چون بعضاً هنوز باور نمیکنن موسی با آسانسور میاد خونه:

Leila
121,599 просмотров • 8 дней назад
دمت گرم مردِ با غیرت که ساکت واینستادی مقابل... کسی که خیابونو با اتاق خواب خونه ش اشتباه گرفته و با اون لباس میاد بیرون !show more

sara
48,451 просмотров • 26 дней назад
« دانشگاه تهران دوباره امروز ۴ اسفند هم شلوغ... بود. بسیجیها حیدر حیدر میگفتن کتک میزنن هرکیو که دم دستشون میاد. حتی دخترا رو هم هل میدادن میزدن. اکثرا بسیجیهای دیروز و امروز هم دانشجو نبودن چون اون حرومیارو ما میشناسیم همشونو. از بیرون نیرو آوردن داخل دانشگاه. شعارها هم اینا بود: شاه میاد به خونه ضحاک سرنگونه شاه میاد به کشورش، دانشجوهاش پشت سرش »show more

مملکته
72,376 просмотров • 7 месяцев назад
یه شغلی هست تو نیویورک که تو مثلا از... یه خونه داری میری یه خونه جدید و تو اونجا مبلهات جا نمیشن مثلا، یه نفر میاد همه چی رو اندازه میگیره، مبلها رو باز میکنه و با بریدن یه قسمتهایی میشه اندازه اون اتاق جدید.show more

دیکتاتور حانیه
117,586 просмотров • 1 год назад
مجری خبر شبکه چهار میاد خبرشو با خوندن علی... شیر خدا یا شاه مردان شروع میکنه اینم شبکه یک فکر کنم صدا و سیمای میلی فکر میکنه هنوز هزار و چهارصد و یکهshow more

آقا سید حبیب ( حساب اصلی )
95,345 просмотров • 8 месяцев назад
سطلیها یه ژانر راه انداختن با هوشمصنوعی که رضا... پهلوی میاد از پرتگاه نجاتشون میده درحالیکه خودِ رضا پخمه هنوز از پسِ باز کردن در یه آبمعدنی برنیومده! کمتر از این دلقک بتمن بسازید، توهمیا! 🤣show more

نیکا🎒
12,404 просмотров • 5 дней назад
#سجاد_رعدی ۱۹ سالش بود و تازه در شهرک «ولیعصر»... تهران در یک کافه باریستا شده بود؛ در صفحه اینستاگرامش از قهوه زدنهایش محتوا میگذاشت و هدفش این بود که بتواند گوشی بهتری بخرد و با تولید محتوای باکیفیتتر مشتری بیشتری جذب کند. شب ۱۹ دی ماه برای ساختن آیندهای روشن و آزادی ایران به خیابان رفت. جمهوری اسلامی او را ۱۹ دی ماه با شلیک گلوله به سر و چشمش در شهرک «ولیعصر» به قتل رساند. مادرش برایش گفته بود: «بادستای خودم گذاشتمت توی خاک، به سمت راست صورتت که باقی مونده بود دست کشیدم، موهات هنوز خیس بود؛ صورتت نرم بود انگار خوابیده بودی، هر روز ساعت یازده شب که میشه منتظرم پیام بدیات. هنوز صدای زنگ خونه که میاد فکر میکنم تویی، هر شب از گوشیت به خودم زنگ میزنم تا اسمتو ببینم روی گوشیم. من هنوز با تو زندگی میکنم، راستی هنوز گوشیت ساعت ۹ صبح آلارم میزنه بری سرکار، پس جان مادر کجایی؟»show more

Hediyeh kimiaee | هدیه کیمیایی
19,434 просмотров • 1 месяц назад
دیشب دوباره اشک ریختم... علی رهبر، مربی بدنسازی ۳۳... ساله، با آن اندام قوی و قلب پر از امید، تو زندان مشهد با طناب دار خاموش شد. بازداشت شده تو اعتراضات، دو هفته بعد خبر اعدامش اومد... مادرش هنوز باور نکرده پسرش دیگه برنمیگرده. این رژیم جوونها رو یکی یکی داره میکشه و فکر میکنه با اعدام میتونه صدای مردم رو خاموش کنه؟ هرگز. علی جان، تو قلب ما زندهای 💔 #علی_رهبرshow more

SherlockReturns👑
19,050 просмотров • 4 месяцев назад
پارسال همین روز مادر برای اولین بار که آخرین... هم شد اومد خونه من.حسم از خوشبختی طوری بود که تکرار نمیشه ولی صد افسوس که عمر این خوشبختی کوتاه بود چون سکوت نکرد با بیرحمی از ما گرفتنش بعدها برای دخترانم تعریف خواهم کرد که مادر زیبارویشان اسطوره و مادرِ همه ایران شد #مینو_مجیدیshow more

Mahsa Piraei مهسا پیرایی 🇮🇷
223,833 просмотров • 3 лет назад
یک سلطنتطلب تو خیابون، با میکروفون در دست، خطاب... به مردم میگه «به امید خدا، بهزودی اگر بچههایتان جاویدنام شدند، (کشته شدند) از ما نخواهید اسم بچههایتان را بخوانیم بدهید همون طرفداران طرفداران فلسطین بخوانند، چون ما نمیخوانیم»😐 «به امید خدا» + «بهزودی» + «اگر بچههایتان جاویدنام شدند» یعنی آرزوی کشتهشدن بچههای مردم رژیم اسلامی با اعدام و سرکوب جان مردم را میگیرد این جریان هم برای کشتهشدن همان مردم آرزوی «به امید خدا» میکند یکی میکشد، دیگری آرزوی کشتهشدن میکند. بعد هنوز میپرسند چرا میگوییم این جریان پروژه رژیم است؟ ویدیو را ببینید قضاوت با خودتان #پهلوی_شیاد #فرقه_پهلویshow more

Freedom
42,029 просмотров • 1 месяц назад
آتش شاکرمی(خاله نیکا) با بازنشر این ویدئو در استوری... اینستاگرامیاش، ضمن تایید این که دختر حاضر در تصویر نیکا شاکرمی است،نوشته: یه بسته کش موی ساده براش خریده بودم که این جزو آخریناش بود که استفاده کرد. اون بلوز سیاه شل رو هم با هم رفتیم خریدیم و بنظرش راحت ترین لباس بود...... اون شال رو هم با هم خریدیم پهن بود براش نصفش کردم و دوباره دور دوزیش کردم.... هنوز اون یکی نیمه این شال رو دارم... قرار بود اون که کهنه شد این نیمه رو استفاده کنه..... نصف وردم چون براش این شال اجباری هرچی سبکتر و کوچیکتر میبود بهتر بود....... وقتی داشت میرفت خط چشمش رو کشید، ماسک سیاهش رو گذاشت و سبکترین و راحت ترین لباساشو پوشید.... و من نمیدونستم واسه چی اینقد سبک پوشید....... و اون لباسها رو دیگه هیچوقت به ما تحویل ندادن......تیکای پر از شور زندگی..... شجاع دل بادپا رفت..... با اون کوله کوچیک و قمقمه و حوله کوچیکش اون کفشای سفید سبکش رو هم توی یه حراج خریده بود. اگر احتیاج به وکیل دارید با مشاوران حقوقی دادبان تماس بگیرید تماس مستقیم با وکیل در واتساپ: +905510332575 #دادبان #مهسا_امینی #نیکا_شاکرمیshow more

دادبان
107,967 просмотров • 3 лет назад
جمهوری اسلامی به این باور رسیده که به خاطر... فقدان هدف و استراتژی مشخصی در ذهن ترامپ، در نهایت زمان کمک میکند و از جنگ جان به در میبرد. در روزهای اخیر حتی گام اول در مذاکرات یعنی موضوع هستهای را خط قرمز اعلام کردهاند و یک هفتهای هست که با صدای بلند با کلیت مذاکرات مخالفت میکنند. نکته کلیدی مورد نظرشان هم این است: چیزی که در جنگ نتوانستهاند بگیرند، چرا در مذاکرات بدهیم؟! اگر چه عوامل و متغیرهای مختلفی در این بین وجوددارند که در نهایت خوشخیالی رژیم را باطل میکنند اما این مسیر اگر طبق همین تصور آنها پیش برود، پیروزی بزرگی برای آخوند خواهدبود! این وسط شعبه تبلیغاتی جمهوری اسلامی در خارج کارش مقداری سخت شده، چون با این صراحت و اشتیاقی که حکومت در رفتن به سمت جنگ دارد، مقصر جلوهدادن مردم و پهلوی و … بسی انرژی مضاعف میخواهد! #IranWarshow more

nejat.bahrami نجات بهرامی
22,617 просмотров • 5 месяцев назад
رفتار کشورهای منطقه و جهان خیلی شفافه. ایران تحت... حکومت جمهوری اسلامی رو ابتدا تضعیف کردند، سپس دندون هاشو کشیدند و همزمان محاصره کامل کنترل شده کردند و حالا با خیال راحت، رهاش کردند تا با هزینه صفر نتیجه بگیرند. رفتار همه کشورهای منطقه و جهان حاکی از اونه که همه روی سقوط نظام سیاسی ایران متفق القول هستند. این نشانه ها چیست؟ روسیه به ایران تجهیزات نظامی پیچیده نمیدهد و یا بسیار با اکراه و تاخیر میدهد، همزمان چندین برابر مناسبات اقتصادی و سیاسی با کشورهای عربی دارد. چین در ایران سرمایه گذاری نمیکند، پول های فریز شده ایران را نمیدهد، نفت را با تخفیف زیاد و پرداخت نامعلوم میخرد و چندین برابر مناسبات با کشورهای عربی دارد. از این دو که به دید جمهوری اسلامی متحدانش هستند بگذریم آمریکا قطره چکانی پول کنترل شده آزاد میکند و امید توافق را در کورسو زنده نگه میدارد اما توافق نمیکند. آمریکا راهبرد رهبر جمهوری اسلامی یعنی نه جنگ نه مذاکره را تمام و کمال پذیرفته و با لذت دنبال میکند. یقین دارد که چین به جمهوری اسلامی اجازه بی ثبات کردن منطقه را نمیدهد و همه کشورها متفق القول در صورت دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم، حمله نظامی خواهند کرد. اما نفوذ اطلاعاتی کافی دارد که بداند چه زمانی آن ها حتی فکر به ساخت بمب اتم خواهند کرد. عربستان فهمیده که خیالش از بابت امنیت خلیج فارس از طریق قدرت نظامی آمریکا و وابستگی ۵۰ درصدی چین به نفت خلیج فارس راحت است. به دنبال تضمین امنیتی بیشتر از آمریکاست. توافقش با اسراییل قطعیست و به زودی علنی میشود و بعد از عربستان، دومینوی رسمیت شناختن اسراییل در کشورهای عربی خواهد ریخت. پس همین که خیالش راحت باشد که تنش با تهران کنترل شده است برایش کافی است. اسراییل از حضور جمهوری اسلامی تمام و کمال برای باز کردن جای پایش در منطقه استفاده کرد و به توافق بزرگش با عربستان رسید. با تبلیغات متعدد و شلوغ کاری، خیالش را از امنیتی سازی ایران راحت کرده. این لیست زیاده. کما اینکه آذربایجان و ترکیه در صدد روز موعود هستند تا کریدور زنگزور را با هزینه صفر باز کنند. عراق در حال تجهیز سریع نیروی نظامی خودش هست تا روز موعود اروند رود را به حقیقت تبدیل کند. واقعیت این است که نشانه ها همه از این خبر میدهند که تقریبا همه مطمئن هستند که نظام سقوط میکند و منتظر زمان موعود هستند و دلیلی به توسعه روابط اقتصادی یا سیاسی با جمهوری اسلامی نمیبینند چون آینده ای براش متصور نیستند. تنها دارایی جمهوری اسلامی، ایدیولوژیش است که آن هم با توافق سعودی و اسراییل، از پایه شروع به متلاشی شدن میکند. سخنرانی های «به قله نزدیکیم» و حرف زدن از اتحاد با عربستان و مصر! علیه امریکا، نشان از این واقعیت دارد. در داخل هم چنان ایدئولوژی در حال سقوط است که با لایحه حجاب و بستن اینترنت دارن ترس و وحشت را نشان میدهند. در داخل و خارج و خود نظام، همه باور کردند که سقوط نزدیک است. بحران کلاسیک حکومت های مشابه، بحران جانشینی است که میتواند یکی از تریگرهای بالقوه این پایان باشد. انباشت بحران ها میتواند تریگرهای بالقوه دیگری باشند. اما تیتراژ فیلم بالا رفته است و نم نم تماشاگران در حال ترک سالن سینما هستند. من باور بین المللی و داخلی را در سقوط میبینم. به قول کتاب اقتصاد روایی، روایتی که همه گیر شده، خودش واقعیت جدید را رقم خواهد زد. الان که هم فکت ها و هم آمار و ارقام و هم روایت غالب عمومی و بین المللی همگی فقط منتظر زمان وقوع هستند.show more

🏴JannatKhah🔩🪰
686,920 просмотров • 3 лет назад
رئیسجمهور: با اخبار استعفا میخواهند بین دولت و رهبری... اختلاف درست کنند/ آقای پزشکیان! با دشمن فرضی نجنگید؛ «کاسبان استعفا» در اطراف شما هستند نه بین منتقدان دفتر رئیس جمهور در واکنش به اخبار استعفای پزشکیان، بخشی از گفتگوی رئیس جمهور با مردم را منتشر کرده که پزشکیان در آن ادعا میکند کسانی در صدد ایجاد اختلاف بین دولت و رهبری هستند. اما نگاهی به رخدادهای گذشته نشان میدهد که خط استعفا عموماً از سوی حامیان دولت پررنگ شده و کاسبان استعفا دقیقا به اردوگاه حامیان پزشکیان تعلق دارند. اولین بار، این رسانههای حامی دولت مانند روزنامه اعتماد (متعلق به رئیس شورای اطلاعرسانی دولت) و سازندگی بودند که خبر از جلسه پنجنفره پزشکیان با روحانی، ناطق نوری، سیدحسن خمینی و جهانگیری دادند. طبق روایت همین رسانهها، در آن جلسه به پزشکیان توصیه شده بود که در صورت عدم اجرای خواستههایش، محکم بایستد و بگوید: «با این شیوه نمیشود کشور را اداره کرد.» اسحاق جهانگیری عضو همین جلسه در جای دیگری به بهانه توضیح عدم حضور خود برای انتخابات ریاست جمهوری، بحث استعفا را باز کرده و گفته بود: «مشکلات به حدی است که من فکر میکنم اگر رئیسجمهور شوم شش ماه بعدش همین مردم به خیابان میآیند و شعار میدهند، مرگ بر فلانی! استعفا! استعفا! چون به کس دیگری که نمیتوانند بگویند به رئیسجمهور میگویند.» پس از انتشار گسترده این خبر و شکلگیری موج اولیه، تیم رسانهای دولت با یک تکذیبیه ناشیانه، شایعهای را که هنوز فراگیر نشده بود، به یک خبر رسمی تبدیل کرد و به جای درخواست از حامیان پزشکیان برای نپرداختن به چنین مسائل حساسی، بلافاصله رسانههای منتقد را به همسویی با دشمن و تولید شایعه متهم کرد! موج دوم فشار برای استعفا، دقیقاً پس از بیانات قاطع رهبر انقلاب درباره ممنوعیت مذاکره با آمریکا کلید خورد. این بار نیز کاربران و رسانههای اصلاحطلب در اقدامی هماهنگ، پزشکیان را تشویق به کنارهگیری کردند تا به خیال خود، هزینه این تصمیم را برای نظام بالا ببرند. در این فاز، خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) در یادداشتی، ضمن ترسیم فضایی بحرانی از ناتوانی دولت، صراحتاً نسخه را پیچید و نوشت: «انتظار میرود رهبر انقلاب دست دولت و رئیسجمهور را برای پیشبرد امور و رفع موانع با تفویض پارهای از اختیارات در داخل و خارج باز بگذارند.» مرتضی الویری، فعال سیاسی اطلاحطلب هم پس از کنار رفتن ظریف و همتی از کابینه تعارف را کنار گذاشت و صریحاً گفت: «اگر من جای آقای پزشکیان بودم در استعفا دادن درنگ نمیکردم. ایشان با این شرایط به وجود آمده، ایشان نمی تواند به قول و وعدههایی که به مردم داده وفا کند و آنها را تحقق بخشد.» در همان روزها، انصاف نیوز رسانه حامی دولت در مطلبی از جریان تندی در بدنه اصلاحات پرده برداشت که در حال فشار بر پزشکیان برای استعفا و کنارهگیری از ریاست جمهوری است. این رسانه نوشت: «نمیشود دفاع جریان اصلاحات از دکتر پزشکیان بر اساس انتظار گشایش حداقلی باشد بعد که مردم رای دادند حالا بگوییم چون نمیگذارند پزشکیان استعفا دهد.» انصاف نیوز در ادامه میافزاید: «این روزها باز هم یک جریان تند مانند سال ۸۸ قصد دارد بر پایهی تحلیلهای اشتباه خود که فکر میکند چنانچه سیاست فشار برای استعفای پزشکیان را در دستور کار قرار دهد حاکمیت عقب نشینی خواهد کرد و روزنه گشایی تبدیل به دروازه گشایی خواهد شد، شروع به تحلیل و فشار برای جا انداختن استعفای پزشکیان کرده است!» حالا و در چنین شرایطی باید به رئیس جمهور یادآور شد که اگر نگران شایعات مرتبط با استعفای خود و القای اختلاف میان دولت و رهبری هستید، نیاز نیست راه دوری بروید و با دشمن فرضی بجنگید؛ چرا که «کاسبان استعفا» همواره در اطراف شما بودهاند نه در میان منتقدان.show more

رجانیوز
12,489 просмотров • 1 месяц назад
از وقتی خودم را به عنوان انسان شناختم «بی... دین شدم» رژیم های اسلامی و زنان سال قبل این ملا از منبر مسجد خیلی تند و وحشیانه خطابش به من این بود : باید در خیابان و چوک کابل لخت میشدم نه در سلول زندان، و در پشت موتر بسته میشدم تا پوستم به زمین میریخت… و تا پند میشد به زنانی که آزادی میخواهند. وحشت ایجاد میشد به زنی که میخواهد انسان بماند نه برده جنسی. بعد اکثرا نر های نکتایی دار و دانشگاهی افغانستان به من واژه «تفریط را استفاده کردند» چون من حق و حقوق انسانی خود را بیشتر از حرف این ملا و پیروانش در جامعه اسلامی، مردسالار و زن ستیز میخواهم. چون من در برابر این عقاید غیر انسانی، سرکوبگر صدای بلندتری داشتم. مطمین هستم اگر روزی در کوچه و پس کوچه توسط گلوله، چاقو مومن تروریست دیندار به قتل برسم، واکنش تان همین است که حق تفریط بودنم بود. مردان در ظاهر دانشگاه رفته نکتایی دار، اما بیچاره تر و ترسو تر ،عقده ی تر ازین ملا در برابر زنانی هستید که در برابر تبعیض جنسیتی، نژادی ، باور و عقاید ، دین،سیاست و جنگ تان اعتراض،مقاومت و ایستادگی بلدند. تعداد دیگر : ترا چه به سیاست،به جنگ؟ در حد فمینیست بودن و فعال حقوق زن باش😏 این جنگ و سیاست،دین ها ابتدا زندگی ما مردم عادی و زن غریب را تباه کرده و میکند. پس شرم میدانم تماشاگر،با عفت برای مردان و صلوات فرستنده باشم. خودم را خارج از قواعد دینی و مردسالاری به عنوان انسان با شرف به رسمیت میشناسم.show more

Zarmina Paryani
34,411 просмотров • 1 год назад
روزنوشت دوم فروردین، #تهران هرچه از شروع #جنگ میگذرد،... نوشتن سختتر میشود. نه که حرفی نباشد، هرچه هست، تکرارِ درد و ترس و زخمهایی که نه میبندند، نه حتی فرصت عادت کردن بهشان را دارم. امروز دوم فروردین است، دیشب نخوابیدم. خواب دیگر شبیه پناه نیست. بیشتر شبیه سقوط است. چشمها را میبندی و ذهنت رهایت نمیکند. صداها را حتی وقتی نیستند، میشنوی. کابوس میبینی، نگران تعلقاتت هستی از دل تهران مینویسم. شهری که در دل جنگ ایستاده، اما دیگر زنده بودنش شبیه قبل نیست. صبح که بیدار شدم، همهچیز عادی بود.و این عادی بودن ترسناکترین بخش ماجراست. چون من این پوسته شکننده عادی بودن را کنار زدم.. از ترس قطعی برق و گاز و یخچال و … املت با کره درست کردم، با چای داغ لیوانی و خامه و … انگار مرضِ خوردنِ خوراکیهای یخچالی گرفتم… و همه چیز برایم خوشمزه بود… در شهر، آدمها در خیابان راه میروند، بقالیها نیمهبازند، ماشینها رد میشوند.اما هیچکس واقعاً اینجا نیست. همه یک جای دیگرند.در ذهنشان، در ترسشان، در سناریوهایی که مدام مرور میکنند: اگر برق برود چی؟ اگر صدا نزدیکتر شود چی؟ اگر این بار…؟ آب چه؟ میخواستم بروم بیرون. برای چند نفر که دورند، از خیابانها فیلم بگیرم و همینجا به رسم چند روز گذشته منتشر کنم خواستم نشان بدهم زندگی هنوز جریان دارد. لباس پوشیدم. ایستادم پشت در دستم روی دستگیره ماند بغض لعنتیام ترکید. نرفتم. نه از صدا میترسم نه خطر مشخصی. به خاطر چیزی بینام که درونم نشسته و تکان نمیخورد. ظهر، یک دسته گل خریدم. خودم هم نمیدانم چرا. شاید چون دلم میخواست به چیزی تکیه کنم که هنوز شبیه زندگی است.گلها را آوردم خانه. ساقهها را کوتاه کردم و گذاشتم روی میز. و ناخودآگاه نگاهم رفت سمت یخچال. همانجا ایستادم.فکر کردم اگر برق برود چه؟ خانهام طبقه بالاست.آسانسور از کار میافتد.آب نمیآید.یخچال خاموش میشود.غذاها خراب میشوند و من، با دو سگ، در یک جعبهی معلق در هوا، گیر میافتم. اینها ترسهای بزرگی نیستند. اما واقعیاند.بیش از حد واقعی. از وقتی تهدید به بمباران زیرساختها شروع شده، همهچیز تبدیل شده به آمادهباش. صبح با استرس بنزین زدم. گوشی دائم بالای ۹۵ درصد شارژ است. پاوربانک شارژ. ۲۴ تا باتری جدید خریدهام. برای اینکه اگر تاریک شد با چراغ قوه حداقل بتوانم راه بروم. اینها زندگی نیست شبیه تمرین زنده ماندن است. عصر که بیرون میروی، شهر ساکتتر است.یک سکوت سنگین که زیرش صدا جریان دارد.هر چند دقیقه، یک صدای دور.همه برای یک ثانیه مکث میکنند.بعد دوباره راه میافتند.انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. اما افتاده عزیز من… درون همهمان. دیگر نمیتوانم سگهایم را تنها بگذارم.فکر میکنم اگر اتفاقی بیفتد، حتی نمیتوانند کمک بخواهند. این فکر، مثل یک گره، همیشه با من است. امروز هر نیم ساعت به مادرم زنگ زدم.حرف خاصی هم نداشتم، فقط برای شنیدن صداش، ترس از قطعی تلفن خوره به روانم انداخته حس میکنم اگر یکبار نتوانم صدایش را بشنوم، چیزی درونم فرو میریزد که دیگر جمع نمیشود. به دریا زنگ زدم.گفتم خاله جون شاید یک ماه نباشم.. بی توجه پرسید یک ماه یعنی چی؟ و من، وسط این همه فکر و حرف، هیچ جوابی نداشتم. جدیداً شب که میشود، به خاطر فکرهایی که در تاریکی بزرگتر میشوند، شهر برایم تاریکتر از قبل به نظر میرسد. زندگی دارد فشار میآورد.نه یکباره.. آهسته، مداوم، بیوقفه. و من مدام به خودم میگویم بنویس. قوی باش دوام بیاور. امروز تلاش جدیدم برای عادی نشان دادن و تاب آوری این بود که برق خانه را قطع کردم و شمع روشن کردم، بعد از ۲/۵ ساعت با حالت پنیک همه کلیدهای مینیاتوری را روشن کردم و یک دل سیر اشک ریختم حقیقت را با خودم تکرار میکنم من زن غمگین جنگ زده خاورمیانهای هستم، در دل شهری که هر روز بیشتر شبیه یک خاطرهی زخمی میشود،نشسته میان صدا و سکوت،میان امید و فرسودگی و سعی میکنم فقط یک کار ساده را انجام بدهم ادامه بدهم…show more

Golshan
28,482 просмотров • 6 месяцев назад
جنایت علیه بدنم را حق من میدانند،اما انتخاب و... زنده گی انسانی را نه! بلی!کاش در چوک کابل تجاوز ،قتل،برهنه وشکنجه ..اما نه در پشت دروازه های بسته. و حالا تعداد جای سنگسار درک میکردند که فرخنده و رخشانه ها چقدر بی کسی و تنها بودند و هستند. وقتی تولد شدم خواست خودم نبود«دختر»باشم خواستم نبود در افغانستان و در جامعه مسلمان تولد شوم..از مشخصات زنانه وجودم «از پریود،ثدیه هایم »نفرت داشتم.. اما حالا با همه سنگسار ها،زخم ها،باز میخواهم زنی باشم که خودم دوست دارم. زن که حتا پدر و برادرش دیگر دوستش ندارد..زنی که از سایه و صدای پاهای خودش میلرزد، زنی که یکبار دروازه های خانه اش شکستانده شد، اما زخم آن روی سینه و بدن،روح و روانش باقی ماند و هیچ جای دنیا حس امنیت ندارد. و امکان ندارد، شب های که بخوابم و یک بار به دروازه و شکستن آن فکر نکنم.آخرین تخت خواب راحت قبل از زندان طالب بود..و اینجا قشنگ نیست به من چون حس میکنم صد ها هزار کودکم هنوز گیر مانده آنجا در دهن هیولا ها.. قلبم آنجاست که دو سال قبل بودم . اما دیگر نمیخواهم جنایت های مردان مسلمان پشت دروازه های بسته بماند. زندان طالب ،رفتار های ریاکارانه شما تمام سرگذشت زنده گی ام را هر روز مرور میکند ، من کی ام و چی ها کشیدم.. تا زنده ام میمانم باز هم نمیخواهم نقش بازی کنم تا فردا صاحب چوکی باشم، میخواهم یک صفا کار با شرف باشم، اما درد های زنانه ام را با هیچ قیمتی نمی فروشم «سکوت نمیکنم»show more

Zarmina Paryani
108,194 просмотров • 2 лет назад