، جالب آنکه یکی دو مورد پیش آمده بود کتاب‌هایی را می‌شناخت که غرفه دار از ته قفسه کشیدند بیرون، چون جلیلی اسمش را گفت. انگار این آدم، نقشه‌ی کل نمایشگاه را در سرش داشت. دوم، نگاهش به کتاب‌ها، نگاه یک آدم سیاسی نبود. یک کتاب‌باز واقعی بود. از غرفه‌ای که دو تا معلم شهرستانی برای بچه‌ها قصه نوشته بودند تا غرفه‌ی پژوهش‌های تاریخی درباره‌ی خلیج فارس. از ادبیات داستانی غرب تا کتاب‌های سینمایی، از غرفه‌ی یک دختر نوجوان که از دیدنش ذوق‌زده شد تا غرفه‌های شلوغ‌تر. جالب آنکه هر غرفه ای را که می ایستاد برای حال و احوال پرسی نبود، سر کتاب هایش می ایستاد و معمولا در هر غرفه ای مقداری از یکی دو کتابی که چشم اش را می گرفت را می خواند. سوم، عجیب بود که بیشتر غرفه‌هایی که سر زد، غرفه‌های کوچک و گمنام بودند. انگار عمداً از غرفه‌های پرزرق‌وبرق دوری می‌کرد. فقط آخر سر، دو سه تا غرفه‌ی اصلی را دید که دیگر داشتیم می‌رفتیم. چهار، پنج ساعت در نمایشگاه بودیم چندین جلد کتاب خرید، خریدنی که ما را هم به صرافت انداخت تا دو سه تایی از آن ها را خریداری کنیم. آنچه جلیلی از فرهنگ سیاسی و اهمیت کتابخوانی گفت را می شد در خود او دید او علم و کنش اش توییتری نیست کتابخوان است و به دنبال عمق در مسائل...

رضا صالحی

12,986 Aufrufe • vor 1 Jahr

«این شخص را به خاطر دارید؟ نام او علیرضا علوانی ست. او همان دلسوز محیط زیست و کسی است که سال ۹۶ در هنگام ثبت‌نام انتخابات ریاست جمهوری مقابل دوربین‌های تلویزیونی، بی‌آبی و قطع برق این روزها را پیش‌بینی کرد. آن روز خیلی‌ها به او خندیدند و به نوعی زنگ تفریحی برای انتخابات ریاست جمهوری آن سال بود. اما هرچه او گفته بود درست از آب درآمد. او در بیوی صفحه اینستاگرام خود جمله عجیبی داشت. او که یک فعال محیط زیست است خودش را در صفحه‌اش «رهبر طبیعت» و «گراز» معرفی کرده بود و نوشته بود که از بزها متنفر است. چرا که از نگاه او گراز با کندن زمین باعث باروری و حاصلخیزی آن می‌شود و بز به شکلی می‌چرد که پشت سرش هیچ پوشش گیاهی باقی نمی‌ماند. تاسف‌‌بار اینجاست که درست در میانه بحران آب و برقی که او پیش‌بینی کرده بود، او را روانه زندان کرده‌اند. علیرضا علوانی روز ۲۷ مردادماه به اتهام توهین به رهبری و توهین به مقدسات، برای طی دوران محکومیت خود روانه زندان یاسوج شد. گفته شده است یکی از اتهامات او گذاشتن لایو در صفحه اینستاگرامش بود که در میان جمعیتی که عازم انجام مراسم اربعین بودند رفته بود و از آنها می‌خواست دست از خرافات بردارند. او پیش از این نیز سابقه احضار و دستگیری و پرونده‌سازی به خاطر فعالیت‌هایش در حوزه محیط زیست و همچنین اعتراض به روش حکومتداری جمهوری اسلامی داشت. صدایش باشیم.» متن و ویدیو از صفحه مسیح علی‌نژاد #آب_برق_زندگی #یاسوج #علیرضا_علوانی #یاری_مدنی_توانا

توانا Tavaana

51,414 Aufrufe • vor 1 Jahr