Ramin Fallah's banner
Ramin Fallah's profile picture

Ramin Fallah

@raminfallahh17,791 subscribers

ارشد الهیات و علوم سیاسی - دانشگاه ملی ایران @pahlavireza 𝐌𝐲 𝐋𝐞𝐚𝐝𝐞𝐫 𝐌𝐲 𝐊𝐢𝐧𝐠 👑

Videos

raminfallahh's profile picture

#فوری اختصاصی ـ این سخنان رییس اسبق MI6 در مورد لاریجانی رو چگونه باید تحلیل کنیم؛ اصلا بریتانیا در پرونده ایران به دنبال چیست؟ چرا چارلز سوم گفت «همه چیز دارد به عقب برمیگردد؟» اولا توییت کوت‌شده که مدتی بعد از حذف لاریجانی نوشتیم را بخونید تا ببینید اسرائیل و آمریکا چجوری دارند همزمان مسکو و لندن را آچمز میکنند ما قبلا گفتیم بریتانیا نیز همراه آمریکا و اسرائیل خواهان رژیم چنج در ایران است، یعنی روی سقوط جمهوری اسلامی متحد هستند، اما در نوع رژیم چنج است که اختلاف نظر دارند! منطق استراتژیکی که مطرح می‌کنیم دقیقاً همان نقطه‌ای را نشانه می‌رود که خیلی از تحلیل‌گران سطحی از دیدنش عاجزند: تفاوت ذاتی و ساختاری در نوع و اهداف رژیم‌چنج میان بریتانیا و محور آمریکا-اسرائیل حالا تکه های پازل را کنار هم قرار دهیم: ۱. لاریجانی؛ مهرهٔ بازی‌ساز لندن و سدّ راهِ تسلیمِ کامل حذف لاریجانی دقیقا به معنای از دست رفتنِ آخرین بالِ دیپلماسیِ پنهانِ رژیم با اروپا (لندن) و مسکو بود اگر یادتان باشد بعد ازحذف خامنه‌ای گفته شد که خامنه‌ای قبل از مرگ لاریجانی را جانشین خود اعلام کرده بود. تحرکات بعدی لاریجانی تا قبل از حذف و فضایی که به او داده شد این موضوع را تا حدودی تایید میکند. نه اینکه واقعا خامنه‌ای او را جانشین خود کرده بود، بلکه به این معناست که مسکو و لندن روی لاریجانی پس از خامنه‌ای بسته بودند خط مسکو و لندن در اتاق فرمان رژیم با سپردن اختیارات کلیدی به لاریجانی، قصد داشت با استفاده از «مذاکره کنترل‌شده» و بازی در زمین دیپلماسی اروپا، مانع از اجرای کامل فاز دوم کمپین ترامپ (فشار حداکثری + پذیرش شروط تسلیم) شود و با تسلیم حداقلی، سایه جنگ را از سر رژیم بردارد و سپس شروع کند به اصلاحات ساختاری در درون رژیم و یک ضد انقلاب علیه انقلاب شیرخورشید رقم بزنند ابراز تأسف اخیر رئیس اسبق MI6 از حذف او، مهر تأییدی بر همین تحلیل چند ماه پیش ماست اظهارات او مبنی بر «امیدواری برای تعطیلی مناقشه نظامی» دقیقا تنفر لندن از تغییرات ساختاریِ بنیادین و از دست رفتن کانال‌های نفوذش را نشان می‌دهد. ۲. دو مدل «رژیم‌چنج»؛ اصطکاک بریتانیا با آمریکا و اسرائیل هرچند بریتانیا در ائتلاف جهانی حضور دارد و سقوط رژیم را اجتناب‌ناپذیر می‌داند، اما الگوی براندازی مد نظر لندن با واشنگتن و تل‌آویو کاملاً متفاوت است: پروژه بریتانیا (تغییر از بالا / اصلاح ساختاری): هدف لندن حفظ شاکله‌ای از طبقه حاکم و کارگزاران فعلی، دستکاری در قانون اساسی و روی کار آوردن یک «جمهوری به‌ظاهر دموکراتیک» یا همان جمهوری سوم است آن‌ها می‌خواهند با حفظ تکنوکرات‌ها و مهره‌های نرم‌تر، شبکه نفوذ تاریخی خود در ایران را حفظ کنند و مانع از روی کار آمدن یک حاکمیت صددرصد ملی و جدید شوند پروژه آمریکا و اسرائیل (تغییر ساختاری از پایین / انقلاب ساختاری): هدف اسرائیل و آمریکا برچیده شدن کامل ماشین سرکوب و ایدئولوژی رژیم، فروپاشی تمام‌عیار ساختار موجود و روی کار آمدن حکومتی کاملاً جدید، ملی‌گرا و ثبات‌آفرین است که پرونده تهدیدات منطقه‌ای را برای همیشه ببندد. و تنها راه ممکن انقلاب و تغییر از پایین است ۳. پادشاه رضا پهلوی؛ ضامنِ عدمِ آنارشی در ایران بزرگ‌ترین مترسک و اهرم فشاری که بریتانیا و جریان‌های ۵۷ی برای جابه‌جایی «تغییر از بالا» استفاده می‌کنند، هراس‌افکنی از خطر «هرج‌ومرج و تجزیه» در صورت وقوع انقلاب از پایین است دقیقاً در همین‌جاست که نقش تاریخی و استراتژیک پادشاه رضا پهلوی مشخص می‌شود: یک انقلاب از پایین، برای اینکه به آنارشی، جنگ داخلی یا تجزیه نرسد، نیازمند یک «پارسنگِ مشروعیت» و نمادِ همبستگی ملی است پادشاه رضا پهلوی تنها چترِ همگرایی و پارادایم مشروعیتی است که می‌تواند خروش و انقلاب ملت از پایین را به یک «انتقال قدرت کنترل‌شده، امن و بی‌خطر» متصل کند حضور او نماد یکپارچگی ایران و خنثی‌کننده سناریوی تجزیه است؛ و همین امر، نقشه بریتانیا برای تحمیل یک «جمهوریِ دست‌نشانده» دیگر را کاملاً مسدود می‌کند. آنچه که اسرائیل و آمریکا را محتاج پهلوی کرده همین موضوع است که رژیم چنج با انقلاب نیازمند نقش‌آفرینی یک رهبر ملی است. جمع‌بندی سخنان رئیس اسبق MI6 اثبات کرد که اروپا از فقدانِ مهره‌های بازی‌سازش در تهران گیج شده است. تلاش لندن برای تزریق اصلاح‌طلبان و مهره‌های درون‌ساختمانی به آینده ایران، آخرین تلاش برای حفظ «ایرانِ ضعیف‌نگه‌داشته‌شد» است. اما روند حوادث به سمتی می‌رود که خروش مردم از پایین، با تکیه بر مشروعیت نهاد پادشاهی و رهبری پادشاه، نه تنها رژیم را به کلی ساقط می‌کند، بلکه دست نفوذ قدیمی‌ترین بازیگران استعماری را نیز برای همیشه از خاک ایران کوتاه خواهد کرد #جاویدشاه

Ramin Fallah

85,898 次观看 • 16 天前

#فوری اختصاصی ـ قطعنامه شورای حکام به شورای امنیت ارجاع داده شد. رژیم به مسلخ بین‌المللی سپرده شد. این همان کاتالیزور دوم حقوقی و قطعه‌ی گمشده‌ی پازل است که کنار قطعنامه ۲۸۱۷ و محاصره دریایی قرار می‌گیرد تا پرونده رژیم را از تمامی زوایا تحت فصل هفتم منشور ملل متحد قفل کند. این ارجاع، انحراف هسته‌ای و نقض تعهدات پادمانی را به عنوان یک سند رسمی بین‌المللی ثبت می‌کند و مسیر قانونی را برای بازگشت تمام قطعنامه‌های تحریمی پیشین شورای امنیت تحت فصل هفتم (از جمله قطعنامه‌های ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷ و ۱۸۰۳) هموار می‌سازد. وقتی ارجاع بر اساس عدم پایبندی به تعهدات پادمانی صورت می‌گیرد و با تهدیدات نظامی و محاصره دریایی در خلیج فارس (قطعنامه ۲۸۱۷ و بمب‌های خوشه‌ای دیشب) هم‌زمان می‌شود: مسکو و پکن هیچ پوشش حقوقی یا مشروعیتی برای دفاع از رژیم در شورای امنیت ندارند. هزینه سیاسی پشتیبانی از یک رژیم خارج از پادمان که هم‌زمان آبراه‌های بین‌المللی را تهدید می‌کند، برای چین (که شدیداً به امنیت ترانزیت انرژی وابسته است) غیرقابل پرداخت می‌شود. حالا ائتلاف بین‌المللی دو لبه‌ی قیچی را به هم متصل کرده است: لبه اول (میدانی و اقتصادی): محاصره دریایی، فلج کردن خارگ، و قطع درآمد نفت و بنزین. لبه دوم (دیپلماتیک و بین‌المللی): ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت و سلب کامل مشروعیت حاکمیتی. فعال شدن فصل هفت منشور، حس بی‌آینده بودن و فروپاشی حتمی رژیم را در بدنه حاکمیت چند برابر می‌کند و ریزش در لایه‌های تصمیم‌گیری را سرعت می‌بخشد #جاویدشاه
1:21

Sensitive content

This media may contain sensitive content.

raminfallahh's profile picture

#فوری اختصاصی ـ قطعنامه شورای حکام به شورای امنیت ارجاع داده شد. رژیم به مسلخ بین‌المللی سپرده شد. این همان کاتالیزور دوم حقوقی و قطعه‌ی گمشده‌ی پازل است که کنار قطعنامه ۲۸۱۷ و محاصره دریایی قرار می‌گیرد تا پرونده رژیم را از تمامی زوایا تحت فصل هفتم منشور ملل متحد قفل کند. این ارجاع، انحراف هسته‌ای و نقض تعهدات پادمانی را به عنوان یک سند رسمی بین‌المللی ثبت می‌کند و مسیر قانونی را برای بازگشت تمام قطعنامه‌های تحریمی پیشین شورای امنیت تحت فصل هفتم (از جمله قطعنامه‌های ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷ و ۱۸۰۳) هموار می‌سازد. وقتی ارجاع بر اساس عدم پایبندی به تعهدات پادمانی صورت می‌گیرد و با تهدیدات نظامی و محاصره دریایی در خلیج فارس (قطعنامه ۲۸۱۷ و بمب‌های خوشه‌ای دیشب) هم‌زمان می‌شود: مسکو و پکن هیچ پوشش حقوقی یا مشروعیتی برای دفاع از رژیم در شورای امنیت ندارند. هزینه سیاسی پشتیبانی از یک رژیم خارج از پادمان که هم‌زمان آبراه‌های بین‌المللی را تهدید می‌کند، برای چین (که شدیداً به امنیت ترانزیت انرژی وابسته است) غیرقابل پرداخت می‌شود. حالا ائتلاف بین‌المللی دو لبه‌ی قیچی را به هم متصل کرده است: لبه اول (میدانی و اقتصادی): محاصره دریایی، فلج کردن خارگ، و قطع درآمد نفت و بنزین. لبه دوم (دیپلماتیک و بین‌المللی): ارجاع پرونده هسته‌ای به شورای امنیت و سلب کامل مشروعیت حاکمیتی. فعال شدن فصل هفت منشور، حس بی‌آینده بودن و فروپاشی حتمی رژیم را در بدنه حاکمیت چند برابر می‌کند و ریزش در لایه‌های تصمیم‌گیری را سرعت می‌بخشد #جاویدشاه

Ramin Fallah

56,369 次观看 • 14 天前

没有更多内容可加载