Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

ده، بیست، سی، چهل، پنجاه، شصت، هفتاد، هشتاد، نود...نود

244,383 görüntüleme • 1 yıl önce •via X (Twitter)

11 Yorum

⁦بیتا profil fotoğrafı
⁦بیتا1 yıl önce

پیِ اینو بگیرید اگه نرسیدید به زیر چادر فائزه هاشمی رفسنجانی برید تف کنید تو صورت سپیده قلیان.

سوپرزن🦸🏻‍♀️ profil fotoğrafı
سوپرزن🦸🏻‍♀️1 yıl önce

لازم نکرده روضه بخونی نیازی به روضه نداریم کیری حال بهم زن

Ashk profil fotoğrafı
Ashk1 yıl önce

بیدار شو مرد، فقط خودت میتونی درستش کنی.

Shayan Magūs profil fotoğrafı
Shayan Magūs1 yıl önce

همواره باور داشتم کصکشی

دشمن profil fotoğrafı
دشمن1 yıl önce

😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

美月きらり🌙@シンセカイヒーロー profil fotoğrafı
美月きらり🌙@シンセカイヒーロー1 yıl önce

I’m Kirari Mizuki🌙✨️ I like astronomy, space, nature, and music ✨️ Thanks for the likes Please follow me👾

ارغوانِ ابتهاج؛ profil fotoğrafı
ارغوانِ ابتهاج؛1 yıl önce

نود صد آمریکای پدر سگ چند تا به من لگد زد نه یکی نه دوتا پس چندتا؟

Túrin Turambar profil fotoğrafı
Túrin Turambar1 yıl önce

میشه بکشین بیرون از این شروین بازیا و روضه‌خونیا؟ این کارای مخملی ززآیی خیلی وقته قدیمی شده

P björk 𓃬☼ profil fotoğrafı
P björk 𓃬☼1 yıl önce

خوب سوراخ دعا رو پیدا کردین آفرین

بانزای profil fotoğrafı
بانزای1 yıl önce

حتی نشنیدم چی داری میگی ولی مشخصه کیریه جمعش کنید اصلاح طلب بازیارو

سرهنگ profil fotoğrafı
سرهنگ1 yıl önce

نود کس ننت

Benzer Videolar

دکتر سعید بشیرتاش، مسول شورای مرکزی جبهه هفت آبان، در پارلمان اروپا: جناب رئیس، نمایندگان محترم، خانم‌ها و آقایان، از دعوت شما برای حضور در این نشست صمیمانه سپاسگزارم. من امروز اینجا نه به نام قوم یا مذهبی خاص، بلکه به نام ملت ایران با شما سخن می‌گویم. آمده‌ام تا صدای ملت ایران را به گوش شما برسانم. ملتی تاریخی، یکپارچه و دلیر که با تمام توان خود برای رسیدن به آزادی مبارزه می‌کند. من از مردمی سخن می‌گویم که از هجده دی تا کنون از دسترسی به اینترنت محروم شده‌اند. رژیم اسلامی اینترنت را قطع کرد تا پشت درهای بسته مردم ایران را قتل‌عام کند. به دنبال فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، میلیون‌ها ایرانی در روزهای هجده و نوزده دی به خیابان‌ها آمدند. در آن دو شب، هولناک‌ترین کشتار خیابانی تاریخ رقم خورد. رژیم اسلامی چهل تا پنجاه هزار تن را کشتار کرد. حتی مجروحان را از بیمارستان‌ها ربودند و به قتل رساندند. بیش از یک‌صد هزار نفر نیز بازداشت شده‌اند و تحت غیرانسانی‌ترین شکنجه‌ها قرار دارند. با این همه، مردم ایران حمایت و حتی همدلی شایسته‌ای از سوی جهان دریافت نکرده‌اند. این در حالی است که ایرانیان تنها ابتدایی‌ترین حقوق خود را مطالبه می‌کردند: آزادی، کرامت انسانی و همان ارزش‌هایی که جوامع غربی بر پایه آن‌ها بنا شده‌اند. ملت ایران بزرگ‌ترین متحد جهان آزاد در خاورمیانه است. در مقابل، رژیم اسلامی بزرگ‌ترین دشمن غرب در خاورمیانه است. امروز بروکسل در تیررس موشک‌های رژیم ایران قرار دارد. شاید برخی ندانند چرا برد موشکی این رژیم تا بروکسل می‌رسد، اما ما می‌دانیم این رژیم نه فقط ملت ایران، بلکه موجودیت تمدنی غرب را نیز هدف گرفته است. هدف نهایی جمهوری اسلامی، آنگونه که در مقدمه قانون اساسی‌اش آمده، برپایی امت واحد جهانی است. رژیم اسلامی دشمن مشترک ملت ایران و جهان غرب است. اما متأسفانه برخی در اروپا هنوز به درستی به این واقعیت پی نبرده‌اند و حتی جنگ اخیر را ریشه مشکلات کنونی اقتصاد اروپا نامیده‌اند. حال آنکه این خود موجودیت رژیم اسلامی است که امروز و فردای اروپا را تهدید می‌کند و حتی جنگ کنونی نیز از پیامدهای یاغی‌گری‌های این رژیم است. رژیم اسلامی به تنهایی بیش از همه سازمان‌های تروریستی جهان در خاک اروپا دست به طراحی عملیات تروریستی زده است. تلاش‌های آن برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، تهدیدی جدی علیه امنیت اروپاست. کمک‌های نظامی جمهوری اسلامی به روسیه در جنگ اوکراین نیز تعرضی مستقیم علیه امنیت اروپاست. این رژیم ناامنی و جنگ را به سراسر خاورمیانه تحمیل کرده و همچون رژیم هیتلری با تقریباً همه همسایگان خود درگیر بوده است. تنها در جنگ اخیر به نه کشور منطقه حمله موشکی کرده است. اروپا نیز به‌طور مستقیم، از جمله در بحران مهاجرت سوری‌ها و افغانستانی‌ها و تهدید آزادی کشتیرانی در باب‌المندب و اخیراً تنگه هرمز، از ناامنی و جنگ‌هایی که رژیم ایران در منطقه دامن زده تأثیر پذیرفته است. البته در طول جنگ سی و نه روزه اخیر، به هیچ وجه شاهد افزایش مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور نبودیم، چرا که ایرانیان در آرزوی سقوط رژیم، رسیدن به آزادی و بازسازی کشور محبوب خود هستند. بدترین کابوس آنان بقای این رژیم است. اگر این کابوس به واقعیت بدل شود و رژیم ماندگار شود، آنگاه احتمالاً میلیون‌ها ایرانی راهی اروپا خواهند شد. همچنین تداوم این رژیم پس از قتل‌عام دی‌ماه، شکستی بزرگ برای گفتمان دموکراسی در جهان خواهد بود. اگر چنین جنایتی بی‌هزینه بماند، دیکتاتورها در سراسر جهان دیگر از قتل‌عام مردم خود برای ماندن در قدرت باکی نخواهند داشت. نمایندگان محترم، ایران دارای دومین ذخایر گاز و چهارمین ذخایر نفت جهان و جمعیتی بزرگ، تحصیل‌کرده و توانمند است. با این همه، سطح روابط اقتصادی ایران و اروپا امروز به رقمی ناچیز در حدود پنج میلیارد دلار در سال محدود شده است. با سقوط جمهوری اسلامی، هزاران میلیارد دلار فرصت سرمایه‌گذاری در ایران پدید خواهد آمد و ایران می‌تواند به یکی از مهم‌ترین موتورهای رشد اقتصادی اروپا و تأمین‌کننده مطمئن و پایدار برای انرژی این قاره تبدیل شود. ایران یکی از کهن‌ترین کشورهای جهان با حوزه فرهنگی و تمدنی گسترده است. مردم ایران در سال ۱۲۸۵ با انقلاب مشروطه، یکی از نخستین تجربه‌های دموکراسی‌خواهی مدرن را در منطقه رقم زدند و امروز نیز خواهان سرنگونی رژیم اسلامی و استقرار یک دموکراسی لیبرال هستند. شاید بتوان گفت کمتر ملتی به اندازه ملت ایران برای رسیدن به آزادی هزینه داده است. تنها در ده سال گذشته چهار خیزش بزرگ مردمی را شاهد بوده‌ایم: دی نود و شش، آبان نود و هشت، جنبش زن، زندگی، آزادی و سرانجام خیزش ملی کنونی.

جبهه هفت آبان 🇮🇷

12,410 görüntüleme • 5 ay önce

آقای پزشکیان در روز خبرنگار عملا گفت ایران جز مذاکره هچ راه دیگری ندارد و با این کار ایران را «بی‌ چاره» و مستاصل نشان داد و بعد هم بلافاصله گفت این امر با رهبری هماهنگ است. اگرچه در این دو روز بسیاری درباره این سخن نوشته‌اند اما دو نکته نیازمند برجسته‌سازی و تدقیق بیشتر است: اول اینکه شک نکنید ارسال پیام ضعف پزشکیان به منظور مذاکره نیست. چرا که دولتی که بخواهد واقعا مذاکره کند و امتیاز بدهد و امتیاز بگیرد اتفاقا خودش را تا حد امکان قوی نشان می‌دهد و اتفاقا دست مخالفان را هم باز می‌گذارد تا بتواند قدرت چانه‌زنی‌اش را در پای میز بیشتر کند. همانطور که عراقچی هفته پیش در مصاحبه با فایننشیال تایمز به درستی ایران را مقتدر و مردم را مخالف مذاکره نشان داد. به یاد بیاورید حتی حسن روحانی و جواد ظریف هم پیش از ورود به مذاکرات برجام در سال نود و دو هرگز چنین وضعیت کشورشان را بی چاره و بدون گزینه و محقر تصویر نکردند. کسی نیازمند دکترای روابط بین‌الملل نیست تا بتواند تصور کنید ویتکاف با تیم مذاکره کننده کشوری که رییس جمهورش آن را تا این حد بی چاره و حقیر نشان داده چگونه رفتار خواهد کرد؟ آیا ایران حتی امکان جابجایی یک ویرگول را در متنی که از سوی آمریکایی‌ها به ایران دیکته خواهد شد دارد یا فقط باید هرآنچه را جلویش گذاشته می‌شود امضا کند؟ آنچه پزشکیان انجام می‌دهد ربطی به مذاکرات ندارد بلکه موضوعش امری شناخته شده در علوم سیاسی به نام کاپیتولاسیون است. دوم، پزشکیان عملا ادعا کرده آیت‌الله خامنه‌ای هم با موضع او برای نشستن بر میز مذاکره به عنوان تنها راه موافق است. به عبارتی آیت‌الله خامنه‌ای هم خواهان تسلیم ایران مقابل آمریکاست. باید گفت آقای خامنه‌ای مسعود پزشکیان نیست که صبح یک چیز بگوید و ده دقیقه بعد در همان مصاحبه حرفش را عوض کند. حداقل از سال شصت و هشت که ایشان بر مسند رهبری بوده تا امروز یک منظومه فکری منسجم داشته. تا جایی که وقتی مجبور بوده تغییری حتی تاکتیکی در جهت‌گیری‌هایش بدهد خود را موظف می‌دانسته برایش اسباب نظری و ارجاعات تاریخی و دینی پیدا کند، همانطور که اجازه گفتگوی مستقیم با آمریکا را بواسطه مفهوم نرمش قهرمانانه امام دوم شیعیان توضیح داد. به همین علت هم هست که ارتشی از دهها خبرنگار فارسی زبان در رسانه‌های غربی شغلش این است که بگردد از فلان گفته امروز ایت‌الله خامنه‌ای با سخن بیست سال پیشش تفاوت و تناقضی دربیاورد و آن را با افتخار در بوق و کرنا کند. ازینرو از مسعود پزشکیان باید خیلی واضح پرسید سندش برای این ادعا که آیت‌الله خامنه‌ای تغییر موضعی ماهوی داده و خواهان تسلیم ایران شده چیست؟ کجا چنین گفته؟ در کدام سخنرانی؟ کدام روز؟ مگر نه اینکه در همین آخرین سخنرانی که به صورت نمادین ان را ایستاده هم انجام داد از قدرت و عزم و استقامت ملت ایران گفت؟ به فرض هم که رهبری خواهان تسلیم ایران شود، آیا امری چنین سرنوشت ساز باید بدون اعلام رسمی ایشان و با پیغام و پسغام دادن به شما اتفاق بیفتد؟ یعنی تکرار آنچه را که ایت‌الله خمینی بواسطه یک بمب خبری در قالب نامه جام زهر انجام داد، آیت‌الله خامنه‌ای درگوشی فقط به پزشکیان گفته؟ آنچه مسعود پزشکیان در روز خبرنگار انجام داد بدعتی غریب در تاریخ معاصر ایران بود. پزشکیان چیزی را به رهبر ایران منصوب کرد که با تمام سنت فکری و عملی آیت‌الله خامنه‌ای در تضاد است. تصور کنید امروز که در حیات رهبر دوم چنین می‌کنند فردا که او در میان نباشد چه چیزها به او منصوب می‌کنند. اما فریب نخورید. پزشکیان برغم تلاشش برای بُهلول‌نمایی، چنین سخنان ضدملی را از روی سادگی بیان نکرده. او عملا موضعی گرفت که بتواند تابوی تسلیم نشدن را بشکند و اجازه دهد نیروهای همسویش به میدان بیایند و با اردوکشی سیاسی فرایندی را اغاز کنند که در نهایت آیت‌الله خامنه‌ای در عمل انجام شده قرار گیرد و تن به تسلیم دهد. روندی که آغاز شده و همین امروز با بیانیه هفتاد و هشت نفر از پیشکسوتان سیاست خارجی کلید خورده. اگر نیروهای ملی و همچنان معتقد به قدرت ایران در بهمن چهارصد و سه به میدان آمده بودند و از موضع رهبری در شرافتمندانه، هوشمندانه و عاقلانه نبودن مذاکره تمام قد دفاع کرده‌بودند، یکماه بعد رهبری مجبور به تغییر موضع و تن دادن به مذاکرات عمان نمی‌شد. مذاکراتی که مقدمه بمباران و نابودی مراکز اتمی بود. امروز هم اگر این نیروهای ملی و معتقد به ایران قوی برغم هزینه‌هایش با شدت مقابل بدعت سازی مسعود پزشکیان و تحریف آشکار مواضع رهبری نایستند، فردا ممکن است دیر باشد.

Ali Alizadeh

45,649 görüntüleme • 1 yıl önce

یک بسیجی تازه سطلی شده بنام آرمین کامفیروزی چند ثانیه از لایو چهار ساعته یوتیوب را که به مناظره من و فرید مدرسی مربوط بود، کات زد تا در طویله همایونی جانوران فاشیست سطلی برایشان یونجه فراهم کرده باشد گویا! بیست سالی هست که مزدورران ولایت فقیه و چماقداران ولایت عهد وعده می دهند که بالاخره اسناد خیانت فخرآور افشا خواهد شد! پیر شدند اما سیاوش ایرانزمین بسیار پاکتر از آن بود که چیزی عایدشان شود! جالب است که شرت مادر رهبرشان در کمد فریدون جوادی و نصف ماموران کا گ ب پیدا شده ولی همگی با هم خفه خون گرفته اند و چیزی نمیگویند تا نکند ناموس سلطنت خدشه دار شود. اما در مورد این ویدیو، چهار سال پیش در اوج جلسات کلاب هاوسی مناظره ای بین امیر فخرآور به نمایندگی از براندازان و فرید مدرسی به نمایندگی از حامیان رژیم برگزار شد که نقطه عطفی در برتری مطلق ادبیات و‌ کنش سیاسی ما براندازان بود و فرید عملا پس از مناظره با اشک از کلاب هاوس وداع کرد و اگر وساطت ماشاالله شمس الواعظین و التماس های ظریف و تاجزاده نبود، قصد بازگشت پس از آن شکست هولناک را نداشت. پیش از شروع مناظره مکس فخرایی و وهاب صفایی که رابطان برگزاری این مناظره بودند، برای ست کردن قواعد مناظره هر دوی ما را روی خط گرفتند تا خطوط قرمزهایمان را ترسیم کنیم. من که خط قرمزی نداشتم ولی فرید خان دریای خط قرمز بود. تمام ماجرای این گفتگوی پیش از مناظره و اصل مناظره به صورت زنده در حضور چهل هزار نفر در لایو من دیده می شود. مثل تمام سی و چهار سال مبارزه ام علیه خامنه ای و سپاه همیشه مواضعم روشن و محکم بوده است که در لینک این مناظره می توانید ببینید. در دقیقه ۱۷ ویدیو، اتفاقی ایرپاد از گوش من افتاد و صدای فرید مدرسی چند ثانیه شنیده شد که می گفت به خامنه ای و اسلام توهین نکن اما پرسش های محکم مطرح کن و پاسخ می دهم. از اینکه بدون اجازه فرید صدایش در لایو شنیده شد، شرمنده شدم اما خوب بود که همچون همیشه همه چیز را برای مخاطبانم شفاف نگاه داشتم، بر خلاف تمام چهره های دیگر سیاسی و بویژه آن کودک ۶۵ ساله و مادرش. نکته آخر: اینکه آرمین کامفیروزی بسیجی که با سپاه پاسداران برای سهمیه بندی بنزین مردم قرار داد های پرسودی بسته بود، امروز در قامت حامی رضا پهلوی چند ثانیه از این مناظره را کات و پخش کند تا مثلا من را خراب کرده باشد، خبر از درماندگی جریان به تمام معنا #سطلی_سپاهی دارد. لینک کامل این مناظره را در یوتیوب خودم ببینید

Amir Fakhravar

100,194 görüntüleme • 7 ay önce

یک دو سه چهار… «حبیب. اینا دروغ میگن مگه ممکنه اجازه بدن زندونی بدونه به کجا برده میشه؟» نیمه‌شبِ بیست و دوم شهریور هزار و چهارصد و چهار در خواب و بیداری‌، دست‌هایم بسته‌ست، چشم‌هایم چیزی نمی‌بینند. با این حال از این کابوس، لذت غریبی می‌برم. اینجا در این سیاهی مطلق، نوید هنوز زنده است. نوید هنوز کنار من، نفس می‌کشد. پنج شیش هفت… صدای وحید را از سلول کناری می‌شنوم: «صبح که بشه سه تاییمون رو اعدام می‌کنن....» روی چمن‌ها می‌دوم. نوید پشت سرم می‌دود. باز کودک میشویم. صدای نفس‌هایش را می‌شنوم. هنوز نمی‌دانستم خوشبختی چیست اما قطعا تعریف دیگری جز آن لحظه نداشت. زمین به دور سرم میچرخد. چمن‌ها زرد میشوند و بر روی زمین سرد سلول می‌افتم. هشت نه ده یازده… به صدای نفس‌های نوید گوش میدهم. صدایم را بلند می‌کنم تا به گوش وحید برسد: «نه. فقط نویدو اعدام میکنن.» دیگر هیچکداممان هیچ چیز نمی‌گوییم، هیچ کلمه‌ای نمیتواند سنگینی آن لحظه را بر دوش بکشد. دوازده سیزده چهارده… نفس‌ بکش نوید. پلک‌هایم سنگین می‌شود. درد زخم‌هایمان، توان بیداری را می‌گیرند. در خیابان ایستاده‌ام. میان شعارها و فریادهای مردم، چشمهایم به دنبال نوید می‌گردد. کمی جلوتر ایستاده است. به چهره‌ی سرخ تک تک مردم اطرافم، نگاه میکنم. چقدر شبیه همیم. خسته، مبهوت. اینجا کجاست؟ چرا فریاد میزنیم، چرا اینجا ایستاده‌ایم؟ جوانیمان کو؟ چه بر سر آرزوهایمان آمد؟ مامورها حمله میکنند. باتوم‌ها بلند میشوند. فریاد میزنم. به سمت نوید می‌دوم، با صدای در سلول از خواب میپرم. باتوم، بر بدنهایمان فرود می‌آید. سرهایمان را به زمین میچسبانند:‌ خفه شید، صداتون درنیاد، فقط میخوایم یکی یکی آماده‌تون کنیم برای انتقال به تهران. مهرماه هزار و سیصد و هفتاد و نه. امروز، اولین روز مدرسه‌ی نوید است. نوید دم در ایستاده. مادرم دست مرا میگیرد. دو نارنگی در دستهای من و نوید می‌گذارد. نگاهم میکند: ‌حبیب. مواظب داداشت هستی دیگه؟ بهت‌زده، نگاهش میکنم. پاهای نوید بر روی زمین کشیده میشود. نوید را میبرند ‌نوید... خدافظی نکردی. چهار صبح. عرق کرده، از خواب میپرم. مادرم گوشه‌ی خانه نشسته است. باز نگاهم میکند:‌ تو هم صدارو شنیدی؟ گوشهایم را با دو دست میگیرم. صدای کشیده شدن صفحه‌ی اعدام، سلول را، گذشته و آینده را، پر میکند. هنوز سرم به زمین چسبانده شده. صدای نزدیک شدن پاهایی را میشنوم. باز شروع به شمارش می‌کنم. اما صدا، صدای پاهای نوید، نفس، نفس‌های نوید نیست. رییس گارد زندان به سمتم می‌آید. سرش را به گوشم میچسباند:‌ نوید اعدام شد. مادرم دوباره دستم را می‌فشرد. حبیب؟ مواظب داداشت هستی دیگه؟ زمان ایستاده. مادرم هنوز خیره به چهره‌ام مانده است. نوید دیگر نفس نمیکشد. ثانیه‌ها دیگر حرکت نمیکنند. از طرف حبیب

سعید افکاری

124,648 görüntüleme • 1 yıl önce