Video yükleniyor...

Video Yüklenemedi

Ana Sayfaya Dön

من سه بار دیدم یعنی اوضاع خرابه؟ 🫠🫠 اما هنوزم می‌گم تنهایی بهتره اما سگ تو احساس تنهایی.

155,162 görüntüleme • 1 yıl önce •via X (Twitter)

11 Yorum

سبزینه ی بنفش!!! profil fotoğrafı
سبزینه ی بنفش!!!1 yıl önce

@saramnsara این قسمت از آقای همساده رو از اول شب دارم نگاه میکنمو باهاش اشک میریزم من تنهایی رو انتخاب نکردم من آدم تنها موندن نبودم مجبور شدم روزگار مجبورم کرد الان پناهم این تنهاییه

Sara profil fotoğrafı
Sara1 yıl önce

گاهی تنهایی واسه آدم کمک بزرگیه. ناراحتش نباش.

هــدیــه profil fotoğrafı
هــدیــه1 yıl önce

@saramnsara دلیل اینکه این کلیپ و بیشتر از یک بار نگاه کردم معصومیت و خوشگلی و بغض این دختر بود

Sara profil fotoğrafı
Sara1 yıl önce

🤍✨️

سارِ تنها profil fotoğrafı
سارِ تنها1 yıl önce

@saramnsara تنهایی یه خاصیتی داره که دوسش نداری ولی به شدت بهش عادت میکنی

Sara profil fotoğrafı
Sara1 yıl önce

👌

ha.shahriari profil fotoğrafı
ha.shahriari1 yıl önce

@saramnsara ما تنهایی رو انتخاب نکردیم اگر منظور داشتن پارتنر هست ، به اون به دیده سرگرمی نگاه کردیم ، دلمون رو زد و گذاشتیمش کنار ، اومدیم تو انواع فضاهای مجازی و شروع کردیم اونجا دور دور ، یه لحظه نگاه کردیم دیدیم ساعت شده ۲ شب و هر شب و هر روز تکرار این نظر شخصی منه و جنسیت توش مطرح نیست

Sara profil fotoğrafı
Sara1 yıl önce

نه لزوما شریک عاطفی منظورم نبود حس تنهایی در کنار آدما منظورم بود.

mohsen yasi profil fotoğrafı
mohsen yasi1 yıl önce

@saramnsara توقعات نابجا، قوانین نامتعارف، فرهنگ اشتباه، باج خواهی و باج گیری عاطفی و اقتصاد بیمار از جمله دلایل تنهایی در ایران است.

تراویس profil fotoğrafı
تراویس1 yıl önce

@saramnsara

Sara profil fotoğrafı
Sara1 yıl önce

😔😔

Benzer Videolar

مرتضی نصیری، همسایه و هم‌بازی دوران کودکی‌ام در پروان بود. پدر او، استاد ایشان، از دوستان صمیمی پدرم بود. در دور نخست اشغال شمالی به‌دست طالبان، استاد نور، کاکای مرتضی را شهید کردند. پس از آن، پدر مرتضی همراه با همسر برادر شهیدش به ایران پناه بردند. مرتضی در سال ۲۰۱۴ به آلمان مهاجرت کرد، اما سال‌ها به‌دلیل نداشتن مدرک هویتی در بلاتکلیفی زندگی می‌کرد. اداره مهاجرت آلمان از صدور اقامت برایش خودداری می‌کرد. در این مدت، با چند تیم محلی فوتبال بازی می‌کرد، اما پس از آسیب‌دیدگی شدید از ناحیه پا، خانه‌نشین شد و به‌شدت افسرده گردید. دو سال در بستر بیماری بود. چندین‌بار با خانواده‌اش گفته بود: «دیگر تحمل این بلاتکلیفی را ندارم، برمی‌گردم.» اما خانواده‌اش که از وضعیت مهاجرین در ایران آگاه بودند، گفتند: «نیا، این‌جا هم اوضاع خوب نیست.» مرتضی، خسته از رنج‌های پنهان و زخم‌های بی‌مرهم مهاجرت، سرانجام نتوانست بار غربت و تنهایی و بی‌سرنوشتی را بیشتر تحمل کند و چند روز پیش با خودکشی به زندگی پردردش پایان داد. یادش گرامی، روحش در آرامش باد.

HamedRahguzar

11,742 görüntüleme • 1 yıl önce