Loading video...

Video Failed to Load

Go Home

دیروز ضد پهلوی، امروز لیدر؟ حافظه تاریخی داریم. لیدری سهم تازه‌واردهای بی‌سابقه نیست. دیر فهمیدی، قابل درکه. ولی جلو ایستادن؟ نه. ته صف.

92,783 views • 8 months ago •via X (Twitter)

0 Comments

No comments available

Comments from the original post will appear here

Related Videos

#این_چرخه_با_من_تمام_میشود عقاید مقدس نیستند؛ حقایق مقدس هستند هیچ عقیده‌ای، صرفِ عقیده بودن، شایسته‌ی احترام نیست. این حقیقت است که باید محترم شمرده شود؛ و حقیقت وقتی آزاردهنده است که سال‌ها با تقدس دفن شده باشد. دینی که با شمشیر آمد، با قتل‌عام و تحقیر ریشه گرفت، و امروز هم به نام «الله» جوانان این سرزمین را به دار می‌کشد، نمی‌تواند پشت سپر «احترام به باور» پنهان شود. احترام را باید رفتار انسانی به‌دست آورد، نه با تهدید، نه با ترس، نه با خون. هیچ خدایی که ابزار قدرت شود، خدایی برای مردم نیست. آنچه از قادسیه آغاز شد نه به‌عنوان یک نبرد تاریخی، بلکه به‌عنوان غلبه‌ی زور بر فرهنگ، شمشیر بر خرد امروز در زندان‌ها، در طناب‌های دار، و در زندگی‌های سوخته ادامه یافته است. این نزاع، نزاعِ مردم با ایمان شخصی نیست؛ نزاعِ مردم با ایدئولوژیِ مرگ است. با تفسیری که زندگی را گروگان می‌گیرد و حقیقت را قربانی «تقدس» می‌کند. زمان آن رسیده که بگوییم: عقیده اگر ضد انسان باشد، قابل نقد است. اگر خون بریزد، قابل افشا است. و اگر آینده را بسوزاند، قابل پایان دادن است نه با نفرت، بلکه با آگاهی، شجاعت، و ایستادن کنار حقیقت. #ایران_بدون_اسلام #قادسیه_ادامه_دارد #ایرانی_هستیم_تازی_نمیپرستیم

Shawna (شانا) Azad

17,927 views • 9 months ago

پهلوی یک پروژه‌ی فاشیستی شکست‌خورده است؛ همان استبداد قدیمی با بسته‌بندی نو. ما از روز اول با دیکتاتوری و فاشیسم مشکل داشته‌ایم و داریم، چه عمامه به سر داشته باشد، چه تاج بر سر. فاشیسم مذهبی و فاشیسم سلطنتی دو روی یک سکه‌اند: حذف، تحقیر، تمرکز قدرت و انکار ملت‌ها. اگر حتی یک‌دهم درصد احتمال بازگشت #پهلوی به ایران وجود داشته باشد، تردید نکنید: جغرافیای ایران به شکل کنونی‌اش دوام نخواهد آورد. کوردها، بلوچ‌ها، عرب‌ها، ترکمن‌ها و تورک‌ها پهلوی را نمی‌خواهند و هرگز نخواسته‌اند. این یک «نظر» نیست؛ یک واقعیت سیاسی است. پهلوی نه تنها در میان ملت‌های غیر فارس پایگاه ندارد، بلکه در میان خود جریان‌های فارس‌محور هم منزوی است: #مجاهدین_خلق سازمان‌یافته‌ترین نیروی اپوزیسیون او را رد می‌کنند؛ #چپ‌ها #سلطنت را ذاتاً ضد آزادی می‌دانند؛ #جمهوری‌خواهان او را بن‌بست سیاسی می‌بینند. پس سؤال ساده است: پهلوی دقیقاً نماینده‌ی کیست؟ عدەای رعیت و اوباش چالە میدانی؟ جمهوری اسلامی سرنگون میشود و ایران آزاد میشود بە زودی ولی این آزادی با بازگشت به سلطنت و فاشیسم به دست نمی‌آید. اگر پروژه این است که به جای فاشیسم مذهبی، #فاشیسم_پهلوی حاکم شود، راه ما از همین امروز جداست؛ آشکار، علنی و بدونە عقب‌نشینی. و این جدایی افتخار است. افتخار اینکه کوردستان، همراه با دیگر ملت‌های تحت ستم، پرچم مقابله با هر نوع فاشیسم را بالا نگه داشته است. نه شاه، نه شیخ؛ آزادی، برابری، دموکراسی. این یک بلف سیاسی نیست یک هشدار جدیست…

Chia Aliyar

15,341 views • 9 months ago

پاسخی کوتاه به رضا پهلوی #تجزیه‌طلب: حلقه مفقوده در تاریخ ایران: افشای راز حذف 180 ساله کوردها از شناسنامه تاریخ دولتی ایران چگونه #تاریخ_مادها قربانی مهندسی هویت شد؟ ​چرا #رژیم_پهلوی، نخستین دولت تاریخی ایران را از شناسنامه ملی حذف کرد؟ از #مادزدایی_تا_کوردستیزی؛ بازخوانی یک کودتای فرهنگی علیه ریشه‌های زاگرسی ​فارغ از جایگاه سیاسی #امیرعباس_فخرآور، سخنان اخیر او پرده از حقیقتی برمی‌دارد که بیش از یک قرن زیر غبار ناسیونالیسم افراطی #فارس‌سالاری پنهان شده بود. پرسشی که او مطرح می‌کند، ساده، اما ویرانگر است: چرا در روایت رسمی پهلوی، «مادها»، بنیان‌گذاران نخستین دولت ایران، عمداً از #شناسنامه تاریخی ایران حذف شدند؟ ​این حذف، یک سهو تاریخی نبود؛ بلکه بخشی از پروژه‌ای سیستماتیک برای مهندسی هویت بود. نخستین بذرهای #تجزیه‌طلبی هویتی، نه در کوهستان‌های کوردستان، بلکه در اتاق‌های فکر دولت پهلوی در #تهران کاشته شد؛ جایی که تاریخ، نه برای فهم گذشته، بلکه برای تثبیت قدرت خاندان پهلوی بازنویسی شد. 1- مادها؛ فراتر از یک سلسله، یک #فدراسیون آغاز شکل‌گیری قدرت مادها: حدود 700 - 728 پیش از میلاد ​آنچه عامدانه نادیده گرفته شد، فقط «نام مادها» نبود، بلکه ماهیت فدراسیونی و پیشرفته‌ی نظام حکمرانی آنان بود. #فدراسیون_مادها نه‌تنها از نظر تاریخی دوره‌ای طولانی‌تر از آن چیزی دارد که در تاریخ‌نگاری رسمی دولتی آمده، بلکه از نظر نوع حکومت‌داری، یک استثنای بزرگ در عصر #برده‌داری به شمار می‌رود. ​در جهانی که منطق غالب آن بر برده‌سازی ملتِ مغلوب استوار بود، مادها پس از شکست #امپراتوری_آشور، [فروپاشی امپراتوری آشور، سال 612 پیش از میلاد، سقوط نینوا]، مسیری کاملاً متفاوت برگزیدند: آن‌ها آشوریان را به بردگی نگرفتند. این تصمیم، نه احساسی و نه اتفاقی، بلکه مبتنی بر درکی سیاسی‌اجتماعی بود که حتی با منطق کلاسیک تاریخ‌نگاری مارکسیستی نیز به‌طور کامل هم‌خوانی ندارد. 2- تناقضی که حتی لنین را متوقف کرد ​نکته قابل‌تأمل این است که #ولادیمیر_لنین در آثار خود، از دو مقطع تاریخی یاد می‌کند که با دیالکتیک تاریخی مورد نظرش تطابق کامل ندارند: ☆ ​قیام #اسپارتاکوس علیه نظام برده‌داری. ☆ ​شکست #آشوریان توسط مادها بدون تبدیل آنان به برده. ​برای لنین، مورد دوم یک پرسش نظری جدی است: چگونه در عصری که اقتصاد بر برده‌داری بنا شده، یک قدرت پیروز از این منطق عبور می‌کند؟ پاسخ در #ساختار_سیاسی مادها نهفته است؛ آن‌ها قدرت را مهار کردند، نه انسان را. مادها حق حمل سلاح را از مغلوبین گرفتند تا ماشین سرکوب بازتولید نشود، اما کرامت انسانی آن‌ها را حفظ کردند. [منبع: تاریخ ماد، نوشتهٔ ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف، تاریخ‌دان و آشور‌شناس برجستهٔ شوروی] 3- از مادزدایی پهلوی تا #کوردستیزی مدرن ​رژیم‌های پهلوی علیه فدراسیون و سیستم فدراسیون و ايالتی ایستادند، زیرا: ​فدراسیون، دشمن دولت متمرکز است. ​تکثر، دشمن هویت تک ملت، تک زبان، تک دولت و تک پرچم است. ​و کوردها، با ریشه‌ی مادی خود، حامل یک «رسالت تاریخی» بودند. ​انکار مادها، فقط حذف یک دوره تاریخی نیست؛ این روند به‌تدریج به سباست کوردستیزی و کوردزدایی ساختاری انجامید. وقتی ریشه‌ها حذف شوند، حذف انسان‌ها توجیه‌پذیر می‌شود. جشن‌های 2500 ساله در پاسارگاد و تدوین #تقویم_شاهنشاهی پروژه‌ای بود برای بازنویسی تاریخ از زمان کوروش و حذف تاریخ مادها از حافظه ملت‌های تحت ستم در ایران بود. 4- زن، زندگی، آزادی؛ حافظه تاریخی زاگرس ​شعار #ژن_ژیان_ئازادی نه یک شعار وارداتی است و نه محصول لحظه؛ این شعار، بیرون‌زدگی حافظه تاریخی زاگرس در جهان مدرن است. در این نقطه است که پیوند میان تجربه مادها و اندیشه‌های #اوجالان معنا پیدا می‌کند. فلسفه آپو، به‌ویژه در مفاهیمی چون خودمدیریتی و کنفدرالیسم دموکراتیک، بازخوانی آگاهانه‌ی همان سنت #فدراتیو_زاگرس است. ​در هر 2 تجربه، تمرکز قدرت جای خود را به شبکه‌های خودمدیریت محلی می‌دهد. آنچه امروز در #روژآوا_کوردستان می‌بینیم، بازگشت تاریخ سرکوب‌شده به صحنه در سطحی بالاتر از آگاهی است. ​نتیجه‌گیری نهایی ​انکار مادها، #انکار_کوردهاست و انکار کوردها، تیشه زدن به ریشه‌های خودِ جغرافیای فعلی ایران است. بازگرداندن مادها به تاریخ، نه تهدید وحدت، بلکه نجات حقیقت تاریخی است؛ نجات این ایده که کشورهای امروزی با نام‌های ایران، عراق، ترکیه و سوریه، از آغاز، سرزمینی تک‌صدا نبوده، بلکه بر شانه‌های زاگرس و توروس، تکثر و فدراسیون ایستاده است. ​تاریخ تکرار نمی‌شود، شاید این آخرین شانس برای همزیستی مسالمت‌آمیز ملت‌های خاورمیانه باشد؛ لذا تاریخِ سرکوب‌شده، بازمی‌گردد. و زاگرس و میزوپوتامیا، هنوز حافظه دارد. #بابان_سقزی فوریه 2026

Baban Seqizî بابان سقزی

14,005 views • 7 months ago

اُغُور بخیر جناب نصیری مگر مشاعره است که قافیه ردیف می‌کنید؟ شاهزاده و تاجزاده !! چند نکته باید آویزه گوش باشد: ۱. ملت ایران از اصول‌گرا و اصلاح‌طلب یکجا عبور کرده و به یک اندازه متنفر است، پس برای امثال فائزه هاشمی و تاجزاده و ... نوشابه باز نکنید. ۲. هر جنبنده‌ای که مسئولیتی در ساختار رژیم ج.ا در طول ۴۵ سال گذشته داشته، در صورت پشیمانی، ابتدا باید نسبت خویش را خیلی روشن با شورش ۵۷ اعلام کند و حق کامل پیگیری منصفانه قضایی و محاکمه خویش در فردای ایران آزاد را کامل بپذیرد. ۳. اینجا سفره عینقلاب یا بنگاه املاکی نیست که چانه بزنید و سهم خواهی کنید، بریده‌ها از ج.ا در صورت صداقت و شفافیت باید بروند ته صف و منتظر بخشش و پذیرفته شدن از طرف اکثریت ملت ایران باشند. ۴. نه شما و نه هیچ کس دیگری در جایگاه سهم‌خواهی نیست، اگر صادقانه می‌خواهید قدمی برای ایران و جبران اشتباهات گذشته خویش بردارید، از توهم شورای رهبری سازی بیرون بیایید و خیلی روشن و شفاف حمایت کامل و تمام قد خودتان از تنها فرد مورد وثوق و اعتماد حداکثری ملت ایران، یعنی پهلوی سوم را بدون هیچ گونه پیش شرط و موس موس اعلام کنید.

Vahid Bahman وحید بهمن

32,061 views • 2 years ago

این دیگر نه «اظهارنظر سیاسی» است، نه «هیجان انقلابی»، نه حتی حماقت فردی. این تهدید علنی به حذف فیزیکی منتقدان است؛ با نام، با ویدیو، با هشتگ. این‌که یک آدم ابله با بیش از ۲۰۰ هزار دنبال‌کننده در اینستاگرام، رسماً وعده‌ی «پاک‌سازی منتقدان در یک هفته پس از براندازی» می‌دهد، فقط شرم‌آور نیست؛ خطرناک است. و نه، مسئله فقط یک فرد نیست. مسئله این است که این زبان از کجا مشروعیت گرفته و در کدام فضا رشد کرده است. این گفتمان، مستقیم یا غیرمستقیم، از دل پروژه‌ای بیرون آمده که نامش رضا پهلوی است؛ از حلقه‌ی اطراف او، از چهره‌های حقیقی و حقوقی‌ای که سال‌هاست حذف، تهدید، تخریب و برچسب‌زنی را عادی کرده‌اند، از کسانی که سکوت می‌کنند، توجیه می‌کنند، یا بدتر از آن، تشویق می‌کنند، از جمله نزدیک‌ترین افراد به او، حتی همسرش، که این فضا و این رفتار را بازتولید می‌کنند. بعضی می‌گویند: «شاید این فرد عامل جمهوری اسلامی باشد.» فرض کنیم باشد. سؤال ساده است: چرا چنین ادبیاتی در دل جریان پهلوی رشد می‌کند؟ چرا بازنشر می‌شود؟ چرا حمایت می‌شود؟ چرا هیچ خط قرمزی وجود ندارد؟ تهدید به قتل، وعده‌ی حذف فیزیکی، دعوت به بستن کشور و کشتار منتقدان نه «نظر» است، نه «سلیقه». این جرم است. جرمی که می‌تواند و باید به‌طور قانونی با آن برخورد شود نه برای انتقام، بلکه برای جلوگیری از تکرار این منطق مرگبار. جمهوری اسلامی چگونه ماند؟ با همین منطق: «ما حق داریم حذف کنیم، چون حق با ماست.» امروز همان منطق دارد بازتولید می‌شود؛ این بار نه با عمامه، بلکه با نوستالژی، با تاجی خیالی، و با فاشیسمی که اسم خودش را «نجات ایران» گذاشته است. اگر آینده‌ای که شما وعده می‌دهید با تهدید، حذف و کشتار منتقدان شروع می‌شود، آن آینده ویران‌تر از امروز است. خطاب به شما و امثال شما: شما هنوز نفهمیده‌اید با چه نسلی طرفید. نسلی که با جمهوری اسلامی جنگیده، زندان رفته، تبعید شده، هزینه داده، از تهدید شما نمی‌ترسد. و خطاب به جامعه: اگر امروز در برابر این زبان سکوت کنیم، فردا دیگر دیر است. و در پایان، فراتر از هر اختلاف سیاسی، فراتر از هر مرزبندی فکری، من بی‌قید و شرط کنار آن شش نفر می‌ایستم. نه چون با آن‌ها هم‌نظر هستم، بلکه چون در برابر فاشیسم، بی‌طرفی وجود ندارد. دفاع از حق آن‌ها برای سخن گفتن، دفاع از جان آن‌ها، دفاع از کرامت انسانی آن‌ها برای من خط قرمز مطلق است. اگر قرار باشد آینده‌ای ساخته شود که در آن منتقد را تهدید می‌کنند، آن آینده را همین‌جا، همین امروز، باید متوقف کرد. من کنار شما هستم، در برابر تهدید، در برابر حذف، در برابر فاشیسم. #زن_زندگی_آزادی Nik Kowsar Kambiz Ghafouri Ali Javanmardi

Shahin Modarres

53,710 views • 9 months ago

این متن قراره بعضی‌ها رو بشدت عصبانی کنه رضا پهلوی در مصاحبه CBS (ژانویه ۲۰۲۶) ویدیویی که پیوست کرده‌ام با خونسردی کامل می‌گوید«این جنگ است و هر جنگی تلفات دارد!!!!!!من از مردم نخواستم با رژیم مبارزه کنند، آن‌ها از من کمک خواستند!!!.» این جمله دقیقا یعنی چه؟ یعنی هزاران نفر کشته شدند، اما رضا پهلوی «مثلا رهبر» می‌گوید تقصیر من نیست، خود مردم خواستند؟! اگر این اوج وقاحت سیاسی نیست، پس چیست؟ فراخوان میدهی، ادعای رهبری می‌کنی، از «گذار» و «نیروهای آماده» حرف می‌زنی، اما وقتی کشتار بالا می‌گیرد، ناگهان تبدیل می‌شوی به یک «ناظر بی‌ طرف»؟ این شانه خالی‌کردن از خون، اسمش رهبری است؟ اما اینجا یک تناقض عریان وجود دارد پهلوی خودش را در جایگاه فرمانده می‌نشاند،از فراخوان و هدایت و رهبری می‌گوید، اما وقتی هزینه بالا می‌رود، نقش فرماندهی را انکار می‌کند😐 آیا مسئولیت فقط برای لحظه پیروزی است؟ اما خون و شکست سهم مردم؟ حالا برویم سراغ ادعای افسانه‌ای‌اش «۵۰ هزار ارتشی و سپاهی ریزشی آماده‌اند و کمک در راه است.» نتیجه چه شد؟ هیچ. صفر. حتی یک حرکت. نه توضیح داد دروغ بوده، نه گفت خیانت شده، نه پاسخگو بود. مشخص شد نفوذ واقعی؟ ندارد. توانایی سازماندهی هم؟ ندارد. حتی شعارهای خیابانی هم «پهلوی» نبودند،بلکه با صداگذاری، پمپاژ رسانه‌ای و پیمانکاری یک شرکت هوش مصنوعی اسرائیلی تولید شد. پس این عنوان «رهبر گذار» دقیقا از کجا آمده؟ از واقعیت اجتماعی، یا از توهم تاریخی؟ اگر ویدیو را ببینید، زبان بدنش همه‌چیز را لو می‌دهد،آرام، دست در جیب، بی‌تفاوت،انگار درباره وضعیت آب‌وهوا حرف می‌زند، نه درباره هزاران کشته. مردم در خیابان گلوله می‌خوردند، او در میامی به ریش ملت می‌خندید. بعد هم به‌جای «جان‌باختن»، می‌گوید «تلفات جنگی»!!!😡 رهبری واقعی درد مردم را حس می‌کند، نه اینکه از هزاران کیلومتر دورتر مثل یک ژنرال پشت‌میزنشین حرف بزند. جنبش مردم ایران با اراده مستقل شروع شد و داشت به‌صورت تصاعدی گسترش پیدا می‌کرد، تا زمانی که رضا نخبه سوار موج شد. به نظر شما کسی که نه هزینه داده، نه خطر کرده، نه حتی مسئولیت می‌پذیرد، آیا لیاقت عنوان «رهبر خیزش» را دارد؟ ادعای رهبری بدون خون، بدون برنامه و بدون پاسخگویی = ابتذال سیاسی محض. مردم نیاز به قیم خودخوانده ندارند،مردم خودشان تاریخ را می‌سازند. و حالا چند سؤال ساده برای طرفداران رضا پهلوی اگر ایشان رهبر است، چرا مسئولیت نمی‌پذیرد؟ چرا فراخوان‌هایش همیشه دیر، از دور و بعد از شروع جنبش‌هاست؟ چرا وقتی مردم نیاز داشتند نبود، و حالا فقط انکار می‌کند؟ اگر می‌توانید به‌جای فحش، جواب بدهید. با دلیل، با نقل‌قول، با واقعیت. رهبر کیست؟ مردم در خیابان، یا یک خودخوانده فرصت‌طلب؟ و در نهایت، اگر فکر می‌کنید رهبری یعنی پذیرش مسئولیت، حضور در خطر و صداقت با مردم،این هشتگ را روزانه بزنید و کمک کنید او وادار به پاسخگویی شود 👇 #پهلوی_رهبر_خود_خوانده #از_دموکراسی_بگو Jeanne Touka Neyestani

Freedom

91,225 views • 8 months ago

"راهِ سوم" راهِ مریم و مجاهدین، جمع‌بندی و فشرده‌ایی از این تجربه‌هاست، اما نه در قالب هشدار، که در قالب سیاست. سیاستی که می‌داند بعد از سقوط دیر است. در این منطق، قدرت چیزی نیست که پس از فروپاشی رژیم به‌دست آید، قدرت باید از پیش ساخته شود، سازمان یابد و مشروعیت اجتماعی پیدا کند. از این زاویه، راه سوم بر سازمان‌یافتگی پیشینی تأکید دارد، ساختن شبکه‌ی سیاسی، اجتماعی و اجرایی پیش از لحظه‌ی بحران. این سازمان‌یافتگی نه تزئینی است و نه صرفاً نمادین، عصاره ای از تجربه است، هدف آن تصاحب خلأ قدرت پیش از آن است که این خلأ به میلیشیای علی خامنه‌ای، مداخله‌ی خارجی یا به برزخی دائمی سپرده شود. در قلب راه سوم، یک تمایز بنیادین هم وجود دارد، تمایز میان استقلال و انزوا. استقلال، به‌معنای قطع رابطه با جهان نیست، به‌معنای قطع وابستگی سیاسی و امنیتی به پروژه‌های خارجی است. تجربه‌ی خاورمیانه نشان داده که مداخله‌ی خارجی، حتی وقتی با زبان حمایت از دموکراسی وارد می‌شود، در نهایت به مهندسی نتیجه می‌انجامد. راه سومِ رجوی نه جنگ نیابتی را می‌پذیرد و نه نجات خارجی را، زیرا هر دو دولت آینده را پیشاپیش تضعیف می‌کنند. استقلال در منطقِ رجوی و شورای ملی مقاومت، شرط امکان دولت ملی است، نه شعار ضدغربی یا ضد منطقه‌ای. عنصر تعیین‌کننده‌ی دیگر در این راه، مشروع‌دانستن حق کانون‌های شورشی بر مقاومت است، نه همچون خشونتی کور، که چون پاسخی سازمان‌یافته به سرکوب ساختاری. تجربه‌ی منطقه نشان داده که جنبش‌هایی که حق دفاع از خود را انکار کردند، یا حذف شدند یا به ابزار دیگران تبدیل شدند. راهِ رجوی، مقاومت را نه در برابر مردم، که در برابر ماشین سرکوب تعریف می‌کند، مقاومتی که هدفش نه بی‌ثباتی دائمی، که گشودن مسیر دولت‌سازی است. در این معنا مقاومت و دولت در تقابل با هم نیستند، که مقاومت، پیش‌شرط دولت می‌شود. راهِ مجاهدین همچنین مسئله‌ی دولت آینده را به رأیِ معلق و وعده‌ی نامعلوم حواله نمی‌دهد. شکل دولت، نسبت آن با جمهوریت، تفکیک قوا، جایگاه حقوق شهروندی و سازوکار انتقال قدرت، از پیش در افق این سیاست تعریف می‌شود. این پیش‌تعریف، نه تحمیل اراده، که جلوگیری از هرج‌ومرج است. تجربه‌ی منطقه نشان داده که مبهم‌گذاشتن دولت آینده، به‌نام انتخاب مردم، اغلب به بازتولید اقتدارگرایی یا فروپاشی انجامیده است. راهِ شورای ملی مقاومت، با روشن‌کردن افق، امکان انتخاب واقعی را حفظ می‌کند. دقیقاً به همین دلایل است که این راه هم‌زمان برای جمهوری اسلامی، دولت‌های اقتدارگرای عرب و بخش‌هایی از نظم غربی مسئله‌ساز است. این سیاست نه قابل خریدن است، نه قابل مهندسی و نه قابل تعلیق. راهِ رجویها و مجاهدین، فروپاشی بدون جایگزین را نمی‌پذیرد و گذار بدون قدرت را رد می‌کند. این راه، سیاست را از سطح روایت، هیجان و تصویر، دوباره به سطح تصمیم، سازمان و دولت بازمی‌گرداند. در نهایت راه شورای ملی مقاومت و در راس آنها مریم رجوی، نه وعده‌ی آسان می‌دهد و نه پیروزی فوری. آن‌چه عرضه می‌کند، امکان است، امکان خروج از چرخه‌ی شکست‌های منطقه‌ای. امکانی که اگر در ایران محقق شود، نه‌فقط یک رژیم، که یک منطق ژئوپولیتیک را فرو خواهد ریخت. در همین منطق است که راهِ مریم رجوی، خطرناک تلقی می‌شود، نه برای مردم ایران، که برای تمام نظم‌هایی که به تعلیق، مهار و ناتوانیِ دائمی سیاست مردمی خو گرفته‌اند. در این‌بزنگاهِ تاریخی دیگر جای سوء‌تفاهمی باقی نمی‌ماند. مسئله‌ی ایران نه صرفاً سقوط یک رژیم، که نبرد بر سر امکانِ تولد یک دولت است. هر نظمی، هر چهره‌ای و هر روایتی که فروپاشی را بدون قدرت، اعتراض را بدون سازمان و آینده را بدون تصمیم بازتولید کند، آگاهانه یا ناآگاهانه، در پروژه‌ی عقیم‌سازی سیاست شریک است. در این میدان، بی‌طرفی، خود یک موضع سیاسی است، یا سیاست به سطح تصمیم، سازمان و دولت بازمی‌گردد، یا ایران بار دیگر به میدان مصرف دیگران تبدیل می‌شود. راه سومی هم وجود دارد، اما فقط برای آن‌ها که حاضرند هزینه‌‌اش را بپردازند. #راهِ_سوم #عادل_عبیات #با_می‌توان_و_باید #مریم_رجوی #در_جستجویِ_هم‌قدی_که_نیست #ایران_در_برزخ #کانون_شورشی #هندسه‌ی_قدرت

Adel Abiyat

16,270 views • 8 months ago

واقعیت این‌ست که ترامپ در‌حال مذاکره با گروهی درون قدرت است، این‌ مساله غافلگیرکننده نیست و قابل پیش‌بینی بود، زیرا ترامپ بارها تاکید کرد که الگوی ونزوئلا را بر هر تغییر سیاسی دیگری ترجیح می‌دهد؛ اما برخلاف باور عمومی، نگارنده طرف مذاکره دولت آمریکا را نه قالیباف، که فرماندهان ارتش می‌داند. اولتیماتوم ترامپ درباره نابودکردن‌ زیرساخت‌های انرژی ایران، زنگ خطر را درون حلقه‌ی قدرت، و نیز در اپوزوسیون رژیم به صدا درآورد، اگر نیروهای ریزشی دولتی و نظامی، اراده‌‌ای برای ایفای نقش در راستای هموارسازی مسیر سقوط رژیم دارند، اکنون لحظه‌ی اقدام واقعی و عملیاتی است. برجسته‌کردن نام قالیباف برای حفاظت از نیروهایی است که در حال گفتگو، و تلاش برای تسلیم بی‌قیدوشرط جمهوری‌اسلامی، در راستای تحویل قدرت به دولت انتقالی هستند؛ گروهی که مذاکره می‌کنند متشکل از افرادی است که در باور و تصور عمومی نمی‌گنجند، افشای نام‌شان امکان تحقق این ایده را از میان می‌برد، بنابراین هر نامی که مطرح می‌شود، بی‌تردید زمینه‌ی حذف او را فراهم می‌کند. واکنش عصبی قالیباف به اخبار امروز، خود گواهِ این ادعاست که علاوه بر تهدید خارجی، درگیری‌های درونی نیز بالا گرفته‌اند و هرکس نیاز دارد تا از خود و حلقه‌ی اطرافش، در برابر خشم و اتهام اقلیت تندروی حامی نظام محافظت کند؛ علاوه بر این‌ مشکل اساسی، مساله‌ی مجتبی خامنه‌ای نیز مطرح است! ترامپ امروز نیز در سخنان خود بارها تاکید کرد که نه تنها رهبری مجتبی را نمی‌پذیرد بلکه اساسا سرنوشت مجتبی مشخص نیست و هیچکس او را ندیده و صدای او را نشنیده است! این جمله بدان معناست که طی روزهای آینده، حلقه‌ی سوم رهبری جمهوری‌اسلامی نیز هدف قرار گرفته، و خنثی خواهند شد. اما مذاکره با سران ارتش و نیروهای سیاسی درون قدرت که آماده تحویل قدرت باشند، یک هندوانه‌ی دربسته است؛ ممکن است دولت را تحویل رضاشاه دوم بدهند، اما از طرف دیگر این امکان نیز وجود دارد که هدف این دولت انتقالی حذف گزینه‌ی پهلوی باشد. اینجاست که باز اهمیت عاملیت ملت، و ایفای نقش ایرانیان در سرنوشت‌سازترین بزنگاه تاریخ، مطرح می‌شود. امروز وظیفه داریم تا بلندتر و شفاف‌‌تر از هر زمان دیگری شاه را صدا بزنیم؛ در داخل و خارج از کشور باید فعالیت‌های جدی و بزرگ تازه‌ای شکل بگیرند که جایگاهِ یگانه‌ی شاه و نقش بی‌همتای او برای عبور دادنِ ایران از این دالانِ تاریخی را برجسته کنند؛ یا حالا، یا هرگز. جاوید شاه

سیروس پارسا

62,621 views • 6 months ago

روز جمعه ۲ اکتبر/۱۰ مهر، مراسم زادروز جاویدنام نیکا شاکرمی به میزبانی بانو نسرین شاکرمی و با پیام شاهزاده رضا پهلوی در شهر فرانکفورت آلمان برگزار شد. متن کامل پیام شاهزاده به این مراسم به شرح زیر است: «نیکا شاکرمی، زیبا، پرشور و بی‌باک، برای حق خود به خیابان آمد؛ سرفراز ایستاد، نماد سرکوب و حجاب تحمیلی را به آتش کشید و فریاد آزادی سر داد. تصویر شجاعت آن دختر نوجوان، برای همیشه به یکی از نمادهای ایستادگی ملت ما در مبارزه برای آزادی و بازپس‌گیری ایران تبدیل شد. نیکا یکی از هزاران فرزند جوان و مهین‌پرست ایران بود؛ نسلی که نمی‌خواهد زیر سلطه رژیمی متعصب و قرون‌وسطایی، از ابتدایی‌ترین حقوق و آزادی‌های خود محروم باشد. نسلی که می‌خواهد آزاد باشد، آزادانه زندگی کند و سرنوشت خود را خودش رقم بزند. اما جمهوری اسلامی، زندگی را از آنان گرفت و خواسته‌های‌شان را با گلوله و کشتار پاسخ داد. امروز، دهم مهر، زادروز نیکاست؛ و چه تلخ که پیکر رعنای او نیز در همین روز به خاک سپرده شد. و در میان این همه تلخی، نقش بانو نسرین شاکرمی، درخشان و ماندگار است؛ مادری که زیر فشار و تهدید، سکوت نکرد؛ حقیقت را روایت کرد و اجازه نداد قاتلان، روایتی دروغین از قتل نیکا را بر مردم تحمیل کنند. سخنان قدرتمند او در مراسم چهلمین روز جاودانه‌شدن نیکا، سخنان مادری بود که جگرگوشه و پاره تنش را، به تعبیر خودش، «به مام وطن داد». رژیم ضحاکی از حقیقت و آگاهی ملتی می‌هراسد که به یاد می‌آورد؛ ملتی که نمی‌گذارد حقیقت در زیر خاک مدفون شود و جنایت در پس روایت‌های دروغین پنهان بماند. و امروز، ما اینجا هستیم تا بگوییم: نیکا تنها تصویری از شجاعت در گذشته نیست؛ نیکا بخشی از حافظه تاریخی ماست؛ حافظه‌ای که ما را در جست‌وجوی حقیقت و عدالت، استوار نگه می‌دارد. حقیقت آشکار خواهد شد. عدالت اجرا خواهد شد. نیکا جان، نوری که در وجود تو بود، خاموش نشد. آن نور در حافظه و قلب یک ملت باقی خواهد ماند و روشنای راه ما خواهد بود؛ تا روزی که ایران بار دیگر خانه‌ای شایسته رویاها، آزادی و آینده فرزندانش باشد. و امروز، در زادروز تو که با جشن مهرگان، آیین مهر و روشنایی، هم‌زمان است، ما به یک حقیقت باور داریم: سرانجام، نور ایران بر تاریکی ضحاک پیروز خواهد شد. پاینده ایران، رضا پهلوی»

Reza Pahlavi Communications

52,075 views • 1 day ago

🔴 صدای پای فاشیسم کراواتی ویکتوریا آزاد 🔴سردبیر نشریه‌ی اصلی پادشاهی‌خواهان ایندیپندنت The Independent ، کاملیا انتخابی فرد میگوید: ما در ایران هیچ اقلیت و اکثریتی نمی‌خواهیم و نمی‌تونیم داشته باشیم...گروههای قومی که نمیخواهند با شاهزاده کار کنند، تجزیه طلبند… گفته‌ی منتسب کاملیا انتخابی‌فرد دو ادعای به‌شدت مسئله‌دار دارد: •نفی رویکردهای سیاسی اقلیت/اکثریت در میان ایرانیان •برچسب‌زنی به گروه‌های قومیِ که خواهان همکاری با رضا پهلوی نیستند به‌عنوان «تجزیه‌طلب» این دقیقاً همان منطق کلاسیک اقتدارگرایانه است: «یا با ما هستید، یا تخریب و نابودتان میکنیم.» اینها آنور سکه جمهوری اسلامی اند. در ادبیات حقوق بشری و اصول دموکراسی، این طرز فکر نه خطا، بلکه خطرناک است. ✍️ چرا این حرف تبلیغ دیکتاتوری است؟ چون: •انکار «اقلیتها» یعنی انکار حقوق انسانی آنها یعنی حق بروز ممنوع •حذف تنوع قومی = نفی مدلهای فدرالیسم، نفی حق خودگردانی و تمرکززدایی •برچسب «تجزیه‌طلب» به اقوام ابزار تاریخی سرکوب است (از رضاشاه تا جمهوری اسلامی) این دقیقاً همان منطقی‌ست که امروز هم در جمهوری اسلامی می‌بینیم؛ که مجددا با بسته‌بندی سلطنت‌طلبانه ظاهر شده. ✍️نسبت این گفتمان با رضا پهلوی چیست؟ مشکل فقط کاملیا انتخابی فرد نیست. این گفتمان سال‌هاست در پیرامون رضا پهلوی بازتولید می‌شود و رضا پهلوی از آن تغذیه میکند. خروجی این گفتمان موارد زیر است: ۱. «ملت واحد، رهبر واحد مدل کره شمالی» ۲. «منتقد = نفوذی / تجزیه‌طلب» ۳. «تمامیت‌خواه: «یا با مایی یا خائن / تجزیه‌طلب / مزدور» ۴. «ضد گفت‌وگو: حذف منتقد به‌جای پاسخ به نقد ۵. «ذوب در رهبر: دفاع احساسی و قبیله‌ای، نه عقلانی ۶. پرخاش و تهمت زنی به دگراندیشان، استفاده از زبان قدرت‌طلبیِ و‌ تمامیتخواهی، نه زبان اپوزیسیون دموکراسی‌خواه. ۷. تولید سازوکاری کاملا ولایتمدار برای رضا پهلوی که در آینده نزدیک سلطنت و حکومت کند 🔎 و‌اما تناقض بزرگ بسیار خطرناک اینجاست که: •در ظاهر: حرف از «ایران آزاد» و «دموکراسی» میزنند اما •در عمل: زبان و رفتاری شبیه بسیج سایبری و حزب‌اللهی ها دارند یعنی: همان منطق جمهوری اسلامی، فقط با نمادهای متفاوت. به همین دلایل است که بسیاری از فعالان دموکراسی‌خواه، کرد، بلوچ، عرب، ترک و حتی جمهوری‌خواهان سکولار، از این پروژه و رضا پهلوی فاصله گرفته‌اند و او‌را نمی پذیرند. متاسفانه بجز صدای امریکا VOA Farsi صدای آمریکا ، بسیاری از رسانه‌های فارسی‌زبان: •بدون چالش •بدون پرسش انتقادی •بدون توازن دیدگاه به این جریان‌ها که اغلب بسیار کم‌سواد هستند بیشترین تریبون را می‌دهند؛ USAbehFarsi اسرائیل به فارسی The Independent CameliaEntekhabifard VOA Farsi صدای آمریکا BBC News (World) DW News RadioFarda‌|‌راديو فردا Hengaw Organization for Human Rights Kurdistan Watch Kurd Channel Baloch Yakjehti Committee العربیہ فارسیہ The New York Times The Hill @NewPersianTimeis #دموکراسی #حقوق_اقوام #اقتدارگرایی #دیگتاتوری_کرواتی #سلطنت_ولایی #فاشیزم_پهلوی

Victoria Azad

28,443 views • 8 months ago

جان کیریاکو، جاسوس سابق سی‌آی‌ای و پروفایلر رضا پهلوی: وقتی در سیا بودم، وظیفه‌ام این بود، اولین کارم در سیا همین بود، این‌که برای رئیس‌جمهور، معاون رئیس‌جمهور، مشاور امنیت ملی، و وزرای خارجه و دفاع، رهبران خارجی را پروفایل کنم. وقتی قرار بود با یک رهبر جهانی کنند، ما باید یک پروفایل روان‌شناختی محرمانه از آن رهبر جهانی می‌نوشتیم. و هنوز هم تا حدی از انجام‌دادنش برای خودم لذت می‌برم. وقتی تازه استخدام شدم، کارم عملاً این بود که زندگینامه‌نویس محرمانه صدام حسین برای جامعه اطلاعاتی باشم، یعنی زندگینامه‌نویس روان‌شناختی محرمانه‌اش. و من با تیمی از روان‌پزشکان، روان‌شناسان و انسان‌شناسان کار می‌کردم تا مطمئن شویم که تحلیل‌های به‌روز و پیشرفته‌ای داریم. اولین پروفایل ما قرار است درباره مردی به نام رضا پهلوی باشد، کسی که دیروز در مراسم خاک‌سپاری لیندزی گراهام در واشنگتن حضور داشت. رضا پهلوی، ولیعهد سابق و پسر ارشد آخرین شاه ایران است. او مدت‌ها منتظر فرصت مانده بود، و تلاش می‌کرد خود را برای رهبری ایران در صورت تغییر رژیم، مطرح کند. در این کلیپ‌ها خواهید شنید که او چقدر کاریزماتیک است، و خودتان می‌توانید در باره اینکه چقدر احتمال دارد او رهبر ایران شود تصمیم بگیرید. اما بگذارید چند نکته درباره رضا پهلوی بگویم. من، نه چندان شوخی‌وار، در مصاحبه‌های پادکستی‌ام در گذشته از او به عنوان «شاهزاده دلقک ایران» یاد کرده‌ام. او در سن بسیار پایین ایران را ترک کرد، در اوایل دهه بیست‌سالگی‌اش، یعنی حدود ۲۰ سالگی، در سال ۱۹۷۹. او از سال ۱۹۷۹ تاکنون به ایران برنگشته است. او به‌شدت توسط اسرائیل حمایت می‌شود، از سوی جامعه یهودیان اینجا در آمریکا، از سوی جامعه تبعیدیان ایرانی اینجا در آمریکا. نه همه این جامعه، اما منظورم مثلاً ایرانیان ثروتمند تبعیدی در جنوب کالیفرنیا است. او در یک قصر چند میلیون دلاری در پوتوماک، مریلند یکی از حومه‌های اعیان‌نشین واشنگتن دی‌سی، زندگی می‌کند. اما او داخل بازی نیست. او هیچ‌وقت داخل بازی نبوده. از زمانی که آمریکا و اسرائیل بمباران ایران را آغاز کردند، او در چند پادکست ظاهر شده است. یک‌دو بار در برنامهٔ پاتریک بت-دیوید بود و در چند پادکست دیگر هم که در آن‌ها، به‌نوعی می‌گوید آنچه انتظار دارید بگوید؛ یعنی، بله، رژیم وحشتناک است. باید سرنگون شود. مردم ایران باید آزاد شوند. و بعد گاهی می‌گوید که او کسی است که باید ایران را رهبری کند. و گاهی دیگر می‌گوید که او کسی نیست که باید ایران را رهبری کند. حقیقت این است که و من قبلاً هم این را گفته‌ام و به خاطرش تهدید به مرگ شده‌ام. باز هم می‌خواهم این را بگویم. او از پیاده‌روی از هواپیما تا ترمینال جان سالم به در نمی‌برد اگر قرار بود به ایران برگردد. در ایران کسی او را نمی‌خواهد، هیچ‌کس. و اگر یک چیز باشد که بمباران ایران توسط اسرائیل و آمریکا انجام داده، این است که مردم ایران را متحد کرده است. نمی‌توانی به یک کشور حمله کنی، رهبران مذهبی‌اش را بکشی، بیشتر سران حکومتش را به قتل برسانی، تمام فرماندهان نظامی را به قتل برسانی. دانشمندان هسته‌ای را بکشی و بگویی، ما برای کمک اینجا هستیم. ما می‌دانیم که شما را بمباران کرده‌ایم. و ما، شب اولِ بمباران، مدرسه را منفجر کردیم و ۱۶۰وچند دختربچه از آن مدرسه را کشتیم. اما، اما ما آدم‌های خوبیم و آمده‌ایم به شما کمک کنیم. و می‌خواهیم این دست‌نشانده را، این دلقک اهل پوتوماکِ مریلند را بر شما تحمیل کنیم تا او بتواند مثل پدرش دیکتاتور شود. خب، دلیل اینکه پدرِ رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی، اصلاً سرنگون شد این بود که یک دیکتاتور خون‌ریز و قاتل بود. و مردم از این‌که به دست ساواک، پلیس مخفی، کشته شوند، خسته شده بودند. پس رضا پهلوی قرار نیست به ایران برگردد. او قرار نیست ایران را رهبری کند. او قرار نیست هیچ نقشی از هیچ جهت داشته باشد. با این حال، جناح طرفدار جنگِ حزب جمهوری‌خواه و همچنین دولت اسرائیل فکر می‌کنند او فوق‌العاده است. یک کلیپ کوتاه داریم که می‌خواهیم از مصاحبه‌ای که رضا پهلوی دیروز با رویترز انجام داد، به شما نشان بدهیم. گذشته از این واقعیت که از نظر مشروعیت، کاملاً هرگونه مشروعیتِ باقی‌ماندهٔ احتمالی را که او فراموش می‌کند که وقتی پدرش برای نخستین بار سرنگون شد، ایران دوره‌ای از رؤسای‌جمهور مختلف را پشت سر گذاشت. حتی آن زمان هم یک یادداشت تحریریه کارتونی وجود داشت، یادم هست، در نیویورک تایمز، که در آن آیت‌الله خمینی به یک فردی با ظاهر ایرانی می‌گفت، من یک خبر خوب دارم و یک خبر بد. خبر خوب این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. خبر بد این است که، من شما را به عنوان رئیس‌جمهور ایران منصوب می‌کنم. چون یک چرخه‌ای از رؤسای‌جمهور ایران وجود داشت که یا هدف بمب‌گذاری یا گلوله می‌شدند. یا بازداشت می‌شدند، یا ناپدید می‌شدند، یا هر چیز دیگر. آن زمان، رژیم ضعیف بود. امروز نه. این جنگ مردم ایران را دور هم جمع کرده تا بسیج شوند. می‌دانید، آدم فکر می‌کند ما باید از جنگ عراق درسی گرفته باشیم. ما خودمان را آن‌قدر قانع کرده‌ایم که ما آدم‌های خوبیم، که اصلاً نمی‌توانیم تصور کنیم وقتی از مرزی عبور می‌کنیم، قرار نیست ما را به‌عنوان آزادکننده ببینند. قرار است ما را ببینند به‌عنوان متجاوز و اشغالگر. این اتفاق بارها و بارها تکرار می‌شود. ما نتوانستیم طالبان را شکست بدهیم. آن‌ها حتی کفش هم نداشتند. و ما را شکست دادند. ما نتوانستیم عراقی‌ها را شکست دهیم. عراق هنوز در وضعیت هرج‌ومرج است. اما فکر می‌کنیم قرار است در ایران به‌عنوان آزادی‌بخش از ما استقبال شود؟! چرا باید چنین فکری بکنیم؟ چنین فکری می‌کنیم چون مردم هیچ درکی از تاریخ ندارند. پس این دلقک اینجا، در انتظار فرصت نشسته و وانمود می‌کند که برای رهبری ایران رقابت می‌کند در صورت تغییر رژیم. من او را به احمد چلبی تشبیه می‌کنم. برای آن‌هایی از شما که احمد چلبی را به خاطر ندارند، او دلقک مشابهی بود که حقوق‌بگیر سیا بود، یعنی دولت آمریکا. و ما این نقشه واقعاً احمقانه را کشیدیم تا او را به‌محض اینکه صدام حسین را سرنگون کردیم، رئیس‌جمهور عراق کنیم. و مردم عراق گفتند، «نه، چنین خبری نیست.» خب، باز هم دارد تکرار می‌شود.

Panah Farhadbahman 🎒

51,622 views • 2 months ago

من داغدارم. داغدار رفتنِ سرلشکر باقری که تازه با اون ویدیوش شناخته بودمش. اگر کسی فکر میکنه مستقیم نمیگم، اینم به انگلیسی و برای ثبت در حافظه ی تاریخی توییتر. اینجا رسما بدون حضور مغز صحبت کردم و کلام پراکنده است. اگر شما زبانتون میگیره از گفتنِ این مساله مشکل از شماست و تخیلی که براتون مهندسی کردند. اونکه سپاه و دار و دسته اش هم در این مهندسی تخیل شریکند قصه ی بسیار و بی نهایت مهمی است که بهش خواهم پرداخت. همیشه از مخالفان قرار دادن سپاه در لیست تروریستی بودم و هشدار داده بودم که این مقدمه آوردنِ جنگ به ایران بود. من اینجا از سردارانِ ش.هید شده قدردانی کردم گفتم برای شماهام بذارم چون نکته داره . آقا من همونقدر که از سمت مجاهدین و موساد اذیت شدم از دست مخالفان مذاکره و پروژه بگیرانِ “ما بمب میخواهیم و فلان”َ داخل تخریب شدم. یعنی دلم خونه اگر بخوام باز کنم این مساله رو. اگر نمیگم دلیل بر نبودنش نیست. اما از همون اول به هشتگ ت.روریستی بودن س.پاه ایراد گرفتم. یعنی اولش نمیدونستم چی شده. به دوستم گفتم: خب حالا س.پاه تر.وریستی بشه چی میشه؟‌ گفت: یحتمل نمیتونن بیان اینجا. گفتم : خب حالا نیان. یعنی فکر میکردیم اساس بدتری نداره. بعد کم کم شک کردم. دیدم اونی که زمان زن زندگی آزادی تو خیابون سرکوب میکنه اصلا س.پاه نیست. پس حکایت اینکه “سپاه رو تروریستی کنیم” چی بود؟‌ بعد فهمیدم وقتی شما یک گروه نظامی رو ترو-ریست تعریف میکنی اونها تارگت مشروع میشن و اجماع عمومی و جهانی برای جنگ راحت تر ایجاد میشه. و نکته ی جالب اینجاست که این نکته که چنین هشتگ و خواسته ای باعث میشه جنگ به داخل مرزهای ایران وارد بشه رو کارشناسی مطرح کرد که خودش توسط همین مخالفان مذاکره و به اصطلاح تندروها، به شدت اذیت شده بود. قصه های خون دل خوردن از داخلیها بمونه برای بعد. امروز وقت بازنگریِ خیلی چیزاست: اینکه هواپیمای اوکراینی رو کی زد که مقدمات چنین جایی که الان هستیم فراهم بشه و تقاضای تحریم آسمانهای ایران (که به مثابه اعلام جنگ و بی دفاع کردنِ ایران در برابر حمله بود) این چنین وحدتِ بعد از ت.رور سردار س.لیمانی به هوا بره؟ این سوال خیلی جای فکر داره. چرا وقتی نیروی سرکوب تو خیابون زمان تظاهرات مهسا، پلیس ضد شورش بود و س.پاه نبود، این هشتگ جلو رفت؟‌ (اون موقع پرسیدم: همون کسایی که میگفتند “اسراییل اگر زده، کشته، آدم نظام بودند” گفتند “نه س.پاه بوده! لباس نیروی انتظامی رو روی لباس س.پاهی پوشیده بودند.” یعنی کلا دوستان ایده ای از پلیس ضد شورش نداشتند. یعنی داشتند: اما هدف آوردنِ ایران به همین نقطه بود. به همین جایی که الان هستیم. سفیدشویی و عادی سازیِ کشته شدنِ سردار ایرانی توسط دشمن. خیلی سوال. خیلی قصه هایی که باید بررسی بشن. ولی من بگم که برای من سردار ایرانی که توسط دشمن کشته میشه یک سردار ایرانی است. تمام. این رو گفتم بدون لکنت بنویسم: من عزادارِ کسانی هستم که در بین ما نیستند. اما آدم واسه خنک کردنِ دل همسایه، ابزار کپک زدنِ سواد خودش رو فراهم نمیکنه. من امروز به شدت عزادارم. به شدت ازینکه اس.راییل اونها رو از ما گرفت عصبانی. و اینجا گفتم: به انگلیسی هم گفتم که اگر لازم باشه با لکنت کمتری گفته بشه. سواد خودتون رو پاکسازی کنید.موتورهای جهل به شدت مشغول کار بودند.

نسیم نوروزی

50,624 views • 1 year ago

هم‌میهنان عزیزم، ملت بزرگ ایران، به همه شما که در این ۱۰۰ روز برای آزادی و بازپس‌گیری ایران ایستادید؛ با فداکاری در برابر گلوله‌ها سینه سپر کردید و در ۴۰ روز گذشته خطر بمباران را به جان خریدید، درود می‌فرستم. می‌دانم خبر آتش‌بس دوهفته‌ای میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، بسیاری از شما را دلسرد کرده است. اما امروز، نه زمان ناامیدی، که زمان باور بیشتر به پیروزی است. آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست و بعد از جان‌فشانی در خیابان‌های ایران، در تظاهرات روز جهانی اقدام در ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن) نیز فریاد زد. ضرباتی که در تنها ۴۰ روز بر پیکر جمهوری اسلامی وارد شد، بی‌سابقه بوده، و برای این رژیم جبران‌ناپذیر است. حذف علی خامنه‌ای، قاتل ده‌ها هزار ایرانی شجاع، به‌تنهایی دستاوردی تاریخی برای ملت ماست. حال آنکه، به جز او، ده‌ها تن از فرماندهان و عاملان اصلی سرکوب در سپاه و بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم نیز از میان برداشته شدند. هزاران نیروی سرکوب به هلاکت رسیدند. ساختار فرماندهی و کنترل سرکوب، فلج شده و فرو پاشیده است. زیرساخت‌های نظامی‌، که نه برای دفاع از ایران، بلکه برای صدور تروریسم و بی‌ثباتی ساخته شده بودند، نابود شده‌اند. منابع مالی رژیم برای سرکوب در داخل و تروریسم در خارج، به‌شدت کاهش یافته است. جمهوری اسلامی امروز در منطقه و جهان از همیشه منزوی‌تر و منفورتر است. آنچه برای این رژیم باقی مانده، تکیه بر مزدوران بیگانه و اقلیتی خون‌ریز و خون‌شوی است که منافع‌شان در بقای این رژیم است؛ رژیمی که در میدان واقعیت شکستی سخت خورده، اما با قطع اینترنت به ۹۰ میلیون ایرانی، و از طریق ماشین دروغ‌پردازی‌اش، هنوز ژست پیروزی می‌گیرد و رجز می‌خواند. آنها که مدعی بودند هرگز تن به آتش‌بس نمی‌دهند، امروز هم رهبر و فرماندهان‌شان را از دست داده‌اند، هم جنگ را باخته‌اند، هم آتش‌بس را پذیرفته‌اند، و هم به میز مذاکره برای تسلیم کامل کشانده شده‌اند. ما اما از آغاز می‌دانستیم که جمهوری اسلامی تنها با حذف فرماندهی و تضعیف دستگاه سرکوب از طریق حملات هوایی، سقوط نمی‌کند. از همین رو بود که در تمام پیام‌هایم به شما تاکید کردم که این ما ملت ایران هستیم که باید ضربه نهایی را به رژیم ضعیف‌شده وارد و آن را سرنگون کنیم. می‌خواهم بدانید که من وضعیت شما در ایران را بسیار دقیق زیر نظر دارم. می‌دانم که جمهوری اسلامی بسیار تضعیف شده اما هنوز توانایی سرکوب آن به طور کامل از بین نرفته است. همه هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینه جانی باشد. جان تک‌تک شما برای من ارزشمند است. پس، از شما می‌خواهم که شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید، و با باور به پیروزی و آمادگی کامل، در انتظار لحظه تعیین‌کننده بمانید. در این فاصله، من و همه هم‌میهنان‌مان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد. ایمان داشته باشید که هیچ نیرویی در جهان توان ایستادن در برابر قدرت یک ملت متحد را ندارد. جمهوری اسلامی این بار، راه گریز، و بختی برای بقا ندارد؛ و به دستان پرقدرت شما ملت بزرگ ایران سرنگون خواهد شد. پاینده ایران، رضا پهلوی

Reza Pahlavi

2,018,637 views • 5 months ago

🚨از سرگیری حملات محدود آمریکا در محور جنوب و پاسخ رژیم: دلایل و چشم انداز تحولات پیش رو🚨 تحلیل: در مقطع فعلی آمریکا با حفظ محاصره دریایی و آغاز جنگ اقتصادی دست بالا را دارد و ترجیحا قصد درگیرشدن در جنگ فراگیر با ابعاد بزرگ منطقه ای ندارد. با اینکه خیلی چیزها به رفتار نظامی جمهوری اسلامی بستگی دارد، در حال حاضر دولت #ترامپ به طور اصولی بهترین راه برای خفه سازی و تسلیم سازی رژیم را ادامه جنگ اقتصادی و در صورت نیاز عملیات نظامی محدود می بیند. از آنجاییکه ج.ا در روزهای گذشته به پایگاه امریکایی ها در اردن حمله کرد و یک تلاش برای حمله پهپادی هم به امارات نشان داد و حوثی ها هم به یک کشتی عربستان سعودی حمله کردند، ایالات متحده در چارچوب متد #چمن_زنی برای کاهش خطر حملات ج.ا به کشتی ها و نفکش ها و نیروهای آمریکایی حملاتی را عمدتا در محور جنوب از سرگرفته است. آمریکا می خواهد قدرت مانور عملیاتی اش در تنگه هرمز تثبیت شود. اما پرسش کلیدی این است مگر آمریکا پیشتر بین 7 تا 25 ژوئیه گذشته تقریبا هر شب به مواضع جمهوری اسلامی در محور جنوب حمله نکرد؟ مگر ادمیرال برد کوپر فرمانده #سنتکام نگفته بود که باید حملات متوقف شود؟ مگر او نگفته بود که حملات به سقف اثربخشی خود رسیده است؟ پس چرا آمریکا دوباره حملات را از سرگرفته؟ چه اتفاق جدیدی رخ داده است؟ نکته من همینجاست! واقعیت این است که به دلیل زمان دادن به جمهوری اسلامی و در نتیجه قطع آن حملات، رژیم در همین باز زمانی و طبق اظهارات خود منابع آمریکایی فعالیتهایی برای احیای توان پدافند، موشکهای ضد کشتی و راداری انجام داده و برخی مقامات آمریکایی تایید کرده اند که علاوه بر ادامه حملات به کشتی ها، جمهوری اسلامی قصد داشته یک جنگنده اف ۳۵ رو با ضد هوایی یا MANPAD مورد حمله قرار دهد (که البته موفق نبود). حالا آمریکا بازهم حملات را شروع کرده ولی نکته اساسی ای که همیشه تاکید داشته ام (مساله زمان) اینجا بازهم به وضوح خودش را نشان داده. اساسا مشکل اینه که خود آمریکا به رژیم زمان می دهد! و در سایه زمانی که سپری می شود [حالا تحت لوای دیپلماسی فشار، جنگ ناقص یا جنگ اقتصادی] ما شاهد تلاش هرچند محدود ج.ا برای بازسازی اش هستیم. واقعیت این است که حمله های رژیم کمتر مثل سابق روی بهای نفت تاثیر می گذارد، مضاف بر اینکه کارت تنگه هرمز هم بی اثر شده است. ولی در صورت اشتباه محاسباتی و بسته به نوع رفتار نظامی رژیمی که در گوش رینگ افتاده، این حملات ممکن است منجر به کشته شدن غیرنظامیان در کشورهای منطقه، کشته شدن سربازان آمریکایی و اساسا باعث ایجاد دردسر فرسایشی زیاد برای کشورهای منطقه می شود. برای همین است که انور قرقاش مشار رئیس امارات متحده عربی دیروز گفت وضعیت نه جنگ نه صلح راه حل درستی نیست! او به نوعی از جنگ اقتصادی آمریکا حمایت کرد ولی انتقاداتی نیز در اظهارات او نسبت به ترامپ مستتر بود. جمهوری اسلامی در موقعیت افتضاحی است، اگر دست رو دست بگذارد کارت های باقی مانده اش را هم از دست می دهد. رژیم نمی تواند اهرم سازی موثر کند ولی می تواند با درگیری نظامی زیر آستانه جنگ تمام عیار زمان بخرد و آمریکا را در یک جنگ فرسایشی نگه دارد. ------ حرفهای بسنت و عجله در تحلیل و قضاوت ------ حرفهای اسکات بسنت در بوته عمل قابل سنجش است. مقامات آمریکایی از جمله خود ترامپ اظهارات ضد و نقیض زیادی داشته و دارند چرا که بر اساس ابهام جلو می روند. خود حرفهای بسنت دارای تناقضات زیادی است هرچند اصل سیاست اش درست است. بسنت در دولت تصمیم گیرنده اصلی نیست و این ترامپ است که تصمیم می گیرد و تا زمانی که نگوید رژیم جمهوری اسلامی باید برود و #شاهزاده_رضا_پهلوی را به رسمیت نشناسد و #اسرائیل وارد کارزار نظامی برای حذف فیزیکی نشود حرفها معیار سنجش معتبر برای من نیست. هنوز با اطمینان نمی توان گفت دولت ترامپ صد در صد خواهان تغییر رژیم در ایران به معنای واقعی است. تغییر رژیم به معنای واقعی با نبرد تن به تن مردم ایران و سپاه و حمایت مستقیم نظامی آمریکا/اسرائیل و تسخیر مراکز حکومتی و ... هزاران فاکتور دیگر رخ خواهد داد. فعلا چنین علائمی دیده نمی شود. تعییر رژیم در توییتر نیز رخ نمی دهد. در کف خیابان رخ می دهد! به رغم اظهارات مقامات آمریکایی هنوز یک نارسایی در راهبرد آمریکا وجود دارد: یک مشکل این است که این زور نظامی ای که آمریکا تا الان بکار گرفته نه آنقدر است که جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند و نه آنقدر که رژیم را ساقط کند. اگر هدف آمریکا تغییر رژیم به معنای واقعی باشد ایجاد فلج اقتصادی و معیشتی در چارچوب جنگ اقتصادی فقط یک شرط لازم است اما شرط کافی نیست. شرط کافی برای سقوط و تغییر رژیم حمایت از مردم و بکارگیری اهرم نظامی قدرتمند از جمله اقدام ترکیبی است (همان چیزی که داوید برنئا رئیس پیشین #موساد چند روز پیش بیان کرد، او گفت جنگ اقتصادی کافی نیست.) شاید عده ای اینطور استدلال کنند که هنوز جا هست که جمهوری اسلامی از نظر اقتصادی ضعیفتر شود تا شرایط خیزش مردم فراهم شود. این را هم اگر مفروض بدانیم بازهم باید بدانیم که با دادن زمان به ج.ا حکومت می تواند قوای سرکوب را تقویت کند و منابع مالی برای سرکوب را حفظ و خود را برای جنگ با مردم مهیا تر کند. رژیم منابع مالی برای کشتار و نه اداره کشور را نزد خود نگه می دارد. نکته اساسی همیشگی من این است که با گذشت زمان ریسک پیچیده تر شدن و خطرناک تر شدن اوضاع در ایران واقعی و جدی است. بنابراین ما به شفافیت راهبردی نیاز از سوی آمریکا نیاز داریم: دولت ترامپ باید با دادن اولتیماتوم نهایی خواستار تسلیم بی قید و شرط ج.ا شود و اگر ج.ا تسلیم نشد دائما حرف نزند بلکه اقدام نظامی فراگیر را با هدف کمک به مردم ایران برای تغییر رژیم انجام دهد. با این اقدامات نیم بند نظامی نمیتوان ج.ا را ساقط کرد! یک مشکل دیگر: این اقدامات نیم بند آمریکا زیر سایه جنگ اقتصادی وقتی با دادن زمان به حکومت ادامه پیدا میکنه و وقتی ج.ا کشورهای منطقه را در واکنش هدف قرار می دهد، معادله راهبردی برای اسرائیل و کشورهای منطقه پیچیده تر و خطرناک تر میشود. چرا؟ چون امریکا مدیریت ریسک را با تکرار این سیکل اقدامات نظامی ناتمام و نیم بند عمدتا به کشورهای منطقه از جمله اسرائیل و عربستان و امارات و ... واگذار می کند. خودش عقب می کشد و اعلام پیروزی می کند ولی همیشه بار اصلی بازدارندگی و ریسک پذیری را به دوش کشورهای منطقه می اندازد. این در حالیست که اسرائیل و کشورهای عربی نمی توانند بازدارندگی خود را فدای زنجیره ای از کنش ها واکنش ها کنند و توان بازدارندگی شان را در برابر این چرخه های تکراری درگیری فرسوده کنند. من فکر نمی کنم تهدیدهای ج.ا بدون اقدامات نظامی فراگیر و بزرگ و قاطع آمریکا به شکلی که ساختار حکمرانی به طور فیزیکی از بین برود به طور مطمئن برطرف شود. آمریکا در نهایت راهی جز دادن هزینه مالی و جانی برای ساقط کردن رژیم ندارد. این هزینه را آمریکا نیز باید بدهد حتی با خون!

Hossein Aghaie, Ph.D.

72,306 views • 1 month ago