اهای لعنتی هااا من هنوز زنده ام…. #ADA $1 #Cardano

ADA Whale 🇮🇷
27,913 просмотров • 1 год назад
بعد از سپری کردن دوران بسیار سخت بیماری، من... برگشتم و هنوز زنده ام تا نابودی کامل جمهوری اسلامی رو باهم جشن بگیریم. سپاس فراوان از احوالپرسی ها و نگرانی های همه همرزمان و دوستان خوب خودم. شاد باشید.show more

Raymond 🇮🇱🇮🇷
42,457 просмотров • 2 лет назад
آهای صهیونیست های حرامزاده ؛ من هنوز زنده ام!!... یک ساختمان مسکونی چند پلاک بعد از ما رو با دو پرتابه زدن! چند نفر مجروح شدن که کشیدیم شون بیرون... علمک های گاز رو با آچار بستیم و صحنه رو ترک کردیم تا نیروهای امدادی به کارشون برسنshow more

مصطفی گرجی ☫
106,270 просмотров • 1 год назад
من باورم نمیشه من خیلی تاریخ خوندم ولی باورم... نمیشه مردم ایران در زمان حیات یکنفر فهمیدند طرف کیه و صدسال بعد از مرگش نزدن تو سر خودشون که چه کسی رو از دست دادیم باورم نمیشه زنده ام و پیر نشدم و دارم همچین درایتی از مردم ایران میبینمshow more

Khashayar
127,604 просмотров • 1 год назад
CARDANO WHALES KEEP BUYING THE DIP Cardano (Cardano Community)... whales have steadily accumulated $ADA since December 2023 despite heavy market losses, Santiment data shows. Wallets holding at least 1 million ADA now control 25.09 billion tokens. That represents roughly 67.47% of the total existing ADA supply. The accumulation comes even after ADA lost 71% of its market capitalization over nine months.show more

BSCN
28,307 просмотров • 3 месяцев назад
جنایت علیه بدنم را حق من میدانند،اما انتخاب و... زنده گی انسانی را نه! بلی!کاش در چوک کابل تجاوز ،قتل،برهنه وشکنجه ..اما نه در پشت دروازه های بسته. و حالا تعداد جای سنگسار درک میکردند که فرخنده و رخشانه ها چقدر بی کسی و تنها بودند و هستند. وقتی تولد شدم خواست خودم نبود«دختر»باشم خواستم نبود در افغانستان و در جامعه مسلمان تولد شوم..از مشخصات زنانه وجودم «از پریود،ثدیه هایم »نفرت داشتم.. اما حالا با همه سنگسار ها،زخم ها،باز میخواهم زنی باشم که خودم دوست دارم. زن که حتا پدر و برادرش دیگر دوستش ندارد..زنی که از سایه و صدای پاهای خودش میلرزد، زنی که یکبار دروازه های خانه اش شکستانده شد، اما زخم آن روی سینه و بدن،روح و روانش باقی ماند و هیچ جای دنیا حس امنیت ندارد. و امکان ندارد، شب های که بخوابم و یک بار به دروازه و شکستن آن فکر نکنم.آخرین تخت خواب راحت قبل از زندان طالب بود..و اینجا قشنگ نیست به من چون حس میکنم صد ها هزار کودکم هنوز گیر مانده آنجا در دهن هیولا ها.. قلبم آنجاست که دو سال قبل بودم . اما دیگر نمیخواهم جنایت های مردان مسلمان پشت دروازه های بسته بماند. زندان طالب ،رفتار های ریاکارانه شما تمام سرگذشت زنده گی ام را هر روز مرور میکند ، من کی ام و چی ها کشیدم.. تا زنده ام میمانم باز هم نمیخواهم نقش بازی کنم تا فردا صاحب چوکی باشم، میخواهم یک صفا کار با شرف باشم، اما درد های زنانه ام را با هیچ قیمتی نمی فروشم «سکوت نمیکنم»show more

Zarmina Paryani
108,194 просмотров • 2 лет назад
This is why Cardano. One transaction. 248 recipients. Fee:... 0.87 $ADA. Now imagine this kind of efficiency at 1 million transactions per second with Ouroboros Leios.show more

TapTools
53,303 просмотров • 1 год назад
BREAKING NEWS: THIS IS THE FINAL CHANCE TO BUY... ADA UNDER $1 🤯🤯 Investing Broz says "there is still time to buy #Cardano under $1.00, calling the latest resistance breakout a huge win for $ADA holders. Are you loading up $ADA?show more

Mintern
18,316 просмотров • 1 год назад
$SNEK jussst hit 1 Billion $ADA ($620 Million) in... volume 🎉🥂 Thisss is the first time ever that a project on #Cardano has hit the Billion mark 🔥show more

Snek
78,813 просмотров • 2 лет назад
UPDATE: Tim Warren says #Cardano is "the #1 blockchain... to build voting and hospital records—if we were to build a ballot, and people voted on the blockchain, I think $ADA is the one with the right infrastructure for that."show more

Angry Crypto Show
12,369 просмотров • 1 месяц назад
Are you ready for the biggest #Rave in the... #Cardano space? Any interaction will be considered for 1 ticket to our private party. Only 2,000 Raving Ravens will be made available so stay tuned! Tag your #CNFT squad 🪩🍾 #CNFTCommunity #ADA #CardanoNFTs #NFTshow more

Raving Ravens
22,150 просмотров • 3 лет назад
رها (زهرا) بهلولیپور، متولد ۳۰ آذر ۱۳۸۱، دانشجوی زبان... ایتالیایی دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه بود. اما از شرایط خوابگاه ناراضی بود، چندی پیش در کانال تلگرامش نوشته بود: «دلم میخواد تا صبح توی خیابون باشم اما به این خوابگاه لعنتی برنگردم.» به گفته نزدیکانش رها فرزند دوم خانوادهای ۴ نفره از ایل قشقایی است. رها ۱۹ دی ۱۴۰۴ به دلیل شلیک گلوله از سوی نیروهای جمهوری اسلامی و اصابت آن به ریهاش جان سپرد. پیکرش در شهر فیروزآباد به خاک سپرده شد. رها در کانال تلگرامش نوشته بود «من خیلی طرفدار زندگی ام» او در آخرین پیغام کانال تلگرامش چند ساعت پیش از کشتهشدنش نوشت:«یک لحظه وصل شدهم و فقط میخوام بنویسم زن، زندگی، آزادی برای همیشه.» رها بهلولیپور، در کانال تلگرامش از روزمرگیهایش مینوشت، ولی این اواخر بیشتر اخبار اعتراضات و بازداشتها را نشر میداد. رها در متنی انتقادی در مورد شرایط دانشگاه نوشته بود: «من متوجه نمیشم این دانشگاه لعنتی با این بودجه چیکار میکنه که بهانهش برای رسیدگینکردن به مشکلات و ایجاد ایمنی —که البته غلط میکنه چنین بهانهای میاره— کمبودشه! اصلا چرا میگم متوجه نمیشم؟! معلومه که دیگه صرف چی میشه! حجاببان، همایشهای مذهبی مزخرف و حراستهایی که کارشون فقط گیردادن به ظاهره و هزاران کار بیهودهی دیگه.» رها اهل مطالعه بندود، عاشق ادبیات و سینما. به فروغ فرخزاد علاقه داشت. جمهوری اسلامی جان این دختر عاشق و پرشور را گرفت و رویاهایش برای زندگی، عاشقی و آزادی، ناتمام ماند. این آدرس کانال تلگرامش است: #رها_بهلولیپور #زهرا_بهلولیپور #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴ #digitablackoutiran #iranmassacre #iranrevolution2026 اطلاعات برگرفته از اینستاگرام شیما بابایی و نوشتههای خود رها در کانال تلگرامشshow more

توانا Tavaana
160,543 просмотров • 7 месяцев назад
The physical Cardano Card is here. 💳 This is... Cardano stepping into everyday life, and you can order yours right now. Here's what you need to know: ✅ Spend $ADA and other crypto in-store, anywhere Visa is accepted ✅ Earn up to 8% Cryptoback™ on all purchases ✅ Low FX fees and global ATM access ✅ Compatible with Apple Pay and Google Pay ✅ Manage everything in the Wirex This is what real-world utility looks like. (1/🧵)show more

Cardano Card
12,350 просмотров • 4 месяцев назад
رفتیم تجریش برای سنت هرساله خرید ماهی قرمز و... سبزه و گل. رفتیم که یک کم سر دخترک گرم بشود. که یک کم از زندان خانه بیرون بزنیم. که یک هوایی بخوریم. اما بدتر دلگیر بود برای ما. تجریشی که در شبهای عید سوزن به زمیناش نمیرسید خالی بود و کمفروغ. هیچ خبری از دستفروشها و بلوایِ شادِ همیشگی نبود. همهجا ساکت. همه گذرها و کوچهها خالی از حضور انسان. نمیدانم در میانه این کثافت جنگ چند کاسب برشکست شدهاند، چند سفره خالی مانده، چند آدم ناامید شدهاند. کاش میشد کاری کرد. تجریش در روزهای منتهی به نوروز همیشه برای من قابی بود از تابآوری ما ایرانیها. که هرچقدر شرایط تاریک و هرچقدر شکافهای میان ما عمیق، هنوز هم بهار میآید و شکوفههای میرسند و نوروز، این آیین ملی، ما را کنار هم میآورد. اما انگار سایه این جنگ لعنتی روی همهچیز افتاده. تاریکی به هر گوشهای رسیده. من خیلی دوست دارم باور کنم که نوروز امسال هم مثل هر سال خواهد بود. که این آیین باستانی بالاخره دوباره چراغ خانههای ما را روشن خواهد کرد. که ما جوری (نمیدانم چطور) از انتهای این تونل وحشت بیرون میآییم و غرور ملی ترک خوردهمان را بند میزنیم و ادامه میدهیم. من به این امیدِ (شاید احمقانه) خودم چنگ میزنم. و با همین ادامه میدهم. که نوروز برای ما پیامی دارد. که فردایی هست. که زمستان سر میآید (؟).show more

Hossein Hamdieh | حسین حمدیه
60,883 просмотров • 5 месяцев назад
هنا الجزء الفيزيائي من الموضوع للي يهتم: تدرون وش... سر السرعة بنقل البيانات عندهم؟ من أعظم المشاكل اللي نواجها كمهندسين هي ال Interconnects واللي هي ببساطة الاسلاك اللي تنتقل فيها المعلومات من مكان الى مكان بالكمبيوتر، وشخصيًا عملت بهالشيء لبحثي الحالي وبالوظيفة كذلك لما تكون سرعة نقل البيانات عالية سرعة ما عاد نقدر نتعامل مع الاشارات على انها اشارات رقمية، وانما نعاملها على انها موجات كهرومغناطيسية، يعني نعاملها وفقا لنظريات ماكسويل نحتاج كمية مهولة من المحاكاة في برامج زي HFSS ثم بعدين كمية مهولة من الاختبارات بأجهزة زي VNA وعسانا نوصل مرحلة يكون فيها انعكاسات الموجات جيّد، فكل اشارة تمثل 1 بت يظهر لنا بأنها مربعة الشكل، لكنها واقعًا مبنية من الاف الاشارات ال Sin وفقا لمتحولة فورييه Forier Transform ودايم الاجزاء عالية التردد من هالموجات ال sin يسهل انعكاسها زي ما نشوف بالفيديو وزي ما تعلمنا بالرياضيات، كل موجة نشوفها زي مثلا الموجة المربعة حقت 1 Bit ما هي الا تراكمات من موجات sin كثيرة فوق بعض بترددات مختلفة، فلما يكون عندك بيانات تنتقل بسرعة، الجزء العالي التردد من هالموجات ينعكس ومن ثم شكل ال 1 Bit يتحول من مربع الى مقوس، وهذا يعني انا خسرنا معلومات وش يهمك من كل هالحكي؟ يهمك انه كل ما صارت البيانات سريعة يسهل انعكاسها ولخبطتها فيكون عندك شي اسمه Loss Budgets وهذا شي تعاني منه اكثر شركات التقنية كيف ذولا حلوا المشكلة؟ ببساطة يا اصدقاء شالوا ام ام ام الاسلاك كلها .. قرروا انه ما يكون فيه اسلاك وان المعلومات تنتقل على طول من الذاكرة للمعالج سريع سريع هههههههههshow more

ابو دانتي | Majed Al-Harbi
20,201 просмотров • 17 дней назад
پنج شنبه بعد ازظهر #تهران پنجشنبه است، آخرین روز... سال. سالی که برای ما خیلی سخت و طولانی گذشت. سالی که جنگ دیدیم، داغ دیدیم، هزاران هموطن و جوان به خاک سپردیم و دوباره #جنگ دیدیم. رفتم تجریش. راستش تجریش سالهاست منو رها نمیکنه. هر وقت دلتنگ میشم، هر وقت میترسم، هر وقت هیجان دارم یا وقتی دنبال چیزی میگردم که میدونم جای دیگه پیدا نمیشه، میرم تجریش. #تجریش همیشه شور زندگی داشت، اما امروز یک چیزی کم بود.. نه اینکه نباشه، نه… فقط مثل قبل نبود. پاساژ قائم با اون همه نور و طلا و زرق و برقش ساکتتر از همیشه بود. طلافروشیها بیشترشون بسته، دو طبقه طلا تقریباً خاموش. مغازهها خلوت، فروشندهها نشسته و منتظر، با نگاههایی که معلوم نبود پر امیدند یا خستگی یا یاس و انتظار اما بیرون، دستفروشها هنوز نفس میکشیدند،و همانها نوروز را زنده نگه داشته بودند. گلها همه جا بودند، سبزه، سنبل، ماهی قرمز، شب بو و بیدمشک.. نوروز پخش شده بود در خیابان. عطر شببو در هوا پیچیده بود، همان بویی که همیشه قبل از سال نو میآید و دل آدم را آرام میکند. کف خیابان مثل همیشه خیس بود، برگهای خیس گل ها زیر پا له میشدند و اگر حواست نبود، یک لحظه میلغزیدی. مثل همیشه… خیسی زمین بخشی از تجریش همیشه زنذه است.. محدوده پر از نیروهای امنیتی بود. امامزاده صالح همانجا، سر جایش بود. مردم میآمدند و میرفتند، نذریفروشها، نمکفروشها، آنهایی که صدا میزدند «بیا چایی بخر»، همه بودند، انگار یک تکه از زمان آنجا هیچوقت تغییر نمیکند. کنار ورودی، ترهبار کوچک پر از ماهی و بوی گندش بود و سبزی پلویی که بوی عید میداد. میوهفروشیها مثل همیشه برق میزدند، ترشیفروشها سر جایشان بودند، مردم ایستاده بودند، باقالی میخریدند، سیر میخریدند، همه جا بوی سیر میآمد و عجیب اینکه امروز این بو آزارم نمیداد، شاید چون همه چیز بوی عید میداد، حتی غمهای این مردم شریف که همیشه برای زندگی شرافتمندانه جنگیدهاند با هر قدمی که برمیداشتم، خاطرهها از جلوی چشمم رد میشدند. سالهای نو، خندهها، شلوغیها، خریدها، هیجانها، همه مثل فیلمی که روی دور تند جلو میرود. رسیدم به آبانارفروشی، همان که با دستگاه قدیمی و همیشه کمی کثیفش آبنار خنک درست میکند. ترش، خوشمزه، پر از حس زندگی. یک جرعه که میخوری، میفهمی هنوز زندگی هست. از کنار آدمها رد میشدم، چشم در چشم میشدیم و لبخندهای کوتاه، خسته اما واقعی رد و بدل میشد. یک جور همدلی خاموش بین همه بود، انگار همه میدانستند سال سختی گذشت اما امید هنوز ایستاده هرچند زخمی و بیمار تجریش امروز همزمان هم زنده بود و هم خسته، هم پر از نوروز و هم پر از ترس، هم امید داشت و هم داغ. و من میان این همه حس متضاد فقط راه میرفتم و فکر میکردم چقدر عجیب است که آدم میتواند همزمان هم دلش بخواهد سال نو شروع شود و هم از آن بترسد. هم دلش کنج امن خانه اش را بخواهد هم هیاهوی خیابان هم امیدوار باشد و هم بترسد… چه سالی را زندگی کردیم..show more

Golshan
31,832 просмотров • 5 месяцев назад
روزنوشت دوم فروردین، #تهران هرچه از شروع #جنگ میگذرد،... نوشتن سختتر میشود. نه که حرفی نباشد، هرچه هست، تکرارِ درد و ترس و زخمهایی که نه میبندند، نه حتی فرصت عادت کردن بهشان را دارم. امروز دوم فروردین است، دیشب نخوابیدم. خواب دیگر شبیه پناه نیست. بیشتر شبیه سقوط است. چشمها را میبندی و ذهنت رهایت نمیکند. صداها را حتی وقتی نیستند، میشنوی. کابوس میبینی، نگران تعلقاتت هستی از دل تهران مینویسم. شهری که در دل جنگ ایستاده، اما دیگر زنده بودنش شبیه قبل نیست. صبح که بیدار شدم، همهچیز عادی بود.و این عادی بودن ترسناکترین بخش ماجراست. چون من این پوسته شکننده عادی بودن را کنار زدم.. از ترس قطعی برق و گاز و یخچال و … املت با کره درست کردم، با چای داغ لیوانی و خامه و … انگار مرضِ خوردنِ خوراکیهای یخچالی گرفتم… و همه چیز برایم خوشمزه بود… در شهر، آدمها در خیابان راه میروند، بقالیها نیمهبازند، ماشینها رد میشوند.اما هیچکس واقعاً اینجا نیست. همه یک جای دیگرند.در ذهنشان، در ترسشان، در سناریوهایی که مدام مرور میکنند: اگر برق برود چی؟ اگر صدا نزدیکتر شود چی؟ اگر این بار…؟ آب چه؟ میخواستم بروم بیرون. برای چند نفر که دورند، از خیابانها فیلم بگیرم و همینجا به رسم چند روز گذشته منتشر کنم خواستم نشان بدهم زندگی هنوز جریان دارد. لباس پوشیدم. ایستادم پشت در دستم روی دستگیره ماند بغض لعنتیام ترکید. نرفتم. نه از صدا میترسم نه خطر مشخصی. به خاطر چیزی بینام که درونم نشسته و تکان نمیخورد. ظهر، یک دسته گل خریدم. خودم هم نمیدانم چرا. شاید چون دلم میخواست به چیزی تکیه کنم که هنوز شبیه زندگی است.گلها را آوردم خانه. ساقهها را کوتاه کردم و گذاشتم روی میز. و ناخودآگاه نگاهم رفت سمت یخچال. همانجا ایستادم.فکر کردم اگر برق برود چه؟ خانهام طبقه بالاست.آسانسور از کار میافتد.آب نمیآید.یخچال خاموش میشود.غذاها خراب میشوند و من، با دو سگ، در یک جعبهی معلق در هوا، گیر میافتم. اینها ترسهای بزرگی نیستند. اما واقعیاند.بیش از حد واقعی. از وقتی تهدید به بمباران زیرساختها شروع شده، همهچیز تبدیل شده به آمادهباش. صبح با استرس بنزین زدم. گوشی دائم بالای ۹۵ درصد شارژ است. پاوربانک شارژ. ۲۴ تا باتری جدید خریدهام. برای اینکه اگر تاریک شد با چراغ قوه حداقل بتوانم راه بروم. اینها زندگی نیست شبیه تمرین زنده ماندن است. عصر که بیرون میروی، شهر ساکتتر است.یک سکوت سنگین که زیرش صدا جریان دارد.هر چند دقیقه، یک صدای دور.همه برای یک ثانیه مکث میکنند.بعد دوباره راه میافتند.انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. اما افتاده عزیز من… درون همهمان. دیگر نمیتوانم سگهایم را تنها بگذارم.فکر میکنم اگر اتفاقی بیفتد، حتی نمیتوانند کمک بخواهند. این فکر، مثل یک گره، همیشه با من است. امروز هر نیم ساعت به مادرم زنگ زدم.حرف خاصی هم نداشتم، فقط برای شنیدن صداش، ترس از قطعی تلفن خوره به روانم انداخته حس میکنم اگر یکبار نتوانم صدایش را بشنوم، چیزی درونم فرو میریزد که دیگر جمع نمیشود. به دریا زنگ زدم.گفتم خاله جون شاید یک ماه نباشم.. بی توجه پرسید یک ماه یعنی چی؟ و من، وسط این همه فکر و حرف، هیچ جوابی نداشتم. جدیداً شب که میشود، به خاطر فکرهایی که در تاریکی بزرگتر میشوند، شهر برایم تاریکتر از قبل به نظر میرسد. زندگی دارد فشار میآورد.نه یکباره.. آهسته، مداوم، بیوقفه. و من مدام به خودم میگویم بنویس. قوی باش دوام بیاور. امروز تلاش جدیدم برای عادی نشان دادن و تاب آوری این بود که برق خانه را قطع کردم و شمع روشن کردم، بعد از ۲/۵ ساعت با حالت پنیک همه کلیدهای مینیاتوری را روشن کردم و یک دل سیر اشک ریختم حقیقت را با خودم تکرار میکنم من زن غمگین جنگ زده خاورمیانهای هستم، در دل شهری که هر روز بیشتر شبیه یک خاطرهی زخمی میشود،نشسته میان صدا و سکوت،میان امید و فرسودگی و سعی میکنم فقط یک کار ساده را انجام بدهم ادامه بدهم…show more

Golshan
28,482 просмотров • 5 месяцев назад
به هندوستان میگن آزمایشگاه نابرابری. جایی که یه حجم... وحشتناک از ثروت بالای هرم راجها جمع شده و اون پایین میلیونها آدم دارن با فقر و محرومیت دست و پنجه نرم میکنن. نگذارید ایران رو به هندوستان دوم تبدیل کنن. نظام ارباب و رعیتی جدید مطبوع حزب کارگزاران و سپاه! این رو به اون دوستانی میگم که سکوت کردن و ته دلشون میگن بذار بنزین بشه ۱۰۰ هزار تومن، دلارم بره ۳۰۰ هزار. هرچی فشار بیشتر بشه مردم زودتر میریزن تو خیابون. 🔴 شاید یه زمانی این تحلیل قابل دفاع بود. ولی فشار هم یه آستانه داره. یه Threshold. تا یه جایی فشار میتونه آدم رو عصبانی کنه و هلش بده سمت اعتراض و شورش. ولی از یه جایی به بعد لزوما این اتفاق نمیفته. ممکنه دقیقا برعکس بشه. ممکنه جامعه رو اونقدر له کنی که دیگه تمام فکر و ذکر آدم بشه زنده موندن. وقتی دکترین شوک رو روی جامعهای پیاده میکنی که دیگه ظرفیت جذب یه شوک جدید رو نداره، جامعهای که همین الان میلیونها نفرش با فقر و ناامنی اقتصادی درگیرن، دیگه فقط قدرت خرید مردم رو پایین نمیاری. کم کم کرامت آدمها رو هم میگیری. آدمی که از صبح تا شب داره حساب میکنه اجارهش رو چجوری بده، گوشت بخره یا نخره، داروش رو بخره یا قبضش رو بده، لزوما انقلابیتر نمیشه. اتفاقا ممکنه دیگه نه وقت اعتراض داشته باشه، نه انرژی اعتراض، نه توان سازماندهی و نه حتی جرات اینکه درآمد چند روزش رو از دست بده. این همون نقطه خطرناکه. شوک اقتصادی معمولا وسط بحران بهتر جواب میده چون جامعه هنوز نفهمیده از کجا خورده که شوک بعدی میرسه. ولی وقتی فشار از آستانه تحمل رد شد نتیجه لزوما انفجار نیست. نتیجهش یه جامعه خسته، فقیر، بدهکار و وابستهست که تمام انرژیش صرف بقا میشه و برای خدمت به اربابهای رانتی با خودش رقابت هم میکنه! سیاستهای اقتصادی حزب کارگزاران و شبکههای رانتی سپاه و حکومت امروز اینه. هدفشون اینه: ایران تبدیل بشه به یه جامعه دو طبقه. یا یه جوری به شبکه قدرت، رانت و سرمایه وصلی و جزو طبقه اربابانی. یا فرقی نمیکنه دکتر باشی، مهندس باشی، استاد دانشگاه باشی، کارمند باشی، کارگر باشی یا کشاورز. درآمدت هر روز بی ارزشتر میشه و کم کم پرت میشی تو یه طبقهای که فقط باید کار کنه تا زنده بمونه. مسئله دقیقا همینه. وقتی حقوق من و تو ریالیه ولی یکی یکی هزینههای زندگی رو با دلار تنظیم میکنن چه اتفاقی میفته؟ دلار شناور. انرژی به قیمت جهانی. بنزین نزدیک قیمت جهانی. خیلی خب. پس حقوق منم جهانی کن. قدرت خرید منم جهانی کن. خدمات عمومی منم جهانی کن. رقابت اقتصادی رو هم واقعی کن. رانت و انحصار رو هم جمع کن. نمیشه درآمد مردم ریالی باشه بعد موقع گرفتن پول از مردم یهو همه چی جهانی بشه. اسم این بازار آزاد نیست. بازار آزاد وقتی معنی داره که رقابت واقعی وجود داشته باشه. وقتی اقتصاد پر از رانت و انحصاره آزاد کردن قیمتها میتونه فقط یه معنی داشته باشه. سود برای بالاییها و هزینه برای بقیه. یعنی سود خصوصی و ضرر عمومی. برای همین نذارید این سیاستها رو با چهارتا اصطلاح شیک اقتصادی و استدلال ظاهرا لیبرال بهتون بفروشن. و از اون مهمتر سکوتتون در برابر فقیرتر شدن مردم رو با این امید توجیه نکنید که بذار فشار بیشتر بشه، مردم بالاخره شورش میکنن. 🔴 هیچ قانون تاریخیای وجود نداره که بگه هرچی مردم فقیرتر بشن انقلاب نزدیکتر میشه. گاهی دقیقا برعکسه. هندوستان هم نمونشه! فقر مزمن میتونه آدم رو اونقدر درگیر نون شب، اجاره، قسط و زنده موندن کنه که دیگه چیزی برای کنش سیاسی براش باقی نمونه. خطری که من میبینم دقیقا همینه. یه ایران دو طبقه. بالا یه اقلیت کوچیک که به رانت، انحصار، سرمایه و قدرت سیاسی وصله. پایین اکثریتی که دیگه حتی مدرک و تخصص و شغلش هم نجاتش نمیده. دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و کارمند و کارگر و کشاورز همه کم کم تو یه طبقه جمع میشن. طبقهای که باید تمام عمرش بدوه تا فقط زنده بمونه. حتی ممکنه توی این مدل فردا کارخانه خارجی هم بیاد. سرمایه خارجی هم بیاد. بازار هم ظاهرا آزادتر بشه. حتی یه سری آزادی اجتماعی هم بدن. ولی تا وقتی رانت و انحصار سر جاشه این اسمش جامعه آزاد و مرفه نیست. این میتونه یه مدل خیلی ساده باشه. آزادی اقتصادی برای صاحبان قدرت. قیمت جهانی برای مردم. درآمد ریالی برای مردم. رانت برای همونایی که همیشه به سفره وصل بودن. نگذارید ایران رو به آزمایشگاه این مدل از نابرابری تبدیل کنن. فقر بیشتر لزوما انقلاب نمیاره. گاهی فقط آدمها رو اونقدر درگیر زنده موندن میکنه که دیگه فرصت فکر کردن به تغییر رو هم نداشته باشن. فقر وقتی از حدش فراتر بره دیگه انقلابی بیشتر نمیسازه. فقط رعیت بیشتری میسازه برای مرعشیها، مدللها و هاشمیها. سکوت نکنید🔴show more

Nima. Monsefi. نیما منصفی
22,823 просмотров • 9 дней назад
Exactly five years ago Fahim & I launched the... very first version of NMKR. Back then NFTs were completely new, Native Assets on Cardano just became a thing, Cardano had no support for Smart Contracts & the Spacebudz were barely 1 month old. NMKR was still called NFT-MAKER and our primary colour was blue, not green. Fahim designed the page & I built NFT-MAKER v1 in a few days, while writing my final university thesis (about creating a Metaverse on Cardano btw). There was nothing going on in Cardano, no dApps, no users, nothing. ADA price was at less than 10ct (if i remember correctly) and all of Cardano X was just Stake Pool Operators shilling their Stake Pool to other Stake Pool Operators. NFT-MAKER became incredibly popular very quickly, even though you could only mint 1 NFT at a time and the tool was super rudimentary. But people liked it and we minted I believe almost 50,000+ NFTs just with NFT-MAKER v1. Then NMKR Studio launched a few months later and changed everything. Today 5 years later, with many very high highs & low lows I look back and can proudly say: We're still here. And even though the market has changed a lot, the team has changed, cofounders left, we almost ran out of money multiple times + all the other hard things we had to do, we've adapted and have shown resilience. We're still in the game and we'll not stop until we win. Thank you to everyone who has supported us in all these years. It really means a lot. Happy Birthday NMKR 🎉show more

Patrick Tobler
17,072 просмотров • 5 месяцев назад