正在加载视频...

视频加载失败

📌فوری/۱۷امرداد/۸جولای🇺🇸: -منطقه در آماده باش کامل -مذاکره شکست خورد -تحرکات زیاد ارتش امریکادر تنگه هرمز -پیمان عربستان-پاکستان و ترکیه! -حتی تد کروز هم با آمدن شاه موافق است #iran #israel #Trump فوری👇🏻👇🏻

15,263 次观看 • 1 个月前 •via X (Twitter)

0 条评论

暂无评论

原始帖子的评论将显示在这里

相关视频

چرا تفاهم‌نامه شکست خورد؟‌ گفت‌وگوی دیاکو حسینی و حمیدرضا عزیزی‌ دیاکو حسینی:‌ دلیل شکست خوردن تفاهم‌نامه این است که هم ایران و هم آمریکا با ذهنیت پیروز و برنده وارد مذاکره شدند و انتظار پذیرش شکست از طرف مقابل‌شان را دارند. این وضعیت می‌تواند منجر به حمله اتمی یا جنگ زمینی طولانی شود. ایران راه‌حل نظامی در برابر آمریکا ندارد، حتی سلاح هسته‌ای نیز نمی‌تواند بازدارندگی ایجاد کند. کارت بازی ایران موقعیت ژئوپلیتیکی آن و به‌طور مشخص تنگه هرمز است. بازدارندگی باید از راه ایجاد منافع مشترک با آمریکا شکل بگیرد. حمیدرضا عزیزی:‌ دلیل شکست مذاکرات این بود که هنوز مشخص نیست تصمیم‌گیرنده اصلی کشور چه کسی است. در ادبیات رهبر جدید جمهوری اسلامی، ابهامی برای مهار بدنه ایدئولوژیک نظام سیاسی وجود دارد. این وضعیت، تصویر عدم مشروعیت و اختیار کافی مذاکره‌کنندگان را در طرف مقابل ایجاد می‌کند. ایران می‌توانست با انعطاف بیشتر در مسئله تنگه هرمز از شکست تفاهم‌نامه جلوگیری کند. ترامپ به دلیل دشواری‌هایی که در رسیدن به اهدافش دارد، به‌دنبال خروج از جنگ با ایران است. Diako Hosseini Hamidreza Azizi لینک مشاهده ویدیوی کامل گفت‌وگو در کامنت

Azad | آزاد

13,607 次观看 • 2 个月前

مارک لوین، مجری و تحلیلگر مشهور فاکس‌نیوز: جمهوری اسلامی مرده است و دونالد ترامپ آنرا زنده نخواهد کرد چون این حکومت برای امنیت آمریکا و جهان و مردم ایران خطرناک است. جمهوری اسلامی حق ندارد کنترل تنگه هرمز و عبور نفت‌کش‌ها را از این آبراه بین‌المللی در دستش بگیرد، هشت کشور دیگر خلیج فارس هم از همین تنگه استفاده می‌کنند و آنها هم به اندازه ایران حق دارند؛ تغییر رژیم در ایران اتفاق نیافتاده، پرزیدنت ترامپ تا یکی دو هفته دیگر با شکست مذاکرات پاکستان که در جریان آن جمهوری اسلامی باید بطور کامل تسلیم آمریکا شود. حملات کوبنده به رژیم ایران را از سر خواهد گرفت تا این رژیم بطور کامل نابود شود و سپس با روی کار آمدن یک‌ دولت موقت برای دوران گذار، مردم ایران می‌توانند رژیم آینده کشورشان را خودشان انتخاب کنند، به ما آمریکایی‌ها ربطی ندارد که مردم ایران شاه میخواهد یا پسر شاه یا ملکه یا جمهوری با هر رژیم دیگری. ما بخاطر منافع و‌ امنیت خودمان و خطر سلاح هسته‌ای نباید بگذاریم جمهوری اسلامی بماند.

Amir Farshad EBRAHIMI

58,119 次观看 • 3 个月前

آینده جنگ؟ 🧵۱/۲ #توهم_کنترل در مورد استراتژی آمریکا در مورد تنش‌ در تنگه هرمز بارها نوشته‌ام. در روزهای اخیر این سناریو به بلوغ رسید. سناریویی پیچیده‌ای که نام دیگش میشه: «معاوضه بازدارندگی واقعی با توهم» اجازه بدید دو نمونه‌ی تاریخی بیارم: مونتگومری پیش از نبرد العلمین در مقابل نیروهای رومل تاکتیکی شبیه کار امروز ایالات متحده انجام داد. با عقب‌نشینی‌های حساب‌شده به ارتش آلمان توهم کنترل کامل منطقه را القا کرد و در زمان مناسب ضربه اصلی ر زد. مثال‌های تاریخی القای توهم کنترل بسیار زیاده. از نبرد کراسوس و پارتیان ایرانی تا نبرد سالامیس بین خشایارشا و تمیستوکل، تا جنگ‌های معاصر مثل جنگ آمریکا با کره شمالی و نبرد استالینگراد یا حتی پیشروی‌های ناپلئون در قلب روسیه. درسته هرکدام از موارد بالا کانتکس خودش ر داره، ولی در اصل بنیادین اثربخشی این تاکتیک، تفاوتی ایجاد نمی‌کنه. 🛑 حالا یک جمع‌بندی کنیم که آمریکا هدف کلیش چه بوده؟ جمهوری اسلامی به صورت تاریخی چند اهرم بازدارندگی داشته که کار هم می‌کرده: ۱. اورانیوم غنی‌شده و برنامه اتمی ۲. گروه‌های نیابتی و تروریزم در منطقه ۳. برنامه موشکی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل برای مقابله با گروه‌های نیابتی و برنامه موشکی رژیم سال‌ها برنامه‌ریزی کرده بودند و راهکارهای مشخصی هم روی میز تعریف شده بود. اجرای این راهکارها هم در عمل نشان داد که تا حد مورد قبولی کارساز واقع شده و نتیجه‌ی آن تضعیف شدید گروه‌های نیابتی (نه نابودی کامل) و تخریب زیرساخت‌های موثر در برنامه موشکی بوده. اما همچنان تا اینجا یک معما بی‌پاسخ باقی مانده: با برنامه اتمی و اورانیوم‌های غنی‌شده رژیم چه کنیم؟ از سیاست اشتباه امتیازدهی در برجام برای توقف غنی‌سازی داوطلبانه تا بمباران فوردو و نطنز در عملیات چکش نیمه‌شب (ژوئن ۲۰۲۵) هیچ‌کدام نتوانست یک راه‌حل نهایی برای این پروژه روی میز بگذارد! پس چاره کار چه بود؟ تغییر رژیم؟ بله تغییر رژیم همیشه یک چاره‌ی عالی برای این معادله کثیف بوده، ولی اگر محقق نشود چه؟ یا اگر پیش از تغییر رژیم ج‌اسلامی به نحوی با این اورانیوم‌های غنی‌شده ضربه روز قیامت خود را بزند؟ (آلودگی هسته‌ای گسترده یا حتی ساخت بمب اتم) بدیهی بود که تعویق مصادره‌ی ذخیره‌ی اورانیوم غنی‌شده به پس از سرنگونی حکومت یک تصمیم اشتباه است. حالا چه میشد اگه به ج‌اسلامی چنین القا میشد که اهرم بازدارندگی موثرتری از بمب اتم و اورانیوم و گروه‌های نیابتی در دست دارد؟ اهرمی که نه فقط چند کشور هدف، بلکه تمام دنیا ر به آشوب می‌کشونه؟ اینجا مساله تنگه هرمز مطرح میشد. از شروع این جنگ بارها با سند و مدرک نوشته‌ام که ایالات متحده علی‌رغم مواضع سیاسی و ادعا در مورد اهمیت برقراری امنیت دوباره تنگه هرمز، نه تنها عجله‌ای برای برقرای امنیت تنگه ندارد، بلکه بیش‌تر از همه کشورهای جهان از اوضاع، نفع هم برده است. (آمار و ارقام افزایش صدور نفت و میعانات گازی و قرادادهای فروش اسلحه یک ماه اخیر شرکت‌های آمریکایی کاملا گویاست) ۲. ایالات متحده آمریکا علی‌رغم رتوریک‌های تهدیدآمیز؛ کوچک‌ترین اقدام موثری برای تسهیل بیمه بین‌المللی دریایی انجام نداده. ۳. سومین برهان این ادعا، بی‌عملی عجیب آمریکا در مقابله با تهدیدات ج‌اسلامی در هرمز بوده. از ابتدای گسترش شایعه مین‌گذاری تنگه هرمز، ناوگان مین‌روبی سنتی آمریکا یعنی کشتی‌های کلاس Avenger مثل USS Chief و USS Pioneer که با بدنه‌های فایبرگلاسی و چوبی به صورت سنتی و تاریخی با سیستم سونار و سوییپر‌های مکانیکی عملیات خنثی‌سازی مین را انجام می‌دادند، تا همین ۲ روز پیش به بهانه‌ی خطرناک بودن تنگه در ژاپن پهلو گرفته بودند و تازه ۲ روزه که به منطقه اعزام شده‌اند! DDG های جدیدتر نیروی دریایی هم که از مسافت دورتری توان مین‌روبی داشنند؛ حتی یک روز هم در حالت عملیاتی قرار نگرفتن! ناوشکن‌های USS Santa Barbara و USS Tulsa و مجهز به هوش مصنوعی (USV) برای مین‌روبی؛ به طور کلی بیکار بوده‌اند. به این موارد اضافه کنید عدم اسکورت کشتی‌ها در تنگه، عدم بمباران موثر جزایر لارک و قشم و ابوموسی و کرانه شمالی خلیج‌فارس که بیشترین میزان شلیک پهپاد از این مناطق صورت گرفته است! 📍البته مضحک‌ترین نمونه این بی‌عملی حساب‌شده آمریکایی‌ها همین دیروز رقم خورد. وقتی فقط دو قایق تندروی سپاه به نفت‌کش هندی (سنمار هرالد) نزدیک شدند و با مسلسل و پرتابه اقدام به شلیک به نفت‌کش کردند ولی خبری از هواپیماهای A10 آمریکایی برای مقابله نشد! دقت کنید. در این مورد نه صحبت از مین بود، نه موشک و پهپاد، حتی با دو قایق پاپتی تندرو سپاه هم برخوردی نشد!… 🧵 ادامه در کامنت👇🏻👇🏻👇🏻

Nima. Monsefi. نیما منصفی

51,696 次观看 • 5 个月前

🚨آیا محمد بن سلمان با تغییر رژیم و ایده قدرت گرفتن ایران با شاهزاده رضا پهلوی موافق است؟ دعوا بر سر قدرت گرفتن یا نگرفتن #ایران بدون جمهوری اسلامی است. اصل منازعه بر می گردد به اینکه اسرائیل هژمون مسلط در منطقه بشود یا نه. دعوا بر سر قدرت در سایه #نظم_نوین است. سرنوشت نظم نوین در گرو این است که دورنمای روابط عربستان و #اسرائیل چگونه خواهد بود و آیا ایران قوی اجازه ظهور خواهد داشت یا نه! این روزها #عربستان سعودی و در راس آن شاهزاده محمد بن سلمان به یک روش بازی جدید و راهبرد نوین منطقه ای در مقابله موثر با رژیم جمهوری اسلامی نیاز دارد. خود این راهبرد و روش بازی تا حد زیادی به روش بازی ترامپ گره خورده است. اینکه آیا ترامپ می تواند رژیم را مهار کند، رفتارش را تغییر دهد و در صورت نیاز سناریو تغییر رژیم یا تبدیل رژیم (حتی به نفع اعراب و ترکیه) در ایران را پیاده کند یا نه! سقوط جمهوری اسلامی و تغییر رژیم به معنای واقعی در ایران (به معنای بازگشت #شاهزاده_رضا_پهلوی به ایران) بزرگترین زلزله ژئوپلتیکی بین المللی در طول 80 سال گذشته در جهان خواهد بود. اهمیت آن در حد فروپاشی شوروی و حتی بیشتر از آن است. با تغییر رژیم در ایران با این پارامترها مسیر تاریخ عوض خواهد شد. تغییر رژیم به معنای واقعی در ایران اما مستلزم آن است که سوای عزم و اراده سیاسی آمریکا و قدرت های اروپایی برای بروز چنین واقعه تاریخی ای، کشورهای عمده عربی منطقه از جمله عربستان سعودی و امارات و قطر و البته #ترکیه نیز بپذیرند که در نتیجه چنین تحولی، قدرت و نفوذ آنها تحت الشعاع ظهور بازیگری جدید قرار می گیرد (ایران نوین) و اسرائیل بدلیل شکل گیری آنچه من #محور_پارسی_یهودی در چارچوب پیمان کوروش می نامم خواسته یا ناخواسته به قدرت هژمونیک مسلط منطقه ای بدل خواهد شد یا دستکم زمینه چنین جهش هژمونیکی برای اسرائیل فراهم می شود! و این مساله به بودن یا نبودن نتانیاهو Benjamin Netanyahu - בנימין נתניהו در مسند قدرت لزوما وابسته نیست. مساله اصلی مساله قدرت در خاورمیانه است! به روابط بین الملل از دریچه مفهوم قدرت نگاه کنید نه هنجارها و ایده آل ها! با تغییر رژیم اسرائیل به شریک راهبردی شماره یک منطقه ای ایران بدل خواهد شد و فرصتهایی بی نظیر برای هر دو ایجاد خواهد شد. مساله فقط محور ایران-اسرائیل نیست بلکه هند نیز در این محور قرار می گیرد. مساله این است که با قدرت گرفتن ایران در یک بازه زمانی مشخص، ممکن است روسیه نفوذش در آسیای میانه را تا حدی از دست بدهد. موج نظم نوین تا هند خواهد رفت و چین را در نوعی فشار ژئوپلتیکی قرار خواهد داد. همه چیز بهم خواهد خورد و دیگر status quo یا وضع موجودی وجود نخواهد داشت.حتی مساله فسلطینیان هم کمرنگ تر خواهد شد. پس می توان اینطور استدلال کرد که تغییر رژیم وقتی رخ خواهد داد که تمام کشورهای منطقه آمادگی پذیرش و هضم سناریو قدرت گرفتن تدریجی ایران و مسلط شدن اسرائیل در منطقه را داشته باشند و اصلا بخواهند این مساله شکل بگیرد و از آن حمایت دیپلماتیک کنند که مثلا شاهزاده رضا پهلوی مورد تایید اعراب و ترکیه نیز هست یا دستکم مخالفتی بنیادین ندارند. روسیه و #چین نیز کارت ایران را مفت واگذار نخواهند کرد. شکل گیری بلوک های جدید در منطقه از جمله بلوک مکه یا پیمان مکه متشکل از عربستان سعودی-ترکیه-پاکستان این شائبه یا ابهام را ایجاد می کند که این بازیگران ضمن اینکه جمهوری اسلامی و اسرائیل را منابع بی ثباتی فعلی می بینند از سایه آینده شکل گیری محور ایران-اسرائیل (پارسی-یهودی) بیمناک هستند. این بازیگران جمهوری اسلامی به این شکل را نمی خواهند ولی ترجیحشان تغییر رفتار رژیم است یا اینکه ایران ضعیف و مهار شدنی بماند و آنها قدرت و نفوذ داشته باشند. این دیگر به اراده آمریکا بستگی دارد که بخواهد ایران قوی باشد یا نه! ایران وارد بازی شود یا نه! ایران قدرت بگیرد یا نه! ایران در نظام پیشرفت جهانی ادغام شود یا نه. این به ترامپ بستگی دارد و قدرتهای اروپایی و خواست منطقه! وگرنه تصمیم مردم ایران و اسرائیل مشخص است. تصمیم سعودی ها را نمی دانم!

Hossein Aghaie, Ph.D.

25,808 次观看 • 16 天前

طبق ادعای الجزیره طی روزهای آینده رزمایش دریایی مشترک ایران چین روسیه توی تنگه هرمز برگزار میشه و منطقه رزمایش برای کشتی‌های تجاری «عبور ممنوع» میشه حتی اگه این رزمایش محدود یا نمایشی باشه، نفسِ حضور هم‌زمان این سه قدرت بزرگ نظامی، سطح ریسک رو برای آمریکا بالا می‌بره؛ چون با ورود ناوگان چین و روسیه به آب‌های بین‌المللی دریای عمان، آمریکا دو مسیر پیش رو داره: ۱- طی چند روز آینده قبل از رسیدن ناوگان چین و روسیه سریع و شتاب‌زده وارد جنگ بشه و تو این فرصت کم دقیقاً مشخص نیست ممکنه این اقدام چقدر براش هزینه داشته باشه و یا احتمالاً با یک سورپرایز مواجه بشه ۲- تا پایان رزمایش و خروج کامل نیروهای چین و روسیه صبر کنه و ناچاراً به ایران زمان، ابتکار و فرصت تثبیت موقعیت بده و برگ برنده فشار فوری رو عقب بندازه. چون ورود به جنگ در زمان رزمایش با حضور سنگین ناوگان چین و روسیه عملاً دست آمریکا رو برای حمله گسترده می‌بنده چون هرگونه برخورد تصادفی یا خطای محاسباتی می‌تونه منجر به یک جنگ بزرگتر با چین و روسیه بشه. از طرفی هم درسته که قطعی نیست که آیا ایران با چین و روسیه تحت عنوان برگزاری عملیات وارد «پیمان دفاعی» جدیدی شده یا نه اما حتی بدون وجود پیمان دفاعی رسمی، همین سطح از هماهنگی نظامی یه پیام واضح داره: بازی وارد مرحله جدیدی شده. تنگه هرمز شاید رسماً بسته نشه، اما از نظر امنیتی عبور ازش بی‌هزینه نیست؛ و همه اینا یعنی یه ریسک بزرگ برای آمریکا..

آدم

55,036 次观看 • 8 个月前

🎥 ایران پسا تجاوِز اسرائیلِ تجزیه کننده وطن: بیانیه «راه سوم» جبهه إصلاحات محصول چه بافتاری است؟ چه راه حل هایی برای کدام مسائل فوری و فوتی ارائه می کند؟‌👇👇 👈 محسن آرمین #اختصاصی_صفحه_اکبر_گنجی (۳۲) ✅هدف اصلی و راهبردی اسرائیل در قبال ایران، تجزیه ایران است. چون ایران رقیب راهبردی اسرائیل و تنها مانع تشکیل «اسرائیل بزرگ» در خاورمیانه است. 🔺آیا اهداف اسرائیل شرط کافی برای تجاوز رژیم آپارتاید به ایران بود؟ خیر. چون ایران می توانست به گونه ای عمل کند که اسرائیل در موقعیت تجاوز قرار نگیرد. 🔺برخی با نوعی تقدیرگرایی ادعا می کنند که ایران هیچگونه عاملیتی در این زمینه ندارد. و اسرائیل در هر حال به ایران تجاوز می کرد و خواهد کرد. 🔺برخی از این مقدمه حمله پیشگیرانه به اسرائیل را تجویز می کنند. برخی دیگر بر شعار «نه جنگ نه صلح» تأکید دارند. 🔺خبرهایی چون بسته شدن سفارتخانه های خارجی در ایران، یا در آستانه ی تجاوز مجدد اسرائیل قرار داشتن؛ ایران را در وضعیت تعلیق قرار می دهد. این گونه ادعاها به نوعی جنگ را تجویز می کنند. 🔺یکی دیگر از پیامدهای این گونه نگاه ها، نادیده گرفتن غفلتها و خطاها و اشتباهات ایران است. اسرائیل روی نارضایتی های داخلی ایران حساب باز کرده بود و با همین وعده ترامپ را هم به جنگ کشاند. انکار نمی توان کرد که نارضایتی های داخلی دشمن را به طمع انداخته است. 🔹بدون اغراق، تاریخ پس از انقلاب به دو دوره پیشا تجاوز و پسا تجاوز اسرائیل تقسیم می شود🔹 🔺تقریباً هر چه را حاکمیت در سطح رسمی انکار می کرد، در جنگ رخ داد. هشدارهای منتقدان دلسوز نادیده گرفته شد. پس از جنگ انتظار این بود که اشتباهات با إصلاحات فوری درمان شود تا دشمن را برای همیشه از تجاوز مجدد باز دارد. 🔺استعفای دیرهنگام کاظم صدیقی و ابقای فقهای شورای نگهبان نشان داد که حاکمیت هنوز مجاب به إصلاحات نشده است. تشکیل شورای عالی دفاع و تغییر دبیر شورای عالی امنیت ملی در جای خود مهم است. اما بازنگری ها نباید فقط به اینها محدود شود. باید سیاست ها تغییر کند. باید از فرصت ایجاد شده درس گرفت و دست به اقداماتی سریع زد. 🔹 بیانیه جبهه اصلاحات معطوف به همین موارد بود. 🔺نظر سنجی های معتبر نشان می دهد که افزایش امید به اصلاح میان مردم پس از آتش بس بسیار افزایش یافت. 🔺آزادی زندانیان سیاسی یا مرخصی دادن به آنها کمترین اصلاح قابل انتظار بود. محسنی اژه ای موافق این امر بود و حتی مجوز هم از رهبری گرفت و قرار بود اقدام کند، اما پس از دیدار اعضای قوه قضاییه با رهبری امیدها کم رنگ شد و سپس اصل ماجرا انکار شد. حتی در حد مرخصی و آزادی زندانیان سیاسی هم اقدام نشد. 🔹چرا قصورها و تقصیرها پیگیری نشد؟ ✍اول- بدون تردید ایران در جنگ غافلگیر شد و فرماندهان بزرگ نظامی به شهادت رسیدند. چرا ایران غافلیگیر شد؟ جنگ طلبان و مخالفان مذاکره می گویند آمریکا ایران را سرگرم مذاکره کرد و فریب داد تا به ایران حمله کند. 🔺اما ادعای غافلگیری از نهادهای امنیتی و اطلاعاتی پذیرفته نیست. چون کار آنها مذاکره نبوده و نیست. 🔺به رقم نابرابری تکنولوژیک ایران با اسرائیل، ایران هم به اسرائیل ضربات مهمی زد. اما نابرابری و ناترازی اطلاعاتی ایران و اسرائیل چشمگیر بود، چون دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی ضعیف بودند. ساختارشان غیر حرفه ای است، رویکرد حاکم برای مسئولان این نهادها و صرف وقت شان برای اموری است که نباید صرف آنها می شد و بشود. هیچ یک از مسئولان اطلاعاتی و امنیتی تغییر نکردند و توبیخ هم نشدند. حتی هیچ کس عذرخواهی هم نکرد. مشکل این بود که آنها به جای امنیت کشور، به روزنامه نگاران و به رقبا پرداختند. وقتشان صرف این شد که محمد خاتمی در مهمانی ها یا عزاداری ها شرکت نکند، و... 🔺علت غافلگیری این بود که مسئولیت اصلی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی به سگ گردانی و موی زنان فروکاسته شد. ✍دوم- رسانه ملی تحویل یک فرقه آخرالزمانی با سیاست های تبلیغاتیِ سطحی و تکراریِ مداحی گونه و شعارهای توخالی و مضحک شده که حتی توان رقابت با رسانه های فارسی زبان دولتهای خارجی را هم ندارد. 🔺اگر شخصیت های ملی و وطن پرست برای دفاع از ایران به میدان نمی آمدند و سرشتِ وطن فروشان را برملا نمی کردند، حال و هوای کشور در حال جنگ و پس از جنگ به گونه ی دیگری رقم می خورد. 🔺دو ماه از تجاوز اسرائیل گذشت، اما شاهد کوچکترین تغییر و اصلاحی در صدا و سیما نبودیم و برخی برنامه های سیما در خدمت منافع اسرائیل متجاوز است. لو دادن تصویری ایستگاه تقویت فشار گاز و گزارش کامل تصویری از شبکه آب تهران دو نمونه از این موارد است. ✍سوم- سازمان پدافند غیر عامل با عظیم ترین بودجه کشور، و سیطره کامل بر همه نهادها، چه نقشی در جنگ داشت؟ هیچ. جز قطع اینترنت هیچ هنر دیگری از خود نشان نداده است. 🔺 شأن نزول بیانیه جبهه إصلاحات همین ها بود که توضیح دادم. 🔹🔹کشور از نظر داخلی و خارجی در شرایط حادی به سر می برد. نیازمند تصمیمات اساسی هستیم. اما حاکمیت همچنان به دنبال سیاست های گذشته است. بیانیه جبهه إصلاحات در چنین سیاقی منتشر شده 🔹 🔺مطالباتش جناحی و حزبی نیست. اعلام ضرورت های حیاتی و بایسته های فوری برای گذار از شرایط ناپایدار، نامتعین و تعلیق گونه کنونی و برای نجات کشور است. لذا منحصر به مطالباتی نیست که حاکمیت آنها را می پذیرد. 🔺بیانیه راه نجات کشور را در دو گام اساسی می بیند: اول- آشتی ملی در داخل. دوم- سیاست تعاملی مبتنی بر منافع و مصالح واقعی ملی در عرصه خارجی. و ورود جدی به مذاکره با اروپا و آمریکا برای پایان دادن به تحریم های ظالمانه. 🔺در نیات خصمانه آمریکا و اروپا نسبت به ایران هیچ تردیدی وجود ندارد. اما این نیات مانع مذاکره نیست. مذاکره با دشمن امر ضروری است. باید عزم جدی برای رفع تحریم ها داشت. 🔺با کمال تأسف چنین عزم و أراده ای را نمی بینم. از فعالیت های مخرب رسانه ملی تا نظرات اعلام شده مسئولان کشور. 🔺عراقچی به عنوان یک دیپلمات با سابقه در مصاحبه ای گفت « از نظر ما مذاکره ابزاری برای مقابله با کشورهای جهان- بویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی است». این یعنی پایان مذاکره. 🔺سخنان او اشتباه کلامی نیست، این کلام نشانه سیطره راهبرد نظامیان بر دستگاه دیپلماسی خارجی کشور است. 🔺جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته براساس ستیز و بقا حرکت کرده است. یعنی راه بقا را در ستیز دیده است. 🔺محدودیت های داخلی ناشی از همین سیاست خارجی بوده است. مجلس ۵ درصدی هم محصول همین سیاست خارجی است. 🔺سیاست خارجی در سال های گذشته نتواسنته منافع ملی ایران را تأمین کند. لذا اصلاح سیاست های راهبردی ضرورتی انکار ناپذیر است. 🔺ایران در برابر دو خطر جدی قرار دارد: اول- رژیم صهیونیستی که به تعبیر خودشان زدن سر مار[«سر اختاپوس» به تعبیر نخست وزیر تروریست سابق شان نفتالی بنت. تعبیر «سر مار» از آن پادشاه سابق عربستان سعودی در دیدار با جرج بوش پسر بود] در ایران را دنبال می کنند. دوم- آمریکای ترامپ و اروپا: راهبرد اینها کشیدن دندان مار ایران است. هدف آنها تبدیل ایران به ایران ضعیت و گرفتار بحران های داخلی است. سیاست های انزواگرایانه ایران هم به اهداف کمک آنها کمک کرده است. 🔹راه سوم «جبهه إصلاحات»: راهبرد توسعه همه جانبه باید جایگزین سیاست ستیز و بقا شود. بیانیه جهه إصلاحات در صدد نشان دادن این راه سوم است. این راه مرکب از دو مولفه است: اول- آشتی ملی در داخل. دوم- تنش زدایی و صلح در روابط خارجی. ✍إصلاحات قطره چکانیِ [لاک پشتی] درمان هیچ دردی نیست. إصلاحات ساختاری ضرورتی فوری است تا توان ملی از فرایند رو به زوال خارج شود. باید تصمیمات سخت و بنیادی و دردآور گرفت.

Akbar Ganji

127,019 次观看 • 1 年前

پرده‌‌های آخر #توهم_کنترل: شاکری مشاور قالیباف و مبتکر طرح نفت در برابر یونجه: “دستگاه اطلاعاتی آمریکا از سال ۱۳۶۰ برای بستن تنگه آماده بودند اما از ناامن‌ کردن تنگه شوکه شده بودند!” - وقتی کودن‌ترین‌ها مغز متفکرتان باشند، البته که کار به این فضاحت می‌رسد. اجازه دادند ۶ ماه با اعراب بازی کنید و کوچک‌ترین واکنش جدی برای مقابله ندیدید؛ هرچه داد زدیم: ابلهان؛ آمریکا از یک بیستم قدرت نظامی‌اش هم برای برخورد با شما استفاده نکرده! گوشتان بدهکار نبود. خوب سوار حماقتتان شدند. ۱۵ پادکستر و بیست روزنامه آمریکایی را بسیج کردند که صبح تا شب در بوق و کرنا کنند که شکست بزرگ آمریکا رقم خورده و افول نزدیک است. ترجمه کردید و با عملیات فریب، خودارضایی‌تان روزمره شد! 🔴 واقعا باور کردید پیروز مِیدانید! باور کردید بر منطقه کنترل دارید! همزمان شرکت‌های آمریکایی هرچه قرارداد LNG و LPG و نفت بود درو کردند. در شش ماه گذشته، بازار سهام آمریکا یکی از قدرتمندترین دوره‌های سال‌های اخیر خود را پشت سر گذاشت؛ شاخص‌های اصلی به رکوردهای تاریخی رسیدند و S&P 500 در حدود شش ماه نزدیک به ۱۷ درصد رشد کرد! سهام تولیدکنندگان آمریکایی نفت در جریان جنگ ۲۰ تا ۷۰ درصد افزایش پیدا کرد و ExxonMobil و Chevron تا میانه ژوئن حدود ۲۲٪ از ابتدای سال رشد کرده بودند. کار به جایی رسید که حتی ایگور سچین مدیر Roseneft در تریبون‌ها فریاد می‌زد: “گوساله‌ها، شرکت‌های انرژی آمریکایی، بزرگ‌ترین ذینفع اوضاع تنگه‌ی هرمز هستند” 🔴 شما اما گوشِتان بدهکار نبود. توهم کنترل مثل افیون عمل کرده بود. مست که نه، نشئه شده بودید. وقتی با خزعبلات تاکر کارلسن، مگان کلی و نیویورک‌تایمز در معنای واقعی کلمه ((خر))تان کرده بودند؛ سودها اینگونه به سقف رسید: 🇺🇸 ExxonMobil: ‌۱۴.۵ 🇺🇸 Chevron: ۱۲.۱ 🇺🇸 Marathon Petroleum: ۵.۱ 🇺🇸 ConocoPhillips: ۳.۹ 🇺🇸 Valero Energy: ۳.۷ (اعداد به میلیارد دلار است!) اعراب را بیچاره کردید؟ - گور پدر اعراب. برای چه کسی مهم بودند؟ مگر خودتان نمی‌گفتید اعراب گاو شیرده آمریکا هستند. حالا دیدید که شما یابوی جفتک‌زن آمریکا شدید البته تا روزی که لازمتان داشت. 🔴 حالا چه می‌شود؟ دیگر از این آشکارتر؟ مجتبی نیست. عالم و آدم تهدیدهای فیلدگروهبان رضایی برای بستن تنگه و شکستن محاصره دریایی و فرار از محاصره‌ی هوایی را به سخره گرفته‌اند. تمام تلاش حوثی‌های نگون‌بخت برای فشار روی قیمت نفت، با خوردن یک برش کیک با سعودی به خلا فرستاده‌ شد. امارات و عراق هم شده‌اند محلل دریایی و زمینی نفت برای کشورهای منطقه! / 🔴 بلاخره اما دوزاری افتاد. فهمیدید چه کلاه گشادی سرتان رفته! به نیویورک رفتید. تقریبا هر آرزویی که ترامپ می‌توانست داشته باشد را با التماس در سینی زرین به ارباب تقدیم کردید. عراقچی گفت تنگه را می‌دهیم. پزشکیان هسته‌ای را هم پیش پای ارباب بِسمل کرد! ترامپ اما گفت: کافی نیست! مذاکره نمی‌کنم. باید چهاردست‌وپا مقابلِ کاخ سفید زوزه بکشید. همین شد که قلاده‌ی عراقچی را چند روز اضافه مقابل پادری کاخ سفید بستید: “پسر خوبی باش، هرچه ارباب گفت بگو چشم، بدون استخوان برنگرد” (احتمالا الان هم مشغول جفت‌گیری در هتل محل اقامت است؛ از همان جفت‌گیری‌ها که ۳۰ وزیر خارجه در سی کشور دنیا نمونه‌ی HD فیلمش را دارند). اما دیر شده. باز هم کافی نیست… ارباب بی‌رحمانه تحقیر می‌کند. ارباب انتقام می‌گیرد. دیگر برای هر کودنی باید مبرهن شده باشد که هدف ترامپ نه هسته‌ای است و نه هرمز. هدف ملت مبعوث است. به دستور او، قالیباف کله‌خشک‌هایشان‌را زندانی می‌کند. الباقی هم قبل از ضربه‌ی آخر از شدت تحقیر، کف خیابان‌ باقی نخواهند ماند. تاکید می‌کنم احدی باقی نخواهد ماند. پشت پرده: پزشکیان که مترسکی کودن بیش نیست. وعده‌ی اصلی را به حسن روحانی داده‌اند. دولت سایه‌اش را هم از روز شروع جنگ آماده کرده. تمام دستگاه وفاق هم برای او بخط شده است. 🔴 این تنها تکه استخوانی است که امیدوارند از کَرَمِ ارباب پیش از فروپاشی، عاید تفاله‌های تاریخ گذشته‌ی نظام استعماری آخوندی انگلیسی شود! البته روحانی هم می‌داند حکومتی باقی نخواهد ماند، حکومت بر این ملت داغ دیده‌ی خشمگین؛ خایه می‌خواهد، که در روباه بنفش و دله دزدان اصلاح‌طلب یافت نمی‌شود. خصوصا که هنوز اسراییل شروع به زدن تیم اصلاحات نکرده، که آن هم شروع می‌شود. زمان نیاز دارند، قول می‌دهم دروغ نمی‌شود! ملت مبعوث که خنثی شد، قیام میلیونی را چه کسی سرکوب خواهد کرد؟ روحانی؟ که با کوچکترین تهدید به سوراخ می‌گریزد؟ پزشکیان، که تمام اعضای خانواده‌اش از حالا در باکو املاک را برای روز فرار آماده کرده‌اند؟ عاقل‌ترها همین روزها می‌روند، به احدی رحم نخواهد شد.

Nima. Monsefi. نیما منصفی

57,585 次观看 • 1 天前

جمهوری اسلامی ایران در مرحله پایانی حیات ننگین ‌‌و ‌کوتاه خود قرار دارد. نکته غریب در این وسط این است که بزرگ‌ترین تهدید برای رژیم، جنگ نیست، بلکه صلح است! کشتار دی ماه ۴۰۴ اثبات کرد، رژیم هیچ پاسخی در برابر معترضین به شرایط اسفناک کشور بجز سرکوب ندارد، و شکافی که در نتیجه این قتل عام بین دولت و ملت افتاده است، تا ده‌ها سال قابل ترمیم نیست، در نتیجه امکان ادامه حکومت در بلند مدت و میان مدت برای رژیم وجود ندارد. با پایان عصر علی خامنه‌ای، هیچ جانشینی که در سطح او، جایگاه و بٌرش در بین جناح‌های قدرت داشته باشد در بین عوامل رژیم وجود ندارد و مهم‌ترین ضعف در مجتبی خامنه‌ای (فارغ از زنده بودن/نبودن او) نداشتن وزن و اعتبار در بین روحانیون و فرماندهان سپاه است. چنانچه حملات خرداد ماه سال گذشته را با هدف حذف فرماندهان مهم سپاه و حملات اسفند را در راستای حذف رهبران و سرداران امنیتی تاثیرگذار در ساختار رژیم دسته بندی بکنیم، خروجی کار (تا اکنون) سوار شدن همان جریانی در سپاه پاسداران بر رأس امور است که پیش از این، دست خطش را بر روی موشک قدر h در شب تولد قاسم سلیمانی در نوزدهم اسفند ۱۳۹۴ دیده بودیم، و یا رد پای‌شان را در حذف‌هایی مانند حسن طهرانی مقدم، سیّد ابراهیم رئیسی و اسماعیل هنیه مشاهده کرده بودیم..! در واقع امر، جمهوری اسلامی از یک دیکتاتوری سنتی/مذهبی به یک دیکتاتوری/حکومت نظامی تبدیل شده است، اما در امر واقع، ما تا امروز شاهد «یک پوست اندازی سیستماتیک» با حذف جریان نزدیک به مسکو و آماده شدن شرایط برای ورود عوامل هسته نرم در ساختار رژیم به قدرت و نزدیک به لندن، تل‌آویو و تا حدودی چین بودیم. موضوعی که سالها پیش، عمو مانوک هشدار آنرا با مراقبت از تعویض شدن ریش‌ها و عمامه‌ها با صورت‌های سه تیغ شده و کروات، به #ما داده بود…! هشداری که اکنون حاوی پیام مهمی برای مردم ایران است و آن: «تعویض علی خامنه‌ای قاتل با جمعی از قاتلین بالفطره است که میزان فساد و منافع آنها حتی از علی خامنه‌ای هم بیشتر است.» در انتها، شرایط خاورمیانه امروز شباهت بسیار زیادی به شرایط این منطقه در سال ۲۰۰۳ پیدا کرده است که تنها تفاوت آن، تغییر نام عراق به ایران است، یعنی رژیمی که شدیداً تضعیف شده، اما کاملاً شکست نخورده و (هنوز) سقوط نکرده است. حکومتی که همچنان توانایی ایجاد تهدیدات نامتقارن و‌ پرهزینه را در تنگه هرمز و ایجاد ناامنی با کمک سلولهای پنهان خود را دارد و حاضر است از آن‌ها با توجیه «انتقام» استفاده کند. در نتیجه، مشکلات همچنان باقی میمانند و به مرور کشورهای دیگر را وارد بحران میکند، و از همه مهمتر، ممکن است جنگ خاورمیانه را برای آمریکا، بجای حل سریع یک معادله دو مجهولی، به یک باتلاق چند جانبه و دراز مدت تبدیل بکند. برای مواجهه نشدن با این شرایط، واشنگتن بدون شک بر شدت و میزان حملات خود خواهد افزود و باقی مانده رژیم را به نحوی تحت فشار قرار میگذارد که در کمترین زمان به بیشترین اهداف از پیش تعیین شده از جمله کشیدن افسار موشکی و هسته‌ای رضایت بدهند تا تمرکز خود را بر روی مهار چین و اوضاع شرق آسیا بگذارد. تاکتیکی که در سیاست جنگ به «تشدید فشار برای کاهش تنش» معروف است. در طرف مقابل، سپاه پاسداران هم با درک این موضوع، سعی در گسترش جغرافیای درگیری خواهد کرد و اتلاف زمان با کمک جلسات بدون نتیجه دیپلماتیک را در دستور کار قرار خواهد داد. مشکل اصلی هم در مذاکرات بین رژیم ایران و واشنگتن، به عدم امکان رسیدن به شرایطی هست که در آن جمهوری اسلامی تضمین‌هایی مبنی بر اینکه مجددا مورد حمله قرار نمیگیرد و تحریم‌هایش کاهش می‌یابد، بدست بیاورد است. (نکاتی که برای ادامه حیات رژیم کلیدی هستند.) در جمع بندی نهایی میتوان گفت، تضاد منافع و بحرانی که بین قدرتهای بزرگ از زمان رونمایی ویروس کرونا نمایان شد و در باتلاق اوکراین و خرابه‌های غزه و فلات ایران بر روی پوست شهر آمده، باعث گره خوردن تحولات از نوع گره کور شده است که بازگشت به شرایط و نظم قبل از ۲۰۱۹ را به یک امر غیر ممکن تبدیل کرده است و رسیدن به یک نظم جدید و نوین جهانی را ضروری کرده است… آیا شما برای این تغییر بزرگ، آماده شده‌اید..؟!

Maziyar Razmjou 🇮🇷

45,204 次观看 • 2 个月前

سه پیش‌بینی دیگر از جیانگ، درباره آینده ایران، آمریکا و جهان. ▪️پروفسور جیانگ شوئه‌چین، که به دلیل پیش‌بینی دقیق «بازگشت ترامپ به قدرت» و «آغاز درگیری با ایران» در رسانه‌های اجتماعی به «نوستراداموس چینی» شهرت یافته، سه پیش‌بینی جدید را در امتداد پیش‌بینی‌های قبلی خود بر پایه نظریه بازی‌ها و الگوهای تاریخی ارائه کرد. سه سلسله پیش‌بینی قبلی جیانگ: ۱ـ پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، ۲ـ وارد شدن آمریکا به جنگ با ایران، ۳ـ شکست آمریکا در جنگ با ایران. ▪️سه پیش‌بینی جدید جیانگ در ادامه پیش‌بینی دوم و سومِ قبلی: ۱ـ حمله زمینی و باتلاق نظامی: جیانگ معتقد است که آمریکا علیرغم تمایل اولیه برای یک جنگ سریع و ارزان، در نهایت مجبور به اعزام نیروی زمینی به ایران خواهد شد. او پیش‌بینی می‌کند که به دلیل عوارض جغرافیایی کوهستانی ایران و آمادگی ۲۰ ساله این کشور برای جنگ نامتقارن، ارتش آمریکا در یک جنگ فرسایشی طولانی گرفتار شده و شکست خواهد خورد. ۲ـ انفجار سیاسی و اقتصادیِ داخلی در آمریکا: از نظر او، جامعه آمریکا توان ریسک‌پذیری و ظرفیت تولیدی لازم برای پشتیبانی از چنین جنگی را ندارد. این فشار نظامی منجر به سقوط حباب‌های اقتصادی (مانند حوزه هوش مصنوعی)، تورم ناشی از افزایش قیمت سوخت (به دلیل ناامنی در تنگه هرمز) و در نهایت بروز شورش‌های خیابانی و فروپاشی نظم سیاسی داخلی در ایالات متحده می‌شود. ۳ـ نظم نوین جهانیِ غیرآمریکایی: جیانگ پیش‌بینی می‌کند که این جنگ تیر خلاصی بر «پترودلار» (دلار نفتی) و جایگاه دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی خواهد بود. با تضعیف هژمونی آمریکا و فرو ریخت «پکس آمریکانا» (پلیس جهان)، نظم جهانی به سمت یک سیستم چندقطبی تغییر می‌کند که در آن آمریکا دیگر مرکزیت نخواهد داشت و مراکز قدرت جدیدی شکل می‌گیرند. ▪️جایگاه ایران در نظم نوین جهانِ نوبن: طبق تحلیل‌های جیانگ، ایران به دلیل موقعیت استراتژیک در تنگه هرمز و توانمندی در جنگ‌های نامتقارن، نقش «کاتالیزور» فروپاشی هژمونی آمریکا را ایفا می‌کند. با تضعیف کنترل آمریکا بر منابع انرژی خاورمیانه، ایران به یکی از ستون‌های اصلی تأمین امنیت انرژی برای بلوک شرق تبدیل می‌شود. جیانگ معتقد است پیروزی یا مقاومت ایران در برابر آمریکا، باعث می‌شود کشورهای منطقه (مانند اعضای شورای همکاری خلیج فارس) برای بقای خود از واشینگتن فاصله گرفته و به سمت قطب‌های جدید قدرت (ایران، چین) متمایل شوند. ▪️نکته: جیانگ هشدار می‌دهد که این گذار بدون هزینه نخواهد بود و می‌تواند منجر به یک رکود بزرگ جهانی شود که حتی از بحران سال ۱۹۳۰ نیز سهمگین‌تر باشد.

Parsa Biparva 🎒 🍉

44,899 次观看 • 4 个月前

🟥#فوری 🔴#مسعود_رجوی - ۲ فروردین ۱۴۰۵ تبریک برای چهل و پنجمین بهار سرخ‌فام مقاومت تاریخی و اینک سال جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات که بر قامت وطن نوشت: سال سرنوشت بر خلاف بقایای شیخ و شاه، شورای ملی مقاومت و دولت موقت صلح و آزادی می‌خواهند هر گونه فاشیسم و دیکتاتوری اعم از دینی و سلطنتی هم‌چون ۱۰۰ سال گذشته جنگ با ملت ایران است جنگ ۶۰ سالهٔ ما با شاه و شیخ برای آزادی و استقلال تا پیروزی انقلاب دموکراتیک ادامه دارد #نوروز پارسال گفتیم که #خامنه‌ای از خدای ۴۰۴ بسیار می‌ترسد و بیم آن دارد طوری بشود که به سال ۶۰ غبطه بخورد و چنین شد، آن‌قدر که جایی برای غبطه نماند. هم‌چنین گفتیم که هیچ مذاکرهٔ ”برد-برد“ و موفقیت‌آمیز برای خامنه‌ای متصور نیست. برخلاف خمینی ”زهر خوردن“ سیاسی هم در ظرفیتش نیست. بر سرکوب و غارت پا می‌فشارد اما ناخواسته بر ابعاد اشتعال و انفجاری که در تقدیر است، می‌افزاید. از این‌رو سال آتشفشان و قیام در پیش است و چنین شد، آن‌قدر که نظم و نظام منطقه و تا حدودی وضعیت جهانی آشفته شد. در میانهٔ آشفتگی و این‌همه آتش و دود و گرد و غباری که دیده‌ها را تار می‌کند، باید رکن رکین و چند اصل راهنما و عاری از ابهام جستجو کرد تا قابل تکیه باشد، ذهن را از پیچ و تاب برهاند تا مانند پر کاه در گردباد به این‌سو و آن‌سو نرود. این نیاز پیشتاز و هر شورشگر انقلابی است. در غیراینصورت به درجات در دام بقایای شیخ و شاه و کاتبان و جارچیان و روضه‌خوانان آنها می‌افتد. ۱-پس از ۳۶ سال و ۹ ماه از سلطنت خامنه‌ای، ولی‌فقیه جدید ”کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم“ بر تخت ولایت نشست. ولایت فقیه هم موروثی شد. حاصل سیاسی آن قبل از هر چیز پس زدن و پرتاب بچهٔ شاه به عقب است. یعنی تا وقتی آن یکی هست و تعیین‌تکلیف نشده، قیمت این یکی در بازار سیاست داخلی و منطقه‌یی و بین‌المللی کیفاً کمتر است. اگر کسی می‌خواست بچهٔ‌شاه را بر تخت بنشاند باید او را بلافاصله پس از هلاکت خامنه‌ای ”صدا می‌زد“ و به‌رسمیت می‌شناخت. اما یک هفته گذشت نه از بالا و نه از پایین خبری از ”صدا و رضا“ نشد و خبرگان، مجتبی را در یک هفته ”آیت‌الله“ کرد و بر تخت نشاند. در حالی‌که یک روز هم نباید به خبرگان فرصت می‌دادند. این نکته را زودتر از همه حسن روحانی رئیس‌جمهور اسبق رژیم و شاهزاده حسن خمینی دریافتند و سریع و خاضعانه بیعت کردند. در زورآزمایی‌های پیشین هم دیدیم که خامنه‌ای در مقام ولایت رقیبان قدرتمندی مانند ”اکبر شاه“ و خاتمی و موسوی و روحانی را که تقاضای رفراندوم هم داشت، یکی پس از دیگری در هم پیچید و کنار گذاشت. اکنون در جنگ شاهزادگان هم دیدیم که مجتبی، حسن و رضا را در هم پیچید! این معنی مشخص انتخاب بچهٔ خامنه‌ای در عرصهٔ سیاسی و جنگ جانشینی در میان ورثهٔ شیخ و شاه است. اما آیا این به‌معنی پایان ماجراست؟ خیر، جنگ قدرت پایانی جز مرگ ندارد. مگر این‌که از اساس فکر کسب قدرت را به کناری گذاشته و هم‌چون مقاومت #ایران از روز نخست، عاری از هر گونه ابهام و تکلف و تعارف، هم‌چنان که مریم تأکید کرده است، بنا را بر انتقال قدرت و رأی ملت بگذاریم. ۲- ”جنگ بشردوستانه“ که تکیه کلام بچهٔ شاه است، منتهای ابتذال و دجالیت است. مضحک و حاکی از فقدان بینش سیاسی و تاریخی است. جنگ‌ها برای منافع مشخص صورت می‌گیرند و نقطهٔ عزیمتی جز این ندارند. کسی که امروز خواهان ”جنگ بشردوستانه“ و ”حملات استراتژیک“ برای ”فروپاشی“ رژیم است تا دیروز سراپا ”خشونت پرهیز“ بود و قسم و آیه می‌خورد که ”متد مبارزة“ او همیشه پرهیز از خشونت و ”نافرمانی مدنی“ بوده است. قبل از آن هم دست‌بند سبز به دست می‌کرد: «ضمناً اضافه می‌کنم که از نظر متد مبارزه، من همیشه روش پرهیز از خشونت و کارنافرمانی مدنی رو تشویق کردم» (صدای آمریکا- ۲۲ خرداد ۱۳۹۷) «اگه باور نداشتم به خشونت‌پرهیزی که اصلاً مطرحش نمی‌کردم، ولی دلیلی داره. برای این‌که شما در اصل اگه بخواین هزینه تغییر رو به حداقل برسونید و به‌خصوص که پشت سر حرکتهایی که بر مبنای انتقام‌جویی و کشت و کشتار پایه‌ریزی بشه، اغلب نتیجه دموکراتیک ازش درنمیاد. یه حکومت دیکتاتوری رو با یه حکومت دیکتاتوری دیگر جایگزین می‌کنید» (رادیو فردا-۱۹ اسفند ۱۴۰۱) ۳-#جنگ و بمباران، فرصت قیام نمی‌دهد. حتی برعکس رژیم از آن به‌عنوان سپر بلا، برای بستن شکافها و عجالتاً برون‌رفت از سایر بحرانها یا سرپوش گذاشتن بر آنها، استفاده می‌کند. ۴- فرضیه ”فروپاشی“ هوایی و خودبه‌خودی که عمود خیمهٔ شاهپرستان و مرکز ثقل بافته‌های میان‌تهی بچهٔ شاه است، به‌کلی باطل و موهوم است. نشان می‌دهد که او از مبانی ساختار رژیم ولایت فقیه و تاریخچهٔ آن بی‌اطلاع است و از آن فهمی ندارد. این رژیم از هوا فرو نمی‌پاشد. از زمین و توسط یک نیروی مشخص، فروپاشانده و سرنگون می‌شود. فروپاشی خودبه‌خودی و قیام خودبه‌خودی جواب ندارد. ۵-سرنگون کردن رژیم ولایت فقیه نیازمند نیروی جنگنده و رزم‌آور بر روی زمین است. تشکیلات و سازمان رزم و ایدئولوژی مشخصی هم می‌خواهد. #گارد_جاویدان کاغذی نیست که بتوان آن را یک‌شبه با پروپاگاند و هوچیگری درست کرد. اگر می‌شد، چرا با ۴۷ سال تأخیر؟ ما برای تشکیل کانون‌های شورشی در فضای اختناق حداکثری ۱۲ سال بی‌وقفه کار کرده و قیمت داده‌ایم. آن هم با استفاده از تجارب گرانبهای ارتش آزادیبخش که سابقهٔ آن به ۱۳۶۶ برمی‌گردد. این با حباب‌سازی و حباب‌بازی متفاوت است! در همینجا این را هم بگویم که اگر ارتش آزادیبخش با ۱۴ قرارگاه و سلاحها و مهماتش در کنار مرزهای خودمان در کمین بود و دست باز می‌داشت، بدون شک نتایج قیامهای ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ و ۴۰۱ و ۴۰۴ سراپا متفاوت بود. ما رسیدهای تحویل ۱۹ هزار و ۷۶۱ سلاح سبک و سنگین را به نیروهای آمریکایی در جنگ اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ در اختیار داریم که شامل۸۲۰ خودروی زرهی، هزار و ۱۲۳ تیربار زرهی، ۵۱۰ قبضه توپخانه، ۳۰۸ سلاح پدافندی، ۱۷ هزار قبضه سلاحهای پیاده و ۱۷ هزار و ۳۱۸ تن مهمات است. ۶- آمار عملیات ضداختناق کانون‌های شورشی در ۱۴۰۴ در مهین اشغال‌شده ۴۰۹۲ فقره و تعداد پراتیک‌های انقلابی در ۳۱ استان ۱۳ هزار و ۱۳۳ مورد شامل ۲۴۰ کارزار پیاپی یعنی دو سوم ایام سال بوده و از تلویزیون ملی ایران پخش شده است. کارزارهای بی‌وقفه در جمعه‌های #زاهدان هم از دیماه ۱۴۰۱ تاکنون۱۷۲ هفته است، ادامه دارد. شرکت و حمایت از کارزار ”سه‌شنبه‌های نه به اعدام“ حسابی جداگانه دارد و در این آمار محسوب نشده است. تشریح و توضیح آنچه کانون‌های شورشی از ۷ تا ۲۱ دیماه در جریان قیام در ۶۳۰ عملیات در مصاف با اهریمن و قوای دشمن ضدبشری در سراسر ایران انجام دادند، مبحث دیگری است. فقط تکرار می‌کنم که فرزندان رشید وطن درسهای ماندگار و فراموشی‌ناپذیر بر جای گذاشتند که روزگاری به آن خواهیم پرداخت. یادآوری می‌کنم که چندی پیش گفتم که از کانون‌های شورشی در قیام دیماه هنوز بیش از ۲ هزار نفر مفقود و ناپدید داریم که معلوم نیست چه تعداد دستگیر و چه تعداد شهید شده‌اند. اسامی و مشخصات همهٔ آنها موجود و قابل ارائه به هر دادگاه و مرجع بین‌المللی است. اما بر تارک و فراتر از همهٔ اینها، که در آمار و ارقام بالا محسوب نشده و نمی‌گنجد، عملیات بزرگ و شگفت پتک آتشین در فروغ۲ در حمله به بیت‌العنکبوت خامنه‌ای در قلب #تهران با شرکت ۲۵۰ نفر از مجاهدین در بامداد ۴ اسفند ۱۴۰۴ می‌درخشد و سزاوار کتابی ویژه است. بگذارید دشمن از سر ترس هر چه می‌خواهد بپوشاند و انکار کند اما اسامی دستگیر شدگان و مفقودین برای مراجع بین‌المللی ارسال شده در حالی‌که رژیم تا امروز حتی اسم یکی از آنها را (اعم از دستگیری یا شهید) اعلام نکرده است. ما باز هم به درخواستهای خود از گزارشگر ویژهٔ ملل متحد و نمایندگان سازمانهای بین‌المللی برای دیدار با نفرات دستگیر شده و رویت پیکرهای شهیدان ادامه می‌دهیم. ۷-در سال ۱۴۰۴ عملیات و کارزارهای مقاومت ایران در داخل میهن اشغال شده هم‌چون سالهای پیشین با بیشترین و گسترده‌ترین کارزارهای جهانی و حمایتهای بین‌المللی در ۵ قاره به همت و پایداری و وفای بیکران یاران شورشگر و اشرف‌نشان، ترکیب و تکمیل شد. با کهکشانها و کارزارهای پیاپی که در مجموع ۱۵۸۵ فقره تظاهرات و جلسات و تجمعات و نمایشگاهها در کشورهای مختلف جهان بود. برای عبور مبارک و پیروزمند از جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات در سال سرنوشت آماده و برپا شوید. رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران ضامن پیروزی محتوم خلق ماست. زنده باد انقلاب دموکراتیک -برقرار باد جمهوری دموکراتیک مسعود رجوی-۲ فروردین ۱۴۰۵

سازمان مجاهدین خلق ایران

20,585 次观看 • 6 个月前

واقعیت این است که امروز «رژیم‌چنج» تنها سناریویِ برد-برد برای ترامپ است، هیچ گزینه‌ی دیگری به‌غیر از تغییر سیاسی در ایران، دستاوردی ارزشمند، برای نام و میراث ترامپ نیست، در این یادداشت تحلیلی این مساله با دقت و جزئیات، توضیح داده خواهد شد. پیش از عملیات چکش نیمه‌شب که در ۱۰ تیرماه سال ۱۴۰۴ اتفاق افتاد، آمریکا در ۵ دور مذاکره بر سر رسیدن به توافقی هسته‌ای با جمهوری‌اسلامی شرکت کرد، اما تفاوت میان درخواست ترامپ، و آنچه عراقچی ماموریت داشت تا از طرف خامنه‌ای ارائه دهد، بسیار زیاد بود، اما به هر ترتیب رژیم تمایل به امتیاز دادن حداقلی داشت. پس از عملیات نظامی آمریکا ترامپ مدعی شد که برنامه‌ی هسته‌ای رژیم را نابود کرده است، که البته آگاهانه دروغ می‌گفت، او فقط توانسته بود تا با حمله‌ای پیش‌دستانه، اهداف و نقشه‌ی جمهوری‌‌اسلامی را با تاخیر و موانع جدی روبه‌رو کند، اما گرفتاری اصلی همچنان پابرجا بود: رژیم همچنان ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪ را در اختیار داشت! ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪، با یک جهش فنی کوچک، می‌تواند به غنای اورانیوم ۹۰٪ که برای ساخت سلاح هسته‌ای به‌کارگرفته می‌شود برسد، با این حجم از اورانیوم می‌توان ۱۶ کلاهک هسته‌ای ساخت، که یک عدد از آن برای نابودکردن ابدی اسرائیل، کفایت می‌کند! این اورانیوم با غنای ۶۰٪، یک تهدید وجودی علیه نه تنها اسرائیل، که تمامی خاورمیانه و قلب اروپاست، برخورداری از چنین سلاحی به معنای تعطیل‌شدن پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه، و خروج همیشگی این ابرقدرت از آسیای غربی است، و مشکل اساسی ترامپ این بود که با عملیات چکش نیمه‌شب، نتوانست این کالای مرگبار را از چنگال رژیم، درآورد. در دی‌ماه سال ۱۴۰۴، با شدت گرفتن اعتراضات داخلی در ایران، و پس از قتل‌عام وحشیانه‌ی مردم بی‌دفاع و بی‌پناه در خیابان‌ها، ترامپ فرصت را برای وارد آوردن فشار دوباره به رژیم، در راستای خروج اورانیوم ۶۰٪ از ایران، و تعطیلی برنامه‌های هسته‌ای و نیابتی، و نیز محدود کردن برد موشک‌های بالستیک، مناسب دید. از طرفی اسرائیل نیز با رصد وضعیت سیاسی-اجتماعی حاکم بر داخل و خارج از ایران، به‌ویژه با توجه به تثبیت جایگاه رهبری رضاشاه‌دوم پس از استقبال میلیونی ملت از نخستین فراخوان وی، مرحله‌ی نهایی طرح شکار اختاپوس را کلید زد. بزرگ‌ترین مانع بر سر این طرح اسرائیل، امضای توافقی میان ترامپ، و رژیمی بود که این‌بار برخلاف دفعه‌ی پیش، و طبق اظهارات رسمی عراقچی، حاضر بود ضمن پافشاری بر مواضع و خطوط قرمز خود، به طرف آمریکایی امتیازات حداکثری بدهد؛ اینجا بود که موساد اسرار نگران‌کننده‌ی جدی، پیرامون شدت و سرعت گرفتن برنامه‌های هسته‌ای و موشکی رژیم را با شریک آمریکایی خود در میان گذاشت، و اینچنین مسیر گفتگو، با تکیه بر جنون و‌ بلاهت دستگاه دیپلماسی نظام، به بن‌بست رسید. حالا روز سیزدهم جنگ است؛ آمریکا می‌گوید که دیگر هدفی برای زدن باقی‌نمانده، هرچند اقدامات چریکی و جنون‌آمیز رژیم در تنگه‌ی هرمز، ترامپ را با چالشی جدی برای خنثی‌کردن‌ این تهدید روبه‌رو کرده که عملا ادعای ترامپ درباره پیروزی مطلق را زیر سایه‌ای از تردید فرو می‌برد. هدف رژیم چیست؟ تحمیل آتش‌بس به آمریکا، و بازگرداندن ترامپ به پای میز مذاکره با بالا بردن حداکثری هزینه‌ی ادامه‌ی جنگ برای منطقه و جهان، که اگر ارتش آمریکا نتواند هرچه سریع‌تر مساله‌ی تنگه هرمز را برطرف کند، تا حدود زیادی به خواست خود نیز رسیده است. اما حتی اگر همین امروز تنگه‌ی هرمز گشوده شود، مساله‌ی اصلی، گره‌ی واقعی کار، همچنان پابرجاست! پیروزی کامل و مطلق ترامپ، در دستیابی به تمامی ذخایر اورانیوم غنی‌شده‌ی رژیم گره خورده است! این اورانیوم ممکن است در هرجایی از کشور پهناور ایران پنهان شده باشد! اگر نظام تا پیش از عملیات خشم حماسی، حاضر بود تا با دادن امتیازات حداکثری و ضمانت‌‌های اجرایی، خیال جهان را بابت اورانیوم غنی‌شده راحت کند، پس از ۱۳ روز بمباران زیرساخت‌های نظامی، و به هلاکت رسیدن مقامات و فرماندهان، و بالاتر از همه، به درک واصل شدن رهبری خود، بیشتر از هر زمان دیگری اطمینان دارد که حفاظت از اورانیوم غنی‌شده، و نهایتا ساخت سلاح هسته‌ای، تنها اهرمی است که سایه‌ی جنگ و سقوط را از سر این حکومت دور می‌کند. این حقیقت ترامپ را بر سر یک دوراهی تاریخی قرار می‌دهد: اتمام جنگی پرهزینه و بدون دستاورد، پذیرفتن شکست و له‌شدن چهره‌ی جهانی آمریکا به عنوان یک‌ ابرقدرت، و باخت قطعی جمهوری‌خواهان نه تنها در انتخابات میان‌دوره‌ای پیش‌رو، که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۲۸، یا پافشاری جدی بر اهداف جنگ، و ورود به فاز سوم آن: وارد کردن نیروهای نظامی به داخل ایران! البته ترامپ یک راه‌حل دیگر نیز برای فرار از شکست دارد: فراهم آوردن زمینه‌ی حضور خیابانی برای ملت ایران در راستای سرنگونی رژیم از درون کشور، و به دست ملت ایران، که از هرنظر برای آمریکا کم‌هزینه‌تر است! ترامپ می‌داند که پیروزی او در این نبرد به تغییر سیاسی گره خورده است! رژیم هرگز اورانیوم غنی‌شده را تحویل نخواهد داد، بدون در اختیار گرفتن اورانیوم، ترامپ بازنده‌ی جنگ خواهد بود، حتی ورود نیروی نظامی به خاک ایران، نهایتا به تغییر سیاسی منجر خواهد شد، بنابراین آمریکا برای دستیابی به پیروزی، ناچار است تا از تغییر سیاسی در ایران، پشتیبانی کند و هم‌پوشانی معنادار میان استفاده از نیروی زمینی خود، و نیروی زمینی شاه در خیابان‌ها پدید آورد. تحلیل نهایی نگارنده این است که ترامپ برای فرار از شکست، برای پرهیز از تسلیمِ جایگاه ابرقدرتی جهان به چین، برای جلوگیری از پیروزی استراتژیک محور شرارت «چین، روسیه، کره شمالی و جمهوری‌اسلامی» با تمام توان سیاسی و نظامی، از طرح رژیم‌چنج در ایران، با محوریت او که رهبری ملت و خیابان با نامش گره خورده، حمایت خواهد کرد.

سیروس پارسا

24,989 次观看 • 6 个月前

🔴سخنرانی خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده مقاومت در گردهمایی بزرگ ایرانیان در برلین در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران #مريم_رجوى : قیام ایران، تیک‌تاک سرنگونی هموطنان! یاران شورشگر و #شورشگران در سراسر میهن، ما برای سالروز انقلاب ضدسلطنتی علیه دیکتاتوری شاه جمع شده‌ایم. اما ابتدا از قیام دی‌ماه شروع می‌کنیم. قیامی که سرخ‌فام شد، اما با خون کهکشان شهیدان و هزاران جان شیفته و خشم و خروش خلق قهرمان، ایران و جهان را به لرزه درآورد. به یاد شهیدان قهرمان قیام با هم دست می‌زنیم. حالا دیگر در دنیا کسی در حتمیت سرنگونی این رژیم تردید ندارد. سال‌ها و سال‌ها می‌گفتیم سرنگونی سرنگونی. اینک همه مقدم آن را به چشم می‌بینند و صدای پایش را می‌شنوند. شجاعت شورشگران ایران زمین درخشید و عالم‌گیر شد و طلسم مماشات در رابطه با سپاه پاسداران در اروپا درهم شکست. حالا دیگر زمان به‌رسمیت شناختن مقاومت ۴۴ساله مردم ایران برای سرنگونی است. بله زمان به‌رسمیت شناختن نبرد #کانون‌های_شورشی و ارتش آزادیبخش ملی ایران است، در آستانه ورود به ۴۰سالگی است. تیک‌تاک سرنگونی رژیم آخوندی شما ای مادران و پدران داغدار که به‌جای ماتم و عزا دست‌افشان و پاکوبان به ادامه قیام فرامی‌خوانید، شما از دل اندوه، پیروزی می‌سازید. هم‌چون «عزیز» مادر رضایی‌های شهید که پس از تیرباران فرزندانش به‌دست شاه و خمینی ایستاد و گفت: نبرد ادامه دارد. آری آری نبرد ادامه دارد و خلق دلاور، با شورشگران پیشتازش دوباره باز می‌آید. باز می‌آید انبوه‌تر و سازمان‌یافته‌تر تا رژیم آخوندی را خاک و خاکستر کند. اشرف شهیدان که فردا، ۱۹بهمن سالگرد شهادت اوست گفت جهان خبردار نشد که بر مردم ایران چه گذشت. منظورش شکنجه و کشتار و ستم دیکتاتوری دینی بود. آن زمانی که زنان مجاهد باردار را بی‌محابا تیرباران می‌کردند. آه اگر اشرف بود و می‌دید که در این ۴۴سال بر مردم ما چه گذشت! و به‌خصوص اگر می‌دید که دختران ۱۴-۱۵ساله هم‌چنان در خیابان گلوله‌باران می‌شوند و سردار خیابانی که می‌خروشید: ما حق داریم امیدوار باشیم، ما حق داریم از خطرات و مشکلات نهراسیم. پس یقین داشته باشید که آینده مال شماست. نیروهای میرا، از صحنه، حذف خواهند شد. بله، حالا بعد از قیام دی‌ماه، تیک‌تاک سرنگونی آغاز شده و زمان بیرون‌ کردن نیروهای میرا و ستمگر و گذشته‌گرا از گردونه تاریخ ایران است. آری آری این تیک‌تاک سرنگونی رژیم آخوندی است. انقلاب مردم ایران ربودنی نیست قیام دی‌ماه در مجموع سه طرف داشت؛ یک طرف شورشگران که صحنه نبرد را در دست داشتند و جان خود را فدای آزادی می‌کردند. در طرف مقابل، شیخ که بی‌دریغ خون می‌ریخت. و طرف دیگر بقایای شاه و بچه شاه که آمده بود حاصل خون‌ها را به سرقت ببرد. با شعار فوق ارتجاعی جاوید شاه که به شیخ در کشتار، دست بازتر می‌داد. شعاری که شاخص تفرقه‌اندازی، در خدمت خامنه‌ای و نیروهای سرکوبگر و راهبند قیام است. اما ما در دهه سوم قرن بیست و یکم هستیم و به‌ قول مسعود رجوی «اگر کسی گمان می‌کند می‌تواند انقلاب دموکراتیک نوین ایران را مانند انقلاب مشروطه و انقلاب ضدسلطنتی برباید و در لجه خون اندازد، سخت در اشتباه است». ما با مقاومتی روبرو هستیم که ۶۰ سال بی‌وقفه با دو دیکتاتوری شاه و شیخ در نبرد است. با بیش از صدهزار ستاره خونین اما شب‌کوب و درخشان و راهنما. اکنون حرکت و راهگشایی کانون‌های شورشی و تکثیر آن‌ها در میان جوانان میهن را همه به‌چشم می‌بینند و دشمن به صدزبان به آن اذعان می‌کند. در قیام دی‌ماه همه دیدند که چگونه فرهنگ رزم و انقلاب، در کوچه‌ها، خیابان‌ها و شهرهای ایران راه می‌گشود و نیروی سرنگونی می‌ساخت. به سازنده این راه و رسم درود! به مسعود درود که رو در روی رژیم ضدبشری آخوندها، ارتش آزادیبخش ملی را برپا کرد، ‌یک جایگزین دموکراتیک شکل داد و راه انقلاب دموکراتیک ایران را به‌سوی آزادی و پیروزی گشود. یک جمهوری دموکراتیک در امتداد راه مصدق می‌پرسند مگر می‌توان این استبداد سراپا مسلح را سرنگون کرد؟ ‌ قیام دی پاسخ می‌دهد: آری و با تهاجم صاعقه‌آسای خود، راه را نشان داد. راه ارتش قیام، ارتش بزرگ آزادی مردم ایران. می‌پرسند: بعد از سرنگونی رژیم چطور باید از هرج و مرج جلوگیری کرد؟ می‌گوییم این رژیم خودش سرچشمه ناامنی و هرج و مرج است و خلقی که آن را سرنگون کند با تکیه بر یک جایگزین دموکراتیک و همبستگی تمام نیروهای جبهه خلق می‌تواند از آشوب و بی‌سروسامانی هم جلوگیری کند. ایران آینده، یک جمهوری دموکراتیک است در امتداد راه مصدق، با جدایی دین از دولت، خودمختاری ملیت‌ها و یک ایران غیراتمی و در صلح با همه جهان. آلترناتیوی با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ می‌پرسند آیا آلترناتیوی هست؟ آری هست. فقط باید به آن چشم گشود. ۴۴سال است که با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ، در آتش و خون دوام آورده. این چراغ راهنما به معنی نفی دیکتاتوری و وابستگی و اثبات آزادی و استقلال است. طبق برنامه شورای ملی مقاومت، قانون اساسی در ایران آینده توسط مجلس مؤسسانی تدوین می‌شود که انتخابات آن حداکثر شش ماه بعد از سرنگونی برگزار می‌شود. روح و ترجیع‌بند آن‌چه مردم ما می‌خواهند، آزادی، آزادی و آزادی است. مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری است و عدالت است برای همه؛ مشارکت متساوی همگان به‌ویژه ملیت‌های ایران در حقوق و اداره امور اعم از کرد و بلوچ و ترکمن و عرب. جبهه همبستگی ملی حرف مردم و مقاومت ایران این بوده و هست: نه مماشات، نه جنگ، تغییر رژیم و حاکمیت جمهور مردم به‌دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته آن‌هاست. شورای ‌ملی ‌مقاومت از سال۱۳۸۱ در یک مصوبه به جبهه همبستگی ‌ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی فراخوان داده است؛ مرکب از جمهوری‌خواهانی که طرفدار جدایی دین از دولت هستند و رژیم ولایت ‌فقیه را در تمامیت آن نفی می‌کنند. یعنی با وجود همه اختلاف‌ها و تفاوت‌های سیاسی و ایدئولوژیکی در جبهه خلق، ما از دیرباز برآنیم که می‌توان و باید در جبهه همبستگی ملی گرد هم آمد؛ به‌نام ایران، زیر پرچم ایران برای عالی‌ترین مصالح مردم ایران. فراخوان به رهبران جهان از این‌جا رهبران جهان را به ‌شنیدن فریاد آزادی‌خواهی مردم ایران فرامی‌خوانم. خواست‌هایی که از سه دهه پیش بارها اعلام کرده‌ایم: ۱-به‌رسمیت شناختن مبارزه مردم ایران برای سرنگونی رژیم و نبرد جوانان و کانون‌های شورشی با آدم‌کشان و نیروهای سرکوبگر خامنه‌ای ۲-اقدام فوری شورای امنیت ملل متحد برای ممانعت از اعدام زندانیان قیام و زندانیان سیاسی و حمایت از کارزار سراسری نه به اعدام ۳-ایجاد تسهیلات برای دستیابی مردم به اینترنت آزاد ۴-ارجاع پرونده خامنه‌ای و دیگر سران رژیم به شورای امنیت ملل متحد برای محاکمه در یک دادگاه بین‌المللی به‌خاطر جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی و همزمان پیگرد قضایی آن‌ها در دادگاه‌های ملی کشورها براساس اصل صلاحیت جهانی ۵- تعطیلی سفارت‌های رژیم و اخراج دیپلومات‌ها و مزدوران سپاه و وزارت اطلاعات ۶- قطع کامل شریان‌های مالی رژیم آخوندی امروز در سالروز انقلابی گرد هم آمده‌ایم که در سال۵۷ آن را به سرقت بردند. در آن شب‌های خفقان و بیداد شاه و ساواک، راهبران و پیشتازان آن انقلاب، فداییان و مجاهدینی بودند که سرنگونی دیکتاتوری شاه را زمینه‌سازی کردند و جامعه ایران را به قیام و انقلاب سوق دادند؛ از پدر طالقانی تا حنیف و محسن و بدیع‌زادگان و جزنی و احمدزاده، پویان و پاک‌نژاد و خالقان حماسه‌ سیاهکل. درودی بی‌پایان بر آن قهرمانان و شهیدانی که در دهه۶۰ و قتل‌عام۶۷ و قیام‌های پی‌درپی در روزگار شیخ، آتش مقاومت یک ملت اسیر را شعله‌ور نگهداشتند. انقلاب ضدسلطنتی اثبات کرد که نیروی خلق به‌پاخاسته بر بزرگ‌ترین قوای سرکوب و کشتار غلبه می‌کند و امروز در فرازی بالاتر، انقلاب دموکراتیک ایران به پیش می‌تازد؛ انقلابی صدبار عمیق‌تر و نیرومندتر، هوشیارتر و آگاه‌تر که به قطع و یقین پیروز می‌شود. یقین داشته باشید که این انقلاب پیروز می‌شود. سلام بر قیام ایران سلام بر شهیدان پیروز باد انقلاب دموکراتیک مردم ایران #فوری

Simay Azadi

15,148 次观看 • 7 个月前

🚨ترامپ می خواهد جنگ را تمام کند! اما با چه پایانی در ایران؟ تحلیل: در ادامه مسیر سه سناریو اصلی وجود دارد شامل یک سناریو در بعد دیپلماتیک و دو سناریو از نظر نظامی. - سناریو اول: گشایش دیپلماتیک: جمهوری اسلامی در سایه میانجی گری قطر و پاکستان در دقیقه 90 در نیویورک تسلیم می شود. همچنانکه پزشکیان و عراقچی عازم نیویورک هستند و وزیر کشور پاکستان به تهران سفر کرده ممکن است در احتمالی ضعیف رژیم پیشنهاداتی برای مذاکره با شرایط زیر ارائه کند و #ترامپ هم بپذیرد که مذاکراتی از سر گرفته شود (نه توافق). 🎯طرح احتمالی جمهوری اسلامی با میانجیگری پاکستان/قطر - تعهد تهران به توقف فعالیتهای مرتبط با احیای اتمی/ غنی‌سازی اورانیوم زیر سطح ۵ درصد - رقیق سازی 441 کیلو اورانیوم غنی شده با غلظت 60 درصد یا حتی انتقال بخشی از آن به خارج از ایران - بازگشایی تنگه هرمز - توقف حمایت از نیابتی ها جمهوری اسلامی در ازای این امتیازات خواهان آزادسازی فوری و جزئی دارایی‌های مسدودشده ایران در بانک‌های آسیایی، به‌ویژه در کره‌جنوبی و ژاپن و نیز لغو محاصره دریایی می شود. با این حال بسیار بعید است که گزینه دیپلماسی نتیجه دهد. دیپلماسی زمانی نتیجه می دهد که رژیم تسلیم شود که بعید است سپاه تسلیم شود. - سناریو دوم: تا قبل از انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا ترامپ دستور حملات نظامی وسیع در جبهه یمن علیه حوثی ها بدهد شبیه عملیات Rough Rider در سال 2025 و یا در جبهه ایران علیه تاسیسات اتمی در زیر کوه کلنگ و در خارک و در محور جنوب بمباران سنگین انجام دهند. - سناریو سوم: سناریوی یوگسلاوی است یعنی مشابه عملیات بمباران سنگین #صربستان در مارچ 1999 که 78 روز به طور انجامید و در نهایت اسلوبودان میلوسویچ تسلیم شد اینبار نیز آمریکا بمبارانهای شدید را برای انهدام زیرساختهای نظامی انرژی ارتباطاتی و صنعتی در ایران انجام دهد تا کشور کاملا فلج شود. البته فراموش نکنیم که در جریان بمباران صربستان روسیه در بعد دیپلماتیک نقش داشت و پشت میلوسویچ را خالی کرد. همه چیز در بعد نظامی بستگی به این دارد که اندگیم endgame مطلوب ترامپ چه باشد. ضمنا فاکتور #اسرائیل را نادیده نگیریم چون بنظرم تا زمانی که اسرائیل وارد جنگ نشود رژیم سرنگونی نمی شود. طق گزارشها از جمله منابع اماراتی، آمریکا ایدهٔ تهاجم زمینی یا وارد کردن نیروهای پیاده به درگیری مستقیم را کاملاً کنار می‌گذارد و به‌جای آن بر کارزار هوایی و موشکی فشرده و شدیدی تکیه می‌کنند که سه هفته بدون وقفه ادامه می‌یابد. بر اساس جزئیات طرح‌ها، این کارزار شبکهٔ فرماندهی، کنترل و ارتباطات نظامی وابسته به تروریست های سپاه پاسداران را هدف قرار می‌دهد و همچنین نیروگاه‌های بزرگ برق، پالایشگاه‌ها و تأسیسات اصلی پالایش کشور را نشانه می‌گیرد. در بعد دیپلماتیک: آمریکا چیزی جز تسلیم بی قید و شرط ج.ا را نمی پذیرد و مهمتر از همه اسرائیل است که شرایطی به مراتب سفت و سخت تر دارد. این طرح‌ها ایدهٔ تهاجم زمینی، یا وارد کردن نیروهای پیاده به درگیری مستقیم را کاملاً کنار می‌گذارند و به‌جای آن بر کارزار هوایی و موشکی فشرده و شدیدی تکیه می‌کنند که سه هفتهٔ پیوسته بدون وقفه ادامه می‌یابد. مساله از سرگیری جنگ یا پایان دادن به جنگ نیست. دعوا سر قدرت گرفتن یا قدرت نگرفتن #ایران بدون جمهوری اسلامی است. با حذف جمهوری اسلامی، ایران سر جای خود باقی خواهد ماند و ایران به طور طبیعی دارای قدرت و اهمیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک است. با تغییر رژیم به معنای واقعی که به معنای بازگشت #شاهزاده_رضا_پهلوی است ایران از یک بازنده بزرگ به قدرتی نوظهور بدل خواهد شد که در ذیل محور پارسی-یهودی و تعامل با قدرتهای بزرگ رشد خواهد کرد. همه قدرتهای بزرگ باید بخواهند که ایران را در نظم نوین ادغام کنند و قدرت/پتانسیل طبیعی اش را به رسمیت بشناسند و بپذیرند که همچنان یک رقیب در منطقه خواهد بود. آمریکا و سه قدرت اروپایی و کشورهای منطقه باید بخواهند که ایران قوی شود و میزان ادراک از تهدید ایران جایش را به میزان بالایی از ادراک از فرصت ایران خواهد داد.

Hossein Aghaie, Ph.D.

47,285 次观看 • 8 天前

«آیا این سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست تاریخ آمریکاست؟» وقتی جرمی بوئن، سردبیر بین‌المللی بی‌بی‌سی، درباره وضعیت تازه میان ایران و آمریکا حرف می‌زند، نخستین هشدارش این است که نباید زیادی درگیر تفاوت‌های نسخه‌های افشاشده شد، چون اوضاع پیوسته تغییر می‌کند. به گفته او، آنچه اکنون روی میز است یک توافق نیست، بلکه چیزی است که از آن با عنوان «یادداشت تفاهم» یاد می‌شود. او این یادداشت را راهی می‌داند برای به تعویق انداختن همان مسائل بزرگی که دو طرف در آنها فاصله زیادی دارند: حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم، آینده تردد از تنگه هرمز، و حمایت تهران از متحدانی مانند حزب‌الله لبنان. نقطه کانونی تحلیل بوئن این است که توازن قوا تغییر کرده و ایران دست بالا را دارد. او می‌گوید فاصله امروز با جایی که ترامپ در ۲۸ فوریه آغاز کرد بسیار زیاد است؛ روزی که عملاً از تغییر رژیم سخن گفت و تصور می‌کرد همه‌چیز سریع رخ می‌دهد. اما به گفته بوئن، نقشه اول جواب نداد و ترامپ نه نقشه‌ای دیگر داشت و نه راه بازگشتی. حالا این آمریکاست که باید به سمت ایران حرکت کند: «این مشکل ترامپ است. او نمی‌تواند در این مورد شروط را دیکته کند»، چون شیوه دیپلماسی و جنگ‌افروزی او کارساز نبوده است. تصویر او از موقعیت ترامپ. بوئن به زبان به‌کاررفته در یادداشت هم اشاره می‌کند و به باور او اگر این متن را باور کنیم، آمریکا اصلاً شروط را دیکته نمی‌کند و ایران کارت‌های زیادی در دست دارد. در مقابل، آمریکا و اسرائیل با وجود توان نظامی عظیم، به‌خاطر نقص در راهبرد سیاسی به این نقطه رسیده‌اند. برای سنجش نتیجه جنگ، بوئن چهار هدفی را که ترامپ در سخنرانی مارالاگو ترسیم کرد مرور می‌کند. هدف اول نابودی موشک‌ها و صنعت موشکی ایران بود. به گفته بوئن نیروی دریایی ایران تقریباً نابود شده، اما گزارش‌های واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند چیزی حدود ۷۰ تا ۷۵ درصد ذخایر موشکی ایران باقی مانده و بخش بزرگی از مکان‌های نگهداری هم دوباره در دسترس قرار گرفته است؛ پس این هدف محقق نشده است. هدف دوم خنثی‌کردن نیروهای نیابتی منطقه بود، اما به گفته او حزب‌الله با وجود ضربات سنگین هنوز می‌جنگد و شبه‌نظامیان عراق همچنان مسلح و قدرتمندند. هدف سوم برخاستن مردم و سرنگونی رژیم بود. موضع بوئن صریح است: «هیچ تغییر رژیمی رخ نداده است.» او می‌گوید این تصور که کشتن رهبر، رژیم را هم از بین می‌برد، نشانه ناآگاهی کاخ سفید از سازوکار قدرت در ایران است. به گفته او این رژیم ساختاری لایه‌لایه و به‌هم‌پیوسته دارد و بر ایدئولوژی‌ای قدرتمند استوار است که چیزهایی مانند شهادت‌طلبی را هم دربر می‌گیرد. او این هدف را دست‌بالا نیم‌امتیاز می‌داند. درباره احتمال خیزش آینده هم محتاط است و می‌گوید با وجود فشار اقتصادی و میلیاردها دلار خسارت، بیشتر مردمی که از رژیم حمایت نمی‌کنند فعلاً در خانه می‌مانند و تنها در پی زنده ماندن‌اند. هدف چهارم، که بوئن آن را مهم‌ترین می‌داند، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود. او یادآوری می‌کند که ایران همواره این هدف را انکار کرده، هرچند ایران اورانیوم را بسیار فراتر از سطح غیرنظامی غنی کرده. به تحلیل او، جایگاه مطلوب ایران بودن در آستانه هسته‌ای است؛ داشتن این گزینه به‌عنوان اهرم فشار. او می‌افزاید توافق برجام در سال ۲۰۱۵ محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌ای بر غنی‌سازی گذاشته بود که ایران به آن پایبند بود، تا آنکه ترامپ آمریکا را از آن خارج کرد؛ اقدامی که به باور بوئن مسیر را به سمت جنگ کنونی باز کرد و بهای سنگینی به اعتبار آمریکا تحمیل کرد. نکته کلیدی دیگر بوئن درباره روحیه نسل تازه رهبران ایران است. او می‌گوید نسل قدیم، از جمله رهبر پیشین، محتاط بودند چون آمریکا همواره تهدید نابودی را بالای سرشان نگه می‌داشت. اما حالا به آنها حمله شده و نابود نشده‌اند، و نسل جدید با خود می‌اندیشد: «آن‌ها بدترین کارشان را کرده‌اند. ما هنوز اینجاییم.» در جمع‌بندی، بوئن به ارزیابی فیلیپس اوبراین، استاد روابط بین‌الملل، اشاره می‌کند که گفته بود اگر این متن درست باشد، «این یک عقب‌نشینی کامل از سوی ترامپ است و از نظر تاریخی سریع‌ترین و قاطع‌ترین شکست در یک جنگ در تاریخ ایالات متحده است.» بوئن می‌گوید گفتن این حرف شاید کمی زود باشد، چون جنگ ممکن است دوباره آغاز شود و محتمل‌ترین سناریو یک درگیری فرسایشی کم‌شدت است. اما تردیدی ندارد که این یک شکست راهبردی جدی برای آمریکا و به‌طور ضمنی برای اسرائیل است، مگر آنکه ترامپ بتواند توافقی رقم بزند که ایران را به جایی برساند که او می‌خواهد، نه جایی که خود رژیم می‌خواهد.

Panah Farhadbahman 🎒

31,229 次观看 • 4 个月前

🚨از سرگیری حملات محدود آمریکا در محور جنوب و پاسخ رژیم: دلایل و چشم انداز تحولات پیش رو🚨 تحلیل: در مقطع فعلی آمریکا با حفظ محاصره دریایی و آغاز جنگ اقتصادی دست بالا را دارد و ترجیحا قصد درگیرشدن در جنگ فراگیر با ابعاد بزرگ منطقه ای ندارد. با اینکه خیلی چیزها به رفتار نظامی جمهوری اسلامی بستگی دارد، در حال حاضر دولت #ترامپ به طور اصولی بهترین راه برای خفه سازی و تسلیم سازی رژیم را ادامه جنگ اقتصادی و در صورت نیاز عملیات نظامی محدود می بیند. از آنجاییکه ج.ا در روزهای گذشته به پایگاه امریکایی ها در اردن حمله کرد و یک تلاش برای حمله پهپادی هم به امارات نشان داد و حوثی ها هم به یک کشتی عربستان سعودی حمله کردند، ایالات متحده در چارچوب متد #چمن_زنی برای کاهش خطر حملات ج.ا به کشتی ها و نفکش ها و نیروهای آمریکایی حملاتی را عمدتا در محور جنوب از سرگرفته است. آمریکا می خواهد قدرت مانور عملیاتی اش در تنگه هرمز تثبیت شود. اما پرسش کلیدی این است مگر آمریکا پیشتر بین 7 تا 25 ژوئیه گذشته تقریبا هر شب به مواضع جمهوری اسلامی در محور جنوب حمله نکرد؟ مگر ادمیرال برد کوپر فرمانده #سنتکام نگفته بود که باید حملات متوقف شود؟ مگر او نگفته بود که حملات به سقف اثربخشی خود رسیده است؟ پس چرا آمریکا دوباره حملات را از سرگرفته؟ چه اتفاق جدیدی رخ داده است؟ نکته من همینجاست! واقعیت این است که به دلیل زمان دادن به جمهوری اسلامی و در نتیجه قطع آن حملات، رژیم در همین باز زمانی و طبق اظهارات خود منابع آمریکایی فعالیتهایی برای احیای توان پدافند، موشکهای ضد کشتی و راداری انجام داده و برخی مقامات آمریکایی تایید کرده اند که علاوه بر ادامه حملات به کشتی ها، جمهوری اسلامی قصد داشته یک جنگنده اف ۳۵ رو با ضد هوایی یا MANPAD مورد حمله قرار دهد (که البته موفق نبود). حالا آمریکا بازهم حملات را شروع کرده ولی نکته اساسی ای که همیشه تاکید داشته ام (مساله زمان) اینجا بازهم به وضوح خودش را نشان داده. اساسا مشکل اینه که خود آمریکا به رژیم زمان می دهد! و در سایه زمانی که سپری می شود [حالا تحت لوای دیپلماسی فشار، جنگ ناقص یا جنگ اقتصادی] ما شاهد تلاش هرچند محدود ج.ا برای بازسازی اش هستیم. واقعیت این است که حمله های رژیم کمتر مثل سابق روی بهای نفت تاثیر می گذارد، مضاف بر اینکه کارت تنگه هرمز هم بی اثر شده است. ولی در صورت اشتباه محاسباتی و بسته به نوع رفتار نظامی رژیمی که در گوش رینگ افتاده، این حملات ممکن است منجر به کشته شدن غیرنظامیان در کشورهای منطقه، کشته شدن سربازان آمریکایی و اساسا باعث ایجاد دردسر فرسایشی زیاد برای کشورهای منطقه می شود. برای همین است که انور قرقاش مشار رئیس امارات متحده عربی دیروز گفت وضعیت نه جنگ نه صلح راه حل درستی نیست! او به نوعی از جنگ اقتصادی آمریکا حمایت کرد ولی انتقاداتی نیز در اظهارات او نسبت به ترامپ مستتر بود. جمهوری اسلامی در موقعیت افتضاحی است، اگر دست رو دست بگذارد کارت های باقی مانده اش را هم از دست می دهد. رژیم نمی تواند اهرم سازی موثر کند ولی می تواند با درگیری نظامی زیر آستانه جنگ تمام عیار زمان بخرد و آمریکا را در یک جنگ فرسایشی نگه دارد. ------ حرفهای بسنت و عجله در تحلیل و قضاوت ------ حرفهای اسکات بسنت در بوته عمل قابل سنجش است. مقامات آمریکایی از جمله خود ترامپ اظهارات ضد و نقیض زیادی داشته و دارند چرا که بر اساس ابهام جلو می روند. خود حرفهای بسنت دارای تناقضات زیادی است هرچند اصل سیاست اش درست است. بسنت در دولت تصمیم گیرنده اصلی نیست و این ترامپ است که تصمیم می گیرد و تا زمانی که نگوید رژیم جمهوری اسلامی باید برود و #شاهزاده_رضا_پهلوی را به رسمیت نشناسد و #اسرائیل وارد کارزار نظامی برای حذف فیزیکی نشود حرفها معیار سنجش معتبر برای من نیست. هنوز با اطمینان نمی توان گفت دولت ترامپ صد در صد خواهان تغییر رژیم در ایران به معنای واقعی است. تغییر رژیم به معنای واقعی با نبرد تن به تن مردم ایران و سپاه و حمایت مستقیم نظامی آمریکا/اسرائیل و تسخیر مراکز حکومتی و ... هزاران فاکتور دیگر رخ خواهد داد. فعلا چنین علائمی دیده نمی شود. تعییر رژیم در توییتر نیز رخ نمی دهد. در کف خیابان رخ می دهد! به رغم اظهارات مقامات آمریکایی هنوز یک نارسایی در راهبرد آمریکا وجود دارد: یک مشکل این است که این زور نظامی ای که آمریکا تا الان بکار گرفته نه آنقدر است که جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم کند و نه آنقدر که رژیم را ساقط کند. اگر هدف آمریکا تغییر رژیم به معنای واقعی باشد ایجاد فلج اقتصادی و معیشتی در چارچوب جنگ اقتصادی فقط یک شرط لازم است اما شرط کافی نیست. شرط کافی برای سقوط و تغییر رژیم حمایت از مردم و بکارگیری اهرم نظامی قدرتمند از جمله اقدام ترکیبی است (همان چیزی که داوید برنئا رئیس پیشین #موساد چند روز پیش بیان کرد، او گفت جنگ اقتصادی کافی نیست.) شاید عده ای اینطور استدلال کنند که هنوز جا هست که جمهوری اسلامی از نظر اقتصادی ضعیفتر شود تا شرایط خیزش مردم فراهم شود. این را هم اگر مفروض بدانیم بازهم باید بدانیم که با دادن زمان به ج.ا حکومت می تواند قوای سرکوب را تقویت کند و منابع مالی برای سرکوب را حفظ و خود را برای جنگ با مردم مهیا تر کند. رژیم منابع مالی برای کشتار و نه اداره کشور را نزد خود نگه می دارد. نکته اساسی همیشگی من این است که با گذشت زمان ریسک پیچیده تر شدن و خطرناک تر شدن اوضاع در ایران واقعی و جدی است. بنابراین ما به شفافیت راهبردی نیاز از سوی آمریکا نیاز داریم: دولت ترامپ باید با دادن اولتیماتوم نهایی خواستار تسلیم بی قید و شرط ج.ا شود و اگر ج.ا تسلیم نشد دائما حرف نزند بلکه اقدام نظامی فراگیر را با هدف کمک به مردم ایران برای تغییر رژیم انجام دهد. با این اقدامات نیم بند نظامی نمیتوان ج.ا را ساقط کرد! یک مشکل دیگر: این اقدامات نیم بند آمریکا زیر سایه جنگ اقتصادی وقتی با دادن زمان به حکومت ادامه پیدا میکنه و وقتی ج.ا کشورهای منطقه را در واکنش هدف قرار می دهد، معادله راهبردی برای اسرائیل و کشورهای منطقه پیچیده تر و خطرناک تر میشود. چرا؟ چون امریکا مدیریت ریسک را با تکرار این سیکل اقدامات نظامی ناتمام و نیم بند عمدتا به کشورهای منطقه از جمله اسرائیل و عربستان و امارات و ... واگذار می کند. خودش عقب می کشد و اعلام پیروزی می کند ولی همیشه بار اصلی بازدارندگی و ریسک پذیری را به دوش کشورهای منطقه می اندازد. این در حالیست که اسرائیل و کشورهای عربی نمی توانند بازدارندگی خود را فدای زنجیره ای از کنش ها واکنش ها کنند و توان بازدارندگی شان را در برابر این چرخه های تکراری درگیری فرسوده کنند. من فکر نمی کنم تهدیدهای ج.ا بدون اقدامات نظامی فراگیر و بزرگ و قاطع آمریکا به شکلی که ساختار حکمرانی به طور فیزیکی از بین برود به طور مطمئن برطرف شود. آمریکا در نهایت راهی جز دادن هزینه مالی و جانی برای ساقط کردن رژیم ندارد. این هزینه را آمریکا نیز باید بدهد حتی با خون!

Hossein Aghaie, Ph.D.

72,306 次观看 • 28 天前

🚨جنگ در مرحله جدید اما پایانی خود قرار دارد، مرحله ای که می تواند طولانی باشد. مرحله نهایی جنگ مرحله آخرین محاسبه های آمریکا و جمهوری اسلامی است و گامهای کوچک نیز مهمترین و موثرترین تاثیرات را بر ادامه این رویارویی دارد. از آنجایی که #ترامپ و جی دی ونس می گویند این یک جنگ نیست بلکه یک درگیری نظامی است، می توان اینطور استنباط کرد که آمریکا احتمالا می داند که مراحل پایانی جنگ شاید طولانی خواهد شد و نیاز به کاهش حساسیت افکار عمومی در رابطه با جنگ دارد. بر اساس محاسبه آمریکا، ترامپ فعلا نیازی به جنگ بزرگ ندارد، به دلایل زیر: - آمریکا با حملات محدود می تواند ج.ا را تضعیف کند (احتمالا حملات به شکل چمن زنی در جنوب هرازگاهی ادامه می یابد و کوه کلنگ نیز دیر یا زود هدف قرار می گیرد) - آمریکا می تواند ۱۷ تا ۱۸ میلیون بشکه نفت در روز را از مسیرهای جایگزین در تنگه هرمز عبور بدهد، - آمریکا می داند که حملات جمهوری اسلامی مانع بزرگی برای عبور این نفتکش ها نشده - آمریکا می داند که جنگ اقتصادی در نهایت ج.ا را از نظر اقتصادی از پای در خواهد آورد و وقتی ج.ا تسلیم نشود احتمالا اعتراضات مردمی شکل خواهد گرفت. بنابراین آمریکا در در موقعیت برتر صرفا روند فروپاشی جمهوری اسلامی را نظاره گر هست. آنچه خیلی تعیین کننده است محاسبه جمهوری اسلامی و گام بعدی اش است چرا که اقتصاد ایران در نهایت برای بقا به صادرات نفت و کاهش تحریم نیاز خواهد داشت. شاید جمهوری اسلامی برای ادامه سرکوب منابع لازم را برای مدتی در اختیار داشته باشد ولی اقتصاد کشور با ادامه این روند کاملا از هم فروخواهد پاشید. بعید بنظر می رسد که آمریکا در مقطع فعلی اقدامی جز حملات محدود انجام دهد. توپ در زمین جمهوری اسلامی است: این رژیم است که در حال از دست دادن کارت های بازی است و با ادامه جنگ اقتصادی باید (از دید راهبردی) کاری کند که این وضعیت را بشکند. سه سناریو در رابطه با واکنش یا محاسبه ج.ا وجود دارد: - خطرناک ترین سناریو (بازی با ریسک بالا): جمهوری اسلامی به زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه و حتی به اسرائیل حمله کند؛ - ادامه حملات محدود به کشورهای منطقه و کشتی ها اما بدون اثربخشی راهبردی (در منطقه خاکستری) - عدم واکنش و زمان خریدن برای آمادگی جهت خیزش مردم و سرکوب و جنگ تمام عیار بعدی با این همه بعید بنظر می رسد که جمهوری اسلامی به این زودی ها بازی با ریسک بالا انجام دهد چون با آن روش خودزنی کرده و سقوطش را نزدیک تر می کند. محاسبه #اسرائیل نیز بسیار مهم است: محاسبه اسرائیل احتمالا این است که به احتمال زیاد یک جرقه ای در ایران روشن خواهد شد، مثل اقدام خطرناک جمهوری اسلامی یا خیزش مردمی و .... جیمز جفری از دیپلماتهای برجسته آمریکایی که یک زمانی مشاور عالی کاندولیزا رایس وزیر خارجه اسبق آمریکا بود اخیرا در یادداشتی در فارن افرز نوشته که آمریکا باید برای گزینه بازی پرخطر جمهوری اسلامی کاملا آماده باشد و پاسخی ویرانگر به رژیم بدهد. اگر جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل اقدامی پیشدستانه انجام دهد و واکنش خطرناک نشان دهد بدون تردید تأسیسات انرژی، از جمله پالایشگاهها و تاسیسات برق، و سایتهای باقیمانده موشکی و پهپادی در ایران منهدم خواهد شد و کاتالیزور سرنگونی فراهم می شود. اگر جمهوری اسلامی هیچ واکنشی نشان ندهد نیز روز به روز شاهد وضعیت بدتر و در نهایت جرقه اعتراضات مردمی خواهد بود و اسرائیل در آن مقطع می تواند وارد شود. به همین خاطر جمهوری اسلامی فعلا زمان می خرد اما باید پنجره تنفس و زمان خریدن را بست. طولانی تر شدن این جنگ لزوما به نفع آمریکا و اسرائیل نیست.

Hossein Aghaie, Ph.D.

20,241 次观看 • 25 天前